هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

مووینگ اوریج چیست؟ آموزش میانگین متحرک ساده و نمایی با مثال

فهرست مطالب۱۶ بخش
  1. مووینگ اوریج به زبانِ ساده: یک تشبیهِ روزمره
  2. اندیکاتور مووینگ اوریج چه کارهایی می‌کند؟
  3. مووینگ اوریج چگونه محاسبه می‌شود؟ مثالِ قدم‌به‌قدم
  4. محاسبهٔ میانگین متحرک ساده (SMA)
  5. محاسبهٔ میانگین متحرک نمایی (EMA)
  6. میانگین متحرک وزنی (WMA)
  7. میانگین متحرک ساده و نمایی چه فرقی دارند؟
  8. تأخیر سیگنال: بزرگ‌ترین ضعفِ میانگین متحرک
  9. دورهٔ میانگین: ۲۰، ۵۰ یا ۲۰۰ روزه؟
  10. کراس طلایی و کراس مرگ یعنی چه؟
  11. میانگین متحرک به‌عنوان حمایت و مقاومتِ پویا
  12. بهترین مووینگ اوریج برای بورس کدام است؟
  13. نکته‌های مخصوصِ بورس ایران که رقیب‌ها کمتر می‌گویند
  14. ۱. نمودارِ تعدیل‌شده را انتخاب کنید
  15. ۲. دامنهٔ نوسان و صف، میانگین را کج می‌کنند
  16. ۳. روزهای تعطیل و بسته بودنِ نماد
  17. رابطهٔ میانگین متحرک با MACD و باندهای بولینگر
  18. مووینگ اوریج را چطور روی نمودار بیاوریم؟
  19. هفت اشتباهِ رایج در کار با میانگین متحرک
  20. چک‌لیستِ پیش از استفاده از میانگین متحرک
  21. سوالات متداول
  22. جمع‌بندی
مووینگ اوریج چیست؟ آموزش میانگین متحرک ساده و نمایی با مثال

به نمودارِ هر سهمی نگاه کنید، قیمت هر روز بالا و پایین می‌پرد و آدم گیج می‌شود که بالاخره روند رو به بالاست یا رو به پایین. مووینگ اوریج دقیقاً برای همین ساخته شده است.

مووینگ اوریج چیست؟ مووینگ اوریج (Moving Average) یا میانگین متحرک، خطی روی نمودار است که میانگینِ قیمتِ چند روزِ اخیر را نشان می‌دهد و هر روز با آمدنِ قیمتِ تازه جلو می‌رود. این خط نوسان‌های ریزِ روزانه را صاف می‌کند تا جهتِ اصلیِ حرکتِ قیمت، یعنی روند، راحت‌تر دیده شود.

ولی فقط تعریف کافی نیست. باید بدانیم این خط چطور حساب می‌شود، کدام نوعش به کارِ ما می‌آید و کجا ما را گول می‌زند. با یک مثالِ عددی شروع می‌کنیم که با یک ماشین‌حسابِ ساده خودتان هم می‌توانید تکرارش کنید.

مووینگ اوریج به زبانِ ساده: یک تشبیهِ روزمره

فرض کنید می‌خواهید بدانید خرجِ خوراکِ خانه‌تان گران‌تر شده یا نه. اگر فقط به خریدِ امروز نگاه کنید، ممکن است امروز مهمان داشته‌اید و خرید زیاد بوده. ولی اگر میانگینِ خرجِ ۳۰ روزِ اخیر را حساب کنید، یک روزِ استثنایی دیگر شما را گول نمی‌زند.

فردا هم دوباره همین حساب را می‌کنید: قدیمی‌ترین روز را کنار می‌گذارید و روزِ تازه را اضافه می‌کنید. این همان «متحرک» بودنِ میانگین است. پنجرهٔ حساب، مثلِ پنجرهٔ قطار، همراهِ زمان جلو می‌رود.

در بازار هم همین است. مووینگ اوریجِ ۲۰ روزه یعنی میانگینِ قیمتِ پایانیِ ۲۰ روزِ معاملاتیِ اخیر. وقتی این عدد را برای همهٔ روزها حساب کنیم و نقطه‌ها را به هم وصل کنیم، یک خطِ نرم روی نمودار می‌نشیند. پس میانگین متحرک ابزاری برای دیدنِ «تصویرِ کلی» است، نه پیش‌گوییِ فردا.

