هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

بیماری هلندی چیست؟ نفت، دلار و اقتصاد ایران به زبان ساده

فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. بیماری هلندی چیست؟ تعریف به زبان ساده
  2. چرا اسمش «بیماری هلندی» است؟
  3. بیماری هلندی چطور کار می‌کند؟
  4. راهِ اول: دلارِ ارزان، کالای خارجیِ ارزان
  5. راهِ دوم: پولِ زیاد، خدمات و مسکنِ گران
  6. راهِ سوم: آدم‌ها و سرمایه به سمتِ نفت می‌روند
  7. نرخ ارز واقعی چیست؟ یک مثالِ عددی ساده
  8. نشانه‌های بیماری هلندی: یک چک‌لیست
  9. بیماری هلندی در ایران: چند بار تب کرده‌ایم؟
  10. دههٔ ۱۳۵۰: شوکِ نفتیِ ۱۳۵۲
  11. دههٔ ۱۳۸۰: دلارِ ثابت و واردات انبوه
  12. دلارِ ۴۲۰۰ تومانی: همان داروی تلخ با شکلی دیگر
  13. آیا اقتصاد ایران امروز دچار بیماری هلندی است؟
  14. فرقِ بیماری هلندی و نفرین منابع چیست؟
  15. کشورهای دیگر با این بیماری چه کردند؟
  16. راه درمان بیماری هلندی چیست؟
  17. صندوق توسعهٔ ملی: درمانی که نیمه‌کاره ماند
  18. بیماری هلندی برای سرمایه‌گذار چه معنایی دارد؟
  19. چند اشتباهِ رایج دربارهٔ بیماری هلندی
  20. سوالات متداول
  21. جمع‌بندی
بیماری هلندی چیست؟ نفت، دلار و اقتصاد ایران به زبان ساده

بیماری هلندی یعنی کشوری از فروشِ یک منبعِ طبیعی، مثلِ نفت یا گاز، ناگهان دلارِ زیادی به دست بیاورد و همین پولِ زیاد صنعت و تولیدِ داخلی‌اش را ضعیف کند. دلار ارزان می‌ماند، کالای خارجی ارزان‌تر از کالای ایرانی می‌شود و کارخانه‌ها یکی‌یکی کم می‌آورند.

شاید برایتان عجیب باشد. مگر پولِ زیاد هم بیماری می‌آورد؟ بله، اگر بی‌حساب خرج شود. خیلی‌ها از من می‌پرسند چرا کشوری با این‌همه نفت و گاز هنوز با تورم و جهشِ دلار دست‌وپنجه نرم می‌کند. بخشی از جواب همین بیماری است. بیایید قدم‌به‌قدم ببینیم چطور کار می‌کند، چه ربطی به اقتصادِ ایران دارد و برای ما که پس‌انداز و سرمایه‌گذاری داریم چه معنایی دارد.

بیماری هلندی چیست؟ تعریف به زبان ساده

یک مثالِ خانوادگی بزنیم. خانواده‌ای را در نظر بگیرید که یک مغازهٔ خیاطی دارد و با زحمت از آن نان می‌خورد. یک روز ملکی به آن‌ها ارث می‌رسد که اجاره‌اش خیلی زیاد است. کم‌کم کسی حوصلهٔ خیاطی ندارد. مغازه تعطیل می‌شود، مشتری‌ها می‌روند و چرخِ خیاطی خاک می‌خورد.

تا وقتی اجاره می‌رسد، همه‌چیز خوب است. اما روزی که مستأجر برود یا اجاره نصف شود، خانواده می‌ماند و یک مغازهٔ بسته، بی مهارت و بی مشتری. بیماری هلندی همین است، فقط در اندازهٔ یک کشور. «اجاره» همان درآمد نفتی است و «مغازهٔ خیاطی» صنعت و کشاورزیِ کشور.

نکتهٔ مهم این است که خودِ نفت مقصر نیست. مشکل از جایی شروع می‌شود که پولِ آسانِ نفت، انگیزه و توانِ تولید را از بقیهٔ اقتصاد می‌گیرد. پس بیماری هلندی دربارهٔ «داشتنِ» منابع نیست؛ دربارهٔ «طرزِ خرج‌کردنِ» درآمدِ آن است.

چرا اسمش «بیماری هلندی» است؟

در سال ۱۹۵۹ میلادی در استانِ خرونینگن (گرونینگن) هلند یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های گازِ دنیا کشف شد. هلند شروع کرد به صادرکردنِ گاز و پولِ زیادی به کشور سرازیر شد. پولِ ملیِ هلند، یعنی گیلدر، گران شد.

