پیوت پوینت چیست؟ محاسبه حمایت و مقاومت با نقاط پیوت
فهرست مطالب۱۳ بخش
- پیوت چیست؟ از زبانِ ساده تا تعریفِ دقیق
- دو معنای پیوت روی نمودار: نقطهٔ محاسبهای و نقطهٔ برگشت
- نقاط پیوت چطور محاسبه میشوند؟ فرمولِ کلاسیک قدمبهقدم
- پیوت روزانه، هفتگی یا ماهانه؟ انتخابِ تایم فریم
- انواع پیوت پوینت کدامند؟ کلاسیک، فیبوناچی، وودی، کاماریلا و دیمارک
- با پیوت پوینت چطور معامله کنیم؟ سه کاربردِ عملی
- پیوت در بورس ایران کاربرد دارد؟ چهار نکتهای که رقیبها نمیگویند
- اندیکاتور پیوت را کجا روی نمودار بیاوریم؟
- پنج اشتباهِ رایج در کار با نقاط پیوت
- چکلیستِ کار با پیوت پوینت پیش از باز شدنِ بازار
- پیوت در استارتاپها چه معنایی دارد؟
- سوالات متداول
- جمعبندی

پیوت پوینت (Pivot Point) یعنی یک قیمتِ مرکزی که از سقف، کف و قیمتِ پایانیِ دیروز حساب میشود و چند سطحِ حمایت و مقاومتِ احتمالی برای امروز میدهد. اگر قیمت بالای پیوت باشد، فضای بازار رو به خرید است و اگر پایینش باشد، رو به فروش. فرمولِ اصلیاش ساده است: جمعِ سقف و کف و پایانی، تقسیم بر سه.
یک نکته را همین اول روشن کنیم. واژهٔ «پیوت» در دو جای کاملاً جدا به کار میرود. در بازارِ سرمایه، پیوت یعنی همین نقطههای محاسبهشده، یا نقطههایی روی نمودار که قیمت در آنها برگشته است. در دنیای استارتاپها، پیوت یعنی شرکت مسیرش را عوض کند ولی هدفش را نگه دارد. این مقاله دربارهٔ معنای اول است؛ ته متن یک بندِ کوتاه هم برای معنای دوم گذاشتهام.
پیوت چیست؟ از زبانِ ساده تا تعریفِ دقیق
بیایید با یک مثالِ روزمره شروع کنیم. فرض کنید دیروز گوجه در میدانِ میوه و ترهبار صبح کیلویی ۲۰ هزار تومان بود، ظهر تا ۲۴ هزار بالا رفت، عصر تا ۱۸ هزار پایین آمد و آخرِ وقت ۲۲ هزار فروخته شد. امروز صبح که به میدان میروید، یک حدسِ معقول در ذهنتان هست: قیمتِ «عادلانهٔ» دیروز حدودِ ۲۱ هزار تومان بود. اگر امروز از ۲۱ هزار گرانتر بفروشند، بازار داغ است. اگر ارزانتر، بازار سرد است.
پیوت پوینت دقیقاً همین حدس است، فقط با فرمول. معاملهگر از سه عددِ دیروز (بالاترین، پایینترین و پایانی) یک میانگین میگیرد. اسمش را میگذارد نقطهٔ پیوت یا P. بعد از روی همین عدد، چند پلهٔ بالاتر به اسمِ مقاومت (R1، R2، R3) و چند پلهٔ پایینتر به اسمِ حمایت (S1، S2، S3) میسازد.
حمایت یعنی قیمتی که احتمال میرود خریدارها آنجا وارد شوند و جلوی ریزش را بگیرند. مقاومت یعنی قیمتی که احتمال میرود فروشندهها آنجا زیاد شوند و جلوی بالا رفتن را بگیرند. اگر این دو مفهوم برایتان تازه است، اول نواحی حمایتی و مقاومتی در تحلیل تکنیکال را بخوانید؛ پیوت پوینت فقط یکی از راههای پیدا کردنِ آنهاست.
چرا پیوت پوینت اینقدر محبوب است؟
دلیلش سادگی و یکسانی است. دو تحلیلگر ممکن است خطِ حمایت را در دو جای متفاوت بکشند. ولی پیوت پوینت فرمول دارد و برای همه یک عدد درمیآید. وقتی هزاران معاملهگر به یک عدد نگاه میکنند، همان عدد کمی خاصیتِ «پیشگوییِ خودساخته» پیدا میکند: چون همه آنجا سفارش میگذارند، قیمت آنجا واکنش نشان میدهد.
