اسکم چیست؟ معنی اسکم در ارز دیجیتال، انواع و نمونههای مشهور
فهرست مطالب۱۰ بخش

اسکم (Scam) یعنی کلاهبرداری؛ همان «کلاه سرِ آدم گذاشتن». در ارز دیجیتال، اسکم هر ترفندی است که با فریب، پول یا توکن یا رمزِ کیف پولِ شما را بگیرد: پروژهٔ جعلی، رأگپول، طرح پانزی، سایتِ تقلبی یا پشتیبانِ قلابی. «اسکم شدن» هم یعنی سرمان کلاه رفته و پولمان معمولاً برنمیگردد.
خیلیها بعد از ماجرا پیشِ من میآیند و میگویند: «باورم نمیشود من گول خوردم.» ولی قربانیِ اسکم معمولاً آدمِ سادهلوحی نیست. کلاهبردار روی امید، عجله و اعتمادِ همهٔ ما حساب میکند. پس بیایید قدمبهقدم ببینیم این ترفندها چه شکلیاند، چطور زود بشناسیمشان و اگر اتفاقی افتاد، چه کنیم.
اسکم چیست؟ معنی سادهاش
اسکم یک واژهٔ انگلیسیِ خودمانی است به معنای حقه و کلاهبرداریِ مالی. فرقش با دزدی این است که در دزدی پول را به زور میبرند، ولی در اسکم خودِ ما با دستِ خودمان پول را میدهیم. چون فریب خوردهایم.
مثلِ فروشندهای که در بازار جنس را با قیمتِ خیلی ارزان پیشفروش میکند، پول را جمع میکند و فردا مغازهاش بسته است. کسی به زور از ما پول نگرفت؛ ما به وعدهاش اعتماد کردیم. اسکم هم همین است: اول اعتماد میسازند، بعد وعده میدهند، بعد غیب میشوند.
چند واژه که کنارِ اسکم زیاد میشنوید:
- اسکمر (Scammer): خودِ کلاهبردار.
- اسکم شدن: فریب خوردن و از دست دادنِ پول یا دارایی.
- سایت اسکم: سایتی که فقط برای گرفتنِ پول یا رمزِ شما ساخته شده و هیچ خدمتِ واقعی نمیدهد.
- پروژهٔ اسکم: توکن، کوین یا پلتفرمی که از روزِ اول برای جمع کردنِ پولِ مردم و فرار طراحی شده است.
معنی اسکم در ارز دیجیتال
در بازارِ ارز دیجیتال، اسکم هر کارِ فریبکارانهای است که هدفش برداشتنِ داراییِ دیجیتالِ شما یا گرفتنِ اطلاعاتِ حساستان باشد. ظاهرش فرق میکند: یک توکنِ تازه، یک صرافی یا کیف پولِ تقلبی، یک «جایزهٔ رایگان»، یا یک «مشاورِ سرمایهگذاری» در تلگرام و اینستاگرام.
ولی ته همهشان یک چیز است: شما پولی را جایی میفرستید، یا چیزی را تأیید و امضا میکنید، که نباید. پس اگر این یک جمله را یادتان بماند، نصفِ راه را رفتهاید.
هر سقوطی اسکم نیست؛ فرقِ اسکم با شکست و هک
هر توکنی که صفر شد اسکم نبوده. بعضی پروژهها با نیتِ واقعی شروع میشوند و مثلِ هر کسبوکارِ دیگری شکست میخورند. بعضی هم هک میشوند، یعنی یک دزدِ بیرونی به آنها دستبرد میزند و خودِ تیم هم قربانی است. این جدول کمک میکند این سه را از هم جدا کنید:
| ویژگی | اسکم | پروژهٔ شکستخورده | هک |
|---|---|---|---|
| نیتِ سازنده | از اول فریب و فرار | ساختنِ محصولِ واقعی | ساختنِ محصولِ واقعی |
| پول را چه کسی برد؟ | خودِ سازندگان | کسی نبرد؛ ارزش از بین رفت | دزدِ بیرونی |
| رفتارِ تیم بعد از سقوط | غیب شدن، پاک کردنِ سایت و کانال | توضیح دادن یا تعطیلیِ رسمی | اطلاعرسانی، پیگیری و گاهی جبران |
| نشانههای قبلی | سودِ تضمینی، تیمِ ناشناس، نقدینگیِ قفلنشده | محصولِ ضعیف، رقیبِ قوی، کمبودِ پول | کدِ بررسینشده یا ضعفِ امنیتی |
یک نکتهٔ مهم: گاهی اسکمرها بعد از فرار میگویند «هک شدیم». حرفشان را با رفتارشان بسنجید. تیمی که واقعاً هک شده، میماند و جواب میدهد. تیمی که اسکم کرده، کانالش را میبندد. پس به رفتار نگاه کنید، نه به ادعا.
