الگوی سر و شانه چیست؟ سقف و کف سر و شانه، خط گردن و هدف قیمتی
فهرست مطالب۱۵ بخش
- الگوی سر و شانه چیست؟ به زبانِ ساده
- اجزای الگوی سر و شانه کداماند؟
- خط گردن چیست و چرا اینقدر مهم است؟
- پشتِ این سه قله چه اتفاقی میافتد؟
- سر و شانهٔ معکوس چیست؟
- حجمِ معاملات در الگوی سر و شانه چه میگوید؟
- هدف قیمتی سر و شانه چطور محاسبه میشود؟
- اگر خط گردن شیب داشت، چه کنیم؟
- آیا قیمت همیشه به هدف میرسد؟
- چطور با الگوی سر و شانه معامله کنیم؟ سه روشِ ورود
- پولبک به خط گردن یعنی چه؟
- حد ضرر را کجا بگذاریم؟
- سر و شانه با سقف دوقلو و سقف سهقلو چه فرقی دارد؟
- سر و شانهٔ پیچیده چیست؟
- وقتی سر و شانه شکست میخورد
- نکتههای بورس تهران دربارهٔ الگوی سر و شانه
- پنج اشتباهِ رایج با الگوی سر و شانه
- چکلیستِ پیش از معامله با سر و شانه
- سوالات متداول
- جمعبندی

خیلیها میپرسند: از کجا بفهمیم یک روندِ صعودی دارد تمام میشود؟ یکی از قدیمیترین جوابها الگوی سر و شانه است. این الگو سه قلهٔ پشتِ سرِ هم روی نمودار است که قلهٔ وسطی (سر) از دو قلهٔ کناری (شانهها) بلندتر است. وقتی قیمت خطِ زیرِ این قلهها را بشکند، احتمالِ برگشتِ روند بالا میرود.
شکلِ وارونهٔ آن، یعنی سه درّه، «سر و شانهٔ معکوس» یا سر و شانهٔ کف نام دارد و پایانِ روندِ نزولی را خبر میدهد. در این راهنما با هم میبینیم الگو را چطور درست بشناسیم، هدفِ قیمتیاش را چطور حساب کنیم، کجا وارد شویم، حدِ ضرر را کجا بگذاریم و در بورس تهران کجا گولمان میزند.
الگوی سر و شانه چیست؟ به زبانِ ساده
یک آدم را تصور کنید که از روبهرو ایستاده است. دو شانه دارد و یک سر که از شانهها بالاتر است. اگر یک خط زیرِ گردنش بکشید، شکلِ کاملِ الگو را دارید. اسمِ الگو هم از همین شکل آمده است.
در زبانِ تحلیل تکنیکال، سر و شانه یک الگوی بازگشتی است. یعنی الگویی که معمولاً در انتهای یک روند ساخته میشود و هشدار میدهد که جهتِ حرکت ممکن است عوض شود. الگوهای دیگرِ این خانواده سقف دوقلو و کف دوقلو هستند.
این الگو را بعضیها سروشانه یا سرو شانه هم مینویسند؛ همه یک چیز است. پس هر جا این اسم را دیدید، بدانید حرف از همان سه قله و یک خط است.

اجزای الگوی سر و شانه کداماند؟
الگو پنج جزء دارد. اگر یکی از اینها نباشد، هنوز با سر و شانهٔ کامل روبهرو نیستیم. جدولِ زیر هر جزء را در نسخهٔ سقف معرفی میکند.
| جزء | چه شکلی است؟ | چه میگوید؟ |
|---|---|---|
| روندِ قبلی | یک روندِ صعودیِ روشن پیش از الگو | بدونِ روندِ قبلی، چیزی برای برگشتن نیست |
| شانهٔ چپ | یک قله و بعد یک افتِ کوتاه | خریدارها هنوز قویاند و روند ادامه دارد |
| سر | قلهای بلندتر از شانهٔ چپ و بعد یک افت | آخرین زورِ خریدارها؛ ولی افت تا همان کفِ قبلی میرود |
| شانهٔ راست | قلهای پایینتر از سر، معمولاً نزدیک به شانهٔ چپ | خریدارها دیگر نمیتوانند سقفِ قبلی را بزنند |
| خط گردن | خطی که دو کفِ بینِ قلهها را به هم وصل میکند | مرزِ نهایی؛ شکستنش الگو را تأیید میکند |
نکتهٔ مهم ردیفِ آخر است. تا خط گردن نشکسته، الگو فقط یک «احتمال» است. پس سه قلهٔ زیبا بهتنهایی سیگنال نیست.
