هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

تارگت چیست؟ معنی تارگت زدن و ۶ روش تعیین تارگت قیمتی

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. تارگت چیست و تارگت یعنی چه؟
  2. معنی تارگت زدن چیست؟
  3. اصطلاح‌هایی که کنارِ تارگت می‌شنوید
  4. فرق تارگت و حد سود چیست؟
  5. چرا پیش از خرید باید تارگت داشته باشیم؟
  6. روش تعیین تارگت قیمتی: ۶ روشِ پرکاربرد
  7. ۱. تعیین تارگت با حمایت و مقاومت
  8. ۲. تارگت الگوهای قیمتی
  9. ۳. تارگت با فیبوناچی
  10. ۴. تارگت بر پایهٔ نسبت ریسک به ریوارد
  11. ۵. تارگت با نوسانِ معمولِ سهم (ATR و باند بولینگر)
  12. ۶. تارگت بنیادی (قیمتِ هدفِ تحلیلگران)
  13. مثال عددیِ تعیین تارگت قیمتی در بورس تهران
  14. دامنهٔ نوسان و صف را در تارگت حساب کنید
  15. تعیین چند تارگت و سیو سود پله‌ای
  16. ثبت تارگت در سامانهٔ معاملاتی
  17. هفت اشتباهِ رایج در تعیین تارگت
  18. چک‌لیست پیش از ثبتِ تارگت
  19. تارگت‌هایی که کانال‌ها و تحلیلگران اعلام می‌کنند
  20. سوالات متداول
  21. جمع‌بندی
تارگت چیست؟ معنی تارگت زدن و ۶ روش تعیین تارگت قیمتی

تارگت (Target) یعنی «هدفِ قیمتی». قیمتی است که پیش از خریدِ سهم تعیین می‌کنید و می‌گویید: «اگر قیمت به اینجا رسید، سودم را برمی‌دارم.» پس جوابِ کوتاهِ «تارگت چیست» این است: جای فروشِ برنامه‌ریزی‌شده با سود. «تارگت زدن» هم یعنی قیمت به همان هدف رسیده است.

یک مثالِ ساده: سوارِ تاکسی که می‌شوید، اول می‌گویید کجا پیاده می‌شوید. کسی که بی مقصد سوار شود، یا زود پیاده می‌شود یا آن‌قدر می‌چرخد که کرایه از دستش در برود. در بورس هم همین است. من در این سال‌ها بارها دیده‌ام که بیشترِ زیان‌ها از ورودِ بد نیست؛ از خروجِ بی‌برنامه است.

بیایید قدم‌به‌قدم ببینیم تارگت یعنی چه، با حد سود چه فرقی دارد، شش روشِ تعیینِ آن کدام است و یک مثالِ عددیِ کامل از بورس تهران را با هم حساب کنیم.

تارگت چیست و تارگت یعنی چه؟

واژهٔ تارگت انگلیسی است و یعنی هدف. در بازار سرمایه دو جا به کار می‌رود که به هم نزدیک‌اند.

  • در تحلیل تکنیکال: تارگت قیمتی است که از روی نمودار پیدا می‌شود. یعنی از روی سقف‌ها و کف‌های قبلی، الگوها یا ابزاری مثل فیبوناچی.
  • در تحلیل بنیادی: تارگت یا «قیمتِ هدف» (Price Target) عددی است که از ارزش‌گذاریِ شرکت درمی‌آید. یعنی حساب می‌کنیم این شرکت واقعاً چقدر می‌ارزد. این تارگت معمولاً برای چند ماه یا یک سال است.

هر دو یک حرف را می‌زنند: «اگر تحلیلم درست باشد، قیمت تا اینجا می‌رود.» حواسمان باشد که تارگت پیش‌گویی نیست. یک حدس است که با دو چیزِ دیگر کامل می‌شود: حد ضرر و زمان. تارگتی که حد ضرر کنارش نباشد، فقط یک آرزوست.

معنی تارگت زدن چیست؟

وقتی می‌شنوید «سهم تارگت زد» یا «تارگت خورد»، یعنی قیمت به همان هدف رسیده است. اگر از قبل سفارشِ فروش در آن قیمت گذاشته باشید، سهم فروخته می‌شود و با سود بیرون می‌آیید.