این ابزار در اصل از کفِ تالارهای بورسِ آمریکا آمده است. معاملهگرهای روزانه، پیش از باز شدنِ بازار، این عددها را روی کاغذ حساب میکردند تا بدانند امروز کجا مراقب باشند. برای همین به نسخهٔ کلاسیکش «پیوتِ تالار» (Floor Pivot) هم میگویند.
پس پیوت پوینت پیشبینیِ قطعی نیست؛ یک نقشهٔ راهِ ساده برای امروز است که میگوید کجاها احتمالِ ایستادن یا برگشتنِ قیمت بیشتر است.
دو معنای پیوت روی نمودار: نقطهٔ محاسبهای و نقطهٔ برگشت
خیلیها گیج میشوند، چون در آموزشهای تحلیل تکنیکال «پیوت» به چیزِ دیگری هم گفته میشود: هر قله یا درّهای که قیمت در آن برگشته است. مثلاً در چنگال اندروز سه نقطهٔ پیوت را انتخاب میکنید که همین قلهها و درّهها هستند، نه عددِ فرمولی.
این نقطههای برگشت دو جورند:
- پیوتِ ماژور: یعنی سقف یا کفِ اصلی که جهتِ روند در آن عوض شده است. مثل قلهٔ بزرگی که بعد از آن سهم چند ماه ریخت.
- پیوتِ مینور: یعنی برگشتهای کوچکی که روند را عوض نمیکنند، فقط وسطِ راه نفسی میگیرند.
من در بخشِ دومِ آشنایی با تحلیل تکنیکال این دو نوع را با نمودار نشان دادهام. در ادامهٔ این مقاله، هر جا گفتم «پیوت پوینت» منظورم نقطههای محاسبهشده با فرمول است. پس این دو را با هم قاطی نکنیم: یکی را با چشم روی نمودار پیدا میکنیم، دیگری را با ماشینحساب.
نقاط پیوت چطور محاسبه میشوند؟ فرمولِ کلاسیک قدمبهقدم
اول سه عدد از یک دورهٔ کاملِ قبلی لازم دارید. اگر برای امروز حساب میکنید، این سه عددِ دیروز:
- H (بالاترین): بیشترین قیمتی که دیروز معامله شد.
- L (پایینترین): کمترین قیمتی که دیروز معامله شد.
- C (پایانی): قیمتِ بسته شدنِ دیروز.
بعد این فرمولها را به ترتیب حساب کنید. جدولِ زیر همهٔ سطوحِ روشِ کلاسیک را یکجا دارد.
| سطح | فرمول | به زبانِ ساده |
|---|---|---|
| پیوت (P) | (H + L + C) ÷ 3 | میانگینِ سه عددِ دیروز |
| مقاومت اول (R1) | 2P − L | دو برابرِ پیوت، منهای کفِ دیروز |
| حمایت اول (S1) | 2P − H | دو برابرِ پیوت، منهای سقفِ دیروز |
| مقاومت دوم (R2) | P + (H − L) | پیوت بهعلاوهٔ کلِ نوسانِ دیروز |
| حمایت دوم (S2) | P − (H − L) | پیوت منهای کلِ نوسانِ دیروز |
| مقاومت سوم (R3) | H + 2(P − L) | سقفِ دیروز بهعلاوهٔ دو برابرِ فاصلهٔ پیوت تا کف |
| حمایت سوم (S3) | L − 2(H − P) | کفِ دیروز منهای دو برابرِ فاصلهٔ سقف تا پیوت |
شاید فرمولها کمی ترسناک به نظر برسند، ولی با یک مثال همهاش جا میافتد. فقط جمع و تفریق و ضرب در دو است.
مثالِ عددی: پیوت یک سهمِ فرضی را با هم حساب کنیم
فرض کنیم سهمی دیروز اینطور معامله شده است (عددها فقط مثالاند، به تومان):
- بالاترین قیمت: ۱٬۱۰۰ تومان
- پایینترین قیمت: ۱٬۰۰۰ تومان
- قیمتِ پایانی: ۱٬۰۶۰ تومان
- پیوت: ۱٬۱۰۰ + ۱٬۰۰۰ + ۱٬۰۶۰ = ۳٬۱۶۰. تقسیم بر ۳ میشود حدودِ ۱٬۰۵۳ تومان.
