BOS در ترید چیست؟ شکست ساختار بازار در پرایس اکشن به زبان ساده
فهرست مطالب۱۵ بخش
- BOS چیست؟ توضیح با یک مثالِ ساده
- ساختار بازار در پرایس اکشن یعنی چه؟
- BOS صعودی و BOS نزولی
- BOS صعودی
- BOS نزولی
- BOS و CHoCH چه فرقی دارند؟
- BMS در ترید یعنی چه؟
- شکست ساختار بازار چطور تأیید میشود؟
- شکستِ واقعی یا جمعکردنِ نقدینگی؟
- ساختارِ داخلی و ساختارِ خارجی
- استراتژی BOS: معامله با شکست ساختار، قدمبهقدم
- یک مثالِ عددی در بورس تهران
- BOS در بورس ایران، طلا و فارکس چه فرقی دارد؟
- BOS چه ربطی به خط روند و نظریههای کلاسیک دارد؟
- پنج اشتباهِ رایج در کار با BOS
- چکلیستِ پیش از معامله با شکست ساختار
- سوالات متداول
- جمعبندی

BOS در ترید چیست؟ BOS یا شکست ساختار (Break of Structure) یعنی قیمت آخرین سقفِ مهم را در روندِ صعودی، یا آخرین کفِ مهم را در روندِ نزولی، بشکند و بالاتر یا پایینتر از آن بسته شود. این شکست نشان میدهد روندِ فعلی هنوز زنده است و به راهش ادامه میدهد.
این اصطلاح را بیشتر در پرایس اکشن، سبکِ ICT و اسمارت مانی میشنوید. ولی ریشهاش خیلی قدیمیتر است و به همان حرفِ سادهای برمیگردد که تحلیلگرها صد سال است میگویند: روندِ صعودی یعنی سقفها و کفهای بالاتر. در ادامه با هم میبینیم ساختار بازار را چطور بخوانیم، BOS را چطور تأیید کنیم، فرقش با CHoCH و BMS چیست و در بورس تهران کجا باید حواسمان جمع باشد.
BOS چیست؟ توضیح با یک مثالِ ساده
کسی را تصور کنید که از پلههای یک ساختمان بالا میرود. هر چند پله یک پاگرد هست و او آنجا کمی نفس تازه میکند، حتی شاید یکی دو پله برگردد. ولی تا وقتی هر بار از پاگردِ قبلی بالاتر میرود، میگوییم دارد بالا میرود.
قیمت در نمودار هم همینطور حرکت میکند. هیچ روندی صاف بالا نمیرود. قیمت بالا میرود، یک سقف میسازد، کمی عقب مینشیند و یک کف میسازد، بعد دوباره بالا میرود. لحظهای که قیمت از سقفِ قبلی بالاتر برود و آنجا بسته شود، یک «پاگردِ تازه» رد شده است. به این لحظه میگوییم شکست ساختار یا BOS.
پس BOS یک الگوی پیچیده نیست. فقط یک برچسب است که روی نمودار میگذاریم تا بگوییم «روند هنوز سالم است». اگر با کلیتِ این سبک آشنا نیستید، اول پرایس اکشن چیست را بخوانید.
ساختار بازار در پرایس اکشن یعنی چه؟
ساختار بازار یعنی ترتیبِ سقفها و کفهایی که قیمت پشتِ سرِ هم میسازد. به سقف و کفِ مهم «سوئینگ» (Swing) هم میگویند. سوئینگِ سقف یعنی نقطهای که قیمت بالا رفته و از آنجا برگشته است. سوئینگِ کف برعکس است.
این سقفها و کفها چهار اسم دارند که در همهٔ متنهای پرایس اکشن تکرار میشوند:
- سقفِ بالاتر (HH یا Higher High): سقفی که از سقفِ قبلی بلندتر است.
- کفِ بالاتر (HL یا Higher Low): کفی که از کفِ قبلی بالاتر مانده است.
