هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

رشد اقتصادی چیست؟ نحوهٔ محاسبه، آمار ایران و اثر آن بر بورس

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. رشد اقتصادی چیست؟ تعریف به زبان ساده
  2. رشد اقتصادی اسمی و رشد اقتصادی واقعی چه فرقی دارند؟
  3. رشد سرانه؛ عددی که به زندگیِ ما نزدیک‌تر است
  4. نرخ رشد اقتصادی چطور محاسبه می‌شود؟
  5. سه روشِ اندازه‌گیریِ تولید ناخالص داخلی
  6. قاعدهٔ ۷۰: رشدِ کم یعنی چند سال انتظار؟
  7. رشد با نفت و رشد بدون نفت چه فرقی دارند؟
  8. رشد اقتصادی ایران در سال‌های اخیر چقدر بوده؟
  9. در ۱۴۰۴ دقیقاً چه چیزی کم شد؟
  10. چه عواملی باعث رشد اقتصادی می‌شود؟
  11. رشد اقتصادی با توسعهٔ اقتصادی چه فرقی دارد؟
  12. رشد اقتصادی، چرخهٔ تجاری و رکود
  13. رشد اقتصادی چه اثری بر بورس دارد؟
  14. چرا شاخص بورس همیشه با رشد اقتصادی هم‌جهت نیست؟
  15. کدام صنعت‌ها به رشد اقتصادی حساس‌ترند؟
  16. چک‌لیست: گزارشِ رشد اقتصادی را چطور بخوانیم؟
  17. پنج اشتباهِ رایج دربارهٔ رشد اقتصادی
  18. سوالات متداول
  19. جمع‌بندی
نرخ رشد اقتصادی

رشد اقتصادی یعنی تولیدِ یک کشور امسال چند درصد بیشتر از پارسال شده است؛ تولیدِ واقعی، یعنی تعدادِ نان و خودرو و خدمات، نه فقط قیمتشان. این عدد را از تغییرِ تولید ناخالص داخلی به قیمتِ ثابت می‌گیرند تا گرانی در آن قاطی نشود. رشدِ مثبت یعنی اقتصاد بزرگ‌تر شده و رشدِ منفی یعنی کوچک‌تر.

خبرِ رشد اقتصادی را زیاد می‌شنویم: «رشد ۳ درصد شد»، «رشد منفی شد». ولی کمتر کسی می‌گوید این عدد دقیقاً چه چیزی را می‌شمارد، چرا دو نهادِ رسمی دو عددِ متفاوت می‌دهند و این عدد به سفرهٔ ما و سهم‌هایی که در بورس داریم چه ربطی دارد. بیایید قدم‌به‌قدم و با مثال‌های ساده جلو برویم.

رشد اقتصادی چیست؟ تعریف به زبان ساده

فرض کنید همهٔ نان‌ها، خودروها، برق، ویزیتِ دکترها، کلاس‌های مدرسه و هر کالا و خدمتِ دیگری را که در یک سال داخلِ مرزهای ایران تولید شده، کنار هم بگذاریم و ارزششان را جمع بزنیم. حاصل را تولید ناخالص داخلی می‌گویند؛ همان GDP که در خبرها می‌شنوید.

اگر این مجموع، با حذفِ اثرِ گرانی، امسال ۳٪ بیشتر از پارسال باشد، می‌گوییم رشد اقتصادی ۳٪ بوده است. پس رشد اقتصادی به زبانِ ساده یعنی «سفرهٔ کشور چقدر بزرگ‌تر شد». اینکه این سفره میانِ مردم چطور تقسیم شده، پرسشِ دیگری است که کمی پایین‌تر، در بخشِ توسعه، به آن می‌رسیم.

بیشترِ کشورها رشد را با تولید ناخالص داخلی می‌سنجند. گاهی هم از تولید ناخالص ملی (GNP) استفاده می‌شود که تولیدِ شهروندانِ یک کشور را، هر جای دنیا که باشند، می‌شمارد. در آمارِ رسمیِ ایران معیارِ اصلی همان GDP است.

رشد اقتصادی اسمی و رشد اقتصادی واقعی چه فرقی دارند؟

این مهم‌ترین نکتهٔ کلِ ماجراست، مخصوصاً در کشوری با تورمِ بالا مثلِ ایران. یک لیوان شیر را تصور کنید. اگر نصفش را آب کنید و لیوان را پر کنید، لیوان پرتر شده؟ بله. شیرِ بیشتری دارید؟ نه. رشدِ اسمی همین لیوانِ پرشده است؛ بخشی از آن فقط گرانی است.

