هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

صندوق توسعه ملی چیست؟ منابع، مصارف و اثر بر اقتصاد ایران به زبان ساده

فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. صندوق توسعه ملی چیست؟ به زبانِ ساده
  2. چرا اصلاً به چنین صندوقی نیاز داریم؟
  3. از حساب ذخیره ارزی تا صندوق توسعه ملی
  4. تفاوت صندوق توسعه ملی با حساب ذخیره ارزی چیست؟
  5. صندوق توسعه ملی چگونه تأمین می‌شود؟
  6. سهمِ صندوق در بودجهٔ ۱۴۰۵
  7. پولِ صندوق کجا خرج می‌شود؟
  8. چه کسی صندوق را اداره می‌کند؟
  9. برداشت از صندوق توسعه ملی: چرا مدام خبرش را می‌شنویم؟
  10. برداشت از صندوق توسعه چه اثری بر تورم دارد؟
  11. این خبرها برای سرمایه‌گذار یعنی چه؟
  12. صندوق ثروت ملی چیست و صندوقِ ایران با نروژ چه فرقی دارد؟
  13. آیا مردمِ عادی می‌توانند از صندوق توسعه ملی وام بگیرند؟
  14. چهار باورِ غلط دربارهٔ صندوق توسعه ملی
  15. سوالات متداول
  16. جمع‌بندی
صندوق توسعه ملی چیست؟ منابع، مصارف و اثر بر اقتصاد ایران به زبان ساده

خیلی‌ها در خبرها می‌شنوند «دولت از صندوق توسعه ملی برداشت کرد» و می‌پرسند این صندوق اصلاً چیست و به ما چه ربطی دارد. جوابِ کوتاه: صندوق توسعه ملی قلکِ ملیِ ایران برای پولِ نفت است. هر سال بخشی از دلارِ فروشِ نفت و گاز باید در آن بماند تا به‌جای خرج‌شدن در بودجهٔ جاری، به تولیدکننده وام داده شود و سهمِ نسل‌های بعد هم حفظ شود.

این قلک از ۱۳۹۰ کار می‌کند و جانشینِ «حساب ذخیره ارزی» است. در این راهنما با زبانِ ساده می‌بینیم پولِ صندوق از کجا می‌آید، کجا خرج می‌شود، چه فرقی با حساب ذخیره ارزی و صندوق‌های ثروتِ دنیا دارد، و چرا برداشت از آن می‌تواند به تورم و قیمتِ دلار برسد.

صندوق توسعه ملی چیست؟ به زبانِ ساده

فرض کنید پدری یک باغ دارد که هر سال محصولِ زیادی می‌دهد، ولی می‌داند این باغ روزی خشک می‌شود. آدمِ عاقل همهٔ درآمدِ باغ را خرجِ خوراکِ هر روز نمی‌کند. بخشی را کنار می‌گذارد و با آن یک کارگاه یا مغازه راه می‌اندازد تا وقتی باغ خشک شد، بچه‌هایش هنوز درآمد داشته باشند.

نفتِ ایران همان باغ است. نفت تمام‌شدنی است و مالِ همهٔ نسل‌هاست، نه فقط ما. صندوق توسعه ملی قرار بود همان کارگاه باشد: بخشی از پولِ نفت را بگیرد و آن را به ثروتِ ماندگار تبدیل کند؛ یعنی کارخانه، نیروگاه، معدن و طرح‌هایی که خودشان درآمد می‌سازند. به این نگاه «بین‌نسلی» می‌گویند.

صندوق دو کارِ اصلی دارد:

  • حفظِ سهمِ آیندگان: پولِ نفت در بودجهٔ جاری، مثلِ حقوق و یارانه، دود نشود.
  • آرام‌کردنِ اقتصاد: وقتی قیمتِ نفت ناگهان بالا می‌رود، سیلِ دلار وارد اقتصاد نشود؛ و وقتی پایین می‌آید، کشور پشتوانه داشته باشد.

پس صندوق توسعه ملی نه بانک است و نه خزانهٔ دولت. یک امانت‌دار است که باید پولِ نفت را از دستِ خرجِ روزمره دور نگه دارد.

