هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

اقتصاد چین: آیا چین بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان می‌شود؟ (و اثرش بر بورس ایران)

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. اقتصاد چین چقدر بزرگ است؟
  2. چین چطور در ۴۰ سال این‌قدر بزرگ شد؟
  3. اقتصاد چین امروز کجا گیر کرده است؟
  4. آیا چین بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان می‌شود؟
  5. یوان چین؛ واحد پول چین چه ویژگی‌ای دارد؟
  6. بورس چین؛ دماسنجی که باید بشناسید
  7. اقتصاد چین چه اثری بر قیمت فلزات و بورس ایران دارد؟
  8. ایران و چین: بریکس، کمربند و جاده و قراردادِ ۲۵ ساله
  9. چک‌لیست: کدام عددهای چین را دنبال کنیم؟
  10. اشتباه‌های رایج در تحلیلِ اقتصاد چین
  11. سوالات متداول
  12. جمع‌بندی
اقتصاد چین: آیا چین بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان می‌شود؟ (و اثرش بر بورس ایران)

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «چین که این‌قدر بزرگ است، چرا هنوز می‌گویند آمریکا اولِ دنیاست؟» جوابِ کوتاه این است: اقتصاد چین با تولیدِ سالانه‌ای حدودِ ۲۰ هزار میلیارد دلار، دومین اقتصادِ جهان است. اگر قدرتِ خرید را حساب کنیم، از سالِ ۲۰۱۴ اول است. ولی با نرخِ دلار هنوز حدودِ یک‌سوم از آمریکا کوچک‌تر است.

این فاصله برای ما فقط یک بحثِ خبری نیست. چین بزرگ‌ترین خریدارِ فلز، نفت و محصولاتِ پتروشیمیِ دنیاست. پس هر بار که اقتصادش کند یا تند می‌شود، سودِ خیلی از شرکت‌های بورسِ تهران هم تکان می‌خورد. بیایید قدم‌به‌قدم ببینیم این غول چطور ساخته شد، امروز کجا گیر کرده و چه ربطی به جیبِ ما دارد.

اقتصاد چین چقدر بزرگ است؟

طبق اعلامِ ادارهٔ ملیِ آمارِ چین، تولیدِ ناخالصِ داخلیِ این کشور در سالِ ۲۰۲۵ از ۱۴۰ هزار میلیارد یوان گذشت و رشدِ واقعی‌اش ۵٪ بود. این عدد را خودشان حدودِ ۲۰ هزار میلیارد دلار حساب کرده‌اند.

تولیدِ ناخالصِ داخلی، یا به اختصار GDP، یعنی ارزشِ همهٔ کالا و خدمتی که یک کشور در یک سال تولید می‌کند. از نان و کفش گرفته تا ماشین و خدماتِ بانکی. «۲۰ هزار میلیارد دلار» عددی است که در ذهن جا نمی‌شود. برای ملموس‌شدن کافی است بدانید این رقم چند ده برابرِ کلِ اقتصادِ ایران است.

دو جوابِ متفاوت به یک سؤال: اسمی یا قدرتِ خرید؟

چرا بعضی‌ها می‌گویند چین اول است و بعضی می‌گویند دوم؟ چون با دو خط‌کشِ متفاوت اندازه می‌گیرند.

  • اندازهٔ اسمی: تولیدِ چین را با نرخِ روزِ ارز به دلار تبدیل می‌کنیم. با این خط‌کش، طبق پیش‌بینیِ آوریل ۲۰۲۶ صندوق بین‌المللی پول، اقتصادِ آمریکا حدودِ ۳۲ هزار میلیارد دلار و چین حدودِ ۲۰٫۷ هزار میلیارد دلار است.
  • برابریِ قدرتِ خرید (PPP): یعنی حساب کنیم با همان پول در خودِ کشور چه چیزی می‌شود خرید. یک کاسه غذا یا یک اصلاحِ سر در پکن خیلی ارزان‌تر از نیویورک است. با این خط‌کش، چین از ۲۰۱۴ بزرگ‌ترین اقتصادِ جهان است.

تشبیهِ ساده‌اش این است: دو نفر را در نظر بگیرید که یکی در تهران ماهی ۵۰ میلیون تومان درآمد دارد و دیگری در یک شهرِ کوچک ۳۵ میلیون. رویِ کاغذ اولی پولدارتر است. ولی اگر اجاره و نان در شهرِ کوچک نصف باشد، شاید دومی در عمل بیشتر بتواند خرج کند. (این فقط مثال است.)