- مقاومت اول: دو برابرِ پیوت حدودِ ۲٬۱۰۷ است. منهای کف (۱٬۰۰۰) میشود حدودِ ۱٬۱۰۷ تومان.
- حمایت اول: همان ۲٬۱۰۷ منهای سقف (۱٬۱۰۰) میشود حدودِ ۱٬۰۰۷ تومان.
- نوسانِ دیروز: ۱٬۱۰۰ منهای ۱٬۰۰۰ میشود ۱۰۰ تومان.
- مقاومت دوم: ۱٬۰۵۳ + ۱۰۰ = حدودِ ۱٬۱۵۳ تومان.
- حمایت دوم: ۱٬۰۵۳ − ۱۰۰ = حدودِ ۹۵۳ تومان.
- مقاومت سوم: فاصلهٔ پیوت تا کف حدودِ ۵۳ تومان است؛ دو برابرش ۱۰۷. بهعلاوهٔ سقف میشود حدودِ ۱٬۲۰۷ تومان.
- حمایت سوم: فاصلهٔ سقف تا پیوت حدودِ ۴۷ تومان است؛ دو برابرش ۹۳. کف منهای آن میشود حدودِ ۹۰۷ تومان.
حالا یک نردبانِ هفتپلهای داریم. شکلِ زیر همین نردبان را نشان میدهد.

این عددها را به زبانِ زندگی ترجمه کنیم. پیوت حدودِ ۰٫۶٪ زیرِ قیمتِ پایانیِ دیروز است. یعنی دیروز سهم نزدیکِ بالای محدودهاش بسته شده؛ نشانهٔ کوچکی از قدرتِ خریدار. اگر امروز قیمت بالای ۱٬۰۵۳ بماند، اولین جایی که باید مراقبِ فروشندهها باشیم حدودِ ۱٬۱۰۷ است. اگر زیرِ ۱٬۰۵۳ برود، اولین جایی که احتمالاً خریدار پیدا میشود حدودِ ۱٬۰۰۷ است.
پس شما با سه عددِ دیروز، پیش از باز شدنِ بازار، میدانید امروز کجاها حساس است. ولی هنوز یک سؤال مانده: این سه عدد را از کدام تایم فریم بگیریم؟
پیوت روزانه، هفتگی یا ماهانه؟ انتخابِ تایم فریم
پیوت را برای هر دورهای میشود حساب کرد. قاعده یک جمله است: سه عددِ دورهٔ قبلی را بردارید و برای دورهٔ بعدی استفاده کنید.
| نوعِ پیوت | عددها از کجا | مناسبِ چه کسی |
|---|---|---|
| روزانه | سقف، کف و پایانیِ دیروز | معاملهگرِ روزانه و نوسانگیرِ کوتاهمدت |
| هفتگی | سقف، کف و پایانیِ هفتهٔ قبل | نوسانگیرِ چندروزه |
| ماهانه | سقف، کف و پایانیِ ماهِ قبل | کسی که چند هفته تا چند ماه سهم نگه میدارد |
هرچه دوره بلندتر باشد، سطحها از هم دورتر و معمولاً معتبرترند، چون آدمهای بیشتری با پولِ بیشتری به آنها نگاه میکنند. اگر نمیدانید کدام تایم فریم مالِ شماست، تایم فریم یا دورهٔ زمانی در تحلیل تکنیکال را ببینید. توصیهٔ من این است که اگر سهم را چند ماه نگه میدارید، با پیوتِ روزانه خودتان را خسته نکنید. پیوتِ ماهانه برایتان کافی است.
انواع پیوت پوینت کدامند؟ کلاسیک، فیبوناچی، وودی، کاماریلا و دیمارک
فرمولِ کلاسیک تنها فرمول نیست. چند معاملهگر در طولِ سالها نسخههای خودشان را ساختهاند. فرقشان بیشتر در دو چیز است: به قیمتِ پایانی چقدر وزن میدهند و پلهها را با چه فاصلهای میچینند.