چرا اسکم در ارز دیجیتال اینقدر زیاد است؟
کلاهبرداری در همهٔ بازارها هست؛ از سهمِ «پروژهشده» در بورس تا سکهٔ تقلبی در بازار. ولی بازارِ ارز دیجیتال چند ویژگی دارد که کارِ کلاهبردار را راحتتر میکند:
- پول برنمیگردد: وقتی ارز دیجیتال را به یک نشانی فرستادید، هیچ بانکی وجود ندارد که بگویید «برگردانش». مثلِ اسکناسی است که از پنجره بیرون انداختهاید.
- ساختِ توکن چند دقیقه کار دارد: هر کسی با هزینهٔ کم میتواند یک توکن بسازد و برایش بازار راه بیندازد.
- سازندهها پنهان میمانند: سازندهٔ یک قرارداد هوشمند لازم نیست نام و چهرهاش را نشان بدهد.
- ناظرِ مشخص ندارد: بخشِ بزرگی از این بازار زیرِ نظرِ یک نهادِ مالیِ معلوم نیست؛ مثلِ بورس که سازمان بورس بالای سرش است.
- هیجان و ترس از جا ماندن: قصههای «فلانی یکشبه پولدار شد» آدم را از پرسیدنِ سؤالهای ساده بازمیدارد.
ماجرا کوچک نیست. طبقِ گزارشِ سالانهٔ ۲۰۲۵ مرکزِ شکایاتِ جرایمِ اینترنتیِ FBI که فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، فقط شکایتهایی که در آمریکا ثبت شده حدودِ ۱۱ میلیارد دلار زیانِ مرتبط با ارز دیجیتال را نشان میدهد. یعنی هر روزِ سال، حدودِ ۳۰ میلیون دلار. بیشترِ این پول هم با «کلاهبرداریِ سرمایهگذاری» رفته، نه با هک. یعنی خودِ مردم با وعدهٔ سود پولشان را دادهاند.
پس مشکلِ اصلی فنی نیست، فریب است. خبرِ خوب این است که فریب را میشود یاد گرفت و شناخت.
انواع اسکم در ارز دیجیتال
ترفندها هر سال لباسِ تازه میپوشند، ولی زیرِ لباس همان چند الگوی قدیمی است. اگر الگو را بشناسید، شکلِ تازهاش را هم زود میبینید. بیایید یکییکی برویم جلو.
رأگپول (Rug Pull)؛ فرش را از زیرِ پا میکشند
Rug Pull یعنی «کشیدنِ فرش». سازندگان یک توکن میسازند و برایش در یک صرافیِ غیرمتمرکز «استخرِ نقدینگی» درست میکنند. استخرِ نقدینگی یعنی صندوقی که خرید و فروشِ توکن از آن انجام میشود؛ مثلِ دخلِ یک مغازه. بعد با تبلیغ، خریدار جمع میکنند.
وقتی پولِ کافی در این دخل جمع شد، سازندهها یا کلِ پولِ دخل را برمیدارند، یا سهمِ بزرگِ خودشان را یکجا میفروشند. قیمت در چند دقیقه سقوط میکند و خریدارها با توکنی بیارزش میمانند. درست مثلِ مغازهداری که یک شب دخل را خالی کند و کرکره را پایین بکشد.
رأگپول دو شکل دارد. در شکلِ «سخت»، راهِ فرار از اول در کدِ توکن گذاشته شده؛ مثلاً سازنده میتواند هر قدر بخواهد توکنِ تازه بسازد یا فروش را قفل کند. در شکلِ «نرم»، تیم آرامآرام توکنهایش را میفروشد و پروژه را رها میکند. خیلی از شتکوینها و میمکوینهای بیپشتوانه همین راه را رفتهاند.

طرح پانزی و هرمی؛ سودِ قدیمیها از جیبِ تازهواردها
در طرح پانزی سودِ ثابت و بالا وعده میدهند. ولی سود از هیچ کارِ واقعی درنمیآید؛ از پولِ آدمهای تازه درمیآید. مثلِ کسی که از این قرض میگیرد تا قرضِ آن را بدهد. تا وقتی آدمِ تازه میآید، چرخ میچرخد. روزی که آمدن کم شد، همهچیز یکباره فرو میریزد. نسخهٔ «هرمی» هم برای هر عضوی که بیاورید پاداش میدهد.
بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنید پلتفرمی وعدهٔ ماهی ۱۰٪ سودِ تضمینی بدهد. یعنی ۱۰۰ میلیون تومانِ شما هر ماه ۱۰ میلیون سود بدهد؛ سالی بیش از ۱۲۰٪، بی هیچ ریسکی. اگر چنین کاری واقعاً شدنی بود، بانکها و ثروتمندها خودشان پولشان را آنجا میگذاشتند و سراغِ من و شما نمیآمدند. پس سودِ ثابتِ بالا خودش یک هشدار است. (این عددها مثالاند.)