چرا اصلاً به چنین صندوقی نیاز داریم؟

کشورهای نفتی یک دردِ مشترک دارند. وقتی نفت گران است، دولت پولِ زیادی دارد و خرجش را بالا می‌برد. واردات ارزان می‌شود و تولیدِ داخلی نمی‌تواند رقابت کند. وقتی نفت ارزان می‌شود، دولت می‌ماند با خرج‌های بزرگ و درآمدِ کم. اقتصاددان‌ها به بخشی از این گرفتاری «بیماری هلندی» می‌گویند.

قیمتِ نفت هم آرام نیست. در چند سال ممکن است نصف یا دو برابر شود. اگر بودجهٔ کشوری مستقیم به این عدد بسته باشد، زندگیِ مردم هم با آن بالا و پایین می‌رود. صندوقِ نفتی مثلِ ضربه‌گیرِ ماشین است: تکانِ جاده را می‌گیرد تا سرنشین کمتر بلرزد.

پس ایدهٔ صندوق ساده است: پولِ نفت را یک‌جا خرج نکن؛ آن را به سرمایه تبدیل کن و آرام آرام به اقتصاد بده.

از حساب ذخیره ارزی تا صندوق توسعه ملی

ایران پیش از صندوق، یک قلکِ دیگر هم داشت. داستان را به ترتیب ببینیم:

  1. سال ۱۳۷۹، حساب ذخیره ارزی: در قانونِ برنامهٔ سومِ توسعه ساخته شد. قاعده‌اش این بود که اگر درآمدِ نفت از عددِ پیش‌بینی‌شده در بودجه بیشتر شد، اضافه‌اش در این حساب بماند.
  2. سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹: درِ این حساب بارها برای جبرانِ کسریِ بودجه و طرح‌های دولتی باز شد. در دورهٔ نفتِ گران هم موجودیِ زیادی نماند.
  3. سال ۱۳۸۹، تولدِ صندوق توسعه ملی: مادهٔ ۸۴ قانونِ برنامهٔ پنجمِ توسعه آن را ساخت تا قاعده‌ها سخت‌تر و برداشت‌ها محدودتر شود. صندوق از ۱۳۹۰ کارش را شروع کرد.
  4. سال ۱۳۹۵، دائمی‌شدن: حکمِ صندوق به مادهٔ ۱۶ «قانونِ احکامِ دائمیِ برنامه‌های توسعهٔ کشور» رفت؛ یعنی دیگر به عمرِ یک برنامهٔ پنج‌ساله بسته نیست.

پس صندوق توسعه ملی در اصل نسخهٔ سخت‌گیرانه‌ترِ حساب ذخیره ارزی است؛ قلکی که درش قفلِ محکم‌تری دارد.

تفاوت صندوق توسعه ملی با حساب ذخیره ارزی چیست؟

این دو را زیاد با هم اشتباه می‌گیرند. جدولِ زیر فرق‌های اصلی را کنارِ هم گذاشته است.

مقایسهٔ حساب ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی
موضوعحساب ذخیره ارزیصندوق توسعه ملی
پایهٔ قانونیبرنامهٔ سومِ توسعه (۱۳۷۹)مادهٔ ۸۴ برنامهٔ پنجم (۱۳۸۹)، بعد مادهٔ ۱۶ احکامِ دائمی
چه پولی واردش می‌شد؟فقط مازادِ درآمدِ نفت بر عددِ بودجهدرصدِ ثابتی از کلِ صادراتِ نفت، میعانات و گاز، چه نفت گران باشد چه ارزان
صاحبِ تصمیمعملاً دولتهیئت امنا با قاعده‌های اساسنامه
برداشتِ دولتنسبتاً آسان؛ بارها برای بودجهبرای بودجهٔ جاری ممنوع؛ استثنا فقط با مجوزِ رهبری یا حکمِ قانونِ بودجه به شکلِ قرض
مصرفِ اصلیجبرانِ کسریِ درآمدِ نفت و وامتسهیلاتِ ارزی و ریالی به بخشِ خصوصی و تعاونی، سرمایه‌گذاری
وضعیتِ امروزعملاً جای خود را به صندوق دادهفعال

مهم‌ترین فرق در سطرِ دوم است. حساب ذخیره ارزی فقط وقتی پر می‌شد که نفت از پیش‌بینی گران‌تر فروخته شود. صندوق قرار است هر سال، بی‌توجه به قیمت، سهمِ خودش را بگیرد. پس دولت دیگر نمی‌تواند با پیش‌بینیِ بالای قیمتِ نفت، قلک را خالی نگه دارد.