نقطهٔ مقابلش «استاپ خوردن» است. یعنی قیمت به‌جای بالا رفتن تا تارگت، پایین آمده و به حد ضرر رسیده است. در این حالت با یک زیانِ کوچک و ازپیش‌حساب‌شده بیرون می‌آیید.

اصطلاح‌هایی که کنارِ تارگت می‌شنوید

در بازار ایران چند اصطلاح همراهِ تارگت زیاد به کار می‌رود. معنای ساده‌شان این است:

  • تارگت اول، دوم و سوم: چند هدفِ پله‌پله برای یک خرید. تارگت اول نزدیک‌تر است و تارگت‌های بعدی دورتر.
  • سیو سود: یعنی فروختنِ بخشی از سهم یا همهٔ آن، تا سودی که روی کاغذ است واقعاً به حساب‌تان بیاید.
  • ریسک‌فری کردن: بعد از سیو سود، حد ضرر را تا قیمتِ خرید بالا می‌آورید. یعنی بدترین حالت این است که سربه‌سر بیرون بیایید.
  • تارگت الگو: هدفی که از اندازهٔ یک شکلِ آشنا روی نمودار (مثلث، پرچم، سر و شانه) حساب می‌شود.
  • تارگت نجومی: هدف‌های غیرواقعی که بیشتر در کانال‌های سیگنال‌فروشی می‌شنوید و دلیلِ روشنی پشتش نیست.

فرق تارگت و حد سود چیست؟

این دو را اغلب به‌جای هم می‌گویند، ولی یکی نیستند. تارگت نتیجهٔ تحلیل است: «قیمت احتمالاً تا ۱٬۲۰۰ تومان بالا می‌رود.» حد سود (Take Profit) تصمیمِ عملی است: «من در ۱٬۱۹۰ تومان می‌فروشم.»

چرا کمی پایین‌تر؟ چون بقیهٔ فروشنده‌ها هم همان ۱٬۲۰۰ را روی نمودار می‌بینند. خیلی وقت‌ها قیمت چند ریال مانده به هدف برمی‌گردد. مثلِ صفِ نانوایی است: اگر همه سرِ ساعتِ هفت برسند، آخرین نفر نان گیرش نمی‌آید. کمی زودتر رسیدن، خیال را راحت می‌کند.

جدولِ زیر تارگت را کنارِ حد سود و حد ضرر می‌گذارد تا فرقشان روشن شود:

مقایسهٔ تارگت، حد سود و حد ضرر
ویژگیتارگتحد سودحد ضرر
چیستحدسِ تحلیلیدستورِ فروش با سوددستورِ فروش با زیان
از کجا می‌آیدنمودار، الگو، ارزش‌گذاریکمی پایین‌تر از تارگتجایی که تحلیل غلط از آب درمی‌آید
چندتامی‌تواند چندتا باشدیک یا چند پلهیکی، که می‌شود جابه‌جایش کرد
اگر رعایت نشودتحلیل ناقص می‌ماندسودِ روی کاغذ از دست می‌رودزیانِ کوچک بزرگ می‌شود

پس تارگت را هیچ‌وقت تنها نبینید. همیشه کنارِ استراتژی حد ضرر معنا پیدا می‌کند. فاصلهٔ قیمتِ خرید تا تارگت را «ریوارد» یعنی پاداش می‌گویند. فاصلهٔ خرید تا حد ضرر را «ریسک». مقایسهٔ این دو عدد می‌گوید خرید می‌ارزد یا نه.

چرا پیش از خرید باید تارگت داشته باشیم؟

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «سهم را می‌خرم، هر وقت سود خوبی داد می‌فروشم. چه نیازی به تارگت؟» جوابم این است که تارگت سه کار برای شما می‌کند.

  1. از اول می‌گوید خرید می‌ارزد یا نه. اگر سودِ احتمالی کمتر از زیانِ احتمالی باشد، اصلاً چرا وارد شویم؟
  2. تصمیمِ فروش را از لحظهٔ هیجان به لحظهٔ آرامش می‌برد. روزی که قیمت تند بالا می‌رود، طمع حرف می‌زند. روزی که می‌ریزد، ترس. ولی تارگت را روزی نوشته‌اید که آرام بودید.
  3. اندازهٔ خرید را حساب‌شدنی می‌کند. وقتی بهترین و بدترین حالت را بدانید، می‌دانید چقدر از پول‌تان را پای این سهم بگذارید.