گیلدرِ گران یعنی کالاهای هلندی برای خریدارِ خارجی گران‌تر شد و کالای خارجی برای خودِ هلندی‌ها ارزان‌تر. کارخانه‌های هلندی در رقابت کم آوردند، بخشی از کارگرها بیکار شدند و صنعت عقب نشست. در سال ۱۹۷۷ نشریهٔ The Economist برای توصیفِ همین وضع اصطلاحِ Dutch Disease را به کار برد و از آن روز این نام روی این پدیده ماند.

جالب است بدانید که هلند خودش نسبتاً زود درمان شد و امروز اقتصادی متنوع و صنعتی دارد. اما اسم روی پیشانی‌اش ماند. در سال ۱۹۸۲ دو اقتصاددان به نام‌های Max Corden و Peter Neary سازوکارِ آن را به شکلِ یک نظریهٔ منظم درآوردند. همان سازوکار را در ادامه به زبانِ ساده می‌گوییم.

بیماری هلندی چطور کار می‌کند؟

این بیماری از سه راه به جانِ اقتصاد می‌افتد. هر سه از یک نقطه شروع می‌شوند: دلارِ نفتی که یک‌باره زیاد شده است.

نمودار سازوکار بیماری هلندی: درآمد نفت، دلار ارزان، کالای خارجی ارزان، گران‌شدن خدمات و فشار بر کارخانهٔ داخلی
دو مسیرِ بیماری هلندی: دلارِ ارزان و پولِ زیاد، هر دو به کارخانهٔ داخلی فشار می‌آورند.

راهِ اول: دلارِ ارزان، کالای خارجیِ ارزان

وقتی دلار فراوان باشد، قیمتش پایین می‌آید یا دست‌کم بالا نمی‌رود. در ایران دولت بیشترِ این دلار را در دست دارد و می‌تواند با فروختنش نرخ را ثابت نگه دارد. دلارِ ارزان یعنی واردات ارزان. کفش و پارچه و لوازمِ خانگیِ خارجی، ارزان‌تر از نمونهٔ ایرانی به بازار می‌رسد.

تولیدکنندهٔ داخلی اینجا گیر می‌افتد. هزینه‌هایش هر سال با تورم بالا می‌رود، اما رقیبِ خارجی‌اش با دلارِ ثابت وارد می‌شود. پس یا باید زیان بدهد یا کارخانه را ببندد. بعضی‌ها هم کارخانه را تعطیل می‌کنند و خودشان واردکننده می‌شوند، چون سودش بیشتر است.

راهِ دوم: پولِ زیاد، خدمات و مسکنِ گران

دولت دلارِ نفتی را به بانک مرکزی می‌فروشد و ریال می‌گیرد. این ریال خرجِ حقوق، طرح‌های عمرانی و یارانه می‌شود و پولِ بیشتری دستِ مردم می‌آید. مردم بیشتر خرج می‌کنند. حالا ببینیم این خرجِ بیشتر کجا قیمت را بالا می‌برد.

اقتصاددان‌ها کالاها را دو دسته می‌کنند. کالاهای قابل مبادله یعنی چیزهایی که می‌شود از خارج آورد، مثلِ پارچه و یخچال. کالاها و خدماتِ غیرقابل مبادله یعنی چیزهایی که نمی‌شود وارد کرد، مثلِ اصلاحِ سر، اجارهٔ خانه یا کلاسِ خصوصی. پارچه را اگر گران شود از بیرون می‌آورند. اما آرایشگر و آپارتمانِ تهران را نمی‌شود وارد کرد. برای همین پولِ اضافه بیشتر در همین بخش‌ها قیمت را بالا می‌برد.

نتیجه این است که اجاره، دستمزد و هزینهٔ خدمات گران می‌شود. کارخانه هم باید همین اجاره و دستمزدِ گران را بدهد. پس از این طرف هم فشار می‌خورد.

راهِ سوم: آدم‌ها و سرمایه به سمتِ نفت می‌روند

وقتی نفت و کارهای وابسته به آن پرسودتر باشد، مهندسِ خوب، کارگرِ ماهر و سرمایه هم به همان سمت می‌روند. بخش‌های دیگر نیروی خوبش را از دست می‌دهد. کارخانه‌ای که مدیر و مهندسِ کاربلدش رفته، دیگر نمی‌تواند خودش را به‌روز کند.