خط گردن چیست و چرا اینقدر مهم است؟
خط گردن یعنی خطی که دو کفِ دو طرفِ سر را به هم وصل میکند. در سر و شانهٔ سقف، این خط مثلِ یک حمایت عمل میکند؛ یعنی کفی که قیمت چند بار رویش ایستاده است.
خط گردن همیشه افقی نیست. ممکن است کمی رو به بالا یا رو به پایین باشد. در سر و شانهٔ سقف، خط گردنِ رو به پایین نشانهٔ ضعفِ بیشترِ خریدارهاست؛ ولی شکستنش دیرتر و پایینتر اتفاق میافتد. خط گردنِ رو به بالا زودتر شکسته میشود، ولی سیگنالِ ضعیفتری میدهد.
اگر کشیدنِ خط برایتان تازه است، اول آموزش خط روند را ببینید؛ قاعدهٔ وصل کردنِ نقطهها همان است. پس خط گردن را با دقت بکشید، چون هم ورود، هم هدف و هم حدِ ضرر به آن بسته است.
پشتِ این سه قله چه اتفاقی میافتد؟
الگو فقط یک شکل نیست؛ داستانِ دعوای خریدار و فروشنده است. بیایید قدمبهقدم ببینیم.
- شانهٔ چپ: روند صعودی است و همه خوشبیناند. قیمت یک سقف میزند. بعضیها سود میگیرند و قیمت کمی پایین میآید.
- سر: خریدارها دوباره هجوم میآورند و قیمت سقفِ تازهای میسازد. ولی این بار فروش آنقدر زیاد است که قیمت تا همان کفِ قبلی برمیگردد. یعنی کلِ رشدِ تازه پس داده شده است.
- شانهٔ راست: خریدارها یک بارِ دیگر تلاش میکنند، ولی زورشان به سقفِ قبلی نمیرسد. قلهٔ سوم پایینتر از سر میماند.
- شکستِ خط گردن: قیمت کفِ قبلی را میشکند. کسانی که بالا خریدهاند میترسند و میفروشند. همین ترس میتواند ریزش را تندتر کند.
مثلِ کسی است که میخواهد یک کیسه برنجِ سنگین را از پلهها بالا ببرد. بارِ اول یک پله میرود. بارِ دوم با زورِ بیشتر دو پله، ولی خسته برمیگردد پایین. بارِ سوم دیگر به پلهٔ دوم هم نمیرسد. آیا بارِ چهارم موفق میشود؟ احتمالاً نه.
پس سر و شانه در اصل تصویرِ خسته شدنِ خریدارهاست. بیشتر بحثهای این مقاله در کتابهای کلاسیک هم آمده و در بخشِ پنجمِ آموزش تحلیل تکنیکال هم مرورِ کوتاهی از آن هست.
سر و شانهٔ معکوس چیست؟
سر و شانهٔ معکوس همان الگو است، فقط وارونه. یعنی سه درّه بهجای سه قله، که درّهٔ وسطی از دو درّهٔ دیگر عمیقتر است. این الگو در انتهای یک روندِ نزولی ساخته میشود و خط گردنش بالای درّهها است.
این بار داستان دربارهٔ خسته شدنِ فروشندههاست. وقتی قیمت خط گردن را رو به بالا بشکند، احتمالِ شروعِ یک روندِ صعودی بالا میرود. جدولِ زیر دو نوع را کنارِ هم میگذارد.
| ویژگی | سر و شانهٔ سقف | سر و شانهٔ معکوس |
|---|---|---|
| کجا ساخته میشود؟ | انتهای روندِ صعودی | انتهای روندِ نزولی |
| شکل | سه قله، وسطی بلندتر | سه درّه، وسطی عمیقتر |
| خط گردن | زیرِ قلهها، نقشِ حمایت | بالای درّهها، نقشِ مقاومت |
| سیگنال | شکستِ خط گردن رو به پایین | شکستِ خط گردن رو به بالا |
| حجمِ معاملات در شکست | بالا رفتنِ حجم کمک میکند، ولی همیشه لازم نیست | بالا رفتنِ حجم تقریباً لازم است |
| کاربرد برای خریدارِ بورس ایران | هشدارِ خروج یا نخریدن | فرصتِ احتمالیِ خرید |
ردیفِ آخر برای ما مهم است. بیشترِ سهامدارهای بورس ایران فقط با خرید سود میکنند و امکانِ سود گرفتن از ریزش را ندارند. پس سر و شانهٔ سقف برایشان بیشتر یک زنگِ خطر است، و سر و شانهٔ معکوس یک فرصتِ ورود.
