هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

کانال کلتنر چیست؟ محاسبه، تنظیمات و تفاوت با بولینگر باند

فهرست مطالب۱۳ بخش
  1. کانال کلتنر به زبانِ ساده: جاده و گاردریل
  2. کانال کلتنر از کجا آمد؟
  3. دو آجرِ اصلی: میانگین نمایی و ATR
  4. میانگین متحرک نمایی (EMA) یعنی چه؟
  5. اندیکاتور ATR: تکانِ معمولِ قیمت
  6. کانال کلتنر چگونه محاسبه می‌شود؟ (مثالِ عددی)
  7. بهترین تنظیمات کانال کلتنر چیست؟
  8. کانال کلتنر را روی نمودار چطور بخوانیم؟
  9. روندِ صعودی
  10. روندِ نزولی
  11. بازارِ بی‌روند (رنج)
  12. سه روشِ رایجِ معامله با اندیکاتور کلتنر
  13. ۱. برگشت به خطِ وسط در روند (پولبک)
  14. ۲. شکستِ باند بعد از آرامش
  15. ۳. برگشت از باندها در بازارِ رنج
  16. تفاوت کانال کلتنر با بولینگر باند
  17. کلتنر بهتر است یا بولینگر؟
  18. اسکوییز: وقتی بولینگر داخلِ کلتنر می‌رود
  19. کانال کلتنر در بورس تهران: سه جایی که گول می‌زند
  20. اندیکاتور کلتنر در تریدینگ ویو
  21. مزایا و محدودیت‌های کانال کلتنر
  22. اشتباه‌های رایج با کانال کلتنر
  23. سوالات متداول
کانال کلتنر چیست؟ محاسبه، تنظیمات و تفاوت با بولینگر باند

کانال کلتنر یک اندیکاتورِ سه‌خطی است که دورِ قیمت یک «راهرو» می‌کشد. خطِ وسط میانگینِ متحرکِ نماییِ قیمت است، معمولاً ۲۰ دوره‌ای. باندِ بالا و پایین به اندازهٔ دو برابرِ ATR، یعنی تکانِ معمولِ روزانهٔ قیمت، از خطِ وسط فاصله دارند. کارش این است که نشان دهد روند به کدام طرف است و قیمت کی از حدِ معمولش بیرون زده.

اگر با اندیکاتورهای پرکاربرد آشنا باشید، احتمالاً اولین سؤالتان این است: این که همان بولینگر باند است! شکلشان خیلی شبیه است، ولی حسابشان فرق دارد و همین فرق، رفتارشان را عوض می‌کند. در این راهنما با هم قدم‌به‌قدم کانال کلتنر را حساب می‌کنیم، تنظیماتش را می‌بینیم، با بولینگر مقایسه‌اش می‌کنیم و می‌گوییم در بورس تهران کجا گولتان می‌زند.

کانال کلتنر به زبانِ ساده: جاده و گاردریل

یک جادهٔ کوهستانی را تصور کنید. ماشین (قیمت) معمولاً وسطِ جاده می‌رود و کمی چپ و راست می‌شود. دو طرفِ جاده گاردریل کشیده‌اند. کانال کلتنر همان جاده است: خطِ وسط، مسیرِ اصلیِ حرکت است و دو باند، گاردریل‌ها.

نکتهٔ جالب این است که پهنای این جاده ثابت نیست. وقتی بازار آرام است، جاده باریک می‌شود. وقتی بازار پرتلاطم است، جاده پهن می‌شود. این پهنا را ATR تعیین می‌کند که کمی پایین‌تر معنایش را می‌گوییم.

سه خط کانال کلتنر: خط وسط میانگین متحرک نمایی و دو باند بالا و پایین به فاصلهٔ دو برابر ATR
کانال کلتنر: خط وسط جهت روند را نشان می‌دهد و پهنای کانال با نوسان بازار عوض می‌شود (مثال فرضی).

سه خطِ کانال کلتنر این‌هاست:

  • خطِ وسط: میانگین متحرک نمایی (EMA) قیمتِ پایانی، معمولاً ۲۰ دوره. این خط جهتِ روند را نشان می‌دهد.
  • باند بالا: خطِ وسط به‌اضافهٔ دو برابرِ ATR.
  • باند پایین: خطِ وسط منهای دو برابرِ ATR.

