سقف دوقلو و کف دوقلو؛ تأیید، هدف قیمتی و حد ضرر با مثال
فهرست مطالب۱۳ بخش
- الگوی بازگشتی (ریورسال) یعنی چه؟
- معامله معکوس چیست و چه فرقی با پولبک دارد؟
- سقف دوقلو چیست و چطور ساخته میشود؟
- چرا سقف دوقلو شکل میگیرد؟
- کف دوقلو؛ همان الگو، برعکس
- سقف دوقلو و کف دوقلو کنار هم
- هر دو قلهای سقف دوقلو نیست؛ ویژگیهای یک الگوی معتبر
- کندلهای قله و کف چه میگویند؟
- سقف دوقلو چگونه تأیید میشود؟
- هدف قیمتی سقف دوقلو و کف دوقلو را چطور حساب کنیم؟
- مثال عددیِ کف دوقلو، قدمبهقدم
- همین مثال برای سقف دوقلو
- استراتژی معاملاتی رایج و ایرادِ بزرگش
- دو راه برای بهتر کردن معامله با سقف و کف دوقلو
- راه اول: ورود روی پولبک به خط گردن
- راه دوم: شکستِ خط روندِ موجِ آخر
- سقف دوقلو در بورس تهران؛ چند نکتهٔ مخصوصِ بازارِ ما
- فرق سقف دوقلو با سر و شانه و سقف سهقلو
- پنج اشتباه رایج با سقف دوقلو و کف دوقلو
- سوالات متداول
- جمعبندی

سقف دوقلو یعنی قیمت دو بار تا یک سقفِ تقریباً همارتفاع بالا برود، هر دو بار پس بزند و بعد کفِ میانِ آن دو قله را بشکند. شکلش شبیه حرفِ M است و هشدار میدهد روندِ صعودی احتمالاً تمام شده. کف دوقلو همین الگو برعکس است: دو کفِ همسطح به شکلِ W که از پایانِ روندِ نزولی خبر میدهد.
این دو الگو از قدیمیترین الگوهای بازگشتی تحلیل تکنیکالاند. خیلیها میگویند دیگر کار نمیکنند، چون همه آنها را میشناسند. من با این حرف موافق نیستم. اگر الگو در جای درست و با نشانههای محکم ساخته شود، هنوز هم به کار میآید. مشکل معمولاً خودِ الگو نیست؛ این است که هر دو قلهای را سقف دوقلو میبینیم.
در ادامه با هم میبینیم الگو چطور ساخته میشود، کِی تأیید میشود، هدف قیمتی را چطور خودمان حساب کنیم و کجا حد ضرر بگذاریم. یک مثالِ عددیِ گامبهگام هم با قیمتهای گرد میزنیم.

الگوی بازگشتی (ریورسال) یعنی چه؟
الگوی بازگشتی شکلی روی نمودار است که میگوید جهتِ روند احتمالاً دارد عوض میشود. به انگلیسی به آن Reversal Pattern میگویند و در فارسی «ریورسال» هم شنیدهاید. سقف دوقلو، کف دوقلو، سقف و کفِ سهقلو و سر و شانه همه از این خانوادهاند.
یک تشبیهِ ساده: ماشینی را تصور کنید که با سرعت در سربالایی میرود. پیش از اینکه برگردد، اول کند میشود، میایستد و کمی عقبجلو میکند. قیمت هم معمولاً یکباره جهت عوض نمیکند. آن «عقبجلو کردن» همان الگوی بازگشتی است.
معامله معکوس چیست و چه فرقی با پولبک دارد؟
معامله معکوس (یا معاملهٔ ریورسال) یعنی خلافِ روندِ قبلی وارد شوید، به این امید که روند برگشته است. مثلاً بعد از یک ریزشِ طولانی، روی کف دوقلو سهم بخرید.
پولبک چیزِ دیگری است. پولبک یعنی قیمت موقتاً کمی برمیگردد و بعد همان روندِ قبلی را ادامه میدهد. مثلِ مسافری که وسطِ راه برای چای میایستد ولی مسیرش را عوض نمیکند. خطرِ بزرگِ معاملهٔ معکوس این است که یک پولبکِ ساده را با برگشتِ روند اشتباه بگیرید. برای همین سقف دوقلو و کف دوقلو تا خط گردن نشکسته، فقط «احتمال» است.