چین و آمریکا کنارِ هم

جدولِ زیر چند عددِ کلیدی را کنارِ هم گذاشته است. عددها گرد شده‌اند و درآمدِ سرانه را خودمان از تقسیمِ تولید بر جمعیت برآورد کرده‌ایم.

مقایسهٔ اقتصاد چین و آمریکا (برآوردِ ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶)
شاخصچینآمریکا
اندازهٔ اسمیِ اقتصاد (پیش‌بینیِ ۲۰۲۶ صندوق بین‌المللی پول)حدودِ ۲۰٫۷ هزار میلیارد دلارحدودِ ۳۲ هزار میلیارد دلار
رتبه با قدرتِ خریداول (از ۲۰۱۴)دوم
جمعیتحدودِ ۱٫۴ میلیارد نفر (رو به کاهش)حدودِ ۳۴۰ میلیون نفر
تولیدِ سرانهٔ اسمی (برآورد)حدودِ ۱۵ هزار دلارحدودِ ۹۰ هزار دلار
موتورِ اصلیِ رشدصنعت، صادرات و سرمایه‌گذاریمصرفِ مردم و خدمات
سهم از ذخایرِ ارزیِ بانک‌های مرکزیِ دنیا (سه‌ماههٔ دومِ ۲۰۲۶)یوان: حدودِ ۲٪دلار: حدودِ ۵۷٪

نکتهٔ مهمِ جدول ردیفِ سرانه است. چین در جمع غول است، ولی یک چینیِ متوسط هنوز حدودِ یک‌ششمِ یک آمریکاییِ متوسط تولید می‌کند. پس «بزرگ‌ترین اقتصاد» با «ثروتمندترین مردم» یکی نیست.

چین چطور در ۴۰ سال این‌قدر بزرگ شد؟

چین تا اواخرِ دههٔ ۱۹۷۰ کشوری فقیر و کشاورزی بود. از سالِ ۱۹۷۸ اصلاحاتِ اقتصادی شروع شد و درِ کشور به رویِ سرمایه و تجارتِ خارجی باز شد. از آن به بعد، سال‌ها رشدی نزدیکِ ۱۰٪ داشت. یعنی اقتصادش تقریباً هر هفت سال دو برابر می‌شد.

چهار چیز این معجزه را ساخت:

  1. نیروی کارِ زیاد و ارزان. صدها میلیون نفر از روستا به شهر و کارخانه آمدند.
  2. کارخانهٔ دنیا شدن. شرکت‌های خارجی تولیدشان را به چین بردند. صادرات موتورِ رشد شد.
  3. ساخت‌وسازِ عظیم. جاده، راه‌آهن، بندر، فرودگاه و میلیون‌ها آپارتمان. همین ساخت‌وساز بود که تقاضای فولاد، مس و سیمان را در دنیا بالا برد.
  4. پس‌اندازِ بالای مردم. خانواده‌های چینی بخشِ بزرگی از درآمدشان را پس‌انداز می‌کنند. بانک‌ها همین پول را به کارخانه‌ها و پروژه‌ها وام دادند.

پس رشدِ چین بیش از هر چیز رویِ «ساختن» بنا شد: ساختنِ کالا برای صادرات و ساختنِ شهر برای مردمِ خودش. این نکته را نگه دارید، چون کلیدِ فهمِ اثرش بر بورسِ ما همین است.

اقتصاد چین امروز کجا گیر کرده است؟

رشدِ ۱۰ درصدی مدت‌هاست تمام شده. دولتِ چین برای ۲۰۲۶ هدفِ رشدِ ۴٫۵ تا ۵ درصد گذاشت. ولی رشدِ سه‌ماههٔ دومِ ۲۰۲۶ به ۴٫۳٪ رسید و برای اولین بار بعد از کرونا از هدف عقب ماند. چهار مشکلِ اصلی پشتِ این کندی است.

۱. بحرانِ بازار مسکن چین

سال‌ها مسکن و صنایعِ وابسته‌اش، طبق برآوردهای رایج، حدودِ یک‌چهارم اقتصادِ چین را می‌چرخاندند. مردمِ چین هم، مثلِ خیلی از ما، خانه را مطمئن‌ترین جای پس‌انداز می‌دانستند. بعد از ۲۰۲۱ چند سازندهٔ بزرگ ورشکست شدند و بازار فرو ریخت.

