اوردر بلاک چیست؟ شناسایی و معامله با Order Block (به زبان ساده)
فهرست مطالب۱۳ بخش
- اوردر بلاک به زبان ساده: ردِ پای پولهای بزرگ
- انواع اوردر بلاک: صعودی و نزولی
- اوردر بلاک معتبر را چطور تشخیص دهیم؟
- چکلیستِ اوردر بلاک پیش از هر معامله
- نحوهٔ رسم اوردر بلاک روی نمودار
- استراتژی معامله با اوردر بلاک: ورود، حد ضرر و هدف
- تفاوت اوردر بلاک و ناحیهٔ عرضه و تقاضا
- بریکر بلاک و میتیگیشن بلاک چیست؟
- اوردر بلاک در بورس ایران کار میکند؟
- هفت اشتباهِ رایج در معامله با اوردر بلاک
- مزایا و محدودیتهای اوردر بلاک
- سوالات متداول
- جمعبندی

اوردر بلاک چیست؟ اوردر بلاک (Order Block) آخرین کندلِ خلافِ جهت پیش از یک حرکتِ تند و بزرگِ قیمت است. یعنی همان جایی که به احتمالِ زیاد خریدار یا فروشندهٔ بزرگ سفارشهایش را گذاشته است. معاملهگرها انتظار دارند وقتی قیمت دوباره به این ناحیه برگشت، واکنش نشان دهد.
این مفهوم از سبکِ اسمارت مانی (SMC) و روشِ ICT آمده و این روزها در کانالها و دورهها زیاد شنیده میشود. در این متن قدمبهقدم میبینیم اوردر بلاک صعودی و نزولی چه شکلی دارند، معتبرش را چطور از بیاعتبار جدا کنیم، چه فرقی با ناحیهٔ عرضه و تقاضا دارد و مهمتر از همه، در بورس ایران چه گیرهایی دارد.
اوردر بلاک به زبان ساده: ردِ پای پولهای بزرگ
بیایید با یک مثالِ روزمره شروع کنیم. فرض کنید یک نفر بخواهد صد واحد آپارتمان را در یک محله یکجا بخرد. اگر همه را یک روزه بخرد، قیمتِ محله را خودش بالا میبرد و گرانتر تمام میشود. پس آرام و در چند نوبت، در یک محدودهٔ قیمت، خرید میکند.
بازارِ مالی هم همین است. یک صندوق یا سرمایهگذارِ بزرگ نمیتواند همهٔ سفارشش را در یک لحظه پر کند. سفارشها را در یک محدودهٔ قیمت پخش میکند. وقتی کارش تمام شد، قیمت با شتاب از آن محدوده دور میشود. آن محدوده روی نمودار همان اوردر بلاک است؛ یعنی «بلوکِ سفارشها».
ایدهٔ اصلی این است: احتمالاً همهٔ سفارشهای آن بازیگرِ بزرگ پر نشدهاند. پس وقتی قیمت به آن ناحیه برمیگردد، سفارشهای باقیمانده دوباره فعال میشوند و قیمت را برمیگردانند. حواسمان باشد این یک فرضیه دربارهٔ رفتارِ بازار است، نه قانونِ قطعی. ما سفارشِ هیچکس را نمیبینیم؛ فقط ردِ پایش را روی نمودار حدس میزنیم.
پس اوردر بلاک یعنی محدودهای که احتمالاً پولِ بزرگ در آن وارد شده و ممکن است قیمت در برگشت به آن واکنش نشان دهد.
انواع اوردر بلاک: صعودی و نزولی
اوردر بلاک دو نوعِ اصلی دارد. هر کدام آینهٔ دیگری است.
اوردر بلاک صعودی (Bullish Order Block)
اوردر بلاک صعودی آخرین کندلِ نزولی (قرمز) است، درست پیش از یک رشدِ تند و قوی. بعد از آن کندلِ قرمز، چند کندلِ سبزِ بلند میآیند و قیمت سقفِ قبلی را میشکند. محدودهٔ آن کندلِ قرمز، از سقف تا کفش، اوردر بلاک صعودی است.
