ابرتورم چیست؟ نشانهها، علتها و تجربهٔ کشورها از آلمان تا ونزوئلا
فهرست مطالب۱۱ بخش
- ابرتورم چیست؟ به زبان ساده
- علت های ابرتورم: چرا تورم افسارگسیخته میشود؟
- نشانه های ابرتورم: از کجا بفهمیم اقتصاد به آن نزدیک میشود؟
- تجربهٔ کشورها با ابرتورم؛ از آلمان تا ونزوئلا
- کشورها چطور از ابرتورم خارج شدند؟
- ابرتورم، تورم بالا و رکود تورمی چه فرقی دارند؟
- آیا ایران در ابرتورم است؟ وضعیت تورم ایران در ۱۴۰۵
- در ابرتورم کجا سرمایهگذاری کنیم؟ رفتار داراییها در تورم شدید
- اشتباههای رایج درباره ابرتورم
- سوالات متداول
- جمعبندی

ابرتورم یعنی تورمی آنقدر تند که قیمتها فقط در یک ماه بیش از ۵۰٪ بالا بروند. در این وضع قیمتِ نان و اجاره هر حدودِ ۵۲ روز دو برابر میشود. مردم حقوق را همان روز خرج میکنند، چون فردا کمتر میخرد. به این حالت هایپر اینفلیشن (Hyperinflation) یا تورم افسارگسیخته هم میگویند.
ما ایرانیها تورم را با پوست و گوشتمان لمس کردهایم. برای همین خیلیها از من میپرسند: «با این گرانیها، ما در ابرتورم هستیم؟» جوابِ کوتاه این است: نه، هنوز نه. ولی برای اینکه بفهمیم چرا، و چقدر با آن فاصله داریم، باید اول ببینیم ابرتورم دقیقاً چیست و در کشورهای دیگر چه شکلی داشت.
ابرتورم چیست؟ به زبان ساده
تورم یعنی قیمتِ بیشترِ چیزها در طولِ زمان بالا برود. وقتی این بالا رفتن آرام است، زندگی با آن کنار میآید. حقوق سالی یک بار زیاد میشود، اجاره سالی یک بار، و پول هنوز به کارِ پسانداز میآید.
ابرتورم همان تورم است، ولی وقتی ترمزش بریده. قیمتها چنان تند بالا میروند که هیچ قراردادی به آنها نمیرسد. پولی که امروز میگیرید، فردا تکهای از ارزشش را از دست داده است. اقتصاددانها به این حالت میگویند «فرار از پول»؛ یعنی همه میخواهند پول را هرچه زودتر به کالا، ارز یا طلا تبدیل کنند.
یک مثال ساده بزنیم. فرض کنیم یک نان امروز ۱۰ هزار تومان باشد و تورمِ ماهانه ۵۰٪. ماهِ بعد همین نان ۱۵ هزار تومان است. ماهِ سوم حدودِ ۲۲ هزار و ۵۰۰ تومان. بعد از شش ماه حدودِ ۱۱۴ هزار تومان. و یک سال بعد؟ نزدیک به یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان. این یعنی ابرتورم.
جدولِ زیر سه حالتِ تورم را کنارِ هم گذاشته تا فرقشان روشن شود:
| ویژگی | تورم معمولی | تورم بالا و مزمن | ابرتورم |
|---|---|---|---|
| نرخ نمونه | ۲ تا ۱۰٪ در سال | ۲۰ تا چند صد درصد در سال | بیش از ۵۰٪ در ماه |
| دو برابر شدنِ قیمتها | یک دهه یا بیشتر | چند ماه تا چند سال | چند هفته، چند روز یا حتی چند ساعت |
| رفتارِ مردم با پول | پسانداز در بانک رایج است | پسانداز به طلا، ارز و ملک میرود | پول فقط برای خرجِ همان روز نگه داشته میشود |
| قیمتگذاری | سالی یکی دو بار | ماهانه، اغلب گرهخورده به دلار | روزانه یا مستقیم با ارزِ خارجی |
| نمونه | بیشترِ کشورهای توسعهیافته | ایران، ترکیه، آرژانتینِ پیش از ۲۰۲۴ | آلمان ۱۹۲۳، مجارستان ۱۹۴۶، زیمبابوه ۲۰۰۸، ونزوئلا ۲۰۱۸ |
پس فرقِ اصلی در سرعت است. تورمِ بالا جیب را آرامآرام خالی میکند؛ ابرتورم یکشبه.
تورم از چه نرخی ابرتورم حساب میشود؟
رایجترین معیار را فیلیپ کیگن، اقتصاددانِ آمریکایی، در سالِ ۱۹۵۶ گذاشت. به گفتهٔ او ابرتورم از ماهی شروع میشود که تورمِ ماهانه از ۵۰٪ بگذرد. و وقتی تمام میشود که این نرخ زیرِ ۵۰٪ بیاید و دستکم یک سال همانجا بماند.
حواسمان باشد: معیار ماهانه است، نه سالانه. خیلی جاها «تورمِ ۱۰۰ درصدی» را ابرتورم مینامند. این درست نیست. تورمِ سالانهٔ ۱۰۰٪ یعنی ماهی حدودِ ۶٪؛ دردناک است، ولی تا ۵۰٪ در ماه خیلی فاصله دارد.