بیایید با یک نانوایی حساب کنیم. نانوایی پارسال ۱٬۰۰۰ نان پخته و هر نان ۵ هزار تومان بوده؛ یعنی ۵ میلیون تومان. امسال ۱٬۰۳۰ نان پخته و هر نان ۷ هزار تومان شده؛ یعنی حدودِ ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان. ارزشِ فروش ۴۴٪ بیشتر شده. ولی تعدادِ نان فقط ۳٪ زیاد شده است. آن ۴۴٪ رشدِ اسمی است و آن ۳٪ رشدِ واقعی. (عددها مثال‌اند.)

آمارگیرها برای همین، تولیدِ هر سال را با قیمت‌های یک «سالِ پایه» حساب می‌کنند تا گرانی بیرون بماند. پایهٔ فعلیِ حساب‌های ملیِ ایران قیمت‌های سالِ ۱۴۰۰ است.

همین حساب را در اندازهٔ کلِ کشور هم می‌شود کرد. فرض کنید GDP اسمی از ۱۰۰ به ۱۴۵ برسد و سطحِ عمومیِ قیمت‌ها ۴۰٪ بالا برود. به این شاخصِ قیمت «دفلاتور» یا شاخصِ ضمنی می‌گویند. رشدِ اسمی ۴۵٪ است، ولی رشدِ واقعی فقط حدودِ ۳٫۶٪، چون ۱٫۴۵ تقسیم بر ۱٫۴۰ می‌شود ۱٫۰۳۶. پس هر وقت خبری از «رشدِ چشمگیر» به قیمتِ جاری حرف زد، اول بپرسید تورم را کم کرده یا نه. دربارهٔ خودِ تورم در مقالهٔ تورم چیست و چطور به وجود می‌آید مفصل نوشته‌ام.

رشد سرانه؛ عددی که به زندگیِ ما نزدیک‌تر است

حالا فرض کنید سفره ۲٪ بزرگ‌تر شده، ولی تعدادِ آدم‌های دورِ سفره هم ۲٪ زیاد شده است. سهمِ هر نفر عوض شده؟ نه. برای همین «رشد سرانه» را هم نگاه می‌کنند؛ یعنی سهمِ هر نفر از تولید چقدر تغییر کرده.

حسابِ تقریبی‌اش ساده است: رشد اقتصادی منهای رشدِ جمعیت. اگر اقتصاد ۳٪ رشد کند و جمعیت ۱٪، رشد سرانه حدودِ ۲٪ است. پس برای مقایسهٔ رفاهِ دو کشور یا دو سال، رشد سرانه منصفانه‌تر است.

نرخ رشد اقتصادی چطور محاسبه می‌شود؟

فرمولِ نرخ رشد اقتصادی ساده است و خودتان هم می‌توانید حسابش کنید:

  1. تولید ناخالص داخلیِ واقعیِ امسال را منهای سالِ قبل کنید.
  2. حاصل را بر عددِ سالِ قبل تقسیم کنید.
  3. جواب را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد شود.

بیایید با عددهای واقعیِ مرکز آمار ایران امتحان کنیم. طبقِ گزارشی که تیرِ ۱۴۰۵ منتشر شد، GDP با نفت به قیمتِ ثابتِ ۱۴۰۰ در سالِ ۱۴۰۳ حدودِ ۱۰۰٬۲۸۱ هزار میلیارد ریال بوده است. من آن را به تومان برگرداندم: حدودِ ۱۰٬۰۲۸ همت. هر همت یعنی هزار میلیارد تومان. همین عدد در ۱۴۰۴ حدودِ ۱۰٬۰۴۹ همت شد.

اختلاف حدودِ ۲۱ همت است. ۲۱ تقسیم بر ۱۰٬۰۲۸ می‌شود حدودِ ۰٫۰۰۲۱؛ ضرب در ۱۰۰، حدودِ ۰٫۲٪. یعنی اقتصادِ ایران در ۱۴۰۴ تقریباً درجا زد. مثلِ مغازه‌ای که امسال همان‌قدر جنس فروخته که پارسال؛ قیمت‌ها بالا رفته، ولی کار رونق نگرفته است.

سه روشِ اندازه‌گیریِ تولید ناخالص داخلی

آمارگیرها GDP را از سه راه می‌سنجند. روی کاغذ هر سه باید به یک عدد برسند؛ در عمل، به‌خاطرِ تفاوتِ داده‌ها کمی با هم فرق دارند. هر روش از یک زاویه به همان سفره نگاه می‌کند.