پس الگوی بازگشتی یعنی هشدارِ تغییر روند، نه قطعیتِ آن. حالا ببینیم این هشدار در سقف دوقلو چه شکلی دارد.
سقف دوقلو چیست و چطور ساخته میشود؟
سقف دوقلو (Double Top) بعد از یک روندِ صعودیِ قابلتوجه ساخته میشود. قدمبهقدم اینطور است:
- قلهٔ اول: قیمت بالا میرود و در یک سقف به فروشندههای زیاد میخورد.
- دره: قیمت کمی پایین میآید. پایینترین نقطهٔ این دره خط گردن را میسازد.
- قلهٔ دوم: خریدارها دوباره زور میزنند و قیمت تا نزدیکِ همان سقفِ اول بالا میرود، ولی نمیتواند از آن رد شود.
- شکست خط گردن: قیمت این بار از کفِ دره هم پایینتر میرود و زیرِ آن بسته میشود. فقط از این لحظه میگوییم سقف دوقلو کامل شده.
قلهٔ دوم لازم نیست دقیقاً هماندازهٔ قلهٔ اول باشد. کمی بالاتر یا پایینتر اشکالی ندارد. بیشتر تحلیلگرها اختلافِ ۲ تا ۵ درصدی را هنوز سقف دوقلو حساب میکنند. قلهٔ دومِ پایینتر معمولاً یعنی خریدارها خستهترند.

چرا سقف دوقلو شکل میگیرد؟
پشتِ هر الگو آدمها هستند. فرض کنید یک حقوقی، یعنی یک شرکت یا نهادِ بزرگ، فکر میکند قیمتِ سهم از ارزشِ واقعیاش بالاتر رفته. نمیتواند همهٔ سهمش را یکروزه بفروشد، چون خریدارِ آنهمه سهم پیدا نمیشود و قیمت سقوط میکند.
پس بخشی را میفروشد و قیمت پایین میآید. بعد دست نگه میدارد. سهامدارهای خُرد فکر میکنند اصلاح تمام شده و دوباره میخرند. قیمت تا نزدیکِ سقفِ قبلی برمیگردد. اینجا همان حقوقی بقیهٔ سهمش را میفروشد و قیمت این بار با قدرت میریزد.
همیشه هم ماجرا حقوقی نیست. گاهی کسانی که روی قلهٔ اول خریدهاند و در ضرر ماندهاند، تا قیمت به سربهسرشان برسد، میفروشند. این فروشِ «بیحسابشدن» هم سقفِ دوم را میسازد. پس سقف دوقلو یعنی بازار دو بار گفته: «بالاتر از این قیمت، دیگر نمیخرم.»
کف دوقلو؛ همان الگو، برعکس
کف دوقلو (Double Bottom) در انتهای یک روندِ نزولی ساخته میشود. قیمت به یک کف میرسد و خریدار پیدا میکند. کمی بالا میرود، دوباره تا همان کف میآید و باز پس میخورد. وقتی قیمت سقفِ میانِ این دو کف (خط گردن) را رو به بالا بشکند، الگو کامل شده.
روانشناسیِ کف دوقلو هم آینهٔ سقف است. خریدارهای بزرگ در یک محدوده جمع میکنند. قیمت که بالا رفت، کسانی که از بالا در ضرر بودهاند فرصتِ خروج پیدا میکنند و قیمت دوباره پایین میآید. ولی در کفِ دوم، فروشندهها ته کشیدهاند و خریدارها دوباره وارد میشوند.

سقف دوقلو و کف دوقلو کنار هم
این جدول دو الگو را در یک نگاه مقایسه میکند:
| ویژگی | سقف دوقلو (الگوی M) | کف دوقلو (الگوی W) |
|---|---|---|
| جای تشکیل | بعد از روند صعودی | بعد از روند نزولی |
| خط گردن | کفِ درهٔ میانِ دو قله | سقفِ قلهٔ میانِ دو کف |
| تأیید | بسته شدن زیر خط گردن | بسته شدن بالای خط گردن |
| هدف قیمتی | خط گردن منهای ارتفاع الگو | خط گردن بهعلاوهٔ ارتفاع الگو |
| حد ضرر رایج | کمی بالای قلهٔ دوم | کمی زیر کفِ دوم |
| معنا برای سهامدار | هشدارِ خروج یا سبک کردن | فرصتِ احتمالیِ خرید |
پس هرچه دربارهٔ یکی یاد بگیرید، برعکسش برای دیگری هم درست است. از اینجا به بعد بیشتر با کف دوقلو مثال میزنم، چون در بازار سهامِ ما بیشتر به کارِ خرید میآید.