یک معیارِ دیگر هم هست که بیشتر به کارِ حسابدارها میآید. استانداردِ بینالمللیِ IAS 29 اقتصادی را «ابرتورمی» میداند که در سه سال رویهم حدودِ ۱۰۰٪ یا بیشتر تورم داشته باشد. یعنی بهطورِ میانگین سالی حدودِ ۲۶٪. هدفِ این تعریف فقط این است که شرکتها بدانند کِی باید صورتهای مالیشان را با تورم اصلاح کنند. پس اگر جایی خواندید «ایران در فهرستِ اقتصادهای ابرتورمی است»، منظور همین تعریفِ حسابداری است، نه ابرتورمِ واقعی.
تورم ماهانه چطور به عددهای نجومی میرسد؟
اینجا یک حسابِ ساده هست که به نظرم بهترین راه برای حس کردنِ ابرتورم است. تورم مثلِ سودِ مرکب روی هم سوار میشود. یعنی گرانیِ این ماه روی گرانیِ ماهِ قبل مینشیند، نه روی قیمتِ اول.
فرمولش این است: یک را با نرخِ ماهانه جمع کنید، به توانِ ۱۲ برسانید و یکی کم کنید. مثلاً با ۴٫۲٪ در ماه: ۱٫۰۴۲ به توانِ ۱۲ میشود حدودِ ۱٫۶۴؛ یعنی حدودِ ۶۴٪ در سال. جدولِ زیر همین حساب را برای چند نرخ نشان میدهد:
| تورم ماهانه | تورم سالانهٔ معادل | قیمتها هر چند وقت دو برابر میشوند |
|---|---|---|
| ۲٪ | حدود ۲۷٪ | حدود ۳۵ ماه |
| ۴٫۲٪ (ایران، شهریور ۱۴۰۵) | حدود ۶۴٪ | حدود ۱۷ ماه |
| ۱۰٪ | حدود ۲۱۴٪ | حدود ۷ ماه |
| ۲۰٪ | حدود ۷۹۲٪ | کمتر از ۴ ماه |
| ۵۰٪ (آستانهٔ ابرتورم) | حدود ۱۲٬۸۷۵٪ | حدود ۵۲ روز |
| ۱۰۰٪ | حدود ۴۰۹٬۵۰۰٪ | هر ماه |
دیدید؟ نرخِ ماهانه از ۲۰٪ به ۵۰٪ رسیده، یعنی دو برابر و نیم شده. ولی تورمِ سالانه از حدودِ ۸۰۰٪ به نزدیکِ ۱۳ هزار درصد پریده. پس در تورم، عددهای کوچکِ ماهانه را دستکم نگیرید.
علت های ابرتورم: چرا تورم افسارگسیخته میشود؟
تقریباً در همهٔ ابرتورمهای تاریخ یک قصه تکرار شده است. دولتی که خرجش خیلی بیشتر از درآمدش است، و راهی جز چاپ پول برای پر کردنِ این شکاف پیدا نمیکند.
چاپ پول چرا قیمتها را بالا میبرد؟ من همیشه این را با یک لیوان شیر توضیح میدهم. فرض کنید یک لیوان شیر دارید. نصفش را در لیوانِ دیگری بریزید و هر دو را با آب پر کنید. حالا دو لیوان شیر دارید. آیا ارزشِ غذاییِ این دو لیوان بیشتر شد؟ نه. فقط آبکیتر شد. پول هم همین است: وقتی بیحساب چاپ میشود، تعدادش زیاد میشود ولی هر اسکناس کمتر میخرد.
ولی چاپ پول بهتنهایی ابرتورم نمیسازد. ابرتورم وقتی میآید که چند عامل با هم جمع شوند و همدیگر را هل بدهند.
۱. کسری بودجهٔ سنگین و قرض از بانک مرکزی
وقتی دولت نمیتواند خرجش را با مالیات یا فروشِ اوراق بدهد، از بانک مرکزی قرض میگیرد. این کار پایهٔ پولی را بالا میبرد؛ یعنی پولِ پرقدرتی که بانک مرکزی خلق میکند. بانکها روی همین پول وام میدهند و نقدینگی، یعنی کلِ پولِ در دستِ مردم و حسابها، چند برابر بیشتر بالا میرود.
در آلمانِ ۱۹۲۳ دولت حقوقِ کارگرانِ اعتصابی را با پولِ تازهچاپ میداد. در زیمبابوه بانک مرکزی خرجهای دولت را مستقیم میپرداخت. در ونزوئلا وقتی درآمدِ نفت سقوط کرد، جای خالیاش را پولِ بانک مرکزی پر کرد. اثرِ نقدینگی بر قیمتها و بازارها را در مقالهٔ اثر اقتصاد کلان بر بورس بازتر توضیح دادهام.
۲. سقوط تولید
ابرتورم معمولاً در کشوری رخ میدهد که تولیدش ناگهان ضربه خورده است: جنگ، اشغال، از دست رفتنِ منطقهٔ صنعتی یا فروریختنِ کشاورزی. در زیمبابوه، تقسیمِ آشفتهٔ زمینهای کشاورزی در دههٔ ۲۰۰۰ تولید را زمین زد.
حالا تصور کنید از یک طرف پول زیاد شده و از طرفِ دیگر کالا کم. مثلِ مهمانیای که مهمانها دو برابر شدهاند و غذا نصف. معلوم است چه میشود.