پیوت فیبوناچی
نقطهٔ مرکزی همان روشِ کلاسیک است. ولی پلهها را با نسبتهای فیبوناچی (۰٫۳۸۲، ۰٫۶۱۸ و ۱) از نوسانِ دیروز میسازد:
- R1 = P + 0.382 × (H − L) و S1 = P − 0.382 × (H − L)
- R2 = P + 0.618 × (H − L) و S2 = P − 0.618 × (H − L)
- R3 = P + 1 × (H − L) و S3 = P − 1 × (H − L)
کسانی که به سطحِ ۶۱٫۸٪ و ۳۸٫۲٪ اعتقاد دارند این روش را دوست دارند. اگر با این نسبتها آشنا نیستید، اعداد مهم فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را بخوانید.
پیوت وودی (Woodie)
وودی میگوید قیمتِ پایانی مهمتر از سقف و کف است، چون آخرِ روز معلوم میکند چه کسی برنده شد. برای همین در نقطهٔ مرکزی، پایانی را دو بار حساب میکند:
- P = (H + L + 2C) ÷ 4
- R1 = 2P − L و S1 = 2P − H
- R2 = P + (H − L) و S2 = P − (H − L)
نتیجه این است که پیوت به قیمتِ پایانی نزدیکتر میشود.
پیوت کاماریلا (Camarilla)
کاماریلا اصلاً از پیوت شروع نمیکند. از قیمتِ پایانی شروع میکند و پلهها را خیلی نزدیک به آن میچیند. فرمولِ رایجش این است:
- R1 = C + (H − L) × 1.1 ÷ 12 و S1 = C − (H − L) × 1.1 ÷ 12
- R2 = C + (H − L) × 1.1 ÷ 6 و S2 = C − (H − L) × 1.1 ÷ 6
- R3 = C + (H − L) × 1.1 ÷ 4 و S3 = C − (H − L) × 1.1 ÷ 4
- R4 = C + (H − L) × 1.1 ÷ 2 و S4 = C − (H − L) × 1.1 ÷ 2
چون پلهها نزدیکاند، این روش بیشتر به کارِ معاملهگرهای خیلی کوتاهمدت و اسکالپینگ میآید. رسمِ رایج این است که سطحِ سوم را جای احتمالیِ برگشت و سطحِ چهارم را جای احتمالیِ شکست بدانند.
پیوت دیمارک (DeMark)
دیمارک یک فرقِ اساسی دارد: به قیمتِ باز شدن هم نگاه میکند. اول یک عددِ کمکی به اسمِ X میسازد:
- اگر پایانی از قیمتِ باز شدن بیشتر بود (روزِ مثبت): X = 2H + L + C
- اگر پایانی از قیمتِ باز شدن کمتر بود (روزِ منفی): X = H + 2L + C
- اگر برابر بودند: X = H + L + 2C
بعد فقط یک مقاومت و یک حمایت میدهد: R1 = X ÷ 2 − L و S1 = X ÷ 2 − H. نقطهٔ مرکزی را هم معمولاً X ÷ 4 میگیرند. منطقش این است که روزِ مثبت احتمالاً فردا هم کمی رو به بالا شروع میشود و برعکس.
مقایسهٔ پنج روش روی همان مثال
بیایید همان سهمِ فرضی را (سقف ۱٬۱۰۰، کف ۱٬۰۰۰، پایانی ۱٬۰۶۰) با هر پنج روش حساب کنیم. برای دیمارک فرض کردهام قیمتِ باز شدنِ دیروز ۱٬۰۲۰ تومان بوده، یعنی روزِ مثبت. عددها گرد شدهاند.
| روش | S2 | S1 | مرکز | R1 | R2 |
|---|---|---|---|---|---|
| کلاسیک | ۹۵۳ | ۱٬۰۰۷ | ۱٬۰۵۳ | ۱٬۱۰۷ | ۱٬۱۵۳ |
| فیبوناچی | ۹۹۲ | ۱٬۰۱۵ | ۱٬۰۵۳ | ۱٬۰۹۲ | ۱٬۱۱۵ |
| وودی | ۹۵۵ | ۱٬۰۱۰ | ۱٬۰۵۵ | ۱٬۱۱۰ | ۱٬۱۵۵ |
| کاماریلا | ۱٬۰۴۲ | ۱٬۰۵۱ | (پایانی) ۱٬۰۶۰ | ۱٬۰۶۹ | ۱٬۰۷۸ |
| دیمارک | ندارد | ۱٬۰۳۰ | ۱٬۰۶۵ | ۱٬۱۳۰ | ندارد |
جدول یک چیز را خوب نشان میدهد. کلاسیک و وودی تقریباً یک حرف میزنند. فیبوناچی پلهها را کمی جمعوجورتر میکند. کاماریلا همهچیز را دورِ قیمتِ پایانی فشرده میکند؛ سطحِ چهارمِ کاماریلا (۱٬۰۰۵ و ۱٬۱۱۵) تازه تقریباً به جای سطحِ اولِ کلاسیک میرسد. پس انتخابِ روش سلیقهای نیست؛ به سبکِ معاملهتان بستگی دارد.