هر دو قلهای سقف دوقلو نیست؛ ویژگیهای یک الگوی معتبر
بزرگترین اشتباه این است که هر دو سقف یا دو کفِ نزدیک به هم را الگو حساب کنیم. نمودار پر از این دوتاییهاست. الگوی معتبر این نشانهها را دارد:
- روندِ قبلیِ واضح: سقف دوقلو بدونِ یک صعودِ قابلتوجهِ قبلی، معنا ندارد. چیزی برای برگشتن نیست.
- همسطح بودنِ قلهها یا کفها: اختلافِ ۲ تا ۵ درصدی قابل قبول است.
- فاصلهٔ زمانیِ کافی: هرچه فاصلهٔ دو قله بیشتر باشد، الگو معتبرتر است. فاصلهٔ چند هفتهای در نمودارِ روزانه معمولاً خوب است. دو قله با فاصلهٔ دو سه روز بیشتر یک نوسانِ معمولی است.
- عمقِ کافیِ دره: فاصلهٔ قلهها تا خط گردن نباید خیلی کم باشد. بعضی تحلیلگرها حدودِ ۱۰ درصد را حداقل میدانند. درهٔ کمعمق یعنی قیمت فقط کمی نفس گرفته.
- تایمفریمِ بزرگتر: الگو در نمودارِ روزانه و هفتگی خیلی معتبرتر از نمودارِ یکساعته است.
برای اینکه بدانید کدام بازهٔ زمانی را نگاه کنید، مقالهٔ تایم فریم در تحلیل تکنیکال را ببینید. پس پیش از هر کاری این پنج نشانه را چک کنید؛ اگر یکیشان نبود، با احتیاط بیشتری نگاه کنید.
کندلهای قله و کف چه میگویند؟
شکلِ کندلهایی که قلهها یا کفها را میسازند خیلی مهم است. کندل یعنی همان شمعی که قیمتِ باز، بسته، بالاترین و پایینترینِ هر روز را نشان میدهد.
به این تصویر نگاه کنید. در نمونهٔ A کفها گرد و کُند ساخته شدهاند، با کندلهای زیاد و کوچک. در نمونهٔ B کفها تیز و سریعاند و کندلها سایه یا دنبالهٔ بلند دارند.

دنبالهٔ بلند یعنی قیمت تا پایین رفته و خریدارها با قدرت برش گرداندهاند. در نمونهٔ A قیمت به هدف قیمتی نرسید. در نمونهٔ B رسید و حتی از آن بالاتر رفت.
- کفها یا سقفهای تیز با سایهٔ بلند: الگوی قویتر و حرکتِ پرشتابتر.
- یکی تیز و یکی گرد: حرکتِ بعدی معمولاً کمجانتر است.
- هر دو گرد و با کندلهای کوچک: احتمالِ شکستِ الگو بیشتر است.
دربارهٔ معنای سایهها، مقالهٔ پینبار چیست؟ همین موضوع را بازتر کرده. پس هرچه کندلهای قله و کف «تیزتر» باشند، به الگو بیشتر اعتماد کنید.
سقف دوقلو چگونه تأیید میشود؟
کوتاهترین جواب: وقتی یک کندلِ پرقدرت زیرِ خط گردن بسته شود. تا آن لحظه، شما فقط «دو قله» دارید، نه سقف دوقلو. خیلیها روی قلهٔ دوم میفروشند یا روی کفِ دوم میخرند و بعد میبینند قیمت از الگو رد شد و رفت.
این نشانهها تأیید را محکمتر میکنند:
- بسته شدن، نه فقط لمس کردن. اگر قیمت در طولِ روز زیرِ خط گردن رفت ولی بالای آن بسته شد، هنوز شکستی رخ نداده.
