هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

FVG چیست؟ شکاف ارزش منصفانه در پرایس اکشن به زبان ساده

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. FVG چیست؟ توضیح با یک مثالِ ساده
  2. FVG را روی نمودار چطور پیدا کنیم؟ الگوی سه‌کندلی
  3. FVG صعودی و FVG نزولی
  4. تفاوت FVG و گپ قیمتی چیست؟
  5. FVG در سبک ICT و اسمارت مانی چه جایگاهی دارد؟
  6. چند اصطلاحِ کلیدی که کنارِ FVG می‌شنوید
  7. استراتژی معامله با FVG چگونه است؟ قدم‌به‌قدم
  8. یک مثالِ عددیِ ساده
  9. کدام FVG ارزش دارد؟ چک‌لیستِ کیفیت
  10. FVG در بورس تهران: سه جایی که گول‌مان می‌زند
  11. ۱. صف‌های خرید و فروش
  12. ۲. نمودارِ تعدیل‌نشده
  13. ۳. نمادهای کم‌حجم
  14. اشتباه‌های رایج در معامله با FVG
  15. آیا FVG به‌تنهایی کافی است؟
  16. سوالات متداول
  17. جمع‌بندی
FVG چیست؟ شکاف ارزش منصفانه در پرایس اکشن به زبان ساده

FVG چیست؟ FVG یا شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap) یک ناحیهٔ قیمتی روی نمودار است که قیمت آن‌قدر تند از آن رد شده که خریدار و فروشنده فرصتِ معاملهٔ متعادل در آن را پیدا نکرده‌اند. این ناحیه با یک الگوی سه‌کندلی پیدا می‌شود: فاصلهٔ خالی بینِ سایهٔ کندلِ اول و سایهٔ کندلِ سوم.

معامله‌گرهای سبک ICT و اسمارت مانی معتقدند قیمت معمولاً یک بار به این شکاف برمی‌گردد تا آن را «پر» کند، و همین برگشت را فرصتِ ورود می‌دانند. در این راهنما با هم می‌بینیم شکاف را چطور پیدا کنیم، فرقش با گپِ قیمتی چیست، چطور با آن معامله کنیم و در بورس تهران کجا گول‌مان می‌زند.

FVG چیست؟ توضیح با یک مثالِ ساده

یک صفِ نانوایی را تصور کنید. معمولاً نان آرام‌آرام پخته می‌شود و مردم یکی‌یکی نان می‌گیرند. یک روز خبر می‌رسد که فردا نانوایی تعطیل است. ناگهان همه هجوم می‌آورند و نانوا هر چه نان دارد، با هر قیمتی که بشود، در چند دقیقه می‌فروشد. آن چند دقیقه «بازارِ متعادل» نبود؛ یک طرف خیلی زورش بیشتر بود.

در نمودار هم همین اتفاق می‌افتد. وقتی خریدارها (یا فروشنده‌ها) یک‌باره و با حجمِ زیاد وارد می‌شوند، قیمت در یک کندلِ بلند از چند پله رد می‌شود. در آن پله‌ها فقط یک طرف معامله کرده است. به این حالت عدم تعادل (Imbalance) می‌گویند، و ردِ آن روی نمودار همان FVG است.

چرا اسمش «ارزش منصفانه» است؟ چون فرض این است که قیمتِ منصفانه جایی است که هر دو طرف به اندازهٔ کافی معامله کرده‌اند. در شکاف این اتفاق نیفتاده، پس بازار «کارِ نیمه‌تمام» دارد. پس FVG یعنی ناحیه‌ای که قیمت با عجله از آن رد شده و ممکن است برای تکمیلِ کارش به آن برگردد.

FVG را روی نمودار چطور پیدا کنیم؟ الگوی سه‌کندلی

برای پیدا کردنِ شکاف ارزش منصفانه فقط به سه کندلِ پشتِ سرِ هم نیاز دارید. اگر با خواندنِ کندل آشنا نیستید، اول آموزش نمودار کندل و اجزای آن را ببینید؛ اینجا فقط به سقف و کفِ کندل (نوکِ سایه‌ها) کار داریم.