حجمِ معاملات در الگوی سر و شانه چه میگوید؟
حجم یعنی تعدادِ سهمی که در یک روز دستبهدست میشود. حجم مثلِ صدای جمعیت است: نشان میدهد چقدر آدم پشتِ یک حرکت ایستادهاند.
- در سقف: معمولاً حجم روی شانهٔ چپ زیاد است، روی سر کمتر میشود و روی شانهٔ راست از همه کمتر است. یعنی خریدارها کمکم کنار میکشند.
- در شکستِ سقف: بالا رفتنِ حجم موقعِ شکستن، سیگنال را محکمتر میکند. ولی ریزش گاهی با حجمِ کم هم شروع میشود، چون قیمت با وزنِ خودش هم پایین میآید.
- در کف (معکوس): شکستِ رو به بالا بدونِ حجم، قابلِ اعتماد نیست. قیمت برای بالا رفتن به خریدارِ واقعی نیاز دارد.
یک نشانهٔ کمکیِ دیگر واگرایی است. یعنی قیمت سقفِ بالاتری میزند ولی اندیکاتوری مثلِ RSI سقفِ پایینتری میسازد. اگر روی سر واگرایی دیدید، الگو معتبرتر است. پس حجم و واگرایی را مثلِ دو شاهد کنارِ الگو بگذارید.
هدف قیمتی سر و شانه چطور محاسبه میشود؟
هدفِ قیمتی یعنی حدودِ جایی که انتظار داریم قیمت بعد از شکست تا آنجا برود. فرمولش ساده است و در سه قدم حساب میشود.
- فاصلهٔ عمودیِ نوکِ سر تا خط گردن را اندازه بگیرید. اسمش را «ارتفاعِ الگو» بگذارید.
- نقطهای را که قیمت خط گردن را شکسته پیدا کنید.
- در سقف، ارتفاع را از نقطهٔ شکست کم کنید. در کف، ارتفاع را به نقطهٔ شکست اضافه کنید.
مثالِ سقف: فرض کنیم نوکِ سر ۱۵٬۰۰۰ تومان و خط گردن ۱۲٬۰۰۰ تومان باشد. ارتفاع ۳٬۰۰۰ تومان است. پس هدف میشود ۱۲٬۰۰۰ منهای ۳٬۰۰۰، یعنی ۹٬۰۰۰ تومان. این یعنی ریزشِ حدودِ ۲۵ درصدی از نقطهٔ شکست؛ برای کسی که سهم را دارد، عددِ کمی نیست.
مثالِ کف: فرض کنیم کفِ سر ۶٬۰۰۰ تومان و خط گردن ۸٬۰۰۰ تومان باشد. ارتفاع ۲٬۰۰۰ تومان است. هدف میشود ۸٬۰۰۰ بهعلاوهٔ ۲٬۰۰۰، یعنی ۱۰٬۰۰۰ تومان؛ حدودِ ۲۵ درصد بالاتر از نقطهٔ شکست. هر دو مثال فرضیاند.

اگر خط گردن شیب داشت، چه کنیم؟
اگر خط گردن کج است، ارتفاع را از نوکِ سر تا خط گردن، درست زیرِ سر، اندازه بگیرید. بعد همین عدد را از نقطهای که قیمت خط را قطع کرده کم یا اضافه کنید. نقطهٔ شکست را مبنا بگیرید، نه کفِ قبلی را.
برای سهمهایی که در مدتِ طولانی چند برابر شدهاند، بعضی تحلیلگرها ارتفاع را به درصد حساب میکنند تا هدف واقعبینانهتر شود. مثلاً در مثالِ سقف، ارتفاع ۲۵ درصدِ خط گردن است. پس هدف را ۲۵ درصد زیرِ نقطهٔ شکست میگذارند.
آیا قیمت همیشه به هدف میرسد؟
نه. هدفِ قیمتی یک تخمین است، نه وعده. پژوهشهای معروفِ Thomas Bulkowski روی هزاران نمودارِ بازارِ آمریکا نشان داده که تقریباً نیمی از سر و شانههای سقف به هدفِ کامل میرسند. یعنی نیمِ دیگر زودتر برمیگردند.