یک هشدار هم بدهم. تارگت نباید عددِ مقدس شود. بعضی‌ها عددی را که روزِ خرید نوشته‌اند ول نمی‌کنند، حتی وقتی وضعِ بازار کاملاً عوض شده. این همان خطای «لنگر انداختن» است که در مقالهٔ سوگیری‌های شناختیِ سرمایه‌گذاران توضیحش داده‌ایم. پس تارگت را با خبر و دادهٔ تازه بازبینی کنید، نه با امید.

روش تعیین تارگت قیمتی: ۶ روشِ پرکاربرد

هیچ روشی به‌تنهایی کامل نیست. توصیهٔ من این است که دو یا سه روش را کنارِ هم بگذارید. جایی که چند روش به یک محدوده می‌رسند، من به آن «ناحیهٔ هم‌پوشانی» می‌گویم. احتمالِ اینکه قیمت آنجا واکنش نشان بدهد بیشتر است. مثلِ این است که سه نفر جدا از هم یک آدرس را نشان‌تان بدهند؛ به آن آدرس بیشتر اعتماد می‌کنید.

۱. تعیین تارگت با حمایت و مقاومت

ساده‌ترین و مطمئن‌ترین روش همین است. «مقاومت» یعنی قیمتی که سهم قبلاً چند بار به آن رسیده و نتوانسته بالاتر برود؛ آنجا فروشنده زیاد است. «حمایت» برعکس است: کفی که قیمت بارها از آن برگشته. وقتی سهم می‌خرید، نزدیک‌ترین ناحیهٔ مقاومتیِ معتبر تارگتِ طبیعیِ شماست.

مقاومت‌ها را کجا پیدا کنیم؟ سقف‌های قبلی، محدوده‌هایی که قیمت بارها از آنجا برگشته، و عددهای رُند مثلِ ۱٬۰۰۰ یا ۲٬۰۰۰ تومان. نکتهٔ مهم این است که مقاومت یک «محدوده» است، نه یک خطِ باریک. پس حد سود را کمی زیرش بگذارید.

۲. تارگت الگوهای قیمتی

بعضی شکل‌ها روی نمودار بارها تکرار می‌شوند و اسم دارند، مثلِ مثلث یا پرچم. بیشترِ این الگوها یک قاعدهٔ ساده دارند که به آن «حرکتِ اندازه‌گیری‌شده» (Measured Move) می‌گویند. یعنی ارتفاعِ الگو را اندازه می‌گیرید و همان مقدار را از جایی که قیمت از الگو بیرون زده، رو به بالا اضافه می‌کنید.

برای الگوهای رایج، این ارتفاع از اینجا اندازه گرفته می‌شود:

  • مثلث: پهن‌ترین قسمتِ مثلث. جزئیاتش در راهنمای الگوی مثلث آمده است.
  • سقف و کف دوقلو: فاصلهٔ سقف‌ها یا کف‌ها تا «خط گردن»، یعنی خطی که الگو از آن شکسته می‌شود. مثالِ تصویری‌اش در مقالهٔ سقف دوقلو و کف دوقلو هست.
  • سر و شانه: فاصلهٔ سر تا خط گردن.
  • پرچم: طولِ میلهٔ پرچم، یعنی همان جهشِ تندِ اول.
  • کنج و کانال: ارتفاعِ الگو در ابتدای آن.

تارگت الگو کمترین حرکتی است که انتظارش را داریم، نه سقفِ آن. ولی اگر وسطِ راه یک مقاومتِ مهم باشد، قیمت اغلب اول آنجا نفسی تازه می‌کند.

۳. تارگت با فیبوناچی

فیبوناچی مجموعه‌ای از نسبت‌هاست که معامله‌گرها برای پیدا کردنِ قیمت‌های مهم به کار می‌برند. ابزارِ «گسترشِ فیبوناچی» (Fibonacci Extension) را با سه نقطه رسم می‌کنید: جایی که موجِ بالا رفتن شروع شد، جایی که تمام شد، و کفِ اصلاحِ بعدش. نرم‌افزار خودش چند سطح را نشان می‌دهد.