صندوق توسعه ملی چگونه تأمین می‌شود؟

بیشترِ پولِ صندوق از یک جا می‌آید: صادراتِ نفتِ خام، میعاناتِ گازی و خالصِ صادراتِ گاز. سودِ سرمایه‌گذاری‌ها و بازپرداختِ وام‌هایی که صندوق داده، منبعِ دوم است.

سهمِ صندوق از پولِ نفت در قانون قرار بود سال‌به‌سال بالا برود. برنامهٔ پنجم آن را از ۲۰٪ شروع کرد و قرار بود هر سال ۳ واحدِ درصد اضافه شود؛ برنامهٔ ششم هم افزایشِ سالانه را ادامه داد. ولی در عمل، قانونِ بودجهٔ هر سال تعیین می‌کند چقدر از این سهم واقعاً به صندوق برسد.

سهمِ صندوق در بودجهٔ ۱۴۰۵

طبقِ ضوابطِ اجراییِ قانونِ بودجهٔ ۱۴۰۵ که هیئت وزیران اسفند ۱۴۰۴ تصویب کرد، از پولِ صادراتِ نفت و گاز:

  • ۲۰٪ سهمِ صندوق توسعه ملی است و به حسابِ آن می‌رود.
  • ۳۱٪ «سهمِ استقراضِ دولت از صندوق» است؛ یعنی این پول مالِ صندوق حساب می‌شود، ولی دولت آن را قرض می‌گیرد و خرج می‌کند.

بیایید با یک مثالِ گرد حساب کنیم. فرض کنید ایران ۱۰۰ دلار نفت و گاز صادر کند. روی کاغذ ۵۱ دلارش سهمِ صندوق است. ولی فقط ۲۰ دلار واقعاً واردِ صندوق می‌شود و ۳۱ دلار را دولت قرض برمی‌دارد. یعنی حدودِ ۶۰٪ از سهمِ صندوق، همان روزِ اول قرضِ دولت شده است. (عددها مثال‌اند و فقط نسبت را نشان می‌دهند.)

این قرض روی کاغذ باید برگردد. ولی بدهیِ دولت به صندوق در این سال‌ها مدام بزرگ‌تر شده است. پس وقتی می‌شنوید «سهمِ صندوق ۵۱٪ است»، بپرسید: چقدرش واقعاً به صندوق رسید؟

پولِ صندوق کجا خرج می‌شود؟

صندوق قرار نیست پول را در گاوصندوق نگه دارد. قرار است آن را به کار بیندازد، ولی با قاعده. مصرف‌های اصلی این‌ها هستند:

  1. تسهیلاتِ ارزی: وام به دلار یا یورو به شرکت‌های خصوصی و تعاونی برای طرح‌های تولیدی، مثلاً خریدِ دستگاه برای کارخانه یا ساختِ نیروگاه. این وام از راهِ «بانک‌های عامل» داده می‌شود؛ صندوق مستقیم به کسی وام نمی‌دهد.
  2. سپرده‌گذاریِ ریالی: بخشی از منابع با اجازهٔ قانون به ریال تبدیل و نزدِ بانک‌ها سپرده می‌شود تا با آن به تولید، کشاورزی یا اشتغالِ روستایی و عشایری وام بدهند.
  3. سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی: بخشی از دارایی‌ها در بازارهای پولی و مالی سرمایه‌گذاری می‌شود تا بازده بسازد.
  4. کمک به بازار سرمایه در شرایطِ خاص: در بعضی سال‌ها بخشی از منابع، با مجوز، از راهِ صندوق تثبیت بازار سرمایه واردِ بورس شده است.

دو قفل هم روی این خرج‌ها هست. اول، پولِ صندوق نباید خرجِ بودجهٔ جاریِ دولت شود. دوم، سهمِ نهادهای عمومیِ غیردولتی و شرکت‌های وابسته به آن‌ها از تسهیلاتِ صندوق سقف دارد و نباید از ۲۰٪ منابع بیشتر شود. هر برداشتی بیرون از اساسنامه هم مجوزِ رهبری می‌خواهد.

پس صندوق روی کاغذ «وام‌دهندهٔ تولید» است، نه «کیفِ پولِ دولت».

