الگوهای تحلیل تکنیکال؛ راهنمای کامل الگوهای کلاسیک بازگشتی و ادامهدهنده
فهرست مطالب۱۴ بخش
- الگوی قیمتی یعنی چه و چرا تکرار میشود؟
- فرق الگوی بازگشتی و ادامهدهنده چیست؟
- سه چیزی که هر الگو دارد
- الگوهای بازگشتی
- الگوی سر و شانه سقف
- الگوی سر و شانه کف (سر و شانهٔ معکوس)
- سقف دوقلو و کف دوقلو
- سقف و کف سهقلو
- کف گرد (نعلبکی)
- الگوهای ادامهدهنده
- الگوی پرچم
- الگوی مستطیل
- الگوی فنجان و دسته
- الگوهای دوطرفه: مثلث و کنج
- الگوی مثلث
- الگوی کنج (Wedge)
- جدول مقایسهٔ الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال
- اعتبار الگو را چطور با حجم معاملات بسنجیم؟
- الگوهای کلاسیک در بورس ایران: سه دامی که باید بشناسید
- چکلیست پیش از اعتماد به یک الگو
- پنج اشتباه رایج در کار با الگوهای قیمتی
- بعد از الگوهای کلاسیک چه چیزی یاد بگیریم؟
- سوالات متداول
- جمعبندی

الگو های تحلیل تکنیکال شکلهای آشناییاند که قیمت بارها روی نمودار کشیده است. الگوهای کلاسیک دو دستهاند: الگوهای بازگشتی مثلِ سر و شانه و سقف و کفِ دوقلو، که خبر از چرخشِ روند میدهند، و الگوهای ادامهدهنده مثلِ پرچم، مستطیل و فنجان و دسته، که میگویند روند احتمالاً ادامه پیدا میکند. مثلث و کنج هم میتوانند هر دو نقش را بازی کنند.
در این راهنما همهٔ این الگوها را یکجا و به زبانِ ساده مرور میکنیم. برای هر کدام سه چیز را یاد میگیریم: چطور شناخته میشود، کجا تأیید میشود و هدفِ قیمتیاش را چطور خودمان حساب کنیم. آخرِ کار هم میبینیم این الگوها در بورسِ ایران چه دردسرهای خاصی دارند.
الگوی قیمتی یعنی چه و چرا تکرار میشود؟
الگوی قیمتی یعنی شکلی که قیمت در یک بازهٔ زمانی روی نمودار میکشد و قبلاً بارها دیده شده است. دلیلِ تکرارش ساده است: آدمها عوض میشوند، ولی ترس و طمع و امید عوض نمیشود.
فرض کنید قیمتِ یک سهم چند بار به عددِ ۱٬۰۰۰ تومان رسیده و هر بار برگشته است. دفعهٔ بعد که نزدیکِ ۱٬۰۰۰ میرسد، خیلیها یادشان هست و میفروشند. همین حافظهٔ جمعی است که شکلهای آشنا میسازد. برای همین، پیش از الگوها باید نواحیِ حمایت و مقاومت و خط روند را خوب شناخت؛ هر الگو در اصل ترکیبی از همین خطهاست.
یک تشبیه کمک میکند. ماشینی که با سرعت به پیچ میرسد، نمیتواند یکدفعه دور بزند. اول سرعتش را کم میکند، بعد میپیچد. بازار هم همینطور است. روند معمولاً یکشبه عوض نمیشود؛ اول کُند میشود، مدتی درجا میزند و بعد میچرخد. الگوهای بازگشتی عکسِ همین «کُند شدن و پیچیدن» هستند.
پس الگو پیشگویی نیست. الگو فقط میگوید در گذشته، بعد از این شکل، معمولاً چه اتفاقی افتاده است. یعنی احتمال را بالا میبرد، نه اینکه نتیجه را تضمین کند.
فرق الگوی بازگشتی و ادامهدهنده چیست؟
الگوی بازگشتی (Reversal Pattern) در انتهای یک روند میآید و میگوید روند احتمالاً برمیگردد. اگر قیمت مدتی بالا رفته، بعد از الگو انتظارِ پایین آمدن داریم و برعکس.
الگوی ادامهدهنده (Continuation Pattern) وسطِ راه میآید. مثلِ مسافری است که وسطِ جاده برای چای میایستد؛ توقف میکند، ولی مقصدش عوض نشده است. بعد از الگو، قیمت معمولاً همان مسیرِ قبلی را ادامه میدهد.
یک نکتهٔ مهم که کتابها کمتر میگویند: بعضی الگوها دوطرفهاند. مثلث و کنج هم میتوانند ادامهدهنده باشند و هم بازگشتی. برای همین، مهمتر از اسمِ الگو این است که کجای روند شکل گرفته است.
