محاسبه قیمت طلا: ماشینحساب و فرمول طلای نو، دستدوم و آبشده (۱۴۰۵)
فهرست مطالب۱۵ بخش
- مبلغ قابل معامله: تومان
- فرمول محاسبه قیمت طلا در چهار قدم
- میانبُرِ ذهنی: یک ضرب ساده
- قدم اول: قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار را از کجا بیاوریم؟
- قدم دوم: وزن و عیار را درست بخوانید
- قدم سوم: اجرت ساخت چقدر است؟
- قدم چهارم: سود فروشنده چند درصد است؟
- مالیات طلا به چه بخشی تعلق میگیرد؟
- مثال عددی: محاسبه قیمت طلا برای یک دستبند ۸٫۵ گرمی
- هر درصد اجرت چقدر روی قیمت نهایی مینشیند؟
- قیمت طلای دستدوم چطور حساب میشود؟
- فروش طلا: چقدر به دستتان میرسد؟
- محاسبه قیمت طلای آبشده
- فاکتور طلا را چطور بخوانیم؟ (چکلیست)
- هفت اشتباهی که در محاسبه طلا پولتان را میبرد
- برای پسانداز، کدام شکلِ طلا کمهزینهتر است؟
- سوالات متداول
- جمعبندی

محاسبه قیمت طلا با چهار عدد انجام میشود. اول وزن را در قیمتِ روزِ یک گرم طلای ۱۸ عیار ضرب کنید؛ این ارزشِ خودِ طلاست. بعد اجرتِ ساخت را اضافه کنید. روی جمعِ این دو، حداکثر ۷٪ سودِ فروشنده بگذارید. در آخر ۱۰٪ مالیات را فقط روی اجرت و سود حساب کنید، نه روی کلِ طلا.
خیلیها از من میپرسند: «طلا را گران خریدم، فردایش رفتم بفروشم، کلی کمتر دادند. سرم کلاه رفته؟» بیشترِ وقتها نه. فقط کسی به آنها نگفته بود که در فاکتور چه چیزهایی کنارِ طلا آمده و کدامشان روزِ فروش برنمیگردد. این راهنما همین را قدمبهقدم و با عددهای ساده باز میکند.
ماشینحسابِ بالای همین صفحه حساب را خودکار انجام میدهد. ماشینحسابِ اپلیکیشن حامد ثقفی هم همین کار را در گوشی میکند. ولی توصیهٔ من این است که خودِ فرمول را یک بار یاد بگیرید. آن وقت اگر عددِ فاکتور با حسابِ شما نخواند، میتوانید روی کاغذ به فروشنده نشان بدهید که اختلاف از کجاست.
فرمول محاسبه قیمت طلا در چهار قدم
اول یک تشبیه. فرض کنید پارچهای خریدهاید و دادهاید خیاط برایتان لباس بدوزد. پولِ لباس میشود پولِ پارچه، بهعلاوهٔ دستمزدِ خیاط، بهعلاوهٔ سودِ مغازه. طلای زینتی هم همین است: طلا همان پارچه است و اجرت همان دستمزدِ دوخت. فرقش این است که روزِ فروش، طلافروش فقط پولِ «پارچه» را به شما میدهد.
قیمتی که طلافروش روی فاکتور مینویسد از چهار تکه ساخته شده است. ترتیب مهم است، چون هر تکه روی تکهٔ قبلی حساب میشود:
- ارزشِ طلا = وزن (گرم) × قیمتِ یک گرم ۱۸ عیار × (عیار ÷ ۷۵۰)
- اجرتِ ساخت = ارزشِ طلا × درصدِ اجرت؛ یا اگر اجرت تومانی است، وزن × اجرتِ هر گرم
- سودِ فروشنده = (ارزشِ طلا + اجرت) × ۷٪
- مالیات بر ارزش افزوده = (اجرت + سودِ فروشنده) × ۱۰٪
قیمتِ نهایی = ارزشِ طلا + اجرت + سود + مالیات. اگر قطعه نگین یا سنگ دارد، قیمتِ آن هم جدا به این جمع اضافه میشود.
تقریباً همهٔ زیورآلاتِ طلافروشیهای ایران ۱۸ عیار، یعنی ۷۵۰ هستند. پس «عیار ÷ ۷۵۰» معمولاً یک میشود. با این حال من آن را در فرمول نگه میدارم. روزی که قطعهای با عیارِ دیگر خریدید یا خواستید طلای کهنه بفروشید، همین تکه به کارتان میآید.