طبق آمارِ رسمی، سرمایه‌گذاری در املاک در ۲۰۲۵ حدودِ ۱۷٪ کم شد و در سه‌ماههٔ اولِ ۲۰۲۶ باز هم حدودِ ۱۱٪ افت کرد. قیمتِ خانهٔ نو در ۷۰ شهرِ بزرگ تا میانهٔ ۲۰۲۶ سه سالِ پشتِ سرِ هم نسبت به سالِ قبل پایین آمده است. خانواده‌ای که حس می‌کند خانه‌اش هر سال ارزان‌تر می‌شود، دستش به خرج نمی‌رود.

۲. بدهیِ سنگین

بخشِ بزرگی از آن جاده‌ها و شهرک‌ها با وام ساخته شد. دولت‌های محلی و شرکت‌های وابسته به آن‌ها بدهیِ بسیار بزرگی دارند. هر یوانی که صرفِ قسطِ وامِ قدیم می‌شود، یوانی است که به پروژهٔ تازه نمی‌رسد.

۳. جمعیتی که پیر و کم می‌شود

جمعیتِ چین در ۲۰۲۵ چهارمین سالِ پشتِ سرِ هم کم شد. فقط حدودِ ۷٫۹ میلیون نوزاد به دنیا آمدند که کمترین رقم از ۱۹۴۹ است. حدودِ ۲۳٪ مردم بالای ۶۰ سال‌اند. کارگرِ کمتر یعنی رشدِ کندتر، و بازنشستهٔ بیشتر یعنی خرجِ بیشترِ دولت.

۴. جنگ تجاری با آمریکا

از ۲۰۱۸ آمریکا و چین بارها رویِ کالاهای هم تعرفهٔ سنگین گذاشته‌اند. تعرفه یعنی مالیاتی که کشور رویِ کالای وارداتی می‌گیرد. این دعوا حالا در حالتِ آتش‌بس است و طبق آخرین خبرها آتش‌بس تا دیِ ۱۴۰۵ تمدید شده، ولی ریشهٔ اختلاف حل نشده است.

عجیب اینکه صادراتِ چین با همهٔ این فشارها رکورد زده است. چین بازارهای تازه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین پیدا کرده است. برای همین بعضی‌ها اقتصادِ امروزِ چین را «دوسرعته» می‌نامند: صادرات و فناوری تند می‌روند، مصرفِ مردم در داخل کند.

پس مشکلِ چین کمبودِ تولید نیست؛ کمبودِ خریدار در داخل است. این همان چیزی است که دنیا را نگران می‌کند. کالای اضافه باید جایی فروش برود، و معمولاً ارزان به بقیهٔ دنیا فروخته می‌شود.

آیا چین بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان می‌شود؟

ده سال پیش بیشترِ پیش‌بینی‌ها می‌گفتند چین تا حدودِ ۲۰۳۰ از آمریکا جلو می‌زند. امروز خیلی از اقتصاددان‌ها این تاریخ را عقب برده‌اند و بعضی می‌گویند شاید هیچ‌وقت نرسد. چرا؟ بیایید با هم حساب کنیم.

یک حسابِ ساده: چند سال طول می‌کشد؟

فاصلهٔ امروز را از عددهای صندوق بین‌المللی پول برمی‌داریم: آمریکا حدودِ ۳۲ و چین حدودِ ۲۰٫۷ هزار میلیارد دلار. یعنی آمریکا حدودِ ۱٫۵ برابرِ چین است. حالا فرض کنیم اقتصادِ اسمیِ آمریکا، یعنی رشدِ واقعی به‌علاوهٔ تورم، سالی ۴٪ بزرگ شود. زمانِ رسیدنِ چین به این بستگی دارد که خودش سالی چقدر بزرگ شود:

مثالِ فرضی: چند سال طول می‌کشد تا اقتصادِ اسمیِ چین به آمریکا برسد؟
رشدِ اسمیِ سالانهٔ چین (فرضی)رشدِ اسمیِ سالانهٔ آمریکا (فرضی)زمانِ تقریبیِ رسیدن
۸٪۴٪حدودِ ۱۱ تا ۱۲ سال
۶٪۴٪حدودِ ۲۲ تا ۲۳ سال
۵٪۴٪حدودِ ۴۵ سال
۴٪۴٪هیچ‌وقت

این جدول پیش‌بینی نیست؛ فقط نشان می‌دهد همه‌چیز به اختلافِ سرعت بستگی دارد. نکتهٔ مهم این است که در سال‌های اخیر قیمت‌ها در چین تقریباً ثابت یا حتی رو به پایین بوده است. پس رشدِ اسمیِ چین گاهی از رشدِ واقعی‌اش هم کمتر شده. وقتی اختلافِ سرعت کم باشد، رسیدن عقب می‌افتد.