اندیکاتور مووینگ اوریج چه کارهایی می‌کند؟

اندیکاتور یعنی یک محاسبهٔ ریاضی روی قیمت یا حجم که نتیجه‌اش روی نمودار کشیده می‌شود. اگر با این واژه آشنا نیستید، اول مقالهٔ اندیکاتور چیست و معرفیِ ۸ اندیکاتورِ مهم را ببینید. میانگین متحرک ساده‌ترین و قدیمی‌ترینِ این‌هاست و چهار کارِ اصلی دارد:

  1. نشان دادنِ جهتِ روند. اگر خطِ میانگین رو به بالا شیب دارد و قیمت بالای آن است، روند صعودی است. اگر رو به پایین است و قیمت زیرش، روند نزولی است.
  2. حمایت و مقاومتِ پویا. در روندهای قوی، قیمت بارها تا نزدیکِ خطِ میانگین برمی‌گردد و دوباره راهش را ادامه می‌دهد. به این می‌گویند حمایت پویا؛ یعنی کفی که ثابت نیست و همراهِ قیمت بالا می‌رود.
  3. سیگنال تقاطع. وقتی قیمت یا یک میانگینِ کوتاه، میانگینِ بلندتر را قطع می‌کند، ممکن است روند در حالِ عوض شدن باشد. کراس طلایی و کراس مرگ از همین خانواده‌اند.
  4. پایهٔ اندیکاتورهای دیگر. MACD، باندهای بولینگر و حتی خطِ %D در استوکاستیک، همه از دلِ میانگین متحرک ساخته شده‌اند.

پس اگر میانگین متحرک را خوب بفهمید، نیمی از راهِ فهمیدنِ اندیکاتورهای دیگر را رفته‌اید.

مووینگ اوریج چگونه محاسبه می‌شود؟ مثالِ قدم‌به‌قدم

بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنیم قیمتِ پایانیِ یک سهمِ فرضی در پنج روزِ معاملاتی این‌ها بوده است. عددها فقط مثال‌اند تا حساب راحت باشد.

قیمتِ پایانیِ یک سهمِ فرضی در هفت روز (تومان، مثال)
روزقیمت پایانیمیانگین ساده ۵ روزهمیانگین نمایی ۵ روزه
۱۱۰۰——
۲۱۰۲——
۳۱۰۴——
۴۱۰۳——
۵۱۰۶۱۰۳۱۰۳ (نقطهٔ شروع)
۶۱۱۰۱۰۵۱۰۵٫۳
۷۹۵۱۰۳٫۶۱۰۱٫۹

این جدول نشان می‌دهد دو نوعِ میانگین با یک دادهٔ واحد، عددهای متفاوتی می‌دهند. در ادامه می‌بینیم هر عدد از کجا آمده است.

محاسبهٔ میانگین متحرک ساده (SMA)

میانگین متحرک ساده یا SMA همان میانگینی است که در مدرسه یاد گرفته‌ایم: جمع کن، تقسیم کن.

  1. روزِ پنجم: ۱۰۰ + ۱۰۲ + ۱۰۴ + ۱۰۳ + ۱۰۶ = ۵۱۵. تقسیم بر ۵ می‌شود ۱۰۳.
  2. روزِ ششم: روزِ اول (۱۰۰) بیرون می‌رود و ۱۱۰ می‌آید. جمع می‌شود ۵۲۵ و میانگین ۱۰۵.
  3. روزِ هفتم: ۱۰۲ بیرون می‌رود و ۹۵ می‌آید. جمع ۵۱۸ و میانگین ۱۰۳٫۶.

فرمولش این است: میانگین ساده = جمعِ قیمت‌های پایانیِ n روزِ اخیر ÷ n. در این روش همهٔ روزها وزنِ برابر دارند؛ قیمتِ پنج روز پیش همان‌قدر مهم است که قیمتِ دیروز.

محاسبهٔ میانگین متحرک نمایی (EMA)

میانگین متحرک نمایی یا EMA به قیمت‌های تازه‌تر وزنِ بیشتری می‌دهد. منطقش ساده است: خبرِ امروز برای تصمیمِ امروز مهم‌تر از خبرِ دو هفته پیش است.