چرا آخرین کندلِ قرمز؟ چون فرض این است که خریدارِ بزرگ در همان ریزشِ آخر، وقتی همه میفروختند، آرام خرید کرده است. بعد که خریدش کامل شد، قیمت راه افتاده. این ناحیه در آینده میتواند مثلِ حمایت عمل کند.

اوردر بلاک نزولی (Bearish Order Block)
اوردر بلاک نزولی برعکس است. آخرین کندلِ صعودی (سبز) پیش از یک ریزشِ تند و قوی. بعد از آن، کندلهای قرمزِ بلند میآیند و قیمت کفِ قبلی را میشکند. این ناحیه در آینده میتواند مثلِ مقاومت عمل کند.
جدولِ زیر این دو را کنارِ هم گذاشته است.
| ویژگی | اوردر بلاک صعودی | اوردر بلاک نزولی |
|---|---|---|
| کدام کندل؟ | آخرین کندلِ نزولی پیش از رشدِ تند | آخرین کندلِ صعودی پیش از ریزشِ تند |
| بعد از آن چه میشود؟ | قیمت سقفِ قبلی را میشکند | قیمت کفِ قبلی را میشکند |
| نقش در آینده | حمایت احتمالی | مقاومت احتمالی |
| کاربرد | جای احتمالیِ خرید | جای احتمالیِ فروش یا سیو سود |
| حد ضررِ معمول | کمی زیرِ کفِ ناحیه | کمی بالای سقفِ ناحیه |
پس شکلِ هر دو یکی است: یک کندلِ خلافِ جهت و بعد یک حرکتِ انفجاری. فقط جهت فرق میکند.
اوردر بلاک معتبر را چطور تشخیص دهیم؟
اینجا جایی است که بیشترِ تازهکارها اشتباه میکنند. روی هر نمودار صدها کندلِ قرمز پیش از یک کندلِ سبز هست. اگر همه را اوردر بلاک بدانیم، نمودار پر از جعبه میشود و هیچکدام معنا ندارد. اوردر بلاکِ معتبر چند نشانه دارد.
۱. حرکتِ بعدش باید تند و قوی باشد
به این حرکت «جابهجایی» یا Displacement میگویند. یعنی چند کندلِ بلند و پشتِ سرِ هم، با سایههای کوتاه، که قیمت را سریع از ناحیه دور میکنند. اگر قیمت آرام و لاکپشتی از ناحیه دور شده، آن فقط یک محدودهٔ معمولی است، نه ردِ پای پولِ بزرگ.
۲. حرکت باید ساختار را بشکند
شکست ساختار (BOS) یعنی قیمت در جهتِ روند، سقف یا کفِ مهمِ قبلی را بشکند. مثلاً در روندِ صعودی، سقفِ قبلی شکسته شود. اگر حرکت بعد از کندل به هیچ سقفی نرسد، بازار هنوز چیزی را ثابت نکرده است.
یک اصطلاحِ نزدیک هم هست: تغییر کاراکتر (CHoCH). یعنی اولین شکستِ خلافِ روندِ قبلی. مثلاً قیمت مدتی کفهای پایینتر میساخت و حالا برای اولین بار یک سقفِ مهم را رو به بالا شکسته است. این اولین نشانهٔ عوض شدنِ حالِ بازار است. اوردر بلاکی که درست پیش از چنین شکستی ساخته شده، برای معاملهگرهای این سبک اهمیتِ ویژه دارد.
۳. شکاف ارزش منصفانه (FVG) کنارش باشد
شکاف ارزش منصفانه یعنی جایی که حرکت آنقدر تند بوده که بین سایهٔ کندلِ اول و سایهٔ کندلِ سوم فاصله افتاده است. قیمت در آن فاصله تقریباً معامله نشده؛ مثلِ پلهای که از رویش پریده باشیم. وجودِ این شکاف درست بعد از اوردر بلاک نشان میدهد حرکت واقعاً با عجله و قدرت بوده است. این شکاف را با گپ قیمتیِ معمولی اشتباه نگیرید؛ دربارهٔ انواع گپ قیمت جداگانه نوشتهایم.