- حجم معاملات. در کف دوقلو، شکستِ رو به بالای خط گردن با حجمِ بالاتر از معمول خیلی معتبرتر است. حجم یعنی تعدادِ سهمی که آن روز دستبهدست شده. در سقف دوقلو هم کم شدنِ حجم روی قلهٔ دوم یعنی خریدارها کمجان شدهاند.
- واگرایی. اگر قیمت در قلهٔ دوم هماندازهٔ قلهٔ اول است ولی اندیکاتوری مثلِ RSI قلهٔ پایینتری ساخته، به این واگرایی منفی میگویند. یعنی زورِ خریدارها کم شده. توضیحِ کاملش در مقالهٔ واگرایی چیست؟ هست.
- پولبک به خط گردن. گاهی قیمت بعد از شکست یک بار برمیگردد و خط گردن را از آن طرف لمس میکند. اگر از همانجا دوباره پس خورد، تأییدِ خوبی است.
یک نکته هم دربارهٔ تلهٔ شکست: گاهی قیمت خط گردن را میشکند و زود برمیگردد. در کف دوقلو به این تله گاوی میگویند و در سقف دوقلو تله خرسی. پس عجله نکنید؛ صبر برای بسته شدنِ کندل، ارزانترین بیمهٔ شماست.
هدف قیمتی سقف دوقلو و کف دوقلو را چطور حساب کنیم؟
قاعده ساده است: ارتفاعِ الگو را از نقطهٔ شکست، در جهتِ شکست، اندازه بگیرید. ارتفاع یعنی فاصلهٔ قلهها (یا کفها) تا خط گردن. به آن H میگوییم.
- کف دوقلو: هدف قیمتی = خط گردن + H
- سقف دوقلو: هدف قیمتی = خط گردن − H

مثال عددیِ کف دوقلو، قدمبهقدم
بیایید با هم حساب کنیم. این سهم فرضی است و عددها فقط مثالاند:
- یک سهم بعد از ماهها ریزش، دو بار تا ۸٬۰۰۰ تومان پایین آمده و هر دو بار برگشته. این دو کف ماست.
- بالاترین قیمتِ میانِ دو کف ۹٬۲۰۰ تومان بوده. این خط گردن است.
- ارتفاعِ الگو: ۹٬۲۰۰ منهای ۸٬۰۰۰ میشود ۱٬۲۰۰ تومان. یعنی حدودِ ۱۵٪ بالاتر از کف.
- هدف قیمتی: ۹٬۲۰۰ بهعلاوهٔ ۱٬۲۰۰ میشود ۱۰٬۴۰۰ تومان.
در حرکتهای بزرگ بعضیها هدف را درصدی حساب میکنند. یعنی همان ۱۵٪ را روی خط گردن میگذارند: ۹٬۲۰۰ ضربِ ۱٫۱۵ میشود حدودِ ۱۰٬۵۸۰ تومان. در الگوهای کوچک، فرقِ این دو روش ناچیز است.
یادتان باشد هدف قیمتی «حداقلِ حرکتِ مورد انتظار» است، نه قول. گاهی قیمت زودتر میایستد، معمولاً جلوی یک مقاومتِ قدیمی. پس پیش از اینکه به هدف دل ببندید، نگاه کنید سرِ راه کدام ناحیهٔ حمایتی یا مقاومتی هست.
همین مثال برای سقف دوقلو
حالا فرض کنید سهمی دو بار تا ۱۲٬۰۰۰ تومان بالا رفته و کفِ درهٔ میانی ۱۰٬۵۰۰ تومان بوده. ارتفاع ۱٬۵۰۰ تومان است. با شکستِ ۱۰٬۵۰۰، هدف قیمتی ۱۰٬۵۰۰ منهای ۱٬۵۰۰ یعنی ۹٬۰۰۰ تومان است. یعنی حدودِ ۱۴٪ افتِ دیگر از نقطهٔ شکست.
برای کسی که این سهم را دارد، این عدد خیلی حرف دارد. یعنی اگر الگو کار کند، از هر ۱۰ میلیون تومان سهم، حدودِ یک میلیون و چهارصد هزار تومان دیگر کم میشود.

استراتژی معاملاتی رایج و ایرادِ بزرگش
روشِ کتابی این است: بعد از شکست و تثبیتِ قیمت بالای خط گردن بخرید، حد ضرر را کمی زیرِ کفِ دوم بگذارید و هدف را همان ارتفاعِ الگو بگیرید. در سقف دوقلو هم برعکس: بعد از شکستِ رو به پایین خارج شوید یا بفروشید.