| روش | ویژگیِ اصلی | مناسب برای |
|---|---|---|
| کلاسیک | ساده و پراستفادهترین؛ همه به آن نگاه میکنند | شروعِ کار و بیشترِ معاملهگرها |
| فیبوناچی | پلهها با نسبتهای فیبوناچی | کسی که با فیبوناچی کار میکند |
| وودی | وزنِ بیشتر به قیمتِ پایانی | کسی که پایانی را مهمترین عدد میداند |
| کاماریلا | پلههای نزدیک به پایانی | معاملهگرِ درونروزی و اسکالپر |
| دیمارک | وابسته به مثبت یا منفی بودنِ روزِ قبل؛ فقط یک حمایت و یک مقاومت | کسی که میخواهد فقط یک محدودهٔ اصلی ببیند |
توصیهٔ من به تازهکارها این است که اول فقط با روشِ کلاسیک کار کنند. وقتی چند ماه دیدید قیمت با این سطحها چطور رفتار میکند، بعد سراغِ بقیه بروید. پنج ابزار را با هم یاد گرفتن یعنی هیچکدام را درست یاد نگرفتن.
با پیوت پوینت چطور معامله کنیم؟ سه کاربردِ عملی
پیوت پوینت به شما نمیگوید «بخر» یا «بفروش». فقط میگوید کجا با دقتِ بیشتری نگاه کنید. سه کاربردِ اصلی دارد.
۱. تشخیصِ حالوهوای بازار
سادهترین استفاده همین است. قیمت بالای پیوت یعنی خریدارها دستِ بالا را دارند. قیمت زیرِ پیوت یعنی فروشندهها. مثلِ دماسنج است: تب را نشان میدهد، ولی دلیلِ تب را نه.
۲. برگشت از سطح
اگر قیمت به یک حمایت مثلِ S1 رسید و آنجا ایستاد، بعضی معاملهگرها آن را فرصتِ خرید میبینند. ولی «ایستادن» یعنی نشانه دیدن، نه فقط رسیدن. مثلاً یک کندل با سایهٔ بلندِ پایینی، یا بالا رفتنِ حجمِ خرید. بدونِ این نشانهها، خرید روی حمایت مثلِ این است که وسطِ خیابان بایستید و امیدوار باشید ماشین ترمز کند.
۳. شکستِ سطح
اگر قیمت با حجمِ خوب از R1 عبور کرد و بالایش ماند، احتمالاً هدفِ بعدی R2 است. اینجا مقاومتِ شکستهشده معمولاً نقشِ حمایت را بازی میکند. همین منطق در معامله تا شکستِ رنج هم هست.
حدِ ضرر و هدف را با پیوت بچینید
به نظرِ من بهترین کاربردِ پیوت همین است. فرض کنید روی S1 (۱٬۰۰۷ تومان در مثالِ ما) خرید کردهاید. حدِ ضرر را کمی زیرِ همان S1 بگذارید؛ مثلاً ۹۹۵ تومان. اگر قیمت این حمایت را شکست، یعنی حدسِ ما غلط بوده است. هدفِ اول را هم پیوت (۱٬۰۵۳) بگیرید.
حالا حساب کنیم. ریسک: ۱٬۰۰۷ منهای ۹۹۵ یعنی ۱۲ تومان. سودِ احتمالی تا پیوت: ۱٬۰۵۳ منهای ۱٬۰۰۷ یعنی ۴۶ تومان. یعنی برای هر یک تومان ریسک، نزدیکِ چهار تومان سودِ احتمالی. این نسبت خوب است. ولی اگر سودِ احتمالی فقط ۱۵ تومان بود، این معامله ارزشِ ریسکش را نداشت. برای جزئیاتِ بیشتر، استراتژی حدضرر را ببینید.