۴. پیش از آن نقدینگی جمع شده باشد
نقدینگی در این سبک یعنی جایی که حد ضررِ بسیاری از معاملهگرها جمع شده است؛ معمولاً کمی زیرِ کفِ آشکار یا بالای سقفِ آشکار. اوردر بلاکهای قوی اغلب درست بعد از این ساخته میشوند که قیمت یک کفِ معروف را کمی میشکند، حد ضررها را فعال میکند و بعد تند برمیگردد. به این کار «جمع کردنِ نقدینگی» میگویند. همین رفتار را در مقالهٔ بازار رنج و معامله تا شکست رنج هم دیدهایم.
۵. هنوز دستنخورده باشد
اوردر بلاکی که قیمت هنوز به آن برنگشته، تازه است. هر بار که قیمت به ناحیه برمیگردد، بخشی از سفارشهای باقیمانده مصرف میشود. برای همین بیشترِ معاملهگرهای این سبک اولین برگشت را مهمتر از برگشتهای بعدی میدانند.
۶. در جهتِ روندِ تایم فریم بالاتر باشد
اوردر بلاکِ صعودی در روندِ نزولیِ هفتگی، مثلِ شنا کردن خلافِ جریانِ رودخانه است. ممکن است کمی جلو بروید، ولی جریان قویتر است. اول روندِ تایم فریم بالاتر را ببینید، بعد در تایم فریمِ پایینتر دنبالِ اوردر بلاک بگردید.
پس اوردر بلاکِ معتبر فقط یک کندل نیست؛ یک داستانِ کامل است: نقدینگی جمع شده، حرکتِ تند آمده، ساختار شکسته شده و ناحیه هنوز دستنخورده است.
چکلیستِ اوردر بلاک پیش از هر معامله
این چکلیست را کنارِ نمودار بگذارید. هر چه تیکهای بیشتری بخورد، ناحیه معتبرتر است.
- آیا ناحیه آخرین کندلِ خلافِ جهت پیش از حرکتِ تند است؟
- آیا حرکتِ بعدش چند کندلِ بلند و پشتِ سرِ هم داشته؟
- آیا سقف یا کفِ مهمِ قبلی شکسته شده (BOS یا CHoCH)؟
- آیا کنارِ ناحیه شکاف ارزش منصفانه (FVG) هست؟
- آیا پیش از ساخته شدنش، یک کف یا سقفِ آشکار شکسته و حد ضررها جمع شده؟
- آیا قیمت هنوز به ناحیه برنگشته؟
- آیا جهتِ ناحیه با روندِ تایم فریمِ بالاتر یکی است؟
- آیا حجمِ معاملات در حرکتِ تند بیشتر از معمول بوده؟
- آیا فاصلهٔ ناحیه تا هدف، دستکم دو برابرِ فاصله تا حد ضرر است؟
پس اگر کمتر از نیمی از اینها تیک خورد، بهتر است از کنارِ آن ناحیه رد شوید.
نحوهٔ رسم اوردر بلاک روی نمودار
رسم ساده است، ولی دو روشِ رایج دارد و بهتر است یکی را انتخاب کنید و به آن پایبند بمانید.
- کندل را پیدا کنید. از ابتدای حرکتِ تند به عقب بروید تا به آخرین کندلِ خلافِ جهت برسید.
- مرزها را بکشید. روشِ اول: از بالای سایه تا پایینِ سایهٔ آن کندل. روشِ دوم و محافظهکارانهتر: فقط بدنهٔ کندل، از قیمتِ باز شدن تا بسته شدن.
- خطِ میانه را علامت بزنید. نیمهٔ ناحیه را خیلیها «آستانهٔ میانگین» (Mean Threshold) مینامند. اگر قیمت در برگشت بدنهٔ کندل را از این خط رد کرد و آنجا بسته شد، اعتبارِ ناحیه کم میشود.
