هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

پرایس اکشن چیست؟ آموزش پرایس اکشن و مهم‌ترین الگوهای آن

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. پرایس اکشن چیست؟ تعریف به زبان ساده
  2. نمودار به ما چه می‌گوید؟ سه پرسش
  3. پایه‌های پرایس اکشن، پیش از الگوها
  4. ۱. کندل‌ها: الفبای پرایس اکشن
  5. ۲. ساختار بازار: سقف‌ها و کف‌ها
  6. ۳. حمایت و مقاومت؛ عرضه و تقاضا
  7. ۴. روند، خط روند، شکست و پولبک
  8. الگوهای پرایس اکشن: سه الگوی اصلی و چند الگوی دیگر
  9. پین بار (Pin Bar): قیمتی که پس زده شد
  10. اینساید بار (Inside Bar): مکثِ بازار
  11. کندل پوشا (Engulfing): عوض‌شدنِ صاحبِ بازار
  12. الگوهای کندلیِ دیگر
  13. الگوهای نموداری در پرایس اکشن
  14. جای الگو مهم‌تر از خودِ الگوست: چک‌لیستِ اعتبارِ سیگنال
  15. مثال عددی: یک پین بار در بورس ایران، از کندل تا تعدادِ سهم
  16. پرایس اکشن در بورس ایران چه فرقی دارد؟
  17. پرایس اکشن بهتر است یا اندیکاتور؟
  18. سبک‌های پرایس اکشن
  19. آموزش پرایس اکشن: از کجا شروع کنیم؟
  20. شش اشتباهِ رایج در پرایس اکشن
  21. مزایا و محدودیت‌های پرایس اکشن
  22. سوالات متداول
  23. جمع‌بندی
پرایس اکشن

پرایس اکشن (Price Action) یعنی تصمیم‌گرفتن برای خرید و فروش فقط با نگاه به رفتارِ خودِ قیمت روی نمودار، بی آنکه به اندیکاتور تکیه کنیم. معامله‌گرِ پرایس اکشن کندل‌ها، سقف‌ها و کف‌ها و واکنشِ قیمت به حمایت و مقاومت را می‌خواند. از همین‌ها می‌فهمد خریداران دستِ بالا را دارند یا فروشندگان، و جای خرید و حدِ ضررش را پیدا می‌کند.

خیلی‌ها این اسم را شنیده‌اند و فکر می‌کنند چیزِ پیچیده‌ای است. نیست. بیایید با هم، قدم‌به‌قدم، ببینیم پرایس اکشن چه می‌گوید، سه الگوی اصلی‌اش را چطور بشناسیم، و یک مثالِ عددی را تا آخر حساب کنیم: از دیدنِ یک کندل تا اینکه دقیقاً چند سهم بخریم.

پرایس اکشن چیست؟ تعریف به زبان ساده

«پرایس» یعنی قیمت و «اکشن» یعنی حرکت یا رفتار. پس پرایس اکشن یعنی «رفتارِ قیمت». به همین سادگی.

ایدهٔ اصلی‌اش این است: هر اتفاقی که در بازار می‌افتد، آخرش خودش را در قیمت نشان می‌دهد. خبرِ خوب، گزارشِ مالیِ بد، ترسِ مردم، طمعِ مردم. همه در نهایت در شکلِ کندل‌ها دیده می‌شوند. پس به‌جای اینکه قیمت را از پشتِ فرمولِ یک اندیکاتور ببینیم، مستقیم به خودِ قیمت نگاه می‌کنیم.

یک مثالِ آشنا بزنم. فرض کنید هر روز به میوه‌فروشیِ محل می‌روید. لازم نیست کسی برایتان گزارش بنویسد. خودتان می‌بینید گوجه کِی گران شد، کِی مردم صف کشیدند و کِی جعبه‌ها دست‌نخورده ماند. پرایس اکشن همین نگاهِ دقیق است، فقط روی نمودار.

پرایس اکشن شاخه‌ای از تحلیل تکنیکال است. فرقش این است که نمودارِ معامله‌گرِ پرایس اکشن معمولاً «تمیز» است: چند خطِ افقی، شاید یک خطِ روند، و خودِ کندل‌ها. اگر اندیکاتوری هم باشد، فقط کمک‌دست است، نه تصمیم‌گیر.

من بیش از بیست سال است در بازار سرمایه کار می‌کنم و به نظرم پرایس اکشن پیش از آنکه یک «روش» باشد، یک «سواد» است. حتی کسی که با اندیکاتور یا تحلیل بنیادی کار می‌کند، اگر نداند قیمت کنارِ یک سطحِ مهم چه رفتاری کرده، نیمی از تصویر را نمی‌بیند.

نمودار به ما چه می‌گوید؟ سه پرسش

هر بار که به نمودار نگاه می‌کنید، سه پرسش از آن بپرسید:

  • جهت: قیمت دارد بالا می‌رود، پایین می‌آید، یا درجا می‌زند؟ (درجا زدن را «رنج» می‌گویند، یعنی قیمت بینِ یک کف و یک سقف بالا و پایین می‌رود.)
  • قدرت: حرکت‌ها بلند و پرزورند، یا کوتاه و خسته؟
  • محل: قیمت الان کجاست؟ وسطِ راه، یا کنارِ جایی که قبلاً برگشته است؟

توصیهٔ من این است که فقط وقتی وارد شوید که جوابِ هر سه پرسش با هم جور باشد. بیشترِ کسانی که با پرایس اکشن ضرر می‌کنند، پرسشِ سوم را فراموش کرده‌اند. پس «محل» را هیچ‌وقت از قلم نیندازید.