ولی بیایید با همان مثالِ کف دوقلو حساب کنیم. فرض کنید بعد از شکست در ۹٬۳۰۰ تومان خریدهاید و حد ضرر را ۷٬۹۰۰ گذاشتهاید:
- ضررِ احتمالی: ۹٬۳۰۰ منهای ۷٬۹۰۰ یعنی ۱٬۴۰۰ تومان.
- سودِ احتمالی: ۱۰٬۴۰۰ منهای ۹٬۳۰۰ یعنی ۱٬۱۰۰ تومان.
یعنی برای اینکه ۱٬۱۰۰ تومان سود کنید، ۱٬۴۰۰ تومان ریسک کردهاید. این معامله منطقی نیست. هر وقت سودِ احتمالی از ضررِ احتمالی کمتر است، دست نگه دارید. این حساب در مقالهٔ نسبت ریسک به ریوارد کامل آمده.
ایرادِ دوم این است که این روش دیر وارد میکند. تا خط گردن بشکند، تقریباً نیمی از حرکتِ صعودی از کف تا هدف رفته است.

این تصویر هم نشان میدهد الگو همیشه کار نمیکند. همهٔ ویژگیها درست بود، قیمت هم بالای خط گردن تثبیت شد، ولی به هدف نرسید، برگشت و حتی حد ضررِ زیرِ کفِ دوم را هم زد. پس روشِ کتابی دو مشکل دارد: ریسک به ریواردِ بد و ورودِ دیر.
دو راه برای بهتر کردن معامله با سقف و کف دوقلو
راه اول: ورود روی پولبک به خط گردن
بهجای خرید در لحظهٔ شکست، صبر کنید قیمت برگردد و خط گردن را از بالا لمس کند. در مثالِ ما فرض کنید قیمت تا ۹٬۲۵۰ برمیگردد و دوباره بالا میرود. آنجا میخرید و حد ضرر را کمی زیرِ کفِ همین پولبک، مثلاً ۸٬۹۰۰، میگذارید.
- ضررِ احتمالی: ۳۵۰ تومان.
- سودِ احتمالی تا ۱۰٬۴۰۰: ۱٬۱۵۰ تومان.
حالا برای هر یک تومان ریسک، بیش از سه تومان سودِ احتمالی دارید. عیبش این است که همیشه پولبک نمیآید و گاهی قیمت بی شما میرود. این را بپذیرید؛ از دست دادنِ یک فرصت بهتر از گرفتنِ یک معاملهٔ بد است.
راه دوم: شکستِ خط روندِ موجِ آخر
راهِ دیگر این است: به محضِ اینکه کفِ دوم شکل گرفت، به تایمفریمِ کوچکتر بروید و برای موجِ نزولیِ آخر یک خط روند بکشید. اگر این خط با قدرت شکست، با حجمِ کم وارد شوید.

حد ضرر کمی زیرِ آخرین کف است و هدفِ اول کمی پایینتر از خط گردن. آنجا خارج میشوید. اگر بعد خط گردن با قدرت شکست، دوباره وارد میشوید و هدف را ارتفاعِ کاملِ الگو میگیرید. اینطور هم ریسک کمتر است و هم از بخشِ اولِ حرکت جا نمیمانید. رسمِ درست را در مقالهٔ خط روند چیست؟ ببینید.
در سقف دوقلو هم همین کار را برعکس میکنیم. برای آخرین موجِ صعودی خط روند میکشیم. با شکستِ آن، بخشی از سهم را میفروشیم و با شکستِ خط گردن بقیه را.

جای درستِ حد ضرر هم موضوعِ مهمی است که در مقالهٔ استراتژی حدضرر مفصل آمده. پس با کمی صبر یا یک خطِ روندِ ساده، همان الگو به معاملهای با ریسکِ خیلی کمتر تبدیل میشود.
سقف دوقلو در بورس تهران؛ چند نکتهٔ مخصوصِ بازارِ ما
کتابهای تحلیل تکنیکال برای بازارهای خارجی نوشته شدهاند. بازارِ سهامِ ما چند ویژگی دارد که روی این الگو اثر میگذارد:
- نمودارِ تعدیلشده را ببینید. بعد از مجمع و پرداختِ سود یا افزایشِ سرمایه، قیمتِ سهم یکباره کم میشود. در نمودارِ تعدیلنشده این افت شبیهِ ریزش است و میتواند یک کف یا سقفِ ساختگی بسازد.