پس کارخانهٔ داخلی از سه طرف می‌خورد: رقیبِ خارجیِ ارزان، هزینهٔ داخلیِ گران و نیروی انسانیِ کمتر. این همان چیزی است که اسمش را «صنعت‌زدایی» گذاشته‌اند.

نرخ ارز واقعی چیست؟ یک مثالِ عددی ساده

برای فهمیدنِ بیماری هلندی باید یک مفهوم را خوب بفهمیم: نرخ ارز واقعی. نرخِ ارزِ معمولی همان عددی است که صرافی اعلام می‌کند. نرخِ ارزِ واقعی می‌گوید با در نظر گرفتنِ تورمِ ما و تورمِ آن‌ها، کالای ایرانی نسبت به کالای خارجی گران‌تر شده یا ارزان‌تر.

بیایید با هم حساب کنیم. این عددها فقط مثال‌اند و ربطی به قیمتِ امروز ندارند:

  1. سالِ اول: یک متر پارچهٔ ایرانی ۱۰۰ هزار تومان است. پارچهٔ مشابهِ خارجی ۱۰ دلار است و هر دلار ۱۰ هزار تومان. پس پارچهٔ خارجی هم ۱۰۰ هزار تومان درمی‌آید. رقابت برابر است.
  2. سالِ دوم: تورمِ ما ۳۰٪ است و تورمِ کشورِ فروشنده ۳٪. پارچهٔ ایرانی ۱۳۰ هزار تومان می‌شود. پارچهٔ خارجی ۱۰٫۳ دلار است. اما دولت با دلارِ نفتی نرخ را روی ۱۰ هزار تومان نگه داشته. پس پارچهٔ خارجی ۱۰۳ هزار تومان است.
  3. سالِ سوم: همین داستان تکرار می‌شود. پارچهٔ ایرانی ۱۶۹ هزار و پارچهٔ خارجی حدودِ ۱۰۶ هزار تومان. حالا کالای خارجی حدودِ ۳۷٪ ارزان‌تر از کالای ایرانی است.
  4. سالِ جهش: درآمدِ نفت کم می‌شود و دولت دیگر نمی‌تواند دلار را نگه دارد. دلار یک‌باره به ۱۷ هزار تومان می‌رسد. پارچهٔ خارجی حدودِ ۱۸۰ هزار تومان می‌شود. اما در این سه سال، خیلی از کارگاه‌های پارچه‌بافی بسته شده‌اند.
نمودار ستونی فرضی مقایسهٔ قیمت پارچهٔ ایرانی و خارجی وقتی دلار ثابت و تورم بالاست
مثالِ فرضی: با دلارِ ثابت و تورمِ ۳۰٪، کالای خارجی هر سال ارزان‌تر می‌شود تا روزِ جهش.

جدولِ زیر همین مثال را خلاصه می‌کند:

مثالِ فرضی: پارچهٔ ایرانی در برابرِ پارچهٔ خارجی وقتی دلار ثابت نگه داشته می‌شود
زمانقیمتِ دلارپارچهٔ ایرانیپارچهٔ خارجیکدام ارزان‌تر است؟
سالِ اول۱۰ هزار تومان۱۰۰ هزار تومان۱۰۰ هزار تومانبرابر
سالِ دوم۱۰ هزار تومان۱۳۰ هزار تومان۱۰۳ هزار تومانخارجی، حدودِ ۲۱٪
سالِ سوم۱۰ هزار تومان۱۶۹ هزار تومان۱۰۶ هزار تومانخارجی، حدودِ ۳۷٪
سالِ جهش۱۷ هزار تومان۱۶۹ هزار تومان۱۸۰ هزار تومانایرانی، اما دیر شده

می‌بینید که دلار در سه سال یک ریال هم گران نشد، ولی دلارِ «واقعی» هر سال ارزان‌تر شد. یک قاعدهٔ سرانگشتی هم از همین مثال درمی‌آید. اگر تورمِ ما ۳۰٪ و تورمِ طرفِ مقابل ۳٪ باشد، دلار باید سالی حدودِ ۲۶٪ گران شود تا رقابت سرِ جایش بماند. هر سالی که نشود، فنر جمع‌تر می‌شود.

پس دلارِ ثابت در کشوری با تورمِ بالا، ثبات نیست؛ فنری است که دارد فشرده می‌شود. اگر می‌خواهید دربارهٔ نرخ‌های مختلفِ دلار در ایران بیشتر بدانید، مقالهٔ قیمت دلار و تنوع نرخ ارز در ایران را ببینید.