پایه‌های پرایس اکشن، پیش از الگوها

الگوها بدونِ این پایه‌ها معنا ندارند. یک پین بار وسطِ جایی بی‌اهمیت، فقط یک کندل است. همان پین بار روی یک حمایتِ محکم و در جهتِ روند، یک سیگنالِ جدی است. مثلِ این است که یک کلمه را بدونِ جمله بخوانید؛ معنایش معلوم نیست.

۱. کندل‌ها: الفبای پرایس اکشن

برای پرایس اکشن معمولاً از نمودارِ شمعی یا کندلی استفاده می‌کنیم. هر کندل چهار قیمت را یک‌جا نشان می‌دهد: قیمتِ شروع، قیمتِ پایانی، بیشترین قیمت و کمترین قیمت. اگر هنوز با اجزای آن آشنا نیستید، اول مطلبِ نمودار کندل و اجزای آن را بخوانید.

پرایس اکشن و الگوهای شمعی

هر کندل، بسته به تایم فریم، یعنی بازهٔ زمانیِ نمودار، رفتارِ قیمت در یک دوره را نشان می‌دهد. در نمودارِ روزانه، هر کندل یعنی یک روزِ معاملاتی. اگر قیمت آخرِ روز بالاتر از اولِ روز باشد، کندل صعودی است و معمولاً سبز. اگر پایین‌تر باشد، نزولی است و معمولاً قرمز.

شمع‌های پرکاربرد در پرایس اکشن

کندل را مثلِ یک طناب‌کشی ببینید. یک طرف خریداران‌اند، طرفِ دیگر فروشندگان. خطِ نازکِ بالا و پایینِ کندل را «سایه» می‌گویند. سایه نشان می‌دهد طناب تا کجا کشیده شد و بعد برگشت.

سایهٔ بلندِ پایینی یعنی فروشندگان قیمت را تا پایین کشیدند، ولی خریداران آن را برگرداندند. پس در آن قیمت، خریدار بوده است. بدنهٔ بلند و بی‌سایه هم یعنی یک طرف از اول تا آخرِ روز بی‌رقیب بوده است.

۲. ساختار بازار: سقف‌ها و کف‌ها

ساختار بازار یعنی ترتیبِ سقف‌ها و کف‌ها. روندِ صعودی مثلِ بالا رفتن از پله است: هر سقف بالاتر از سقفِ قبلی، هر کف هم بالاتر از کفِ قبلی. روندِ نزولی برعکس است؛ پله‌ها رو به پایین‌اند.

حالا فرض کنید در روندِ صعودی، قیمت کفِ قبلی را بشکند و پایین‌تر برود. یعنی یک پله را جا انداخته و افتاده است. به این «شکستِ ساختار» می‌گویند. این اولین هشدار است که شاید روند دارد عوض می‌شود.

ساختار بازار در پرایس اکشن: سقف و کف‌های بالاتر در روند صعودی و شکست ساختار
در روند صعودی سقف‌ها و کف‌ها بالاتر می‌روند؛ شکستِ آخرین کفِ بالاتر نخستین هشدارِ تغییر روند است.

قیمت معمولاً در یکی از سه حالت است:

  • روند (Trending): قیمت در یک جهت حرکت می‌کند.
  • اصلاح (Retracement): قیمت کمی خلافِ روند برمی‌گردد، مثلِ کسی که وسطِ کوه‌پیمایی چند قدم عقب می‌آید تا نفس تازه کند.
  • تثبیت یا رنج (Consolidation): قیمت بینِ یک کف و یک سقف درجا می‌زند.

هر کدام از این حالت‌ها درونِ خودش حرکت‌های کوچک‌تری دارد. به حرکت‌های بزرگ «ماژور» (Major) و به حرکت‌های کوچکِ درونی «ماینور» (Minor) می‌گویند.

نمونهٔ زیر نمودارِ روزانهٔ بیت‌کوین در یک دورهٔ قدیمی است. قیمت از حدودِ ۵۹٬۷۰۰ دلار، در یک کانالِ نزولی، تا حدودِ ۳۲٬۵۰۰ دلار پایین آمد. بعد بینِ حدودِ ۳۲٬۵۰۰ و ۴۰ هزار دلار درجا زد. کندل‌هایی که هر روز پایین‌تر از روزِ قبل بسته می‌شدند، همان پله‌های رو به پایین بودند.

تحلیل روند بوسیله پرایس اکشن

بعد از هر حرکتِ بزرگ، معمولاً یک دورهٔ استراحت می‌آید. اینکه قیمت از این استراحت به کدام طرف می‌رود را از پیش نمی‌دانیم. پس کارِ ما پیشگویی نیست؛ صبر می‌کنیم و می‌بینیم قیمت در لبه‌های این محدوده چه رفتاری می‌کند.

۳. حمایت و مقاومت؛ عرضه و تقاضا

حمایت یعنی قیمتی که قبلاً خریداران آنجا زیاد شده‌اند. مقاومت یعنی قیمتی که قبلاً فروشندگان آنجا زیاد شده‌اند. حمایت مثلِ کفِ اتاق است و مقاومت مثلِ سقف.