- صف و دامنهٔ نوسان کندلها را میپوشاند. قیمتِ هر روز در بورسِ ما سقف و کفِ مجاز دارد. روزهای صفِ خرید یا فروش، کندلها کوچک و بیسایهاند و آن «تیزیِ» کندلها کمتر دیده میشود. اینجا حجم و ادامهٔ صف مهمتر از شکلِ کندل است.
- ورود و خروجِ پولِ حقیقی. در تابلوی بورس میبینید خریدارها حقیقیاند یا حقوقی. شکستِ خط گردن با ورودِ پولِ حقیقی، تأییدِ خوبی کنارِ حجم است.
- سقف دوقلو برای بیشترِ ما یعنی خروج. بیشترِ سهامدارها در بورسِ ما از ریزش سود نمیبرند؛ سهم میخرند و نگه میدارند. پس سیگنالِ سقف دوقلو برای آنها یعنی فروش یا سبک کردنِ سهم، نه معاملهٔ نزولی.
- شاخص را هم ببینید. کف دوقلوی یک سهم وقتی شاخص کل بورس در ریزشِ شدید است، کمتر جواب میدهد.
پس الگو همان است، ولی در بورسِ تهران باید با چشمِ همین بازار خوانده شود.
فرق سقف دوقلو با سر و شانه و سقف سهقلو
این سه الگو خویشاوندند و گاهی یکی به دیگری تبدیل میشود. مثلاً قیمت بعد از قلهٔ دوم بهجای شکستِ خط گردن، یک بارِ دیگر بالا میرود و سقف دوقلو، سقف سهقلو میشود.
| الگو | شکل | خط گردن | هدف قیمتی |
|---|---|---|---|
| سقف دوقلو | دو قلهٔ تقریباً همارتفاع | کفِ تنها درهٔ میانی | ارتفاعِ قلهها تا خط گردن |
| سقف سهقلو | سه قلهٔ تقریباً همارتفاع | خطی که دو درهٔ میانی را وصل میکند | ارتفاعِ قلهها تا خط گردن |
| سر و شانه | قلهٔ وسط (سر) از دو قلهٔ کناری (شانهها) بلندتر | خطی که دو درهٔ میانی را وصل میکند و میتواند شیبدار باشد | فاصلهٔ سر تا خط گردن |
فرقِ اصلیِ سقف دوقلو و سر و شانه در قلهٔ وسط است. در سر و شانه، خریدارها یک بار موفق شدهاند سقفِ تازه بسازند و بعد کم آوردهاند. در سقف دوقلو حتی آن یک بار هم موفق نشدهاند. منطقِ تأیید و هدف قیمتی در هر سه یکی است. اگر بقیهٔ الگوهای کلاسیک را هم میخواهید، مقالهٔ الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال را ببینید.
پنج اشتباه رایج با سقف دوقلو و کف دوقلو
- معامله پیش از شکست خط گردن. روی قلهٔ دوم فروختن یا روی کفِ دوم خریدن، شرطبندی روی الگویی است که هنوز وجود ندارد.
- دیدنِ الگو در هر نوسانِ کوچک. دو قلهٔ نزدیک در نمودارِ ۱۵ دقیقهای معمولاً معنای خاصی ندارد.
- فراموش کردنِ روندِ قبلی. کف دوقلو وسطِ یک بازارِ خنثی، الگوی بازگشتی نیست. چیزی برای برگشتن وجود ندارد.
- ورود بی حساب ریسک به ریوارد. دیدیم روشِ کتابی گاهی ریسکی بیشتر از سود دارد.
- دل بستن به هدف قیمتی. هدف تخمین است. اگر قیمت دوباره به آن طرفِ خط گردن برگشت و آنجا بسته شد، الگو نقض شده؛ زودتر خارج شوید.