شکلِ امروزیِ پانزی در ارز دیجیتال معمولاً اینهاست: «استیکینگ با سودِ روزانه»، «رباتِ معاملهگرِ تضمینی» یا «استخراجِ ابری با سودِ ثابت». هر جا سودِ ثابت و بیریسک دیدید، اول به پانزی فکر کنید.
فیشینگ و سایتهای تقلبی
«فیشینگ» از واژهٔ ماهیگیری میآید: کلاهبردار قلاب میاندازد و منتظر میماند. در فیشینگ ارز دیجیتال سایت یا اپی میسازند که کاملاً شبیهِ کیف پول یا صرافیِ واقعی است. نشانیاش فقط با یک حرف فرق دارد و معمولاً از راهِ تبلیغ در گوگل، ایمیل یا پیامک به دستتان میرسد.
هدفش این است که «عبارتِ بازیابی» (Seed Phrase)، رمز یا کدِ پیامکیتان را وارد کنید. عبارتِ بازیابی یعنی همان ۱۲ یا ۲۴ کلمهای که کلیدِ کاملِ کیف پولِ شماست. هر کسی آن را داشته باشد، صاحبِ همهٔ داراییتان است؛ مثلِ کلیدِ گاوصندوق.
هانیپات (Honeypot)؛ میخرید ولی نمیتوانید بفروشید
هانیپات یعنی «ظرفِ عسل»؛ همان ظرفی که مگس را به خودش میکشد و دیگر رها نمیکند. کدِ این توکن طوری نوشته شده که خرید آزاد است ولی فروش برای همه، جز سازنده، بسته است. یا مالیاتِ فروشش نزدیکِ صد درصد است.
مثلِ دری است که فقط از یک طرف باز میشود. چون هیچکس نمیتواند بفروشد، نمودار فقط بالا میرود. همین نمودارِ صعودی هم طعمهٔ خریدارانِ تازه است. پس نمودارِ «فقط سبز» را ببینید و شک کنید.
پامپ و دامپ؛ باد کردن و خالی کردن
گروهی قیمتِ یک ارزِ کممعامله را با خریدِ هماهنگ و تبلیغ بالا میبرند؛ به این میگویند پامپ، یعنی باد کردن. وقتی قیمت به اوج رسید، همه را به تازهواردها میفروشند؛ این دامپ است، یعنی خالی کردن. کانالهای «سیگنالِ VIP» اغلب همین نقش را دارند. سازوکارش را در مقالهٔ خطرات پنهان سیگنالهای تقلبی و گروههای پامپ و دامپ مفصل گفتهام.
ایردراپ جعلی و قراردادهای تخلیهکننده
پیامی میرسد: «تبریک! توکنِ رایگان برنده شدی؛ کیف پولت را وصل کن.» ایردراپ یعنی توزیعِ رایگانِ توکن، که گاهی واقعی است. ولی نسخهٔ جعلیاش از شما میخواهد یک تراکنش را تأیید کنید.
با این تأیید، در واقع به یک قراردادِ مخرب اجازه دادهاید از کیف پولتان خرج کند؛ مثلِ اینکه یک چکِ سفیدامضا دستِ غریبه بدهید. به این قراردادها «درینر» (Drainer) یعنی «تخلیهکننده» میگویند و در چند ثانیه کیف پول را خالی میکنند. پس هیچ تأییدی را نخوانده نزنید و برای امتحانِ ایردراپها یک کیف پولِ جدا و خالی داشته باشید.
کلاهبرداریِ عاطفی؛ «پروار کردنِ خوک»
اسمِ انگلیسیاش Pig Butchering است؛ یعنی اول خوک را چاق میکنند، بعد سرش را میبرند. تلخ است، ولی دقیق. با یک آشناییِ ساده شروع میشود: پیامی که «اشتباهی» فرستاده شده، یک دوستیِ مجازی یا یک رابطهٔ عاطفی.
بعد از هفتهها اعتمادسازی، طرف یک سایتِ معاملاتی معرفی میکند که سودهای خیالی نشان میدهد. قربانی هر بار پولِ بیشتری میگذارد. روزی که میخواهد برداشت کند، تازه به «مالیات» و «کارمزدِ آزادسازی» برمیخورد. و آن پول هم میرود. پس آشنای مجازی که حرفِ سرمایهگذاری را پیش کشید، همانجا یک چراغِ قرمز است.