چه کسی صندوق را اداره می‌کند؟

صندوق سه رکنِ اصلی دارد:

  • هیئت امنا: بالاترین رکن، به ریاستِ رئیس‌جمهور، با حضورِ چند وزیر، رئیس کل بانک مرکزی، نمایندگانِ مجلس و نمایندهٔ بخشِ خصوصی. سیاست‌ها و بودجهٔ صندوق را تصویب می‌کند.
  • هیئت عامل: مدیرانِ تمام‌وقتِ صندوق که کارِ روزمره را پیش می‌برند.
  • هیئت نظارت: بر درستیِ کارِ صندوق و رعایتِ قانون نظارت می‌کند.

حضورِ رئیس‌جمهور در رأسِ هیئت امنا یکی از نقدهای اصلیِ کارشناسان است. یعنی همان کسی که بیشتر از همه به پولِ صندوق نیاز دارد، بالاترین مقامِ تصمیم‌گیرِ آن هم هست.

برداشت از صندوق توسعه ملی: چرا مدام خبرش را می‌شنویم؟

از روزِ اول، فشار برای برداشت از صندوق زیاد بوده است. در سال‌های تحریم و نفتِ ارزان، دولت‌ها کسریِ بودجه داشته‌اند و صندوق نزدیک‌ترین جیب بوده است. چند شکلِ رایجِ برداشت این‌هاست:

  • کاهشِ سهمِ واریزی در قانونِ بودجه: قانونِ برنامه درصدِ بالاتری می‌گوید، ولی بودجهٔ سالانه کمتر به صندوق می‌دهد.
  • استقراضِ دولت از سهمِ صندوق: همان ۳۱٪ بودجهٔ ۱۴۰۵ که بالا دیدیم.
  • برداشت با مجوزِ رهبری: برای کارهای مشخص، مثلاً مقابله با کرونا یا در بودجهٔ ۱۴۰۴ که با مجوز، حدودِ ۱۰ میلیارد دلار از منابعِ صندوق واردِ بودجه شد.
  • تسهیلاتی که برنگشته: بخشی از وام‌های ارزی و ریالی سرِ موعد بازپرداخت نشده است.

مشکلِ دیگر این است که همهٔ دارایی‌های ارزیِ صندوق «نقد» نیستند. بخشی ممکن است به‌خاطرِ تحریم در دسترس نباشد. مثلِ کسی که در حسابش پول دارد، ولی بانکش تعطیل است: مالکیت دارد، ولی نمی‌تواند خرجش کند.

پس عددی که به‌عنوانِ «موجودیِ صندوق» گفته می‌شود، با پولی که واقعاً در دسترس است، می‌تواند خیلی فرق کند.

نمودار مسیر دلار نفت در صندوق توسعه ملی: وام به تولید یا برداشت دولت و اثر آن بر تورم
دلارِ نفت در صندوق دو راه دارد: وام به تولید، یا برداشتِ دولت که اگر دلارش نقد نشود، به ریالِ تازه و تورم می‌رسد.

برداشت از صندوق توسعه چه اثری بر تورم دارد؟

این مهم‌ترین بخش برای جیبِ ماست. جوابِ کوتاه: بستگی دارد دلارِ برداشت‌شده واقعاً به بازار برسد یا نه. اگر نرسد و به‌جایش ریال ساخته شود، تورم بالا می‌رود.

بیایید قدم‌به‌قدم ببینیم. دولت حقوق و یارانه را به ریال می‌دهد، نه به دلار. پس وقتی از صندوق دلار برمی‌دارد، باید آن را به ریال تبدیل کند. این تبدیل را بانک مرکزی انجام می‌دهد: دلار را از دولت می‌گیرد و به جایش ریال می‌دهد.

  1. حالتِ اول: بانک مرکزی همان دلار را در بازار می‌فروشد. واردکننده‌ها دلار می‌خرند و ریال پس می‌دهند. ریالی که دولت گرفت، از جای دیگری جمع شد. اثرِ تورمیِ مستقیم کم است و حتی دلار در کوتاه‌مدت ارزان‌تر می‌شود.
  2. حالتِ دوم: دلار در دسترس نیست یا فروخته نمی‌شود. مثلاً دلار به‌خاطرِ تحریم گیر کرده است. بانک مرکزی باز هم ریال را به دولت می‌دهد، ولی این ریال تازه ساخته شده است. اول پایهٔ پولی بیشتر می‌شود، بعد نقدینگی، و در نتیجه قیمت‌ها. (اگر این دو اصطلاح برایتان تازه است، پول چیست و چطور کار می‌کند را ببینید.)