پرکاربردترین تارگت‌ها سطح‌های ۱۰۰٪، ۱۲۷٫۲٪ و ۱۶۱٫۸٪ هستند. سطحِ ۲۶۱٫۸٪ برای روندهای خیلی قوی است. اگر با این سطح‌ها آشنا نیستید، راهنمای سطوح فیبوناچی را ببینید.

حرفِ من دربارهٔ فیبوناچی این است: وقتی ارزش دارد که با یک مقاومتِ واقعی یا تارگت الگو روی هم بیفتد. یک سطحِ فیبوناچیِ تنها، که هیچ چیزِ دیگری تأییدش نمی‌کند، تکیه‌گاهِ ضعیفی است.

۴. تارگت بر پایهٔ نسبت ریسک به ریوارد

در این روش اول حد ضرر را از روی نمودار پیدا می‌کنید. بعد تارگت را دو یا سه برابرِ آن فاصله می‌گذارید. مثلاً اگر حد ضرر ۵٪ پایین‌تر از قیمتِ خرید است، تارگت ۱۰٪ یا ۱۵٪ بالاتر باشد. به این می‌گویند نسبتِ ۱ به ۲ یا ۱ به ۳.

منطقش با یک حسابِ ساده روشن می‌شود. فرض کنید ده بار با نسبتِ ۱ به ۲ خرید کنید و هر بار ۱ میلیون تومان ریسک کنید. اگر فقط ۴ بار موفق شوید، ۸ میلیون سود می‌برید و ۶ بار هم ۶ میلیون زیان می‌کنید. یعنی با اینکه بیشترِ بارها باخته‌اید، در جمع ۲ میلیون تومان سود کرده‌اید.

ولی این روش یک عیب دارد: بازار عددِ شما را نمی‌شناسد. اگر تارگتِ ۱ به ۳ درست پشتِ یک مقاومتِ سنگین بیفتد، بهتر است اصلاً آن خرید را نکنید تا اینکه تارگت را به‌زور جا بدهید. حسابِ کاملش در مقالهٔ نسبت ریسک به ریوارد آمده است.

۵. تارگت با نوسانِ معمولِ سهم (ATR و باند بولینگر)

هر سهمی یک «حدِ تکانِ معمول» دارد. بعضی آرام‌اند و بعضی پرنوسان. اندیکاتورِ ATR یعنی میانگینِ دامنهٔ واقعی، و به زبانِ ساده نشان می‌دهد سهم معمولاً در یک روز چقدر بالا و پایین می‌رود.

با این عدد می‌شود سنجید تارگت واقع‌بینانه است یا نه. اگر سهمی معمولاً روزی ۲۰ تومان تکان می‌خورد و تارگتِ شما ۲۰۰ تومان بالاتر است، برای یک خریدِ چندروزه زیادی دور است. بعضی معامله‌گرها تارگت را مستقیماً دو یا سه برابرِ ATR می‌گذارند. باند بالاییِ بولینگر هم در بازاری که بالا و پایین می‌رود ولی روندِ روشنی ندارد، تارگتِ خوبی است. این روش بیشتر به کارِ نوسان‌گیرهای کوتاه‌مدت می‌آید.

۶. تارگت بنیادی (قیمتِ هدفِ تحلیلگران)

در تحلیل بنیادی تارگت از این می‌آید که شرکت واقعاً چقدر می‌ارزد. ساده‌ترین راهش این است: سودی که انتظار دارید هر سهم در سالِ آینده بسازد (EPS) را در یک P/E منطقی ضرب کنید. P/E یعنی بازار حاضر است چند برابرِ سودِ سالانه برای سهم پول بدهد.

مثال: اگر شرکتی سالِ آینده هر سهمش ۲۰۰ تومان سود بسازد و P/E منطقیِ صنعتش ۶ باشد، قیمتِ هدفِ یک‌ساله حدودِ ۲۰۰ × ۶ = ۱٬۲۰۰ تومان است. روش‌های دقیق‌تر را در مقالهٔ ارزش‌گذاری سهام توضیح داده‌ایم.

ولی تارگت بنیادی نمی‌گوید قیمت کِی به آنجا می‌رسد. ممکن است ماه‌ها طول بکشد و در این مدت بالا و پایینِ زیادی ببینید. برای همین من از آن بیشتر برای تصمیمِ «نگه دارم یا نه» استفاده می‌کنم و برای زمانِ فروش سراغِ نمودار می‌روم.