جعلِ هویت و پشتیبانِ قلابی
کلاهبردار خودش را پشتیبانِ صرافی، کارمندِ کیف پول، یک آدمِ مشهور یا حتی تحلیلگری که دنبالش میکنید جا میزند. معمولاً وقتی در یک گروه از مشکلی گله کردهاید، پیامِ خصوصی میدهد. این همان الگوی حملات مهندسی اجتماعی است؛ یعنی فریبِ آدم بهجای شکستنِ قفل.
یک قاعدهٔ طلایی را همیشه به یاد داشته باشید: پشتیبانِ واقعی هیچوقت عبارتِ بازیابی یا کدِ پیامکیِ شما را نمیخواهد. هیچوقت.
عرضهٔ اولیهٔ جعلی و پروژهٔ بیمحصول
پروژهای با یک وایت پیپر پرزرقوبرق، نقشهٔ راهِ بلندپروازانه و تیمی که هیچ ردی از آن پیدا نمیشود، توکن پیشفروش میکند. وایت پیپر یعنی سندی که پروژه در آن کار و برنامهاش را شرح میدهد. پول جمع میشود و محصول هیچوقت ساخته نمیشود. موجِ ICOها در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ پر از این نمونهها بود.
مسمومسازیِ نشانی (Address Poisoning)
نشانیِ کیف پول یک رشتهٔ بلند از حرف و عدد است و بیشترِ ما فقط سر و تهش را نگاه میکنیم. کلاهبردار از همین استفاده میکند. نشانیای میسازد که چند حرفِ اول و آخرش شبیهِ نشانیای است که شما زیاد با آن کار دارید، و مبلغی ناچیز به کیف پولتان میفرستد تا در تاریخچه بنشیند.
دفعهٔ بعد اگر نشانی را از تاریخچه کپی کنید، پول را برای او فرستادهاید. مثلِ شمارهکارتی که فقط یک رقمِ وسطش فرق دارد. پس نشانی را همیشه از منبعِ اصلی بردارید و کاملش را بسنجید.
همهٔ انواع اسکم در یک نگاه
این جدول خلاصهٔ همهٔ ترفندهای بالاست. میتوانید هر بار که چیزِ مشکوکی دیدید، برگردید و نگاهش کنید:
| نوعِ اسکم | پول چطور میرود | نشانهٔ اصلی | راهِ پیشگیری |
|---|---|---|---|
| رأگپول | برداشتنِ نقدینگی یا فروشِ یکجای تیم | نقدینگیِ قفلنشده، توکن در دستِ چند کیف پول | بررسیِ قفلِ نقدینگی و پراکندگیِ دارندگان |
| پانزی و هرمی | پرداختِ سود از پولِ تازهواردها | سودِ ثابتِ روزانه یا ماهانه، پاداشِ عضوگیری | دوری از هر وعدهٔ سودِ تضمینی |
| فیشینگ | لو رفتنِ عبارتِ بازیابی یا رمز | نشانیِ شبیه، پیامِ فوری و تهدیدآمیز | ورود فقط از نشانیِ ذخیرهشده |
| هانیپات | نمیشود توکن را فروخت | نمودارِ فقط صعودی، نبودِ فروش | دیدنِ تراکنشهای فروش در کاوشگرِ بلاک |
| پامپ و دامپ | خرید در اوجِ ساختگی | کانالِ سیگنال، جهشِ ناگهانیِ حجم | دنبال نکردنِ سیگنالِ ناشناس |
| ایردراپ جعلی و درینر | تأییدِ اجازهٔ خرج برای قراردادِ مخرب | توکنِ رایگانِ ناخواسته، درخواستِ وصل کردنِ کیف پول | کیف پولِ جدا برای امتحان، خواندنِ هر تأیید |
| کلاهبرداریِ عاطفی | واریز به سایتِ معاملاتیِ جعلی | آشنای مجازی که سرمایهگذاری پیشنهاد میکند | جدا کردنِ رابطه از پول، برداشتِ آزمایشیِ زود |
| جعلِ هویت | واریز یا دادنِ کد به «پشتیبان» | پیامِ خصوصیِ ناخواسته | تماس فقط از راهِ رسمی |
| مسمومسازیِ نشانی | فرستادن به نشانیِ شبیه | واریزِ ناچیزِ ناشناس در تاریخچه | سنجیدنِ کاملِ نشانی، دفترچهٔ نشانی |
اگر دقت کنید، ستونِ آخر بیشتر عادت است تا دانشِ فنی. پس لازم نیست برنامهنویس باشید تا در امان بمانید؛ کافی است چند عادتِ ساده داشته باشید.
اسکمهای رایج در فضای مجازیِ فارسی
کاربرِ ایرانی کمتر با پروژههای پیچیدهٔ جهانی اسکم میشود. بیشتر گرفتارِ ترفندهای سادهای میشود که در تلگرام و اینستاگرام دستبهدست میشوند. اینها را بیشتر از بقیه دیدهام:
- پیجهای «مدیریتِ سرمایه»: وعدهٔ سودِ ماهانهٔ ثابت، همراهِ اسکرینشاتِ سودِ دیگران. واریز هم به کارتِ شخصی.
