هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

درآمد سرانه چیست؟ نحوهٔ محاسبه و جایگاه ایران به زبان ساده

فهرست مطالب۱۱ بخش
  1. درآمد سرانه چیست؟ با یک مثالِ ساده
  2. درآمد سرانه چطور محاسبه می‌شود؟
  3. فرق درآمد سرانه و تولید سرانه چیست؟
  4. دلارِ جاری یا برابری قدرت خرید؟ دو عددِ متفاوت برای یک کشور
  5. درآمد سرانهٔ ایران چقدر است؟
  6. چرا درآمد سرانهٔ دلاریِ ایران بالا و پایین می‌رود؟
  7. چرا درآمد سرانه با جیبِ ما جور درنمی‌آید؟
  8. ۱. میانگین، نابرابری را پنهان می‌کند
  9. ۲. همهٔ درآمد به جیبِ خانوار نمی‌رسد
  10. ۳. بچه‌ها و سالمندان هم شمرده می‌شوند
  11. درآمد سرانه چه چیزی را نشان نمی‌دهد؟
  12. رشد اقتصادی و درآمد سرانه چه ربطی به هم دارند؟
  13. درآمد سرانه برای سرمایه‌گذار چه معنایی دارد؟
  14. اشتباه‌های رایج دربارهٔ درآمد سرانه
  15. سوالات متداول
  16. جمع‌بندی
درآمد سرانه چیست؟ نحوهٔ محاسبه و جایگاه ایران به زبان ساده

درآمد سرانه یعنی اگر کلِ درآمدِ یک کشور در یک سال را مساوی بینِ همهٔ مردمش تقسیم کنیم، به هر نفر چقدر می‌رسد. فرمولش ساده است: درآمدِ کلِ کشور تقسیم بر جمعیت. این عدد نشان می‌دهد مردمِ یک کشور به‌طورِ میانگین چقدر مرفه‌اند، ولی نمی‌گوید این درآمد چطور بینِ آدم‌ها پخش شده است.

خیلی‌ها در خبرها می‌شنوند «درآمد سرانهٔ ایران فلان‌قدر دلار است» و تعجب می‌کنند: «من که این‌قدر درآمد ندارم!». حق هم دارند. در این نوشته با هم می‌بینیم این عدد از کجا می‌آید، چطور حسابش می‌کنند، چرا با جیبِ ما جور درنمی‌آید و جایگاهِ ایران کجاست.

درآمد سرانه چیست؟ با یک مثالِ ساده

یک روستای کوچک را تصور کنید با ۱۰ نفر جمعیت. در یک سال، همهٔ این آدم‌ها روی هم ۱ میلیارد تومان درآمد داشته‌اند: از گندم و دامداری و مغازه و حقوق. درآمد سرانهٔ این روستا می‌شود ۱ میلیارد تقسیم بر ۱۰، یعنی ۱۰۰ میلیون تومان برای هر نفر.

«سرانه» یعنی «برای هر سر»، یعنی برای هر نفر. همان‌طور که می‌گوییم «سرانهٔ مصرفِ نان» یا «سرانهٔ فضای سبز». در این حساب فرقی نمی‌کند آن آدم نوزاد باشد یا بازنشسته یا کارمند. همه یک نفر حساب می‌شوند.

پس درآمد سرانه یک «میانگین» است. مثلِ وقتی که می‌گوییم معدلِ یک کلاس ۱۵ است. معدل چیزی دربارهٔ کلِ کلاس می‌گوید، ولی نمی‌گوید فلان دانش‌آموز چند گرفته است.

درآمد سرانه چطور محاسبه می‌شود؟

فرمولِ اصلی این است:

درآمد سرانه = درآمد یا تولیدِ کلِ کشور در یک سال ÷ جمعیتِ کشور

صورتِ کسر را معمولاً یکی از این دو عدد می‌گذارند:

  • تولید ناخالص داخلی (GDP): یعنی ارزشِ همهٔ کالاها و خدماتی که در یک سال داخلِ مرزهای کشور تولید شده؛ از نانِ نانوایی تا خودرو و نفت و ویزیتِ دکتر.
  • درآمد ملی یا درآمدِ ناخالصِ ملی (GNI): همان تولیدِ داخلی، به‌علاوهٔ درآمدی که مردمِ این کشور از خارج می‌گیرند، منهای درآمدی که خارجی‌ها از داخلِ این کشور می‌برند.

بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. فرض کنیم تولیدِ کلِ یک کشور در یک سال ۴۰۰ میلیارد دلار باشد و جمعیتش ۹۰ میلیون نفر. قدم‌به‌قدم:

  1. ۴۰۰ میلیارد دلار را بر ۹۰ میلیون نفر تقسیم می‌کنیم.
  2. جواب حدودِ ۴٬۴۴۰ دلار است. این درآمد سرانهٔ سالانه است.
  3. آن را بر ۱۲ تقسیم می‌کنیم تا ماهانه شود: حدودِ ۳۷۰ دلار برای هر نفر در ماه.
  4. برای یک خانوادهٔ چهارنفره یعنی حدودِ ۱٬۴۸۰ دلار در ماه.

این عددها فقط مثال‌اند. برای اینکه بدانید این دلارها امروز چند تومان می‌شود، قیمت دلار امروز را ببینید. پس فرمول ساده است؛ سختیِ کار در این است که «درآمدِ کل» و «جمعیت» را درست اندازه بگیرند.

فرق درآمد سرانه و تولید سرانه چیست؟

در گفت‌وگوی روزمره و حتی در بیشترِ خبرها، این دو را یکی می‌گیرند. ولی دقیقش این است:

مقایسهٔ تولید ناخالص داخلی سرانه و درآمد ملی سرانه
ویژگیتولید ناخالص داخلی سرانه (GDP per capita)درآمد ملی سرانه (GNI per capita)
چه چیزی را می‌شمارد؟هر چه داخلِ مرزها تولید شده، مالِ هر کس که باشددرآمدِ مردم و شرکت‌های همین کشور، داخل یا خارج
سودِ شرکتِ خارجیِ فعال در کشورحساب می‌شودکم می‌شود، چون به کشورِ خودش می‌رود
درآمدِ هم‌وطنانِ مقیمِ خارج که به کشور برمی‌گرددحساب نمی‌شودحساب می‌شود
چه کسی بیشتر به کار می‌برد؟خبرها، صندوق بین‌المللی پول، مقایسه‌های روزمرهبانک جهانی برای گروه‌بندیِ کشورها

برای کشوری مثلِ ایران که سرمایهٔ خارجیِ زیادی در آن نیست، این دو عدد معمولاً به هم نزدیک‌اند. ولی در کشوری مثلِ ایرلند که شرکت‌های بزرگِ خارجی سودشان را آنجا ثبت می‌کنند، فاصله‌شان زیاد است. پس هر وقت عددی دیدید، اول بپرسید: «سرانهٔ تولید است یا سرانهٔ درآمد؟»

دلارِ جاری یا برابری قدرت خرید؟ دو عددِ متفاوت برای یک کشور

اینجا جایی است که خیلی‌ها گیج می‌شوند. ممکن است در یک خبر بخوانید درآمد سرانهٔ ایران حدودِ ۴ هزار دلار است و در خبرِ دیگر حدودِ ۱۷ هزار دلار. هیچ‌کدام دروغ نیست. فقط با دو خط‌کشِ مختلف اندازه گرفته‌اند.

  • به دلارِ جاری (اسمی): درآمدِ ریالی را با نرخِ ارز به دلار تبدیل می‌کنند. اگر ریال ارزش از دست بدهد، این عدد پایین می‌آید، حتی اگر مردم همان‌قدر نان و کالا تولید کرده باشند.
  • به برابری قدرت خرید (PPP): یعنی حساب می‌کنند با این درآمد، داخلِ همین کشور، چقدر جنس و خدمات می‌شود خرید.

یک مثالِ روزمره: فرض کنید یک دلار در ایران یک ساندویچ می‌خرد، ولی در شهری اروپایی فقط یک‌سومِ همان ساندویچ را. اگر فقط با نرخِ ارز حساب کنیم، ایرانی‌ها فقیرتر از آنچه هستند به نظر می‌رسند. برابری قدرت خرید همین تفاوتِ قیمت‌ها را صاف می‌کند. برای همین عددِ PPP کشورهایی مثلِ ایران چند برابرِ عددِ دلاریِ اسمی‌شان است.