  1. روش تولید یا ارزش افزوده: چه کسی تولید کرد؟ ارزشی که هر بخش (کشاورزی، نفت، صنعت، ساختمان، خدمات) اضافه کرده جدا حساب و جمع می‌شود. ارزش افزوده یعنی ارزشِ محصول منهای مواد اولیه. مثلاً نانوا فقط فاصلهٔ قیمتِ نان و آرد را به اقتصاد اضافه می‌کند، نه کلِ قیمتِ نان را؛ چون آرد را قبلاً آسیابان حساب کرده است. گزارش‌های رشد در ایران بیشتر از همین روش می‌آیند و نشان می‌دهند کدام بخش رشد را بالا یا پایین کشیده است.
  2. روش هزینه: چه کسی خرید؟ همهٔ خریدهای نهایی جمع می‌شود: خریدِ خانوارها، خرجِ جاریِ دولت، سرمایه‌گذاری (ساختنِ کارخانه و خرید دستگاه و تغییرِ موجودیِ انبار) و صادرات منهای واردات. این روش می‌گوید رشد از کجای تقاضا آمده است.
  3. روش درآمد: پولش به جیبِ چه کسی رفت؟ درآمدِ همهٔ کسانی که در تولید سهم داشتند جمع می‌شود: حقوق و دستمزدِ کارکنان، سود و اجارهٔ بنگاه‌ها و مالیات‌های غیرمستقیم (منهای یارانه‌ها).
نرخ رشد اقتصادی

قاعدهٔ ۷۰: رشدِ کم یعنی چند سال انتظار؟

یک حسابِ ذهنیِ ساده که خیلی به کار می‌آید: عددِ ۷۰ را بر نرخ رشد تقسیم کنید تا بفهمید اقتصاد در چند سال دو برابر می‌شود.

  • با رشدِ سالانهٔ ۳٪: ۷۰ تقسیم بر ۳، یعنی حدودِ ۲۳ سال.
  • با رشدِ ۷٪: حدودِ ۱۰ سال.
  • با رشدِ ۰٫۲٪، مثلِ ۱۴۰۴: حدودِ ۳۵۰ سال.

یعنی فرقِ رشدِ ۳ درصدی و ۷ درصدی این است که یک کشور در عمرِ یک نسل یک بار دو برابر می‌شود و دیگری دو سه بار. پس اختلافِ یکی دو درصد در رشد، کم نیست؛ در طولِ یک عمر، فاصلهٔ رفاهِ کشورها را می‌سازد.

رشد با نفت و رشد بدون نفت چه فرقی دارند؟

در ایران همیشه دو عدد اعلام می‌شود: رشدِ «با نفت» و رشدِ «بدون نفت». دلیلش این است که تولید و فروشِ نفت و گاز بیشتر به صادرات و تحریم بستگی دارد. ممکن است یک سال جهش کند و سالِ بعد بیفتد، بی‌آنکه زندگیِ روزمرهٔ مردم همان‌قدر عوض شود.

مثلِ خانواده‌ای که یک درآمدِ ثابت از کار دارد و یک درآمدِ گاه‌وبی‌گاه از اجارهٔ یک ملک. اگر بخواهید بدانید کارِ اصلیِ این خانواده رونق گرفته یا نه، درآمدِ کار را نگاه می‌کنید، نه اجاره را. رشد بدون نفت همان درآمدِ کار است: حالِ صنعت، کشاورزی، ساختمان و خدمات.

برای همین، برای بیشترِ شرکت‌های بورسی رشد بدون نفت گویاتر است؛ چون بیشترشان به همین بخش‌ها وابسته‌اند. در ۱۴۰۴ هم همین دیده شد: مرکز آمار رشدِ با نفت را ۰٫۲٪ گزارش کرد، ولی رشد بدون نفت منفی بود. پس وقتی خبرِ رشد را می‌خوانید، اول ببینید کدام عدد است.

رشد اقتصادی ایران در سال‌های اخیر چقدر بوده؟

در ایران دو نهاد رشد اقتصادی را اعلام می‌کنند: مرکز آمار ایران و بانک مرکزی. عددهایشان اغلب یکی نیست، چون داده‌ها و روش‌های برآوردشان فرق دارد. جدولِ زیر آخرین عددهای اعلام‌شده تا مهرِ ۱۴۰۵ را کنار هم گذاشته است.