- جعبه را به راست امتداد دهید. تا قیمت به آن برگردد و ببینید چه واکنشی نشان میدهد.
اگر با سایت تریدینگ ویو کار میکنید، با ابزارِ مستطیل این جعبهها را میکشید. اندیکاتورهایی هم هستند که اوردر بلاک را خودکار علامت میزنند. برای تمرینِ چشم خوباند، ولی همهٔ کندلهای مشابه را علامت میزنند و فیلترِ چکلیستِ بالا را ندارند. پس تصمیم را به آنها نسپارید.
استراتژی معامله با اوردر بلاک: ورود، حد ضرر و هدف
فرض کنید یک اوردر بلاکِ صعودیِ معتبر پیدا کردهاید و قیمت دارد به آن برمیگردد. سه روشِ ورود رایج است.
| روش | ورود کجا؟ | نقطهٔ قوت | نقطهٔ ضعف |
|---|---|---|---|
| تهاجمی | با سفارشِ از پیش گذاشته، لبهٔ بالای ناحیه | هیچ حرکتی را از دست نمیدهید | بیشترین تعدادِ معاملهٔ بازنده |
| میانه | روی خطِ نیمهٔ ناحیه | قیمتِ ورودِ بهتر و حد ضررِ نزدیکتر | گاهی قیمت به نیمه نمیرسد و بی شما میرود |
| محافظهکار | بعد از دیدنِ تأیید در تایم فریمِ پایینتر | کمترین ورودِ اشتباه | قیمتِ ورودِ بدتر و از دست دادنِ برخی حرکتها |
تأیید در روشِ محافظهکار یعنی وقتی قیمت به ناحیه رسید، به تایم فریمِ پایینتر بروید و منتظر بمانید تا آنجا هم یک شکستِ ساختارِ کوچکِ رو به بالا ببینید. یا یک الگوی کندلیِ برگشتی مثلِ پینبار یا پوشا. یعنی اجازه دهید بازار اول حرفش را بزند.
پس روشِ ورود سلیقهای است، ولی حد ضرر سلیقهای نیست. هر روشی را انتخاب کردید، اول حد ضرر را مشخص کنید.
یک مثالِ عددیِ ساده، قدمبهقدم
بیایید با هم حساب کنیم. این عددها فقط مثالاند و به هیچ نمادِ واقعی ربطی ندارند.
- سهمی در نمودارِ روزانه مدتی ریخته و آخرین کندلِ قرمزش بین ۹٬۶۰۰ و ۱۰٬۰۰۰ تومان بوده است.
- بعد از آن، سه کندلِ سبزِ بلند آمده و قیمت سقفِ قبلی، یعنی ۱۰٬۸۰۰ تومان، را شکسته و تا ۱۲٬۰۰۰ تومان رفته است.
- پس اوردر بلاکِ صعودی ما ناحیهٔ ۹٬۶۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ تومان است و نیمهاش ۹٬۸۰۰ تومان.
- تصمیم میگیریم روی نیمه، یعنی ۹٬۸۰۰ تومان، بخریم.
- حد ضرر را کمی زیرِ کفِ ناحیه میگذاریم: ۹٬۴۵۰ تومان. پس ریسکِ هر سهم ۳۵۰ تومان است؛ یعنی حدودِ ۳٫۶٪.
- هدفِ اول را همان سقفِ اخیر میگذاریم: ۱۲٬۰۰۰ تومان. پس سودِ احتمالیِ هر سهم ۲٬۲۰۰ تومان است.
- نسبتِ سود به زیان: ۲٬۲۰۰ تقسیم بر ۳۵۰، یعنی حدودِ ۶ به ۱.
حالا بخشِ مهمتر: چند سهم بخریم؟ فرض کنید کلِ سرمایهٔ معاملاتیِ شما ۱۰۰ میلیون تومان است و قانونِ شما این است که در هر معامله بیشتر از ۱٪ آن، یعنی یک میلیون تومان، ضرر نکنید. یک میلیون تومان تقسیم بر ۳۵۰ تومان میشود حدودِ ۲٬۸۵۰ سهم. یعنی حدودِ ۲۸ میلیون تومان خرید، نه همهٔ ۱۰۰ میلیون.