چرا این‌طور است؟ مثالی از زندگی بزنم. فرض کنید مرغ چند وقت پیش کیلویی فلان قیمت بوده و هر بار به آن قیمت رسیده، مردم بیشتر خریده‌اند. دفعهٔ بعد که قیمت به همان‌جا برسد، باز همان مشتری‌ها می‌آیند. بازار هم «حافظه» دارد.

یک نکتهٔ مهم: می‌گویم «ناحیه»، نه «خط». قیمت دقیقاً روی یک عدد برنمی‌گردد؛ یک محدوده است. شیوهٔ رسمِ درستِ این ناحیه‌ها را در مقالهٔ نواحی حمایتی و مقاومتی مفصل گفته‌ام.

بعضی‌ها به‌جای حمایت و مقاومت از «ناحیهٔ عرضه و تقاضا» حرف می‌زنند. یعنی جایی که قیمت ناگهان با یک حرکتِ تند از آن فرار کرده است. احتمالاً آنجا هنوز سفارش‌های خرید یا فروشِ انجام‌نشده‌ای مانده است. این نگاه پایهٔ سبکِ پرایس اکشن عرضه و تقاضا (سم سیدن) است.

برای اینکه بفهمند اصلاح تا کجا ممکن است عمیق شود، خیلی از معامله‌گران سطح‌های فیبوناچی را هم کنارِ پرایس اکشن می‌گذارند. فیبوناچی چند درصدِ مشخص از یک حرکت است، مثلاً ۳۸٪ یا ۵۰٪ یا ۶۲٪، که قیمت اغلب کنارِ آن‌ها مکث می‌کند.

در نمونهٔ زیر، بیت‌کوین در نمودارِ روزانه از حدودِ ۳۰٬۵۰۰ تا حدودِ ۵۸ هزار دلار بالا رفت. بعد تا حدودِ ۴۴٬۴۰۰ دلار برگشت. یعنی تقریباً نصفِ راهی را که آمده بود پس داد؛ همان سطحِ ۵۰٪ فیبوناچی.

سطوح حمایت و مقاومت در پرایس اکشن

درست در همان ناحیه یک کندلِ قرمز با سایهٔ پایینیِ بلند شکل گرفت؛ یعنی یک پین بار. بعد از آن، روندِ صعودی دوباره راه افتاد. آن سقفِ حدودِ ۵۸ هزار دلاری هم بعدها به مقاومتی تبدیل شد که جلوی بالا رفتن‌های بعدی را گرفت. پس سطح‌های قدیمی فراموش نمی‌شوند.

۴. روند، خط روند، شکست و پولبک

ساده‌ترین قاعدهٔ پرایس اکشن برای تازه‌کارها این است: هم‌جهتِ روندِ اصلی معامله کنید، نه خلافِ آن. مثلِ شنا کردن در رودخانه است؛ هم‌جهتِ آب راحت‌تر جلو می‌روید. خطِ روند هم کمک می‌کند جهت و شیبِ حرکت را ببینید.

وقتی قیمت یک سطحِ مهم یا خطِ روند را می‌شکند، آدمِ محتاط فوراً نمی‌پرد وسط. صبر می‌کند تا قیمت برگردد و سطحِ شکسته را از آن طرف لمس کند. به این برگشت «پولبک» می‌گویند. مثلِ این است که در را قفل کرده‌اید و یک بار دیگر دستگیره را امتحان می‌کنید. اگر سقفِ قبلی حالا نقشِ کف را بازی کند، شکست معتبرتر است.

همهٔ شکست‌ها واقعی نیستند. گاهی قیمت سطح را می‌شکند، آدم‌های عجول را به خرید می‌کشاند و زود برمی‌گردد. به این «شکستِ کاذب» یا «تله» می‌گویند. پس یکی از دلیل‌های صبر برای پولبک همین است: تا مطمئن نشده‌اید، در تله نیفتید.

الگوهای پرایس اکشن: سه الگوی اصلی و چند الگوی دیگر

الگوهای پرایس اکشن دو دسته‌اند. دستهٔ اول الگوهای کندلیاند که از یک تا سه کندل ساخته می‌شوند. دستهٔ دوم الگوهای نموداریاند که از ده‌ها کندل شکل می‌گیرند. بیشترِ معامله‌گرانِ پرایس اکشن روی دستهٔ اول تمرکز می‌کنند، چون جای ورود و حدِ ضرر را دقیق‌تر نشان می‌دهد.

سه الگوی اصلی پرایس اکشن: پین بار، اینساید بار و کندل پوشا
نسخهٔ صعودیِ سه الگوی پایهٔ پرایس اکشن، با نقطهٔ ورود و محلِ حدِ ضررِ رایج.

پین بار (Pin Bar): قیمتی که پس زده شد

پین بار کندلی است با بدنهٔ کوچک و یک سایهٔ بلند؛ سایه‌ای که دست‌کم دو برابرِ بدنه است. معنایش ساده است: قیمت به یک طرف هل داده شد، ولی پس زده شد.

مثلِ توپی است که محکم به زمین می‌زنید و بالا برمی‌گردد. پین بارِ صعودی سایهٔ بلندِ پایینی دارد و وقتی روی حمایت بیاید معنا دارد. پین بارِ نزولی سایهٔ بلندِ بالایی دارد و روی مقاومت معنا دارد.