- کانالهای سیگنالِ پولی: عضویتِ VIP با ادعای «۹۰٪ سیگنالِ موفق»؛ یا پامپ و دامپ است، یا آمارِ ساختگی.
- سایتهای شبیهِ صرافیهای داخلی: با نشانیِ یکحرفمتفاوت و تبلیغ در گوگل، برای گرفتنِ رمز و کدِ پیامکی.
- پشتیبانِ جعلی: بعد از اینکه در گروهی سؤال پرسیدید، پیام خصوصی میدهد و «برای حلِ مشکل» عبارتِ بازیابی یا کد میخواهد.
- رباتها و بازیهای تلگرامیِ «درآمدِ رایگان»: بعد از مدتی، برای برداشت «کارمزدِ فعالسازی» میخواهند.
- «ارزِ دیجیتالِ ایرانی» با پیشفروشِ ریالی: توکنی که فقط از خودِ فروشنده خریده میشود و هیچ بازارِ مستقلی ندارد. یعنی روزی که بخواهید بفروشید، خریداری جز خودِ او نیست.
قاعدهٔ من ساده است: هر کسی سودِ ثابت وعده داد و پول را به کارتِ شخصی خواست، لازم نیست بقیهٔ حرفش را بشنوید.
نمونههای مشهورِ اسکم در ارز دیجیتال
قصهٔ واقعی بهتر از هر تعریفی یاد میدهد. این پنج پرونده هر کدام یکی از الگوهای بالا را نشان میدهند. اگر قصهشان را بدانید، نسخهٔ تازهٔ همان قصه را زود میشناسید.
وان کوین؛ ملکهٔ قلابیِ کریپتو

زنی به نامِ روژا ایگناتوا با ادعای دکترا از آکسفورد، از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ پروژهای به نامِ وانکوین (OneCoin) را در دهها کشور تبلیغ کرد. میگفت این «قاتلِ بیتکوین» است. برآوردها از جذبِ بیش از چهار میلیارد دلار حکایت دارد.
نکتهٔ عجیب این بود که وانکوین اصلاً بلاکچینِ واقعی نداشت. «قیمتش» را خودِ شرکت روی کاغذ تعیین میکرد. فروشش هم هرمی بود: هر عضو با آوردنِ عضوِ تازه پاداش میگرفت.
ایگناتوا در اکتبر ۲۰۱۷ بعد از یک پرواز از صوفیه به آتن ناپدید شد. از ۲۰۲۲ در فهرستِ ده متهمِ تحتِ تعقیبِ FBI است و جایزه برای اطلاعاتی که به دستگیریاش برسد به پنج میلیون دلار رسیده. شریکش در ۲۰۲۳ به ۲۰ سال زندان محکوم شد. درسِ این پرونده: «سکهای» که فقط فروشندهاش قیمت میدهد، سکه نیست.
بیت کانکت؛ وعدهٔ سودِ روزانه
بیتکانکت (Bitconnect) به دارندگانش میگفت توکنهایشان را در یک «برنامهٔ وامدهی» بگذارند تا یک «رباتِ معاملهگر» روزی حدودِ یک درصد سود بدهد. یک درصد در روز کم به نظر میرسد، نه؟
بیایید حساب کنیم. اگر هر روز ۱٪ روی پول بنشیند و سود هم دوباره سود بدهد، ۱۰ میلیون تومان در یک سال به حدودِ ۳۸۰ میلیون تومان میرسد؛ نزدیکِ ۳۸ برابر. هیچ کسبوکارِ واقعی در دنیا چنین سودی را ثابت و بیریسک نمیدهد. چند چهرهٔ شناختهشدهٔ کریپتو همان موقع آن را پانزیِ کلاسیک خواندند.
در ژانویهٔ ۲۰۱۸، بعد از هشدارِ ناظرانِ چند ایالتِ آمریکا، پلتفرم تعطیل شد و قیمتِ توکن در چند روز بیش از ۹۰٪ ریخت. بنیانگذارش در ۲۰۲۲ در آمریکا متهم شد و تا آخرین گزارشها متواری بود. پس «رباتِ معاملهگرِ سودِ ثابت» را همانجا کنار بگذارید.
پلاس توکن؛ پانزیِ چندمیلیارددلاری

پلاستوکن (PlusToken) در ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ خودش را کیف پولی معرفی میکرد که با «آربیتراژِ هوشمند» ماهانه سودِ ثابت میدهد. آربیتراژ یعنی خریدن از جایی ارزان و فروختن در جایی گرانتر. ادعا قشنگ بود، ولی سود در واقع از پولِ تازهواردها میآمد.