  1. کندلِ دوم را پیدا کنید. یک کندلِ بلند و پرقدرت که بدنه‌اش از کندل‌های اطرافش خیلی بزرگ‌تر است. به این حرکتِ تند در اصطلاح «جابه‌جایی» (Displacement) می‌گویند.
  2. سقفِ کندلِ اول را علامت بزنید (اگر حرکت رو به بالاست) یا کفِ آن را (اگر حرکت رو به پایین است).
  3. کفِ کندلِ سوم را علامت بزنید (حرکتِ رو به بالا) یا سقفِ آن را (حرکتِ رو به پایین).
  4. همپوشانی را بررسی کنید. اگر سایهٔ کندلِ اول و سایهٔ کندلِ سوم به هم نرسیده‌اند، فاصلهٔ بینِ آن دو یک FVG است. اگر به هم رسیده‌اند، شکافی در کار نیست.
الگوی سه‌کندلی FVG صعودی و FVG نزولی و ناحیهٔ شکاف بین سایهٔ کندل اول و سوم
FVG صعودی (راست) و نزولی (چپ): شکاف، فاصلهٔ خالی بین سایهٔ کندلِ اول و کندلِ سوم است.

FVG صعودی و FVG نزولی

FVG صعودی وقتی ساخته می‌شود که قیمت تند بالا رفته و کفِ کندلِ سوم بالاتر از سقفِ کندلِ اول مانده است. این ناحیه را بعداً یک ناحیهٔ حمایتیِ احتمالی می‌بینند. در منابعِ انگلیسی گاهی به آن BISI می‌گویند، یعنی «خرید زیاد، فروش کم».

FVG نزولی برعکس است: قیمت تند پایین آمده و سقفِ کندلِ سوم پایین‌تر از کفِ کندلِ اول مانده است. این ناحیه یک مقاومتِ احتمالی است و نامِ دیگرش SIBI است، یعنی «فروش زیاد، خرید کم».

پس قاعده خیلی ساده است: سه کندل، یک کندلِ بلند در وسط، و فاصله‌ای که سایه‌ها پرش نکرده‌اند. برای کشیدنِ دستیِ این ناحیه‌ها، ابزارِ مستطیل در هر نرم‌افزارِ نمودار کافی است؛ اگر با سایت تریدینگ ویو و ابزارهای رسمِ آن کار می‌کنید، اندیکاتورهای آمادهٔ FVG هم آنجا هست.

تفاوت FVG و گپ قیمتی چیست؟

این دو را زیاد با هم قاطی می‌کنند، چون هر دو «خالی» روی نمودار هستند. ولی فرقِ مهمی دارند. در گپ قیمتی کلاسیک بینِ بسته‌شدنِ یک کندل و باز شدنِ کندلِ بعدی هیچ معامله‌ای انجام نشده است؛ مثلاً بازار تعطیل بوده و صبحِ روزِ بعد با قیمتی خیلی بالاتر باز شده.

در FVG ولی قیمت از آن ناحیه رد شده و معامله هم انجام شده، فقط یک‌طرفه و با عجله. کندلِ دوم آن پله‌ها را طی کرده، ولی کندل‌های اول و سوم آن را لمس نکرده‌اند. جدولِ زیر فرق‌ها را کنارِ هم می‌گذارد.

