DAO چیست؟ سازمان خودمختار غیرمتمرکز به زبان ساده
فهرست مطالب۱۴ بخش
- دائو به زبان ساده: صندوقِ شارژی که مدیر ندارد
- DAO چطور کار میکند؟ چرخهٔ یک تصمیم از پیشنهاد تا اجرا
- توکن حاکمیتی چیست؟ برگهٔ رأیِ شما در دائو
- واگذاریِ رأی: وکالت دادن به یک نفرِ مطلع
- خزانهٔ دائو: پولِ جمع کجا نگه داشته میشود؟
- دائو و شرکتِ سهامی چه فرقی دارند؟
- انواع دائو با مثال
- میکردائو: مشهورترین دائوی دنیای دیفای
- هک The DAO چه درسی داشت؟
- مزایا و معایب دائو
- پیش از خریدِ توکنِ یک دائو این چکلیست را مرور کنید
- اشتباههای رایج دربارهٔ دائو
- آیندهٔ سازمانهای خودمختار غیرمتمرکز
- سوالات متداول
- جمعبندی

DAO چیست؟ DAO یا «دائو» یعنی سازمانِ خودمختارِ غیرمتمرکز: گروهی که پول و قانونهایش را به یک برنامهٔ کامپیوتری روی بلاکچین سپرده است، نه به یک مدیرعامل. اعضا با توکن رأی میدهند و هر تصمیمی که تصویب شود، همان برنامه خودش اجرا میکند. همهچیز هم برای همه قابل دیدن است.
شاید این تعریف هنوز کمی دور به نظر برسد. پس بیایید از یک چیزِ آشنا شروع کنیم: صندوقِ شارژِ ساختمان.
دائو به زبان ساده: صندوقِ شارژی که مدیر ندارد
در بیشترِ ساختمانها یک مدیر هست. شارژ را جمع میکند، پول را در حسابِ خودش نگه میدارد و خودش تصمیم میگیرد آسانسور را کی تعمیر کند. اگر آدمِ درستی باشد، کار میچرخد. اگر نباشد، همسایهها فقط میتوانند گله کنند.
حالا ساختمانی را تصور کنید که پولِ شارژ در گاوصندوقی است که هیچکس کلیدش را ندارد. گاوصندوق فقط وقتی باز میشود که اکثریتِ همسایهها رأی بدهند. هر رأی و هر ریالی که بیرون میرود روی تابلوی لابی نوشته میشود و پاکشدنی نیست. این ساختمان یک دائو است.
در دنیای واقعی، آن گاوصندوق یک قرارداد هوشمند است؛ یعنی برنامهای که روی بلاکچین نوشته شده و وقتی شرطش برقرار شد، خودش کار را انجام میدهد. تابلوی لابی هم خودِ بلاکچین است؛ دفترِ حسابی که هزاران کامپیوتر نسخهای از آن را دارند و نمیشود یواشکی عوضش کرد.
سه کلمهٔ اسمِ دائو هم همین را میگویند:
- سازمان: گروهی آدم با یک هدفِ مشترک و یک صندوقِ مشترک.
- غیرمتمرکز: قدرت دستِ یک نفر یا یک هیئتمدیره نیست؛ بینِ همهٔ دارندگانِ توکن پخش است.
- خودمختار: قانونها در کد نوشته شدهاند و بیاجازهٔ کسی اجرا میشوند. البته کد را آدمها نوشتهاند و آدمها هم با رأی عوضش میکنند. پس «خودمختار» یعنی «بیمدیر»، نه «بیآدم».
پس دائو در اصل یک قول است: «هیچکس بهتنهایی نمیتواند پولِ جمع را خرج کند.»
DAO چطور کار میکند؟ چرخهٔ یک تصمیم از پیشنهاد تا اجرا
هر دائو جزئیاتِ خودش را دارد، ولی بیشترشان همین چند قدم را طی میکنند. تصویرِ زیر این چرخه را نشان میدهد.

- پیشنهاد: یکی از اعضا ایدهاش را مینویسد. مثلاً «۵۰ هزار دلار از خزانه به تیمی بدهیم که برنامهٔ موبایلِ پروژه را بسازد.» در بیشترِ دائوها برای ثبتِ پیشنهادِ رسمی باید حداقلی توکن داشته باشید تا هر کسی هر روز پیشنهادِ بیسروته ندهد.