این جدول نقشهٔ کلیِ الگوهای کلاسیک است:
| دسته | الگوها | کجا میآید؟ |
|---|---|---|
| بازگشتی | سر و شانهٔ سقف، سر و شانهٔ کف، سقف و کفِ دوقلو، سقف و کفِ سهقلو، کفِ گرد | انتهای روندِ صعودی یا نزولی |
| ادامهدهنده | پرچم، پرچمِ سهگوش (Pennant)، مستطیل، فنجان و دسته | وسطِ یک روندِ روشن |
| دوطرفه | مثلثِ متقارن، صعودی و نزولی؛ کنجِ صعودی و نزولی | هم وسطِ روند، هم انتهای آن |
پس اولین سؤال جلوی هر نمودار این است: «روندِ قبلی چه بوده؟» اگر این را ندانیم، اسم گذاشتن روی الگو بیفایده است.
سه چیزی که هر الگو دارد
پیش از رفتن سراغِ تکتکِ الگوها، بیایید سه مفهوم را که در همهٔ آنها تکرار میشود روشن کنیم.
- خطِ تأیید (شکست): هر الگو یک خطِ مرزی دارد؛ در سر و شانه اسمش «خط گردن» است. تا قیمت این خط را نشکند، الگو فقط یک احتمال است. شکست یعنی قیمتِ پایانیِ روز (نه فقط یک لحظه) آن طرفِ خط بسته شود.
- هدفِ قیمتی: تقریباً در همهٔ الگوها یک قاعده دارد: ارتفاعِ الگو را اندازه بگیرید و از نقطهٔ شکست به همان اندازه جلو ببرید. هدف یک «حدودِ» قیمتی است، نه عددِ دقیق.
- حجمِ معاملات: یعنی تعدادِ سهمی که در آن روز دستبهدست شده است. شکستِ واقعی معمولاً با حجمِ بالا همراه است؛ مثلِ دری که با زورِ چند نفر باز میشود، نه با فوتِ یک نفر.
پس هر بار الگویی دیدید، این سه را بپرسید: خطِ تأییدش کجاست، هدفش چقدر است و حجم چه میگوید.
الگوهای بازگشتی
از الگوهایی شروع میکنیم که پایانِ یک روند را نشان میدهند. اینها برای کسی که سهم دارد خیلی مهماند، چون زودتر از بقیه میگویند شاید وقتِ احتیاط رسیده باشد.
الگوی سر و شانه سقف
الگوی سر و شانه یکی از قدیمیترین و معروفترین الگوهای بازگشتی است. سه قله پشتِ سرِ هم دارد. قلهٔ وسط از دوتای دیگر بلندتر است و اسمش «سر» است. دو قلهٔ کناری «شانهٔ چپ» و «شانهٔ راست»اند. خطی که کفهای بینِ این قلهها را به هم وصل میکند «خط گردن» نام دارد.
داستانِ شکلگیریاش اینطور است. بعد از یک صعود، قیمت به مقاومت میخورد و کمی برمیگردد؛ این شانهٔ چپ است. خریدارها دوباره زور میزنند و قیمت را از قلهٔ قبلی هم بالاتر میبرند؛ این سر است. ولی فروشندهها قویتر برمیگردند. دفعهٔ سوم، خریدارها دیگر نفس ندارند و قیمت حتی به سرِ قبلی هم نمیرسد؛ این شانهٔ راست است.
تا اینجا الگو فقط «در حالِ ساخت» است. تأییدش وقتی است که قیمت خط گردن را رو به پایین بشکند. هدفِ قیمتی هم برابر است با فاصلهٔ نوکِ سر تا خط گردن، که از نقطهٔ شکست رو به پایین اندازه میگیریم.
دربارهٔ حجم، الگوی کلاسیک این است که حجم در شانهٔ چپ زیاد است و در سر و شانهٔ راست کمتر میشود. یعنی خریدارها کمکم خسته میشوند. پس اگر در شانهٔ راست حجمِ خرید خیلی بالا بود، به الگو کمی شک کنید.
الگوی سر و شانه کف (سر و شانهٔ معکوس)
این همان الگو است، ولی وارونه و در انتهای یک روندِ نزولی. سه دره داریم که درهٔ وسط عمیقتر است. وقتی قیمت خط گردن را رو به بالا بشکند، الگو تأیید میشود و انتظارِ صعود داریم. در این الگو، حجمِ بالا در لحظهٔ شکست اهمیتِ بیشتری دارد، چون بالا بردنِ قیمت به پولِ تازه نیاز دارد.
بیایید یک مثالِ عددی را با هم حساب کنیم. عددها فرضیاند.

- سهمی مدتی پایین آمده. پایینترین نقطهٔ سر ۱٬۰۰۰ تومان است.
- خط گردن، یعنی سقفِ بینِ شانهها و سر، روی ۱٬۳۰۰ تومان است.
- ارتفاعِ الگو: ۱٬۳۰۰ منهای ۱٬۰۰۰ میشود ۳۰۰ تومان.
- هدفِ قیمتی: ۱٬۳۰۰ بهعلاوهٔ ۳۰۰ میشود ۱٬۶۰۰ تومان؛ یعنی حدودِ ۲۳٪ بالاتر از نقطهٔ شکست.