نشانه‌های بیماری هلندی: یک چک‌لیست

اقتصاددان‌ها برای تشخیصِ این بیماری چند نشانه را با هم نگاه می‌کنند. یکی دو تا کافی نیست؛ وقتی چند تا با هم بیاید، باید نگران شد:

  • درآمدِ ارزیِ کشور ناگهان از یک منبعِ طبیعی زیاد شده است (نفت، گاز، معدن).
  • تورم بالاست، اما قیمتِ دلار چند سال تقریباً ثابت مانده یا کند بالا رفته است.
  • واردات تند بالا می‌رود و کالای خارجی همه‌جای بازار را می‌گیرد.
  • سهمِ صنعت تولیدی و کشاورزی در اقتصاد کم می‌شود.
  • قیمتِ مسکن، اجاره و خدمات خیلی تندتر از کالاهای وارداتی بالا می‌رود.
  • صادراتِ غیرنفتی رشد نمی‌کند یا عقب می‌رود.
  • بودجهٔ دولت به‌جای مالیات، بیشتر به فروشِ منابع تکیه دارد.

پس اگر روزی دیدید دلار چند سال ثابت است، واردات رونق دارد و اجاره‌ها از سقف رد شده، این‌ها را جدا از هم نبینید. ممکن است همه علامت‌های یک بیماری باشند.

بیماری هلندی در ایران: چند بار تب کرده‌ایم؟

ایران از دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ هر روز بیشتر به درآمدِ نفت وابسته شد و چند بار نشانه‌های این بیماری را به‌روشنی تجربه کرده است. پژوهش‌های دانشگاهیِ داخلی هم بیشترشان به همین نتیجه رسیده‌اند که در دوره‌های جهشِ درآمدِ نفتی، اقتصادِ ایران علائمِ بیماری هلندی را نشان داده است. سه دوره از همه روشن‌ترند.

دههٔ ۱۳۵۰: شوکِ نفتیِ ۱۳۵۲

در پاییز و زمستانِ ۱۳۵۲ قیمتِ جهانیِ نفت در مدتی کوتاه حدوداً چهار برابر شد. درآمدِ ارزیِ ایران یک‌باره چند برابر شد و دولت هزینه‌هایش را به‌سرعت بالا برد. واردات آن‌قدر زیاد شد که کشتی‌ها هفته‌ها پشتِ بندرها منتظرِ تخلیه می‌ماندند.

پولِ زیاد در اقتصادی که توانِ تولیدش ناگهان بالا نمی‌رفت، تورم ساخت. قیمتِ زمین و مسکن در شهرهای بزرگ جهش کرد و نیروی کار از روستا و کارگاه به سمتِ ساختمان و خدمات رفت. این تقریباً همان نسخهٔ کتابیِ بیماری هلندی است.

دههٔ ۱۳۸۰: دلارِ ثابت و واردات انبوه

در نیمهٔ دوم دههٔ ۸۰ قیمتِ نفت بالا بود و درآمدِ نفتیِ ایران رکورد زد. دلار سال‌ها نزدیکِ هزار تومان ماند، در حالی که تورمِ سالانه بیشترِ وقت‌ها دورقمی بود. یعنی همان فنری که در مثالِ پارچه دیدیم، سال‌به‌سال جمع‌تر شد.

واردات از لوازمِ خانگی تا پوشاک و حتی میوه بالا رفت و بسیاری از تولیدکننده‌های کوچک کم آوردند. بعد که درآمدِ نفت با تحریم‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ افت کرد، فنر رها شد و دلار در مدتی کوتاه چند برابر شد.

دلارِ ۴۲۰۰ تومانی: همان داروی تلخ با شکلی دیگر

از فروردینِ ۱۳۹۷ تا اردیبهشتِ ۱۴۰۱ دولت برای کالاهای اساسی دلارِ ۴۲۰۰ تومانی می‌داد، در حالی که دلارِ بازار چند برابرِ آن بود. این ماجرا دقیقاً بیماری هلندی نبود، چون درآمدِ نفت در آن سال‌ها زیاد نشده بود. اما نتیجه‌اش شبیه بود: ارزِ ارزانِ دولتی، واردات را ارزان‌تر از تولیدِ داخلی کرد و برای عده‌ای سودِ بادآورده ساخت.

پس در ایران این بیماری فقط با «زیادشدنِ» درآمدِ نفت نمی‌آید. هر وقت دلارِ نفتی و دولتی ارزان‌تر از ارزشِ واقعی‌اش خرج شود، همان علائم برمی‌گردد.