۳. فرار از پول: وقتی ترس، خودش تورم میسازد
این همان عاملی است که تورمِ بالا را به ابرتورم تبدیل میکند. وقتی مردم مطمئناند فردا همهچیز گرانتر است، پول را امروز خرج میکنند. هر اسکناس در روز چند بار دستبهدست میشود. همان مقدار پول، خریدِ بیشتری میسازد.
به این میگویند بالا رفتنِ «سرعتِ گردشِ پول». در این مرحله قیمتها حتی از چاپ پول هم جلو میزنند. یعنی انتظارِ گرانی، خودش موتورِ گرانی میشود.
۴. آب رفتن مالیاتها
اقتصاددانها به این پدیده «اثرِ اولیویرا ـ تانزی» میگویند. اسمش سخت است، ولی حرفش ساده است. مالیات با تأخیر به دستِ دولت میرسد؛ مثلاً مالیاتِ امسال را سالِ بعد میدهند. در تورمِ تند، وقتی این پول به خزانه میرسد، دیگر آن ارزشِ قبلی را ندارد.
پس درآمدِ واقعیِ دولت کم میشود، کسری بزرگتر میشود و دولت باز هم پول چاپ میکند. دور، دوباره شروع میشود.
۵. سقوط پول ملی و بدهی ارزی
وقتی پولِ ملی در برابرِ دلار سقوط میکند، کالاهای وارداتی و مواد اولیه گران میشوند. این گرانی کمکم به همهٔ قیمتها میرسد. اگر دولت بدهیِ ارزی هم داشته باشد، بارِ آن به پولِ ملی ناگهان سنگینتر میشود. آلمانِ بعد از جنگ باید غرامت را با ارز و طلا میپرداخت و همین فشار را چند برابر کرد.

این پنج حلقه مثلِ زنجیر به هم وصلاند و همدیگر را تقویت میکنند. برای همین ابرتورم کمتر پیش میآید که خودبهخود آرام شود. تقریباً همیشه یک درمانِ ریشهای و ناگهانی لازم دارد. اگر میخواهید بدانید پولِ بیپشتوانه اصلاً چطور کار میکند و چرا همهچیزش به اعتماد بند است، مقالهٔ ارز فیات چیست را بخوانید.
یک نکته هم بگویم که خیلیها فراموشش میکنند. فقط ریال نیست که ارزش از دست میدهد. دلار و یورو هم چاپ میشوند و هر سال کمی از قدرتِ خریدشان کم میشود؛ فقط خیلی آرامتر. فرقِ ابرتورم با این وضع، در سرعتِ همین آب رفتن است.
نشانه های ابرتورم: از کجا بفهمیم اقتصاد به آن نزدیک میشود؟
عددِ رسمیِ تورم همیشه بهموقع نمیآید. بانک مرکزیِ ونزوئلا سالها آمار منتشر نکرد و زیمبابوه در ۲۰۰۸ عملاً انتشارِ آمار را کنار گذاشت. برای همین باید رفتارِ مردم و بازار را دید. بخشی از این نشانهها را خودِ استانداردِ IAS 29 فهرست کرده است. این چکلیست را داشته باشید:
- مردم پول نگه نمیدارند. هر پولی که اضافه بماند، همان روز به ارز، طلا، کالا یا ملک تبدیل میشود.
- قیمتها را با دلار میگویند. فروشنده قیمتِ ماشین و خانه و حتی یخچال را به دلار میگوید و فقط موقعِ پرداخت به ریال حساب میکند. به این دلاریشدن میگویند.
- نسیه گرانتر از نقد است، آن هم خیلی. فروشنده برای جبرانِ آب رفتنِ پول در همان چند روز، قیمتِ نسیه را بالاتر میگذارد.
- حقوق و اجاره به دلار یا شاخصِ قیمت گره میخورند. قراردادِ بلندمدت با مبلغِ ثابت تقریباً ناپدید میشود.
- اسکناسهای درشت پشتِ سرِ هم چاپ میشوند. زیمبابوه در ۲۰۰۹ اسکناسِ ۱۰۰ تریلیون دلاری منتشر کرد.
- قیمت روزی چند بار عوض میشود. برچسبِ قیمت معنا ندارد و مغازهدار صبح و عصر فهرست را تازه میکند.
- کمبود و صف. وقتی دولت قیمت را دستوری ثابت نگه میدارد، کالا از قفسهها ناپدید میشود و بازارِ سیاه راه میافتد.
- برگشتِ تهاتر. در مرحلههای آخر، مردم کالا را با کالا عوض میکنند؛ مثلاً برنج با روغن.
یک نشانهٔ تنها چیزی را ثابت نمیکند. ولی اگر چند تا با هم دیده شوند و تورمِ ماهانه هم ماهبهماه تندتر شود، اقتصاد در جادهٔ خطرناکی است.