پس کانال کلتنر در یک نگاه دو چیز می‌گوید: روند به کدام طرف است (شیبِ خطِ وسط) و بازار چقدر پرنوسان است (پهنای کانال).

کانال کلتنر از کجا آمد؟

این ابزار را چستر کلتنر (Chester Keltner)، معامله‌گرِ بازارِ کالای شیکاگو، در سال ۱۹۶۰ در کتابِ How to Make Money in Commodities معرفی کرد. نسخهٔ او ساده بود: میانگینِ ساده‌ای از «قیمتِ نمونه» (میانگینِ بالاترین، پایین‌ترین و پایانی) و فاصلهٔ باندها برابرِ میانگینِ فاصلهٔ سقف و کفِ روزانه، هر دو ده‌روزه.

در دههٔ ۱۹۸۰ معامله‌گرانی مثلِ لیندا بردفورد راشکی (Linda Bradford Raschke) نسخهٔ امروزی را رایج کردند: خطِ وسط را میانگینِ نمایی گذاشتند و برای فاصلهٔ باندها از ATR استفاده کردند. امروز وقتی در نرم‌افزارها اسمِ کانال کلتنر را می‌بینید، تقریباً همیشه همین نسخهٔ تازه است.

دو آجرِ اصلی: میانگین نمایی و ATR

پیش از اینکه سراغِ فرمول برویم، دو اصطلاح را باید روشن کنیم. نگران نباشید؛ هر دو ساده‌اند.

میانگین متحرک نمایی (EMA) یعنی چه؟

فرض کنید می‌خواهید بدانید قیمتِ یک سهم در ۲۰ روزِ اخیر به‌طورِ متوسط چقدر بوده. میانگینِ ساده همهٔ ۲۰ روز را هم‌وزن حساب می‌کند. میانگینِ نمایی به روزهای نزدیک‌تر وزنِ بیشتری می‌دهد؛ مثلِ اینکه خبرِ دیروز را جدی‌تر از خبرِ سه هفته پیش بگیرید.

نتیجه؟ میانگینِ نمایی زودتر به تغییرِ قیمت واکنش نشان می‌دهد. برای همین خطِ وسطِ کلتنر کمی چابک‌تر از خطِ وسطِ بولینگر است.

اندیکاتور ATR: تکانِ معمولِ قیمت

ATR یعنی «میانگینِ دامنهٔ واقعی». به زبانِ ساده می‌گوید قیمت معمولاً در هر روز (یا هر کندل) چقدر بالا و پایین می‌رود. اگر ATR یک سهم ۳۰ تومان باشد، یعنی این سهم به‌طورِ معمول روزی حدودِ ۳۰ تومان بین سقف و کف جابه‌جا می‌شود.

«دامنهٔ واقعی» هر روز بزرگ‌ترینِ این سه عدد است:

  1. سقفِ امروز منهای کفِ امروز.
  2. فاصلهٔ سقفِ امروز تا قیمتِ پایانیِ دیروز.
  3. فاصلهٔ کفِ امروز تا قیمتِ پایانیِ دیروز.

چرا سه عدد؟ چون گاهی قیمت با فاصله (گپ) باز می‌شود. مثال: دیروز سهم ۱٬۰۰۰ تومان بسته شده. امروز بین ۱٬۰۱۰ و ۱٬۰۴۰ معامله شده. اگر فقط سقف منهای کف را ببینیم، ۳۰ تومان است. ولی سهم از ۱٬۰۰۰ تا ۱٬۰۴۰ بالا رفته، یعنی ۴۰ تومان تکان خورده. دامنهٔ واقعی ۴۰ است. بعد میانگینِ این عدد را در ۱۰ یا ۱۴ روزِ اخیر می‌گیرند و می‌شود ATR.

پس ATR جهت را نمی‌گوید؛ فقط شدتِ تکان را می‌گوید. برای همین کنارِ کار با کانال، برای تعیینِ تارگت قیمتی و فاصلهٔ حدِ ضرر هم به کار می‌آید.