میانبُرِ ذهنی: یک ضرب ساده
وقتی اجرت درصدی است، چهار قدم را میشود در یک ضریب خلاصه کرد:
قیمتِ نهایی = ارزشِ طلا × [(۱ + نرخِ مالیات) × (۱ + درصدِ اجرت) × (۱ + درصدِ سود) − نرخِ مالیات]
مثلاً با اجرتِ ۱۸٪، سودِ ۷٪ و مالیاتِ ۱۰٪، ضریب حدودِ ۱٫۲۹ میشود. یعنی چنین قطعهای حدودِ ۲۹٪ گرانتر از طلای خامش تمام میشود. این عدد را که بدانید، جلوی ویترین هم با یک ضرب میفهمید قیمتِ پیشنهادی منطقی است یا نه.
تا اینجا شکلِ کلیِ فرمول را دیدیم. حالا هر عدد را جدا بررسی کنیم، از مهمترینش شروع کنیم.
قدم اول: قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار را از کجا بیاوریم؟
در ایران وقتی میگویند «یک گرم طلا»، منظور یک گرم طلای ۱۸ عیار است. همهٔ حساب به همین یک عدد بند است. این عدد هر روز، و در روزهای پرنوسان هر ساعت، عوض میشود. پس آن را از جایی بردارید که لحظهای بهروز میشود. قیمتِ زندهٔ گرم ۱۸ و ۲۴ عیار، مثقال و انس را در صفحهٔ قیمت طلا امروز میبینید.
در بازار قیمت را به دو شکل میگویند: «گرمی چند؟» یا «مثقالی چند؟». قیمتِ مثقال را مظنه هم میگویند. مظنه یعنی قیمتِ یک مثقال (حدودِ ۴٫۶ گرم) طلای آبشده با عیارِ ۷۰۵. این دو عدد هم وزنشان فرق دارد و هم عیارشان. برای همین مستقیم با هم مقایسه نمیشوند.
تبدیلشان یک تقسیمِ ساده است: مظنه ÷ ۴٫۳۳۱۸ = قیمتِ یک گرم ۱۸ عیار. برعکسش هم درست است: قیمتِ گرم × ۴٫۳۳۱۸ = مظنه. عددِ ۴٫۳۳۱۸ هر دو فرق را یکجا در خودش دارد: وزنِ مثقال (۴٫۶۰۸۳ گرم) ضرب در ۷۰۵ ÷ ۷۵۰. مثلاً اگر مظنه ۴۳ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان باشد، هر گرم ۱۸ عیار حدودِ ۱۰ میلیون تومان است. جزئیاتِ این تبدیل در مقالهٔ یک مثقال طلا چند گرم است آمده است.
ریشهٔ همهٔ این قیمتها انسِ جهانی و دلار است. قیمتِ بیحبابِ یک گرم ۱۸ عیار تقریباً این است: انس × دلارِ بازارِ آزاد ÷ ۴۱٫۴۷. فاصلهٔ این عدد با قیمتِ بازارِ داخل را «حباب» میگویند. معمولاً بین منفیِ یکی دو درصد تا مثبتِ یکی دو درصد است. رابطهٔ این دو را در مقالهٔ انس طلا چیست توضیح دادهام.
یک نکتهٔ عملی: قیمتِ گرم را از دو سه مغازه بپرسید. معمولاً نزدیک به هم است، ولی در بازارِ اصلیِ شهر معمولاً بهتر از مغازهٔ سرِ خیابان است. بپرسید عددِ روی تابلو نرخِ «فروش به شما» است یا «خرید از شما».
پس پیش از هر حسابی، اول بپرسید: «آقا گرمی چند؟» و همان عدد را روی کاغذ بنویسید.
قدم دوم: وزن و عیار را درست بخوانید
ترازوی طلافروشی وزن را تا سه رقم اعشار نشان میدهد. هر هزارمِ گرم را «سوت» میگویند. مثلاً ۴٫۲۴۰ گرم را در بازار «چهار گرم و دویست و چهل سوت» میخوانند. ۶٫۵ گرم هم میشود «شش گرم و پانصد سوت». همین که اینطور حرف بزنید، فروشنده میفهمد با یک خریدارِ آگاه طرف است.
وزنِ نگین، سنگ، مروارید، چرم و قفلِ غیرطلا باید جدا شود. اگر اینها را به وزنِ طلا حساب کنند، شما بابتِ سنگ پولِ طلا دادهاید. وزنِ سنگ و نگین معمولاً با «قیراط» گفته میشود: هر قیراط ۰٫۲ گرم است، یعنی هر گرم ۵ قیراط. قیراط فقط برای سنگ است، نه برای خودِ طلا.