- گفتوگو: پیشنهاد معمولاً اول در انجمنِ پروژه بحث میشود. اعضا ایراد میگیرند و متن اصلاح میشود. این بخش شبیهِ جلسهٔ همسایهها پیش از رأی است.
- رأیگیری: چند روز فرصت هست. هر کس به اندازهٔ توکنهایش رأی دارد. بعضی دائوها رأی را روی خودِ بلاکچین ثبت میکنند (کارمزد دارد ولی خودکار اجرا میشود) و بعضی بیرون از آن، با ابزاری مثلِ Snapshot (رایگان است ولی اجرایش به آدم نیاز دارد).
- حدِ نصاب: پیشنهاد فقط وقتی تصویب میشود که هم بیشترِ رأیها موافق باشد و هم تعدادِ کافی در رأیگیری شرکت کرده باشند. مثلِ مجمعِ شرکت که بی حدِ نصاب رسمی نمیشود.
- مهلتِ انتظار: در دائوهای جدی، بینِ تصویب و اجرا یکی دو روز فاصله میگذارند. اگر رأیِ بدی تصویب شده باشد، اعضا وقت دارند واکنش نشان دهند یا پولشان را بیرون ببرند.
- اجرا: قرارداد هوشمند خودش پول را از خزانه میفرستد یا قانون را عوض میکند. نه امضای مدیرعامل میخواهد، نه نامهٔ اداری.
پس فرقِ اصلیِ دائو با یک گروهِ تلگرامیِ سرمایهگذاری همین قدمِ آخر است: آنجا مدیرِ گروه پول را جابهجا میکند؛ اینجا کد.
توکن حاکمیتی چیست؟ برگهٔ رأیِ شما در دائو
توکن حاکمیتی یعنی توکنی که به دارندهاش حقِ رأی میدهد. تقریباً مثلِ سهم در مجمعِ شرکت: هر سهم یک رأی. در بیشترِ دائوها هم هر توکن یک رأی است. نمونههای مشهورش UNI برای یونیسواپ و SKY (که جای MKR قدیمی را گرفته) برای پروژهٔ میکردائو است.
بیایید با یک مثالِ ساده حساب کنیم. فرض کنید یک دائو در کل ۱ میلیون توکن دارد و شما ۱٬۰۰۰ تا خریدهاید.
- سهمِ رأیِ شما: ۱٬۰۰۰ تقسیم بر ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ یعنی ۰٫۱٪.
- اگر حدِ نصاب ۴٪ باشد، یعنی دستکم ۴۰ هزار توکن باید رأی بدهند تا رأیگیری معتبر شود.
- حالا اگر یک صندوقِ بزرگ ۲۰۰ هزار توکن داشته باشد، بهتنهایی ۵ برابرِ حدِ نصاب رأی دارد.
این مثال است و عددها فرضیاند؛ ولی حرفِ مهمی میزند. «غیرمتمرکز» روی کاغذ با «غیرمتمرکز» در عمل یکی نیست. اگر چند کیف پولِ بزرگ بیشترِ توکنها را داشته باشند، رأیِ شما بیشتر حکمِ نظرسنجی دارد تا تصمیم. پیش از دلبستن به هر دائو، ببینید توکنهایش دستِ چند نفر است. در مقالهٔ توکنومیکس توضیح دادهام چطور پخشِ توکن را بخوانید.
توکنِ حاکمیتی معمولاً سود تقسیم نمیکند و قیمتش هم مثلِ هر رمزارزِ دیگری بالا و پایین میرود. پس داشتنش یعنی حقِ رأی، نه حقِ سود. قیمتِ روزِ این توکنها را میتوانید در صفحهٔ قیمت ارزهای دیجیتال ببینید.
واگذاریِ رأی: وکالت دادن به یک نفرِ مطلع
بیشترِ دارندگانِ توکن وقت ندارند همهٔ پیشنهادها را بخوانند. برای همین خیلی از دائوها اجازه میدهند رأیتان را به کسی که قبولش دارید «واگذار» کنید؛ چیزی شبیهِ وکالت در مجمع. توکن پیشِ خودتان میماند و هر وقت خواستید وکالت را پس میگیرید. حواستان باشد که همین وکالتها گاهی قدرت را دوباره در دستِ چند نفر جمع میکند.