این عدد کارمزدِ خرید و فروش را در نظر نگرفته است. در بورس ایران کارمزد و مالیاتِ خرید و فروش روی هم کمی بیشتر از یک درصد است و در معاملههای کوتاهمدت عددِ کمی نیست. پیش از معامله کارمزدِ کارگزاری خودتان را بپرسید.
پس اوردر بلاک فقط به شما میگوید کجا وارد شوید. اینکه با چقدر وارد شوید را مدیریت سرمایه و ریسک تعیین میکند، و این دومی است که شما را در بازار نگه میدارد. اگر دربارهٔ جای درستِ حد ضرر تردید دارید، مقالهٔ استراتژی حد ضرر را هم بخوانید.
تفاوت اوردر بلاک و ناحیهٔ عرضه و تقاضا
این پرسش را خیلیها میپرسند، و حق دارند. هر دو یک محدودهاند، هر دو بر این فرض استوارند که پولِ بزرگ آنجا سفارش گذاشته، و هر دو انتظارِ واکنش در برگشت دارند. فرق در جزئیات است.
ناحیهٔ عرضه و تقاضا در سبکِ سم سیدن معمولاً یک محدودهٔ پهنتر است: کلِ آن چند کندلِ کوچک و فشردهای که قیمت پیش از حرکتِ تند در آن درجا زده. اوردر بلاک تنگتر است: معمولاً فقط همان یک کندلِ آخرِ خلافِ جهت. اوردر بلاک هم شرطهای بیشتری دارد، مثلِ شکست ساختار و نقدینگی. اگر با این سبک آشنا نیستید، اول پرایس اکشن عرضه و تقاضا را بخوانید.
جدولِ زیر اوردر بلاک را با سه مفهومِ نزدیک مقایسه کرده است.
| مفهوم | چه چیزی را علامت میزند؟ | پهنای ناحیه | شرطِ اصلی |
|---|---|---|---|
| حمایت و مقاومت | قیمتی که بارها قیمت از آن برگشته | یک خط یا نوارِ باریک | چند برخوردِ قبلی |
| ناحیهٔ عرضه و تقاضا | محدودهٔ درجا زدنِ قیمت پیش از حرکتِ تند | پهنتر، چند کندل | خروجِ قوی از محدوده |
| اوردر بلاک | آخرین کندلِ خلافِ جهت پیش از حرکتِ تند | تنگ، معمولاً یک کندل | جابهجاییِ تند و شکست ساختار |
| بریکر بلاک | اوردر بلاکی که شکسته و نقشش عوض شده | تنگ | شکستِ قاطعِ اوردر بلاکِ قبلی |
پس اگر نواحی حمایتی و مقاومتی را خوب میشناسید، اوردر بلاک برایتان غریبه نیست. نسخهٔ دقیقتر و تنگترِ همان فکر است، با چند شرطِ اضافه.
بریکر بلاک و میتیگیشن بلاک چیست؟
همهٔ اوردر بلاکها جواب نمیدهند. گاهی قیمت برمیگردد، ناحیه را با قدرت میشکند و رد میشود. اینجا دو اصطلاحِ دیگر به کار میآید.
بریکر بلاک (Breaker Block) یعنی اوردر بلاکی که شکسته شده و نقشش عوض شده است. مثلاً یک اوردر بلاکِ صعودی که قیمت آن را رو به پایین شکسته، حالا ممکن است در برگشتِ بعدی مثلِ مقاومت عمل کند. شبیهِ حمایتی که شکسته و مقاومت شده؛ همان قاعدهٔ قدیمیِ تحلیل تکنیکال با اسمی تازه. معمولاً شرطش این است که پیش از شکست، قیمت یک سقف یا کفِ تازه ساخته و نقدینگیِ آن سمت را جمع کرده باشد.