پس پیوت بیش از هر چیز ابزارِ برنامهریزی است: پیش از ورود میدانید کجا اشتباه کردهاید و کجا راضی هستید.
پیوت در بورس ایران کاربرد دارد؟ چهار نکتهای که رقیبها نمیگویند
بیشترِ آموزشهای پیوت برای بازارهای خارجی نوشته شدهاند که دامنهٔ نوسان و صفِ خرید و فروش ندارند. در بورس تهران چند فرق هست که اگر ندانید، عددهایتان گمراهتان میکند.
نکتهٔ اول: «قیمتِ پایانی» در ایران با آخرین معامله فرق دارد
در بورس ایران قیمتِ پایانی یعنی میانگینِ وزنیِ قیمتهای معاملهشدهٔ روز، نه لزوماً قیمتِ آخرین معامله. این دو گاهی چند درصد با هم فرق دارند. نمودارها هم یکسان نیستند: بعضی کندل را با آخرین معامله میبندند و بعضی با پایانی. فرقِ این دو را در قیمت پایانی و قیمت آخرین معامله توضیح دادهام.
توصیهٔ من: یکی را انتخاب کنید و همیشه همان را به کار ببرید. اگر پیوت را با نمودار حساب میکنید، همان عددی را بگیرید که نمودارتان کندل را با آن بسته است. سه عدد را هم میتوانید از صفحهٔ نماد در TSETMC بردارید.
نکتهٔ دوم: دامنهٔ نوسان سطحهای دور را بیمعنا میکند
در بورس ایران قیمتِ هر سهم در یک روز فقط در محدودهٔ مشخصی میتواند جابهجا شود. این محدوده از روی قیمتِ پایانیِ روزِ قبل حساب میشود و سازمان بورس هر از گاهی درصدش را تغییر میدهد. پس پیش از هر چیز، قیمت مجاز سهم و دامنه نوسان امروز را حساب کنید.
هر سطحی که بیرون از این محدوده افتاد، برای امروز اصلاً قابلِ رسیدن نیست. مثلاً اگر دامنه ۳٪ باشد، سهمِ ما با پایانیِ ۱٬۰۶۰ امروز فقط بین حدودِ ۱٬۰۲۸ و ۱٬۰۹۲ معامله میشود. یعنی S1 و R1 کلاسیک هم امروز دستنیافتنیاند. در چنین حالتی پیوتِ هفتگی یا ماهانه خیلی بهدردبخورتر از روزانه است.
نکتهٔ سوم: روزِ صف، پیوت را خراب میکند
اگر سهم دیروز تمامروز در صفِ خرید یا فروش بوده، سقف و کف و پایانی تقریباً یک عددند. نوسانِ دیروز نزدیکِ صفر است و همهٔ پلهها روی هم میافتند. این عددها هیچ اطلاعاتی نمیدهند. برای سهمی که مدام صف میشود، پیوتِ روزانه را کنار بگذارید.
نکتهٔ چهارم: نمودارِ تعدیلشده را فراموش نکنید
بعد از مجمع و سود نقدی یا افزایش سرمایه، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید، بی آنکه ارزشِ دارایی شما کم شده باشد. اگر پیوتِ ماهانه را از نمودارِ تعدیلنشده بگیرید، سطحهایتان کاملاً غلط درمیآید. دلیلش را در تفاوت نمودار تعدیل شده و بدون تعدیل ببینید.
پس پیوت در بورس ایران کار میکند، به شرطی که روی سهمهای پرمعامله و بیصف، با دورهٔ زمانیِ مناسب و با حواسجمعی دربارهٔ دامنهٔ نوسان به کارش ببرید. برای شاخص کل هم میتوانید همین حساب را با سقف و کف و پایانیِ شاخص کل بورس انجام بدهید.
اندیکاتور پیوت را کجا روی نمودار بیاوریم؟
لازم نیست هر روز با ماشینحساب بنشینید. بیشترِ نرمافزارهای نمودار یک اندیکاتورِ آماده دارند که سطحها را خودکار میکشد. در تریدینگویو اسمش Pivot Points Standard است. بعد از افزودنش، در تنظیماتش دو گزینهٔ مهم هست:
- نوع (Type): یکی از روشها را انتخاب کنید؛ Traditional همان روشِ کلاسیکِ این مقاله است و بقیه (فیبوناچی، وودی، کاماریلا، دیمارک) هم با اسمِ خودشان آمدهاند.