ورودِ رایج در پین بارِ صعودی این است: صبر کنید کندل بسته شود، بعد وقتی قیمت از سقفِ پین بار بالاتر رفت، بخرید. حدِ ضرر را کمی زیرِ نوکِ سایه بگذارید. انواع و شرط‌های پین بارِ معتبر را در مطلبِ پین بار چیست آورده‌ام.

اینساید بار (Inside Bar): مکثِ بازار

اینساید بار الگویی دوکندلی است. کندلِ دوم کاملاً درونِ کندلِ اول جا می‌شود: سقفش پایین‌تر و کفش بالاتر است. به کندلِ اول «کندلِ مادر» می‌گویند، چون کندلِ دوم مثلِ بچه در آغوشِ آن است.

معنایش مکث است. بازار نفس می‌گیرد. مثلِ زودپزی است که بخار در آن جمع می‌شود و منتظر است از یک طرف بیرون بزند.

اینساید بار بیشتر در روندهای قوی به کار می‌آید و معمولاً خبر از ادامهٔ روند می‌دهد. ورود وقتی است که قیمت کندلِ مادر را در جهتِ روند بشکند. حدِ ضرر هم آن طرفِ کندلِ مادر است.

گاهی قیمت کندلِ مادر را به یک طرف می‌شکند، ولی زود برمی‌گردد و طرفِ دیگر را می‌شکند. به این «فیکی» (Fakey) می‌گویند. مثلِ دریبلِ فوتبالیست است: بدن را به یک طرف می‌برد و از طرفِ دیگر رد می‌شود. فیکی خودش یک سیگنال است، در جهتِ مخالفِ شکستِ اول.

کندل پوشا (Engulfing): عوض‌شدنِ صاحبِ بازار

در الگوی پوشا، بدنهٔ کندلِ دوم کلِ بدنهٔ کندلِ اول را می‌پوشاند و رنگش هم برعکس است. در پوشای صعودی، اول یک کندلِ قرمز می‌آید و بعد یک کندلِ سبزِ بزرگ‌تر که آن را کاملاً می‌بلعد.

به همان طناب‌کشی برگردیم. دیروز فروشندگان طناب را کشیدند. امروز خریداران نه‌تنها طناب را برگرداندند، بلکه از جای دیروز هم جلوتر بردند. یعنی صاحبِ بازار عوض شده است.

پوشا وقتی ارزش دارد که بعد از یک حرکتِ مشخص و روی یک سطحِ مهم بیاید. هرچه کندلِ پوشا نسبت به کندل‌های اطرافش بزرگ‌تر باشد، سیگنال قوی‌تر است. پوشای کوچک وسطِ یک رنجِ شلوغ تقریباً هیچ معنایی ندارد.

الگوهای کندلیِ دیگر

دوجی، چکش، ستارهٔ صبحگاهی و مرد آویزان هم در پرایس اکشن کاربرد دارند. ولی بیشترشان در اصل شکلِ دیگری از همان منطقِ پین بار و پوشا هستند. اگر آن دو را خوب بفهمید، این‌ها را هم راحت می‌فهمید. شکلِ هر کدام را در مطلبِ الگوهای شمعی مهم ببینید.

الگوهای نموداری در پرایس اکشن

سقف و کفِ دوقلو، سر و شانه، مثلث، پرچم و کنج الگوهای نموداری هستند. این‌ها در یک بازهٔ طولانی‌تر نشان می‌دهند کدام طرف دارد برنده می‌شود.

ترکیبِ رایج این است: الگوی نموداری «نقشه» را می‌کشد و الگوی کندلی در لبهٔ آن «ماشه» را می‌چکاند. مثلاً در الگوی سقفِ دوقلو، قیمت دو بار به یک سقف می‌خورد و نمی‌تواند بالاتر برود. اگر روی سقفِ دوم یک کندلِ پوشای نزولی ببینید، آن پوشا ماشه است.

جدولِ زیر الگوهای اصلی را کنارِ هم گذاشته است تا با یک نگاه فرقشان را ببینید:

مقایسهٔ الگوهای اصلی پرایس اکشن
الگوتعداد کندلپیامبهترین جاحدِ ضررِ رایج
پین بار۱قیمت از یک سطح پس زده شد؛ احتمالِ برگشتحمایت یا مقاومتِ مهم، آخرِ یک اصلاحآن طرفِ نوکِ سایه
اینساید بار۲مکث و جمع‌شدنِ انرژی؛ معمولاً ادامهٔ رونددرونِ روندِ قوی، بعد از حرکتِ تندآن طرفِ کندلِ مادر (یا وسطِ آن)
فیکی۳ و بیشترشکستِ کاذبِ اینساید بار؛ حرکت به طرفِ مخالفلبهٔ رنج یا سطحِ کلیدیآن طرفِ نوکِ شکستِ کاذب
کندل پوشا۲صاحبِ بازار عوض شدبعد از روند یا اصلاحِ مشخص، روی سطحآن طرفِ کندلِ پوشا
سقف/کفِ دوقلوده‌هاقیمت دو بار نتوانست سقف یا کف را بشکند؛ برگشتِ روندآخرِ یک روندِ طولانیآن طرفِ سقف یا کفِ دوم

اگر دقت کنید، ستونِ «بهترین جا» در همهٔ ردیف‌ها یک حرف می‌زند: الگو باید سرِ جای درستش باشد. پس بیایید ببینیم «جای درست» را چطور بسنجیم.