یک تشبیهِ ساده: فرض کنید یک لیوان شیر دارید. اگر کسی نصفش را بردارد و به‌جایش آب بریزد، لیوان هنوز پر است، ولی شیرِ کمتری دارد. ریالی که پشتش دلارِ واقعی نیست، همان آب است. تعدادِ اسکناس‌ها زیاد می‌شود، ولی کالای بیشتری در کار نیست.

اثرِ برداشت از صندوق توسعه ملی در دو حالت
موضوعدلار به بازار می‌رسددلار نقد نمی‌شود
پایهٔ پولیتقریباً ثابتبالا می‌رود
نرخِ ارز در کوتاه‌مدتآرام یا رو به پایینبی‌اثر یا رو به بالا
تورماثرِ مستقیمِ کمبا تأخیر بالا می‌رود
هزینهٔ پنهانسهمِ آیندگان خرج شدههم سهمِ آیندگان رفته، هم ارزشِ پولِ امروز کم شده

جدول نشان می‌دهد برداشت هیچ‌وقت «مجانی» نیست. حتی در بهترین حالت، پولی که قرار بود کارخانه بسازد، خرجِ امروز شده است. در بدترین حالت، هم آن پول رفته و هم ارزشِ ریالِ ما کم شده است.

مشکلِ دیگر نرخِ تبدیل است. اگر دلارِ صندوق با نرخی پایین‌تر از بازار به ریال تبدیل شود، عملاً بخشی از ارزشِ آن به کسی که دلارِ ارزان گرفته منتقل می‌شود. برای همین در بودجهٔ ۱۴۰۵ قرار شد سهمِ استقراضِ دولت با نرخِ بازارِ ارزِ تجاری تسعیر شود. دربارهٔ نرخ‌های مختلفِ ارز در قیمت دلار و تنوع نرخ ارز در ایران مفصل نوشته‌ام.

پس برداشت از صندوق، اگر پشتش دلارِ نقد نباشد، همان اثری را دارد که استقراضِ دولت از بانک مرکزی دارد: نقدینگی بالا می‌رود و تورم با چند ماه تأخیر می‌آید.

این خبرها برای سرمایه‌گذار یعنی چه؟

شما صاحبِ سهمی از صندوق نیستید و نمی‌توانید در آن سرمایه‌گذاری کنید. ولی خبرهایش روی دارایی‌های شما اثر دارد:

  • دلار: برداشتِ بزرگ که پشتش دلارِ نقد نیست، در بلندمدت فشارِ تورمی و فشار روی نرخِ ارز می‌سازد. نرخِ روز را در قیمت دلار امروز ببینید.
  • طلا و سکه: چون قیمتِ طلا در ایران به دلار و انتظارِ تورم بسته است، همین زنجیره به طلا هم می‌رسد. قیمتِ روز در قیمت طلا امروز است.
  • بورس: تسهیلاتِ ارزیِ صندوق به شرکت‌های تولیدی و ورودِ منابع به بازار سرمایه، در کوتاه‌مدت برای بعضی صنایع خبرِ خوبی است. روندِ کلیِ بازار را در شاخص کل بورس امروز دنبال کنید.

توصیهٔ من این است که از تیترِ «برداشت از صندوق» نترسید و از رویش هم خرید و فروش نکنید. بپرسید: چقدر؟ برای چه؟ دلارش نقد است یا نه؟ جوابِ این سه سؤال از خودِ خبر مهم‌تر است.

صندوق ثروت ملی چیست و صندوقِ ایران با نروژ چه فرقی دارد؟

«صندوق ثروت ملی» یا صندوقِ ثروتِ دولتی، اسمِ عمومیِ همین نوع قلک‌هاست. کشوری که درآمدِ اضافه دارد، معمولاً از نفت یا صادرات، آن را در صندوقی جدا از بودجه می‌گذارد و سرمایه‌گذاری می‌کند. صندوق توسعه ملی، نسخهٔ ایرانیِ آن است.

معروف‌ترین نمونه صندوقِ نفتیِ نروژ است. نروژ آن را در ۱۹۹۰ ساخت و امروز ارزشش نزدیکِ ۲ هزار میلیارد دلار است؛ از بزرگ‌ترین صندوق‌های دنیا. دو قاعدهٔ سادهٔ آن، رازِ موفقیتش است.