بیشترِ قربانیان در چین و کره بودند و گزارشها از ورودِ حدودِ ۲۰۰ هزار بیتکوین و مقدارِ زیادی اتریوم حکایت دارد. مدیرانش داراییها را میانِ صدها کیف پول جابهجا کردند تا ردشان گم شود. ولی پلیسِ چین دستگیرشان کرد و در ۲۰۲۰ دادگاه گردانندگان را به زندان محکوم کرد.
توکنِ بازی مرکب؛ رأگپول و هانیپات با هم

توکنِ SQUID پاییزِ ۲۰۲۱ با سوءاستفاده از محبوبیتِ سریالِ کرهایِ «بازی مرکب» عرضه شد. در سایتش حتی ادعا میکرد با سازندهٔ سریال همکاری دارد، که درست نبود. قیمت در حدودِ یک هفته از چند سنت به نزدیکِ ۲٬۹۰۰ دلار رسید.
رازِ این رشد ساده بود: قرارداد اجازهٔ فروش به خریداران نمیداد؛ یعنی یک هانیپاتِ کامل. بعد سازندگان توکنهایشان را فروختند و پولِ استخر را بردند. قیمت در چند دقیقه بیش از ۹۹٪ سقوط کرد و برآوردِ پولِ بردهشده حدودِ سه میلیون دلار بود. سایت و کانالها هم همان لحظه غیب شدند. پس یادتان باشد: نموداری که فقط بالا میرود، گاهی یعنی کسی نمیتواند بفروشد.
آفری کریپت؛ پلتفرمی که با سرمایهها غیب شد

آفریکریپت (Africrypt) یک پلتفرمِ سرمایهگذاریِ ارز دیجیتال در آفریقای جنوبی بود که دو برادر ادارهاش میکردند. در ۲۰۲۱ به سرمایهگذاران گفتند سامانه «هک شده» و از آنها خواستند ماجرا را به مقامات گزارش نکنند. خودشان هم از کشور رفتند.
رقمِ ۶۹ هزار بیتکوینی که آن زمان در رسانهها آمد، بعدها در گزارشهای دیگر اغراقآمیز دانسته شد. ولی الگو روشن است: ادعای هک، خواهشِ سکوت، و غیب شدن. درسش هم همان قاعدهٔ قدیمی است: سرمایهٔ زیاد را در جایی که کلیدش دستِ خودتان نیست نگه ندارید.
چطور پروژهٔ اسکم را تشخیص دهیم؟ چکلیستِ ۱۰ پرسشی
پیش از اینکه در هر توکن یا پلتفرمِ تازه پول بگذارید، این ده پرسش را از خودتان بپرسید. اگر جوابِ دو سه تا از آنها نگرانکننده بود، کنار بکشید. نسخهٔ فنیتر و گامبهگامِ این بررسی را در مقالهٔ ۹ گام شناسایی پروژهها و توکنهای کلاهبرداری ارز دیجیتال آوردهام.
- سود تضمینی است؟ هیچ سرمایهگذاریِ واقعی سودِ ثابت و بیریسک نمیدهد. این مهمترین چراغِ قرمز است.
- تیم را میشود شناخت؟ نام، سابقه و ردِ کاریِ قابلِ بررسی دارند، یا فقط عکسِ کارتونی و اسمِ مستعار؟
- محصولِ واقعی هست؟ چیزی ساخته شده که کار کند، یا فقط وعده و برنامهٔ آینده؟
- وایت پیپر حرفِ روشنی میزند؟ مشکل، راهحل و کارکردِ توکن معلوم است، یا متنی کپی و پر از واژههای بزرگ؟
- نقدینگی قفل شده؟ اگر پولِ استخر قفل نباشد، سازنده هر لحظه میتواند آن را بردارد.
- توکن دستِ چند نفر است؟ در کاوشگرِ بلاک (سایتی که همهٔ تراکنشها را نشان میدهد) ببینید چند کیف پول بیشترِ توکنها را دارند.
- کسی توانسته بفروشد؟ در تاریخچهٔ تراکنشها دنبالِ فروشهای موفق بگردید. نبودنِ فروش یعنی احتمالِ هانیپات.
- کدِ قرارداد بررسی شده و دستِ سازنده بسته است؟ قرارداد هوشمندی که سازندهاش هنوز میتواند توکنِ تازه بسازد یا فروش را ببندد، خطرناک است.
- برای تصمیم عجله دارید؟ شمارشِ معکوس، «فقط امروز» و «ظرفیت محدود» ابزارِ فشارِ کلاهبردارهاست. تصمیمِ درست عجله نمیخواهد.
- از کجا با آن آشنا شدید؟ اگر از پیامِ ناخواسته، تبلیغِ پرسروصدا یا یک آشنای مجازی بوده، دو برابر بیشتر بررسی کنید.