این شش روش را در یک جدول کنارِ هم گذاشته‌ام تا ببینید هر کدام به کارِ چه کسی می‌آید:

مقایسهٔ روش‌های تعیین تارگت
روشمناسبِخوبیضعف
حمایت و مقاومتهمهساده و پرکاربردمحدوده است، نه عددِ دقیق
تارگت الگوخرید پس از شکستِ الگوقاعدهٔ روشنشکستِ جعلی، مقاومتِ وسطِ راه
فیبوناچیبازارِ رونددارچند تارگتِ پله‌ایتنها باشد، سلیقه‌ای است
ریسک به ریواردمدیریتِ پولحسابِ ریاضیِ روشننمودار را نمی‌بیند
ATR و بولینگرنوسان‌گیریِ کوتاه‌مدتفاصلهٔ واقع‌بینانهدر روندِ قوی زود بیرون‌تان می‌کند
تارگت بنیادیسرمایه‌گذاریِ چندماههپشتوانهٔ ارزشیزمانِ رسیدن معلوم نیست

پس اگر تازه شروع کرده‌اید، از روشِ اول شروع کنید و آن را با روشِ چهارم بسنجید. بقیه را کم‌کم اضافه کنید.

مثال عددیِ تعیین تارگت قیمتی در بورس تهران

تا اینجا روش‌ها را یکی‌یکی دیدیم. حالا بیایید همه را روی یک سهمِ فرضی با هم حساب کنیم. عددها فقط مثال‌اند و توصیهٔ خرید نیستند.

فرض کنید سهمِ «الف» قبلاً تا ۱٬۱۵۰ تومان بالا رفته و بعد ریخته است. حالا یک مثلثِ صعودی ساخته: سقفش ۱٬۰۰۰ تومان است و کف‌هایش هر بار بالاتر آمده‌اند؛ ۸۰۰، بعد ۸۸۰، بعد ۹۴۰ تومان. امروز قیمت با حجمِ معاملهٔ زیاد ۱٬۰۲۰ تومان بسته شده؛ یعنی سقفِ مثلث شکسته است. ما در ۱٬۰۲۰ می‌خریم.

  1. حد ضرر: کمی زیرِ آخرین کفِ مثلث، یعنی ۹۴۰ تومان. ریسکِ هر سهم: ۱٬۰۲۰ منهای ۹۴۰ = ۸۰ تومان.
  2. تارگت اول (مقاومت): سقفِ قبلیِ ۱٬۱۵۰ مقاومتِ طبیعی است. حد سود را کمی زیرش، ۱٬۱۴۰ تومان، می‌گذاریم. سود: ۱۲۰ تومان. یعنی نسبتِ ۱ به ۱٫۵.
  3. تارگت دوم (الگو): ارتفاعِ مثلث ۱٬۰۰۰ منهای ۸۰۰ = ۲۰۰ تومان است. از سقفِ مثلث: ۱٬۰۰۰ + ۲۰۰ = ۱٬۲۰۰ تومان. سود: ۱۸۰ تومان. یعنی ۱ به ۲٫۲۵.
  4. چک با فیبوناچی: گسترشِ فیبوناچی را روی موجِ ۸۰۰ تا ۱٬۰۰۰ و اصلاحِ تا ۹۰۰ می‌کشیم. سطحِ ۱۰۰٪ می‌شود ۱٬۱۰۰ و سطحِ ۱۶۱٫۸٪ حدودِ ۱٬۲۲۴ تومان. پس ۱٬۲۰۰ تا ۱٬۲۲۴ ناحیهٔ هم‌پوشانیِ تارگت دوم است.
  5. برنامهٔ فروش: نصفِ سهم را در ۱٬۱۴۰ می‌فروشیم (سیو سود) و حد ضررِ نصفِ دیگر را به ۱٬۰۲۰ می‌آوریم (ریسک‌فری). نصفِ دوم در ۱٬۲۰۰ فروخته می‌شود، یا با حد ضرری که پشتِ سرِ قیمت بالا می‌آید.
نمودار مفهومی تعیین تارگت قیمتی در مثلث صعودی با ورود، حد ضرر، تارگت اول زیر سقف قبلی و تارگت دوم به اندازه ارتفاع الگو
مثالِ فرضی: تارگتِ اول زیرِ سقفِ قبلی و تارگتِ دوم به اندازهٔ ارتفاعِ مثلث از سطحِ شکست (نمودارِ مفهومی).