جای الگو مهم‌تر از خودِ الگوست: چک‌لیستِ اعتبارِ سیگنال

رایج‌ترین اشتباه در آموزش پرایس اکشن این است که الگو را جدا از جایش ببینیم. پیشنهادِ من این است که پیش از هر خرید این پنج پرسش را از خودتان بپرسید. اگر جوابِ دو تا از آن‌ها «نه» بود، معامله نکنید:

  1. روند در نمودارِ بزرگ‌تر چیست؟ اگر در نمودارِ هفتگی روند نزولی است، سیگنالِ خرید در نمودارِ روزانه خلافِ جریانِ آب است.
  2. الگو روی یک سطحِ واقعی شکل گرفته؟ حمایت، مقاومت، ناحیهٔ عرضه یا تقاضا، یا سطحی که شکسته و پولبک خورده.
  3. الگو بینِ کندل‌های اطرافش به چشم می‌آید؟ پین بارِ کوچک میانِ کندل‌های بزرگ وزنی ندارد.
  4. کندل بسته شده؟ تا کندل بسته نشده، الگو هنوز وجود ندارد. پین بارِ نیمه‌کاره ممکن است در دقیقه‌های آخر به یک کندلِ پرزورِ مخالف تبدیل شود.
  5. سودِ احتمالی دست‌کم دو برابرِ ضررِ احتمالی است؟ به این «نسبتِ ریسک به ریوارد» می‌گویند. اگر سقفِ بعدی خیلی نزدیک است، حتی سیگنالِ خوب هم ارزشِ خرید ندارد. حسابش را در مطلبِ نسبت ریسک به ریوارد ببینید.

پس الگو فقط یک «بله» به پرسشِ چهارم است. چهار پرسشِ دیگر را هم باید جواب داد.

مثال عددی: یک پین بار در بورس ایران، از کندل تا تعدادِ سهم

تا اینجا حرف زدیم. حالا بیایید با هم حساب کنیم. یک نکته: قیمتِ سهم در سامانه‌های بورس به ریال نمایش داده می‌شود؛ من اینجا همه را به تومان تبدیل کرده‌ام تا راحت‌تر بخوانید.

فرض کنید سهمِ «الف» در نمودارِ روزانه روندِ صعودی دارد. (این فقط مثال است، نه یک نمادِ واقعی.) قیمت در یک اصلاح به ناحیهٔ ۹۸۰ تا ۱٬۰۰۰ تومان برگشته است. این همان جایی است که دو ماه پیش سقف بود و شکسته شد. یعنی سقفِ دیروز حالا کفِ امروز است. روزِ بعد این کندل ساخته می‌شود:

  • قیمتِ شروع: ۱٬۰۰۵ تومان
  • کمترین قیمت: ۹۷۲ تومان
  • بیشترین قیمت: ۱٬۰۱۸ تومان
  • قیمتِ پایانی: ۱٬۰۱۲ تومان

حالا قدم‌به‌قدم حساب کنیم:

  1. طولِ کلِ کندل: ۱٬۰۱۸ منهای ۹۷۲ می‌شود ۴۶ تومان.
  2. بدنه: ۱٬۰۱۲ منهای ۱٬۰۰۵ می‌شود ۷ تومان؛ یعنی حدودِ ۱۵٪ از کلِ کندل. بدنه کوچک است.
  3. سایهٔ پایینی: ۱٬۰۰۵ منهای ۹۷۲ می‌شود ۳۳ تومان؛ بیش از چهار برابرِ بدنه.

پس یک پین بارِ صعودیِ تمیز داریم. روی یک سطحِ واقعی است و هم‌جهتِ روندِ اصلی. فروشندگان قیمت را تا ۹۷۲ تومان پایین کشیدند، ولی خریداران آن را تا نزدیکِ سقفِ روز برگرداندند.

جدولِ زیر برنامهٔ این معامله را نشان می‌دهد. فرض کرده‌ایم کلِ سرمایه ۵۰۰ میلیون تومان است و قاعده‌مان این است که در هر معامله حداکثر ۱٪ سرمایه را به خطر بیندازیم:

برنامهٔ معامله بر پایهٔ پین بار (مثال فرضی، به تومان)
موردعددتوضیح
نقطهٔ ورود۱٬۰۲۰ تومانکمی بالاتر از سقفِ پین بار
حدِ ضرر۹۶۸ تومانکمی زیرِ نوکِ سایه
ضررِ احتمالیِ هر سهم۵۲ تومانفاصلهٔ ورود تا حدِ ضرر
هدف۱٬۱۳۰ تومانسقفِ قبلی، یعنی مقاومتِ بعدی
سودِ احتمالیِ هر سهم۱۱۰ تومانحدودِ ۲ برابرِ ضررِ احتمالی (نسبتِ ۱ به ۲٫۱)
سرمایهٔ کل۵۰۰ میلیون تومانفرضِ مثال
بیشترین ضررِ قابل‌قبول (۱٪)۵ میلیون توماناگر حدِ ضرر بخورد، فقط همین را از دست می‌دهیم
تعدادِ سهمحدودِ ۹۶ هزار سهم۵ میلیون ÷ ۵۲؛ ارزشِ خرید حدودِ ۹۸ میلیون تومان

به ردیفِ آخر دقت کنید. تعدادِ سهم را هیجانِ الگو تعیین نکرد؛ فاصلهٔ حدِ ضرر تعیین کرد. اگر حدِ ضرر دو برابر دورتر بود، باید نصفِ این تعداد می‌خریدید. با این حساب، حتی اگر این معامله اشتباه از آب دربیاید، فقط ۱٪ سرمایه، یعنی ۵ میلیون تومان، از دست می‌رود. همین نکته را در مطلبِ استراتژی حد ضرر هم گفته‌ام.