رشد اقتصادی ایران به قیمتِ ثابتِ ۱۴۰۰ به روایتِ مرکز آمار و بانک مرکزی (درصد)
سالمرکز آمار، با نفتمرکز آمار، بدون نفتبانک مرکزی، با نفتبانک مرکزی، بدون نفت
۱۴۰۳حدودِ ۳٪۲٫۱٪۳٫۱٪۳٪
۱۴۰۴۰٫۲٪منفی ۰٫۳٪منفی ۰٫۷٪منفی (برآوردِ مقدماتی)

جدول یک پیامِ روشن دارد: هر دو نهاد قبول دارند که ۱۴۰۴ سالِ بدی بود. یکی می‌گوید اقتصاد درجا زد و دیگری می‌گوید کمی کوچک شد.

نمودار ستونی رشد اقتصادی ایران در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ به روایت مرکز آمار و بانک مرکزی
رشد اقتصادی ایران به قیمت ثابت ۱۴۰۰؛ عددهای ۱۴۰۴ مقدماتی‌اند.

برای مقایسه، بانک مرکزی رشدِ ۱۴۰۲ را ۵٪ اعلام کرده بود و رشدِ سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ در هر دو منبع میانِ حدودِ ۳ تا ۵ درصد بود. پس ۱۴۰۴ یک شکستِ آشکار در روند است.

در ۱۴۰۴ دقیقاً چه چیزی کم شد؟

جزئیاتِ گزارشِ مرکز آمار تصویرِ روشن‌تری می‌دهد. تولیدِ کشاورزی حدودِ ۲٫۹٪ کم شد. صنایع و معادن فقط ۰٫۵٪ و خدمات ۰٫۳٪ رشد کردند. در گزارشِ بانک مرکزی هم بخشِ ساختمان افتِ تندی نشان می‌دهد.

از سمتِ خرید هم خبر خوب نبود. سرمایه‌گذاری در ساختمان و دستگاه و تجهیزات حدودِ ۲٫۸٪ و خریدِ خانوارها حدودِ ۱٫۴٪ کم شد. به زبانِ ساده: هم کارخانه‌ها کمتر خرج کردند و هم ما مردم کمتر خرید کردیم. این را خیلی از خانواده‌ها بی‌آنکه آمار ببینند، سرِ سفرهٔ خودشان حس کردند.

گزارش‌ها برای این افت چند دلیل برشمرده‌اند: جنگ و تنش‌های نظامیِ ۱۴۰۴، تحریم، کمبودِ برق و گاز و قطعی‌های پشتِ سرِ هم، تورمِ بالا و نااطمینانی. حواسمان باشد که این عددها مقدماتی‌اند و معمولاً بعداً بازبینی می‌شوند. پس جهتشان را جدی بگیرید، ولی رقمِ دهمِ درصد را قطعی ندانید.

چه عواملی باعث رشد اقتصادی می‌شود؟

اگر بپرسیم «چطور یک کشور تولیدش را بیشتر می‌کند؟»، جواب کوتاهِ اقتصاددان‌ها سه چیز است: سرمایهٔ بیشتر، نیروی کارِ بیشتر و ماهرتر، و بهره‌وریِ بالاتر. بهره‌وری یعنی با همان منابع، بیشتر تولید کنیم.

مدل‌های معروفِ رشد، مثلِ مدلِ سولو، یک نکتهٔ مهم را نشان می‌دهند: ساختنِ کارخانهٔ بیشتر تا جایی جواب می‌دهد. رشدی که سال‌ها دوام بیاورد، بیشتر از بهره‌وری و فناوری می‌آید. مثلِ خیاطی که چرخِ دوم و سوم می‌خرد؛ اولی کارش را خیلی بیشتر می‌کند، دهمی دیگر نه، مگر اینکه روشِ کارش را عوض کند.