آیا اقتصاد ایران امروز دچار بیماری هلندی است؟

جوابِ کوتاه: نسخهٔ کتابی، نه چندان؛ نسخهٔ مزمن و ایرانی‌اش، بله. با تحریم‌ها درآمدِ نفتی نسبت به دههٔ ۸۰ خیلی کمتر شده و دلار دیگر سال‌ها ثابت نمی‌ماند. بعضی پژوهش‌ها حتی نشان داده‌اند که تحریمِ نفت، برخی علائمِ کلاسیکِ این بیماری را کم کرده است. ولی این درمان نیست؛ فقط نبودنِ پولِ زیاد است.

آنچه مانده، الگویی است که می‌شود اسمش را «سرکوب و جهش» گذاشت. دولت تا جایی که دلارِ نفتی دارد، نرخ را نگه می‌دارد. تورم کارِ خودش را می‌کند و فنر جمع می‌شود. بعد با یک شوک، مثلِ تحریمِ تازه یا افتِ درآمد، دلار یک‌باره چند پله بالا می‌رود. این چرخه را بارها دیده‌ایم.

یک نکتهٔ کمتر گفته‌شده هم هست. بخشِ بزرگی از صادراتِ «غیرنفتیِ» ما، مثلِ پتروشیمی، فولاد و میعاناتِ گازی، خودش به انرژی و منابعِ ارزان تکیه دارد. یعنی صادراتِ غیرنفتی هم بوی نفت می‌دهد. برای همین تنوعِ واقعیِ اقتصاد هنوز اتفاق نیفتاده است. مقاله‌های تحلیل صنعت پتروشیمی و بررسی صنعت فولاد ایران این وابستگی را از نزدیک نشان می‌دهند.

بودجهٔ دولت هم با اینکه سهمِ نفت در آن کمتر از گذشته است، هنوز بدونِ درآمدِ نفت سرِ پا نمی‌ماند. وقتی درآمدِ نفت کم می‌شود، دولت سراغِ استقراض و چاپِ پول می‌رود. این هم یکی از ریشه‌های تورم در ایران است.

فرقِ بیماری هلندی و نفرین منابع چیست؟

این دو اصطلاح را زیاد به جای هم به کار می‌برند، اما یکی نیستند. بیماری هلندی یک سازوکارِ اقتصادی است: ارز، قیمت و صنعت. نفرین منابع چتری بزرگ‌تر است. می‌گوید کشورهای پرمنبع اغلب رشدِ کمتری دارند و یکی از دلیل‌هایش همین بیماری هلندی است، اما دلیل‌های سیاسی و نهادی هم دارد.

مقایسهٔ بیماری هلندی و نفرین منابع
ویژگیبیماری هلندینفرین منابع
تعریف در یک جملهدرآمدِ زیادِ منابع، ارز را ارزان و صنعت را ضعیف می‌کندکشورهای پرمنبع با وجودِ ثروت، اغلب رشد و رفاهِ کمتری دارند
دامنهاقتصادی: نرخ ارز، قیمت‌ها، تولیداقتصادی، سیاسی و نهادی
سازوکارِ اصلیگران‌شدنِ واقعیِ پولِ ملی و جابه‌جاییِ نیرو و سرمایهرانت، فساد، دولتِ بی‌نیاز از مالیات، نوسانِ شدیدِ درآمد
آیا کشور ثروتمند هم دچارش می‌شود؟بله؛ حتی هلند دچار شدکمتر؛ نهادهای قوی جلویش را می‌گیرند
راهِ اصلیِ مقابلهپس‌اندازِ درآمد و نرخ ارزِ واقع‌بینانهشفافیت، نهادهای قوی و پاسخ‌گویی

پس می‌شود گفت بیماری هلندی یکی از علامت‌های نفرینِ منابع است، نه همهٔ آن. کشوری مثلِ نروژ منابع دارد ولی نفرین نشده، چون نهادهایش اجازه نداده‌اند پولِ نفت بی‌حساب خرج شود.