پس دفعهٔ بعد که الگویی دیدید، اول این سه عدد را بنویسید: جای ورود، جای حدِ ضرر، و جای هدف. بعد تعدادِ سهم را از روی آن‌ها حساب کنید.

پرایس اکشن در بورس ایران چه فرقی دارد؟

بیشترِ کتاب‌ها و آموزش‌های پرایس اکشن برای بازارهایی نوشته شده‌اند که قیمت در آن‌ها در یک روز هر قدر بخواهد بالا و پایین می‌رود. بورس ایران این‌طور نیست. چند چیز را باید جدا در نظر بگیرید:

  • دامنهٔ نوسان: قیمت در یک روز فقط تا یک سقف و کفِ مجاز حرکت می‌کند. کندلی که به این سقف یا کف چسبیده، همهٔ داستان را نمی‌گوید. فشارِ واقعی را باید در صفِ خرید یا فروش دید.
  • صف و حدِ ضرر: وقتی سهم در صفِ فروش گیر می‌کند، حدِ ضررِ شما اجرا نمی‌شود. ممکن است فردا با قیمتِ پایین‌تری باز شود. پس در سهم‌های کم‌معامله، ضررِ واقعی می‌تواند از فاصلهٔ حدِ ضرر بیشتر شود.
  • تعدیلِ قیمت: بعد از مجمع و تقسیمِ سود یا افزایشِ سرمایه، قیمتِ سهم یک‌باره کم می‌شود، بی آنکه کسی ضرر کرده باشد. نمودارِ تعدیل‌نشده این‌ها را شبیهِ سقوط نشان می‌دهد. برای پرایس اکشن تقریباً همیشه نمودارِ تعدیل‌شده لازم است. فرقِ این دو را در مطلبِ نمودار تعدیل شده و بدون تعدیل توضیح داده‌ام.
  • حجمِ معاملات: در سهمی که هر روز معاملهٔ کمی دارد، یک سفارشِ بزرگ می‌تواند یک پین بارِ «قشنگ» بسازد که هیچ معنایی ندارد. الگو را در سهم‌های پرمعامله جدی‌تر بگیرید.

پرایس اکشن بهتر است یا اندیکاتور؟

خیلی‌ها این را از من می‌پرسند. جوابِ کوتاه: هیچ‌کدام به‌تنهایی برنده نیست؛ هر کدام کاری را بهتر انجام می‌دهد.

اندیکاتورها از روی خودِ قیمت ساخته می‌شوند. پس همیشه کمی دیرتر از قیمت خبر می‌دهند. مثلِ این است که خبرِ یک اتفاق را از زبانِ کسی بشنوید که خودش آن را دیده؛ تا به شما برسد، کمی گذشته است. در عوض اندیکاتور قاعدهٔ روشن‌تری دارد و کمتر به سلیقهٔ شما بستگی دارد.

جدولِ زیر فرق‌ها را کنارِ هم گذاشته است:

مقایسهٔ پرایس اکشن و اندیکاتور
ویژگیپرایس اکشناندیکاتور
سرعتِ سیگنالهم‌زمان با قیمتمعمولاً با کمی تأخیر
نیاز به برداشتِ شخصیزیاد؛ دو نفر ممکن است دو جور ببینندکمتر؛ عدد و قاعدهٔ مشخص دارد
زمانِ یادگیریطولانی؛ چشم باید تربیت شودبرای شروع کوتاه‌تر
جای حدِ ضررطبیعی و روشن (پشتِ سایه یا سطح)اغلب باید از خودِ نمودار گرفت
در بازارِ درجازن (رنج)خوب، اگر لبه‌ها را بشناسیداندیکاتورهای روندی سیگنالِ غلطِ زیادی می‌دهند
خطرِ اصلیدیدنِ الگو همه‌جااعتمادِ کورکورانه به سیگنال

پیشنهادِ من برای بیشترِ آدم‌ها ترکیب است. پرایس اکشن بگوید «کجا و کِی»، و یکی دو اندیکاتور مثلِ RSI فقط تأیید کنند یا هشدار بدهند. معرفیِ مهم‌ترین‌ها را در مطلبِ اندیکاتور چیست ببینید. نمودارِ شلوغ با پنج اندیکاتور معمولاً فقط دودلی می‌سازد.

سبک‌های پرایس اکشن

پرایس اکشن یک روشِ واحد نیست. چند مکتب دارد که پایه‌شان یکی است و در جزئیات فرق دارند:

  • پرایس اکشن کلاسیک (ال بروکس): خواندنِ نمودار کندل‌به‌کندل، شمردنِ تلاش‌های خریداران و فروشندگان، و تمرکز روی روند و رنج.
  • عرضه و تقاضا (سم سیدن): پیدا کردنِ جاهایی که قیمت با شتاب از آن‌ها فرار کرده و معامله در اولین برگشت به آن‌ها.
  • RTM: تمرکز بر ناحیه‌های عرضه و تقاضا، قدرتِ حرکت و ساختارِ بازار، با قاعده‌های مشخص برای اعتبارِ هر ناحیه.
  • وایکوف: شناختِ دوره‌هایی که پولِ بزرگ آرام‌آرام می‌خرد (انباشت) یا آرام‌آرام می‌فروشد (توزیع)، از روی رابطهٔ قیمت و حجم.
  • اسمارت مانی: سبکی تازه‌تر که می‌گوید پولِ بزرگ کجا سفارش گذاشته و کجا حدِ ضررِ دیگران را شکار می‌کند.