کانال کلتنر چگونه محاسبه می‌شود؟ (مثالِ عددی)

فرمولِ رایجِ امروزی این است:

  • خطِ وسط = EMA بیست‌دوره‌ایِ قیمتِ پایانی
  • باند بالا = خطِ وسط + (۲ × ATR ده‌دوره‌ای)
  • باند پایین = خطِ وسط − (۲ × ATR ده‌دوره‌ای)

بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنید روی نمودارِ روزانهٔ یک سهم، میانگینِ نماییِ ۲۰ روزه ۱٬۰۰۰ تومان است و ATR ده‌روزه ۳۰ تومان (عددها فقط مثال‌اند).

  1. دو برابرِ ATR می‌شود ۶۰ تومان.
  2. باند بالا: ۱٬۰۰۰ + ۶۰ = ۱٬۰۶۰ تومان.
  3. باند پایین: ۱٬۰۰۰ − ۶۰ = ۹۴۰ تومان.

یعنی در حالتِ عادی انتظار داریم قیمت بیشترِ وقت‌ها بین ۹۴۰ و ۱٬۰۶۰ بماند؛ حدودِ ۶٪ بالا و پایینِ خطِ وسط. اگر سهم یک‌باره بالای ۱٬۰۶۰ بسته شود، کاری غیرعادی کرده است. این «غیرعادی» یا شروعِ یک حرکتِ قوی است، یا هیجانی که زود فروکش می‌کند. تشخیصِ این دو، کلِ هنرِ کار با کلتنر است.

لازم نیست این حساب را هر روز دستی انجام دهید؛ نرم‌افزار خودش می‌کشد. ولی وقتی بدانید عدد از کجا می‌آید، دیگر هر خطی را کورکورانه باور نمی‌کنید.

بهترین تنظیمات کانال کلتنر چیست؟

جوابِ صادقانه: «بهترین» برای همه وجود ندارد. تنظیمِ رایج و نقطهٔ شروعِ خوب همان ۲۰، ۱۰ و ۲ است: میانگینِ نماییِ ۲۰، ATR ده و ضریبِ ۲. بیشترِ نرم‌افزارها هم به‌طورِ پیش‌فرض همین را می‌گذارند. ولی بسته به سبکِ معامله می‌شود عددها را جابه‌جا کرد.

این جدول چند نقطهٔ شروع را کنارِ هم گذاشته؛ قانون نیستند، پیشنهادند:

تنظیماتِ پیشنهادیِ کانال کلتنر برای سبک‌های مختلف (نقطهٔ شروع، نه قانون)
سبکمیانگین نماییدورهٔ ATRضریبرفتار
نوسان‌گیریِ کوتاه‌مدت۱۰ تا ۲۰۱۰۱٫۵کانالِ باریک، سیگنالِ زیاد، خطای بیشتر
استاندارد۲۰۱۰۲تعادلِ خوب؛ نقطهٔ شروعِ پیشنهادی
میان‌مدت و روندی۵۰۲۰۲٫۵ تا ۳کانالِ پهن، سیگنالِ کم ولی معتبرتر

قاعدهٔ کلی ساده است: ضریبِ کوچک‌تر یعنی کانالِ باریک‌تر و بیرون‌زدنِ بیشترِ قیمت؛ سیگنال زیاد می‌شود، ولی سیگنالِ غلط هم زیاد می‌شود. ضریبِ بزرگ‌تر برعکس است. توصیهٔ من این است که با ۲۰، ۱۰ و ۲ شروع کنید و فقط بعد از اینکه روی نمودارِ گذشتهٔ همان سهم دیدید کانال چطور رفتار می‌کند، عددها را عوض کنید. تنظیم را هم به تایم فریم گره بزنید؛ کانالی که روی نمودارِ روزانه خوب کار می‌کند، روی نمودارِ ۱۵ دقیقه‌ای لزوماً همان‌طور نیست.