حالا سه حالتِ ممکن را با هم ببینیم:

  • هر دو تارگت بخورد: نصفِ سهم ۱۲۰ و نصفِ دیگر ۱۸۰ تومان سود می‌دهد. میانگین ۱۵۰ تومان برای هر سهم؛ یعنی حدودِ ۱۴٫۷٪.
  • فقط تارگت اول بخورد و قیمت برگردد: نصفِ اول ۱۲۰ تومان سود و نصفِ دوم سربه‌سر. میانگین ۶۰ تومان؛ حدودِ ۵٫۹٪.
  • از همان اول استاپ بخورد: ۸۰ تومان زیان؛ حدودِ ۷٫۸٪.

یعنی اگر با ۱۰ میلیون تومان خرید کرده باشید، بدترین حالت حدودِ ۷۸۰ هزار تومان زیان است و بهترین حالت حدودِ یک میلیون و ۴۷۰ هزار تومان سود. این را پیش از خرید می‌دانید، نه بعدش. یادتان باشد کارمزدِ خرید و فروش و مالیاتِ فروش را هم از این عددها کم کنید.

دامنهٔ نوسان و صف را در تارگت حساب کنید

در بورس تهران قیمتِ هر سهم در یک روز فقط در محدودهٔ دامنهٔ نوسانِ مجاز بالا و پایین می‌رود. این عدد چند بار عوض شده است. فرض کنیم مثلاً ۳٪ باشد.

در مثالِ ما فاصلهٔ ۱٬۰۲۰ تا ۱٬۲۰۰ حدودِ ۱۷٫۶٪ است. با سقفِ ۳٪ در روز، دست‌کم شش روزِ پشتِ سرِ هم با بیشترین رشدِ مجاز لازم است تا قیمت به تارگت برسد. این در عمل کم پیش می‌آید. پس تارگت دوم یک هدفِ چندهفته‌ای است، نه چندروزه.

صف‌ها هم بازی را عوض می‌کنند. سهمی که صفِ خرید شده ممکن است چند روز از تارگت هم جلو بزند. سهمی که صفِ فروش شده ممکن است اصلاً نگذارد در حد ضرر بفروشید. پس در بورس ایران حد ضرر را کمی محتاط‌تر بگیرید و با پولِ کمتری وارد شوید.

تعیین چند تارگت و سیو سود پله‌ای

یک تارگتِ تنها شما را مجبور می‌کند همه‌چیز را یک‌جا تصمیم بگیرید: یا همه را بفروشید یا هیچ. تارگت‌های پله‌ای این فشار را کم می‌کنند. مثلِ کسی که چند سکهٔ عید دارد و همه را یک روز نمی‌فروشد. یک روشِ رایج این است:

  1. در تارگت اول یک‌سوم تا نصفِ سهم را بفروشید و حد ضرر را تا قیمتِ خرید بالا بیاورید.
  2. در تارگت دوم بخشِ دیگری را بفروشید و حد ضرر را تا تارگت اول ببرید.
  3. باقی‌مانده را با حد ضررِ متحرک نگه دارید؛ یعنی حد ضرری که همراهِ قیمت بالا می‌آید، مثلاً همیشه کمی زیرِ آخرین کف. اگر روند ادامه پیدا کرد، از آن جا نمی‌مانید.

صادقانه بگویم این روش عیب هم دارد. اگر قیمت یک‌نفس تا تارگتِ آخر برود، از کسی که همه را آنجا فروخته کمتر سود می‌برید. ولی من در عمل دیده‌ام آرامشی که سیو سود می‌دهد، تصمیم‌های بعدی را خیلی بهتر می‌کند.

ثبت تارگت در سامانهٔ معاملاتی

در بورس تهران ساده‌ترین راه این است که بعد از خرید، یک سفارشِ فروشِ «محدود» در قیمتِ حد سود ثبت کنید. سفارشِ محدود یعنی می‌گویید «فقط در این قیمت یا بالاتر بفروش».