عیار یعنی چند درصدِ قطعه واقعاً طلاست. در ایران عیار را سه جور میگویند: «۱۸ عیار»، «۷۵۰» و «۷۵ درصد»؛ هر سه یک معنا دارند. تبدیلش ساده است: ۱۸ ÷ ۲۴ × ۱۰۰۰ = ۷۵۰. روی طلای زینتی معمولاً یک نشانِ کوچک مثلِ 18K حک شده که به آن «انگ» میگویند. جدولِ زیر ضریبِ عیارهای رایج را نشان میدهد؛ این ضریب را در قیمتِ گرم ۱۸ عیار ضرب کنید:
| عیار (از ۲۴) | عیار (از ۱۰۰۰) | ضریب (عیار ÷ ۷۵۰) | کجا میبینیم |
|---|---|---|---|
| ۲۴ | ۹۹۵ تا ۹۹۹٫۹ | حدودِ ۱٫۳۳ | شمش و طلای خالص |
| ۲۱ | ۸۷۵ | ۱٫۱۶۷ | بعضی زیورآلاتِ وارداتی |
| ۱۸ | ۷۵۰ | ۱ | تقریباً همهٔ زیورآلاتِ بازارِ ایران |
| حدودِ ۱۷ | ۷۰۵ | ۰٫۹۴ | مبنای مظنه و بیشترِ طلای آبشده |
| ۱۴ | ۵۸۵ | ۰٫۷۸ | زیورآلاتِ ارزانترِ وارداتی |
مثلاً ۱۰ گرم طلای ۷۰۵ همانقدر میارزد که ۹٫۴ گرم طلای ۱۸ عیار. یعنی وزنِ بیشتر همیشه به معنای طلای بیشتر نیست؛ وزن را همیشه کنارِ عیار ببینید. اگر دربارهٔ انگ و روشهای سنجشِ عیار کنجکاوید، مقالهٔ عیار طلا چیست و چگونه محاسبه میشود را بخوانید.
قدم سوم: اجرت ساخت چقدر است؟
اجرت یعنی دستمزدِ طراحی، ساخت و پرداختِ قطعه. بزرگترین و متغیرترین عددِ فاکتور هم همین است. نرخِ ثابتِ قانونی ندارد و هر کارگاه و مغازه خودش تعیینش میکند. اجرت را دو جور اعلام میکنند:
- درصدی: درصدی از ارزشِ طلا، مثلاً ۱۸٪. با گرانشدنِ طلا، اجرت هم به تومان بالا میرود.
- تومانیِ هر گرم: مبلغی ثابت برای هر گرم. آن وقت اجرت = وزن × اجرتِ هر گرم. وقتی طلا گران است، اجرتِ تومانی معمولاً به نفعِ خریدار است.
بازههای زیر تقریبیاند و از مغازهای به مغازهٔ دیگر فرق میکنند. فقط برای این است که بدانید عددِ پیشنهادی کم است یا زیاد:
| نوعِ قطعه | اجرتِ رایج | توضیح |
|---|---|---|
| النگو، زنجیر و پلاکِ سادهٔ ماشینی | کم؛ حدودِ ۵ تا ۱۲٪ | تولیدِ انبوه و طرحِ ساده |
| دستبند و گردنبندِ طرحدار | متوسط؛ حدودِ ۱۵ تا ۲۵٪ | بسته به ظرافت و برند |
| دستساز، میناکاری، نگیندار | زیاد؛ ۲۵٪ و بیشتر | قیمتِ نگین معمولاً جدا حساب میشود |
همین جدول نشان میدهد چرا دو قطعه با وزنِ برابر ممکن است چند میلیون تومان با هم فرق داشته باشند. منطقِ اجرت و راههای کمکردنش را در مقالهٔ اجرت ساخت طلا چیست مفصل نوشتهام.
قدم چهارم: سود فروشنده چند درصد است؟
سودِ فروشنده دستمزدِ مغازه است. روی جمعِ ارزشِ طلا و اجرت حساب میشود، نه فقط روی طلا. سقفی که اتحادیهٔ طلا و جواهر برای آن گذاشته ۷٪ است. بعضی مغازهها برای خریدِ بزرگ یا مشتریِ آشنا کمتر هم میگیرند.
این سلاحِ شماست: موقعِ خرید بپرسید «سودِ خودتان را چند درصد حساب کردهاید؟» بیشتر از ۷ نمیتواند بگوید. روی سود و اجرت میشود چانه زد؛ ولی مالیات قانونی است و جای چانهزدن ندارد.
مالیات طلا به چه بخشی تعلق میگیرد؟
مالیات بر ارزش افزوده فقط به اجرت، سودِ فروشنده و حقالعمل تعلق میگیرد. خودِ طلا معاف است. نرخ را قانونِ بودجه تعیین میکند و طبقِ قانونِ بودجهٔ ۱۴۰۵، مثلِ سالِ ۱۴۰۴، ۱۰٪ است. سالها این نرخ ۹٪ بود؛ برای همین هنوز بعضی مطلبها و ماشینحسابهای قدیمی با ۹٪ حساب میکنند. اگر در ماشینحسابِ بالای همین صفحه درصدِ مالیات ۹ نوشته شده بود، آن را ۱۰ کنید.