  • سرمایه‌گذاری: ماشین‌آلات، کارخانه، جاده، نیروگاه و شبکهٔ اینترنت ظرفیتِ تولید را بالا می‌برند. اگر سرمایه‌گذاریِ تازه حتی جای فرسودگیِ دستگاه‌های قدیمی را پر نکند، توانِ تولیدِ کشور کم‌کم آب می‌رود.
  • نیروی کار و مهارت: فقط تعدادِ شاغلان مهم نیست؛ مهارت، آموزش و سلامتشان هم مهم است. مهاجرتِ نیروی متخصص همین منبع را ضعیف می‌کند.
  • بهره‌وری و فناوری: کشاورزی که از بیل به تراکتور می‌رسد، با همان زمین چند برابر برداشت می‌کند.
  • قانون و ثباتِ سیاسی: وقتی قانون قابلِ پیش‌بینی است و مالکیت امن، صاحبِ سرمایه برای ده سال برنامه می‌ریزد، نه برای ده روز.
  • منابعِ طبیعی و تجارت: نفت، گاز و معدن می‌توانند رشد را بالا ببرند، ولی وابستگیِ زیاد به آن‌ها رشد را بالا و پایین‌دار می‌کند. دسترسی به بازارهای جهانی هم اندازهٔ تولید را بزرگ‌تر می‌کند.
  • تورمِ پایین و ارزِ قابلِ پیش‌بینی: بنگاهی که نمی‌داند ماهِ بعد دلار چند است، دست به سرمایه‌گذاریِ بزرگ نمی‌زند. نرخ بهره هم از همین راه اثر دارد: بهره پایین بیاید، وام ارزان‌تر می‌شود، سرمایه‌گذاری راحت‌تر می‌شود و تولید بالا می‌رود. این سازوکار را در مقالهٔ نرخ بهره چیست توضیح داده‌ام.

پس رشد فقط پولِ بیشتر نیست؛ ترکیبی از سرمایه، آدمِ ماهر، روشِ بهتر و فضایی امن برای برنامه‌ریزی است.

رشد اقتصادی با توسعهٔ اقتصادی چه فرقی دارد؟

این دو را زیاد به جای هم به کار می‌برند، ولی یکی نیستند. رشد می‌گوید سفره چقدر بزرگ شد. توسعه می‌گوید غذای سفره بهتر شد یا نه، و همه سهمی بردند یا نه. کشوری می‌تواند با فروشِ نفتِ بیشتر رشدِ بالا ثبت کند، بی‌آنکه مدرسه، بیمارستان، جاده یا توزیعِ درآمدش بهتر شود.

مقایسهٔ رشد اقتصادی و توسعهٔ اقتصادی
ویژگیرشد اقتصادیتوسعهٔ اقتصادی
ماهیتکمّی: حجمِ تولیدکیفی: بهترشدنِ ساختار و رفاه
معیارِ اصلینرخ رشد GDP واقعی و سرانهشاخص‌هایی مثلِ امید به زندگی، آموزش، فقر و نابرابری
افقِ زمانیسالانه و فصلیچند دهه
آیا بدونِ دیگری ممکن است؟بله، مثلاً رشدِ متکی به نفتبدونِ رشدِ پایدار عملاً نه

پس رشد شرطِ لازمِ توسعه است، ولی کافی نیست.

رشد اقتصادی، چرخهٔ تجاری و رکود

رشد مثلِ خطِ صاف بالا نمی‌رود. اقتصاد مثلِ فصل‌های سال دوره‌های رونق، اوج، افت و بازگشت را پشتِ سر می‌گذارد. به این رفت‌وبرگشت «چرخهٔ تجاری» می‌گویند. مرحله‌ها و نشانه‌هایش را در مقالهٔ چرخهٔ کسب و کار شرح داده‌ام.

رشد اقتصادی منفی یعنی اقتصاد کوچک‌تر شده است. تعریفِ رایج و ساده‌شدهٔ رکود این است که رشد دو فصلِ پشتِ سرِ هم منفی شود. اگر رکود با تورمِ بالا همراه شود، به آن «رکود تورمی» می‌گویند؛ بدترین ترکیب برای مردم، چون هم کار و فروش کم است و هم قیمت‌ها بالا می‌رود. ۱۴۰۴ با رشدِ نزدیک به صفر و تورمِ بالا نمونه‌ای از همین وضع بود.

اثرِ بحران‌ها بر بازارها را در بحران‌های اقتصادی و تأثیرِ آن‌ها بر بازارهای مالی و راهبردهای این دوره را در سرمایه‌گذاری در دوران رکود تورمی بخوانید.

رشد اقتصادی چه اثری بر بورس دارد؟

جوابِ کوتاه: در بلندمدت، رشدِ اقتصاد به سودِ بورس است؛ ولی در کوتاه‌مدت و مخصوصاً در ایران، این دو همیشه هم‌جهت نیستند. بیایید هر دو طرف را ببینیم.

بازار سرمایه و رشد اقتصادی دستِ هم را می‌گیرند. بورس پس‌اندازهای کوچکِ مردم را جمع می‌کند و به کارخانه‌ها می‌رساند؛ رشدِ اقتصاد هم سودِ همان کارخانه‌ها را بالا می‌برد. پژوهش‌های داخلی، از جمله مطالعه‌ای که علی حسن‌زاده در ۱۳۸۹ منتشر کرد، در بلندمدت رابطه‌ای دوطرفه میانِ رشد اقتصادی و توسعهٔ بورس یافته‌اند.