یک عاملِ دیگر هم هست: نرخِ یوان. اگر یوان در برابرِ دلار قوی شود، اقتصادِ چین به دلار یک‌شبه بزرگ‌تر دیده می‌شود. یوان در تابستانِ ۱۴۰۵ به قوی‌ترین سطحش از ۲۰۲۲ رسید. پس مسیرِ یوان هم در این مسابقه نقش دارد.

دلایلِ موافقان و مخالفان

این دو گروه هر دو حرفِ منطقی دارند. خلاصه‌اش را کنارِ هم ببینید:

چرا بعضی می‌گویند چین اول می‌شود و بعضی نه
به نفعِ چینبه ضررِ چین
بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ صنعتیِ دنیاستجمعیت کم و پیر می‌شود
در خودروی برقی، باتری و انرژیِ خورشیدی پیشتاز استبازار مسکن هنوز در رکود است
صادراتش با وجودِ تعرفه‌ها رکورد زده استبدهیِ دولت‌های محلی سنگین است
با «کمربند و جاده» به بازارهای تازه راه باز کرده استمصرفِ داخلی ضعیف و قیمت‌ها رو به پایین است
از نظرِ قدرتِ خرید همین حالا اول استتنش با آمریکا و اروپا راهِ فناوری و صادرات را تنگ می‌کند

نظرِ من این است که چین به احتمالِ زیاد تا سال‌ها دومین اقتصادِ بزرگِ دنیا با فاصلهٔ نزدیک می‌ماند و در بعضی صنایع اولِ مطلق است. ولی برای ما سرمایه‌گذارهای ایرانی مهم‌تر از «اول یا دوم» این است که اقتصادِ چین امسال و سالِ بعد تند می‌رود یا کند. چون سودِ شرکت‌های ما به همین گره خورده است.

یوان چین؛ واحد پول چین چه ویژگی‌ای دارد؟

واحد پول چین «رنمینبی» است، یعنی «پولِ مردم». یوان واحدِ شمارشِ همین پول است؛ مثلِ اینکه ما پولِ رسمی‌مان ریال است ولی با تومان حساب می‌کنیم. در بازارهای جهانی دو نماد می‌بینید: CNY برای یوانی که در خودِ چین معامله می‌شود و CNH برای یوانی که بیرون از چین، مثلاً در هنگ‌کنگ، معامله می‌شود.

یوان مثلِ دلار یا یورو آزادِ آزاد نیست. بانکِ مرکزیِ چین هر روز صبح یک «نرخِ مرجع» اعلام می‌کند و یوانِ داخلی فقط اجازه دارد تا ۲٪ بالا و پایینِ آن حرکت کند. یعنی دولت سکان را محکم در دست دارد. سرمایه هم آزادانه نمی‌تواند از چین خارج شود.

یوان می‌تواند جای دلار را بگیرد؟

به‌زودی نه. طبق آمارِ صندوق بین‌المللی پول، در سه‌ماههٔ دومِ ۲۰۲۶ حدودِ ۵۷٪ ذخایرِ ارزیِ بانک‌های مرکزیِ دنیا دلار بود و فقط حدودِ ۲٪ یوان. در پرداخت‌های بین‌المللیِ شبکهٔ سوئیفت هم سهمِ یوان بعد از اوجِ حدودِ ۴٫۷٪ در ۲۰۲۴، به حدودِ ۳٪ برگشته است.

البته بخشی از معامله‌های یوانی از شبکهٔ پرداختِ خودِ چین انجام می‌شود و در آمارِ سوئیفت دیده نمی‌شود. چین با روسیه، برزیل و کشورهای بریکس هم تلاش می‌کند تجارت را با پولِ ملی انجام دهد. ولی دلیلِ اصلیِ عقب‌ماندنِ یوان ساده است: پولی که دولت جلوی خروجش را می‌گیرد، برای پس‌اندازِ بانک‌های مرکزیِ دنیا جذابیتِ کمتری دارد.