تجربهٔ کشورها با ابرتورم؛ از آلمان تا ونزوئلا
دو اقتصاددانِ دانشگاهِ جانز هاپکینز، استیو هنکی و نیکلاس کروس، بیش از ۵۰ ابرتورم را در تاریخ ثبت کردهاند. چهار نمونهٔ معروف را در جدولِ زیر کنارِ هم گذاشتهام:
| کشور | دوره | اوج تورم ماهانه | زمان دو برابر شدن قیمتها در اوج | راه خروج |
|---|---|---|---|---|
| مجارستان | ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶ | حدود ۴۱٫۹ کوادریلیون درصد (ژوئیهٔ ۱۹۴۶) | حدود ۱۵ ساعت | پولِ تازهٔ فورینت با بودجهٔ منضبط |
| زیمبابوه | ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ | حدود ۷۹٫۶ میلیارد درصد (نوامبر ۲۰۰۸) | حدود ۲۵ ساعت | کنار گذاشتنِ پولِ ملی و استفاده از دلار و ارزهای دیگر |
| یوگسلاوی | ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ | حدود ۳۱۳ میلیون درصد (ژانویهٔ ۱۹۹۴) | حدود ۱٫۴ روز | دینارِ تازه با نرخِ ثابت به مارکِ آلمان |
| آلمان (وایمار) | ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ | حدود ۲۹٬۵۰۰ درصد (اکتبر ۱۹۲۳) | حدود ۳٫۷ روز | رنتنمارک با سقفِ انتشار و پایانِ چاپ پول برای کسری |
عددها آنقدر بزرگاند که دیگر معنا ندارند. برای همین ستونِ «زمانِ دو برابر شدن» مهمتر است. در مجارستان کسی که صبح نان خریده بود، فردا صبح باید دو برابر میداد.

ابرتورم آلمان (جمهوری وایمار، ۱۹۲۳)
آلمان بعد از شکست در جنگِ جهانیِ اول باید غرامتِ سنگینی میپرداخت. دولت از همان سالهای جنگ با قرض و چاپ پول خرج کرده بود. مارک از ۱۹۲۱ تند سقوط کرد.
ضربهٔ آخر ژانویهٔ ۱۹۲۳ آمد. فرانسه و بلژیک منطقهٔ صنعتیِ روهر را اشغال کردند. کارگرها به دستورِ دولت اعتصاب کردند و دولت حقوقشان را با پولِ تازهچاپ داد. تا نوامبرِ همان سال هر دلار به حدودِ ۴٫۲ تریلیون مارکِ کاغذی رسید.
عکسهای معروفِ آن دوره مالِ همین ماههاست: بچههایی که با بستههای اسکناس بازی میکنند و کارگرهایی که حقوق را روزی دو بار میگرفتند تا سریع خرج کنند. بیشترین ضربه را طبقهٔ متوسط خورد. پساندازِ یک عمرشان تقریباً صفر شد.
بیرون آمدن ولی سریع بود. نوامبرِ ۱۹۲۳ پولِ تازهای به نامِ رنتنمارک آمد که هر واحدش برابرِ یک تریلیون مارکِ قدیم بود. مقدارش سقف داشت و دولت دیگر نمیتوانست کسریاش را با آن پر کند. خرجها هم بهشدت کم شد. قیمتها تقریباً بلافاصله آرام گرفتند.
ابرتورم مجارستان (۱۹۴۶): رکورددار تاریخ
مجارستان بعد از جنگِ جهانیِ دوم شدیدترین ابرتورمِ ثبتشده را دید. در اوج، ژوئیهٔ ۱۹۴۶، قیمتها حدوداً هر ۱۵ ساعت دو برابر میشدند. بزرگترین اسکناسِ تاریخ هم مالِ همین دوره است: ۱۰۰ کوینتیلیون پنگو، یعنی یک با ۲۰ صفر. اوت ۱۹۴۶ پولِ تازهای به نامِ فورینت جای پنگو را گرفت و با بودجهٔ منضبط سالها ثابت ماند.
ابرتورم زیمبابوه (۲۰۰۸)
زیمبابوه همهٔ مواد اولیهٔ ابرتورم را با هم داشت: سقوطِ کشاورزی، کسری بودجهٔ بزرگ و بانک مرکزیای که خرجِ دولت را با چاپ پول میداد. نوامبرِ ۲۰۰۸ قیمتها تقریباً هر روز دو برابر میشدند.
دولت از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ سه بار صفر از پول حذف کرد. ولی هر بار تورم صفرها را برگرداند. آخرش در ۲۰۰۹ دولت عملاً پولِ ملی را کنار گذاشت و اجازه داد معاملهها با دلارِ آمریکا، رندِ آفریقای جنوبی و چند ارزِ دیگر انجام شود. قیمتها آرام شدند، ولی اعتماد به پولِ ملی هنوز هم کامل برنگشته است.
ابرتورم ونزوئلا (از ۲۰۱۷)
ونزوئلا نمونهٔ تازهتر و آشناتر برای ماست؛ چون کشوری نفتی است. با سقوطِ قیمتِ نفت و افتِ تولید، کسری بودجه با پولِ بانک مرکزی پر شد. ابرتورم از اواخرِ ۲۰۱۷ شروع شد. طبقِ آمارِ بانک مرکزیِ ونزوئلا، تورمِ سالِ ۲۰۱۸ به حدودِ ۱۳۰ هزار درصد رسید. قیمتِ دستوری کمبود و صف ساخت و میلیونها نفر کشور را ترک کردند.