رایجترین اشتباه این است که ۱۰٪ را روی کلِ مبلغ بکشند. قدیم واقعاً همینطور حساب میکردند، ولی چند سالی است قانون عوض شده. در مثالِ پایینِ همین صفحه، مالیاتِ درست حدودِ ۲٫۲ میلیون تومان است. اگر روی کلِ فاکتور حساب شود، بیش از ۱۰ میلیون تومان درمیآید؛ تقریباً پنج برابر. پس اگر عددِ مالیات به چشمتان بزرگ آمد، حتماً بپرسید روی چه مبلغی حساب شده است.
یک مالیاتِ دیگر هم در راه است که ربطی به فاکتور ندارد. قانونِ مالیات بر سوداگری و سفتهبازی مرداد ۱۴۰۴ ابلاغ شد و برای سودِ خرید و فروشِ کوتاهمدتِ طلا، ارز، خودرو و ملک مالیات گذاشته است. طبقِ اعلامِ سازمان امور مالیاتی، اجرایش از اردیبهشت ۱۴۰۶ به بعد و پس از آمادهشدنِ سامانهاش است. این مالیات روی فاکتورِ خرید نمیآید و در حسابِ قیمت جایی ندارد.
مثال عددی: محاسبه قیمت طلا برای یک دستبند ۸٫۵ گرمی
بیایید با هم یک فاکتور را خطبهخط حساب کنیم. برای اینکه عددها گرد باشند، قیمتِ هر گرم ۱۸ عیار را فرضاً ۱۰ میلیون تومان میگیریم. این فقط مثال است؛ عددِ امروز را از صفحهٔ قیمت طلا بردارید و جایش بگذارید. دستبندِ ما ۸ گرم و ۵۰۰ سوت وزن دارد، عیارش ۷۵۰ است، اجرتش ۱۸٪، سودِ فروشنده ۷٪ و مالیات ۱۰٪.
| ردیف | چطور حساب شد | مبلغ (تومان) |
|---|---|---|
| ارزشِ طلا | ۸٫۵ × ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ | ۸۵٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| اجرتِ ساخت | ۸۵٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۱۸٪ | ۱۵٬۳۰۰٬۰۰۰ |
| سودِ فروشنده | (۸۵٬۰۰۰٬۰۰۰ + ۱۵٬۳۰۰٬۰۰۰) × ۷٪ | ۷٬۰۲۱٬۰۰۰ |
| مالیات بر ارزش افزوده | (۱۵٬۳۰۰٬۰۰۰ + ۷٬۰۲۱٬۰۰۰) × ۱۰٪ | ۲٬۲۳۲٬۱۰۰ |
| قیمتِ نهایی | جمعِ چهار ردیف | ۱۰۹٬۵۵۳٬۱۰۰ |

از این حدودِ ۱۰۹٫۶ میلیون تومان، فقط ۸۵ میلیون طلاست. حدودِ ۲۴٫۶ میلیون تومان صرفِ اجرت، سود و مالیات شده است. یعنی شما این طلا را حدودِ ۲۹٪ گرانتر از ارزشِ خودِ طلا خریدهاید. اگر بخواهیم با زبانِ بازار بگوییم، این همان «حباب»ِ طلای زینتی است و عدد بسیار بزرگی است. برای مقایسه، حبابِ یکی دو درصدی را در شمش و آبشده معقول میدانیم.
پس اگر برای مهمانی یا هدیه میخرید، ایرادی ندارد. فقط بدانید این ۲۴٫۶ میلیون تومان بهای زیبایی است، نه سرمایه.
هر درصد اجرت چقدر روی قیمت نهایی مینشیند؟
جدولِ زیر با همان سودِ ۷٪ و مالیاتِ ۱۰٪ نشان میدهد قطعه چقدر گرانتر از طلای خامش تمام میشود. ستونِ آخر از همه مهمتر است. میگوید اگر بخواهید همان قطعه را بعداً به طلافروشی بفروشید، قیمتِ طلا باید چقدر بالا برود تا فقط پولِ خودتان برگردد:
| اجرتِ ساخت | ضریبِ قیمتِ نهایی | گرانتر از طلای خام | رشدِ لازمِ قیمتِ طلا برای سربهسر |
|---|---|---|---|
| ۰٪ (طلای دستدوم) | ۱٫۰۷۷ | ۷٫۷٪ | حدودِ ۹٪ |
| ۵٪ | ۱٫۱۳۶ | ۱۳٫۶٪ | حدودِ ۱۵٪ |
| ۱۰٪ | ۱٫۱۹۵ | ۱۹٫۵٪ | حدودِ ۲۱٪ |
| ۱۵٪ | ۱٫۲۵۴ | ۲۵٫۴٪ | حدودِ ۲۷٪ |
| ۲۰٪ | ۱٫۳۱۲ | ۳۱٫۲٪ | حدودِ ۳۳٪ |
| ۲۵٪ | ۱٫۳۷۱ | ۳۷٫۱٪ | حدودِ ۳۹٪ |
| ۳۰٪ | ۱٫۴۳۰ | ۴۳٫۰٪ | حدودِ ۴۵٪ |
یعنی قطعهای با اجرتِ ۲۰٪ تا وقتی طلا یکسوم گران نشده، حتی پولِ خودش را هم پس نمیدهد. برای همین است که من همیشه با تأکید میگویم: طلای زینتی را برای سرمایهگذاری نخرید.