اول یک ضریب حساب می‌کنیم که به آن ضریبِ هموارسازی می‌گویند: ضریب = ۲ ÷ (n + ۱). برای دورهٔ ۵ روزه می‌شود ۲ ÷ ۶، یعنی یک‌سوم. بعد هر روز این کار را می‌کنیم:

میانگین نمایی امروز = میانگین نمایی دیروز + ضریب × (قیمتِ امروز − میانگین نمایی دیروز)

  1. نقطهٔ شروع: برای روزِ پنجم، معمولاً همان میانگین ساده را می‌گذاریم، یعنی ۱۰۳.
  2. روزِ ششم: قیمت ۱۱۰ است و ۷ تومان بالاتر از ۱۰۳. یک‌سومِ ۷ می‌شود حدودِ ۲٫۳. پس میانگین نمایی می‌شود ۱۰۵٫۳.
  3. روزِ هفتم: قیمت ناگهان به ۹۵ می‌افتد؛ یعنی حدودِ ۱۰٫۳ تومان زیرِ ۱۰۵٫۳. یک‌سومش حدودِ ۳٫۴ است. پس میانگین نمایی می‌شود ۱۰۱٫۹.

حالا روزِ هفتم را مقایسه کنید. قیمت ریخته، ولی میانگین ساده هنوز ۱۰۳٫۶ است و میانگین نمایی به ۱۰۱٫۹ رسیده. یعنی EMA زودتر فهمیده اتفاقی افتاده. پس این همان فرقِ اصلیِ این دو است: سرعتِ واکنش.

میانگین متحرک وزنی (WMA)

نوعِ سومی هم هست به اسمِ میانگین متحرک وزنی یا WMA. در دورهٔ ۵ روزه، به قیمتِ امروز وزنِ ۵، به دیروز وزنِ ۴ و همین‌طور تا قدیمی‌ترین روز وزنِ ۱ می‌دهیم، بعد جمع را بر جمعِ وزن‌ها (۱۵) تقسیم می‌کنیم.

با همان پنج روزِ اول: (۱۰۰×۱) + (۱۰۲×۲) + (۱۰۴×۳) + (۱۰۳×۴) + (۱۰۶×۵) = ۱٬۵۵۸. تقسیم بر ۱۵ می‌شود حدودِ ۱۰۳٫۹؛ کمی بالاتر از میانگین ساده (۱۰۳)، چون روزِ آخر که گران‌تر بوده وزنِ بیشتری گرفته است.

نمودار فرضی قیمت با میانگین متحرک ساده و نمایی ۲۰ روزه که نشان می‌دهد میانگین نمایی زودتر به برگشت قیمت واکنش نشان می‌دهد
میانگین نمایی (طلایی) به برگشتِ قیمت زودتر از میانگین ساده (سرمه‌ای) واکنش نشان می‌دهد. داده‌ها فرضی‌اند.

میانگین متحرک ساده و نمایی چه فرقی دارند؟

این پرسشی است که خیلی‌ها می‌پرسند و جوابش کوتاه است: میانگین ساده آرام‌تر و قابل‌اعتمادتر است، میانگین نمایی سریع‌تر و حساس‌تر. هیچ‌کدام «بهتر» نیست؛ هر کدام به کاری می‌آید. جدولِ زیر فرق‌ها را کنارِ هم گذاشته است.

مقایسهٔ میانگین متحرک ساده، نمایی و وزنی
ویژگیساده (SMA)نمایی (EMA)وزنی (WMA)
وزنِ روزهاهمه برابرتازه‌ترها خیلی بیشتربه‌ترتیب از تازه به قدیم کم می‌شود
سرعتِ واکنشکندسریعنسبتاً سریع
تأخیر سیگنالزیادکمترکمتر
سیگنالِ کاذب در بازارِ پرنوسانکمتربیشتربیشتر
کاربردِ رایجروندِ بلندمدت، میانگین ۲۰۰ روزهنوسان‌گیری و معاملهٔ کوتاه‌مدتکمتر رایج؛ جایگزینِ EMA
سختیِ محاسبهسادهبه میانگینِ دیروز نیاز داردساده ولی طولانی

یک نکتهٔ کمتر گفته‌شده: سرعت هزینه دارد. EMA چون زود واکنش نشان می‌دهد، با هر تکانِ کوچک هم گول می‌خورد. SMA دیرتر خبر می‌دهد، ولی خبرش معمولاً جدی‌تر است. پس معامله‌گرِ کوتاه‌مدت بیشتر سراغِ نمایی می‌رود و سرمایه‌گذارِ بلندمدت سراغِ ساده.