پس دفعهٔ بعد که دو قلهٔ همارتفاع دیدید، اول سه سؤال بپرسید: روندِ قبلی کجاست؟ خط گردن شکسته؟ ریسک به ریوارد میارزد؟
سوالات متداول
سقف دوقلو چیست؟
سقف دوقلو یک الگوی بازگشتیِ نزولی است. قیمت بعد از یک روندِ صعودی دو بار تا سقفی تقریباً همارتفاع میرود و برمیگردد. وقتی کفِ میانِ دو قله یعنی خط گردن شکسته شود، الگو کامل شده و احتمالِ ریزش بیشتر میشود.
سقف دوقلو چگونه تأیید میشود؟
وقتی یک کندلِ پرقدرت زیرِ خط گردن بسته شود. لمس کردنِ خط گردن در طولِ روز کافی نیست. کم شدنِ حجم روی قلهٔ دوم، واگرایی منفی در اندیکاتورها و پولبکی که از خط گردن پس بخورد، تأیید را محکمتر میکنند.
هدف قیمتی کف دوقلو چطور حساب میشود؟
فاصلهٔ کفها تا خط گردن را اندازه بگیرید و همان را به قیمتِ خط گردن اضافه کنید. مثلاً اگر کفها ۸٬۰۰۰ و خط گردن ۹٬۲۰۰ تومان باشد، ارتفاع ۱٬۲۰۰ است و هدف حدودِ ۱۰٬۴۰۰ تومان. این حداقلِ حرکتِ مورد انتظار است، نه قول.
فرق سقف دوقلو و سر و شانه چیست؟
سقف دوقلو دو قلهٔ همارتفاع دارد، ولی سر و شانه سه قله دارد که قلهٔ وسط از دو قلهٔ کناری بلندتر است. در هر دو، تأیید با شکستِ خط گردن است و هدف قیمتی با ارتفاعِ الگو از نقطهٔ شکست حساب میشود.
حد ضرر در الگوی سقف دوقلو کجاست؟
در روشِ رایج، حد ضرر کمی بالای قلهٔ دوم است. اگر روی پولبک به خط گردن وارد شوید، میتوانید آن را کمی بالای همان پولبک بگذارید. اینطور ریسک کمتر میشود و نسبتِ سود به ضرر بهتر.
الگوی W و الگوی M یعنی چه؟
الگوی W نامِ دیگرِ کف دوقلو است، چون دو کف و یک قلهٔ میانیاش شبیهِ حرفِ W انگلیسی است. الگوی M هم همان سقف دوقلوست که دو قله و یک درهٔ میانی دارد و شبیهِ حرفِ M است.
معامله معکوس چیست؟
معامله معکوس یا ریورسال یعنی خلافِ روندِ قبلی وارد شوید، به این امید که روند در حالِ برگشت است. خرید روی کف دوقلو بعد از یک ریزشِ طولانی نمونهٔ آن است. خطرش این است که یک پولبکِ موقت را با برگشتِ روند اشتباه بگیرید.
الگوی سقف دوقلو در چه تایمفریمی معتبرتر است؟
در نمودارِ روزانه و هفتگی خیلی معتبرتر از تایمفریمهای کوچک است. هرچه فاصلهٔ زمانیِ دو قله بیشتر باشد، الگو قابلاعتمادتر است. در نمودارِ چنددقیقهای، دو قلهٔ نزدیک بیشتر یک نوسانِ معمولیاند.
جمعبندی
سقف دوقلو و کف دوقلو سادهاند، ولی ساده بودن به معنای آسان بودن نیست. الگو فقط بعد از شکستِ خط گردن معنا پیدا میکند، هدف قیمتی فقط یک تخمین است و روشِ کتابی بدونِ حسابِ ریسک به ریوارد میتواند پولتان را ببرد. با صبر برای تأیید، ورود روی پولبک و نگاه به حجم، همین الگوی قدیمی هنوز ابزارِ خوبی است.
اگر میخواهید این الگوها را کنارِ بقیهٔ ابزارهای تحلیل تکنیکال با نظم یاد بگیرید، صفحهٔ دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال را ببینید. تصمیمِ نهایی برای هر خرید و فروش با خودتان است.


ممنون بسیار مفید بود
با سلام و وقت بخیر خسته نباشید واقعا توضیحات جامع و عالی است انشااله که موفق باشید.
سلام، سپاس از حسن نظر شما
سلام خداقوت.
واسه اطلاعاتی که منتقل میفرمائید،بسبار سپاسگزارم.
ممنون عالی