- سقفِ پایینتر (LH یا Lower High): سقفی که به سقفِ قبلی نرسیده است.
- کفِ پایینتر (LL یا Lower Low): کفی که از کفِ قبلی پایینتر رفته است.
با همین چهار تکه میشود هر نموداری را خواند. جدولِ زیر سه حالتِ اصلیِ بازار را کنارِ هم نشان میدهد.
| حالتِ بازار | ترتیبِ سقف و کف | BOS یعنی |
|---|---|---|
| روندِ صعودی | سقفِ بالاتر و کفِ بالاتر | شکستنِ آخرین سقف و بستهشدن بالای آن |
| روندِ نزولی | سقفِ پایینتر و کفِ پایینتر | شکستنِ آخرین کف و بستهشدن زیرِ آن |
| بازارِ رنج (خنثی) | سقفها و کفهای تقریباً همسطح | هنوز ساختارِ روشنی نیست؛ شکستِ سقف یا کفِ رنج اولین نشانه است |
پس اولین کار همیشه این است که بپرسید: الان سقفها و کفها بالاتر میروند، پایینتر میآیند یا درجا میزنند؟ برای حالتِ سوم، مقالهٔ بازار رنج و معامله تا شکست رنج را ببینید.

BOS صعودی و BOS نزولی
BOS صعودی
در روندِ صعودی، قیمت یک سقف میسازد، کمی اصلاح میکند و یک کفِ بالاتر میگذارد. وقتی دوباره بالا بیاید و با بدنهٔ کندل بالای سقفِ قبلی بسته شود، BOS صعودی ساخته شده است. یعنی خریدارها هنوز دستِ بالا را دارند.
بعد از این شکست، همان کفی که پیش از شکست ساخته شد مهم میشود. تا وقتی قیمت زیرِ آن نرفته، ساختارِ صعودی سالم است.
BOS نزولی
در روندِ نزولی همهچیز برعکس است. قیمت یک کف میسازد، کمی بالا میآید و یک سقفِ پایینتر میگذارد. وقتی دوباره پایین برود و زیرِ کفِ قبلی بسته شود، BOS نزولی داریم. یعنی فروشندهها هنوز زورشان بیشتر است.
پس BOS همیشه همجهت با روند است. اگر شکستی خلافِ جهتِ روند رخ دهد، اسمش دیگر BOS نیست. این همان جایی است که CHoCH وارد ماجرا میشود.
BOS و CHoCH چه فرقی دارند؟
CHoCH مخففِ Change of Character است، یعنی «تغییرِ رفتار». فرقش با BOS در یک جمله: BOS میگوید روند ادامه دارد؛ CHoCH میگوید روند شاید دارد عوض میشود.
فرض کنید بازار مدتی سقفها و کفهای بالاتر ساخته است. ناگهان قیمت به جای شکستنِ سقف، آخرین کفِ بالاتر را میشکند و زیرِ آن بسته میشود. این اولین بار است که بازار رفتارِ صعودیاش را کنار گذاشته. به این شکست CHoCH نزولی میگویند. مثلِ این است که آن آدمِ روی پلهها برای اولین بار از پاگردِ قبلی هم پایینتر برود.