مقایسهٔ صندوق توسعه ملی ایران و صندوق نفتی نروژ
موضوعصندوق نفتی نروژصندوق توسعه ملی ایران
کجا سرمایه‌گذاری می‌کند؟فقط بیرون از نروژ، در سهام و اوراق و ملکِ خارجیعمدتاً داخلِ ایران، با وام به شرکت‌ها
دولت چقدر برمی‌دارد؟قاعدهٔ مالی: به‌طورِ معمول حدودِ بازدهِ واقعیِ مورد انتظار، حدودِ ۳٪ در سالهر سال با قانونِ بودجه یا مجوزِ جداگانه
اصلِ پولدست‌نخورده می‌ماند و فقط سود خرج می‌شودبارها از اصلِ پول برداشت شده
شفافیتارزشِ صندوق و تک‌تکِ دارایی‌ها منتشر می‌شودگزارشِ عمومی محدود و نامنظم

فرقِ اصلی در «اصلِ پول» است. نروژ مثلِ کسی است که پولش را در بانک گذاشته و فقط سودش را خرج می‌کند؛ اصلِ پول هر سال بزرگ‌تر می‌شود. در ایران بارها از خودِ اصل برداشته‌ایم. البته این مقایسه کاملاً منصفانه نیست: نروژ تحریم نیست، تورمِ بالا ندارد و بودجه‌اش به نفت وابسته نیست. ولی درسش روشن است: صندوق فقط وقتی کار می‌کند که قاعده‌اش را حتی در روزهای سخت هم نشکنیم.

آیا مردمِ عادی می‌توانند از صندوق توسعه ملی وام بگیرند؟

نه مستقیم. صندوق شعبه و باجه ندارد و به هیچ فردی مستقیم وام نمی‌دهد. وام‌های صندوق از راهِ بانک‌های عامل و برای طرح‌های تولیدی داده می‌شود؛ یعنی متقاضی معمولاً یک شرکت یا تعاونی با طرحِ توجیهی است.

برای وامِ ارزی، شرکت طرحش را به یکی از بانک‌های عامل می‌دهد. بانک طرح را بررسی می‌کند، وثیقه می‌گیرد و اگر صندوق تأیید کرد، وام از منابعِ صندوق پرداخت می‌شود. ریسکِ بازپرداخت هم با بانک است. برای وام‌های اشتغالِ روستایی و عشایری هم مسیر از بانک‌های عامل و دستگاه‌های اجرایی می‌گذرد، نه از خودِ صندوق.

پس اگر پیامکی دیدید که «وام از صندوق توسعه ملی، فقط با کد ملی»، بدانید چنین وامی وجود ندارد. این یک دامِ کلاهبرداری است.

چهار باورِ غلط دربارهٔ صندوق توسعه ملی

  • «صندوق توسعه ملی همان بانک مرکزی است.» نه. بانک مرکزی فقط حساب‌های صندوق را نگه می‌دارد و دلارش را به ریال تبدیل می‌کند. صندوق رکن‌ها و اساسنامهٔ خودش را دارد.
  • «پولِ صندوق مالِ دولت است.» نه. پولِ صندوق امانتِ همهٔ نسل‌هاست؛ برای همین برداشتِ دولت از آن قرض حساب می‌شود و باید برگردد.
  • «هر برداشتی یعنی تورمِ فوری.» نه همیشه. اگر دلار نقد باشد و به بازار برسد، اثرِ مستقیمش کم است. خطر وقتی است که به‌جای دلار، ریالِ تازه ساخته شود.
  • «عددِ موجودی یعنی پولِ نقدِ آماده.» نه. بخشی از دارایی‌ها وامِ داده‌شده، طلبِ دولت یا دارایی‌های در دسترس‌نبودنی است.

سوالات متداول

صندوق توسعه ملی چیست؟

صندوق توسعه ملی نهادی است که بخشی از پولِ فروشِ نفت، میعانات و گازِ ایران را نگه می‌دارد تا خرجِ بودجهٔ جاری نشود. این پول به شکلِ وام به تولیدکنندهٔ خصوصی و تعاونی داده می‌شود تا ثروتِ ماندگار ساخته شود و سهمِ نسل‌های آینده از نفت هم حفظ شود.