ونزوئلا سه بار صفر حذف کرد: سه صفر در ۲۰۰۸، پنج صفر در ۲۰۱۸ و شش صفر در ۲۰۲۱. رویهم ۱۴ صفر! باز هم تورم ریشهکن نشد. آنچه از ۲۰۱۹ فشار را کم کرد، رواجِ دلار در معاملهها و کمتر شدنِ چاپ پول بود.
تورمِ ماهانه از حدودِ ۲۰۲۱ زیرِ ۵۰٪ برگشت. ولی هنوز خیلی بالاست. طبقِ آمارِ بانک مرکزیِ آن کشور، تورمِ نقطهبهنقطهٔ سپتامبرِ ۲۰۲۶ (شهریور ۱۴۰۵) حدودِ ۴۶۶٪ و تورمِ ماهانه حدودِ ۸٪ بوده است. پس ونزوئلا از ابرتورم بیرون آمده، ولی از تورمِ مزمن نه.
آمریکای لاتین: بولیوی و آرژانتین
دههٔ ۱۹۸۰ دههٔ ابرتورم در آمریکای لاتین بود. بولیوی در ۱۹۸۵ تورمِ سالانهٔ بیش از ۱۰ هزار درصد داشت. با یک «شوکدرمانی» در چند هفته آن را خواباند: قطعِ ناگهانیِ کسری، آزاد کردنِ نرخِ ارز و توقفِ چاپ پول.
آرژانتین در ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ ابرتورم را تجربه کرد. در ۱۹۹۱ پزو را یکبهیک به دلار بست و تورم خوابید. ولی چون خرجِ دولت منضبط نشد، این طرح در ۲۰۰۱ با بحرانی سخت فروریخت. پس درسِ آرژانتین این است: بستنِ پول به دلار، بدونِ کم کردنِ خرجِ دولت، دوام ندارد.
کشورها چطور از ابرتورم خارج شدند؟
اگر همهٔ این تجربهها را کنارِ هم بگذاریم، نسخهٔ درمان چند جزءِ ثابت دارد. هیچ کشوری فقط با یکی از اینها موفق نشده است:
- بستنِ شیرِ چاپ پول برای خرجِ دولت. تا وقتی بانک مرکزی خرجِ دولت را میدهد، هر کارِ دیگری موقت است. آلمان، مجارستان و بولیوی همه از همینجا شروع کردند.
- منظم کردنِ بودجه. کم کردنِ خرجها، اصلاحِ یارانهها و برگرداندنِ درآمدِ مالیاتی. خبرِ خوب اینکه با آرام شدنِ تورم، آن اثرِ آب رفتنِ مالیات برعکس میشود و درآمدِ دولت خودبهخود بیشتر میشود.
- یک لنگرِ قابلِ اعتماد. یعنی چیزی که مردم مطمئن شوند پول دیگر بیحساب زیاد نمیشود: پولِ تازه با سقفِ انتشار (آلمان)، نرخِ ثابت به یک ارزِ قوی (یوگسلاوی و آرژانتین)، یا در حالتِ حاد، کنار گذاشتنِ پولِ ملی (زیمبابوه و اکوادور).
- بانک مرکزیِ مستقل. مردم باید باور کنند چاپ پول برنمیگردد. اینجا اعتماد از هر ابزاری مهمتر است.
- حذف صفر، فقط در آخرِ کار. ترکیه در ۲۰۰۵، بعد از پایین آمدنِ تورم، شش صفر حذف کرد و موفق بود. ونزوئلا و زیمبابوه بیآنکه علت را درمان کنند صفر حذف کردند و صفرها برگشتند.
پس ابرتورم با دستور و شعار تمام نمیشود. با بستنِ شیرِ پول و برگشتنِ اعتماد تمام میشود.
ابرتورم، تورم بالا و رکود تورمی چه فرقی دارند؟
این سه اسم را زیاد جابهجا به کار میبرند. رکود تورمی یعنی گرانی و بیکاری همزمان؛ بازار کساد است و قیمتها هم بالا میروند. تورمِ آن ممکن است ۱۰٪ باشد یا ۵۰٪.
ابرتورم ولی فقط دربارهٔ سرعتِ گرانی است. البته ابرتورم تقریباً همیشه با سقوطِ تولید همراه است. پس هر ابرتورمی در عمل نوعی رکود تورمی هم هست، ولی بیشترِ رکودهای تورمی هرگز به ابرتورم نمیرسند. اینکه در رکود تورمی بازارها چه رفتاری دارند را در مقالهٔ سرمایه گذاری در دوران رکود تورمی بررسی کردهام.
آیا ایران در ابرتورم است؟ وضعیت تورم ایران در ۱۴۰۵
بیایید عددها را با هم ببینیم. طبقِ گزارشِ مرکز آمار ایران، در شهریور ۱۴۰۵:
- تورمِ نقطهبهنقطه ۸۹٫۸٪ بود؛ یعنی سبدِ خریدی که پارسال ۱۰۰ هزار تومان بود، امسال حدودِ ۱۹۰ هزار تومان شده.
- تورمِ سالانه (میانگینِ دوازده ماه) ۷۳٫۶٪ بود.
- تورمِ نقطهبهنقطهٔ خوراکیها از ۱۲۰٪ گذشت؛ یعنی خوراکیها در یک سال بیش از دو برابر شدهاند.
- تورمِ ماهانه ۴٫۲٪ بود؛ یعنی قیمتها فقط در همان یک ماه اینقدر بالا رفتند.