خزانهٔ دائو: پولِ جمع کجا نگه داشته میشود؟
خزانه یعنی کیف پولی که داراییهای دائو در آن است و فقط با رأی باز میشود. خزانه ممکن است رمزارز، استیبلکوین یا توکنِ خودِ پروژه داشته باشد. در دائوهای بزرگ، این خزانه صدها میلیون دلار میارزد و خرجش، از حقوقِ برنامهنویس تا بودجهٔ تبلیغات، به رأی گذاشته میشود.
بعضی دائوها برای کارهای روزمره هم یک کیف پولِ چندامضایی دارند؛ یعنی کیف پولی که مثلاً ۵ نفر کلید دارند و هر برداشت دستکم ۳ امضا میخواهد. این همان قفلِ دو کلیدهٔ صندوقِ امانات است، فقط دیجیتال.
دائو و شرکتِ سهامی چه فرقی دارند؟
اگر با بورس آشنا باشید، دائو را راحتتر میفهمید. جدولِ زیر دائو را کنارِ یک شرکتِ سهامیِ عام گذاشته است.
| موضوع | شرکت سهامی | دائو |
|---|---|---|
| چه کسی تصمیم میگیرد؟ | مجمع و هیئتمدیره، سالی یکی دو بار | دارندگانِ توکن، هر وقت پیشنهادی ثبت شود |
| حقِ رأی | هر سهم یک رأی | معمولاً هر توکن یک رأی |
| اجرای تصمیم | مدیرعامل و کارمندان | قرارداد هوشمند، خودکار |
| شفافیت مالی | صورتهای مالی چند بار در سال | هر تراکنش لحظهای روی بلاکچین |
| ورود و خروج | خرید و فروشِ سهم در بورس | خرید و فروشِ توکن، هر ساعتِ شبانهروز |
| پشتوانهٔ قانونی | ثبتشده، با ناظر و دادگاهِ مشخص | در بیشترِ کشورها مبهم؛ چند ایالتِ آمریکا قالبِ قانونی ساختهاند |
| اگر خطایی رخ دهد | شکایت به مرجعِ قانونی | اگر باگ در کد باشد، معمولاً پول برنمیگردد |
پس دائو در شفافیت و سرعت از شرکت جلوتر است، ولی در پشتوانهٔ قانونی خیلی عقبتر. اگر در شرکتی سهام دارید، حقوقِ قانونیِ سهامدار از شما محافظت میکند. در دائو، تقریباً تنها نگهبانِ شما خودِ کد است.
انواع دائو با مثال
دائوها برای کارهای خیلی متفاوتی ساخته شدهاند. این جدول مهمترین گروهها را نشان میدهد.
| نوع | کارش چیست؟ | نمونه |
|---|---|---|
| دائوی پروتکل | قانونهای یک سرویسِ مالیِ غیرمتمرکز را تعیین میکند | یونیسواپ، میکردائو (اسکای) |
| دائوی سرمایهگذاری | اعضا پول جمع میکنند و دربارهٔ سرمایهگذاری رأی میدهند | صندوقهای جمعیِ کریپتویی |
| دائوی کمکمالی | به پروژههای متنباز و عامالمنفعه بودجه میدهد | بنیادهای حمایت از برنامهنویسها |
| دائوی جمعآوری | با پولِ جمعی چیزی کمیاب میخرد | ConstitutionDAO |
| دائوی اجتماعی و بازی | یک جامعهٔ آنلاین یا بازی را اداره میکند | بازیها و پروژههای NFT |
داستانِ ConstitutionDAO را خیلیها شنیدهاند. آبان ۱۴۰۰ (نوامبر ۲۰۲۱) بیش از ۱۷ هزار نفر در چند روز حدودِ ۴۷ میلیون دلار جمع کردند تا یک نسخهٔ اصلِ قانون اساسیِ آمریکا را در حراج بخرند. باختند؛ یک میلیاردر با ۴۳٫۲ میلیون دلار برنده شد. پولِ جمع شفاف بود، ولی همه دیدند چقدر در کیف پول هست و رقیب هم دید. پس شفافیت همیشه به نفعِ خودِ دائو تمام نمیشود.