کشورهای دیگر با این بیماری چه کردند؟

تجربهٔ کشورهای دیگر نشان می‌دهد نفت لزوماً بدبختی نمی‌آورد. فرق در سیاستی است که هر کشور انتخاب کرد:

چند تجربهٔ جهانی در مقابله با بیماری هلندی
کشورمنبعچه کرد؟نتیجه
هلندگازاصلاحِ بازارِ کار و مهارِ هزینه‌ها از دههٔ ۱۹۸۰اقتصادِ متنوع و صنعتی
نروژنفت و گازپولِ نفت را در صندوقی بزرگ در خارج سرمایه‌گذاری کرد و فقط بخشِ کوچکی از سودش را هر سال خرج می‌کندیکی از بزرگ‌ترین صندوق‌های ثروتِ دنیا و صنعتِ سالم
شیلیمسقاعدهٔ مالی: در سال‌های مسِ گران پس‌انداز، در سال‌های ارزان خرجبودجهٔ باثبات‌تر
بوتسواناالماسپس‌اندازِ درآمد و نهادهای نسبتاً شفافاز موفق‌ترین اقتصادهای آفریقا
ونزوئلانفتخرجِ کاملِ درآمد، بی پس‌انداز؛ با افتِ نفت چاپِ پولفروپاشیِ تولید و تورمِ افسارگسیخته

نروژ قاعدهٔ ساده‌ای دارد: دولت هر سال حدودِ ۳٪ از ارزشِ صندوق را خرج می‌کند، یعنی تقریباً همان سودِ واقعیِ مورد انتظارِ آن. اصلِ پول دست نمی‌خورد و مالِ نسل‌های بعد است. پس رازِ موفقیت نه کمیِ نفت بوده، نه زیادیِ آن؛ رازش این بوده که پولِ نفت مستقیم به خرجِ روزمره نرسد.

راه درمان بیماری هلندی چیست؟

اقتصاددان‌ها برای درمان چند نسخه پیشنهاد می‌کنند. هیچ‌کدام معجزه نیست و همه حوصله می‌خواهند:

  1. پس‌اندازِ درآمدِ منابع در یک صندوقِ ثروت. پولِ نفت به‌جای خرجِ فوری، جایی سرمایه‌گذاری شود. این‌طوری ارزِ زیاد یک‌باره واردِ اقتصاد نمی‌شود.
  2. قاعدهٔ مالیِ روشن. دولت از پیش بگوید هر سال حداکثر چقدر از درآمدِ منابع را خرج می‌کند، چه نفت گران باشد چه ارزان.
  3. نرخ ارزِ واقع‌بینانه. دلار متناسب با تفاوتِ تورمِ داخل و خارج حرکت کند، نه اینکه سال‌ها ثابت بماند و یک‌باره جهش کند.
  4. کمک به تولید با بهره‌وری، نه با رانت. آموزش، زیرساخت و بازارِ صادراتی؛ نه ارزِ ارزان و انحصار که کارخانه را تنبل می‌کند.
  5. بودجهٔ متکی به مالیات. دولتی که از مالیاتِ مردم خرج می‌کند، حساب‌پس‌ده‌تر است و کمتر به نوسانِ نفت گره می‌خورد.
  6. بانک مرکزیِ مستقل. تا ریالِ دلارهای نفتی بی‌حساب چاپ نشود و تورم نسازد. دربارهٔ این ابزارها در مقالهٔ سیاست‌های مالی و پولی مفصل نوشته‌ایم.

صندوق توسعهٔ ملی: درمانی که نیمه‌کاره ماند

ایران روی کاغذ نسخهٔ نروژ را دارد. سال ۱۳۷۹ «حسابِ ذخیرهٔ ارزی» ساخته شد و چند سال بعد جایش را صندوق توسعهٔ ملی گرفت. قرار بود بخشی از درآمدِ نفت هر سال آنجا برود و به‌جای خرجِ جاری، به تولید وام بدهد.

طبقِ قانون، سهمِ صندوق از درآمدِ نفت باید هر سال بیشتر شود. در لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۵ این سهم به حدودِ نیمی از درآمدِ صادراتِ نفت و گاز رسیده بود. اما مشکل اینجاست که بارها بخشی از همین سهم، به شکلِ قرض یا برداشتِ مجوزدار، دوباره به بودجهٔ دولت برگشته است. مثلِ قلکی که هر ماه پولی در آن می‌اندازیم، ولی آخرِ ماه درش را باز می‌کنیم.

پس مشکلِ ما نبودنِ ابزار نیست؛ پایبند نماندن به آن است. صندوقی که هر وقت کم آوردیم سراغش برویم، دیگر سپر نیست.

بیماری هلندی برای سرمایه‌گذار چه معنایی دارد؟

شاید بپرسید این بحثِ کلان به جیبِ من چه ربطی دارد؟ ربطش خیلی مستقیم است. هر کس در ایران پس‌انداز دارد، با الگوی «سرکوب و جهشِ» دلار زندگی می‌کند. شناختنِ این الگو جلوی چند تصمیمِ بد را می‌گیرد.