- دوره (Pivots Timeframe): روزانه، هفتگی، ماهانه یا بیشتر. اگر روی خودکار بماند، نرمافزار بر اساسِ تایم فریمِ نمودار خودش انتخاب میکند.
اگر با این نرمافزار تازه آشنا شدهاید، تریدینگ ویو چیست و چطور شروع کنیم قدمهای اولیه را دارد. یک پیشنهاد: هفتهٔ اول، سطحها را هم دستی حساب کنید و با اندیکاتور مقایسه کنید. اگر عددها فرق داشت، معمولاً به خاطرِ همان قیمتِ پایانی است که بالاتر گفتیم.
پنج اشتباهِ رایج در کار با نقاط پیوت
- سطح را خط دیدن، نه محدوده. قیمت معمولاً دقیقاً روی ۱٬۰۵۳ نمیایستد. کمی بالاتر یا پایینتر واکنش نشان میدهد. هر سطح را یک نوارِ باریک ببینید.
- معامله فقط با پیوت. پیوت سقف و کفِ واقعیِ نمودار، خطِ روند و خبرها را نمیبیند. وقتی یک سطحِ پیوت با یک حمایتِ قدیمیِ نمودار روی هم میافتد، آن سطح خیلی معتبرتر است.
- یکی گرفتنِ سهمِ پرمعامله و کممعامله. در سهمی که روزی چند معاملهٔ کوچک دارد، چند سفارش سقف و کف را میسازند و پیوت بیمعناست.
- عوض کردنِ روش وسطِ کار. امروز کلاسیک، فردا کاماریلا، چون «آن یکی جواب داد». این یعنی دنبالِ عددی میگردید که حرفِ دلتان را تأیید کند.
- بیتوجهی به روزهای غیرعادی. روزِ بعد از مجمع، بازگشایی بعد از توقفِ طولانی یا یک خبرِ بزرگ، عددهای دیروز دیگر معیارِ خوبی برای امروز نیستند.
چکلیستِ کار با پیوت پوینت پیش از باز شدنِ بازار
- سقف، کف و پایانیِ دورهٔ قبل را برداشتهام و میدانم پایانی را از کجا آوردهام.
- اگر سهم مجمع یا افزایش سرمایه داشته، از نمودارِ تعدیلشده استفاده کردهام.
- دامنهٔ نوسانِ امروز را حساب کردهام و سطحهای بیرونِ آن را کنار گذاشتهام.
- سهم دیروز صف نبوده و حجمِ معاملهاش معقول بوده است.
- دیدهام کدام سطحِ پیوت با یک حمایت یا مقاومتِ قدیمیِ نمودار همپوشانی دارد.
- پیش از ورود، حدِ ضرر و هدف را با همین سطحها نوشتهام و نسبتِ سود به ریسک را حساب کردهام.
این چکلیست را میتوانید بخشی از برنامهٔ معاملاتیِ خودتان کنید.
پیوت در استارتاپها چه معنایی دارد؟
اگر با جستوجوی «پیوت» به اینجا رسیدهاید و منظورتان دنیای کسبوکار بود، این بند مالِ شماست. در ادبیاتِ استارتاپ، پیوت یعنی شرکت بفهمد راهِ فعلیاش جواب نمیدهد و مسیرش را عوض کند، ولی هدفِ اصلی را نگه دارد. مثلاً محصول را برای مشتریِ دیگری بسازد یا یک بخشِ کوچکِ محصول را به محصولِ اصلی تبدیل کند.
جالب است که این دو معنا یک ریشه دارند: «پیوت» در انگلیسی یعنی محوری که چیزی دورش میچرخد. در بازار، قیمت دورِ نقطهٔ پیوت میچرخد؛ در استارتاپ، شرکت دورِ هدفش میچرخد و جهتش را عوض میکند.