اینها از بالاترین عددهای چند دههٔ اخیرند و زندگیِ خیلی از خانوادهها را سخت کردهاند. ولی با معیارِ کیگن، ایران در ابرتورم نیست. تورمِ ماهانهٔ ۴٫۲٪ بیش از ده برابر کمتر از آستانهٔ ۵۰٪ است.
به زبانِ زندگی: اگر همین نرخ ثابت بماند، قیمتها هر حدودِ ۱۷ ماه دو برابر میشوند، نه هر ۵۲ روز. همان نانِ ۱۰ هزار تومانیِ مثالِ اول، یک سال بعد میشود حدودِ ۱۶ هزار و ۴۰۰ تومان؛ نه یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان. پس دقیقترین اسم برای وضعِ ایران «تورمِ بالا و مزمن» است؛ تورمی که چند دهه است میانگینش بالای ۲۰٪ مانده.
از آن طرف، در فهرستهای حسابداریِ بینالمللی، مثلاً فهرستِ گروهِ IPTF در ژانویهٔ ۲۰۲۶، ایران کنارِ آرژانتین، ترکیه، ونزوئلا و زیمبابوه آمده است. یعنی تورمِ سهسالهاش رویهم از ۱۰۰٪ گذشته. این همان تعریفِ IAS 29 است و نشان میدهد چرا سودِ شرکتها را بدونِ حسابِ تورم نباید جدی گرفت. اثرِ تورم بر سودِ شرکتها را در مقالهٔ کشش قیمت و اثر تورم بر سود سهم توضیح دادهام.
چه چیزی تورم بالا را به ابرتورم نزدیک میکند؟
همان حلقههایی که بالاتر دیدیم: کسری بودجهٔ بزرگ و قرض از بانک مرکزی، رشدِ تندِ نقدینگی، شوکِ ارزی و از همه مهمتر ترسِ مردم از گرانیِ فردا. وقتی همه پول را سریعتر به دلار و طلا و کالا تبدیل کنند، قیمتها حتی از نقدینگی هم جلو میزنند.
برای اینکه حالِ اقتصاد را دنبال کنید، قیمت دلار امروز و نمودارِ بلندمدتش یکی از بهترین دماسنجهاست. اینکه چرا در ایران چند نرخِ دلار همزمان داریم را هم در قیمت دلار و تنوع نرخ ارز در ایران نوشتهام.
حذف چهار صفر؛ درمان تورم یا عوض کردن ظاهر؟
قانونِ حذفِ چهار صفر از ریال در آبان ۱۴۰۴ تصویب شد. طبقِ آن، هر ریالِ جدید برابرِ ۱۰ هزار ریالِ امروز است. بعد از یک دورهٔ آمادهسازی، ریالِ قدیم و جدید چند سال کنارِ هم معتبر خواهند بود. تاریخِ دقیقِ شروعِ این دوره را از اطلاعیههای رسمیِ بانک مرکزی دنبال کنید.
حذف صفر حسابوکتاب را سادهتر میکند، ولی به خودیِ خود تورم را کم نمیکند. مثلِ این است که بهجای «سانتیمتر» بگوییم «متر»؛ قدِ آدم عوض نمیشود. ترکیه و ونزوئلا را کنارِ هم بگذارید: در اولی حذف صفر بعد از مهارِ تورم آمد و ماند؛ در دومی جای درمان را گرفت و تکرار شد.
در ابرتورم کجا سرمایهگذاری کنیم؟ رفتار داراییها در تورم شدید
اول یک نکته: من اینجا پیشنهادِ خرید یا فروش نمیدهم. میخواهم بدانید هر دارایی در تورمِ خیلی شدید معمولاً چه رفتاری دارد، تا خودتان تصمیم بگیرید.
منطقِ اصلی ساده است. هر چیزی که ارزشش به پولِ ملی بسته است، در تورمِ شدید آب میرود. هر چیزی که دارایی واقعی است، یعنی خودش ارزش دارد، یا ارزشش به ارزِ قوی بسته است، شانسِ حفظِ قدرتِ خرید را دارد. جدولِ زیر این را خلاصه کرده است:
| دارایی | رفتار معمول | ریسک یا محدودیت اصلی |
|---|---|---|
| سپردهٔ بانکی و اوراقِ با سودِ ثابت | بازدهِ واقعیِ منفی؛ بزرگترین بازنده | سودِ بانکی تقریباً هیچوقت به تورم نمیرسد |
| طلا و سکه | معمولاً همپای سقوطِ پولِ ملی بالا میرود | حباب، نوسان، اجرت و جای امن برای نگهداری |
| ارزِ خارجی | محافظِ مستقیم در برابرِ سقوطِ پولِ ملی | محدودیتهای قانونی و نوسانِ کوتاهمدت |
| سهامِ شرکتهای صادراتی و شرکتهایی که میتوانند قیمت را بالا ببرند | رشدِ اسمیِ زیاد؛ بازدهِ واقعی متغیر | قیمتگذاریِ دستوری، بسته شدنِ بازار، ریسکِ سیاسی |
| ملک | حفظِ ارزش در بلندمدت | فروشِ سخت و دیر، سرمایهٔ زیاد، اجارهای که عقب میماند |
| کالاهای بادوام و ضروری | خریدن پیش از گرانیِ بعدی | انبار کردنِ زیاد پول را قفل میکند |
چرا طلا در این جدول جای ثابتی دارد؟ چون طلا را نمیشود چاپ کرد. هیچ دولتی نمیتواند یکشبه طلای دنیا را دو برابر کند. همیشه گفتهام: «طلا فاسد نمیشود، خراب نمیشود، استهلاک ندارد». و هیچکس در برابرش بدهکار نیست؛ ارزشش به قولِ هیچ دولت یا بانکی بند نیست. برای همین در تورمِ شدید، مردم دنبالِ آن میروند.