مقایسهٔ FVG، گپ قیمتی و اوردر بلاک
ویژگیFVG (شکاف ارزش منصفانه)گپ قیمتیاوردر بلاک
تعداد کندلِ لازمسه کندلدو کندلیک کندل (آخرین کندلِ مخالف)
در آن ناحیه معامله شده؟بله، ولی یک‌طرفهنه، هیچ معامله‌ایبله، با حجمِ زیاد
علتِ رایجهجومِ ناگهانیِ خریدار یا فروشندهتعطیلی، خبرِ شبانه، مجمع یا افزایش سرمایهسفارش‌گذاریِ بازیگرانِ بزرگ پیش از حرکت
کاربردناحیهٔ برگشت و ورودتشخیصِ قدرتِ روند یا پایانِ آنناحیهٔ حمایت یا مقاومت
تایم‌فریمهمهٔ تایم‌فریم‌ها، زیاد در تایم‌های پایینبیشتر روزانه و بالاترهمهٔ تایم‌فریم‌ها

پس هر گپی از نظرِ شکلی یک شکافِ بزرگ هم هست، ولی هر FVG گپ نیست. خیلی وقت‌ها هم FVG درست کنارِ یک اوردر بلاک ساخته می‌شود؛ یعنی کنارِ آخرین کندلِ مخالف پیش از حرکتِ تند. معامله‌گرهای ICT این دو را با هم می‌خوانند.

FVG در سبک ICT و اسمارت مانی چه جایگاهی دارد؟

اصطلاحِ Fair Value Gap را مایکل هادلستون، معلمِ سبکِ ICT (Inner Circle Trader) رایج کرد. این سبک یکی از شاخه‌های اسمارت مانی است. اگر می‌خواهید جای آن را میانِ بقیهٔ روش‌ها ببینید، انواع سبک‌های پرایس اکشن را بخوانید.

فکرِ اصلیِ این سبک این است: بازیگرانِ بزرگ، مثلِ صندوق‌ها و نهادهای مالی، نمی‌توانند سفارشِ سنگینِ خود را یک‌جا پر کنند. اگر بخواهند، قیمت را علیهِ خودشان جابه‌جا می‌کنند. پس بخشی از سفارش در حرکتِ تند پر می‌شود و بقیه‌اش را وقتی قیمت به شکاف برگشت، کامل می‌کنند.

این یک توضیحِ منطقی است، ولی بگذارید صادق باشیم: کسی نمی‌تواند ثابت کند پشتِ هر شکاف یک نهادِ بزرگ ایستاده است. شاید هم فقط یک خبرِ ناگهانی یا یک سفارشِ عجولانه بوده. برای همین من FVG را یک «ناحیهٔ قابل‌توجه» می‌دانم، نه یک قانونِ قطعی.

دو مفهومِ دیگر هم کنارِ FVG زیاد می‌شنوید. نقدینگی در این سبک یعنی جایی که حدِ ضررِ عدهٔ زیادی جمع شده است، مثلاً کمی بالای یک سقفِ مشخص. ساختارِ بازار هم یعنی ترتیبِ سقف‌ها و کف‌ها که جهتِ روند را نشان می‌دهد. شکافی که هم‌جهت با ساختار و بعد از جمع‌کردنِ نقدینگی ساخته شود، از نظرِ این سبک ارزشِ بیشتری دارد.

چند اصطلاحِ کلیدی که کنارِ FVG می‌شنوید

در آموزش‌ها چند واژهٔ دیگر هم دورِ FVG می‌چرخد. همه را یک‌جا و ساده ببینیم.

  • پر شدن (Fill): یعنی قیمت برگشته و کلِ شکاف را طی کرده است. اگر فقط بخشی از آن را لمس کند، می‌گویند «تا نیمه پر شد» یا «تعدیل شد» (Mitigation).
  • نیمهٔ شکاف (Consequent Encroachment): خطِ وسطِ شکاف، یعنی ۵۰٪ آن. خیلی‌ها این خط را حساس‌ترین نقطهٔ شکاف می‌دانند و همان‌جا سفارش می‌گذارند.
  • FVG معکوس (Inverse FVG): وقتی قیمت شکاف را با یک کندلِ قوی کامل بشکند و بالای آن یا زیرِ آن بسته شود، شکاف نقشش را عوض می‌کند. شکافِ صعودیِ شکسته‌شده بعداً می‌تواند مقاومت شود؛ مثلِ نواحی حمایت و مقاومت که جای‌شان را با هم عوض می‌کنند.
  • خلأ نقدینگی (Liquidity Void): وقتی چند کندلِ بلندِ پشتِ سرِ هم چند شکافِ پیوسته بسازند. یعنی یک مسیرِ طولانی که قیمت تقریباً بی‌مقاومت طی کرده است.
  • محدودهٔ قیمتِ متعادل (Balanced Price Range): وقتی یک شکافِ صعودی و یک شکافِ نزولی روی هم بیفتند. یعنی قیمت در آن ناحیه یک بار رفته و یک بار برگشته، و حالا تقریباً متعادل شده است.