یک مثالِ ملموستر: فرض کنید سالها پساندازتان را طلای زینتی خریده باشید تا روزی با آن خانه بخرید. اگر با همان پول میتوانستید خانهٔ ۱۰۰ متری بخرید، احتمالاً حالا فقط ۵۰ یا ۶۰ متری دستتان را میگیرد. بحثِ کاملترش در مقالهٔ سرمایهگذاری در طلای زینتی آمده است.
قیمت طلای دستدوم چطور حساب میشود؟
طلای دستدوم را در بازار «کارکرده» یا «مستعمل» هم میگویند. اجرت ندارد، چون خریدارِ اول آن را داده است. پس مالیاتِ اجرت هم ندارد و همین آن را خیلی ارزانتر میکند. فروشنده معمولاً فقط سودِ خودش را، حداکثر ۷٪، روی ارزشِ طلا میگذارد:
قیمتِ طلای دستدوم = ارزشِ طلا + (ارزشِ طلا × درصدِ سود)
با همان قیمتِ فرضیِ گرمی ۱۰ میلیون تومان، دستبندِ ۸٫۵ گرمیِ دستدوم با سودِ ۷٪ میشود: ۸۵٬۰۰۰٬۰۰۰ + ۵٬۹۵۰٬۰۰۰ = ۹۰٬۹۵۰٬۰۰۰ تومان. اگر مغازه روی همین سود هم ۱۰٪ مالیات بنویسد، ۵۹۵ هزار تومان دیگر اضافه میشود. در هر حال حدودِ ۱۸ میلیون تومان ارزانتر از همان قطعهٔ نو است.
یک نکتهٔ قانونی هم هست. تیر ۱۴۰۳ اتحادیهٔ طلا اعلام کرد واحدهای صنفی حقِ فروشِ طلای دستدوم را ندارند و باید آن را ذوب کنند. خریدِ طلای کهنه از مردم آزاد ماند. این قاعده در اجرا یکدست نبوده و ممکن است دوباره عوض شود. پس همان موقع از فروشنده بپرسید الان فروشِ دستدوم مجاز است یا نه.
ارزانی هزینهای هم دارد. طلای دستدوم مثلِ ماشینِ دستدوم است: ماشینِ صفر را میدانید چیست، ولی معلوم نیست در ماشینِ کارکرده چه چیزی عوض شده. این خطرها را جدی بگیرید:
- عیارِ مبهم: ممکن است در فاکتور «۱۸ عیار» نوشته باشد ولی واقعاً نباشد. قطعهٔ قدیمی کدهای استانداردِ امروز را ندارد و نمیشود مثلِ آبشده تکهای از آن برید و عیارسنجی کرد.
- جرم و کثیفی: کرم و چربیِ پوست روی قطعه مینشیند و وزنش را بالا میبرد. قطعه باید جرمگیریشده وزن شود، وگرنه پولِ کثیفی را هم میدهید.
- فنر: در بعضی طلاهای قدیمی فنری از فلزِ دیگر داخلِ قطعه است که دیده نمیشود. روی وزنِ طلا، پولِ آن فلز را هم میدهید.
- فاکتور: فقط از مغازهٔ دارای پروانهٔ کسب بخرید و فاکتورِ کامل بگیرید. روزِ فروش ممکن است بپرسند «این طلا را از کجا آوردهاید؟».
مقایسهٔ کاملِ این دو انتخاب در طلای نو یا دست دوم آمده است. برای اطمینان از اصلبودنِ قطعه هم روشهای تشخیصِ طلای اصل از تقلبی به کارتان میآید.