برای همین خیلی از معاملهگرها بخشی از سهم را نزدیکِ نیمهٔ راه نقد میکنند و بقیه را با حدِ ضرر نگه میدارند. پس هدف را مثلِ تابلوی «مقصدِ احتمالی» ببینید، نه خطِ پایانِ قطعی.
چطور با الگوی سر و شانه معامله کنیم؟ سه روشِ ورود
تا اینجا الگو و هدفش را شناختیم. ولی هنوز سؤالِ اصلی مانده: کِی وارد شویم؟ سه روشِ رایج هست که هر کدام ریسکِ خودش را دارد. چون در بورس ایران بیشتر خرید میکنیم، اینها را برای سر و شانهٔ معکوس توضیح میدهم.
| روش | کِی وارد میشویم؟ | مزیت | عیب |
|---|---|---|---|
| ورودِ زودهنگام | روی شانهٔ راست، پیش از شکست | قیمتِ ورود پایینتر و حدِ ضرر نزدیکتر | شاید الگو هرگز کامل نشود |
| ورود در شکست | وقتی قیمت بالای خط گردن بسته شود | الگو تأیید شده است | شکستِ کاذب ممکن است |
| ورود در پولبک | وقتی قیمت بعد از شکست به خط گردن برگردد و دوباره بالا برود | تأییدِ دوباره و حدِ ضررِ نزدیکتر | گاهی پولبک نمیآید و فرصت از دست میرود |
اگر تازهکار هستید، توصیهٔ من ورود بعد از شکست یا در پولبک است. حدس زدنِ الگو پیش از کامل شدن، بیشتر به فالگیری شبیه است تا تحلیل.
پولبک به خط گردن یعنی چه؟
پولبک یعنی قیمت بعد از شکستن یک خط، یک بار برمیگردد و همان خط را از آن طرف لمس میکند. مثلِ کسی که از خانه بیرون میرود و برمیگردد ببیند در را قفل کرده یا نه. در سر و شانهٔ معکوس، خط گردن که قبلاً مقاومت بود، حالا نقشِ حمایت را بازی میکند.
طبق همان آمارهای بالکوفسکی، در بیشترِ موارد قیمت بعد از شکست یک بار به خط گردن برمیگردد. پس عجله نکنید؛ معمولاً فرصتِ دوم پیش میآید. ولی اگر قیمت در پولبک دوباره زیرِ خط گردن بسته شد، این زنگِ خطر است.
حد ضرر را کجا بگذاریم؟
حد ضرر یعنی قیمتی که اگر سهم به آن رسید، بیمعطلی میفروشید تا زیانِ بزرگتر نشود. در سر و شانه دو جای رایج برایش هست.
- زیرِ شانهٔ راست: جای امنتر. اگر قیمت به زیرِ شانهٔ راست برگردد، الگو عملاً باطل شده است.
- کمی زیرِ خط گردن، بعد از پولبک: حدِ ضررِ نزدیکتر، با زیانِ کمتر، ولی احتمالِ خوردنِ آن بیشتر است.
بیایید با همان مثالِ کف حساب کنیم. ورود حدودِ ۸٬۰۰۰ تومان، هدف ۱۰٬۰۰۰ تومان، و حدِ ضرر زیرِ شانهٔ راست در ۶٬۷۰۰ تومان. سودِ احتمالی ۲٬۰۰۰ تومان و زیانِ احتمالی ۱٬۳۰۰ تومان است. یعنی نسبت ریسک به ریوارد حدودِ ۱ به ۱٫۵ است.
اگر حدِ ضرر را بعد از پولبک در ۷٬۶۰۰ تومان بگذاریم، زیانِ احتمالی ۴۰۰ تومان میشود و نسبت به ۱ به ۵ میرسد. ولی این حد زودتر فعال میشود. پس انتخاب بینِ «امنتر» و «ارزانتر» است و جوابِ درستش به مدیریتِ سرمایهٔ خودتان بستگی دارد.
سر و شانه با سقف دوقلو و سقف سهقلو چه فرقی دارد؟
این سه الگو شبیهِ هماند و هر سه بازگشتیاند. فرقشان در ارتفاعِ قلههاست.
- سقف دوقلو: دو قلهٔ تقریباً همارتفاع. خریدارها دو بار به یک سقف میخورند و برمیگردند. شرحِ کاملش در مقالهٔ سقف دوقلو و کف دوقلو آمده است.