تأخیر سیگنال: بزرگ‌ترین ضعفِ میانگین متحرک

میانگین متحرک فقط از قیمت‌های گذشته ساخته می‌شود. یعنی همیشه یک قدم عقب‌تر از قیمت است. مثلِ این است که با آینهٔ عقبِ ماشین رانندگی کنید: می‌فهمید از کجا آمده‌اید، ولی پیچِ جلو را دیر می‌بینید.

هرچه دورهٔ میانگین بلندتر باشد، این تأخیر بیشتر است. میانگینِ ۲۰۰ روزه ممکن است چند هفته بعد از شروعِ یک ریزش، تازه جهتش را عوض کند. میانگینِ ۱۰ روزه زود می‌چرخد، ولی هر نوسانِ کوچکی هم آن را می‌چرخاند.

پس میانگین متحرک ابزارِ «تأیید» است، نه ابزارِ «پیش‌بینی». کمک می‌کند روندی را که شروع شده تشخیص بدهید و در آن بمانید؛ ولی سقف و کفِ دقیق را به شما نمی‌دهد.

دورهٔ میانگین: ۲۰، ۵۰ یا ۲۰۰ روزه؟

دورهٔ میانگین یعنی میانگین را روی چند کندل حساب کنیم. در نمودارِ روزانه، هر کندل یک روزِ معاملاتی است؛ پس میانگین ۵۰ روزه یعنی میانگینِ ۵۰ روزِ معاملاتی، نه ۵۰ روزِ تقویمی. اگر با تایم‌فریم آشنا نیستید، مقالهٔ تایم فریم یا دورهٔ زمانی در تحلیل تکنیکال را ببینید.

دوره‌های رایجِ میانگین متحرک و کاربردِ هر کدام
دورهنگاهبرای چه کسیتقریباً در بورس ایران
۹ تا ۲۱کوتاه‌مدتنوسان‌گیرِ چندروزهدو تا چهار هفتهٔ معاملاتی
۵۰میان‌مدتمعامله‌گرِ چندماههحدودِ ده هفتهٔ معاملاتی
۱۰۰میان‌مدت تا بلندمدتفیلترِ روندحدودِ پنج ماه
۲۰۰بلندمدتسرمایه‌گذار و تحلیلِ کلِ بازارحدودِ ۴۰ هفتهٔ معاملاتی؛ با تعطیلی‌ها نزدیکِ یک سال

ستونِ آخر را با این حساب نوشته‌ام که بورس تهران در هفته پنج روز باز است و تعطیلاتِ رسمی هم از روزهای معاملاتی کم می‌کند. پس میانگین ۵۰ و ۲۰۰ روزه در ایران کمی زمانِ تقویمیِ بیشتری را می‌پوشانند تا در بازارهایی که تعطیلیِ کمتری دارند.

چرا ۵۰ و ۲۰۰ این‌قدر معروف‌اند؟ دلیلِ ریاضیِ خاصی ندارند. بیشتر به این خاطر است که سال‌ها معامله‌گرانِ زیادی به همین دو خط نگاه کرده‌اند و برای همین واکنشِ بازار به آن‌ها پررنگ‌تر شده است. پس عددِ جادویی وجود ندارد؛ عددی مهم است که بقیه هم به آن نگاه می‌کنند.

کراس طلایی و کراس مرگ یعنی چه؟

کراس یعنی تقاطع؛ یعنی دو خط از روی هم رد شوند. معروف‌ترین سیگنال تقاطع، تقاطعِ دو میانگین با دوره‌های متفاوت است.