میتیگیشن بلاک (Mitigation Block) شبیهِ بریکر است، با یک فرق. در بریکر، قیمت پیش از شکست یک سقف یا کفِ تازه ساخته است. در میتیگیشن، قیمت نتوانسته سقف یا کفِ تازه بسازد و از همانجا برگشته است. «میتیگیشن» یعنی جبران یا کم کردنِ زیان. فرضِ این سبک این است که بازیگرِ بزرگی که در آن ناحیه گیر افتاده، در برگشتِ قیمت پوزیشنش را بی ضرر یا کمضرر میبندد و همین، فشارِ خرید یا فروشِ تازه میسازد.
پس شکستنِ یک اوردر بلاک پایانِ ماجرا نیست. ممکن است همان ناحیه با نقشِ تازه دوباره به کار بیاید.
اوردر بلاک در بورس ایران کار میکند؟
این مهمترین پرسشِ این متن است و بیشترِ آموزشها از کنارش رد میشوند. مفهومِ اوردر بلاک در بازارهای بزرگ و پرنقدینگیِ جهانی شکل گرفته؛ بازارهایی که ۲۴ ساعته معامله میشوند، سقفِ نوسانِ روزانه ندارند و میشود در آنها هم خرید کرد و هم فروشِ استقراضی. بورس ایران با آنها چند فرقِ جدی دارد.
دامنهٔ نوسان و صف، کندلها را کج میکند
در بورس ایران قیمتِ هر سهم در یک روز فقط در یک دامنهٔ محدود میتواند بالا یا پایین برود. وقتی سهمی صفِ خرید یا فروش میشود، کندلِ آن روز حرکتِ واقعی را نشان نمیدهد؛ قیمت به سقفِ مجاز چسبیده و تقاضای واقعی شاید خیلی بیشتر بوده است. پس آن «حرکتِ تند و قوی» که برای اوردر بلاک لازم است، گاهی چند روز طول میکشد و گاهی بینِ روزها گپ میسازد. یعنی شکافها و کندلها همیشه همان معنایی را ندارند که در آموزشهای خارجی میبینید.
نمودارِ تعدیلنشده اوردر بلاکِ قلابی میسازد
بعد از مجمع و تقسیمِ سود یا بعد از افزایش سرمایه، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید. روی نمودارِ تعدیلنشده این افت شبیهِ یک ریزشِ تند با شکاف است و کندلِ پیش از آن شبیهِ یک اوردر بلاکِ نزولیِ کامل. ولی هیچ پولِ بزرگی آنجا نفروخته؛ فقط حسابداری عوض شده است. پس همیشه روی نمودار تعدیلشده دنبالِ اوردر بلاک بگردید.
تایم فریمِ پایین در سهمهای کمحجم بیمعناست
در بسیاری از نمادهای بورس ایران، در طولِ روز حجمِ معامله کم است. نمودارِ ۵ دقیقهای یا ۱۵ دقیقهای چنین سهمی پر از کندلهای بیمعنا و پرشهای بیدلیل است. اوردر بلاکِ آنجا بیشتر سلیقهٔ یک فروشندهٔ کوچک است تا ردِ پای پولِ بزرگ. نظرِ من این است که در سهمهای ایرانی سراغِ نمودارِ روزانه و هفتگی بروید و نمادهای پرحجم را انتخاب کنید.
فروشِ استقراضی برای بیشترِ ما در دسترس نیست
بیشترِ ما در بورس ایران فقط میتوانیم سهمی را بخریم و بعد بفروشیم. پس اوردر بلاکِ نزولی برای ما «جای ورود به فروش» نیست. ولی بیفایده هم نیست: جای خوبی است برای سیو کردنِ بخشی از سود یا دست نگه داشتن از خریدِ تازه.
یک مزیت هم داریم: دادهٔ حقیقی و حقوقی
در بیشترِ بازارهای جهانی کسی نمیداند پشتِ هر معامله چه کسی است. در بورس ایران، هر روز آمارِ خرید و فروشِ حقیقی و حقوقی منتشر میشود. یعنی اگر قیمت از یک اوردر بلاکِ صعودی برگشت و همزمان پولِ درشتِ حقیقی وارد سهم شد، دو نشانه همدیگر را تأیید میکنند. ابزارهایی مثلِ فیلتر پول هوشمند همین را میسنجند. این دقیقاً همان چیزی است که اوردر بلاک فقط حدسش را میزند، و ما میتوانیم تا حدی آن را ببینیم.