| ویژگی | BOS (شکست ساختار) | CHoCH (تغییر رفتار) |
|---|---|---|
| جهتِ شکست | همجهت با روند | خلافِ جهتِ روند |
| در روندِ صعودی | شکستنِ آخرین سقف | شکستنِ آخرین کفِ بالاتر |
| در روندِ نزولی | شکستنِ آخرین کف | شکستنِ آخرین سقفِ پایینتر |
| پیام | روند سالم است و ادامه دارد | روند خسته شده و شاید برگردد |
| چند بار پیش میآید؟ | در یک روند بارها | معمولاً یک بار، در انتهای روند |
| کاربردِ رایج | ورود در جهتِ روند بعد از پولبک | هشدارِ خروج، یا آمادهشدن برای روندِ تازه |
یک نکتهٔ مهم: CHoCH بهتنهایی یعنی «احتمالِ» تغییر، نه قطعیت. خیلی وقتها بازار بعد از یک CHoCH فقط کمی اصلاح میکند و دوباره به روندِ قبلی برمیگردد. برای همین بیشترِ معاملهگرها منتظر میمانند تا بعد از CHoCH، یک BOS در جهتِ تازه هم ببینند. یعنی اول رفتار عوض شود، بعد ساختارِ تازه خودش را ثابت کند.

BMS در ترید یعنی چه؟
BMS مخففِ Break in Market Structure است، یعنی «شکست در ساختار بازار». شاید آن را با عنوانِ «BMS در فارکس» هم دیده باشید، چون این اصطلاح اول در آموزشهای بازارِ ارز رایج شد. ولی مفهومش برای هر نموداری یکی است: سهم، طلا یا شاخص.
مشکل اینجاست که همه BMS را یکجور به کار نمیبرند:
- بعضیها BMS را همان BOS میدانند، یعنی هر شکستِ سقف یا کفِ مهم، همجهت با روند.
- بعضیها BMS را برای شکستِ برگشتی به کار میبرند، یعنی همان چیزی که دیگران CHoCH یا MSS (Market Structure Shift، جابهجاییِ ساختار) مینامند.
پس وقتی در یک آموزش یا تحلیل به BMS رسیدید، به اسم دل نبندید. نگاه کنید شکست همجهتِ روند است یا خلافِ آن. اگر همجهت است، همان BOS است؛ اگر خلافِ روند است، معنای CHoCH را دارد. اسمها در سبکهای مختلف عوض میشوند، ولی منطقِ سقف و کف ثابت است.
شکست ساختار بازار چطور تأیید میشود؟
هر بار که قیمت کمی از سقفِ قبلی بالاتر رفت، BOS نداریم. بخشِ بزرگی از ضررِ تازهکارها از همین عجله میآید. این چهار شرط را پیش از اینکه شکستی را جدی بگیرید، چک کنید:
- بستهشدنِ بدنهٔ کندل. بدنهٔ کندل باید آن طرفِ سقف یا کف بسته شود. اگر فقط سایه (فتیله) رد شده و بدنه برگشته، شکست تأیید نشده است. اگر خواندنِ بدنه و سایه برایتان تازه است، آموزش نمودار کندل را ببینید.
- سقف یا کفِ واقعاً مهم. سقفی که شکسته میشود باید یک سوئینگِ روشن باشد، نه یک دندانهٔ کوچک وسطِ حرکت. قاعدهٔ ساده: نقطهای که دو سه کندل در هر طرفش پایینتر (برای سقف) یا بالاتر (برای کف) بسته شدهاند.
- تایمفریمِ درست. شکستی که در نمودارِ ۵ دقیقهای میبینید، در نمودارِ روزانه شاید فقط یک لرزش باشد. اول روشن کنید در کدام تایم فریم تصمیم میگیرید و ساختار را در همان بخوانید.
- قدرت و حجم. شکستی که با کندلِ بلند و حجمِ بیشتر از معمول رخ میدهد معتبرتر است. شکستی که با کندلِ کوچک و حجمِ کم انجام شده، زودتر برمیگردد.
پس شکست تأییدشده یعنی بدنهٔ کندل، آن طرفِ یک سقف یا کفِ مهم، در تایمفریمِ خودتان، بسته شده باشد.
شکستِ واقعی یا جمعکردنِ نقدینگی؟
بالای سقفها و زیرِ کفها معمولاً پر از حدِ ضرر است. خیلیها حدِ ضررشان را درست زیرِ کفِ قبلی میگذارند. در سبکِ اسمارت مانی میگویند بازیگرانِ بزرگ گاهی قیمت را کمی آن طرفِ سقف یا کف میبرند تا این سفارشها فعال شوند و بعد قیمت را برمیگردانند. به این کار «جمعکردنِ نقدینگی» (Liquidity Sweep) میگویند.