پس برای مقایسهٔ رفاهِ مردمِ دو کشور، عددِ برابری قدرت خرید بهتر است. برای مقایسهٔ وزنِ اقتصاد در دنیا و توانِ خریدِ کالای خارجی، عددِ دلاریِ اسمی.

درآمد سرانهٔ ایران چقدر است؟

طبقِ داده‌های بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی سرانهٔ ایران به دلارِ جاری در سال‌های اخیر حدودِ ۴ تا ۵ هزار دلار در سال بوده است. با برابری قدرت خرید، این عدد حدودِ ۱۷ تا ۲۰ هزار دلار است. عددِ دقیقِ هر سال با هر بازنگری کمی عوض می‌شود، برای همین اینجا بازه را نوشته‌ام.

بانک جهانی کشورها را هر سال، اولِ ژوئیه (حدودِ دهمِ تیر)، بر اساسِ درآمد ملی سرانه به چهار گروه تقسیم می‌کند. در طبقه‌بندیِ ژوئیهٔ ۲۰۲۵ (تیر ۱۴۰۴)، این مرزها بر پایهٔ درآمدِ سالِ ۲۰۲۴ بود:

گروه‌بندیِ درآمدیِ بانک جهانی، طبقه‌بندیِ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
گروهدرآمد ملی سرانه در سال (دلار)
کم‌درآمد۱٬۱۳۵ یا کمتر
درآمدِ متوسطِ رو به پایین۱٬۱۳۶ تا ۴٬۴۹۵
درآمدِ متوسطِ رو به بالا۴٬۴۹۶ تا ۱۳٬۹۳۵
پردرآمدبیشتر از ۱۳٬۹۳۵

در آن طبقه‌بندی، ایران در گروهِ «درآمدِ متوسطِ رو به بالا» بود؛ ولی نزدیکِ مرزِ پایینِ این گروه. یعنی با چند سال افتِ ارزشِ ریال یا رکود، ممکن است یک پله پایین بیاید، همان‌طور که در گذشته هم جابه‌جا شده است. آخرین وضعیت را همیشه در صفحهٔ گروه‌بندیِ بانک جهانی ببینید.

چرا درآمد سرانهٔ دلاریِ ایران بالا و پایین می‌رود؟

یک مثالِ فرضی بزنیم. فرض کنید درآمدِ سالانهٔ یک نفر ۴۰۰ میلیون تومان باشد و دلار ۱۰۰ هزار تومان. درآمدش به دلار می‌شود ۴ هزار دلار. حالا اگر سالِ بعد درآمدش ۵۰۰ میلیون تومان شود ولی دلار ۱۵۰ هزار تومان، درآمدِ دلاری‌اش حدودِ ۳٬۳۰۰ دلار می‌شود. یعنی با اینکه درآمدِ تومانی‌اش ۲۵٪ بالا رفت، درآمدِ دلاری‌اش حدودِ ۱۷٪ پایین آمد.

این همان چیزی است که در ایران بارها دیده‌ایم. وقتی تورمِ داخلی از رشدِ درآمدها جلو می‌زند و ریال ارزش از دست می‌دهد، درآمد سرانهٔ دلاری کوچک می‌شود. یک نکتهٔ دیگر هم هست: ایران چند نرخِ ارز دارد. اینکه با کدام نرخ تبدیل کنند، عدد را خیلی جابه‌جا می‌کند. دربارهٔ این نرخ‌ها در مقالهٔ قیمت دلار و تنوع نرخ ارز در ایران نوشته‌ام.

پس اگر خبری گفت «درآمد سرانهٔ ایران نصف شد»، اول بپرسید: به دلار یا به ریال؟ با کدام نرخ؟ اسمی یا واقعی؟

چرا درآمد سرانه با جیبِ ما جور درنمی‌آید؟

سؤالِ آشنا این است: «اگر درآمد سرانه این‌قدر است، چرا خانوادهٔ من این‌قدر ندارد؟». چند دلیلِ ساده دارد.