- حدِ ضرر، یعنی قیمتی که اگر به آن رسید قبول میکنیم اشتباه کردهایم: کمی زیرِ شانهٔ راست، مثلاً ۱٬۱۵۰ تومان.
حالا ترجمهاش به زندگی: اگر سر ۱٬۳۰۰ بخرید، ۱۵۰ تومان در خطر است و ۳۰۰ تومان امیدِ سود دارید. یعنی برای هر یک تومان ریسک، دو تومان بازدهِ احتمالی. به این میگویند نسبت ریسک به ریوارد یک به دو؛ نسبتی معقول. اگر حدِ ضرر خیلی دورتر بود و این نسبت به یک به یک میرسید، معامله ارزشِ ریسکش را نداشت.
در عمل، قیمت گاهی بعد از شکست یک بار برمیگردد و خط گردن را از بالا لمس میکند. به این «پولبک» میگویند. خیلی از معاملهگرهای محتاط همین برگشت را فرصتِ خریدِ کمریسکتر میدانند.
یک اشتباهِ رایج را هم از همین حالا کنار بگذارید. سر و شانهٔ کف فقط بعد از یک روندِ نزولی معنا دارد. اگر وسطِ یک صعود شکلی شبیهِ آن دیدید، آن الگو نیست. به قولِ قدیمیها: هر گردی گردو نیست.
سقف دوقلو و کف دوقلو
کفِ دوقلو شبیهِ حرفِ W است. قیمت پایین میآید، به یک حمایت میخورد و بالا میرود. دوباره پایین میآید، ولی این بار هم از همان حمایت پایینتر نمیرود. همین دو بار مقاومت در یک کف، نشانهٔ این است که خریدارها در آن قیمت جدیاند.

تأییدِ کفِ دوقلو وقتی است که قیمت از قلهٔ وسطِ دو کف بالاتر برود. هدف هم برابرِ ارتفاعِ همین فاصله است: از کف تا قلهٔ وسط را اندازه بگیرید و از نقطهٔ شکست به بالا ببرید. حدِ ضرر معمولاً کمی زیرِ کفها گذاشته میشود.

سقفِ دوقلو درست عکسِ آن است و شبیهِ حرفِ M. در انتهای یک روندِ صعودی، قیمت دو بار به یک سقف میخورد و نمیتواند از آن رد شود. وقتی درهٔ بینِ دو قله شکسته شد، الگو تأیید میشود.

دو قله یا دو کف لازم نیست دقیقاً هماندازه باشند. حمایت و مقاومت یک «ناحیه»اند، نه یک خطِ دقیق. ولی هرچه شیبِ بینِ دو قله یا دو کف کمتر باشد، الگو معتبرتر است.

یک تجربهٔ عملی: نسبتِ ریسک به ریواردِ این الگو معمولاً از پرچم ضعیفتر است، چون حدِ ضرر دور است. برای همین خوب است الگوها را پیشِ خودتان از نظرِ ریسک درجهبندی کنید. شرحِ کاملترِ این دو الگو را در مقالهٔ سقف دوقلو و کف دوقلو نوشتهایم.
سقف و کف سهقلو
گاهی قیمت به جای دو بار، سه بار به یک سقف یا کف میخورد. منطق همان دوقلوست، فقط با یک آزمونِ بیشتر. سقفِ سهقلو را میشود خویشاوندِ سر و شانه دانست که سرش همقدِ شانهها شده است. تأیید و هدف هم مثلِ دوقلو حساب میشود.
کف گرد (نعلبکی)
کفِ گرد یا نعلبکی یک تغییرِ روندِ آرام است. قیمت مدتی کمکم پایین میآید، در کف آرام میگیرد و بعد آهسته بالا میرود. شکلش شبیهِ کاسه یا نعلبکی است. این الگو معمولاً طولانی است و حجم هم همان شکلِ کاسه را دارد: در کف کم است و با بالا رفتنِ قیمت زیاد میشود.
پس الگوهای بازگشتی همه یک حرف میزنند: یک طرف خسته شده و طرفِ دیگر دارد کنترل را میگیرد. تا خطِ تأیید نشکسته، این فقط یک حدس است.
الگوهای ادامهدهنده
تا اینجا الگوهای پایانِ روند را دیدیم. حالا سراغِ الگوهایی میرویم که وسطِ راه میآیند. اینها مثلِ نفسگرفتنِ یک دوندهاند.
الگوی پرچم
الگوی پرچم دو بخش دارد: یک «میله» و خودِ «پرچم». میله یک حرکتِ تند و تقریباً عمودی است. پرچم یک استراحتِ کوتاه بعد از آن است که معمولاً کمی خلافِ جهتِ میله شیب دارد. وقتی قیمت از پرچم بیرون بزند، انتظار داریم حرکتِ قبلی ادامه پیدا کند.
پرچم دو شکلِ رایج دارد. اگر بدنهٔ پرچم شبیهِ یک کانالِ موازی باشد، به آن «پرچمِ مستطیلی» میگوییم. اگر دو خطش به هم نزدیک شوند و یک مثلثِ کوچک بسازند، اسمش «پرچمِ سهگوش» یا Pennant است.