  • کراس طلایی (Golden Cross): میانگینِ کوتاه‌مدت، معمولاً ۵۰ روزه، میانگینِ بلندمدت، معمولاً ۲۰۰ روزه، را از پایین به بالا قطع کند. معنایش این است که قیمت‌های اخیر از میانگینِ بلندمدت بالاتر رفته‌اند و شاید روندِ صعودیِ تازه‌ای شروع شده باشد.
  • کراس مرگ (Death Cross): برعکس؛ میانگینِ ۵۰ روزه، میانگینِ ۲۰۰ روزه را از بالا به پایین قطع کند. هشدار است که شاید روندِ نزولی شروع شده باشد.
نمودار فرضی کراس طلایی و کراس مرگ با تقاطع میانگین کوتاه‌مدت و بلندمدت
کراس طلایی: میانگینِ کوتاه از پایین به بالای میانگینِ بلند می‌رود؛ کراس مرگ برعکس. داده‌ها فرضی‌اند.

حواسمان باشد که کراس طلایی و مرگ معمولاً دیر می‌رسند. وقتی میانگینِ ۵۰ روزه بالاخره از ۲۰۰ روزه رد می‌شود، قیمت اغلب بخشِ خوبی از حرکت را رفته است. در بازارِ بی‌روند هم این دو خط مدام همدیگر را قطع می‌کنند و سیگنالِ کاذب می‌دهند.

پس کراس طلایی را «زنگِ توجه» ببینید، نه «دستورِ خرید». بعد از دیدنش، حجمِ معاملات، وضعیتِ کلِ بازار و بنیادِ شرکت را هم بسنجید.

میانگین متحرک به‌عنوان حمایت و مقاومتِ پویا

حمایت جایی است که قیمت در ریزش معمولاً آنجا می‌ایستد، و مقاومت جایی که در رشد معمولاً آنجا متوقف می‌شود. این‌ها را معمولاً با خطِ افقی می‌کشیم؛ توضیحِ کاملش در مقالهٔ نواحی حمایتی و مقاومتی در تحلیل تکنیکال آمده است.

میانگین متحرک همین نقش را دارد، با این فرق که ثابت نیست و همراهِ روند حرکت می‌کند. در یک روندِ صعودیِ سالم، قیمت بارها تا نزدیکِ میانگینِ ۲۰ یا ۵۰ روزه پایین می‌آید و دوباره بالا می‌رود. در روندِ نزولی، همان خط مثلِ سقف عمل می‌کند و هر بار قیمت به آن نزدیک می‌شود، فروشنده‌ها پیدا می‌شوند.

دو نکتهٔ عملی:

  • میانگین را یک «ناحیه» ببینید، نه یک خطِ دقیق. قیمت ممکن است کمی زیرش برود و دوباره برگردد.
  • هرچه قیمت دفعه‌های بیشتری از یک میانگین واکنش گرفته باشد، آن میانگین برای همان سهم معتبرتر است. هر سهم «میانگینِ محبوبِ» خودش را دارد.

این خط‌ها جای خط روند را نمی‌گیرند؛ کنارِ هم بهتر جواب می‌دهند.

بهترین مووینگ اوریج برای بورس کدام است؟

خیلی‌ها دنبالِ یک عددِ طلایی‌اند که همیشه جواب بدهد. صادقانه بگویم: چنین عددی وجود ندارد. «بهترین» میانگین به سه چیز بستگی دارد: چقدر می‌خواهید سهم را نگه دارید، سهم چقدر پرنوسان است و بازار روند دارد یا نه.

توصیهٔ من برای شروع این است:

  1. اگر سرمایه‌گذارِ بلندمدت هستید: میانگین ساده ۲۰۰ روزه را روی نمودارِ روزانه بگذارید. قیمت بالای آن و خطِ رو به بالا یعنی سهم در روندِ بلندمدتِ صعودی است.
  2. اگر چندماهه معامله می‌کنید: میانگین ۵۰ روزه را اضافه کنید و رابطه‌اش با ۲۰۰ روزه را ببینید.
  3. اگر نوسان‌گیرِ کوتاه‌مدت هستید: یک جفت میانگین نمایی، مثلاً ۱۰ و ۲۰ روزه، سریع‌تر به شما خبر می‌دهد؛ ولی آمادهٔ سیگنال‌های کاذبِ بیشتر باشید.
  4. همیشه آزمایش کنید: پیش از اینکه با پولِ واقعی به یک تنظیم اعتماد کنید، روی نمودارِ گذشتهٔ همان سهم ببینید قیمت چند بار از آن خط واکنش گرفته است.