اثرِ رشد بر قیمتِ سهم از سه راه می‌گذرد:

نمودار مفهومی سه کانال اثر رشد اقتصادی بر قیمت سهم: فروش و سود، ریسک و انتظارات، نرخ بهره و تورم
رشد اقتصادی از سه راه به قیمت سهم می‌رسد، ولی بازار معمولاً پیش از انتشار آمار واکنش نشان می‌دهد.
  1. فروش و سود: وقتی مردم بیشتر خرید می‌کنند و کارخانه‌ها بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، فروشِ شرکت‌ها بالا می‌رود و در نتیجه سود هر سهم (EPS) هم.
  2. ریسک و انتظارات: وقتی اقتصاد باثبات رشد می‌کند، دلِ سرمایه‌گذار قرص‌تر است و حاضر است برای هر تومان سود، پولِ بیشتری بدهد. به زبانِ بورسی، نسبت P/E بازار بالا می‌رود.
  3. نرخ بهره و تورم: اگر اقتصاد داغ شود، بانک مرکزی ممکن است نرخ بهره را بالا ببرد تا جلوی تورم را بگیرد. بهرهٔ بالاتر یعنی سپردهٔ بانکی جذاب‌تر می‌شود و پولِ کمتری به بورس می‌آید. در رکود معمولاً برعکس است.

چرا شاخص بورس همیشه با رشد اقتصادی هم‌جهت نیست؟

دلیلِ اول این است که بازار جلوتر از آمار راه می‌رود. آمارِ رشدِ یک سال معمولاً ماه‌ها بعد منتشر می‌شود. تا آن موقع خریداران و فروشندگان از فروشِ ماهانهٔ شرکت‌ها و خبرها بیشترِ ماجرا را فهمیده‌اند و در قیمت گذاشته‌اند. مثلِ خبرِ بارانی که وقتی در روزنامه چاپ می‌شود، زمین دیگر خیس شده است.

دلیلِ دوم مخصوصِ ایران است: شاخص کل بورس اسمی است و تورم و نرخِ ارز آن را بالا می‌برند. سالی که رشد اقتصادی صفر است، شاخص ممکن است فقط به‌خاطرِ گرانی رشدِ بزرگی نشان دهد؛ همان لیوانِ شیرِ آب‌بسته. در بیش از دو دهه کار در این بازار بارها دیده‌ام که جهشِ شاخص را نشانهٔ رونقِ اقتصاد گرفته‌اند.

پس بازدهِ بورس را با تورم مقایسه کنید، نه با صفر. اگر شاخص ۳۰٪ بالا رفته و تورم ۴۰٪ بوده، در واقع قدرتِ خریدِ سهامداران کم شده است. پیوندِ تورم و نقدینگی با بورس را در اقتصاد کلان چطور بر بورس اثر می‌گذارد توضیح داده‌ام.

کدام صنعت‌ها به رشد اقتصادی حساس‌ترند؟

همهٔ سهم‌ها به یک اندازه از رشد یا رکود اثر نمی‌گیرند. جدولِ زیر گروه‌های بورسی را بر اساسِ حساسیتشان دسته‌بندی کرده است.

حساسیتِ گروه‌های بورسی به رشد اقتصادیِ داخلی و جهانی
نوعِ صنعتنمونه در بورس ایرانبه چه رشدی حساس استرفتار در رکود
چرخه‌ایِ داخلیسیمان، ساختمان، خودرو، لوازمِ خانگیرشد بدون نفت، سرمایه‌گذاری و خریدِ خانوارافتِ شدیدِ فروش و سود
صادرات‌محورفلزاتِ اساسی، پتروشیمی، معدنیرشدِ جهانی، به‌ویژه چین، و نرخِ ارزبه رکودِ جهانی حساس، نه لزوماً داخلی
تدافعیدارو، غذایی، خدماتِ عمومیکم‌حساس؛ تقاضا تقریباً ثابت استمعمولاً مقاوم‌تر
مالیبانک‌ها، بیمه، لیزینگرشد، نرخ بهره و بازپرداختِ وام‌هاوام‌های برنگشته بیشتر می‌شود

منطقش ساده است: مردم در روزهای سخت هم دارو و نان می‌خرند، ولی خریدِ یخچال و ماشین و خانه را عقب می‌اندازند. پس در سال‌های رشدِ ضعیف، گروه‌های چرخه‌ایِ داخلی بیشتر آسیب می‌بینند.