اول اینکه دلارِ ثابت را با ارزانیِ همیشگی اشتباه نگیرید. وقتی تورم بالاست و دلار تکان نمی‌خورد، فنر در حالِ جمع‌شدن است. این به آن معنا نیست که فردا جهش می‌کند؛ زمانش را هیچ‌کس دقیق نمی‌داند. اما معنایش این است که ریسک یک‌طرفه نیست. قیمتِ روزِ دلار را در صفحهٔ قیمت دلار امروز با نمودارِ بلندمدتش ببینید تا این دوره‌های ثبات و جهش را با چشمِ خودتان مقایسه کنید.

دوم اینکه در بورس، شرکت‌ها از این چرخه یک‌جور اثر نمی‌گیرند. شرکت‌های صادرات‌محور، که درآمدشان دلاری است، در دورهٔ دلارِ سرکوب‌شده سودشان عقب می‌ماند و بعد از جهش جبران می‌کنند. تولیدکننده‌ای که با کالای وارداتی رقابت می‌کند، در دورهٔ دلارِ ارزان بیشترین فشار را می‌خورد. برای آشنایی با این گروه از شرکت‌ها مقالهٔ سهام دلاری بورس را بخوانید. این توصیهٔ خرید نیست؛ فقط نقشهٔ راه است و تصمیمِ نهایی با خودتان.

سوم، قیمتِ نفت را هم دنبال کنید. این را در بحثِ طلا هم همیشه گفته‌ام: نفتِ گران یعنی درآمدِ ارزیِ بیشترِ دولت و فشارِ کمتر روی دلار و طلا. نفتِ ارزان، برعکس. این یکی از معدود عامل‌هایی است که جهتش با بقیه فرق دارد.

و چهارم، تورم را فراموش نکنید. یک تشبیه که همیشه می‌گویم: یک لیوان شیر داریم. نصفش را در لیوانِ دیگری می‌ریزیم و هر دو را با آب پر می‌کنیم. حالا دو لیوان «شیر» داریم. آیا ارزشِ این دو لیوان بیشتر شد؟ نه. ریالی که از دلارِ نفتی بی‌حساب ساخته می‌شود، همین آبی است که در شیر می‌ریزند. رابطهٔ این متغیرها با بازارِ سرمایه را در مقالهٔ اقتصاد کلان چطور بر بورس اثر می‌گذارد باز کرده‌ام.

پس برای سرمایه‌گذار، بیماری هلندی یک درسِ عملی دارد: در ایران «ثباتِ» دلار را با چشمِ تورم نگاه کنید، نه با چشمِ تابلوی صرافی. اگر می‌خواهید بدانید در دوره‌های تورم و رکود پول را کجا نگه دارید، مقالهٔ سرمایه‌گذاری در دوران رکود تورمی را هم ببینید.

چند اشتباهِ رایج دربارهٔ بیماری هلندی

  • «یعنی نفت بد است.» نه. نروژ و بوتسوانا نشان دادند منابع می‌تواند نعمت باشد. مشکل از طرزِ خرج‌کردن است.
  • «یعنی دلار همیشه باید گران شود.» نه. هدف دلارِ واقع‌بینانه است، نه دلارِ گران. جهش‌های ناگهانی هم به تولید ضربه می‌زند.
  • «با تحریم، دیگر این بیماری را نداریم.» کم‌شدنِ درآمد علائمِ کلاسیک را کمرنگ کرده، اما ساختارِ وابسته به نفت و چرخهٔ سرکوب و جهش سرِ جایش است.
  • «بستنِ واردات درمانش است.» بستنِ واردات معمولاً انحصار و کیفیتِ پایین می‌آورد. درمانِ اصلی بهره‌وریِ تولید و مدیریتِ درآمدِ نفت است.
  • «فقط کشورهای فقیر دچارش می‌شوند.» اسمش از هلند آمده؛ همین کافی است که بدانیم ثروتمندها هم مصون نیستند.

سوالات متداول

بیماری هلندی یعنی چه؟

بیماری هلندی یعنی درآمدِ زیاد و ناگهانی از فروشِ یک منبعِ طبیعی مثلِ نفت یا گاز، پولِ ملی را به‌طورِ واقعی گران و کالای خارجی را ارزان کند. در نتیجه صنعت و کشاورزیِ داخلی توانِ رقابت را از دست می‌دهند و اقتصاد به آن منبع وابسته‌تر می‌شود.