پس یوان در تجارت با خودِ چین روزبه‌روز مهم‌تر می‌شود، ولی تا وقتی آزادانه جابه‌جا نشود، جانشینِ دلار نخواهد شد. اگر می‌خواهید بدانید نرخِ دلار در ایران از چه عواملی اثر می‌گیرد، مقالهٔ عوامل نوسان قیمت دلار در ایران را ببینید.

بورس چین؛ دماسنجی که باید بشناسید

چین سه بورسِ اصلی دارد: بورسِ شانگهای، بورسِ شنژن و بورسِ هنگ‌کنگ. دو شاخصی که در خبرها زیاد می‌شنوید، شاخصِ ترکیبیِ شانگهای و شاخصِ CSI 300 است که ۳۰۰ شرکتِ بزرگِ شانگهای و شنژن را دنبال می‌کند. از نظرِ ارزشِ بازار، سهامِ چین بعد از آمریکا دومین بازارِ سهامِ دنیاست. (برای آشنایی با بازارِ آمریکا، وال استریت چیست را بخوانید.)

بورسِ چین برای ما بیشتر دماسنج است تا جای سرمایه‌گذاری. وقتی شاخص‌های شانگهای و قیمتِ فلزات با هم بالا می‌روند، یعنی بازار به رونقِ صنعتِ چین امیدوار است. این امید معمولاً چند هفته بعد در قیمتِ فولاد و مس و در نتیجه در سهامِ صادراتیِ تهران هم دیده می‌شود.

اقتصاد چین چه اثری بر قیمت فلزات و بورس ایران دارد؟

اینجا به مهم‌ترین بخشِ ماجرا برای سرمایه‌گذارِ ایرانی می‌رسیم. زنجیره‌اش ساده است: اقتصادِ چین تند شود، کارخانه‌ها و ساخت‌وسازش بیشتر فلز و انرژی می‌خرند. قیمتِ جهانیِ این کالاها بالا می‌رود. شرکت‌های ایرانی که همین کالاها را می‌فروشند، گران‌تر می‌فروشند و سودشان بیشتر می‌شود. در رکودِ چین همین زنجیره برعکس کار می‌کند.

زنجیره اثر رونق و رکود اقتصاد چین بر قیمت جهانی کالاها و سود سهام صادراتی بورس تهران
رونق یا رکود چین از راه قیمت جهانی فلزات، نفت و پتروشیمی به سود شرکت‌های صادراتی ایران می‌رسد؛ نرخ دلار در ایران عامل دوم است.

چین و تقاضای کالا؛ وزنه‌ای که قیمت‌ها را تعیین می‌کند

کالا یا «کامودیتی» یعنی مواد خامی مثلِ نفت، مس، سنگ‌آهن، فولاد و محصولاتِ پتروشیمی که در همهٔ دنیا با کیفیتِ تقریباً یکسان خرید و فروش می‌شوند. نقشِ چین در این بازارها به‌اندازه‌ای است که گاهی به آن «خریدارِ حاشیه‌ای» می‌گویند؛ یعنی کسی که با کم یا زیاد کردنِ خریدش، قیمت را تعیین می‌کند.

  • سنگ‌آهن: حدودِ سه‌چهارمِ سنگ‌آهنی که از راهِ دریا در دنیا جابه‌جا می‌شود، به چین می‌رود.
  • فولاد: چین حدودِ نیمی از فولادِ دنیا را تولید می‌کند.
  • مس: بیش از نیمی از مسِ دنیا در چین مصرف می‌شود.
  • نفت: چین بزرگ‌ترین واردکنندهٔ نفتِ خامِ جهان است. طبق برآوردِ خزانه‌داریِ آمریکا، بخشِ بسیار بزرگی از نفتِ صادراتیِ ایران هم مشتریِ چینی داشته است.
  • طلا: چین بزرگ‌ترین مصرف‌کنندهٔ طلای دنیاست و بانکِ مرکزی‌اش هم در سال‌های اخیر خریدارِ پیوستهٔ طلا بوده است. (دربارهٔ این رابطه در انس طلا چیست بیشتر گفته‌ام.)

فلزاتِ اساسی و فولاد: هم مشتری، هم رقیب

رابطهٔ فولادِ ایران با چین دو رو دارد. وقتی ساخت‌وسازِ چین داغ است، تقاضای سنگ‌آهن و فولاد بالا می‌رود و شرکت‌های معدنی و فولادیِ ما از قیمتِ بهتر سود می‌برند. ولی وقتی مسکنِ چین در رکود است، کارخانه‌های چینی فولادِ اضافه را ارزان به بقیهٔ دنیا می‌فروشند.