برای کسانی که ریسک را دوست ندارند، در دوره‌های رشدِ ضعیف صندوق‌های درآمد ثابت گزینهٔ کم‌نوسان‌تری‌اند. در تحلیل بنیادی هم نگاه به اقتصادِ کلان اولین قدمِ تحلیل «از بالا به پایین» است: اول حالِ اقتصاد، بعد صنعت، بعد شرکت. تصمیمِ نهایی با خودتان است.

چک‌لیست: گزارشِ رشد اقتصادی را چطور بخوانیم؟

دفعهٔ بعد که مرکز آمار یا بانک مرکزی گزارشِ رشد را منتشر کرد، این هفت پرسش را از خودتان بپرسید:

  1. واقعی است یا اسمی؟ اگر به قیمتِ جاری است، بیشترش گرانی است، نه تولید.
  2. با نفت است یا بدون نفت؟ برای بیشترِ سهم‌ها، رشد بدون نفت مهم‌تر است.
  3. سالانه است یا فصلی؟ رشدِ فصلی را با همان فصلِ سالِ قبل مقایسه کنید؛ بهارِ امسال با بهارِ پارسال، نه با زمستانِ پیش.
  4. کدام بخش‌ها رشد را ساخته‌اند؟ رشدِ صنعت و ساختمان برای بورس معنای دیگری دارد تا رشدِ نفت.
  5. سرمایه‌گذاری چه شده؟ سرمایه‌گذاریِ امروز، توانِ تولیدِ سال‌های بعد است.
  6. دو منبع چقدر فاصله دارند؟ اگر فاصلهٔ مرکز آمار و بانک مرکزی زیاد است، به رقمِ دقیقِ هیچ‌کدام تکیه نکنید.
  7. بازار از قبل چه انتظاری داشت؟ اثرِ خبر به فاصلهٔ عدد با انتظار بستگی دارد، نه به خودِ عدد. نشانگرهای زودتر، مثلِ شاخص مدیرانِ خریدِ اتاق ایران (شامخ)، این انتظار را زودتر نشان می‌دهند.

پنج اشتباهِ رایج دربارهٔ رشد اقتصادی

  • رشدِ شاخص را رشدِ اقتصاد دانستن: در تورمِ بالا، شاخص می‌تواند بی هیچ رشدی در تولید بالا برود.
  • معامله بر اساسِ عددِ منتشرشده: آمارِ سالانه دیر می‌رسد و بازار خیلی زودتر واکنش داده است.
  • فراموش‌کردنِ بازبینی‌ها: عددهای اولیه بعداً اصلاح می‌شوند، گاهی چند دهم درصد.
  • رشدِ کل را به همهٔ صنعت‌ها تعمیم دادن: در یک سال ممکن است نفت بالا برود و ساختمان سقوط کند.
  • ندیدنِ رشد سرانه: رشدِ ۱٪ با رشدِ جمعیتِ نزدیک به ۱٪ یعنی سهمِ هر نفر تقریباً ثابت مانده است.

سوالات متداول

رشد اقتصادی چیست و چطور محاسبه می‌شود؟

رشد اقتصادی یعنی تولیدِ واقعیِ کالا و خدماتِ یک کشور نسبت به دورهٔ قبل چند درصد بیشتر شده است. تولید ناخالص داخلی به قیمتِ ثابتِ امسال را منهای سالِ قبل می‌کنند، بر سالِ قبل تقسیم می‌کنند و در صد ضرب می‌کنند تا اثرِ تورم بیرون بماند.

رشد اقتصادی ایران در سال‌های اخیر چقدر بوده؟

طبقِ مرکز آمار، رشد با نفت در ۱۴۰۳ حدودِ ۳ درصد و در ۱۴۰۴ حدودِ ۰٫۲ درصد بود و رشد بدون نفتِ ۱۴۰۴ منفی شد. بانک مرکزی رشدِ ۱۴۰۳ را ۳٫۱ درصد و ۱۴۰۴ را منفی ۰٫۷ درصد اعلام کرده است. عددهای ۱۴۰۴ مقدماتی‌اند.

رشد اقتصادی چه اثری بر بازار سهام دارد؟

رشدِ اقتصاد فروش و سودِ شرکت‌ها را بالا می‌برد و ریسک را کم می‌کند، پس در بلندمدت به سودِ بورس است. ولی بازار جلوتر از آمار حرکت می‌کند و در ایران شاخصِ اسمی بیشتر از تورم و دلار اثر می‌گیرد، پس هم‌جهتیِ کوتاه‌مدت تضمینی نیست.