برای دیدنِ حالِ کلِ بازار هم می‌توانید همین میانگین‌ها را روی نمودارِ شاخص کل بورس بگذارید. شاخصِ بالای میانگین ۲۰۰ روزه با شاخصِ زیرِ آن، دو بازارِ خیلی متفاوت است.

نکته‌های مخصوصِ بورس ایران که رقیب‌ها کمتر می‌گویند

بیشترِ آموزش‌های میانگین متحرک ترجمهٔ متن‌های خارجی‌اند. ولی بازارِ ما چند ویژگی دارد که روی این خط اثرِ مستقیم می‌گذارد.

۱. نمودارِ تعدیل‌شده را انتخاب کنید

وقتی شرکتی افزایش سرمایه می‌دهد یا سودِ نقدی تقسیم می‌کند، قیمتِ سهم بعد از مجمع یک‌باره پایین می‌آید. این ریزشِ واقعی نیست؛ فقط سهم‌ها بیشتر شده یا سود پرداخت شده. اگر نمودار تعدیل نشده باشد، میانگین متحرک این افتِ مصنوعی را ریزش حساب می‌کند و حتی ممکن است کراس مرگِ دروغین بدهد.

پس میانگین را همیشه روی نمودارِ تعدیل‌شده بگذارید. فرقِ این دو را در مقالهٔ تفاوت نمودار تعدیل‌شده و بدون تعدیل مفصل توضیح داده‌ایم.

۲. دامنهٔ نوسان و صف، میانگین را کج می‌کنند

در بورس ایران قیمتِ هر سهم در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی می‌تواند بالا و پایین برود. وقتی سهمی چند روز پشتِ سرِ هم صفِ فروش است، قیمتِ واقعیِ تعادل ممکن است خیلی پایین‌تر باشد، ولی نمودار و میانگین فقط کمی پایین آمده‌اند. یعنی در روزهای صف، میانگین متحرک تصویرِ کاملی نمی‌دهد. سهم‌هایی که حجمِ معاملهٔ کمی دارند هم میانگینِ بی‌اعتباری می‌سازند.

۳. روزهای تعطیل و بسته بودنِ نماد

نمادی که چند ماه بسته بوده، بعد از بازگشایی معمولاً با یک جهشِ بزرگِ قیمت شروع می‌کند. میانگین‌های بلند روی چنین نموداری تا مدت‌ها پر از دادهٔ قدیمی و بی‌ربط‌اند. پس بعد از بازگشایی، چند هفته به میانگین‌های کوتاه‌تر بیشتر اعتماد کنید.

پس در بورس ایران، پیش از نگاه به میانگین متحرک، سه چیز را چک کنید: نمودار تعدیل‌شده است؟ سهم صف ندارد؟ نماد تازه باز نشده؟

رابطهٔ میانگین متحرک با MACD و باندهای بولینگر

بسیاری از اندیکاتورهای معروف در واقع میانگین متحرکِ تغییرشکل‌یافته‌اند. دانستنِ این رابطه کمک می‌کند آن‌ها را بهتر بفهمید.

  • MACD: خطِ اصلیِ آن فاصلهٔ میانگین نمایی ۱۲ دوره‌ای و ۲۶ دوره‌ای است و خطِ سیگنالش، میانگین نمایی ۹ دوره‌ایِ همان خط. یعنی MACD در اصل همان کراسِ دو میانگین است که به شکلِ دیگری نمایش داده شده. آموزشِ کاملش در مقالهٔ اندیکاتور MACD چیست آمده است.
  • باندهای بولینگر: خطِ وسطِ آن معمولاً میانگین متحرک ساده ۲۰ دوره‌ای است. دو باندِ بالا و پایین به اندازهٔ دو برابرِ انحرافِ معیار از این خط فاصله دارند؛ انحرافِ معیار یعنی عددی که نشان می‌دهد قیمت معمولاً چقدر از میانگینش دور می‌شود. وقتی بازار پرنوسان می‌شود، باندها باز می‌شوند و وقتی آرام می‌شود، جمع می‌شوند.
  • اندیکاتورهای نوسانگر: مثلِ استوکاستیک که خطِ کندترش میانگینِ سه‌دوره‌ایِ خطِ سریع است.