فروش طلا: چقدر به دستتان میرسد؟
جوابِ کوتاه: فقط پولِ خودِ طلا، آن هم کمی کمتر. اجرت، سود و مالیاتی که روزِ خرید دادهاید برنمیگردد. فرمولِ مبلغی که میگیرید این است:
مبلغِ فروش = وزنِ طلا × قیمتِ یک گرم ۱۸ عیار × (۷۴۰ ÷ ۷۵۰)
بیشترِ طلافروشیها طلای کهنهٔ ۱۸ عیار را با عیارِ ۷۴۰ حساب میکنند، نه ۷۵۰. یعنی حدودِ ۱٫۳٪ کمتر. دلیلشان احتمالِ لحیم و افتِ عیار هنگامِ ذوب است. بعضی مغازهها هم بهجای این کار نرخِ گرم را کمی پایینتر میگذارند. هر دو یک معنا دارند. اگر قطعه شکسته یا تاخورده باشد، ممکن است یک تا پنج درصدِ دیگر هم کم کنند.
بیایید دستبندِ مثالمان را همان روزی که خریدهایم بفروشیم: ۸۵٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۷۴۰ ÷ ۷۵۰ = حدودِ ۸۳٬۸۶۷٬۰۰۰ تومان. یعنی حدودِ ۲۵٫۷ میلیون تومان کمتر از پولی که دادیم؛ نزدیکِ ۲۳٪. برای پرکردنِ این شکاف، قیمتِ طلا باید حدودِ ۳۱٪ بالا برود. این یعنی اگر همین الان بخرید و ده دقیقه بعد به مغازهٔ کناری بفروشید، یکچهارمِ پولتان رفته است.

برای اینکه موقعِ فروش کمتر ضرر کنید:
- فاکتورِ خرید را همراه ببرید. فروشِ طلای بیفاکتور هم سختتر است و هم قیمتِ بدتری میگیرد.
- وزنِ نگین و ملحقات را جدا کنید و برایشان جداگانه به توافق برسید، چون آنها را به قیمتِ طلا نمیخرند.
- از دو سه مغازه قیمت بگیرید و بپرسید با چه عیاری حساب میکنند.
- اگر قطعه شکسته است و در شهرتان بازارِ آبشده هست، با فاکتور به مغازههای آبشدهفروشی هم سر بزنید. شاید آنجا قیمتِ بهتری بدهند.
اگر دربارهٔ زمانِ فروش تردید دارید، مقالهٔ کی طلا بخریم؟ کی طلا بفروشیم؟ کمکتان میکند. همهٔ حالتهای خرید و فروش، از طلای نو تا شکسته، با جدول و فرمول در دورهٔ صفر تا صد سرمایهگذاری در طلا آمده است.
محاسبه قیمت طلای آبشده
طلای آبشده تکهطلایی است که از ذوبِ طلای کهنه ساخته میشود. عیارش را آزمایشگاهی به نامِ «ریگیری» میسنجد و روی برگه مینویسد. اجرت ندارد و مالیات بر ارزش افزوده هم به آن تعلق نمیگیرد. برای همین برای پسانداز خیلی بهصرفهتر از زینتی است.
در بازارِ آبشده حرفِ اول را مظنه میزند. عرفِ حرفهای این است که وارد مغازه میشوید و میپرسید: «آقا مظنه چنده؟». بعد فقط سه عدد لازم دارید: مظنهٔ توافقشده، عیارِ برگه و وزن به گرم. دو فرمولِ همارز:
- قیمت = مظنه ÷ ۴٫۳۳۱۸ × (عیارِ برگه ÷ ۷۵۰) × وزن
- قیمت = مظنه ÷ ۴٫۶۰۸۳ × (عیارِ برگه ÷ ۷۰۵) × وزن
مثال: یک تکهٔ ۲۰ گرمی با عیارِ ۷۴۰ و همان قیمتِ فرضیِ گرمی ۱۰ میلیون تومان. ۲۰ × (۷۴۰ ÷ ۷۵۰) × ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ = حدودِ ۱۹۷٬۳۳۳٬۰۰۰ تومان میشود. هزینهٔ ریگیری و یک حقالعملِ کوچک هم ممکن است جدا اضافه شود.
وقتی روی مظنه توافق کردید، چه فروشنده حساب کند چه شما، عدد باید یکی دربیاید. اگر اختلاف فقط در حدِ گرد کردن بود، چشمپوشی کنید. اگر بیشتر بود، فرمول را نشان بدهید و بپرسید از کجاست. وزن را روی ترازوی خودِ مغازه با چشمِ خودتان ببینید و بخواهید مظنه، عیار و وزن در فاکتور نوشته شود. طلای آبشده بدونِ برگهٔ معتبرِ ریگیری نخرید. مزایا و خطرهایش را در طلای آبشده چیست نوشتهام.