- سقف سهقلو: سه قلهٔ تقریباً همارتفاع؛ سر از شانهها بلندتر نیست.
- سر و شانه: قلهٔ وسطی بهوضوح بلندتر است.
در هر سه، تأیید با شکستِ خط گردن است و هدف هم به همان روش حساب میشود. پس اسمگذاری مهمتر از قاعده نیست؛ اصل، شکستنِ کف و حجمِ پشتِ آن است.
سر و شانهٔ پیچیده چیست؟
گاهی الگو دو شانهٔ چپ یا دو شانهٔ راست دارد، یا حتی دو سر. به این حالت سر و شانهٔ پیچیده میگویند. قاعده عوض نمیشود: خط گردن را زیرِ کفها بکشید و منتظرِ شکستنش بمانید.
وقتی سر و شانه شکست میخورد
هیچ الگویی همیشه درست نیست. گاهی قیمت خط گردن را میشکند، چند روز آن طرف میماند و بعد با قدرت برمیگردد. به این شکستِ کاذب یا تله میگویند.
جالب این است که شکستِ الگو خودش یک سیگنال است. اگر در سر و شانهٔ سقف، قیمت دوباره از شانهٔ راست بالاتر برود، فروشندهها گیر افتادهاند. خریدِ آنها برای بستنِ زیان، میتواند قیمت را تندتر بالا ببرد.
پس هیچوقت بدونِ حدِ ضرر با این الگو معامله نکنید. الگو احتمال را بالا میبرد، ولی آینده را تضمین نمیکند.
نکتههای بورس تهران دربارهٔ الگوی سر و شانه
بیشترِ آموزشهای سر و شانه از بازارهای خارجی ترجمه شدهاند. بورس ما چند تفاوت دارد که الگو را عوض میکند.
- دامنهٔ نوسان: قیمتِ سهم در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی میتواند تکان بخورد. پس رسیدن به هدف چند روز طول میکشد. دربارهٔ این سقف و کف در قیمت مجاز سهم و دامنه نوسان بخوانید.
- صفِ خرید و فروش: وقتی سهم صف میشود، معاملهای انجام نمیشود و نمودار شکلهای عجیب میگیرد. شکستی که با صفِ فروش اتفاق بیفتد، خروج را هم سخت میکند.
- نمودارِ تعدیلشده: بعد از افزایش سرمایه یا پرداختِ سود، قیمت یکباره پایین میآید. در نمودارِ تعدیلنشده این افت شبیهِ شکستِ خط گردن دیده میشود. همیشه با نمودار تعدیلشده کار کنید.
- سهمهای کمحجم: در نمادهایی که روزی چند معاملهٔ کوچک دارند، الگوها قابلِ اعتماد نیستند. یک سفارشِ بزرگ میتواند کلِ شکل را بسازد یا خراب کند.
پس پیش از اعتماد به یک سر و شانه در بورس تهران، این چهار مورد را چک کنید.
پنج اشتباهِ رایج با الگوی سر و شانه
- دیدنِ الگو در هر جای نمودار. سه قله بدونِ روندِ قبلی، سر و شانه نیست؛ فقط نوسان است.
- ورود پیش از شکستِ خط گردن. بسیاری از سر و شانههای نیمهکاره هرگز کامل نمیشوند.
- بیتوجهی به تایمفریم. الگوی تایمفریم روزانه و هفتگی از الگوی پانزدهدقیقهای معتبرتر است. سر و شانهای که چند ماه طول کشیده، وزنِ بیشتری دارد.
- هدف را قطعی دانستن. هدف فقط تخمین است و حدودِ نیمی از الگوها زودتر برمیگردند.
- معامله بدونِ حد ضرر. این گرانترین اشتباه است.
چکلیستِ پیش از معامله با سر و شانه
پیش از اینکه دکمهٔ خرید یا فروش را بزنید، این چند سؤال را از خودتان بپرسید.