پس اگر روزی دیدید اندیکاتوری «شبیهِ» میانگین رفتار می‌کند، احتمالاً واقعاً از دلِ آن آمده است.

مووینگ اوریج را چطور روی نمودار بیاوریم؟

تقریباً همهٔ نرم‌افزارهای نمودار این اندیکاتور را دارند. در تریدینگ‌ویو این قدم‌ها را بروید:

  1. نمودارِ سهم را باز کنید و تایم‌فریمِ روزانه را انتخاب کنید.
  2. روی دکمهٔ Indicators بزنید.
  3. برای میانگین ساده عبارتِ Moving Average Simple و برای نمایی Moving Average Exponential را جست‌وجو کنید.
  4. بعد از اضافه شدن، روی تنظیماتِ اندیکاتور بزنید و در قسمتِ Length دورهٔ دلخواه، مثلاً ۵۰، را بنویسید.
  5. برای میانگینِ دوم، همین کار را دوباره انجام دهید و رنگِ متفاوتی بگذارید تا قاطی نشوند.

آموزشِ کاملِ کار با این سایت در مقالهٔ تریدینگ ویو چیست آمده است.

هفت اشتباهِ رایج در کار با میانگین متحرک

این‌ها اشتباه‌هایی است که بیشترِ تازه‌کارها دستِ‌کم یک‌بار مرتکب می‌شوند:

  1. استفاده در بازارِ بی‌روند. وقتی قیمت در یک محدوده بالا و پایین می‌رود، میانگین‌ها صاف می‌شوند و قیمت مدام از رویشان رد می‌شود. هر عبور یک سیگنالِ کاذب است. نشانه‌های این بازار را در مقالهٔ رنج چیست ببینید.
  2. نمودارِ تعدیل‌نشده. بعد از افزایش سرمایه یا سودِ نقدی، میانگین روی نمودارِ تعدیل‌نشده دروغ می‌گوید.
  3. شلوغ کردنِ نمودار. پنج‌شش میانگین روی یک نمودار فقط گیج‌تان می‌کند. دو یا سه خط کافی است.
  4. دستکاریِ مدام دوره. اگر هر بار که سیگنال غلط شد، عدد را عوض کنید، فقط با گذشته جور می‌شوید و برای آینده چیزی یاد نمی‌گیرید.
  5. خطِ دقیق دیدنِ میانگین. قیمت کمی زیرِ میانگین رفت، فوراً می‌فروشید و فردا برمی‌گردد. میانگین را ناحیه ببینید و منتظرِ بسته شدنِ کندل بمانید.
  6. معامله فقط با یک ابزار. میانگین متحرک دربارهٔ حجم، خبر و بنیادِ شرکت چیزی نمی‌گوید. آن را با ابزارهای دیگر تأیید کنید.
  7. بی‌اعتنایی به حدِ ضرر. هیچ سیگنالی همیشه درست نیست. پیش از ورود بدانید اگر اشتباه بود کجا خارج می‌شوید. شکست‌های دروغین را در مقالهٔ تله خرسی و تله گاوی بشناسید.

چک‌لیستِ پیش از استفاده از میانگین متحرک

پیش از اینکه بر اساسِ میانگین متحرک تصمیم بگیرید، این فهرست را یک‌بار مرور کنید:

  • نمودار تعدیل‌شده است؟
  • تایم‌فریم با افقِ سرمایه‌گذاری‌ام جور است؟
  • بازار روند دارد یا در یک محدوده گیر کرده؟
  • میانگینی که انتخاب کرده‌ام، در گذشتهٔ همین سهم واکنش گرفته است؟
  • سهم صف یا حجمِ خیلی کم ندارد؟
  • سیگنال را با حجم یا ابزارِ دیگری تأیید کرده‌ام؟
  • حدِ ضررم را از قبل مشخص کرده‌ام؟

اگر می‌خواهید تحلیل تکنیکال را از پایه و منظم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشیِ تحلیل تکنیکال همین ابزارها را کنارِ هم و روی نمودارهای واقعی نشان می‌دهد.

سوالات متداول

مووینگ اوریج چیست؟

مووینگ اوریج یا میانگین متحرک خطی روی نمودار است که میانگینِ قیمتِ پایانیِ چند روزِ اخیر را نشان می‌دهد و هر روز با قیمتِ تازه جلو می‌رود. این خط نوسان‌های روزانه را صاف می‌کند تا جهتِ روند بهتر دیده شود.