هدفِ پرچم ساده است: طولِ میله را اندازه بگیرید و از نقطهٔ شکستِ پرچم به همان اندازه جلو ببرید. حدِ ضرر هم آن طرفِ بدنهٔ پرچم میرود. برای همین پرچم معمولاً حدِ ضررِ نزدیک و هدفِ دور دارد، یعنی نسبتِ ریسک به ریواردِ خوبی دارد.



حواستان به دو چیز باشد. پرچمِ سالم کوتاه است؛ اگر استراحت خیلی طولانی شد، دیگر پرچم نیست. حجم هم باید داخلِ پرچم کم شود و در لحظهٔ شکست دوباره بالا برود.
الگوی مستطیل
مستطیل یعنی قیمت مدتی بینِ یک سقف و یک کفِ تقریباً افقی بالا و پایین میرود؛ همان چیزی که به آن بازار رنج میگویند. خریدار و فروشنده همزورند. هر طرف که برنده شد، قیمت از همان طرف بیرون میزند. هدف برابرِ ارتفاعِ مستطیل است. مستطیل بیشتر ادامهدهنده است، ولی گاهی جهت را هم عوض میکند؛ پس صبر کنید تا شکست اتفاق بیفتد.
الگوی فنجان و دسته
این الگو شبیهِ یک فنجانِ چای از کنار است. اول یک کاسهٔ گرد شکل میگیرد؛ قیمت پایین میآید و آرام دوباره به سقفِ قبلی برمیگردد. بعد یک افتِ کوچک و کوتاه میآید که «دسته» است. وقتی قیمت از لبهٔ فنجان بالاتر برود، الگو تأیید میشود.

دستهٔ سالم کمعمق است و در نیمهٔ بالاییِ فنجان میماند. اگر دسته خیلی عمیق شد، الگو ضعیف میشود. هدفِ قیمتی هم برابرِ عمقِ فنجان است که از لبه به بالا اندازه میگیریم.
پس الگوهای ادامهدهنده یک پیام دارند: روند خسته نشده، فقط نفس میگیرد. کارِ ما صبر کردن تا پایانِ استراحت است، نه پریدن وسطِ آن.
الگوهای دوطرفه: مثلث و کنج
حالا میرسیم به الگوهایی که اسمشان بهتنهایی جهت را نمیگوید. اینجا روندِ قبلی و جهتِ شکست تعیینکننده است.
الگوی مثلث
مثلث از دو خطِ روند ساخته میشود که به هم نزدیک میشوند. هرچه قیمت به نوکِ مثلث نزدیکتر میشود، نوسان کوچکتر میشود. انگار فنری دارد فشرده میشود و دیر یا زود باید از یک طرف رها شود. مثلث سه نوع دارد:
- مثلثِ صعودی: سقفها همسطحاند و کفها هر بار بالاتر. خریدارها صبورانه بالا میآیند. معمولاً رو به بالا شکسته میشود.
- مثلثِ نزولی: کفها همسطحاند و سقفها هر بار پایینتر. فروشندهها فشار میآورند. معمولاً رو به پایین شکسته میشود.
- مثلثِ متقارن: سقفها پایینتر و کفها بالاتر میآیند. جهتش از قبل معلوم نیست؛ بیشتر وقتها در جهتِ روندِ قبلی شکسته میشود.

هدفِ مثلث برابرِ ارتفاعِ دهانهٔ آن است، یعنی بازترین قسمتش، که از نقطهٔ شکست اندازه میگیریم. اگر نزدیکِ این هدف مقاومتِ مهمی بود، شاید قیمت دقیقاً به هدف نرسد.

توصیهٔ مهم: داخلِ مثلث وارد نشوید. صبر کنید تا جهتِ شکست معلوم شود. شکست معمولاً پیش از رسیدن به نوکِ مثلث اتفاق میافتد؛ اگر قیمت تا نوک رفت و بیرون نزد، الگو قدرتش را از دست داده است. جزئیاتِ بیشتر را در آموزش الگوی مثلث ببینید.
الگوی کنج (Wedge)
کنج یا گُوِه هم مثلِ مثلث از دو خطِ همگرا ساخته میشود. فرقش این است که هر دو خطش به یک سمت شیب دارند. قاعدهٔ سادهاش این است: قیمت معمولاً خلافِ جهتِ شیبِ کنج شکسته میشود.
- کنجِ صعودی: هر دو خط رو به بالاست، ولی قیمت هر بار با زورِ کمتری بالا میرود. معمولاً رو به پایین شکسته میشود.
- کنجِ نزولی: هر دو خط رو به پایین است، ولی ریزشها کمجانتر میشوند. معمولاً رو به بالا شکسته میشود.
اگر کنج در انتهای یک روند بیاید، بازگشتی است. اگر وسطِ روند و خلافِ جهتِ آن بیاید، مثلِ یک پرچم عمل میکند و ادامهدهنده است. هدفِ رایجِ کنج، نقطهٔ شروعِ خودِ کنج است؛ یعنی قیمت معمولاً به جایی برمیگردد که کنج از آنجا شروع شده بود.