فاکتور طلا را چطور بخوانیم؟ (چکلیست)
فاکتورِ درست همهٔ تکهها را جدا نشان میدهد تا بتوانید خودتان دوباره حساب کنید. طلافروشیها باید صورتحسابِ الکترونیکی را هم در سامانهٔ مؤدیان صادر کنند. پیش از پرداخت اینها را نگاه کنید:
- تاریخِ خرید
- وزنِ خالصِ طلا تا سه رقم اعشار، جدا از وزنِ نگین و ملحقات
- عیار (۷۵۰) و یکیبودنش با انگِ روی قطعه
- «فی»، یعنی قیمتِ یک گرم ۱۸ عیار در لحظهٔ خرید
- اجرت، و اینکه درصدی است یا تومانی
- درصدِ سودِ فروشنده (حداکثر ۷٪)
- مالیات؛ باید حدودِ ۱۰٪ جمعِ اجرت و سود باشد، نه ۱۰٪ کلِ مبلغ
- جنس، وزن و قیمتِ نگین و ملحقات در ردیفی جدا
- مهر و امضای فروشنده، نشانی و تلفنِ مغازه
اگر فروشنده بهجای این ریزِ اقلام فقط یک «قیمتِ گرمی» بالاتر از نرخِ روز نوشت، اجرت و سود در همان عدد پنهان است. با فرمولِ بالا بازش کنید.
فاکتور را مثلِ سندِ خانه نگه دارید و هیچوقت گمش نکنید. فقط کنارِ خودِ طلا نگذاریدش؛ اگر طلا گم شد، فاکتور هم با آن نرود. برای واژههایی مثلِ مظنه و حباب هم اصطلاحات بازار طلا را ببینید.
هفت اشتباهی که در محاسبه طلا پولتان را میبرد
- مالیات روی کلِ مبلغ: مالیات فقط به اجرت و سود تعلق میگیرد. حسابش روی کلِ قیمت چند میلیون تومان اختلاف میسازد.
- سود فقط روی طلا: سودِ فروشنده روی «طلا + اجرت» حساب میشود. اگر در حسابِ خودتان فقط روی طلا بگذارید، عددتان با فاکتور نمیخواند.
- نرخِ ۹٪ قدیمی: برای ۱۴۰۵ نرخ ۱۰٪ است.
- قیمتِ ۲۴ عیار بهجای ۱۸ عیار: قیمتِ زیورآلات با گرم ۱۸ عیار حساب میشود. اگر عددِ ۲۴ عیار را بگذارید، حدودِ یکسوم گرانتر حساب کردهاید.
- وزنِ نگین جزوِ طلا: سنگ و ملحقات نباید با نرخِ طلا وزن شوند.
- یکیگرفتنِ قیمتِ خرید و فروش: مبلغِ فروش با عیارِ ۷۴۰ و نرخِ خریدِ مغازه حساب میشود و همیشه کمتر است.
- دلبستن در یک نگاه: در زینتی، دو مغازه معمولاً جنسِ یکسان ندارند. چشمتان که یک قطعه را گرفت، دیگر قیمت را مقایسه نمیکنید و اجرتِ گرانتری میدهید. پیش از دلبستن، اجرت و سود را بپرسید.
برای پسانداز، کدام شکلِ طلا کمهزینهتر است؟
اگر هدفتان زینت است، اجرت بهای زیبایی است و ایرادی ندارد. ولی اگر برای حفظِ ارزشِ پولتان طلا میخرید، هزینهٔ خرید و فروشِ هر شکل را با هم مقایسه کنید:
| شکلِ طلا | اجرت | مالیات بر ارزش افزوده | هزینهٔ خرید و فروش |
|---|---|---|---|
| زیورآلاتِ نو | دارد (۵ تا ۳۰٪ و بیشتر) | روی اجرت و سود | زیاد |
| زیورآلاتِ دستدوم | ندارد | حداکثر روی سود | متوسط |
| طلای آبشده | ندارد | ندارد | کم؛ حقالعمل و ریگیری |
| سکه | ندارد | ندارد | کم، ولی ممکن است حباب داشته باشد |
| صندوقِ طلای بورسی | ندارد | ندارد | کمترین؛ فقط کارمزدِ معامله |
میبینید که زینتیِ نو گرانترین راه است و بقیه چند برابر کمهزینهترند. هر کدام از بقیه هم ریسک و دردسرِ خودش را دارد؛ تصمیمِ نهایی با خودتان. قیمتِ زنده و حبابِ انواعِ سکه را در صفحهٔ قیمت سکه امروز میبینید. مقایسهٔ کاملِ این گزینهها هم در مقالهٔ بهترین روش سرمایهگذاری در طلا آمده است.
سوالات متداول
قیمت طلا چطور محاسبه میشود؟
وزن را در قیمت روز یک گرم طلای ۱۸ عیار ضرب کنید تا ارزش طلا به دست آید. اجرت ساخت را اضافه کنید. حداکثر ۷ درصد سود فروشنده را روی جمع طلا و اجرت بگذارید. در پایان ۱۰ درصد مالیات را فقط روی اجرت و سود حساب کنید و همه را جمع بزنید.