کانال کلتنر را روی نمودار چطور بخوانیم؟

کانال کلتنر سه حالتِ اصلیِ بازار را نشان می‌دهد. یاد گرفتنِ همین سه حالت، نصفِ راه است.

روندِ صعودی

خطِ وسط رو به بالاست و قیمت بیشترِ وقت بینِ خطِ وسط و باند بالا حرکت می‌کند. هر بار که قیمت تا نزدیکِ خطِ وسط پایین می‌آید و برمی‌گردد، روند هنوز سالم است. لمسِ باند بالا در این حالت معمولاً نشانهٔ قدرت است، نه فروش.

روندِ نزولی

عکسِ حالتِ قبل: خطِ وسط رو به پایین است و قیمت بیشتر بین خطِ وسط و باند پایین می‌ماند. برگشت‌های کوتاه تا خطِ وسط، در این حالت فرصتِ خروج‌اند، نه نشانهٔ پایانِ ریزش.

بازارِ بی‌روند (رنج)

خطِ وسط تقریباً افقی است و قیمت بین دو باند رفت‌وبرگشت می‌کند. در بازار رنج، باندها مثلِ سقف و کفِ موقت عمل می‌کنند. اینجا و فقط اینجا، رسیدن به باند بالا می‌تواند هشدارِ گرانیِ موقت باشد.

پس اول ببینید خطِ وسط شیب دارد یا نه، بعد دربارهٔ معنای لمسِ باندها قضاوت کنید. همین یک قدم جلوی خیلی از اشتباه‌ها را می‌گیرد.

سه روشِ رایجِ معامله با اندیکاتور کلتنر

این روش‌ها را برای آشنایی می‌گویم، نه به‌عنوانِ پیشنهادِ خرید یا فروش. هر کدام را اول روی نمودارِ گذشته امتحان کنید.

۱. برگشت به خطِ وسط در روند (پولبک)

در روندِ صعودی صبر می‌کنند تا قیمت تا نزدیکِ خطِ وسط اصلاح کند. وقتی یک کندلِ تأیید (مثلاً کندلِ صعودیِ قوی) آنجا شکل گرفت، واردِ معامله می‌شوند. حدِ ضرر کمی زیرِ کفِ اخیر یا نزدیکِ باند پایین است و هدفِ اول، باند بالا. این روش با روند همراه است، برای همین معمولاً از بقیه کم‌دردسرتر است.

۲. شکستِ باند بعد از آرامش

وقتی کانال مدتی باریک شده و قیمت در آن آرام گرفته، یک‌باره بسته‌شدنِ قیمت بیرونِ باند بالا می‌تواند شروعِ یک حرکتِ تازه باشد. تأییدِ مهمش حجم است: شکستی که با حجمِ کم انجام شود، اغلب جعلی است. دربارهٔ شکست‌های جعلی، راهنمای تله گاوی و تله خرسی را حتماً ببینید.

۳. برگشت از باندها در بازارِ رنج

فقط وقتی خطِ وسط افقی است: نزدیکِ باند پایین دنبالِ نشانهٔ برگشت می‌گردند و نزدیکِ باند بالا مراقبِ ضعف‌اند. اگر همین کار را در بازارِ روندی بکنید، مثلِ این است که جلوی قطار بایستید.

پس کلتنر به‌تنهایی سیگنال نیست؛ یک نقشه است. ترکیبش با نواحی حمایت و مقاومت، حجم و یک نوسان‌نما مثلِ اندیکاتور RSI تصمیم را محکم‌تر می‌کند.

تفاوت کانال کلتنر با بولینگر باند

بولینگر باند را جان بولینگر (John Bollinger) در دههٔ ۱۹۸۰ ساخت. آن هم سه خط دارد، ولی خطِ وسطش میانگینِ سادهٔ ۲۰ دوره است و فاصلهٔ باندها دو برابرِ «انحرافِ معیار». انحرافِ معیار یعنی قیمت‌ها چقدر از میانگینشان دور افتاده‌اند. این عدد به جهش‌های ناگهانی خیلی حساس است.