پس در مثلث و کنج، سؤالِ اصلی «اسمِ الگو چیست؟» نیست. سؤال این است: «قیمت از کدام طرف بیرون زد و روندِ قبلی چه بود؟»
جدول مقایسهٔ الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال
این جدول را میتوانید کنارِ نمودار نگه دارید. برای هر الگو نوع، نقطهٔ تأیید، روشِ محاسبهٔ هدف و جای حدِ ضرر آمده است.
| الگو | نوع | کجا تأیید میشود؟ | هدفِ قیمتی | حدِ ضررِ رایج |
|---|---|---|---|---|
| سر و شانه (سقف یا کف) | بازگشتی | شکستِ خط گردن | فاصلهٔ سر تا خط گردن | آن طرفِ شانهٔ راست |
| سقف و کفِ دوقلو | بازگشتی | شکستِ قله یا درهٔ وسط | فاصلهٔ قلهها تا درهٔ وسط | آن طرفِ دو قله یا دو کف |
| سقف و کفِ سهقلو | بازگشتی | شکستِ خطِ میانی | ارتفاعِ الگو | آن طرفِ قلهها یا کفها |
| پرچم و پرچمِ سهگوش | ادامهدهنده | خروج از بدنهٔ پرچم | طولِ میله | آن طرفِ بدنهٔ پرچم |
| مستطیل | بیشتر ادامهدهنده | شکستِ سقف یا کف | ارتفاعِ مستطیل | داخلِ مستطیل، آن طرفِ خطِ شکستهشده |
| فنجان و دسته | ادامهدهنده | شکستِ لبهٔ فنجان | عمقِ فنجان | زیرِ دسته |
| مثلث | دوطرفه | شکستِ یکی از دو ضلع | ارتفاعِ دهانه | آن طرفِ آخرین سقف یا کف |
| کنج | دوطرفه | شکستِ خلافِ شیب | شروعِ کنج | آن طرفِ آخرین نوسان |
همانطور که میبینید، تقریباً همهٔ الگوها یک منطق دارند: صبر تا شکست، اندازهگیریِ ارتفاع، و حدِ ضرر آن طرفِ الگو. اگر این سه را یاد بگیرید، الگوی تازه هم برایتان غریبه نیست.
اعتبار الگو را چطور با حجم معاملات بسنجیم؟
حجم مثلِ تعدادِ رأیدهندههاست. اگر قیمت یک خطِ مهم را بشکند ولی فقط چند نفر معامله کرده باشند، آن شکست رأیِ کمی پشتش دارد. ولی اگر همان روز حجم چند برابرِ معمول باشد، یعنی خیلیها با این حرکت موافقاند.
برای اینکه بفهمیم حجم «زیاد» است یا نه، باید آن را با حجمِ معمولِ همان سهم مقایسه کنیم، نه با سهمِ دیگر. یک معیارِ رایج در بورسِ ایران میانگین حجم ماه است. اگر حجمِ روزِ شکست بهوضوح بالاتر از این میانگین بود، شکست جدیتر است.
این الگوی کلیِ رفتارِ حجم در الگوهاست:
- داخلِ مثلث، پرچم و مستطیل، حجم معمولاً کم میشود؛ بازار منتظر است.
- در لحظهٔ شکست، حجم باید بالا برود.
- در سر و شانهٔ سقف، حجمِ شانهٔ راست معمولاً از شانهٔ چپ کمتر است.
- در الگوهای کف، حجمِ زیاد موقعِ شکست اهمیتِ بیشتری دارد تا در الگوهای سقف.
پس شکستِ بیحجم را با تردید نگاه کنید. خیلی از تلههای گاوی و خرسی همین شکستهای کمحجماند که قیمت چند روز بعد برمیگردد. تأییدِ دیگری هم کمک میکند؛ مثلاً واگرایی در اندیکاتورها پیش از شکستِ یک الگوی بازگشتی، احتمالِ درست بودنش را بالاتر میبرد.
الگوهای کلاسیک در بورس ایران: سه دامی که باید بشناسید
بیشترِ کتابهای الگو در بازارهایی نوشته شدهاند که قیمت آزادانه بالا و پایین میرود. بورسِ ایران چند قاعدهٔ خاص دارد که شکلِ نمودار را عوض میکند. اینها را خیلیها نمیگویند.
- دامنهٔ نوسان و صف: قیمتِ هر سهم در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی میتواند تغییر کند. برای همین شکستِ یک الگو گاهی به شکلِ چند روز صفِ خرید یا فروش درمیآید. در این روزها حجمِ واقعیِ تقاضا روی نمودار دیده نمیشود، چون معاملهای انجام نشده است. پس حجمِ کم در روزِ صف لزوماً نشانهٔ ضعف نیست.
- حجمِ مبنا: در سهمهای کممعامله، اگر حجمِ روز به حجم مبنا نرسد، قیمتِ پایانی فقط بخشی از تغییر را نشان میدهد. نتیجه این است که نمودارِ این سهمها پر از حرکتهای ناقص و شکلهای فریبنده است. من به الگوهای سهمهای کمحجم اعتمادِ کمتری میکنم.