فقط حواس‌تان باشد سفارشی که بیرون از دامنهٔ نوسانِ همان روز باشد پذیرفته نمی‌شود. پس باید روزهایی که قیمت نزدیک‌تر شد، دوباره سفارش را ثبت کنید. برخی سامانه‌های معاملاتیِ کارگزاری‌ها سفارشِ شرطی هم دارند؛ یعنی حد سود و حد ضرر را تعریف می‌کنید و وقتی قیمت به آن رسید، خودکار فعال می‌شود. این امکان در همهٔ کارگزاری‌ها یکسان نیست. پیش از استفاده، طرزِ کارش را از راهنمای همان سامانه بخوانید.

در بازارهای دیگر هم منطق همین است. در طلا و سکه، تارگت را روی نمودارِ قیمت طلا و با همان سقف‌ها و کف‌ها پیدا کنید.

هفت اشتباهِ رایج در تعیین تارگت

این‌ها اشتباه‌هایی است که بیشتر از همه می‌بینم:

  1. تارگتِ بی حد ضرر: فقط به بالا نگاه کردن و یادِ نقطه‌ای نبودن که تحلیل غلط از آب درمی‌آید.
  2. تارگتِ آرزویی: عددی که از سودِ دلخواه می‌آید، نه از نمودار. «می‌خواهم پولم دو برابر شود» تحلیل نیست.
  3. ندیدنِ مقاومتِ وسطِ راه: تارگت الگو ۳۰٪ بالاتر است، ولی یک سقفِ سنگین ۱۰٪ بالاتر نشسته.
  4. جابه‌جا کردنِ تارگت در هیجان: وقتی قیمت نزدیکِ تارگت می‌شود، بی هیچ دلیلِ تازه‌ای آن را بالاتر می‌برند.
  5. کپی کردنِ تارگتِ دیگران: تارگتِ یک کانال برای قیمتِ خرید، زمان و تحملِ زیانِ شما ساخته نشده است.
  6. یادِ زمان نبودن: تارگتی که شش ماه طول می‌کشد، به کارِ کسی که برای چند روز خریده نمی‌آید.
  7. حساب نکردنِ هزینه‌ها: در تارگت‌های کوچک، کارمزد و مالیات بخشِ بزرگی از سود را می‌برد.

چک‌لیست پیش از ثبتِ تارگت

پیش از اینکه سفارش را ثبت کنید، این هفت پرسش را از خودتان بپرسید:

  • دست‌کم دو روش (مثلاً مقاومت و تارگت الگو) به یک محدوده رسیده‌اند؟
  • بینِ قیمتِ خرید تا تارگت، مقاومتِ مهمی هست؟
  • حد ضرر را از روی نمودار پیدا کرده‌ام، نه از روی یک درصدِ دلخواه؟
  • سودِ احتمالی دست‌کم دو برابرِ زیانِ احتمالی است؟
  • با دامنهٔ نوسانِ روزانه، رسیدن به تارگت چند روز طول می‌کشد؟
  • برای سیو سود و بالا آوردنِ حد ضرر برنامه دارم؟
  • اگر قیمت به تارگت نرسید و برگشت، چه می‌کنم؟

اگر جوابِ یکی از این‌ها را نمی‌دانید، هنوز برای خرید زود است.

تارگت‌هایی که کانال‌ها و تحلیلگران اعلام می‌کنند

«سیگنالِ خرید با تارگت ۱۰۰٪» را حتماً در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اید. تارگتی که بی حد ضرر، بی زمان و بی دلیل اعلام شود، به دردِ معامله نمی‌خورد. در دوره‌های داغِ بازار، همین تارگت‌های نجومی برای سهم‌ها و شاخص یکی از سوخت‌های حباب بوده است.

قیمتِ هدفِ گزارش‌های تحلیلیِ معتبر هم پیش‌فرض‌هایی دارد که باید بخوانید: نرخِ دلار، قیمتِ محصولِ شرکت، نرخِ سودِ بانکی. اگر این‌ها عوض شوند، تارگت هم عوض می‌شود. وضعِ کلِ بازار را هم فراموش نکنید. وقتی شاخص کل بورس مدام پایین می‌رود، حتی تارگت‌های منطقی هم دیرتر می‌خورند.