پس لازم نیست همهٔ این اصطلاح‌ها را حفظ کنید. کافی است بدانید شکاف ممکن است پر شود، تا نیمه پر شود، یا شکسته شود و نقشش را عوض کند.

استراتژی معامله با FVG چگونه است؟ قدم‌به‌قدم

شکاف را پیدا کردیم؛ ولی پیدا کردن نیمی از کار است. سؤالِ اصلی این است که کجا وارد شویم، حدِ ضرر کجا باشد و هدف کجا. این روش همان چیزی است که بیشترِ معامله‌گرهای این سبک انجام می‌دهند.

  1. جهتِ روند را در تایم‌فریمِ بالاتر ببینید. اگر روندِ روزانه صعودی است، فقط دنبالِ شکاف‌های صعودی در تایم‌فریم‌های پایین‌تر باشید. خلافِ روند معامله نکنید.
  2. یک شکافِ تازه و پرنشده پیدا کنید. شکافی که قیمت هنوز به آن برنگشته، ارزشِ بیشتری دارد.
  3. صبر کنید قیمت به شکاف برگردد. دنبالِ قیمت ندوید. اگر برنگشت، آن معامله مالِ شما نبود.
  4. نقطهٔ ورود را انتخاب کنید. سه انتخابِ رایج: لبهٔ شکاف (زودتر وارد می‌شوید ولی ریسکِ بیشتری دارید)، نیمهٔ شکاف، یا انتظار برای یک کندلِ تأییدی داخلِ شکاف.
  5. حدِ ضرر بگذارید. معمولاً کمی زیرِ کفِ کندلِ اول (در شکافِ صعودی) یا کمی بالای سقفِ آن (در شکافِ نزولی). اگر قیمت آنجا رسید، یعنی فرضِ شما غلط بوده. دربارهٔ اصولِ آن، استراتژی حد ضرر را ببینید.
  6. هدف را تعیین کنید. سقف یا کفِ قبلی، یا جایی که نقدینگی جمع شده است. بعد نسبتِ سود به ضرر را حساب کنید.

یک مثالِ عددیِ ساده

بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنید سهمی در تایم‌فریمِ یک‌ساعته این سه کندل را ساخته است (عددها به تومان و فقط مثال‌اند):

  • کندلِ اول: سقف ۱٬۰۰۰ و کف ۹۸۵ تومان.
  • کندلِ دوم: یک کندلِ بلندِ سبز از ۱٬۰۰۵ تا ۱٬۱۲۰ تومان.
  • کندلِ سوم: کف ۱٬۰۶۰ تومان.

کفِ کندلِ سوم (۱٬۰۶۰) بالاتر از سقفِ کندلِ اول (۱٬۰۰۰) است. پس یک FVG صعودی داریم که از ۱٬۰۰۰ تا ۱٬۰۶۰ تومان است؛ یعنی ۶۰ تومان پهنا دارد. نیمهٔ آن ۱٬۰۳۰ تومان است.

چند ساعت بعد قیمت به ۱٬۱۴۰ می‌رسد و بعد آرام برمی‌گردد. ما سفارشِ خرید را روی ۱٬۰۳۰ گذاشته‌ایم و حدِ ضرر را کمی زیرِ کفِ کندلِ اول، روی ۹۷۵ تومان. هدف هم همان سقفِ ۱٬۱۴۰ است.