میکردائو: مشهورترین دائوی دنیای دیفای
MakerDAO یا میکردائو قدیمیترین دائوی بزرگِ دیفای است؛ یعنی دنیای خدماتِ مالیِ بیبانک روی بلاکچین. کارش ساختنِ استیبلکوینِ دای است: ارزی که قرار است همیشه حدودِ یک دلار بیرزد. دارندگانِ توکنِ حاکمیتی رأی میدهند که چه داراییای وثیقه پذیرفته شود، نرخِ کارمزدِ وام چقدر باشد و خزانه کجا خرج شود.
این پروژه شهریور ۱۴۰۳ (اوت ۲۰۲۴) نامش را به Sky عوض کرد. توکنِ MKR به نسبتِ یک به ۲۴٬۰۰۰ به SKY تبدیلپذیر شد و کنارِ دای، استیبلکوینِ تازهای به نامِ USDS آمد. طبق آخرین اطلاعیههای پروژه، از اواخرِ شهریور ۱۴۰۴ برای MKR تبدیلنشده جریمهٔ دیرکرد گذاشتهاند. اگر هنوز MKR دارید، قاعدهٔ امروز را از سایتِ رسمیِ خودِ پروژه بخوانید.
پس میکردائو نشان داد که یک دائو میتواند سالها میلیاردها دلار را بی مدیرعامل اداره کند؛ و نشان داد که حتی چنین دائویی هم بالاخره یک تیمِ اصلی دارد که بیشترِ پیشنهادها از دستِ او بیرون میآید.
هک The DAO چه درسی داشت؟
اسمِ «دائو» از یک ماجرای تلخ مشهور شد. سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶) پروژهای به نامِ The DAO روی اتریوم راه افتاد. قرار بود صندوقِ سرمایهگذاریِ خطرپذیری باشد که اعضا با رأی تصمیم بگیرند در کدام پروژه سرمایه بگذارد. در چند هفته حدودِ ۱۵۰ میلیون دلار اتر جمع کرد؛ رقمی که آن روزها بیسابقه بود.
۲۸ خرداد ۱۳۹۵ (۱۷ ژوئن ۲۰۱۶) یک نفر باگی در کد پیدا کرد. تابعِ برداشت اینطور نوشته شده بود که اول پول را میفرستاد و بعد موجودی را کم میکرد. مهاجم پیش از کم شدنِ موجودی، دوباره و دوباره درخواستِ برداشت داد؛ درست مثلِ کسی که از عابربانکی خراب، پیش از بهروز شدنِ حساب، ده بار پول بگیرد. حدودِ ۳٫۶ میلیون اتر، یعنی نزدیکِ یکسومِ صندوق، بیرون رفت.
جامعهٔ اتریوم دو دسته شد. یک دسته گفت باید تاریخِ بلاکچین را عوض کنیم و پولِ مردم را برگردانیم. دستهٔ دیگر گفت «کد قانون است»؛ اگر امروز تاریخ را برای این پول عوض کنیم، فردا برای چیزِ دیگری هم عوض میکنیم. اکثریت با دستهٔ اول بود. ۳۰ تیر ۱۳۹۵ (۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۶) اتریوم هاردفورک شد و پولها به قراردادی برای بازپرداخت رفت. مخالفان روی زنجیرهٔ قدیم ماندند که امروز «اتریوم کلاسیک» نام دارد.
سه درسی که این ماجرا هنوز به ما میدهد:
- کد هم اشتباه میکند. «اجرای خودکار» یعنی اشتباه هم خودکار اجرا میشود. بازرسیِ امنیتیِ کد (Audit) از آن روز شرطِ اولِ هر پروژهٔ جدی شد.
- غیرمتمرکز کامل وجود ندارد. در لحظهٔ بحران، باز هم آدمها نشستند و تصمیم گرفتند.
- پولِ زیاد در یک جا یعنی هدفِ بزرگ. هر چه خزانه بزرگتر، دزد دقیقتر کد را میخواند.
این تنها حمله هم نبود. فروردین ۱۴۰۱ (آوریل ۲۰۲۲) کسی در پروژهٔ Beanstalk با یک وامِ لحظهای آنقدر توکنِ حاکمیتی قرض کرد که اکثریتِ رأی را گرفت. بعد پیشنهادی را تصویب کرد که خزانه را به کیف پولِ خودش میفرستاد. زیانِ پروژه حدودِ ۱۸۲ میلیون دلار گزارش شد. پس حتی رأیگیریِ درست هم اگر بد طراحی شده باشد، میتواند خرید و فروش شود.
مزایا و معایب دائو
بیایید منصفانه هر دو طرف را ببینیم.