تاریخچه و فرقِ این مکتب‌ها را جداگانه در مطلبِ انواع سبک‌های پرایس اکشن نوشته‌ام. برای شروع لازم نیست یکی را انتخاب کنید. پایه‌هایی که بالاتر گفتیم در همه مشترک است.

آموزش پرایس اکشن: از کجا شروع کنیم؟

اگر از من بپرسید، این مسیر را پیشنهاد می‌کنم. هر قدم را تا وقتی روی نمودارهای گذشته بی‌خطا انجام نداده‌اید، رد نکنید:

  1. کندل‌خوانی: هر کندل را با این پرسش بخوانید: در این طناب‌کشی چه کسی برنده شد و چقدر؟
  2. ساختار بازار: روی ۲۰ نمودارِ مختلف سقف‌ها و کف‌ها را علامت بزنید. روند، رنج و شکستِ ساختار را تشخیص دهید.
  3. رسمِ سطح‌ها: حمایت و مقاومت را از نمودارِ بزرگ به کوچک رسم کنید؛ اول هفتگی، بعد روزانه.
  4. سه الگوی اصلی: فقط پین بار، اینساید بار و پوشا. بقیه بماند برای بعد.
  5. مدیریتِ ریسک: قاعدهٔ حجم و حدِ ضرر را پیش از اولین معامله روی کاغذ بنویسید؛ مثلاً «در هر معامله حداکثر ۱٪ سرمایه».
  6. تمرین روی گذشته و دفترچه: دست‌کم ۵۰ نمونه از یک الگو را روی نمودارهای گذشته پیدا کنید و نتیجهٔ هر کدام را بنویسید. به این تمرین «بک‌تست» و به آن دفترچه «ژورنال» می‌گویند. فقط بعد از آن، با پولِ کم شروع کنید.

اگر می‌خواهید این مسیر را با تمرینِ هدایت‌شده بروید، فهرستِ دوره‌های آموزشی را ببینید.

شش اشتباهِ رایج در پرایس اکشن

  • دیدنِ الگو همه‌جا: وقتی تازه پین بار را یاد گرفته‌اید، در هر نمودار ده‌ها پین بار می‌بینید. بیشترشان در جای بی‌اهمیت‌اند.
  • خرید پیش از بسته‌شدنِ کندل: عجله، الگوی نیمه‌کاره را به ضرر تبدیل می‌کند.
  • معامله در نمودارهای خیلی کوتاه: در نمودارِ پنج‌دقیقه‌ای سروصدای بی‌معنی زیاد است و کارمزدها سهمِ بزرگی از سود را می‌برد. برای شروع، روزانه و چهارساعته بهتر است.
  • حدِ ضررِ ذهنی: «اگر رسید فلان قیمت، می‌فروشم» در عمل تقریباً هیچ‌وقت اجرا نمی‌شود. حدِ ضرر را بنویسید.
  • پریدن از یک سبک به سبکِ دیگر: هر سبک چند ماه وقت می‌خواهد تا نتیجه‌اش معلوم شود. با چند ضررِ پشتِ سرِ هم سبک را عوض نکنید؛ دفترچه‌تان را بخوانید.
  • نادیده‌گرفتنِ خبر و بنیادِ شرکت: پرایس اکشن خبر را در قیمت می‌بیند. ولی پیش از مجمع، گزارشِ مهم یا تصمیمِ بزرگِ اقتصادی، رفتارِ قیمت ناپایدار است.

پس اگر فقط یک چیز از این فهرست یادتان بماند، این باشد: الگو بدونِ جای درست و بدونِ حدِ ضررِ نوشته‌شده، فقط یک شکلِ قشنگ است.

مزایا و محدودیت‌های پرایس اکشن

مزایا: نمودارِ ساده و خوانا، سیگنالِ هم‌زمان با قیمت، حدِ ضررِ منطقی و نزدیک، و کاربرد در همهٔ بازارها و بازه‌های زمانی، از سهام و طلا تا رمزارز. سادگی‌اش هم خودش امتیاز است. بعضی‌ها با شلوغ‌کردنِ بیش از حدِ تحلیل، خودشان را به اشتباه می‌اندازند.

محدودیت‌ها: برداشتِ شخصی در آن زیاد است؛ دو نفر ممکن است یک نمودار را دو جور بخوانند. یادگرفتنش هم وقت می‌برد. و به‌تنهایی نمی‌گوید قیمت چرا حرکت کرده است. برای سرمایه‌گذاریِ بلندمدت، پرایس اکشن بیشتر ابزارِ پیدا کردنِ زمانِ بهترِ خرید و فروش است تا انتخابِ خودِ دارایی.

در بازارِ رمزارزها یک نکتهٔ جدا هم هست. هر رمزارز رفتارِ قیمتیِ خودش را دارد و حجمِ معاملات و ارزشِ کلِ بازارش روی نوسان‌هایش اثر می‌گذارد. در رمزارزهای کوچک، یک خبر یا یک موجِ تبلیغاتی راحت سطح‌ها را می‌شکند. پس آنجا عاملِ بنیادی را هم کنارِ نمودار ببینید.