- نمودارِ تعدیلنشده: بعد از افزایش سرمایه یا تقسیمِ سود، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید، بیآنکه چیزی واقعاً عوض شده باشد. روی نمودارِ تعدیلنشده این افت شبیهِ شکستِ یک الگو به نظر میرسد. پیش از رسمِ هر الگو، مطمئن شوید نمودار تعدیلشده است؛ تفاوت نمودار تعدیل شده و بدون تعدیل را اینجا توضیح دادهایم.
یک نکتهٔ دیگر هم هست. در بازارِ سهامِ ایران، بیشترِ سرمایهگذارانِ خُرد از ریزشِ قیمت سودی نمیبرند. پس الگوی نزولی برای ما معمولاً یعنی «نخریدن» یا «سبک کردنِ سهمی که داریم»، نه معامله برای سود از ریزش.
پس پیش از اعتماد به یک الگو در بورسِ ایران، نقدشوندگی، صفها و تعدیلِ نمودار را هم نگاه کنید.
چکلیست پیش از اعتماد به یک الگو
هر بار الگویی روی نمودار دیدید، پیش از هر تصمیمی این پرسشها را از خودتان بپرسید:
- روندِ قبل از الگو چه بوده؟ الگو با جایگاهش جور است؟
- الگو کامل شده، یا من دارم شکلِ نیمهکاره را در ذهنم کامل میکنم؟
- قیمتِ پایانیِ روز خطِ تأیید را شکسته، یا فقط یک لحظه از آن رد شده است؟
- حجمِ روزِ شکست از میانگینِ این سهم بیشتر بوده؟
- هدفِ قیمتی را حساب کردهام؟ سرِ راهش مقاومتِ مهمی هست؟
- حدِ ضررم کجاست و نسبتِ ریسک به ریوارد دستکم یک به دو است؟
- نمودار تعدیلشده است و سهم نقدشوندگیِ کافی دارد؟
- الگو در تایم فریمِ بزرگتر هم معنا دارد، یا فقط در نمودارِ چنددقیقهای دیده میشود؟
اگر جوابِ بیشترِ اینها «بله» بود، الگو ارزشِ توجه دارد. اگر نه، بهتر است صبر کنید. در بازار همیشه فرصت هست.
پنج اشتباه رایج در کار با الگوهای قیمتی
- پیشخور کردنِ الگو: خیلیها قبل از تأیید وارد میشوند و میگویند «فکر کردم دارد سقفِ دوقلو میسازد». الگو را بعد از تشکیل بشناسید، نه قبل از آن.
- ندیدنِ جایگاه: سر و شانهٔ کف وسطِ یک صعود، یا پرچمِ بیمیله، الگو نیست؛ فقط شبیهِ آن است.
- حدِ ضررِ خیلی نزدیک: در نمودارهای کوتاهمدت نوسان زیاد است. اگر حدِ ضرر را چسبیده به الگو بگذارید، با یک تکانِ کوچک از معامله بیرون میافتید. بعضی معاملهگرها برای همین منتظرِ قیمتِ پایانیِ روز میمانند.
- دل بستن به هدف: هدفِ قیمتی تضمین نیست. اگر قیمت نزدیکِ هدف نشانهٔ ضعف داد، میشود با سودِ کمتر هم بیرون آمد.
- گذاشتنِ همهٔ سرمایه روی یک الگو: هیچ الگویی همیشه جواب نمیدهد. اندازهٔ هر معامله را طبقِ مدیریت سرمایه و ریسک تعیین کنید تا یک اشتباه کلِ سرمایه را نبرد.
به یاد داشته باشید: سود در بازار تدریجی و بلندمدت است. قرار نیست همهٔ معاملهها سود بدهند. کافی است سودِ معاملههای درست از ضررِ معاملههای اشتباه بیشتر باشد.
بعد از الگوهای کلاسیک چه چیزی یاد بگیریم؟
الگوهای کلاسیک تنها نوعِ الگو نیستند. دو خانوادهٔ دیگر هم هست که خوب است بشناسید. اولی الگوهای شمعی است که فقط از یک تا چند کندل ساخته میشوند و برای تأییدِ نقطهٔ ورود به کار میآیند. دومی الگوهای هارمونیک است که بر پایهٔ نسبتهای فیبوناچی ساخته میشوند و دقیقتر ولی سختترند.
پیشنهادِ من این است که اول همین الگوهای کلاسیک را خوب تمرین کنید. نمودارِ چند سهمِ آشنا را باز کنید و دنبالِ همین شکلها بگردید. رسم کنید، حتی اگر اشتباه باشد. چشم با تمرین تیز میشود، نه با خواندن.
اگر میخواهید تحلیل تکنیکال را از پایه و به ترتیب یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال را ببینید.