مثال فرضی برگشت قیمت به FVG صعودی با نقطهٔ ورود در نیمهٔ شکاف، حد ضرر و هدف
مثالِ فرضی: ورود در نیمهٔ شکاف، حدِ ضرر زیرِ کفِ کندلِ اول و هدف در سقفِ قبلی؛ نسبت سود به ضرر ۲ به ۱.

حالا حساب: ریسکِ هر سهم ۱٬۰۳۰ منهای ۹۷۵، یعنی ۵۵ تومان است. سودِ احتمالی ۱٬۱۴۰ منهای ۱٬۰۳۰، یعنی ۱۱۰ تومان است. پس نسبتِ سود به ضرر ۲ به ۱ است: برای هر یک تومان ریسک، دو تومان سودِ احتمالی. این نسبت را در نسبت ریسک به ریوارد مفصل توضیح داده‌ایم.

یک نکتهٔ عملی هم بماند: اگر کلِ سرمایه‌تان ۵۰ میلیون تومان است و نمی‌خواهید در یک معامله بیش از ۱٪، یعنی ۵۰۰ هزار تومان، ضرر کنید، با ریسکِ ۵۵ تومانی حداکثر حدودِ ۹٬۰۰۰ سهم می‌توانید بخرید. پس اندازهٔ معامله را حدِ ضرر تعیین می‌کند، نه هیجانِ شما. دربارهٔ این حساب، مدیریت سرمایه و ریسک را بخوانید.

کدام FVG ارزش دارد؟ چک‌لیستِ کیفیت

روی هر نموداری، به‌خصوص در تایم‌فریم‌های پایین، ده‌ها شکاف پیدا می‌کنید. اگر با همه معامله کنید، خیلی زود خسته و زیان‌ده می‌شوید. پیش از اینکه به یک شکاف اعتماد کنید، این چند سؤال را از خودتان بپرسید:

  • آیا شکاف هم‌جهت با روندِ تایم‌فریمِ بالاتر است؟
  • آیا کندلِ دوم واقعاً بلند و پرقدرت است، یا فقط کمی بزرگ‌تر از بقیه؟
  • آیا شکاف هنوز پر نشده است؟
  • آیا حرکتِ تند بعد از جمع‌کردنِ نقدینگی (مثلاً شکستنِ یک کفِ قبلی و برگشتن) آمده است؟
  • آیا حجمِ معاملات در کندلِ دوم بالاتر از میانگین بوده است؟
  • آیا شکاف نزدیکِ یک ناحیهٔ مهم، مثلِ حمایت، اوردر بلاک یا سطحِ فیبوناچی، است؟
  • آیا نسبتِ سود به ضرر دست‌کم ۲ به ۱ درمی‌آید؟

هر چه جوابِ «بله» بیشتر باشد، شکاف ارزشمندتر است. شکافی که فقط یکی دو تیک بخورد، بهتر است فقط تماشایش کنید.

FVG در بورس تهران: سه جایی که گول‌مان می‌زند

بیشترِ آموزش‌های FVG برای بازارهای ۲۴ ساعته و پرحجم نوشته شده‌اند. بازارِ سهامِ ما ویژگی‌هایی دارد که این ابزار را گاهی گمراه‌کننده می‌کند. این سه مورد را حتماً در نظر بگیرید.

۱. صف‌های خرید و فروش

در بورس تهران قیمت در یک روز فقط در دامنهٔ نوسانِ مجاز تکان می‌خورد. وقتی سهمی چند روز پشتِ سرِ هم صفِ خرید یا صفِ فروش می‌شود، روی نمودارِ روزانه کندل‌های بلندِ پیاپی و شکاف‌های پشتِ سرِ هم می‌بینید. این شکاف‌ها بیشتر حاصلِ سقفِ مجازِ نوسان‌اند تا «ردپای نهادها». پس در نمودارِ روزانهٔ سهامِ ایران، شکاف‌هایی را که با صف ساخته شده‌اند جدا حساب کنید.