این دقیقاً اتفاقی است که حالا افتاده. چین در ۲۰۲۵ حدودِ ۱۱۹ میلیون تن فولاد صادر کرد که رکوردِ تاریخی است، در حالی که مصرفِ داخلی‌اش کم شد. فولادِ ارزانِ چینی در بازارهای همسایه با فولادِ ایرانی رقابت می‌کند و قیمت‌ها را پایین نگه می‌دارد. برای شناختِ این صنعت، بررسی کامل صنعت فولاد ایران و تحلیل صنعت فلزات اساسی را بخوانید.

مس داستانِ کمی متفاوتی دارد. تقاضای مس فقط به مسکن وابسته نیست؛ کابلِ برق، خودروی برقی و پنلِ خورشیدی هم مسِ زیادی می‌خواهند و چین در همهٔ این‌ها پیشتاز است. برای همین مس در سال‌های رکودِ مسکنِ چین کمتر از فولاد آسیب دیده است.

پتروشیمی و نفت: وابستگیِ نزدیک

چین بزرگ‌ترین مشتریِ محصولاتِ پتروشیمیِ ایران است. مثلاً طبق داده‌های شرکتِ ردیابیِ کشتیِ Kpler، در ۲۰۲۴ حدودِ ۴۰٪ متانولِ وارداتیِ چین از ایران آمده است. متانول بزرگ‌ترین قلمِ صادراتیِ پتروشیمیِ ایران است. پس وقتی کارخانه‌های چینی پرکار باشند، تقاضای این محصول و قیمتش هم بهتر می‌شود.

روی دیگرِ سکه، ریسکِ تمرکز است. وقتی بخشِ بزرگی از فروشِ یک صنعت به یک مشتری وابسته باشد، آن مشتری قدرتِ چانه‌زنیِ زیادی دارد و تخفیف می‌گیرد. تنش‌های امسالِ منطقه و تحریم‌ها هم نشان داد این مسیر چقدر می‌تواند ناگهان تنگ شود. برای جزئیاتِ این صنعت، تحلیل صنعت پتروشیمی را ببینید.

سهام دلاری بورس تهران و چین

به شرکت‌هایی که بیشترِ فروششان صادراتی است و درآمدشان به نرخِ ارز و قیمتِ جهانی بسته است، «سهامِ دلاری» می‌گویند. فولادی‌ها، مسی‌ها، معدنی‌ها و پتروشیمی‌ها همین گروه‌اند. سودِ این شرکت‌ها از دو عدد درست می‌شود: قیمتِ جهانیِ محصول و نرخِ دلار در ایران.

بیایید با یک مثالِ ساده حساب کنیم. فرض کنید شرکتی سالی یک میلیون تن محصول به قیمتِ ۵۰۰ دلار صادر می‌کند. فروشش ۵۰۰ میلیون دلار است. اگر رکودِ چین قیمت را ۱۰٪ پایین بیاورد، یعنی ۴۵۰ دلار، فروش ۵۰ میلیون دلار کم می‌شود. اگر هزینه‌های شرکت ثابت بماند، تمامِ این ۵۰ میلیون دلار از سود کم می‌شود. یعنی ۱۰٪ افتِ قیمت می‌تواند سود را خیلی بیشتر از ۱۰٪ کم کند. (عددها مثال‌اند.)

البته در ایران عاملِ دوم، یعنی نرخِ دلار، گاهی همهٔ این حساب را عوض می‌کند. اگر دلار در همان سال ۳۰٪ بالا برود، افتِ قیمتِ جهانی جبران می‌شود. برای همین شاخصِ کلِ بورسِ تهران همیشه هم‌جهتِ اقتصادِ چین حرکت نمی‌کند. شاخص و نمودارش را در صفحهٔ شاخص کل بورس امروز و نرخِ ارز را در قیمت دلار امروز ببینید. فهرستِ این گروه هم در سهام دلاری بورس آمده است.

پس کسی که سهامِ صادراتی دارد، اقتصادِ چین را باید مثلِ پیش‌بینیِ هوا هر ماه نگاه کند. نه برای اینکه هر خبر را دنبال کند، بلکه برای اینکه بداند باد از کدام طرف می‌وزد.