سوالات متداول
الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال کداماند؟
مهمترین الگوهای کلاسیک عبارتاند از سر و شانهٔ سقف و کف، سقف و کفِ دوقلو و سهقلو، کفِ گرد، پرچم و پرچمِ سهگوش، مستطیل، فنجان و دسته، انواعِ مثلث و کنجِ صعودی و نزولی.
فرق الگوی بازگشتی و ادامهدهنده چیست؟
الگوی بازگشتی در انتهای یک روند میآید و احتمالِ چرخشِ جهتِ قیمت را نشان میدهد. الگوی ادامهدهنده وسطِ روند شکل میگیرد و میگوید بعد از یک استراحتِ کوتاه، قیمت احتمالاً همان مسیرِ قبلی را ادامه میدهد.
هدف قیمتی الگوها چطور حساب میشود؟
در بیشترِ الگوها ارتفاعِ الگو را اندازه میگیرند و از نقطهٔ شکست به همان اندازه در جهتِ شکست جلو میبرند. در پرچم طولِ میله و در فنجان و دسته عمقِ فنجان ملاک است. هدف یک محدوده است، نه عددی دقیق.
اعتبار الگوها را چطور با حجم بسنجیم؟
حجمِ روزِ شکست را با حجمِ معمولِ همان سهم، مثلاً میانگینِ حجمِ یک ماه، مقایسه کنید. شکستِ همراه با حجمِ بالا معتبرتر است. داخلِ مثلث و پرچم هم حجم معمولاً کم میشود و این نشانهٔ سلامتِ الگوست.
آیا الگوهای تحلیل تکنیکال همیشه درست کار میکنند؟
نه. الگوها فقط احتمال را بالا میبرند و هیچکدام تضمینی نیستند. برای همین هر معامله بر پایهٔ الگو باید حدِ ضرر داشته باشد و اندازهاش طوری باشد که شکستِ الگو آسیبِ بزرگی به سرمایه نزند.
مثلث صعودی همیشه رو به بالا شکسته میشود؟
نه همیشه، ولی بیشتر وقتها. مثلثِ صعودی سقفهای همسطح و کفهای بالارونده دارد که نشانهٔ فشارِ خریدار است. با این حال باید صبر کرد تا قیمتِ پایانی واقعاً از سقف بالاتر برود و بعد تصمیم گرفت.
بهترین تایم فریم برای پیدا کردن الگوها کدام است؟
الگوهایی که در نمودارِ روزانه و هفتگی دیده میشوند معمولاً معتبرترند، چون حجمِ بیشتری از معامله پشتشان است. در نمودارهای چنددقیقهای نوسانِ تصادفی زیاد است و الگوهای فریبنده هم بیشترند.
پولبک بعد از شکست الگو یعنی چه؟
پولبک یعنی قیمت بعد از شکستِ خطِ تأیید، یک بار برمیگردد و همان خط را از طرفِ دیگر لمس میکند و بعد مسیرش را ادامه میدهد. بسیاری از معاملهگرها این برگشت را فرصتِ ورودِ کمریسکتر میدانند.
جمعبندی
الگوهای تحلیل تکنیکال زبانِ مشترکِ نمودارها هستند. الگوهای بازگشتی پایانِ یک روند را نشان میدهند، الگوهای ادامهدهنده استراحتِ وسطِ راه را، و مثلث و کنج بسته به جایگاهشان هر دو نقش را دارند. منطقِ همه یکی است: صبر تا شکستِ خطِ تأیید، سنجیدنِ حجم، حسابِ هدف با ارتفاعِ الگو و گذاشتنِ حدِ ضرر آن طرفِ الگو.
پس دفعهٔ بعد که شکلی آشنا روی نمودار دیدید، عجله نکنید. اول بپرسید روندِ قبلی چه بوده، بعد منتظرِ شکست بمانید و حجم را نگاه کنید. تصمیمِ نهایی با خودتان است.


درود وعرض ادب ممنون ازآموزشهای مفیدتون
سلام؛… سپاس بابت تهيه و به اشتراك گذارى مقالات!… در خصوص مقاله ى مربوط به “استراتژى RSI” متاسفانه به جمع بندى نرسيدم؛ بيشتر اين حس را القاء مى كرد كه:” خيلى ها متوجه اون نشدن، پس تو هم خيلى از خودت انتظار نداشته باش!!!” … ضمنا برخلاف مقالات مربوط به “تحليل تكنيكال” و “الگو هاى قيمتى” خيلى كاربردى به نظر نمى رسيد. ممنون مى شم اگه بتونيد كاربردى ترين انديكاتور ها رو با مثال مانند مقالات مربوط به تحليل تكنيكال ارائه كنيد.
من در مقاله RSI ابتدا موارد برداشت اشتباه رو توضیح دادم و بعد در قسمت دوم مثالهایی که میتوانند سودآوری داشته باشند رو هم مثال زدم. اما در آخر تاکید کردم که نباید از اندیکاتور ها برای معامله استفاده کرد. اندیکاتورها فقط باید در تائید و یا رد تحلیل ما به صورت جداگانه مورد استفاده قرار بگیرند.