خوبیها:
- همهچیز شفاف است؛ هر کسی میتواند ببیند پول کجا رفته.
- آدمهایی از سراسرِ دنیا، بیآنکه همدیگر را بشناسند، میتوانند با هم کار کنند.
- هیچ مدیری نمیتواند یکشبه صندوق را خالی کند.
- قانونها از اول نوشته شدهاند و برای همه یکسان اجرا میشوند.
بدیها:
- رأیها معمولاً دستِ چند کیف پولِ بزرگ است؛ چیزی شبیهِ «سهامدارِ عمده».
- بیشترِ اعضا رأی نمیدهند. مشارکتِ زیرِ ۱۰٪ در خیلی از دائوها عادی است.
- تصمیمگیری کند است؛ برای هر کار باید پیشنهاد، بحث و رأی گذشت.
- باگِ کد میتواند همهچیز را ببرد و دادگاهی هم نیست که پول را برگرداند.
- وضعیتِ قانونی مبهم است. در بعضی کشورها ممکن است همهٔ اعضا شخصاً مسئولِ بدهیهای دائو شناخته شوند.
پس دائو برای جاهایی خوب است که اعتماد کم و شفافیت مهم است، و برای جاهایی بد است که تصمیمِ سریع یا حمایتِ قانونی لازم است.
پیش از خریدِ توکنِ یک دائو این چکلیست را مرور کنید
خیلیها از من میپرسند: «توکنِ حاکمیتی بخرم که در تصمیمها شریک باشم؟» جوابِ من این است که اول این چند سؤال را بپرسید. تصمیمِ نهایی با خودتان است.
- کدِ قراردادها را یک شرکتِ امنیتیِ شناختهشده بازرسی کرده است؟ گزارشش منتشر شده؟
- ده کیف پولِ اول چند درصدِ توکنها را دارند؟ اگر بیش از نصف، رأیِ شما وزنی ندارد.
- در چند رأیگیریِ اخیر چند درصد شرکت کردهاند؟
- بینِ تصویب و اجرای تصمیم مهلتِ انتظار هست؟
- خزانه از چه ساخته شده؟ اگر بیشترش توکنِ خودِ پروژه است، با افتِ قیمت، خزانه هم آب میرود.
- تیمِ اصلی چند درصد توکن دارد و توکنهایش کی آزاد میشود؟
- آیا توکن جز رأی دادن کاربردِ دیگری دارد، یا فقط امیدِ گران شدن پشتش است؟
یک نکتهٔ دیگر هم برای ما ایرانیها مهم است. قانونِ ایران دربارهٔ خودِ دائو و توکنهای حاکمیتی حرفِ روشنی ندارد. در مقالهٔ آیا ارز دیجیتال در ایران قانونی است؟ قاعدههای کلی را توضیح دادهام. هر کاری که میکنید از مسیرِ قانونی و صرافیهای داخلیِ دارای احرازِ هویت باشد.
اشتباههای رایج دربارهٔ دائو
- «دائو یعنی هیچکس مسئول نیست.» نه. کد را آدمها نوشتهاند و آدمها هم با رأی عوضش میکنند. فقط مسئولیت پخش شده است.
- «توکنِ حاکمیتی مثلِ سهم است و سود میدهد.» بیشترشان سودی تقسیم نمیکنند. حقِ رأی میخرید، نه حقِ سود.
- «شفاف یعنی امن.» شفافیت فقط میگوید چه اتفاقی افتاد؛ جلوی اتفاق را نمیگیرد. هک The DAO کاملاً شفاف بود.
- «هر پروژهای که اسمش دائو است، غیرمتمرکز است.» بعضی پروژهها اسمِ دائو را برای جذابیت روی خودشان میگذارند ولی تیمِ سازنده همهچیز را در دست دارد. در مقالهٔ شناسایی توکنهای کلاهبرداری نشانههای این پروژهها را آوردهام.
آیندهٔ سازمانهای خودمختار غیرمتمرکز
دائو جزئی از همان ایدهای است که به آن وب ۳ میگویند: اینترنتی که کاربرانش صاحبِ آن باشند، نه چند شرکتِ بزرگ. چند ایالتِ آمریکا، اول از همه وایومینگ در ۱۴۰۰ (۲۰۲۱)، برای دائوها قالبِ شرکتی ساختهاند تا اعضا شخصاً مسئولِ بدهیها نباشند. دائوهای بزرگ هم کمکم ساختارشان را شبیهِ شرکتها کردهاند: کمیته، بودجهٔ سالانه، نمایندهٔ منتخب.