- پیش از الگو، روندِ روشنی بوده است؟
- سر بهوضوح از هر دو شانه بلندتر (یا در کف، عمیقتر) است؟
- خط گردن را درست، از دو کف (یا دو سقف) کشیدهام؟
- قیمت روزانه آن طرفِ خط گردن بسته شده، نه فقط یک لحظه رد شده؟
- حجم در شکست بالا رفته است؟
- نمودار تعدیلشده است و سهم حجمِ معاملاتِ کافی دارد؟
- هدف، حدِ ضرر و نسبتِ سود به زیان را از قبل نوشتهام؟
اگر جوابِ یکی از اینها «نه» است، صبر کنید. بازار هر روز فرصتِ تازه دارد. این سؤالها را بهتر است در برنامهٔ معاملاتی خودتان بنویسید تا وسطِ هیجانِ بازار فراموش نشوند.
سوالات متداول
الگوی سر و شانه چیست؟
الگوی سر و شانه یک الگوی بازگشتی در تحلیل تکنیکال است. سه قلهٔ پشتِ سرِ هم دارد که قلهٔ وسطی بلندتر است. وقتی قیمت خطِ زیرِ قلهها یعنی خط گردن را بشکند، احتمالِ پایانِ روندِ صعودی و شروعِ ریزش بالا میرود.
هدف قیمتی سر و شانه چطور محاسبه میشود؟
فاصلهٔ عمودیِ نوکِ سر تا خط گردن را اندازه بگیرید. در سر و شانهٔ سقف، این عدد را از نقطهٔ شکستِ خط گردن کم کنید و در سر و شانهٔ معکوس به آن اضافه کنید. حاصل، هدفِ تقریبیِ قیمت است، نه قطعی.
سر و شانهٔ معکوس چیست؟
سر و شانهٔ معکوس یا سر و شانهٔ کف شکلِ وارونهٔ الگوست: سه درّه که درّهٔ وسطی عمیقتر است. در انتهای روندِ نزولی ساخته میشود و شکستِ رو به بالای خط گردن، همراه با حجمِ زیاد، نشانهٔ احتمالیِ شروعِ روندِ صعودی است.
خط گردن چیست؟
خط گردن خطی است که دو کفِ دو طرفِ سر را به هم وصل میکند. در سر و شانهٔ سقف نقشِ حمایت و در نوعِ معکوس نقشِ مقاومت دارد. تا این خط نشکسته، الگو تأیید نشده است. خط گردن میتواند افقی یا کمی شیبدار باشد.
اعتبار الگوی سر و شانه چقدر است؟
سر و شانه از معتبرترین الگوهای کلاسیک به شمار میآید، ولی خطاناپذیر نیست. پژوهشهای آماری روی بازارِ آمریکا نشان میدهد تقریباً نیمی از این الگوها به هدفِ کامل میرسند. برای همین همیشه حدِ ضرر لازم است.
پولبک به خط گردن یعنی چه؟
پولبک یعنی قیمت بعد از شکستنِ خط گردن، یک بار به همان خط برمیگردد و آن را از طرفِ دیگر لمس میکند. خطی که قبلاً حمایت بود حالا مقاومت شده یا برعکس. بسیاری از معاملهگرها همین برگشت را بهترین جای ورود میدانند.
حد ضرر در الگوی سر و شانه کجاست؟
جای امنترِ حدِ ضرر آن طرفِ شانهٔ راست است؛ بالای آن در سقف و زیرِ آن در کف. جای نزدیکتر، کمی آن طرفِ خط گردن بعد از پولبک است. حدِ ضررِ نزدیکتر زیانِ کمتری دارد، ولی زودتر فعال میشود.
تفاوت سر و شانه با سقف دوقلو چیست؟
سقف دوقلو دو قلهٔ تقریباً همارتفاع دارد، ولی سر و شانه سه قله دارد که قلهٔ وسطی بلندتر است. هر دو الگوی بازگشتیاند، هر دو با شکستِ خط گردن تأیید میشوند و هدفِ هر دو با ارتفاعِ الگو حساب میشود.
جمعبندی
الگوی سر و شانه داستانِ خسته شدنِ یک طرفِ بازار است: سه تلاش، که آخری از دومی ضعیفتر است. شکل را از سر و دو شانه بشناسید، ولی سیگنال را فقط از شکستِ خط گردن بگیرید. هدف را با ارتفاعِ الگو حساب کنید و یادتان باشد که این فقط تخمین است.
در بورس تهران، سر و شانهٔ سقف بیشتر زنگِ خطرِ خروج است و نوعِ معکوس فرصتِ احتمالیِ خرید. پس دفعهٔ بعد که سه قله یا سه درّه روی نمودار دیدید، اول خط گردن را بکشید، بعد حدِ ضرر را بنویسید، و تنها بعد از آن تصمیم بگیرید.