با سلام خدمت شما میخاستم بدونم الگو پرچم یا هر الگویی که میخاهیم در نظر داشته باشیم را از کدام قسمت نمودار بایر رسم کنیم ابتدای نمودار یا انتهای نمودار
شکل الگو را در مقاله توضیح دادیم هرجای نمودار که این الگو ها و قوانین مربوطه اونها با هم همخوانی داشت میتونین الگو رو رسم کنین.
الگوی پرچم همونطور که گفتیم معمولا شروع یک حرکت بزرگتر در نمودار هست. نشانه اون شکل گیری میله در نمودار هست که به راحتی قابل پیدا کردن هستن
ببخشید بخش پنجم هم وجود دارد؟
سلام. بله دوشنبه منتشر خواهد شد
سلام آموزش جنابعالی عالی و جامع هست دانش آموز راحت درک میکنه ممنونم .
مبلغ سیصد میلیون سرمایه اضافه دارم میخوام بلند مدت سرمای گذاری کنم راهنمایی میفرمایید؟
همش رو روی خودتون سرمایه گذاری کنین. قول میدم که چند برابرش رو بهتون برمیگردونه
خیلی استفاده کردم ومفید بود ممنون و سپاس
سلام و ممنون از اطلاعات خوبی که با زبان ساده ارایه میکنید.یک سوال چرا در الگوی سقف دوقلو و پرچم های مستطیلی نزولی با توجه به اینکه قیمت در حال نزول است ورود مشخص کردید؟(با توجه به نمودارها) در مورد حد ضرر و خروج از معاملات این شکلی توضیح بدید لطفا؟
سلام الگوها قواعد خاص خودشون رو دارن اگر قیمت درحال نزول بود ما میتوانیم طبق اصولی که توضیح دادیم وارد پوزیشن فروش و یا به اصطلاح SELL شویم(فروش استقراضی).
فوقالعاده عالی و کاربردی.ممنون از زحمات شما.بینظیر توضیح دادین.مرررسی????
ممنون از زحماتتون استاد خیلی خوب توضیح دادید
لطف دارید
سوالی داشتید حتما بپرسید
سلام، لطفا در مورد ورود در مواقع نزولی بالا توضیح دهید. آخه چرا وقتی داره نزول میکنه ما به عنوان فروشنده ورود بکنیم؟ ودر ضمن حد ضرر در موارد نزولی چه معنی دارد؟ لطفا توضیح بدید. ممنون بابت زحماتتون
سلام اگه روند آموزش رو از اول دنبال کرده باشید، گفتیم که بازار دوطرف داره اکثر مردم فقط از افزایش قیمت سود میکنند. اما ما میتونیم با فروش در قیم بالاتر و خرید مجدد در قیمت پایینتر هم از نزول قیمت ها سود کنیم.
بله متوجه شدم. 1- پس در نزولی هر وقت کف رو رد کرد میخریم و منتظر میمونیم تا قیمت دوباره بالا بره ،فقط حد ضرری که برای نزولی گفته شده که بالاتر از قیمتیه که خریدیم پس بازم سود میکنیم ، پس حد ضرر در اینجا معنیش چیه؟
2- در صعودی هم پس هر وقت سقف رو رد کرد ما میخریم تا زمانی که به پیک خودش برسه تا بفروشیم ، درسته؟
اینهایی که گفتم رو به همه تعمیم ندید منظورم نمودارهای قیمتی در مقاله چهارم و پنجم است.
ببخشید که اینقدر سوال میکنم ، واقعا ممنونم از توضیحات زیباتون .
خیر قسمت سود نزولی رو اشتباه متوجه شدید.
فرض کنید که شما یک خودرو دارید وقتی میگویند که خودرو قرار است ارزان شود، شما باید برای سود ابتدا آن را بفروشید و بعد از کاهش قیمت دوباره آن را خریداری کنید. مابه التفاوت قیمت فروش و خرید شما برابر است با سود شما در نزول قیمت خودرو.
در بازارهای جهانی هم به همین شکل هست. شما میتوانید با فروش یک سهم که در حال نزول است، از پایین رفتن قیمت نیز سود بگیرید. منتهی این مخصوص بازارهایی است که دوطرفه باشند.
در بورس ایران این نوع سود قلا حرام بود (به دلیل اینکه فروش مال غیر امکان پذیر نیست). اما الان با یک کلاه شرعی و عوض کردن اسم آن به “فروش استقراضی” در برخی از کارگزاری ها امکان پذیر شده است.
برای اطلاعات بیشتر در این مورد حتما مقاله فارکس چیست رو مطالعه کنید تا این قضیه براتون کامل روشن بشه
سلام این موضع که شما میگید در واقع فقط و فقط برای فارکس صدق میکنه که در ارتباط بین دو ارز که رابطه الاکلنگی در قیمت دارند ایجاد میشه نه در بازار بورس ما
سلام
منظورتون رو درست نفهمیدم که کدوم موضوع رو میگید. اگ ممکن هست سوالتون رو واضح تر بپرسید؟
در هر صورت، هر معامله ای دو طرف داره که یک ارزشی رو باید نسبت به ارزشی دیگر معامله کنید.