نشانهٔ آن روی نمودار ساده است: سایه از سقف یا کف رد میشود، ولی بدنه برمیگردد و داخلِ محدودهٔ قبلی بسته میشود. این همان چیزی است که در تحلیلِ کلاسیک به آن شکستِ کاذب میگویند. مقالهٔ تله خرسی و تله گاوی همین دام را با جزئیات توضیح داده است.
ساختارِ داخلی و ساختارِ خارجی
یک روندِ بزرگ از روندهای کوچکتر ساخته شده است، مثلِ عروسکهای تودرتوی روسی. به سقف و کفهای بزرگ و روشن «ساختارِ خارجی» (External Structure) میگویند. به سقف و کفهای کوچکی که درونِ یک موجِ اصلاحی ساخته میشوند «ساختارِ داخلی» (Internal Structure) میگویند.
چرا این تفکیک مهم است؟ چون وسطِ یک پولبک در روندِ صعودی، ساختارِ داخلی ممکن است کاملاً نزولی باشد. اگر این دو را قاطی کنید، هر شکستِ کوچکِ داخلی را CHoCH میبینید و از هر روندی زود بیرون میپرید. قاعدهٔ من این است: جهت را از ساختارِ خارجی بگیرید، و از ساختارِ داخلی فقط برای پیدا کردنِ لحظهٔ ورود استفاده کنید.
استراتژی BOS: معامله با شکست ساختار، قدمبهقدم
رایجترین استراتژی BOS این است که بعد از شکست، دنبالِ قیمت ندوید. صبر کنید قیمت کمی برگردد (به این برگشت پولبک میگویند) و بعد در جهتِ روند وارد شوید. مثلِ اتوبوسی که رفته؛ دنبالش ندوید، ایستگاهِ بعدی منتظرش بمانید.
- جهتِ اصلی را از تایمفریمِ بالاتر بگیرید. مثلاً اگر در نمودارِ روزانه سقف و کفها بالا میروند، فقط دنبالِ خرید باشید.
- منتظرِ یک BOS تأییدشده بمانید. با همان چهار شرطِ بالا.
- ناحیهٔ برگشت را علامت بزنید. معمولاً یکی از اینها: سقفِ شکستهشده که حالا ممکن است نقشِ حمایت را بازی کند؛ ناحیهٔ تقاضایی که شکست از آنجا شروع شد؛ یا اردر بلاک، یعنی آخرین کندلِ مخالف پیش از حرکتِ تند. بعضیها سطحهای فیبوناچی را هم کنارش میگذارند.
- منتظرِ نشانهٔ برگشت در آن ناحیه بمانید. یک کندلِ برگشتی، یا یک BOS کوچک در تایمفریمِ پایینتر.
- حدِ ضرر را منطقی بگذارید. معمولاً کمی زیرِ آخرین کفِ بالاتر. اگر قیمت آنجا را بشکند، ساختار عوض شده و دلیلِ ورودتان از بین رفته است.
- هدف را پیش از ورود روشن کنید. مثلاً سقفِ بعدی یا مقاومتِ مهمِ بعدی. اگر سودِ احتمالی دستکم دو برابرِ ضررِ احتمالی نیست، معامله را رها کنید. نسبت ریسک به ریوارد را همینجا حساب کنید.
پس استراتژی BOS سه کلمه است: شکست، صبر، پولبک. بیشترِ ضررها از حذفِ کلمهٔ وسط میآید.
یک مثالِ عددی در بورس تهران
بیایید با هم یک نمونهٔ فرضی را حساب کنیم. عددها مثالاند و به هیچ سهمِ واقعی ربط ندارند.