سوالات متداول
پیوت پوینت چیست؟
پیوت پوینت یک قیمتِ مرکزی است که از میانگینِ سقف، کف و قیمتِ پایانیِ دورهٔ قبل به دست میآید. از روی آن چند سطحِ حمایت و مقاومت برای دورهٔ بعد حساب میشود تا معاملهگر بداند قیمت کجا احتمالاً میایستد یا برمیگردد.
فرمول محاسبه پیوت پوینت چیست؟
در روشِ کلاسیک، پیوت برابر است با جمعِ بالاترین، پایینترین و پایانیِ دیروز تقسیم بر سه. مقاومت اول دو برابرِ پیوت منهای کف است و حمایت اول دو برابرِ پیوت منهای سقف. سطح دوم با جمع و تفریقِ کلِ نوسانِ دیروز از پیوت به دست میآید.
R1 و S1 در پیوت یعنی چه؟
R1 یعنی مقاومت اول، نزدیکترین سطحی بالای پیوت که احتمالاً فروشندهها آنجا فعال میشوند. S1 یعنی حمایت اول، نزدیکترین سطحی زیرِ پیوت که احتمالاً خریدارها آنجا وارد میشوند. R2 و S2 و R3 و S3 سطحهای دورترند.
انواع پیوت پوینت کدامند؟
پنج روشِ رایج داریم: کلاسیک که پرکاربردترین است، فیبوناچی که پلهها را با نسبتهای فیبوناچی میچیند، وودی که به قیمتِ پایانی وزنِ بیشتری میدهد، کاماریلا که سطحها را نزدیکِ پایانی میگذارد و دیمارک که به قیمتِ باز شدن هم نگاه میکند.
بهترین نوع پیوت کدام است؟
بهترین روش وجود ندارد؛ روش باید با سبکِ معاملهتان جور باشد. برای شروع، کلاسیک را پیشنهاد میکنم چون ساده است و بیشترِ معاملهگرها به آن نگاه میکنند. کاماریلا برای معاملههای خیلی کوتاهمدت مناسبتر است.
پیوت در بورس ایران کاربرد دارد؟
بله، ولی با احتیاط. دامنهٔ نوسانِ روزانه سطحهای دور را دستنیافتنی میکند و در روزهای صف، سقف و کف یکی میشوند. روی سهمهای پرمعامله و بیصف، با پیوتِ هفتگی یا ماهانه و نمودارِ تعدیلشده نتیجهٔ بهتری میگیرید.
پیوت روزانه بهتر است یا هفتگی؟
به مدتِ نگهداریِ سهم بستگی دارد. پیوتِ روزانه برای معاملهگرِ روزانه است، هفتگی برای نوسانگیرِ چندروزه و ماهانه برای کسی که چند هفته تا چند ماه سهم نگه میدارد. سطحهای دورهٔ بلندتر معمولاً معتبرترند.
فرق پیوت ماژور و مینور چیست؟
این دو اصطلاح به نقطههای برگشتِ روی نمودار مربوطاند، نه فرمولِ پیوت پوینت. پیوتِ ماژور سقف یا کفی است که جهتِ روند در آن عوض شده و پیوتِ مینور برگشتِ کوچکی است که روند را عوض نمیکند.
پیوت در استارتاپ یعنی چه؟
در دنیای استارتاپ، پیوت یعنی شرکت مسیر یا محصولش را عوض کند ولی هدفِ اصلیاش را نگه دارد، مثلاً محصول را برای مشتریِ دیگری بسازد. این معنا هیچ ربطی به پیوت پوینت در تحلیل تکنیکال ندارد.
جمعبندی
پیوت پوینت یکی از سادهترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است: سه عددِ دیروز، یک جمع و یک تقسیم، و یک نقشهٔ هفتپلهای برای امروز. ارزشش در پیشبینیِ قطعی نیست؛ در این است که پیش از باز شدنِ بازار بدانید کجا باید حواستان جمعتر باشد و حدِ ضرر و هدفتان را کجا بگذارید.
پس دفعهٔ بعد که خواستید سهمی را بخرید، اول سقف و کف و پایانیِ دورهٔ قبل را بردارید، پیوتِ کلاسیک را حساب کنید و ببینید قیمتِ امروز بالای آن است یا پایین. همین یک قدم، تصمیمتان را از حدس به برنامه نزدیک میکند. اگر میخواهید تحلیل تکنیکال را مرتب و از پایه یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده است. تصمیمِ نهایی با خودتان.