۱. میانگین، نابرابری را پنهان می‌کند

به همان روستای ۱۰ نفره برگردیم. فرض کنید از آن ۱ میلیارد تومان، ۷۰۰ میلیون مالِ یک نفر باشد و ۳۰۰ میلیون بینِ ۹ نفرِ دیگر پخش شده باشد. درآمد سرانه هنوز ۱۰۰ میلیون است، ولی ۹ نفر هر کدام فقط حدودِ ۳۳ میلیون دارند. میانگین درست است؛ فقط حالِ بیشترِ مردم را نشان نمی‌دهد.

نمودار دو روستای ده‌نفره با درآمد سرانهٔ یکسان؛ یکی با درآمد برابر و دیگری با درآمد نابرابر
درآمد سرانهٔ هر دو روستا ۱۰۰ میلیون تومان است، ولی زندگی مردمشان خیلی فرق دارد (مثال فرضی).

برای سنجیدنِ توزیع درآمد، اقتصاددان‌ها از ضریب جینی استفاده می‌کنند. ضریب جینی عددی بینِ صفر و یک است. صفر یعنی همه دقیقاً یک‌اندازه درآمد دارند. یک یعنی همهٔ درآمد دستِ یک نفر است. هر چه به یک نزدیک‌تر باشد، نابرابری بیشتر است.

طبقِ گزارشِ مرکز آمار ایران برای سالِ ۱۴۰۲، ضریب جینیِ کلِ کشور حدودِ ۰٫۴۰ بوده است. در همان گزارش، سهمِ ۲۰٪ کم‌درآمدترِ جامعه حدودِ ۶٪ و سهمِ ۲۰٪ پردرآمدتر حدودِ ۴۷٪ بوده است. یعنی تقریباً نصفِ کیک دستِ یک‌پنجمِ مردم است.

۲. همهٔ درآمد به جیبِ خانوار نمی‌رسد

درآمد ملی فقط حقوق و دستمزدِ مردم نیست. سودِ شرکت‌ها، درآمدِ دولت از نفت، استهلاکِ ماشین‌آلات و مالیات هم داخلش است. بخشِ بزرگی از این پول هیچ‌وقت مستقیم به حسابِ بانکیِ خانواده‌ها نمی‌رسد.

۳. بچه‌ها و سالمندان هم شمرده می‌شوند

یادتان باشد درآمد سرانه برای هر نفر حساب می‌شود، نه برای هر نفرِ شاغل. نوزادِ یک‌ماهه هم یک سهم دارد. برای همین اگر درآمد سرانه را با حقوقِ یک کارمند مقایسه کنید، سیب را با پرتقال مقایسه کرده‌اید. عددِ درست‌ترِ مقایسه، درآمد سرانه ضرب در تعدادِ اعضای خانواده است.

پس درآمد سرانه دماسنجِ کلِ اقتصاد است، نه دماسنجِ خانهٔ شما.

درآمد سرانه چه چیزی را نشان نمی‌دهد؟

این شاخص مفید است، ولی محدودیت‌های مهمی دارد. پیش از اینکه با آن قضاوت کنید، این فهرست را در نظر بگیرید:

  • توزیع درآمد را نشان نمی‌دهد. همان نکتهٔ روستای ۱۰ نفره.
  • کارِ بی‌مزد را نمی‌شمارد. کارِ خانه، نگهداری از بچه و پدر و مادرِ پیر، که ارزشِ واقعی دارد، در آن نیست.
  • اقتصادِ غیررسمی را کم می‌شمارد. دست‌فروشی و کارِ بی‌فاکتور اغلب در آمار نمی‌آید.
  • کیفیتِ زندگی را نمی‌سنجد. هوای پاک، امنیت، آموزش و بهداشت در این عدد نیست. برای همین سازمان ملل شاخصِ توسعهٔ انسانی را هم می‌سازد.
  • هزینهٔ محیط زیست را کم نمی‌کند. کشوری که جنگلش را بفروشد، در کوتاه‌مدت درآمد سرانه‌اش بالا می‌رود.
  • به‌تنهایی از تورم پاک نیست. درآمد سرانهٔ اسمی با تورم بالا می‌رود؛ باید عددِ «واقعی» یا «به قیمتِ ثابت» را دید. معنای تورم را در مقالهٔ تورم چیست؟ ساده توضیح داده‌ام.