اگر میخواهید بدانید هر توکن روی چه سازوکاری کار میکند، مقالهٔ قرارداد هوشمند چیست شروعِ خوبی است. قیمت و ارزشِ بازارِ ارزهای معتبر را هم در صفحهٔ قیمت ارزهای دیجیتال امروز ببینید تا عددهای ادعاییِ یک پروژهٔ ناشناس را با بازارِ واقعی مقایسه کنید. پس قبل از هر خرید، این ده پرسش را مثلِ فهرستِ خرید کنارِ دستتان نگه دارید.
اشتباههایی که آدمها را اسکم میکند
گفتم که قربانیان معمولاً آدمهای سادهلوحی نیستند. کلاهبردارها روی خطاهای ذهنیِ همهٔ ما حساب میکنند. این پنج اشتباه را بشناسید:
- اعتماد به سودِ اول: خیلی از اسکمها اجازه میدهند برداشتِ کوچکِ اول انجام شود. این طعمه است، تا واریزِ بعدی بزرگتر باشد.
- دنبالِ جمع رفتن: گروهِ پرجمعیت و کامنتهای پرشور قانعکنندهاند. ولی ساختنِ عضو و نظرِ جعلی خیلی ارزان است.
- اعتماد به چهرهٔ مشهور: امروز با هوش مصنوعی میشود بهراحتی ویدیو و صدای جعلیِ هر آدمِ مشهوری را ساخت.
- دویدن دنبالِ پولِ رفته: قربانی برای پس گرفتنِ پولش «کارمزدِ آزادسازی» میدهد و ضررش دو برابر میشود.
- یک کیف پول برای همهچیز: وصل کردنِ کیف پولِ اصلی به هر سایتِ تازه، راه را برای درینرها باز میکند. نکتههای جلوگیری از هک کیف پول ارز دیجیتال را جدی بگیرید.
پس امنیت بیشتر از هر چیز، آرامش و صبر است. کسی که عجله ندارد، سختتر فریب میخورد.
اگر اسکم شدیم چه کنیم؟
بگذارید صادق باشم: پس گرفتنِ ارز دیجیتال سخت است و بیشتر وقتها ممکن نیست. ولی هر چه سریعتر و منظمتر کار کنید، هم جلوی ضررِ بیشتر را میگیرید، هم شانسِ پیگیریِ قانونی بیشتر میشود. این قدمها را به ترتیب بردارید:
- همهٔ واریزها را قطع کنید. هر درخواستی برای «کارمزد»، «مالیات» یا «فعالسازیِ برداشت» یعنی اسکم هنوز ادامه دارد.
- اجازههای کیف پول را لغو کنید. اگر قراردادی را تأیید کردهاید، از بخشِ مدیریتِ اجازهها (Token Approvals) در کاوشگرِ همان بلاکچین، دسترسیِ آن قرارداد را بردارید.
- باقیِ دارایی را به کیف پولِ تازه ببرید. اگر احتمال میدهید عبارتِ بازیابی لو رفته، یک کیف پولِ نو با عبارتِ نو بسازید و داراییها را منتقل کنید.
- مدرکها را نگه دارید. شناسهٔ تراکنشها (TxID)، نشانیهای مقصد، شمارهٔ کارت یا حسابی که به آن واریز کردهاید، نشانیِ سایت، نامِ کاربریها و عکسِ گفتوگوها. هیچ چیزی را پاک نکنید.
- به پلیس فتا گزارش بدهید. شکایت را از سامانهٔ رسمیِ پلیس فتا، تماس با شمارهٔ ۰۹۶۳۸۰ یا مراجعهٔ حضوری ثبت کنید. اگر پول را به کارتِ بانکی ریختهاید، فوری به بانکِ خودتان هم خبر بدهید.
- به صرافیِ مقصد خبر بدهید. اگر پول به حسابی در یک صرافیِ داخلیِ دارای مجوز رفته، با پشتیبانیِ رسمیِ آن تماس بگیرید. گاهی حسابِ مقصد مسدود میشود.
- دیگران را باخبر کنید. تجربهتان را در فرم گزارش قربانیان کلاهبرداریهای ارز دیجیتال ثبت کنید تا الگوهای تازه شناخته شوند و به بقیه هشدار داده شود.
مراقبِ اسکمِ دوم باشید: «پولتان را برمیگردانیم»
کمی بعد از اسکم شدن، آدمهایی پیدا میشوند که میگویند «هکرِ کلاهسفید»، «وکیلِ بینالمللی» یا «شرکتِ ردیابیِ بلاکچین» هستند و پولتان را برمیگردانند؛ به شرطِ پیشپرداخت. این خودش یکی از رایجترین اسکمهاست و دقیقاً سراغِ قربانیانِ قبلی میرود.