۲. نمودارِ تعدیل‌نشده

بعد از افزایش سرمایه یا مجمعِ تقسیمِ سود، قیمتِ سهم در نمودارِ تعدیل‌نشده یک‌باره پایین می‌افتد. این افت واقعی نیست؛ فقط حسابداری است. اگر روی چنین نموداری دنبالِ شکاف بگردید، شکاف‌های ساختگی پیدا می‌کنید. پس همیشه با نمودارِ تعدیل‌شده کار کنید.

۳. نمادهای کم‌حجم

در سهمی که روزی چند ده معامله بیشتر ندارد، تقریباً هر کندلِ ۵ دقیقه‌ای با کندلِ بعدی فاصله دارد. این شکاف‌ها فقط نشانهٔ کم‌حجم بودن است، نه عدم تعادلِ معنادار. FVG در سهم‌های پرمعامله و در تایم‌فریم‌های یک‌ساعته و بالاتر قابل‌اعتمادتر است.

پس در بازارِ ما، اول ببینید شکاف از کجا آمده، بعد تصمیم بگیرید که به آن اعتماد کنید یا نه.

اشتباه‌های رایج در معامله با FVG

این‌ها اشتباه‌هایی است که بیشترِ تازه‌کارها با این ابزار می‌کنند:

  1. هر شکاف را سیگنال دانستن. شکاف فقط یک ناحیه است. بدونِ روند، ساختار و تأیید، یک مستطیلِ رنگی روی نمودار است و بس.
  2. معامله برخلافِ روند. شکافِ صعودی در یک روندِ نزولیِ قوی معمولاً زود شکسته می‌شود.
  3. بی حدِ ضرر وارد شدن. بعضی‌ها فکر می‌کنند «قیمت حتماً از شکاف برمی‌گردد». بازار چنین قولی به کسی نداده است.
  4. انتظارِ پر شدنِ همهٔ شکاف‌ها. بعضی شکاف‌ها هرگز پر نمی‌شوند، به‌خصوص در روندهای خیلی قوی. «آهنربای قیمت» یک تشبیه است، نه قانونِ فیزیک.
  5. شلوغ کردنِ نمودار. وقتی شکاف‌های همهٔ تایم‌فریم‌ها را روی یک نمودار بکشید، دیگر هیچ چیز را نمی‌بینید. دو یا سه شکافِ مهم کافی است.

آیا FVG به‌تنهایی کافی است؟

جوابِ کوتاه: نه. FVG یک ابزارِ خوب برای پیدا کردنِ «جای» ورود است، ولی «جهت» و «زمان» را خودش نمی‌گوید. جهت را از روند و ساختار می‌گیرید و زمان را از تأییدِ کندلی.

این ابزار را می‌شود با روش‌های دیگرِ پرایس اکشن ترکیب کرد. مثلاً شکافی که داخلِ یک ناحیهٔ عرضه و تقاضا در سبک سم سیدن بیفتد، یا شکافی که درست بعد از شکستِ یک بازار رنج ساخته شود، معمولاً ارزشِ بیشتری دارد. اگر هنوز پایهٔ کار را ندارید، از پرایس اکشن به زبان ساده شروع کنید.

توصیهٔ من این است: پیش از اینکه با پولِ واقعی سراغِ FVG بروید، چند ماه روی نمودارهای گذشته تمرین کنید. شکاف‌ها را علامت بزنید و یادداشت کنید چندتایشان واقعاً جواب داد. عددِ خودتان از هر ادعایی در اینترنت ارزشمندتر است. تصمیمِ نهایی هم با خودتان.

سوالات متداول

FVG مخففِ چیست؟

FVG مخففِ Fair Value Gap به معنای شکاف ارزش منصفانه است. یعنی ناحیه‌ای روی نمودار که قیمت با سرعت از آن رد شده و خرید و فروش در آن متعادل انجام نشده است. این اصطلاح بیشتر در سبک ICT و اسمارت مانی به کار می‌رود.