ایران و چین: بریکس، کمربند و جاده و قراردادِ ۲۵ ساله

چین سال‌هاست بزرگ‌ترین شریکِ تجاریِ ایران است. ایران و چین در فروردینِ ۱۴۰۰ یک سندِ همکاریِ ۲۵ ساله امضا کردند. ایران از ابتدای ۲۰۲۴ عضوِ گروهِ بریکس شد؛ گروهی که چین، روسیه، هند، برزیل و آفریقای جنوبی از اعضای اصلی‌اش هستند.

«کمربند و جاده» هم طرحی است که چین از ۲۰۱۳ شروع کرد تا با ساختِ جاده، راه‌آهن و بندر در ده‌ها کشور، مسیرِ تجارتش را به آسیا، اروپا و آفریقا کوتاه کند. ایران به‌خاطرِ جغرافیایش در مسیرِ این طرح است.

با این همه، منصفانه بگویم: این سندها بیشتر چارچوب‌اند تا پولِ واقعی. حجمِ سرمایه‌گذاریِ مستقیمِ چین در ایران تا امروز به‌مراتب کمتر از وعده‌ها بوده است. تحریم‌ها و احتیاطِ بانک‌ها و شرکت‌های بزرگِ چینی، یکی از دلیل‌های اصلی است.

چک‌لیست: کدام عددهای چین را دنبال کنیم؟

لازم نیست اقتصاددان باشید. همین شش عدد کافی است تا بدانید حالِ اقتصاد چین خوب است یا بد:

  • شاخصِ مدیرانِ خرید (PMI): نظرسنجیِ ماهانه از مدیرانِ کارخانه‌ها. بالای ۵۰ یعنی کارخانه‌ها پرکارتر شده‌اند، زیرِ ۵۰ یعنی کم‌کارتر. اولِ هر ماهِ میلادی منتشر می‌شود.
  • رشدِ فصلیِ GDP: هر سه ماه یک بار. مقایسه با هدفِ دولت مهم‌تر از خودِ عدد است.
  • آمارِ مسکن: قیمتِ خانهٔ نو و سرمایه‌گذاری در ساخت‌وساز. بهبودش یعنی خبرِ خوب برای فولاد و سیمان.
  • وام‌دهیِ بانک‌ها: افزایشِ وامِ تازه معمولاً چند ماه بعد به ساخت‌وساز و تقاضای فلز می‌رسد.
  • قیمتِ سنگ‌آهن و مس: سریع‌ترین بازتابِ انتظار از تقاضای چین.
  • بستهٔ حمایتیِ دولت: هر بار که پکن از کاهشِ نرخِ بهره یا خرجِ تازه برای زیرساخت خبر می‌دهد، بازارِ کالا واکنش نشان می‌دهد.

پس دفعهٔ بعد که خبری دربارهٔ چین شنیدید، از خودتان بپرسید: این خبر تقاضای فلز و انرژی را بیشتر می‌کند یا کمتر؟ جوابِ همین سؤال، جهتِ اثرش بر سهامِ صادراتیِ ما را نشان می‌دهد.

اشتباه‌های رایج در تحلیلِ اقتصاد چین

  1. «چین اول است» را بی‌قید گفتن. با قدرتِ خرید اول است، با نرخِ دلار دوم. هر دو درست است؛ مهم این است بدانیم کدام را می‌گوییم.
  2. هر خبرِ بدِ چین را مساوی ریزشِ بورسِ تهران دانستن. نرخِ دلار، سیاستِ داخلی و قیمتِ خوراک در ایران گاهی اثرِ قوی‌تری دارند.
  3. فراموش کردنِ فولادِ صادراتیِ چین. رکودِ مسکنِ چین فقط تقاضا را کم نمی‌کند؛ عرضهٔ ارزان هم به بازار می‌ریزد.
  4. یکی گرفتنِ همهٔ فلزات. مس به برق و خودروی برقی بسته است، فولاد بیشتر به ساخت‌وساز. ممکن است یکی بالا برود و دیگری پایین.
  5. واکنش به تیترِ یک‌روزه. اثرِ اقتصادِ چین بر سودِ شرکت‌ها در طولِ فصل‌ها دیده می‌شود، نه در یک روز.

اگر می‌خواهید ببینید بحران‌های بزرگِ جهانی در گذشته چطور به بازارها سرایت کرده‌اند، مقالهٔ بحران‌های اقتصادی و تاثیر آن‌ها بر بازارهای مالی را بخوانید.