هیچکس نمیتواند تراکنشِ بلاکچین را برگرداند. پیگیریِ واقعی فقط از راهِ مرجعهای رسمی است، نه پیامِ خصوصی. پس اگر کسی برای برگرداندنِ پول، اول پول خواست، جوابش را ندهید.
سوالات متداول
اسکم یعنی چه؟
اسکم واژهای انگلیسی به معنای کلاهبرداری و فریب است. در ارز دیجیتال به هر ترفندی میگویند که با فریب، پول، توکن یا عبارت بازیابی کیف پول شما را بگیرد؛ مثل پروژهٔ جعلی، رأگپول، طرح پانزی یا سایت فیشینگ.
اسکم شدن یعنی چه؟
یعنی فریب خوردن و از دست دادن پول یا دارایی در یک کلاهبرداری. چون تراکنش ارز دیجیتال برگشتناپذیر است، کسی که اسکم شده معمولاً نمیتواند پولش را پس بگیرد و فقط از راه شکایت رسمی میتواند پیگیری کند.
انواع اسکم در ارز دیجیتال کدامند؟
رایجترینها رأگپول، طرح پانزی و هرمی، فیشینگ و سایت تقلبی، هانیپات، پامپ و دامپ، ایردراپ جعلی و درینر، کلاهبرداری عاطفی، پشتیبان قلابی و مسمومسازی نشانی هستند. ریشهٔ همه یکی است: فریب دادن شما برای واریز یا تأیید یک تراکنش.
رأگپول چیست؟
رأگپول یعنی سازندگان یک توکن بعد از جمع کردن خریدار، پول استخر نقدینگی را برمیدارند یا سهم بزرگ خود را یکجا میفروشند. قیمت در چند دقیقه سقوط میکند و خریداران با توکنی بیارزش میمانند. قفل نبودن نقدینگی نشانهٔ اصلی خطر است.
چطور بفهمیم یک پروژه اسکم است؟
به وعدهٔ سود تضمینی، تیم ناشناس، نبود محصول واقعی، قفل نبودن نقدینگی، جمع شدن توکن در چند کیف پول و نبود فروش موفق دقت کنید. فشار برای تصمیم فوری و آشنایی از راه پیام ناخواسته هم نشانههای مهمی هستند.
اگر اسکم شدیم چه کنیم؟
واریز را فوراً قطع کنید، اجازههای کیف پول را لغو کنید و باقی دارایی را به کیف پول تازه ببرید. شناسهٔ تراکنشها، نشانیها، شمارهٔ کارت و گفتوگوها را نگه دارید و به پلیس فتا و بانک خودتان گزارش بدهید.
آیا پول اسکمشده برمیگردد؟
بیشتر وقتها نه، چون تراکنش بلاکچین برگشتناپذیر است. گاهی اگر پول به حساب بانکی یا صرافی داخلی دارای مجوز رفته باشد، با شکایت سریع حساب مقصد مسدود میشود. به کسانی که برای برگرداندن پول پیشپرداخت میخواهند اعتماد نکنید.
شکایت از کلاهبرداری ارز دیجیتال را کجا ثبت کنیم؟
در ایران مرجع رسیدگی پلیس فتا است. میتوانید از سامانهٔ رسمی پلیس فتا، تماس با شمارهٔ ۰۹۶۳۸۰ یا مراجعه به دفتر آن در شهر خودتان شکایت ثبت کنید. پیش از آن همهٔ مدرکهای تراکنش و گفتوگوها را آماده کنید.
هانیپات در ارز دیجیتال چیست؟
هانیپات توکنی است که قراردادش اجازهٔ خرید میدهد ولی فروش را برای همه جز سازنده میبندد یا مالیات فروش را نزدیک صد درصد میکند. برای همین نمودارش فقط بالا میرود و خریداران تازه را به دام میکشد.
جمعبندی
اسکم در ارز دیجیتال شکلهای زیادی دارد، ولی تقریباً همیشه یکی از این سه چیز را از شما میخواهد: واریز به جایی که نمیشناسید، تأییدِ تراکنشی که نخواندهاید، یا عبارتِ بازیابیِ کیف پولتان. اگر این سه در را ببندید، بیشترِ خطر از بین میرود.
توصیهٔ من این است: پیش از هر سرمایهگذاری چکلیستِ بالا را مرور کنید. فقط پولی را واردِ این بازار کنید که از دست دادنش زندگیتان را به هم نریزد. و هر جا سودِ تضمینی دیدید، بیمعطلی بگذرید. اگر هم قربانی شدهاید، خجالت نکشید؛ گزارشِ شما جلوی اسکم شدنِ نفرِ بعدی را میگیرد. تصمیمِ نهایی همیشه با خودتان است، ولی با چشمِ باز.

عالی بود