پس جوابِ کوتاه این است: بله، منطقِ اوردر بلاک در بورس ایران هم کاربرد دارد، به شرطی که روی نمودارِ تعدیلشده، در تایم فریمِ روزانه یا بالاتر، در نمادهای پرحجم و با تأییدِ حجم و ورودِ پول به کارش ببرید. در طلا، دلار و رمزارزها هم همین منطق به کار میرود، ولی آنجا هم تایم فریم و نقدینگی را جدی بگیرید.
هفت اشتباهِ رایج در معامله با اوردر بلاک
- هر کندلِ قرمز را اوردر بلاک دیدن. بدونِ حرکتِ تند و شکستِ ساختار، فقط یک کندلِ معمولی است.
- نادیده گرفتنِ روندِ بزرگ. خرید در اوردر بلاکِ صعودیِ ساعتی، وقتی نمودارِ هفتگی دارد میریزد، معمولاً به ضرر میرسد.
- معامله بی حد ضرر. «این ناحیه حتماً نگه میدارد» گرانترین جملهٔ بازار است. اوردر بلاکها زیاد میشکنند.
- ورود در برگشتِ سوم و چهارم. هر برگشت سفارشهای باقیمانده را مصرف میکند. ناحیهای که بارها لمس شده، ضعیف شده است.
- کار با نمودارِ تعدیلنشده. در بورس ایران افتِ بعد از مجمع را با ریزشِ واقعی اشتباه میگیرید.
- اعتماد کامل به اندیکاتورِ خودکار. اندیکاتور شکل را پیدا میکند، نه داستان را.
- سنگین کردنِ حجمِ معامله چون «ستاپ عالی است». هیچ ستاپی آنقدر عالی نیست که ارزشِ ریسکِ بخشِ بزرگی از سرمایه را داشته باشد.
پس بیشترِ ضررها از خودِ اوردر بلاک نیست؛ از عجله، از ندیدنِ تصویرِ بزرگ و از نداشتنِ حد ضرر است.
مزایا و محدودیتهای اوردر بلاک
منصفانه بگوییم: اوردر بلاک ابزارِ بدی نیست. مزیتِ اصلیاش این است که جای ورود و جای حد ضرر را دقیق و نزدیکِ هم نشان میدهد. برای همین نسبتِ سود به زیانِ معاملهها میتواند خوب باشد. به شما یاد میدهد بهجای دنبال کردنِ قیمت، صبر کنید تا قیمت به ناحیهٔ شما بیاید.
ولی محدودیتهایش را هم باید دید. تشخیصش تا حدی سلیقهای است؛ دو معاملهگر روی یک نمودار دو جعبهٔ متفاوت میکشند. بیشترِ ادعاها دربارهٔ «بانکها و موسسهها» حدس است، نه دادهٔ قابلِ دیدن. شواهدِ آماریِ مستقل هم دربارهٔ برتریِ آن نسبت به حمایت و مقاومتِ کلاسیک محدود است. بخشِ بزرگی از این سبک، اسمِ تازه روی مفهومهای قدیمیِ پرایس اکشن است.
پس اوردر بلاک را یک ابزار در کنارِ بقیه ببینید، نه یک سیستمِ جادویی. اگر میخواهید بدانید در کنارِ چه سبکهای دیگری قرار میگیرد، انواع سبکهای پرایس اکشن را ببینید.
سوالات متداول
اوردر بلاک چیست؟
اوردر بلاک آخرین کندلِ خلافِ جهت پیش از یک حرکتِ تند و بزرگِ قیمت است. فرض این است که خریدار یا فروشندهٔ بزرگ آنجا سفارش گذاشته و وقتی قیمت به آن ناحیه برگردد، احتمالاً دوباره واکنش نشان میدهد.