تشبیهِ ساده: ATR مثلِ میانگینِ قدمِ یک آدم است؛ آرام عوض می‌شود. انحرافِ معیار مثلِ این است که ببینید آن آدم چقدر از وسطِ پیاده‌رو دور می‌شود؛ یک جهش کافی است تا عدد بپرد. برای همین باندهای بولینگر ناگهان باز و بسته می‌شوند، ولی کلتنر نرم‌تر و یکنواخت‌تر حرکت می‌کند.

مقایسهٔ کانال کلتنر و بولینگر باند
ویژگیکانال کلتنربولینگر باند
خطِ وسطمیانگینِ نمایی (معمولاً ۲۰)میانگینِ ساده (معمولاً ۲۰)
فاصلهٔ باندهاضریبی از ATR (معمولاً ۲)ضریبی از انحرافِ معیار (معمولاً ۲)
شکلِ باندهانرم و تقریباً موازیناگهان باز و بسته می‌شوند
واکنش به یک جهشِ تک‌روزهکمزیاد
کاربردِ اصلیدیدنِ روند و شکستسنجشِ گرانی و ارزانیِ نسبی، بازارِ رنج
تعدادِ بیرون‌زدنِ قیمتکمتر؛ هر بیرون‌زدن معنادارتربیشتر

خلاصهٔ جدول این است: کلتنر برای «روند را دنبال کن» ساخته شده و بولینگر برای «ببین قیمت از حدِ معمول دور شده یا نه».

کلتنر بهتر است یا بولینگر؟

هیچ‌کدام برنده نیست؛ هر کدام کارِ خودش را می‌کند. اگر روی سهم‌های روندی کار می‌کنید و می‌خواهید کمتر با سیگنالِ الکی تکان بخورید، کلتنر آرام‌تر است. اگر در بازارِ بی‌روند نوسان‌گیری می‌کنید، بولینگر حساس‌تر است. بهترین کار، استفادهٔ هم‌زمان از هر دو است؛ همان کاری که «اسکوییز» می‌کند.

اسکوییز: وقتی بولینگر داخلِ کلتنر می‌رود

«اسکوییز» یعنی فشرده‌شدن. وقتی بازار خیلی آرام می‌شود، انحرافِ معیار سریع‌تر از ATR کوچک می‌شود. نتیجه این است که باندهای بولینگر جمع می‌شوند و می‌روند داخلِ کانال کلتنر. این یعنی بازار فنرش را جمع کرده است.

اسکوییز: باندهای بولینگر در دورهٔ آرامش داخل کانال کلتنر می‌روند و بعد بیرون می‌زنند
اسکوییز: وقتی بولینگر داخل کلتنر می‌رود، بازار آرام شده و احتمالاً حرکتی تند در راه است (شکل مفهومی).

وقتی بولینگر دوباره از کلتنر بیرون زد، معمولاً آرامش تمام شده و حرکتی تند شروع می‌شود. این روش با نامِ «تی‌تی‌اِم اسکوییز» (TTM Squeeze) از جان کارتر معروف شد و در نسخهٔ رایجش ضریبِ کلتنر را ۱٫۵ می‌گذارند. حواستان باشد: اسکوییز فقط می‌گوید «حرکتی در راه است»، نمی‌گوید به کدام طرف. جهت را باید از روند، خطِ وسط یا شکستِ سطح گرفت.

کانال کلتنر در بورس تهران: سه جایی که گول می‌زند

بیشترِ آموزش‌های کلتنر برای بازارهایی نوشته شده که دامنهٔ نوسانِ روزانه ندارند. بورسِ ما چند ویژگی دارد که حسابِ ATR را به هم می‌ریزد. این سه مورد را بدانید:

  1. دامنهٔ نوسان: در بورس و فرابورس قیمتِ هر روز فقط تا سقف و کفِ مجاز می‌تواند حرکت کند (قیمت مجاز سهم و دامنه نوسان). یعنی ATR هیچ‌وقت از این سقف بالاتر نمی‌رود و کانال مصنوعی باریک می‌ماند. هر بار که دامنهٔ نوسان عوض می‌شود، پهنای «عادیِ» کانال هم عوض می‌شود.
  2. روزهای صف: سهمی که در صفِ خرید یا فروش است، کلِ روز روی یک قیمت معامله می‌شود. سقف و کفِ آن روز یکی است. چند روز صفِ پشتِ سرِ هم یعنی قیمت مدام بیرونِ باند می‌ماند؛ این «شکست» به معنای معمول نیست، صف است. در این روزها سیگنالِ کلتنر را جدی نگیرید.
  3. افزایش سرمایه و سود نقدی: بعد از مجمع، قیمت روی نمودارِ تعدیل‌نشده یک‌باره پایین می‌افتد. ATR این افت را «نوسانِ بزرگ» می‌فهمد و کانال تا ده روز بی‌دلیل پهن می‌شود. برای همین همیشه کلتنر را روی نمودار تعدیل شده بگذارید.

پس در بورس تهران کلتنر را روی سهم‌هایی بگذارید که نقدشونده‌اند و کمتر صف می‌شوند. برای شاخص هم کار می‌کند؛ روندِ کلِ بازار را می‌توانید روی نمودار شاخص کل بورس با همین نگاه ببینید.

اندیکاتور کلتنر در تریدینگ ویو

در تریدینگ ویو کانال کلتنر جزوِ اندیکاتورهای داخلیِ خودِ سایت است. بالای نمودار روی Indicators بزنید و Keltner Channels را جست‌وجو کنید. بعد روی چرخ‌دندهٔ تنظیمات بزنید؛ این گزینه‌ها را می‌بینید:

  • Length: دورهٔ خطِ وسط (همان ۲۰).
  • Multiplier: ضریبِ فاصلهٔ باندها (همان ۲).
  • Use Exponential MA: اگر تیک داشته باشد، خطِ وسط میانگینِ نمایی است.
  • Bands Style: روشِ حسابِ پهنا؛ برای نسخهٔ امروزی Average True Range را بگذارید.
  • ATR Length: دورهٔ ATR (همان ۱۰).

اگر تازه با این محیط کار می‌کنید، اول راهنمای تریدینگ ویو چیست را ببینید. نامِ گزینه‌ها ممکن است در به‌روزرسانی‌های سایت کمی عوض شود، ولی منطقشان همین است. همین اندیکاتور در بیشترِ نرم‌افزارهای نمودارِ کارگزاری‌ها هم با نامِ کلتنر پیدا می‌شود.

مزایا و محدودیت‌های کانال کلتنر

هیچ اندیکاتوری بی‌عیب نیست. این دو فهرست را کنارِ هم بگذارید:

  • مزیت: روند را با یک نگاه نشان می‌دهد و شیبِ خطِ وسط خیلی گویاست.
  • مزیت: باندها نرم‌اند و کمتر از بولینگر سیگنالِ الکی می‌دهند.
  • مزیت: پهنای کانال یک عددِ آماده برای فاصلهٔ حدِ ضرر می‌دهد.
  • محدودیت: مثلِ هر میانگینِ متحرک، با تأخیر است؛ دیرتر از خودِ قیمت می‌چرخد.
  • محدودیت: در بازارِ پرشکستِ جعلی، بیرون‌زدن از باند می‌تواند دام باشد.
  • محدودیت: در بورس تهران با دامنهٔ نوسان، صف و تعدیلِ قیمت دقتش کم می‌شود.

اشتباه‌های رایج با کانال کلتنر

این‌ها اشتباه‌هایی است که زیاد دیده می‌شود. پیش از اولین معامله، این چک‌لیست را مرور کنید:

  • فروختن فقط به این دلیل که قیمت به باند بالا رسیده، آن هم در روندِ صعودی.
  • عوض‌کردنِ مدامِ تنظیمات تا نمودارِ گذشته «قشنگ» شود؛ این کار آینده را پیش‌بینی نمی‌کند.
  • اعتماد به شکستِ باند بدونِ نگاه به حجم.
  • استفاده روی نمودارِ تعدیل‌نشده یا روی سهمی که چند روز است صف است.
  • معامله بدونِ حدِ ضرر، به این امید که «قیمت برمی‌گردد به خطِ وسط».
  • استفاده از کلتنر به‌تنهایی، بدونِ خط روند، سطح‌ها و یک برنامه معاملاتی روشن.