ولی طلا هم بیدردسر نیست. وقتی همه همزمان هجوم میآورند، قیمتِ سکه از ارزشِ طلای داخلش جلو میزند. به این فاصله میگویند «حباب». کسی که در اوجِ هیجان با حبابِ زیاد بخرد، ممکن است مدتها منتظر بماند. من در دورهٔ صفر تا صد سرمایهگذاری در طلا نشان دادهام چطور حبابِ سکه و شمش و آبشده را خودتان حساب کنید تا گران نخرید. قیمتِ روز را هم در صفحهٔ قیمت طلا امروز ببینید.
چند نکتهٔ دیگر از تجربهٔ کشورها و بیش از ۲۰ سال کار در بازارِ سرمایه:
- رشدِ عدد را با سود اشتباه نگیرید. در ابرتورم شاخصِ بورس ممکن است هزاران درصد بالا برود و باز هم به دلار ضرر داده باشد. همیشه بازده را با تورم و دلار مقایسه کنید. روندِ شاخص کل بورس را کنارِ نمودارِ دلار ببینید تا این فرق را حس کنید.
- بازار ممکن است بسته شود. بورسِ زیمبابوه در اوجِ بحرانِ ۲۰۰۸ چند ماه معاملهها را متوقف کرد. یعنی دارایی داشتید، ولی نمیتوانستید بفروشید.
- همهٔ شرکتها یکی نیستند. شرکتی که درآمدِ دلاری دارد یا میتواند قیمتش را همپای تورم بالا ببرد، با شرکتی که قیمتش دستوری است فرق دارد. منطقِ سهام دلاری بورس از همینجا میآید.
- وامِ با سودِ ثابت سبک میشود. در تورمِ تند، کسی که وامِ ریالی با سودِ ثابت دارد برنده است، چون قسطها هر ماه کمارزشتر میشوند. برای همین در ابرتورم کسی وامِ بلندمدت با سودِ ثابت نمیدهد.
- همهٔ تخممرغها را در یک سبد نگذارید. هیچ دارایی در همهٔ مرحلههای بحران برنده نیست. طلا ممکن است حباب بگیرد، دلار ممکن است با سیاستِ دولت مدتی ثابت بماند و سهام ممکن است با قیمتِ دستوری زمین بخورد.
تجربهٔ خودِ من از جهشهای ارزیِ ۱۳۹۱ و ۱۳۹۷ این است که بیشترین ضرر را دو گروه دیدند. گروهِ اول کسانی که همهٔ پساندازشان ریالی ماند؛ قدرتِ خریدشان آب رفت. گروهِ دوم کسانی که در اوجِ هیجان همهچیز را به یک دارایی بردند؛ در افتِ بعدی گیر افتادند. پس اگر میخواهید داراییها را برای شرایطِ خودتان مقایسه کنید، مقالهٔ پولم را کجا سرمایهگذاری کنم شروعِ خوبی است. تصمیمِ نهایی با خودتان.
اشتباههای رایج درباره ابرتورم
- «تورمِ ۱۰۰٪ یعنی ابرتورم.» نه. معیارِ کیگن ۵۰٪ در ماه است، یعنی حدودِ ۱۳ هزار درصد در سال. تورمِ سالانهٔ ۱۰۰٪ یعنی ماهی حدودِ ۶٪.
- «چاپ پول همیشه به ابرتورم میرسد.» چاپ پول تورم میسازد. ولی ابرتورم وقتی میآید که کسری بودجهٔ همیشگی، سقوطِ تولید و از دست رفتنِ اعتماد با هم جمع شوند.
- «حذف صفر تورم را کم میکند.» حذف صفر فقط واحدِ شمارش را عوض میکند. اگر علتِ تورم سرِ جایش باشد، صفرها برمیگردند؛ ونزوئلا ۱۴ صفر حذف کرد.
- «قیمتِ دستوری جلوی ابرتورم را میگیرد.» قیمتِ دستوری بدونِ بستنِ شیرِ چاپ پول، فقط کمبود و بازارِ سیاه میسازد. ونزوئلا و زیمبابوه هر دو این را آزمودند.
- «ابرتورم سالها طول میکشد.» بیشترِ ابرتورمهای تاریخ کوتاه بودهاند؛ چند ماه تا دو سه سال. یا درمانِ ریشهای میآید، یا مردم پولِ ملی را کنار میگذارند.
سوالات متداول
ابرتورم یعنی چه؟
ابرتورم یا هایپر اینفلیشن یعنی قیمتها آنقدر تند بالا بروند که تورمِ یک ماه از ۵۰ درصد بگذرد. در این وضع قیمتها در چند هفته یا چند روز دو برابر میشوند و مردم پول را نگه نمیدارند و فوراً به کالا، ارز یا طلا تبدیل میکنند.