اجرت و سود طلا چند درصد است؟
اجرت نرخ ثابت ندارد. برای النگو و زنجیر ساده ماشینی کم است و برای قطعههای طرحدار، دستساز و نگیندار به ۲۵ درصد یا بیشتر میرسد. سقف سود فروشنده ۷ درصد است و روی جمع ارزش طلا و اجرت حساب میشود، نه فقط روی طلا.
مالیات طلا به چه بخشی تعلق میگیرد؟
مالیات بر ارزش افزوده فقط به اجرت ساخت، سود فروشنده و حقالعمل تعلق میگیرد و خود طلا معاف است. نرخ آن طبق قانون بودجه ۱۴۰۵ ده درصد است. پس اگر فروشنده ۱۰ درصد را روی کل فاکتور حساب کرد، اشتباه است و به ضرر شماست.
قیمت طلای دستدوم چطور حساب میشود؟
طلای دستدوم اجرت ندارد. ارزش طلا را با وزن و قیمت روز حساب کنید و حداکثر ۷ درصد سود فروشنده به آن اضافه کنید. اگر مغازه روی این سود مالیات بنویسد، ۱۰ درصدِ همان سود هم اضافه میشود. نتیجه حدود ۷ تا ۸ درصد بالاتر از ارزش طلاست.
موقع فروش طلا، اجرت و مالیات برمیگردد؟
نه. هنگام فروش فقط ارزش خود طلا را میگیرید. اجرت، سود فروشنده و مالیاتی که روز خرید دادهاید برنمیگردد. بیشتر طلافروشیها طلای کهنه را هم با عیار ۷۴۰ به جای ۷۵۰ حساب میکنند. برای همین فروش فوری طلای نو معمولاً بیش از ۲۰ درصد ضرر دارد.
چرا طلافروش طلای کهنه را ۷۴۰ حساب میکند؟
طلافروشها میگویند طلای کارکرده هنگام ذوب کمی افت عیار دارد و ممکن است لحیم یا وصله داشته باشد. برای همین عیار را ۷۴۰ میگیرند که حدود ۱٫۳ درصد کمتر از ۷۵۰ است. طلای شکسته را گاهی چند درصد دیگر هم کمتر میخرند. پیش از فروش مبنای حساب را بپرسید.
قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار را از روی مظنه چطور حساب کنیم؟
مظنه قیمت یک مثقال طلای آبشده با عیار ۷۰۵ است. مظنه را بر عدد ۴٫۳۳۱۸ تقسیم کنید تا قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار به دست آید. برعکسش هم درست است: قیمت یک گرم ضربدر ۴٫۳۳۱۸ برابر مظنه است.
قیمت طلای آبشده چطور محاسبه میشود؟
مظنه را بر ۴٫۳۳۱۸ تقسیم کنید، حاصل را در عیار برگه ریگیری تقسیم بر ۷۵۰ ضرب کنید و بعد در وزن به گرم. طلای آبشده اجرت و مالیات بر ارزش افزوده ندارد و فقط ممکن است حقالعمل کوچک فروشنده و هزینه ریگیری به آن اضافه شود.
سوت در وزن طلا یعنی چه؟
سوت یکهزارم گرم است و هر گرم هزار سوت دارد. ترازوی طلافروشی وزن را تا سه رقم اعشار نشان میدهد. برای همین مثلاً ۴٫۲۴۰ گرم را در بازار چهار گرم و دویست و چهل سوت میخوانند و ۶٫۵ گرم را شش گرم و پانصد سوت.
جمعبندی
محاسبه قیمت طلا پیچیده نیست، به شرطی که ترتیب را درست بروید: اول ارزشِ طلا، بعد اجرت، بعد سود روی جمعِ این دو، و در آخر مالیات فقط روی اجرت و سود. این را که بدانید، دیگر مجبور نیستید هر چه فروشنده گفت بگویید «چشم». فاکتور را خودتان کنترل میکنید و میفهمید از هر قطعه چقدر طلا میخرید و چقدر هزینه میدهید.
پس دفعهٔ بعد که خواستید طلا بخرید، اول قیمتِ روز را از صفحهٔ قیمت طلا امروز ببینید. در مغازه سه عدد را بپرسید: گرمی چند، اجرت چند درصد، سود چند درصد. بعد یک بار در ماشینحسابِ بالای همین صفحه حساب کنید. همین حسابها را برای سکه، شمش، آبشده و صندوق هم در دورهٔ صفر تا صد سرمایهگذاری در طلا با مثالهای واقعی قدمبهقدم نشان دادهام.