میانگین متحرک ساده و نمایی چه فرقی دارند؟

در میانگین ساده همهٔ روزها وزنِ برابر دارند، ولی میانگین نمایی به قیمت‌های تازه‌تر وزنِ بیشتری می‌دهد. برای همین نمایی زودتر به تغییرِ قیمت واکنش نشان می‌دهد، اما سیگنالِ کاذبِ بیشتری هم می‌دهد. ساده برای روندِ بلندمدت مناسب‌تر است.

مووینگ اوریج چگونه محاسبه می‌شود؟

میانگین ساده از جمعِ قیمت‌های پایانیِ n روزِ اخیر تقسیم بر n به دست می‌آید. در میانگین نمایی، اول ضریبِ ۲ تقسیم بر n به‌علاوهٔ یک را حساب می‌کنیم؛ بعد میانگینِ دیروز را به اندازهٔ همین ضریب از فاصلهٔ قیمتِ امروز با آن، جابه‌جا می‌کنیم.

کراس طلایی یعنی چه؟

کراس طلایی یعنی میانگینِ کوتاه‌مدت، معمولاً ۵۰ روزه، میانگینِ بلندمدت، معمولاً ۲۰۰ روزه، را از پایین به بالا قطع کند. این نشانهٔ احتمالیِ شروعِ روندِ صعودی است، ولی معمولاً دیر می‌رسد و باید با ابزارهای دیگر تأیید شود.

کراس مرگ چیست؟

کراس مرگ برعکسِ کراس طلایی است: میانگینِ ۵۰ روزه، میانگینِ ۲۰۰ روزه را از بالا به پایین قطع می‌کند. این هشدارِ احتمالیِ شروعِ روندِ نزولی است. در بازارِ بی‌روند این سیگنال زیاد اشتباه می‌شود.

بهترین مووینگ اوریج برای بورس کدام است؟

عددِ جادویی وجود ندارد. برای نگاهِ بلندمدت میانگین ساده ۲۰۰ روزه، برای میان‌مدت ۵۰ روزه و برای نوسان‌گیریِ کوتاه‌مدت میانگین‌های نمایی ۱۰ تا ۲۰ روزه رایج‌اند. بهتر است روی گذشتهٔ همان سهم امتحان کنید کدام بیشتر واکنش گرفته است.

میانگین متحرک ۲۰۰ روزه چه چیزی را نشان می‌دهد؟

میانگین ۲۰۰ روزه روندِ بلندمدت را نشان می‌دهد. قیمتِ بالای این خط و شیبِ رو به بالایش یعنی روندِ بلندمدت صعودی است و قیمتِ زیرِ آن یعنی نزولی. در بورس ایران این دوره با تعطیلی‌ها نزدیکِ یک سال را می‌پوشاند.

آیا میانگین متحرک به‌تنهایی برای خرید و فروش کافی است؟

نه. میانگین متحرک از قیمت‌های گذشته ساخته می‌شود و همیشه با تأخیر خبر می‌دهد. در بازارِ بی‌روند هم سیگنالِ کاذب زیاد دارد. بهتر است آن را با حجم، وضعیتِ کلِ بازار، بنیادِ شرکت و یک حدِ ضررِ مشخص همراه کنید.

جمع‌بندی

مووینگ اوریج ساده‌ترین راه برای دیدنِ روند است: یک خط که شلوغیِ روزانه را کنار می‌زند و جهتِ اصلی را نشان می‌دهد. میانگین ساده آرام و قابل‌اعتماد است، میانگین نمایی سریع و حساس. کراس طلایی و مرگ زنگِ توجه‌اند، نه دستورِ خرید و فروش.

پس دفعهٔ بعد که نمودارِ سهمی را باز کردید، یک میانگین ۲۰۰ روزه روی نمودارِ تعدیل‌شده بگذارید و فقط یک پرسش بپرسید: قیمت بالای این خط است یا زیرش؟ همین یک نگاه، خیلی از تصمیم‌های عجولانه را از شما دور می‌کند. تصمیمِ نهایی همیشه با خودتان است.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.