چرا به آن بیماری هلندی می‌گویند؟

چون نخستین بار در هلند دیده شد. در سال ۱۹۵۹ میدانِ بزرگِ گازِ خرونینگن کشف شد، صادراتِ گاز پولِ ملیِ هلند را گران کرد و صنعتِ هلند عقب نشست. نشریهٔ اکونومیست در سال ۱۹۷۷ این وضع را بیماری هلندی نامید.

آیا اقتصاد ایران دچار بیماری هلندی است؟

ایران در دوره‌های جهشِ درآمدِ نفت، به‌ویژه دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۸۰، علائمِ روشنِ آن را داشت. امروز با درآمدِ نفتیِ کمتر، نسخهٔ کلاسیکش کمرنگ شده، اما وابستگیِ بودجه به نفت و چرخهٔ ثابت‌ماندن و جهشِ دلار هنوز ادامه دارد.

راه درمان بیماری هلندی چیست؟

مهم‌ترین راه‌ها پس‌اندازِ درآمدِ منابع در صندوقِ ثروت، قاعدهٔ مالیِ روشن برای خرجِ آن، نرخ ارزی که با تفاوتِ تورم حرکت کند، تکیهٔ بودجه به مالیات و کمک به تولید از راهِ بهره‌وری به‌جای ارزِ ارزان و رانت است.

فرق بیماری هلندی و نفرین منابع چیست؟

بیماری هلندی یک سازوکارِ اقتصادی است که از راهِ نرخ ارز و قیمت‌ها صنعت را ضعیف می‌کند. نفرینِ منابع مفهومی بزرگ‌تر است که عقب‌ماندنِ کشورهای پرمنبع را توضیح می‌دهد و علاوه بر بیماری هلندی، رانت، فساد و ضعفِ نهادها را هم در بر می‌گیرد.

نرخ ارز واقعی چه ربطی به بیماری هلندی دارد؟

نرخ ارز واقعی نشان می‌دهد با حسابِ تورمِ داخل و خارج، کالای داخلی گران‌تر شده یا ارزان‌تر. وقتی تورم بالاست و دلار ثابت می‌ماند، نرخ ارز واقعی پایین می‌آید و کالای خارجی ارزان‌تر می‌شود. این همان قلبِ بیماری هلندی است.

صندوق توسعه ملی چه نقشی در جلوگیری از بیماری هلندی دارد؟

صندوق توسعهٔ ملی قرار است بخشی از درآمدِ نفت را از بودجهٔ جاری جدا کند تا یک‌باره واردِ اقتصاد نشود و صرفِ وام به تولید شود. کارآمدیِ آن به این بستگی دارد که برداشت‌های مکررِ دولت از سهمِ صندوق متوقف شود.

بیماری هلندی چه اثری بر بورس دارد؟

در دوره‌ای که دلار با پولِ نفت ثابت نگه داشته می‌شود، سودِ شرکت‌های صادرات‌محور عقب می‌ماند و تولیدکننده‌هایی که با واردات رقابت می‌کنند زیر فشار می‌روند. بعد از جهشِ دلار، معمولاً ورق برمی‌گردد و صادرکننده‌ها جبران می‌کنند.

جمع‌بندی

بیماری هلندی داستانِ خانواده‌ای است که اجارهٔ ملکِ ارثی را گرفت و مغازه‌اش را رها کرد. پولِ آسانِ نفت، دلار را ارزان نگه می‌دارد، کالای خارجی را ارزان می‌کند، خدمات و مسکن را گران می‌کند و کارخانهٔ داخلی را از سه طرف تحتِ فشار می‌گذارد. ایران چند بار این تب را تجربه کرده و نسخهٔ مزمنش، یعنی چرخهٔ ثابت‌ماندن و جهشِ دلار، هنوز با ماست.

درمان هم شناخته‌شده است: پس‌اندازِ درآمدِ نفت، قاعدهٔ مالیِ روشن، دلارِ واقع‌بینانه و تولیدِ بهره‌ور. پس دفعهٔ بعد که شنیدید «دلار چند سال است ثابت مانده»، پیش از آنکه خیالتان راحت شود، یک سؤال از خودتان بپرسید: تورمِ همین چند سال چقدر بوده است؟

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

نرخ دلار و ارز، همیشه دمِ دست

نرخ آزاد دلار، یورو و ارزهای دیگر هر ۱۵ ثانیه به‌روز می‌شود. با تبدیل ارز حساب کنید و برای هر نرخ بگویید کِی خبرتان کند.

اپ رایگان را نصب کنید:

هشدار قیمت با ورود به حساب کار می‌کند.