رشد اقتصادی و درآمد سرانه چه ربطی به هم دارند؟

درآمد سرانه وقتی بالا می‌رود که اقتصاد تندتر از جمعیت رشد کند. یک حسابِ ساده: اگر تولیدِ کشور ۳٪ بزرگ شود و جمعیت ۱٪، درآمد سرانه حدودِ ۲٪ رشد می‌کند. اگر تولید ۱٪ رشد کند و جمعیت ۱٪، درآمد سرانه تقریباً ثابت می‌ماند؛ یعنی کیک بزرگ‌تر شده ولی مهمان‌ها هم بیشتر شده‌اند.

برای همین اقتصاددان‌ها به «رشدِ سرانه» بیشتر از «رشدِ کل» نگاه می‌کنند. دربارهٔ اینکه نرخ رشد اقتصادی چطور اندازه گرفته می‌شود و چه اثری بر بورس دارد، جداگانه نوشته‌ام. اگر اقتصاد چند سال پشتِ سرِ هم کوچک شود، به آن رکود می‌گویند؛ موضوعی که در مقالهٔ چرخهٔ کسب و کار آمده است.

درآمد سرانه برای سرمایه‌گذار چه معنایی دارد؟

شاید بپرسید این عدد به کارِ کسی که سهام یا طلا می‌خرد می‌آید؟ بله، ولی به‌عنوانِ تصویرِ بزرگ، نه سیگنالِ خرید و فروش.

  • قدرتِ خریدِ مصرف‌کننده: وقتی درآمدِ واقعیِ سرانه پایین می‌آید، مردم کمتر خرید می‌کنند. شرکت‌هایی که کالای غیرضروری می‌فروشند زودتر آسیب می‌بینند.
  • فرارِ پول به سمتِ دارایی‌های حفظِ ارزش: وقتی درآمدِ دلاری کوچک می‌شود و تورم بالاست، مردم برای حفظِ قدرت خرید سراغِ طلا و ارز و ملک می‌روند. این را در اقتصاد کلان و اثرش بر بورس بازتر کرده‌ام.
  • مقایسهٔ کشورها: برای فهمیدنِ اینکه یک اقتصاد در کدام مرحله است، درآمد سرانه کنارِ نرخِ رشد، تورم و نرخ بهره یکی از اولین عددهایی است که نگاه می‌کنند.

پس درآمد سرانه به شما نمی‌گوید فردا چه بخرید؛ می‌گوید در چه اقتصادی زندگی و سرمایه‌گذاری می‌کنید.

اشتباه‌های رایج دربارهٔ درآمد سرانه

  1. مقایسه با حقوقِ ماهانه: درآمد سرانه سالانه و برای هر نفر است. اول ماهانه‌اش کنید و در تعدادِ اعضای خانواده ضرب کنید.
  2. یکی گرفتنِ عددِ اسمی و PPP: دو عدد از دو منبع ممکن است چند برابر فرق کنند، چون با دو روشِ مختلف حساب شده‌اند.
  3. بی‌توجهی به نرخِ ارزِ تبدیل: در ایران، تبدیل با نرخِ رسمی یا بازارِ آزاد عددِ دلاری را خیلی جابه‌جا می‌کند.
  4. نتیجه‌گیری از یک سال: روندِ چندساله مهم‌تر از عددِ یک سال است.
  5. خلطِ درآمد سرانه با درآمدِ خانوار: درآمدِ خانوار را مرکز آمار از پرسش‌نامهٔ خانوارها درمی‌آورد؛ عددِ دیگری است.

سوالات متداول

درآمد سرانه چیست؟

درآمد سرانه یعنی اگر کلِ درآمدِ یک کشور در یک سال را مساوی بینِ همهٔ مردمش تقسیم کنیم، سهمِ هر نفر چقدر می‌شود. این عدد میانگینِ رفاه را نشان می‌دهد، ولی دربارهٔ اینکه درآمد بینِ مردم چطور پخش شده چیزی نمی‌گوید.