فرض کنید سهمی در نمودارِ روزانه این مسیر را رفته است: از ۸۰۰ تومان بالا رفته تا ۱٬۰۰۰ تومان (سقف)، بعد اصلاح کرده تا ۹۲۰ تومان (کفِ بالاتر). حالا یک روز با کندلی بلند و حجمی بیشتر از میانگین، در ۱٬۰۴۰ تومان بسته میشود. بدنه بالای ۱٬۰۰۰ بسته شده؛ پس BOS صعودی داریم.
ما دنبالش نمیدویم. چند روز بعد قیمت به ۱٬۰۱۰ تومان برمیگردد، یعنی نزدیکِ همان سقفِ شکستهشده، و آنجا یک کندلِ برگشتیِ سبز میسازد. نقشهٔ معامله این میشود:
| بخش | قیمت | توضیح |
|---|---|---|
| ورود | ۱٬۰۱۰ تومان | پولبک به سقفِ شکستهشده |
| حدِ ضرر | ۹۰۰ تومان | کمی زیرِ کفِ بالاترِ ۹۲۰ |
| هدف | ۱٬۲۴۰ تومان | مقاومتِ قدیمیِ بعدی روی نمودار |
| ضررِ احتمالی | ۱۱۰ تومان | حدودِ ۱۱٪ |
| سودِ احتمالی | ۲۳۰ تومان | حدودِ ۲۳٪، یعنی حدودِ دو برابرِ ضرر |
حالا این را به پول ترجمه کنیم. اگر ۱۰ میلیون تومان سرمایه دارید و نمیخواهید در یک معامله بیشتر از ۲٪ آن، یعنی ۲۰۰ هزار تومان، ضرر کنید، ۲۰۰ هزار را بر ۱۱۰ تقسیم کنید. میشود حدودِ ۱٬۸۰۰ سهم، یعنی حدودِ ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خرید. نه همهٔ ۱۰ میلیون. این حساب همان مدیریت سرمایه و ریسک است و از خودِ BOS مهمتر است.
اگر قیمت به جای بالا رفتن، زیرِ ۹۲۰ تومان بسته شود چه؟ این یک CHoCH نزولی است. حدِ ضرر فعال میشود و معامله را با ضررِ کنترلشده میبندیم. پس در این روش، خودِ ساختار هم دلیلِ ورود است و هم دلیلِ خروج.
BOS در بورس ایران، طلا و فارکس چه فرقی دارد؟
منطقِ شکست ساختار همهجا یکی است. «BOS در فارکس چیست» همان جوابی را دارد که در سهم و طلا دارد. ولی بورس تهران چند ویژگیِ خاص دارد که نمودار را گمراهکننده میکند:
- دامنهٔ نوسان و صف. قیمتِ روزانه سقف و کفِ مجاز دارد. وقتی سهمی صفِ خرید یا فروش میشود، کندلِ آن روز حرکتِ واقعی را نشان نمیدهد. شکستی که با صف رخ داده، فردا ممکن است با بازشدنِ صف کاملاً برگردد.
- نمودارِ تعدیلشده. بعد از افزایش سرمایه یا پرداختِ سود، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید. در نمودارِ تعدیلنشده این افت شبیهِ یک CHoCH بزرگ است، در حالی که هیچ تغییرِ روندی رخ نداده. همیشه با نمودارِ تعدیلشده کار کنید.
- سهمهای کمحجم. در نمادی که روزی چند معاملهٔ کوچک دارد، یک خریدارِ تنها میتواند سقف را بشکند. ساختار را در سهمهای پرمعامله جدی بگیرید.
- طلا و دلار. نمودارِ طلا و سکه بیشتر از هر چیز به دلار و انسِ جهانی وابسته است. شکست ساختار در نمودارِ سکه یا صندوقِ طلا را کنارِ نمودارِ قیمت دلار هم ببینید؛ گاهی یک خبرِ ارزی کلِ ساختار را در یک روز به هم میریزد.