تورم از چه نرخی ابرتورم حساب میشود؟
طبقِ تعریفِ رایجِ فیلیپ کیگن، از وقتی که تورمِ ماهانه بیش از ۵۰ درصد شود؛ یعنی حدودِ ۱۳ هزار درصد در سال. در حسابداری، استانداردِ IAS 29 تورمِ سهسالهٔ نزدیک یا بیش از ۱۰۰ درصد را نشانهٔ اقتصادِ ابرتورمی میداند که معیارِ دیگری است.
علت اصلی ابرتورم چیست؟
علتِ اصلی کسری بودجهٔ سنگینی است که دولت با چاپ پول و قرض از بانک مرکزی پر میکند. وقتی این کار با سقوطِ تولید، سقوطِ پولِ ملی و از دست رفتنِ اعتمادِ مردم همراه شود، همه از پول فرار میکنند و تورم خودش را تندتر میکند.
بدترین ابرتورم تاریخ مال کدام کشور بود؟
مجارستان در سالِ ۱۹۴۶. در ژوئیهٔ آن سال تورمِ ماهانه به حدودِ ۴۱٫۹ کوادریلیون درصد رسید و قیمتها تقریباً هر ۱۵ ساعت دو برابر میشدند. زیمبابوه در نوامبرِ ۲۰۰۸ با حدودِ ۷۹٫۶ میلیارد درصد تورمِ ماهانه دوم است.
آیا ایران دچار ابرتورم شده است؟
با معیارِ رایج نه. طبقِ مرکز آمار، تورمِ ماهانهٔ شهریور ۱۴۰۵ حدودِ ۴٫۲ درصد بود که خیلی کمتر از آستانهٔ ۵۰ درصد در ماه است. تورمِ نقطهبهنقطهٔ ۸۹٫۸ درصد نشان میدهد ایران تورمِ بالا و مزمن دارد، ولی در ابرتورم نیست.
کشورها چطور از ابرتورم خارج شدند؟
با توقفِ چاپ پول برای خرجِ دولت، منظم کردنِ بودجه و یک لنگرِ قابلِ اعتماد برای پول؛ مثلِ پولِ تازه با سقفِ انتشار در آلمان، نرخِ ثابت به ارزِ قوی در یوگسلاوی، یا کنار گذاشتنِ پولِ ملی و استفاده از دلار در زیمبابوه.
در ابرتورم کجا سرمایهگذاری کنیم؟
در تورمِ شدید، داراییهای واقعی مثلِ طلا، ارز، ملک و سهامِ شرکتهای دارای درآمدِ ارزی معمولاً بهتر از سپرده و اوراقِ ریالی قدرتِ خرید را حفظ میکنند. ولی هر کدام ریسکِ حباب، فروشِ سخت یا دخالتِ دولت دارد و پخش کردنِ سرمایه لازم است.
فرق ابرتورم با رکود تورمی چیست؟
رکود تورمی یعنی گرانی و رکود همزمان، با هر نرخی از تورم. ابرتورم فقط دربارهٔ سرعتِ گرانی است و از ۵۰ درصد در ماه شروع میشود. ابرتورم معمولاً با سقوطِ تولید همراه است، ولی بیشترِ رکودهای تورمی هرگز به ابرتورم نمیرسند.
آیا حذف صفر از پول ملی تورم را کم میکند؟
نه. حذف صفر فقط واحدِ شمارشِ پول را عوض میکند و قدرتِ خرید را تغییر نمیدهد. اگر پیش از آن تورم مهار شده باشد، مثلِ ترکیه در ۲۰۰۵، ماندگار میشود؛ وگرنه مثلِ ونزوئلا صفرها دوباره برمیگردند.
چرا در تورم شدید مردم طلا میخرند؟
چون طلا را نمیشود چاپ کرد و ارزشش به قولِ هیچ دولت یا بانکی بند نیست. وقتی پولِ ملی آب میرود، طلا معمولاً همپای آن گران میشود. ولی در هجومِ همگانی، قیمتِ سکه حباب میگیرد و خریدن در اوجِ هیجان میتواند گران تمام شود.
جمعبندی
ابرتورم یعنی وقتی پول کارش را از دست میدهد: تورمِ بیش از ۵۰٪ در ماه، قیمتِ روزانه، قیمتگذاری با دلار و فرار از پول. تقریباً همیشه از کسری بودجهای شروع میشود که با چاپ پول پر میشود، و با سقوطِ تولید و اعتماد تند میشود. آلمان، مجارستان، زیمبابوه و ونزوئلا نشان دادند که با حذف صفر و قیمتِ دستوری نمیشود از آن بیرون آمد؛ باید شیرِ پول بسته شود و اعتماد برگردد.
ایران با تورمِ ماهانهٔ حدودِ ۴٪ هنوز با ابرتورم فاصلهٔ زیادی دارد. ولی تورمِ بالا و مزمنش همان پیامِ همیشگی را دارد: پولی که بیکار بماند، آب میرود. پس از پساندازتان مراقبت کنید و آن را در چند جای مختلف نگه دارید. اگر میخواهید ریشههای تورم را عمیقتر بفهمید، مقالهٔ تورم چیست و چطور به وجود میآید را بخوانید.