FVG را روی نمودار چطور پیدا کنیم؟

سه کندلِ پشتِ سرِ هم را ببینید که کندلِ وسطِ آن بلند و پرقدرت است. اگر سایهٔ کندلِ اول و سایهٔ کندلِ سوم به هم نرسیده باشند، فاصلهٔ بینِ سقفِ کندلِ اول و کفِ کندلِ سوم (یا برعکس در حرکتِ نزولی) همان FVG است.

تفاوت FVG و گپ قیمتی چیست؟

در گپ قیمتی بینِ دو کندل هیچ معامله‌ای انجام نشده، مثلاً به خاطرِ تعطیلیِ بازار. در FVG قیمت از آن ناحیه رد شده و معامله هم شده، ولی یک‌طرفه و با عجله. FVG با سه کندل شناخته می‌شود و گپ با دو کندل.

آیا همهٔ FVGها پر می‌شوند؟

نه. خیلی از شکاف‌ها دیر یا زود پر می‌شوند، ولی بعضی هرگز پر نمی‌شوند، به‌خصوص در روندهای خیلی قوی. برای همین معامله با FVG همیشه حدِ ضرر می‌خواهد و نباید پر شدنِ شکاف را قطعی فرض کرد.

FVG در کدام تایم‌فریم بهتر جواب می‌دهد؟

شکاف در همهٔ تایم‌فریم‌ها ساخته می‌شود، ولی شکاف‌های تایم‌فریم‌های بالاتر مثلِ چهارساعته و روزانه معمولاً معتبرترند. روشِ رایج این است که جهت را از تایم‌فریمِ بالا بگیرید و برای ورود، شکاف‌های تایم‌فریمِ پایین‌تر را دنبال کنید.

FVG معکوس یا Inverse FVG چیست؟

وقتی قیمت یک شکاف را کامل بشکند و با کندلی قوی آن طرفِ شکاف بسته شود، شکاف نقشش را عوض می‌کند. مثلاً شکافِ صعودیِ شکسته‌شده بعداً ممکن است مثلِ مقاومت عمل کند. به این حالت FVG معکوس می‌گویند.

تفاوت FVG و اوردر بلاک چیست؟

اوردر بلاک آخرین کندلِ مخالف پیش از یک حرکتِ تند است و جایی را نشان می‌دهد که سفارش‌های بزرگ احتمالاً ثبت شده‌اند. FVG فاصلهٔ خالیِ بعد از همان حرکتِ تند است. این دو معمولاً کنارِ هم ساخته می‌شوند و با هم خوانده می‌شوند.

آیا می‌شود در بورس ایران از FVG استفاده کرد؟

بله، ولی با احتیاط. صف‌های خرید و فروش، نمودارِ تعدیل‌نشده بعد از افزایش سرمایه و نمادهای کم‌حجم شکاف‌های گمراه‌کننده می‌سازند. بهتر است با نمودارِ تعدیل‌شده، در سهم‌های پرمعامله و در تایم‌فریمِ یک‌ساعته یا بالاتر کار کنید.

جمع‌بندی

FVG یا شکاف ارزش منصفانه ردِ یک حرکتِ عجولانه روی نمودار است: فاصلهٔ خالیِ بینِ کندلِ اول و سوم در یک الگوی سه‌کندلی. معامله‌گرهای ICT و اسمارت مانی منتظر می‌مانند قیمت به این ناحیه برگردد و از آنجا هم‌جهت با روند وارد شوند.

ولی این ابزار جادو نمی‌کند. شکاف را با روند، ساختار و حجم بسنجید، حدِ ضرر را فراموش نکنید و در بورس تهران حواس‌تان به صف‌ها، نمودارِ تعدیل‌نشده و نمادهای کم‌حجم باشد. پس قدمِ بعدی این است: نمودارِ یک سهمِ پرمعامله را باز کنید، پنج شکافِ گذشته را پیدا کنید و ببینید قیمت بعد از هر کدام چه کرد.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

اپ رایگان را نصب کنید:

هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.