اوردر بلاک صعودی و نزولی را چطور تشخیص دهیم؟
اوردر بلاک صعودی آخرین کندلِ نزولی پیش از رشدی تند است که سقفِ قبلی را میشکند. اوردر بلاک نزولی آخرین کندلِ صعودی پیش از ریزشی تند است که کفِ قبلی را میشکند. اولی حمایت و دومی مقاومتِ احتمالی است.
تفاوت اوردر بلاک و ناحیهٔ عرضه و تقاضا چیست؟
هر دو محدودهٔ سفارشهای بزرگاند. ناحیهٔ عرضه و تقاضا معمولاً پهنتر است و چند کندلِ درجا زدن را میگیرد. اوردر بلاک تنگتر است، معمولاً یک کندل، و شرطهای بیشتری مثلِ شکست ساختار و جابهجاییِ تند دارد.
اوردر بلاک در بورس ایران کار میکند؟
منطقش کار میکند، ولی با احتیاط. دامنهٔ نوسان و صفها کندلها را کج میکنند و نمودارِ تعدیلنشده ناحیهٔ قلابی میسازد. روی نمودارِ تعدیلشده، تایم فریمِ روزانه یا بالاتر و نمادهای پرحجم کار کنید و ورودِ پولِ حقیقی را هم ببینید.
بهترین تایم فریم برای اوردر بلاک کدام است؟
اوردر بلاکهای تایم فریمِ بالاتر معتبرترند. روشِ رایج این است که روند و ناحیه را در روزانه یا هفتگی پیدا کنید و برای ورودِ دقیقتر به تایم فریمِ پایینتر بروید. در سهمهای کمحجمِ ایرانی تایم فریمِ زیرِ روزانه کمتر قابلِ اعتماد است.
حد ضرر در اوردر بلاک کجا قرار میگیرد؟
در اوردر بلاکِ صعودی معمولاً کمی زیرِ کفِ ناحیه و در اوردر بلاکِ نزولی کمی بالای سقفِ ناحیه. فاصلهٔ کوچکِ اضافه برای این است که نوسانِ عادی و جمع شدنِ نقدینگی شما را بیدلیل از معامله بیرون نیندازد.
بریکر بلاک چیست؟
بریکر بلاک اوردر بلاکی است که قیمت آن را با قدرت شکسته و نقشش عوض شده است. مثلاً اوردر بلاکِ صعودیِ شکستهشده ممکن است در برگشتِ بعدی مثلِ مقاومت عمل کند؛ شبیهِ حمایتی که شکسته و مقاومت شده است.
اوردر بلاک با اسمارت مانی و ICT چه ارتباطی دارد؟
اوردر بلاک یکی از مفهومهای اصلیِ سبکِ اسمارت مانی است که روشِ ICT آن را مشهور کرد. در این سبک، اوردر بلاک کنارِ شکست ساختار، تغییر کاراکتر، نقدینگی و شکاف ارزش منصفانه به کار میرود و بهتنهایی سیستمِ کامل نیست.
جمعبندی
اوردر بلاک یعنی ردِ پای احتمالیِ پولِ بزرگ روی نمودار: آخرین کندلِ خلافِ جهت پیش از یک حرکتِ تند. اعتبارش به داستانِ اطرافش بستگی دارد: نقدینگی جمع شده باشد، حرکت تند باشد، ساختار بشکند و ناحیه دستنخورده باشد. در بورس ایران هم کار میکند، به شرطی که نمودارِ تعدیلشده، تایم فریمِ بالاتر و نمادهای پرحجم را انتخاب کنید.
پس دفعهٔ بعد که یک جعبهٔ اوردر بلاک روی نمودار دیدید، پیش از هر کاری سه چیز را بپرسید: حرکتِ بعدش واقعاً تند بود؟ ساختار شکست؟ و اگر اشتباه کنم، چقدر ضرر میکنم؟ اگر میخواهید این ابزار را در کنارِ بقیهٔ پایههای تحلیل تکنیکال و با نظم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده است.