صندوق توسعه ملی چگونه تأمین می‌شود؟

بیشترِ منابعِ صندوق درصدی از پولِ صادراتِ نفتِ خام، میعاناتِ گازی و خالصِ صادراتِ گاز است. بازپرداختِ وام‌ها و سودِ سرمایه‌گذاری‌ها منبعِ دوم است. در بودجهٔ ۱۴۰۵، ۲۰٪ پولِ صادرات به صندوق می‌رود و ۳۱٪ دیگر را دولت از سهمِ صندوق قرض می‌گیرد.

تفاوت صندوق توسعه ملی با حساب ذخیره ارزی چیست؟

حساب ذخیره ارزی از ۱۳۷۹ فقط مازادِ درآمدِ نفت بر عددِ بودجه را می‌گرفت و دولت راحت از آن برداشت می‌کرد. صندوق توسعه ملی از ۱۳۹۰ درصدِ ثابتی از کلِ صادرات را می‌گیرد، اساسنامه و هیئت امنا دارد و برداشت برای بودجهٔ جاری در آن ممنوع است.

برداشت از صندوق توسعه ملی چه اثری بر تورم دارد؟

اگر دلارِ برداشت‌شده نقد باشد و بانک مرکزی آن را در بازار بفروشد، اثرِ تورمیِ مستقیم کم است. ولی اگر دلار در دسترس نباشد و بانک مرکزی به‌جایش ریالِ تازه به دولت بدهد، پایهٔ پولی و نقدینگی بالا می‌رود و تورم با چند ماه تأخیر افزایش پیدا می‌کند.

صندوق توسعه ملی زیر نظر کیست؟

بالاترین رکنِ صندوق هیئت امنا به ریاستِ رئیس‌جمهور است که چند وزیر، رئیس کل بانک مرکزی، نمایندگانِ مجلس و نمایندهٔ بخشِ خصوصی در آن عضوند. هیئت عامل کارِ روزمره را اداره می‌کند و هیئت نظارت بر رعایتِ قانون نظارت دارد.

آیا می‌توان از صندوق توسعه ملی وام شخصی گرفت؟

نه. صندوق به افراد وامِ شخصی نمی‌دهد و شعبه هم ندارد. تسهیلاتِ آن فقط از راهِ بانک‌های عامل و برای طرح‌های تولیدیِ شرکت‌ها و تعاونی‌ها پرداخت می‌شود. پیامک‌هایی که وعدهٔ وامِ صندوق با کد ملی می‌دهند، کلاهبرداری‌اند.

صندوق ثروت ملی چیست؟

صندوق ثروت ملی صندوقی دولتی است که درآمدِ اضافهٔ یک کشور، معمولاً از نفت یا صادرات، را جدا از بودجه نگه می‌دارد و سرمایه‌گذاری می‌کند. معروف‌ترین نمونه صندوقِ نفتیِ نروژ است و صندوق توسعه ملی نسخهٔ ایرانیِ همین ایده است.

چرا صندوق توسعه ملی ایران مثلِ نروژ موفق نشد؟

نروژ اصلِ پول را دست نمی‌زند، فقط حدودِ بازدهِ سالانه را خرج می‌کند و همه‌چیز را شفاف منتشر می‌کند. در ایران بارها از اصلِ منابع برداشت شده، سهمِ واریزی کمتر از قانون بوده و تحریم و تورم هم دسترسی و ارزشِ دارایی‌ها را کم کرده است.

جمع‌بندی

صندوق توسعه ملی قرار بود قلکِ نفتِ ایران برای آیندگان و تولید باشد؛ جانشینِ سخت‌گیرترِ حساب ذخیره ارزی. روی کاغذ قاعده‌هایش خوب است: سهمِ ثابت از پولِ نفت، وام فقط به تولید و ممنوعیتِ خرجِ بودجهٔ جاری. ولی در عمل بخشِ بزرگی از سهمش هر سال قرضِ دولت می‌شود؛ در بودجهٔ ۱۴۰۵، از هر ۵۱ واحدِ سهمِ صندوق، ۳۱ واحد.

پس دفعهٔ بعد که خبرِ «برداشت از صندوق توسعه ملی» را شنیدید، سه سؤال بپرسید: چقدر؟ برای چه کاری؟ و آیا دلارش واقعاً نقد است؟ همین سه جواب می‌گوید این خبر برای تورم، دلار و دارایی‌های شما چه معنایی دارد.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