به نظرِ من دائو جای شرکت را نمیگیرد. ولی برای کارهایی که آدمهای غریبه باید به هم اعتماد کنند، مثلِ مدیریتِ یک سرویسِ مالیِ باز یا جمع کردنِ پول برای یک هدفِ مشترک، ابزارِ تازه و جدیای است.
سوالات متداول
DAO چیست به زبان ساده؟
دائو سازمانی است که بهجای مدیرعامل با قرارداد هوشمند روی بلاکچین اداره میشود. اعضا با توکن حاکمیتی رأی میدهند و هر تصمیمی که تصویب شود، همان برنامه خودش اجرا میکند. همهٔ رأیها و تراکنشها برای همه قابل دیدن است.
DAO مخفف چیست؟
DAO مخففِ Decentralized Autonomous Organization است، یعنی سازمانِ خودمختارِ غیرمتمرکز. در فارسی به آن دائو یا سازمانِ خودگردانِ غیرمتمرکز هم میگویند.
توکن حاکمیتی چیست؟
توکن حاکمیتی توکنی است که به دارندهاش حقِ رأی در تصمیمهای یک دائو یا پروژه میدهد؛ معمولاً هر توکن یک رأی. بیشترِ این توکنها سود تقسیم نمیکنند و قیمتشان مثلِ رمزارزهای دیگر نوسان دارد. UNI و SKY دو نمونهٔ مشهورند.
DAO چطور کار میکند؟
یک عضو پیشنهادی ثبت میکند، اعضا دربارهٔ آن بحث میکنند و بعد چند روز رأی میدهند. اگر حدِ نصاب پر شود و اکثریت موافق باشند، قرارداد هوشمند پس از یک مهلتِ کوتاه تصمیم را خودکار اجرا میکند، مثلاً پولی را از خزانه میفرستد.
هک The DAO چه بود؟
The DAO صندوقی روی اتریوم بود که سال ۲۰۱۶ حدودِ ۱۵۰ میلیون دلار جمع کرد. مهاجم با یک باگ در تابعِ برداشت حدودِ ۳٫۶ میلیون اتر بیرون کشید. اتریوم برای برگرداندنِ پول هاردفورک شد و زنجیرهٔ قدیم با نامِ اتریوم کلاسیک باقی ماند.
فرق دائو با شرکت سهامی چیست؟
در شرکت، مجمع و مدیرعامل تصمیم میگیرند و اجرا میکنند و قانون از سهامدار محافظت میکند. در دائو، دارندگانِ توکن هر وقت لازم باشد رأی میدهند و کد اجرا میکند. دائو شفافتر و سریعتر است ولی پشتوانهٔ قانونیِ روشنی ندارد.
میکردائو چیست؟
میکردائو قدیمیترین دائوی بزرگِ دیفای است که استیبلکوینِ دای را میسازد. دارندگانِ توکنش دربارهٔ وثیقهها و نرخها رأی میدهند. این پروژه سال ۲۰۲۴ نامش را به Sky تغییر داد و توکنِ MKR به SKY تبدیلپذیر شد.
آیا عضویت در دائو خطر دارد؟
بله. باگِ کد میتواند خزانه را خالی کند، رأیها ممکن است دستِ چند کیف پولِ بزرگ باشد و قیمتِ توکنِ حاکمیتی میتواند سقوط کند. وضعیتِ قانونیِ دائو هم در بیشترِ کشورها، از جمله ایران، روشن نیست.
جمعبندی
پس اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم DAO چیست: گروهی که صندوق و قانونش را به کد سپرده تا هیچکس بهتنهایی نتواند تصمیم بگیرد. این ایده شفافیت و اعتماد بی واسطه میآورد، ولی کد هم خطا میکند و قدرت هم دوباره جمع میشود. اگر روزی خواستید توکنِ یک دائو را بخرید، اول چکلیستِ بالا را مرور کنید و فقط با پولی وارد شوید که از دست دادنش زندگیتان را به هم نمیریزد. برای شروعی منظمتر در این بازار، دورهٔ آموزش ارز دیجیتال به زبان ساده را هم ببینید.