پس کلتنر را ابزارِ «دیدن» بدانید، نه ابزارِ «پیش‌گویی». اگر می‌خواهید این ابزارها را در یک چارچوبِ کامل و کنارِ هم یاد بگیرید، از آموزش تحلیل تکنیکال از صفر شروع کنید و بعد سراغِ دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال بروید.

سوالات متداول

کانال کلتنر چیست؟

کانال کلتنر اندیکاتوری سه‌خطی است. خطِ وسط میانگینِ متحرکِ نماییِ قیمت است، معمولاً ۲۰ دوره‌ای، و باندهای بالا و پایین به اندازهٔ دو برابرِ ATR از آن فاصله دارند. جهتِ روند و شدتِ نوسان را با هم نشان می‌دهد.

کانال کلتنر چگونه محاسبه می‌شود؟

اول میانگینِ نماییِ ۲۰ دوره‌ایِ قیمتِ پایانی را حساب کنید. بعد ATR ده‌دوره‌ای را در ۲ ضرب کنید. باند بالا خطِ وسط به‌اضافهٔ این عدد و باند پایین خطِ وسط منهای آن است. مثال: میانگین ۱٬۰۰۰ و ATR برابرِ ۳۰، کانال ۹۴۰ تا ۱٬۰۶۰.

بهترین تنظیمات کانال کلتنر چیست؟

تنظیمِ استاندارد و نقطهٔ شروعِ خوب، میانگینِ نماییِ ۲۰، ATR ده و ضریبِ ۲ است. برای نوسان‌گیریِ کوتاه‌مدت ضریبِ ۱٫۵ و برای روندهای بلندتر میانگینِ ۵۰ و ضریبِ ۲٫۵ تا ۳ هم رایج است. تنظیم را روی نمودارِ گذشتهٔ همان سهم بیازمایید.

تفاوت کانال کلتنر با بولینگر باند چیست؟

کلتنر از میانگینِ نمایی و ATR استفاده می‌کند و باندهایش نرم و تقریباً موازی‌اند. بولینگر از میانگینِ ساده و انحرافِ معیار استفاده می‌کند و باندهایش ناگهان باز و بسته می‌شوند. کلتنر بیشتر برای روند و شکست است و بولینگر برای سنجشِ گرانی و ارزانیِ نسبی.

کلتنر بهتر است یا بولینگر؟

هیچ‌کدام همیشه بهتر نیست. کلتنر در بازارِ روندی آرام‌تر است و سیگنالِ الکیِ کمتری می‌دهد. بولینگر در بازارِ بی‌روند حساس‌تر است. بسیاری از معامله‌گرها هر دو را با هم می‌گذارند تا اسکوییز، یعنی رفتنِ بولینگر به داخلِ کلتنر، را ببینند.

اسکوییز در کانال کلتنر یعنی چه؟

اسکوییز وقتی است که باندهای بولینگر جمع می‌شوند و داخلِ کانال کلتنر می‌روند. یعنی بازار خیلی آرام شده و احتمالاً حرکتی تند در راه است. اسکوییز جهتِ حرکت را نمی‌گوید؛ جهت را باید از روند و شکستِ سطح‌ها گرفت.

آیا کانال کلتنر برای بورس ایران مناسب است؟

بله، ولی با احتیاط. دامنهٔ نوسانِ روزانه ATR را محدود می‌کند، روزهای صف سیگنالِ شکستِ غلط می‌دهند و افزایش سرمایه بدونِ نمودارِ تعدیل‌شده کانال را بی‌دلیل پهن می‌کند. روی سهم‌های نقدشونده و نمودارِ تعدیل‌شده بهتر کار می‌کند.

رسیدن قیمت به باند بالای کلتنر سیگنال فروش است؟

نه همیشه. در روندِ صعودی، لمسِ باند بالا معمولاً نشانهٔ قدرتِ خریداران است و فروختن در آنجا اغلب زود است. فقط در بازارِ بی‌روند که خطِ وسط افقی است، باند بالا می‌تواند هشدارِ گرانیِ موقت باشد.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.