سوالات متداول

پرایس اکشن به زبان ساده چیست؟

پرایس اکشن یعنی تصمیم‌گرفتن برای خرید و فروش فقط با نگاه به رفتارِ خودِ قیمت روی نمودار. معامله‌گر کندل‌ها، سقف‌ها و کف‌ها و واکنشِ قیمت به حمایت و مقاومت را می‌خواند و به‌جای اندیکاتور، جای خرید و حدِ ضرر را از همین‌ها پیدا می‌کند.

مهم‌ترین الگوهای پرایس اکشن کدام‌اند؟

سه الگوی پایه پین بار، اینساید بار و کندل پوشا هستند. فیکی یا شکستِ کاذب، دوجی و چکش هم پرکاربردند. از الگوهای نموداری هم سقف و کفِ دوقلو، سر و شانه، مثلث و پرچم بیشتر به کار می‌روند.

پرایس اکشن بهتر است یا اندیکاتور؟

هیچ‌کدام به‌تنهایی برنده نیست. پرایس اکشن سریع‌تر است و جای حدِ ضرر را روشن‌تر نشان می‌دهد، ولی برداشتِ شخصی می‌خواهد. اندیکاتور قاعده‌مندتر ولی کندتر است. برای بیشترِ آدم‌ها ترکیبِ این دو بهتر است: پرایس اکشن برای جای ورود، یکی دو اندیکاتور برای تأیید.

پرایس اکشن را از کجا شروع کنیم؟

از کندل‌خوانی و ساختارِ بازار شروع کنید، بعد رسمِ حمایت و مقاومت را تمرین کنید و فقط سه الگوی پین بار، اینساید بار و پوشا را یاد بگیرید. پیش از معامله با پولِ واقعی، قاعدهٔ حدِ ضرر و حجم را بنویسید و الگو را روی نمودارهای گذشته تمرین کنید.

آیا پرایس اکشن در بورس ایران جواب می‌دهد؟

بله، ولی با احتیاط. دامنهٔ نوسانِ روزانه، صفِ خرید و فروش و تعدیلِ قیمت بعد از مجمع، شکلِ کندل‌ها را عوض می‌کند. از نمودارِ تعدیل‌شده استفاده کنید، الگو را در سهم‌های پرمعامله جدی‌تر بگیرید و حواستان باشد در صفِ فروش ممکن است حدِ ضرر اجرا نشود.

بهترین تایم فریم برای پرایس اکشن کدام است؟

برای شروع، نمودارِ روزانه و چهارساعته بهترند، چون سروصدای کمتری دارند و برای فکر کردن وقت می‌دهند. نمودارِ هفتگی برای دیدنِ روندِ اصلی به کار می‌رود. نمودارهای خیلی کوتاه، مثلِ پنج‌دقیقه‌ای، فقط برای آدم‌های باتجربه مناسب‌اند.

یادگیری پرایس اکشن چقدر طول می‌کشد؟

یادگرفتنِ پایه‌ها چند هفته طول می‌کشد. ولی اینکه چشم‌تان الگوی درست را از نادرست تشخیص دهد، معمولاً چند ماه تمرین روی نمودارهای گذشته می‌خواهد. وقتی ده‌ها نمونهٔ واقعی را در دفترچه ثبت کردید و ورود و خروج‌تان قاعده‌مند شد، آماده‌اید.

آیا پرایس اکشن برای سرمایه‌گذاری بلندمدت مناسب است؟

پرایس اکشن بیشتر برای معامله‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت ساخته شده است. سرمایه‌گذارِ بلندمدت دارایی را با تحلیلِ بنیادی انتخاب می‌کند، ولی می‌تواند با پرایس اکشن در نمودارِ هفتگی و روزانه زمانِ بهتری برای خرید و فروش پیدا کند.

جمع‌بندی

پرایس اکشن یعنی خواندنِ مستقیمِ رفتارِ قیمت، با سه پرسش: جهت، قدرت و محل. پایه‌اش کندل‌خوانی، ساختارِ بازار و حمایت و مقاومت است. سه الگوی اصلی‌اش هم پین بار، اینساید بار و کندل پوشاست.

ولی هیچ الگویی بدونِ جای درست و بدونِ مدیریتِ ریسک سود نمی‌سازد. تعدادِ سهم را فاصلهٔ حدِ ضرر تعیین می‌کند، نه هیجانِ سیگنال. پس اگر تازه شروع کرده‌اید، یک سبک و سه الگو کافی است. روی نمودارهای گذشته تمرین کنید، دفترچه بنویسید و فقط وقتی قاعده‌هایتان روی کاغذ جواب داد، با پولِ کم وارد شوید. تصمیمِ نهایی هم همیشه با خودتان است.

نویسنده

محمد اقوامی

۱۷ نوشته دربارهٔ ارز دیجیتال و صرافی ارز دیجیتال

فارغ التحصیل ارشد مدیریت مالی از دانشگاه تهران و دانشجوی رشته ریاضیات مالی در دانشگاه کیل. علاقه‌مند و فعال در بازار‌های مالی و دنیای شگفت‌انگیز ارزهای دیجیتال..

همهٔ نوشته‌های محمد اقوامی
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.