فرق رشد اقتصادی اسمی و واقعی چیست؟

رشدِ اسمی تغییرِ ارزشِ تولید به قیمت‌های همان سال است و گرانی را هم در خود دارد. رشد اقتصادی واقعی همان تولید را با قیمت‌های یک سالِ پایه می‌سنجد و فقط افزایشِ مقدارِ کالا و خدمات را نشان می‌دهد. در ایران پایهٔ فعلی قیمت‌های ۱۴۰۰ است.

رشد اقتصادی بدون نفت یعنی چه؟

یعنی رشدِ تولید پس از کنار گذاشتنِ نفت و گاز. چون درآمدِ نفت به صادرات و تحریم وابسته و پرنوسان است، رشد بدون نفت حالِ واقعیِ صنعت، کشاورزی، ساختمان و خدمات را بهتر نشان می‌دهد و برای تحلیلِ بیشترِ سهم‌های بورسی مهم‌تر است.

رشد اقتصادی منفی یعنی چه؟

یعنی تولیدِ واقعیِ کالا و خدمات نسبت به دورهٔ قبل کم شده و اقتصاد کوچک‌تر شده است. اگر رشد دو فصلِ پشتِ سرِ هم منفی باشد، معمولاً می‌گویند اقتصاد وارد رکود شده است. همراهیِ آن با تورمِ بالا را رکود تورمی می‌نامند.

چرا آمار رشد مرکز آمار و بانک مرکزی با هم فرق دارد؟

دو نهاد از داده‌ها، نمونه‌ها و روش‌های برآوردِ متفاوت استفاده می‌کنند و زمانِ انتشارشان هم یکی نیست. عددهای اولیه هم بعداً بازبینی می‌شوند. بهتر است جهت و اندازهٔ تقریبیِ رشد را از هر دو بگیرید و به رقمِ دهمِ درصد تکیه نکنید.

مهم‌ترین عوامل رشد اقتصادی کدام‌اند؟

سه منبعِ اصلی سرمایه‌گذاری، نیروی کارِ ماهر و بهره‌وری یا فناوری‌اند. ثباتِ سیاسی و اقتصادی، تورمِ پایین، قانونِ قابلِ پیش‌بینی، منابعِ طبیعی و دسترسی به بازارهای جهانی هم شرایطی می‌سازند که این سه منبع بتوانند تولید را بالا ببرند.

رشد سرانه چیست و چه فرقی با رشد اقتصادی دارد؟

رشد سرانه می‌گوید سهمِ هر نفر از تولیدِ کشور چقدر تغییر کرده است. تقریباً برابر است با رشد اقتصادی منهای رشدِ جمعیت. اگر اقتصاد ۳ درصد و جمعیت ۱ درصد رشد کند، رشد سرانه حدودِ ۲ درصد است و به رفاهِ مردم نزدیک‌تر است.

جمع‌بندی

رشد اقتصادی می‌گوید تولیدِ واقعیِ یک کشور چقدر بزرگ‌تر شده است. برای اینکه گولِ عدد را نخورید، همیشه سه چیز را جدا کنید: واقعی یا اسمی، با نفت یا بدون نفت، و کلِ اقتصاد یا سهمِ هر نفر. ایران پس از چند سال رشدِ ۳ تا ۵ درصدی، در ۱۴۰۴ تقریباً درجا زد و هم سرمایه‌گذاری و هم خریدِ خانوارها کم شد.

برای سرمایه‌گذارِ بورس، رشد اقتصادی زمینهٔ تصویر است، نه علامتِ خرید و فروش. از آن برای انتخابِ صنعت و سنجیدنِ ریسک استفاده کنید. پس دفعهٔ بعد که خبرِ رشد را شنیدید، اول بپرسید «واقعی است یا اسمی؟» و بازدهِ سبدتان را همیشه با تورم مقایسه کنید، نه با صفر.

نویسنده

فریبا وکیلی

۴۷ نوشته دربارهٔ آموزش بورس و روانشناسی بازار سهام

معامله در بازارهای مالی مانند شنا در اقیانوس عمیق است؛ افرادی از آن سود خواهند برد که همواره بیاموزند. من به شما در راه آموختن کمک خواهم کرد.

همهٔ نوشته‌های فریبا وکیلی
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ ویژهٔ ورود به بورسبرای کسانی که می‌خواهند خرید و فروش سهام، انتخاب سهم و ورود اصولی به بورس را از پایه یاد بگیرند.۱۳ ساعت · ۵ جلسهجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.