پس در بورس ایران، پیش از اعتماد به هر BOS، بپرسید: صف بود؟ نمودار تعدیل شده؟ حجم کافی بود؟
BOS چه ربطی به خط روند و نظریههای کلاسیک دارد؟
کسی که خط روند را میشناسد، در واقع ساختار بازار را هم میشناسد. خط روندِ صعودی را از وصلکردنِ کفهای بالاتر میکشیم. تفاوت این است که BOS به یک خطِ مورب تکیه نمیکند، بلکه به خودِ سقف و کفهای افقی. برای همین کمتر به اینکه «خط را کجا بکشیم» حساس است.
این ایده هم تازه نیست. نظریهٔ داو، که پایهٔ تحلیل تکنیکال است، از اول همین را میگفت: روندِ صعودی یعنی سقف و کفهای بالاتر، و روند تا وقتی ادامه دارد که نشانهٔ روشنی از برگشت نیامده باشد. سبکهای تازهتر مثلِ ICT فقط برای این نقطهها اسمهای دقیقتری گذاشتهاند. اگر میخواهید ببینید هر سبکِ پرایس اکشن ساختار را چطور میخواند، انواع سبکهای پرایس اکشن و پرایس اکشن عرضه و تقاضا را بخوانید.
پنج اشتباهِ رایج در کار با BOS
- هر سایه را شکست حساب کردن. بدون بستهشدنِ بدنه، شکست نداریم. سایهای که رد شده و برگشته، بیشتر نشانهٔ تله است تا ادامهٔ روند.
- دنبالِ قیمت دویدن. خرید درست در اوجِ کندلِ شکست، یعنی حدِ ضررِ دور و نسبتِ سود به ضررِ بد. صبر برای پولبک ارزانتر است.
- قاطی کردنِ تایمفریمها. جهت را از روزانه گرفتن و با یک شکستِ ۱۵ دقیقهای خلافش معامله کردن، یعنی دو بازی همزمان.
- هر CHoCH را برگشتِ قطعی دانستن. CHoCH یک هشدار است. تا ساختارِ تازه با یک BOS خودش را ثابت نکرده، روند عوض نشده است.
- فراموش کردنِ حدِ ضرر. BOS احتمال را کمی به نفعِ شما میکند، نه بیشتر. هیچ الگویی همیشه درست نیست، و بدونِ حدِ ضرر یک اشتباه میتواند سودِ چند معاملهٔ خوب را ببرد.
چکلیستِ پیش از معامله با شکست ساختار
- روندِ تایمفریمِ بالاتر را نوشتهام: صعودی، نزولی یا رنج.
- سقف یا کفی که شکسته شده، یک سوئینگِ روشن است.
- بدنهٔ کندل آن طرفِ سطح بسته شده، نه فقط سایه.
- شکست با صف، سهمِ کمحجم یا نمودارِ تعدیلنشده نبوده است.
- ناحیهٔ پولبک و نشانهٔ ورود را از قبل مشخص کردهام.
- حدِ ضرر کمی آن طرفِ آخرین کف (یا سقف) است.
- سودِ احتمالی دستکم دو برابرِ ضررِ احتمالی است.
- حجمِ معامله را طوری حساب کردهام که ضرر از ۱ تا ۲ درصدِ سرمایه بیشتر نشود.
این چکلیست را میتوانید روی همان نموداری که در تریدینگ ویو یا نرمافزارِ کارگزاریتان باز میکنید، قدمبهقدم مرور کنید.
سوالات متداول
BOS در ترید چیست؟
BOS یا شکست ساختار یعنی قیمت در روند صعودی آخرین سقف مهم را بشکند و بالای آن بسته شود، یا در روند نزولی آخرین کف مهم را بشکند و زیر آن بسته شود. این شکست نشان میدهد روند فعلی هنوز ادامه دارد.