پس تارگتِ دیگران را فقط یک نظر بدانید. خودتان روی نمودار نگاهش کنید و ببینید با قیمتِ خرید و حد ضررِ شما جور درمی‌آید یا نه. تصمیمِ نهایی با خودتان است.

سوالات متداول

تارگت یعنی چه؟

تارگت یعنی هدفِ قیمتی؛ قیمتی که پیش از خرید تعیین می‌کنید و قرار است آنجا سودتان را بردارید. تارگت از روی نمودار یا از ارزش‌گذاریِ شرکت به دست می‌آید و همیشه باید کنارِ حد ضرر و یک بازهٔ زمانی تعیین شود.

تارگت زدن سهم چه معنایی دارد؟

یعنی قیمتِ سهم به هدفِ تعیین‌شده رسیده است. اگر از قبل سفارشِ فروش در آن قیمت گذاشته باشید، سهم فروخته می‌شود و با سود بیرون می‌آیید. نقطهٔ مقابلش استاپ خوردن است، یعنی رسیدنِ قیمت به حد ضرر.

فرق تارگت و حد سود چیست؟

تارگت نتیجهٔ تحلیل است و می‌گوید قیمت احتمالاً تا کجا می‌رود. حد سود قیمتی است که واقعاً در آن می‌فروشید. حد سود را معمولاً کمی پایین‌تر از تارگت می‌گذارند، چون قیمت اغلب چند ریال مانده به هدف برمی‌گردد.

چطور تارگت قیمتی را تعیین کنیم؟

شش روشِ رایج این‌هاست: نزدیک‌ترین مقاومت، تارگت الگوهای قیمتی، گسترشِ فیبوناچی، نسبت ریسک به ریوارد، نوسانِ معمولِ سهم با ATR و ارزش‌گذاریِ بنیادی. بهترین تارگت جایی است که دو یا سه روش به یک محدوده برسند.

سیو سود یعنی چه؟

سیو سود یعنی فروختنِ بخشی از سهم یا همهٔ آن تا سودی که روی کاغذ است واقعاً به حساب‌تان بیاید. معمولاً در تارگت اول انجام می‌شود و بعدش حد ضررِ باقی‌مانده را تا قیمتِ خرید بالا می‌آورند تا معامله ریسک‌فری شود.

تارگت اول و تارگت دوم یعنی چه؟

یعنی برای یک خرید چند هدفِ پله‌ای تعیین می‌کنید. تارگت اول معمولاً نزدیک‌ترین مقاومت است و تارگت دوم هدفِ دورتری مثلِ تارگت الگو یا سطحِ ۱۶۱٫۸ درصدِ فیبوناچی. در هر پله بخشی از سهم را می‌فروشید.

اگر سهم به تارگت رسید حتماً باید بفروشیم؟

نه همیشه. اگر روند هنوز قوی است، می‌توانید بخشی را بفروشید و بقیه را با حد ضررِ متحرک نگه دارید. ولی نگه داشتن باید دلیلِ تازه‌ای روی نمودار داشته باشد، نه اینکه فقط از طمع بیاید.

تارگت‌هایی که کانال‌ها اعلام می‌کنند قابل اعتماد است؟

تارگتی که بی حد ضرر، بی بازهٔ زمانی و بی دلیل اعلام شود به دردِ معامله نمی‌خورد. حتی تارگتِ درست هم برای قیمتِ خرید و تحملِ زیانِ کسِ دیگری ساخته شده است. همیشه خودتان آن را روی نمودار بسنجید.

جمع‌بندی

تارگت جای فروشِ برنامه‌ریزی‌شده با سود است و بی حد ضرر و بی زمان کامل نمی‌شود. پس دفعهٔ بعد که خواستید سهمی بخرید، پیش از خرید سه عدد را روی کاغذ بنویسید: قیمتِ خرید، حد ضرر و تارگت. تارگت را از نزدیک‌ترین مقاومت شروع کنید، با تارگت الگو یا فیبوناچی بسنجید، ببینید سودِ احتمالی دست‌کم دو برابرِ زیانِ احتمالی هست یا نه، و دامنهٔ نوسان و صف را هم حساب کنید. اگر می‌خواهید این مهارت را منظم و با تمرین روی نمودارهای واقعی یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده است.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.