سوالات متداول

اقتصاد چین چقدر بزرگ است؟

تولید ناخالص داخلی چین در ۲۰۲۵ از ۱۴۰ هزار میلیارد یوان گذشت که حدود ۲۰ هزار میلیارد دلار است. با نرخ دلار دومین اقتصاد جهان بعد از آمریکاست و با معیار قدرت خرید از ۲۰۱۴ بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا به شمار می‌آید.

آیا چین از آمریکا جلو می‌زند؟

با معیار قدرت خرید همین حالا جلوتر است. با نرخ دلار، اقتصاد آمریکا هنوز حدود ۱٫۵ برابر چین است. کندی رشد، کاهش جمعیت، رکود مسکن و ثابت‌ماندن قیمت‌ها در چین باعث شده بسیاری از اقتصاددان‌ها زمان رسیدن چین به آمریکا را عقب ببرند.

رکود چین چه اثری بر قیمت فلزات و بورس ایران دارد؟

چین بزرگ‌ترین خریدار سنگ‌آهن، فولاد، مس و پتروشیمی است. رکودش قیمت جهانی این کالاها را پایین می‌آورد و سود شرکت‌های صادراتی بورس تهران مثل فولادی‌ها، معدنی‌ها و پتروشیمی‌ها را کم می‌کند، مگر آنکه رشد نرخ دلار در ایران این افت را جبران کند.

یوان می‌تواند جای دلار را بگیرد؟

به‌زودی نه. در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۵۷ درصد ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی دنیا دلار بود و فقط حدود ۲ درصد یوان. یوان در تجارت با خود چین مهم‌تر می‌شود، ولی تا وقتی سرمایه آزادانه از چین خارج نشود، جانشین دلار نخواهد شد.

واحد پول چین چیست؟

پول رسمی چین رنمینبی به معنای پول مردم است و یوان واحد شمارش آن است. یوانی که در داخل چین معامله می‌شود نماد CNY دارد و یوانی که بیرون از چین مثلا در هنگ‌کنگ معامله می‌شود نماد CNH. نرخ یوان داخلی را بانک مرکزی چین هر روز در یک دامنه محدود هدایت می‌کند.

بزرگ‌ترین مشکل اقتصاد چین چیست؟

مشکل اصلی ضعف تقاضای داخلی است. رکود بازار مسکن، بدهی سنگین دولت‌های محلی و کاهش و پیرشدن جمعیت باعث شده مردم کمتر خرج کنند. چین کالای زیادی تولید می‌کند، ولی بخش بزرگی از آن باید ارزان به بقیه دنیا صادر شود.

بورس چین کدام است و چه شاخص‌هایی دارد؟

چین سه بورس اصلی دارد: شانگهای، شنژن و هنگ‌کنگ. شاخص ترکیبی شانگهای و شاخص CSI 300 که ۳۰۰ شرکت بزرگ دو بورس داخلی را دنبال می‌کند، معروف‌ترین شاخص‌ها هستند. برای سرمایه‌گذار ایرانی این بورس بیشتر دماسنج تقاضای صنعتی چین است.

رابطه اقتصادی ایران و چین چگونه است؟

چین سال‌هاست بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران و خریدار اصلی نفت و پتروشیمی ایران است. دو کشور در ۱۴۰۰ سند همکاری ۲۵ ساله امضا کردند و ایران از ۲۰۲۴ عضو بریکس است. با این حال سرمایه‌گذاری مستقیم چین در ایران بسیار کمتر از وعده‌ها بوده است.

جمع‌بندی

اقتصاد چین غولی است که با کارخانه و ساخت‌وساز بزرگ شد و حالا با رکودِ مسکن، بدهی و پیریِ جمعیت دست‌وپنجه نرم می‌کند. با قدرتِ خرید اولِ دنیاست و با نرخِ دلار دوم، و رسیدنش به آمریکا بیشتر به اختلافِ سرعتِ رشد و مسیرِ یوان بستگی دارد تا به شعار.

برای ما مهم‌ترین درس این است: چین بزرگ‌ترین خریدارِ همان چیزهایی است که شرکت‌های صادراتیِ ایران می‌فروشند. پس اگر سهامِ فولادی، مسی یا پتروشیمی دارید، هر ماه نگاهی به چند عددِ ساده‌ای که در چک‌لیست گفتیم بیندازید و کنارش نرخِ دلار را هم ببینید. تصمیمِ نهایی با خودتان است؛ ولی تصمیمی که با این دو عدد گرفته شود، از تصمیمِ بر پایهٔ شایعه خیلی محکم‌تر است.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

اپ رایگان را نصب کنید:

هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.