BOS و CHoCH چه فرقی دارند؟
BOS همجهت با روند است و ادامهٔ آن را تأیید میکند. CHoCH خلاف جهت روند است، مثلاً شکستن آخرین کف بالاتر در روند صعودی، و هشدار میدهد که روند شاید در حال تغییر باشد. BOS در یک روند بارها رخ میدهد، CHoCH معمولاً یک بار.
BMS در ترید یعنی چه؟
BMS مخفف Break in Market Structure یعنی شکست در ساختار بازار است. بعضی آموزشها آن را همان BOS میدانند و بعضی برای شکست برگشتی، یعنی همان CHoCH یا MSS، به کار میبرند. برای فهم درست، ببینید شکست همجهت روند است یا خلاف آن.
شکست ساختار بازار چطور تأیید میشود؟
بدنهٔ کندل باید آن طرف یک سقف یا کف مهم بسته شود، نه فقط سایه. شکست باید در تایمفریمی که در آن تصمیم میگیرید رخ دهد و بهتر است با کندل بلند و حجم بیشتر از معمول همراه باشد. سایهای که رد شده و برگشته معمولاً شکست کاذب است.
استراتژی BOS چطور کار میکند؟
جهت را از تایمفریم بالاتر میگیرید، منتظر یک BOS تأییدشده میمانید، بعد صبر میکنید قیمت به ناحیهای مثل سقف شکستهشده یا اردر بلاک برگردد. با نشانهٔ برگشت وارد میشوید، حد ضرر را زیر آخرین کف بالاتر میگذارید و هدف را پیش از ورود تعیین میکنید.
BOS در فارکس با بورس فرقی دارد؟
مفهوم BOS در همهٔ بازارها یکی است و روی هر نموداری با سقف و کف کار میکند. ولی در بورس تهران صف خرید و فروش، دامنهٔ نوسان، نمودار تعدیلنشده بعد از افزایش سرمایه و سهمهای کمحجم میتوانند شکستهای گمراهکننده بسازند و باید جدا بررسی شوند.
BOS در کدام تایمفریم معتبرتر است؟
شکست ساختار در همهٔ تایمفریمها دیده میشود، ولی شکست در تایمفریمهای بالاتر مثل روزانه و هفتگی وزن بیشتری دارد. روش رایج این است که جهت را از تایمفریم بالا بگیرید و برای پیدا کردن لحظهٔ ورود، ساختار تایمفریم پایینتر را دنبال کنید.
آیا BOS همیشه درست کار میکند؟
نه. BOS فقط احتمال ادامهٔ روند را بیشتر میکند و هیچ تضمینی نمیدهد. خیلی از شکستها برمیگردند، بهخصوص وقتی بازیگران بزرگ نقدینگی بالای سقف یا زیر کف را جمع میکنند. برای همین هر معامله با BOS باید حد ضرر و حجم حسابشده داشته باشد.
جمعبندی
BOS یعنی قیمت از پاگردِ قبلی رد شده و روند هنوز نفس دارد. CHoCH یعنی برای اولین بار از پاگردِ قبلی پایینتر رفته و باید گوش به زنگ بود. BMS هم بسته به آموزش، اسمِ دیگرِ یکی از این دوست. همهٔ اینها روی یک پایه سوار است: سقفها و کفها کجا ساخته میشوند.
پس دفعهٔ بعد که نموداری باز کردید، پیش از هر اندیکاتوری سه سؤال بپرسید: آخرین سقف و کفِ مهم کجاست؟ بدنهٔ کندل کدام را شکسته؟ اگر اشتباه کرده باشم، کجا میفهمم؟ کسی که جوابِ این سه را بداند، نصفِ راهِ خواندنِ ساختار بازار را رفته است. تصمیمِ نهایی برای هر معامله هم با خودتان است.