درآمد سرانه چطور محاسبه می‌شود؟

درآمد یا تولیدِ کلِ کشور در یک سال را بر جمعیت تقسیم می‌کنند. مثلاً اگر تولیدِ کلِ کشوری ۴۰۰ میلیارد دلار و جمعیتش ۹۰ میلیون نفر باشد، درآمد سرانه حدودِ ۴٬۴۴۰ دلار در سال یا حدودِ ۳۷۰ دلار در ماه برای هر نفر است.

درآمد سرانهٔ ایران چقدر است؟

طبقِ داده‌های بانک جهانی، تولید سرانهٔ ایران به دلارِ جاری در سال‌های اخیر حدودِ ۴ تا ۵ هزار دلار بوده و با برابری قدرت خرید حدودِ ۱۷ تا ۲۰ هزار دلار. عددِ دلاری با تغییرِ نرخِ ارز زیاد جابه‌جا می‌شود.

فرق درآمد سرانه و تولید سرانه چیست؟

تولید سرانه هر چه داخلِ مرزها تولید شده را بر جمعیت تقسیم می‌کند. درآمد سرانه درآمدِ مردمِ همان کشور را می‌شمارد، چه از داخل چه از خارج، و سودی را که خارجی‌ها از کشور می‌برند کم می‌کند. در ایران این دو عدد نزدیک به هم‌اند.

برابری قدرت خرید یعنی چه؟

برابری قدرت خرید روشی است که تفاوتِ قیمت‌ها بینِ کشورها را حساب می‌کند. یعنی می‌سنجد با درآمدِ هر نفر، داخلِ کشورِ خودش، چقدر کالا و خدمات می‌شود خرید. برای مقایسهٔ رفاهِ مردمِ دو کشور از عددِ دلاریِ اسمی دقیق‌تر است.

چرا درآمد سرانه با درآمدِ واقعیِ مردم فرق دارد؟

چون میانگین است و نابرابری را پنهان می‌کند. بخشی از درآمد ملی هم سودِ شرکت‌ها و درآمدِ دولت است و به خانوار نمی‌رسد. کودکان و سالمندان هم شمرده می‌شوند، پس نباید آن را با حقوقِ یک نفرِ شاغل مقایسه کرد.

ضریب جینی چیست و چه ربطی به درآمد سرانه دارد؟

ضریب جینی عددی بینِ صفر و یک است که نابرابریِ درآمد را می‌سنجد. صفر یعنی برابریِ کامل و یک یعنی همهٔ درآمد دستِ یک نفر. درآمد سرانه اندازهٔ کیک را نشان می‌دهد و ضریب جینی نشان می‌دهد کیک چطور تقسیم شده است.

ایران در گروه‌بندیِ بانک جهانی کجاست؟

در طبقه‌بندیِ ژوئیهٔ ۲۰۲۵ بانک جهانی، ایران در گروهِ کشورهای با درآمدِ متوسطِ رو به بالا بود، نزدیکِ مرزِ پایینِ این گروه. این گروه‌بندی هر سال در ماهِ ژوئیه بر اساسِ درآمد ملی سرانهٔ سالِ قبل به‌روز می‌شود.

جمع‌بندی

درآمد سرانه ساده‌ترین عدد برای فهمیدنِ اندازهٔ اقتصادِ یک کشور نسبت به جمعیتش است: درآمدِ کل تقسیم بر تعدادِ آدم‌ها. ولی یک میانگین است. نه نابرابری را نشان می‌دهد، نه کیفیتِ زندگی را، و عددِ دلاری‌اش در ایران بیشتر از هر چیز تابعِ نرخِ ارز است.

پس دفعهٔ بعد که خبری دربارهٔ درآمد سرانه دیدید، این سه سؤال را بپرسید: تولید است یا درآمد؟ دلارِ اسمی است یا برابری قدرت خرید؟ و ضریب جینی چه می‌گوید؟ با همین سه سؤال، از بیشترِ کسانی که این خبر را بازنشر می‌کنند دقیق‌تر قضاوت خواهید کرد.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها