ساتوشی ناکاموتو کیست؟ خالق ناشناس بیت کوین، مظنونها و ثروتش
فهرست مطالب۱۰ بخش
- ساتوشی ناکاموتو کیست؟ آنچه میدانیم و آنچه نمیدانیم
- خالق بیت کوین چه کرد؟ گاهشمارِ حضورِ ساتوشی
- چرا هویت ساتوشی ناکاموتو مخفی است؟
- مظنونها: چه کسانی را ساتوشی ناکاموتو دانستهاند؟
- ساتوشی چند بیت کوین دارد؟ الگوی پاتوشی و ثروت ساتوشی
- چطور میشود ثابت کرد کسی ساتوشی ناکاموتو است؟
- ساتوشی (واحد): کوچکترین جزءِ بیتکوین
- درسِ ماجرای ساتوشی برای سرمایهگذار
- سوالات متداول
- جمعبندی

ساتوشی ناکاموتو نامِ مستعارِ کسی است که بیتکوین را ساخت؛ شاید یک نفر، شاید یک گروه. او ۳۱ اکتبرِ ۲۰۰۸ طرحِ بیتکوین را منتشر کرد، ژانویهٔ ۲۰۰۹ شبکه را راه انداخت و بهارِ ۲۰۱۱ ناپدید شد. هویتش هنوز ثابت نشده و حدودِ ۱٫۱ میلیون بیتکوین به او نسبت میدهند که هرگز دست نخورده است.
فکرش را بکنید: کسی پولی میسازد که امروز میلیونها نفر در دنیا از آن استفاده میکنند، ثروتی افسانهای کنار میگذارد و بعد بیصدا غیبش میزند. هفده سال است روزنامهنگارها، پژوهشگرها و حتی دادگاهها دنبالش گشتهاند. بیایید با هم ببینیم دربارهٔ خالق بیت کوین چه چیزی را واقعاً میدانیم، چه چیزی فقط حدس است، و این معما برای من و شمایی که پولمان را جایی سرمایهگذاری میکنیم چه درسی دارد.

ساتوشی ناکاموتو کیست؟ آنچه میدانیم و آنچه نمیدانیم
جوابِ کوتاه این است: هیچکس با اطمینان نمیداند. ساتوشی هرگز چهرهاش را نشان نداد. صدایی از او ضبط نشد و کسی او را حضوری ندید. همهٔ رابطهاش با دنیا از راهِ ایمیل و چند انجمنِ اینترنتی بود.
«نامِ مستعار» یعنی اسمی که آدم بهجای اسمِ واقعیاش انتخاب میکند؛ مثلِ شاعرهای قدیمِ خودمان که با تخلص شعر میگفتند. فرقش این است که تخلصِ حافظ را همه میشناسند و اسمِ واقعیاش را هم. ولی پشتِ «ساتوشی ناکاموتو» هنوز کسی پیدا نشده است.
با این حال، از او نوشتههای زیادی مانده است: ایمیل، پستِ انجمن و خودِ کدِ برنامه. پژوهشگرها سالهاست این نوشتهها را زیرِ ذرهبین گذاشتهاند. جدولِ زیر نشان میدهد کدام حرفها ثبتشده و مطمئن است و کدام فقط گمانه:
| موضوع | آنچه ثبت و تأییدشده است | آنچه فقط گمانه است |
|---|---|---|
| هویت | نامِ «ساتوشی ناکاموتو» مستعار است و هیچ مدرکِ قطعی آن را به آدمِ مشخصی وصل نکرده است. | یک نفر بود یا یک گروه؛ زنده است یا نه. |
| ملیت و سن | در صفحهٔ شخصیاش در بنیادِ P2P نوشته بود مردی ژاپنی است و ۵ آوریلِ ۱۹۷۵ به دنیا آمده. | بیشترِ پژوهشگرها باور ندارند، چون انگلیسیاش بینقص و پر از املای بریتانیایی بود. |
| مهارت | نسخهٔ اولِ برنامهٔ بیتکوین را خودش به زبانِ C++ نوشت و رمزنگاری را خیلی خوب میشناخت. | اینکه قبلاً در دانشگاه یا شرکتِ امنیتی کار کرده باشد. |
| دارایی | هزاران بلوکِ سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ با یک الگوی مشخص ساخته شدهاند و سکههایشان هرگز خرج نشده است. | اینکه همهٔ آنها دقیقاً مالِ ساتوشی باشد و کلیدهایشان هنوز وجود داشته باشد. |
| آخرین تماس | آخرین پستِ انجمن دسامبرِ ۲۰۱۰ و آخرین ایمیلهای شناختهشده آوریلِ ۲۰۱۱ است. | اینکه پیامهای بعدی (مثلِ پیامِ ۲۰۱۴) واقعاً از خودش بوده یا از حسابِ هکشده. |
میبینید که ستونِ «مطمئن» بیشتر دربارهٔ کارهای اوست و ستونِ «گمانه» دربارهٔ خودِ او. یعنی ما کارش را خوب میشناسیم، ولی خودش را نه.
یک نکتهٔ جالب هم در همان تاریخِ تولد هست. ۵ آوریل سالروزِ فرمانی در ۱۹۳۳ است که دولتِ آمریکا با آن طلای مردم را جمع کرد. ۱۹۷۵ هم سالی است که آمریکاییها دوباره اجازه پیدا کردند طلا نگه دارند. خیلیها این را پیامی عمدی دربارهٔ اعتمادنکردن به پولِ دولتی میدانند. البته خودِ ساتوشی هیچوقت توضیحی نداد.
خالق بیت کوین چه کرد؟ گاهشمارِ حضورِ ساتوشی
کارِ ساتوشی در عمل حدودِ دو سال و نیم طول کشید. ایده را نوشت، برنامه را ساخت، شبکه را راه انداخت و بعد آرامآرام کنار رفت. اگر میخواهید بدانید چرا آن روزها چنین فکری به ذهنِ کسی رسید، داستانِ بحرانِ ۲۰۰۸ و تولدِ بیتکوین را هم بخوانید.

وایت پیپر بیت کوین: نُه صفحه که همهچیز را شروع کرد (۳۱ اکتبرِ ۲۰۰۸)
ساتوشی اوتِ ۲۰۰۸ نشانیِ اینترنتیِ bitcoin.org را ثبت کرد. ۳۱ اکتبر (۱۰ آبانِ ۱۳۸۷) هم یک مقالهٔ نُهصفحهای را در یک فهرستِ ایمیلیِ رمزنگاری فرستاد. اسمش این بود: «بیتکوین: یک سیستمِ پولِ نقدِ الکترونیکیِ همتابههمتا».
به چنین سندی «وایتپیپر» میگویند؛ یعنی دفترچهای که یک طرحِ تازه را از سیر تا پیاز توضیح میدهد. اگر بیشتر میخواهید، مفهومِ وایت پیپر را ببینید.
ایدهٔ اصلی ساده بود: پولی که بی بانک و بی واسطه، مستقیم از دستِ یک نفر به دستِ دیگری برسد. ولی یک گرفتاریِ بزرگ داشت. پولِ دیجیتال مثلِ یک فایل است و فایل را میشود کپی کرد. پس چه چیزی جلوی کسی را میگیرد که یک سکه را دو بار خرج کند؟
جوابِ ساتوشی یک دفترِ حسابِ مشترک بود که نسخهاش دستِ همه است. هر کس بخواهد تقلب کند، باید همهٔ آن دفترها را همزمان عوض کند که عملاً نشدنی است. برای اینکه کسی هم نتواند دفتر را به دلخواهِ خودش بنویسد، سازوکارِ اثبات کار را گذاشت؛ یعنی نوشتنِ هر صفحهٔ تازه کارِ محاسباتیِ سنگین و پرهزینه میخواهد.
وایتپیپر به کارهای قبلیِ گروهی به نامِ «سایفرپانک» ارجاع میدهد. سایفرپانکها برنامهنویسها و رمزنگارهایی بودند که حریمِ خصوصی را حقِ اولیهٔ هر آدم میدانستند. دو ارجاعِ مهم b-money از وی دای و Hashcash از آدام بک است. همین ارجاعها بعدها پای این دو نفر را به فهرستِ مظنونها باز کرد.
بلاک پیدایش و تیترِ روزنامهٔ تایمز
۳ ژانویهٔ ۲۰۰۹ (۱۴ دیِ ۱۳۸۷) ساتوشی اولین بلوکِ بلاکچینِ بیتکوین را ساخت. بلوک را مثلِ یک صفحه از همان دفترِ حساب در نظر بگیرید. به این صفحهٔ اول «بلاک پیدایش» یا Genesis Block میگویند.
ساتوشی در این صفحه تیترِ همان روزِ روزنامهٔ بریتانیاییِ تایمز را نوشت: «وزیرِ دارایی در آستانهٔ دومین کمکِ مالی به بانکها». این جمله دو کار میکرد. اول، مثلِ مُهرِ تاریخ ثابت میکرد که بلوک پیش از آن روز ساخته نشده. دوم، اعتراضی بود به اینکه دولتها بانکهای ورشکسته را با پولِ مردم نجات میدهند.
پاداشِ این بلوک ۵۰ بیتکوین بود. ولی بهخاطرِ شکلِ نوشتهشدنِ کد، این ۵۰ واحد اصلاً قابلِ خرج کردن نیست. نسخهٔ ۰٫۱ برنامه هم ۹ ژانویه منتشر شد.
اولین تراکنش: ۱۰ بیتکوین برای هال فینی
۱۲ ژانویهٔ ۲۰۰۹ ساتوشی ۱۰ بیتکوین برای هال فینی فرستاد. فینی برنامهنویس و از قدیمیهای سایفرپانک بود. این اولین جابهجاییِ بیتکوین بین دو آدم بود و در بلوکِ شمارهٔ ۱۷۰ ثبت شد. فینی چند روز قبل نوشته بود که برنامه را روی رایانهاش راه انداخته و در ماههای بعد هم در رفعِ اشکالها کنارِ ساتوشی بود.
کنارهگیری: «سراغِ کارهای دیگر رفتهام»
دسامبرِ ۲۰۱۰ بحث شد که بیتکوین برای کمک به ویکیلیکس قبول شود. ساتوشی نگران بود این توجهِ ناگهانی پروژهٔ نوپا را به خطر بیندازد. آخرین پستش در انجمن ۱۲ دسامبرِ ۲۰۱۰ منتشر شد.
بعد مدیریتِ کدِ برنامه را به گوین اندرسن سپرد. آوریلِ ۲۰۱۱ هم در ایمیلی به یکی از برنامهنویسها نوشت که سراغِ کارهای دیگری رفته است. از آن به بعد هیچ پیامِ قطعی از او دیده نشده.
مارسِ ۲۰۱۴ حسابِ ساتوشی در بنیادِ P2P یک جمله نوشت: «من دوریان ناکاموتو نیستم». ولی چند ماه بعد معلوم شد ایمیلِ همان حساب هک شده بود. پس به این پیام هم نمیشود اعتماد کامل کرد. شرحِ سالبهسالِ ماجرا را در تاریخچه بیت کوین آوردهایم.
پس کلِ حضورِ ساتوشی کمتر از سه سال بود. ولی همین مدتِ کوتاه کافی بود تا چیزی بسازد که بدونِ او هم کار کند.
چرا هویت ساتوشی ناکاموتو مخفی است؟
ساتوشی هرگز دلیلش را نگفت. ولی رفتارش نشان میداد که ناشناس ماندن تصمیمی حسابشده بود، نه اتفاقی. از ایمیلهای ناشناس استفاده میکرد، از زندگیِ شخصیاش چیزی نمیگفت و حتی ساعتهای فعالیتش الگوی روشنی نداشت. پنج دلیل بیشتر از بقیه مطرح میشود:
- دردسرِ قانونی. پیش از بیتکوین، سازندگانِ چند پولِ خصوصی و دیجیتال در آمریکا تحتِ پیگردِ قضایی قرار گرفته بودند. ساختنِ پولی بیرون از کنترلِ دولت میتوانست برای سازندهاش گرفتاریِ جدی بسازد.
- امنیتِ جانی. کسی که بیش از یک میلیون بیتکوین به او نسبت میدهند، اگر شناخته شود، هدفِ اخاذی و آدمربایی میشود. مثلِ کسی است که همهٔ شهر بدانند گنج زیرِ خانهاش است.
- بیرهبر ماندنِ شبکه. بیتکوین قرار بود صاحب و رئیس نداشته باشد. اگر ساتوشی میماند، حرفش حکمِ قانون پیدا میکرد و دولتها هم یک نفر را داشتند که به او فشار بیاورند. شاید رفتنش بزرگترین هدیهاش به بیتکوین بود.
- اثر روی بازار. هر حرف یا حرکتِ صاحبِ چنین ذخیرهای بازار را تکان میدهد. ناشناس بودن این اهرم را از بین میبرد.
- باورِ سایفرپانکی. برای گروهی که حریمِ خصوصی را حقِ هر آدم میدانست، امضا کردنِ اختراع با نامِ مستعار عجیب نبود. حتی نوعی وفاداری به همان باور بود.
بعضیها هم میگویند شاید ساتوشی دیگر زنده نباشد؛ مثلاً اگر یکی از مظنونهایی بوده که همان سالها از دنیا رفتند. این هم مثلِ بقیه ثابت نشده است. نکتهٔ مهم این است که بیتکوین در هیچکدام از این حالتها از کار نمیافتد، چون شبکه به سازندهاش وابسته نیست.
مظنونها: چه کسانی را ساتوشی ناکاموتو دانستهاند؟
در این هفده سال دهها نفر را ساتوشی خواندهاند. بعضی را روزنامهنگارها معرفی کردند، بعضی را کسانی که سبکِ نوشتن را با هم مقایسه میکنند، و یک نفر هم خودش ادعا کرد. بیایید مهمترین نامها را یکییکی ببینیم و برای هر کدام بپرسیم: دلیلِ موافق چیست و دلیلِ مخالف چیست؟
آدام بک و گزارشِ نیویورکتایمز (۲۰۲۶)
آدام بک رمزنگارِ بریتانیایی، از چهرههای قدیمیِ سایفرپانک و مدیرعاملِ شرکتِ Blockstream است. او در ۱۹۹۷ سیستمِ Hashcash را ساخت؛ همان ایدهٔ «اثبات کار» که وایتپیپر به آن ارجاع داده. خودش گفته ساتوشی اوتِ ۲۰۰۸، پیش از انتشارِ وایتپیپر، به او ایمیل زده بود.

۸ آوریلِ ۲۰۲۶ (۱۹ فروردینِ ۱۴۰۵) جان کریرو، روزنامهنگارِ تحقیقیِ نیویورکتایمز، گزارشی بلند منتشر کرد که بک را محتملترین نامزد میدانست. دلیلِ اصلی «تحلیلِ سبکِ نوشتار» بود؛ یعنی مقایسهٔ عادتهای نوشتنِ دو نفر، مثلِ اینکه چه واژههایی را بیشتر به کار میبرند و جمله را چطور میچینند. گزارش میگفت بک سالها پیش از بیتکوین بیشترِ اجزای آن را در نوشتههایش مطرح کرده بود.
ولی خودِ گزارش ادعای اثباتِ قطعی نکرد. بک هم همان روز نوشت که ساتوشی نیست و این شباهتها را حاصلِ علاقههای مشترکِ یک گروهِ کوچک و چند تصادف دانست. منتقدها هم گفتند شواهد غیرمستقیم است و تا اثبات فاصلهٔ زیادی دارد.
هال فینی
هال فینی اولین گیرندهٔ بیتکوین و نزدیکترین همکارِ شناختهشدهٔ ساتوشی بود. پیشتر سیستمی به نامِ «اثباتِ کارِ قابلِ استفادهٔ دوباره» ساخته بود و تحلیلِ نوشتهها هم شباهتهایی بین او و ساتوشی نشان داد. جالبتر اینکه فینی چند خیابان آنطرفترِ دوریان ناکاموتو زندگی میکرد.

اما فینی تا آخر انکار کرد. ایمیلهایش با ساتوشی را هم خودش منتشر کرد و این ایمیلها گفتوگوی دو آدمِ جدا را نشان میدهند. بعضی تحلیلگرها یادآوری میکنند که دستکم در یک روز که ساتوشی ایمیل میفرستاد، فینی در یک مسابقهٔ دو بود. فینی اوتِ ۲۰۱۴ بر اثرِ بیماریِ ALS درگذشت.
نیک سابو (نیک زابو)
نیک سابو، که بعضیها «نیک زابو» مینویسند، دانشمندِ رایانه و حقوقدان است. اصطلاحِ «قراردادِ هوشمند» را در دههٔ ۱۹۹۰ او رایج کرد. از ۱۹۹۸ هم ایدهای به نامِ «بیتگلد» را مطرح کرده بود که ساختارش خیلی شبیهِ بیتکوین است.

در ۲۰۱۴ گروهی از زبانشناسانِ دانشگاهِ استونِ بریتانیا نوشتههای او را نزدیکترین نمونه به وایتپیپر یافتند. در ۲۰۱۵ هم ناتانیل پاپر در نیویورکتایمز به همین نتیجه نزدیک شد. ولی یک چیز جور درنمیآید: وایتپیپر اصلاً به بیتگلد ارجاع نمیدهد. خودِ سابو هم صریحاً گفته ساتوشی نیست.

دوریان ناکاموتو
مارسِ ۲۰۱۴ مجلهٔ نیوزویک ادعا کرد ساتوشی را پیدا کرده است: مهندسی ژاپنیتبار در کالیفرنیا که اسمِ اصلیاش واقعاً «ساتوشی ناکاموتو» بود و سابقهٔ کار در پروژههای محرمانه داشت. دلیلِ اصلیِ نیوزویک یک جمله بود. دوریان به خبرنگار گفته بود: «دیگر درگیرِ آن کار نیستم».

دوریان بعداً توضیح داد که منظورش کارِ قبلیاش بوده و تا آن روز اسمِ بیتکوین را هم نشنیده بود. هجومِ خبرنگارها به خانهٔ این پیرمرد یکی از تلخترین صحنههای این معماست. جامعهٔ بیتکوین هم برای دلجویی مبلغی بیتکوین برایش جمع کرد. این ماجرا نشان میدهد یک تشابهِ اسمی و یک جملهٔ مبهم چقدر میتواند زندگیِ یک آدمِ بیگناه را به هم بریزد.
وی دای

وی دای مهندسِ رایانه و از قدیمیهای سایفرپانک است. او در ۱۹۹۸ طرحِ b-money را نوشت که اولین ارجاعِ وایتپیپر بیت کوین است. ساتوشی پیش از انتشارِ مقاله با او هم مکاتبه کرده بود. دای همیشه گفته ساتوشی نیست و حتی با بعضی تصمیمهای طراحیِ بیتکوین موافق نبوده است.
لن ساسامن
لن ساسامن رمزنگار بود و ابزارهایی برای ارتباطِ ناشناس میساخت. او ژوئیهٔ ۲۰۱۱، چند ماه بعد از ناپدید شدنِ ساتوشی، درگذشت. همزمانیِ این دو اتفاق و تخصصش در حریمِ خصوصی باعث شد اسمش در سالهای اخیر زیاد شنیده شود. ولی هیچ مدرکِ مستقیمی نیست و خانوادهاش هم چنین ادعایی نکردهاند.
پیتر تاد و مستندِ HBO
مهرِ ۱۴۰۳ مستندِ «پولِ الکتریکی» از شبکهٔ HBO پیتر تاد، برنامهنویسِ کانادایی بیتکوین، را ساتوشی معرفی کرد. دلیلِ اصلی یک پستِ قدیمیِ انجمن بود که به نظرِ سازندهها ادامهٔ جملهٔ ساتوشی از حسابی دیگر بود. تاد این ادعا را خندهدار خواند و یادآوری کرد که در ۲۰۰۸ جوانی حدوداً ۲۳ ساله بوده. جامعهٔ بیتکوین هم این نتیجه را نپذیرفت.
کریگ رایت: مدعیای که دادگاه ردش کرد
کریگ رایت، کارآفرینِ استرالیایی، تنها کسی است که خودش ادعا کرد ساتوشی است. در ۲۰۱۵ دو رسانهٔ آمریکایی نشانههایی دربارهٔ او منتشر کردند و در ۲۰۱۶ خودش علنی ادعا کرد. گوین اندرسن، همان کسی که ساتوشی کد را به او سپرده بود، بعد از یک جلسهٔ خصوصی گفت قانع شده است. ولی بعدها از این حرف ابرازِ پشیمانی کرد.

«مدرکی» که رایت نشان داد امضایی بود که از یک تراکنشِ عمومیِ ۲۰۰۹ کپی شده بود؛ مثلِ اینکه کسی امضای پای یک چکِ قدیمی را عکس بگیرد و بگوید «ببینید، امضای من است». او در ۲۰۱۹ وایتپیپر را در ادارهٔ کپیرایتِ آمریکا به اسمِ خودش ثبت کرد. ولی این ثبت فقط یک ادعا را بایگانی میکند و نشان نمیدهد نویسندهٔ واقعی کیست.

رایت سالها برنامهنویسهای بیتکوین را به شکایت تهدید کرد. تا اینکه گروهی به نامِ COPA از او به دادگاهِ عالیِ لندن شکایت کرد. ۱۴ مارسِ ۲۰۲۴ (۲۴ اسفندِ ۱۴۰۲) قاضی جیمز ملور حکم داد که رایت نه نویسندهٔ وایتپیپر است و نه ساتوشی ناکاموتو. در رأیِ مکتوب آمده که او بارها به دادگاه دروغ گفته و سند جعل کرده است.
دادگاهِ تجدیدنظر هم اعتراضش را بیپایه دانست. آذرِ ۱۴۰۳ هم بهخاطرِ سرپیچی از دستورِ دادگاه به یک سال زندانِ تعلیقی محکوم شد. پس پروندهٔ «ساتوشی بودنِ کریگ رایت» از نظرِ قانونی بسته است.
نامهای دیگر
- ایلان ماسک: در ۲۰۱۷ یک کارآموزِ سابقِ اسپیسایکس او را مظنون خواند. ماسک در یک توییتِ کوتاه نوشت که درست نیست.
- شینیچی موچیزوکی: ریاضیدانِ ژاپنی که فقط بهخاطرِ نبوغ و ملیتش مطرح شد. هیچ ربطی به رمزنگاری ندارد.
- دیو کلیمن: متخصصِ امنیتِ رایانه و دوستِ کریگ رایت که در ۲۰۱۳ درگذشت. رایت ادعا کرد با او بیتکوین را ساخته، ولی مدرکی نشان نداد.
- پل لو رو: برنامهنویسی که بعدها به جرمهای سازمانیافته محکوم شد. حرفهایی که دربارهٔ او زدهاند بیشتر به داستان شبیه است تا پژوهش.
برای اینکه همهٔ این نامها را یکجا ببینید، جدولِ زیر را آماده کردهام:
| نام | چرا مطرح شد | دلیلِ مخالف | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آدام بک | Hashcash، ایمیل از ساتوشی در ۲۰۰۸، تحلیلِ نوشتارِ نیویورکتایمز | شواهد غیرمستقیم؛ انکارِ صریح | داغترین نامِ ۲۰۲۶؛ ثابتنشده |
| هال فینی | اولین گیرندهٔ بیتکوین، شباهتِ نوشتار | ایمیلهای دوطرفه، انکار تا آخرِ عمر | درگذشته در ۲۰۱۴؛ بعید |
| نیک سابو | بیتگلد، تحلیلِ زبانشناسیِ ۲۰۱۴ | ارجاعندادن به بیتگلد، انکارِ صریح | نامزدِ همیشگی؛ ثابتنشده |
| دوریان ناکاموتو | اسمِ واقعی، یک جملهٔ مبهم | بیخبری از بیتکوین، توضیحِ روشن | کنار گذاشته شده |
| لن ساسامن | همزمانیِ درگذشت با ناپدید شدن | نبودِ هیچ سندِ مستقیم | گمانه |
| پیتر تاد | مستندِ HBO، یک پستِ انجمن | سنِ کم در ۲۰۰۸، انکار | عموماً رد شده |
| کریگ رایت | ادعای خودش | جعلِ سند به تشخیصِ دادگاه | رسماً رد شده (حکمِ ۲۰۲۴) |
اگر ستونِ «دلیلِ مخالف» را دقیق بخوانید، یک چیز مشترک میبینید: هیچکدام از دلیلهای موافق از جنسِ «اثبات» نیستند. همه شباهت و همزمانیاند. جلوتر توضیح میدهم اثباتِ واقعی چه شکلی است.
ساتوشی چند بیت کوین دارد؟ الگوی پاتوشی و ثروت ساتوشی
جوابِ کوتاه: حدودِ ۱٫۱ میلیون بیتکوین. یعنی حدودِ ۵٪ از کلِ بیتکوینهایی که قرار است تا ابد ساخته شود، چون سقفش ۲۱ میلیون واحد است. ولی این عدد را ساتوشی خودش اعلام نکرده. حاصلِ پژوهشی است که به «الگوی پاتوشی» معروف شد.
الگوی پاتوشی چیست؟
اول بگویم «استخراج» در بیتکوین یعنی چه. رایانههایی که صفحههای تازهٔ دفترِ حساب را مینویسند، در ازای این کار بیتکوینِ تازه پاداش میگیرند. سالهای اول، هر صفحه (هر بلوک) ۵۰ بیتکوین پاداش داشت و تعدادِ کمی آدم این کار را میکردند.
در ۲۰۱۳ سرخیو دمیان لرنر، پژوهشگرِ امنیت، چیزِ عجیبی دید. در هزاران بلوکِ اولِ بیتکوین، یک عددِ فنی به نامِ ExtraNonce با الگوی خاصی بالا میرفت. انگار یک نفر با برنامهای کمی متفاوت، صفحهبهصفحه کار کرده و ردِ دستش مانده بود. مثلِ بنّای قدیمی که روی آجرهایش علامتِ خودش را میزد.
لرنر این استخراجکننده را «پاتوشی» نامید. به برآوردِ او حدودِ ۲۲ هزار بلوک با این الگو ساخته شده است. بیایید با هم حساب کنیم: ۲۲ هزار بلوک ضرب در ۵۰ بیتکوین میشود ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار بیتکوین. عددِ ۱٫۱ میلیون از همینجا آمده است.
شرکتِ تحلیلِ بلاکچینِ Arkham در ۲۰۲۵ همین نشانیها را به اسمِ ساتوشی برچسب زد و جمعشان را حدودِ ۱٬۰۹۶٬۰۰۰ بیتکوین اعلام کرد. ولی این عدد را با احتیاط بخوانید. الگوی پاتوشی یک روشِ حدس زدن است، نه سندِ مالکیت. آدام بک، برای نمونه، گفته به نظرش ساتوشی سکههای کمتری از این برآورد دارد.
ثروت ساتوشی به دلار چقدر است؟
ارزشِ این ذخیره به قیمتِ بیتکوین بستگی دارد و هر روز عوض میشود. برای همین عددِ ثابتی در این متن نمینویسم. قیمتِ همین لحظه را از صفحهٔ قیمت ارزهای دیجیتال ببینید و در ۱٫۱ میلیون ضرب کنید. جدولِ زیر فقط مثال است تا بزرگیِ ماجرا دستتان بیاید:
| قیمتِ فرضیِ هر بیتکوین | ارزشِ تقریبیِ کل |
|---|---|
| ۵۰ هزار دلار | حدودِ ۵۵ میلیارد دلار |
| ۱۰۰ هزار دلار | حدودِ ۱۱۰ میلیارد دلار |
| ۱۵۰ هزار دلار | حدودِ ۱۶۵ میلیارد دلار |
| ۲۰۰ هزار دلار | حدودِ ۲۲۰ میلیارد دلار |
یعنی هر ۱۰ هزار دلار که قیمتِ بیتکوین بالا یا پایین برود، ثروتِ ساتوشی حدودِ ۱۱ میلیارد دلار تغییر میکند؛ بی آنکه خودش دست به چیزی بزند.
در روزهای اوجِ قیمت در ۲۰۲۵، برآوردِ ثروت ساتوشی از دارایی بیل گیتس بیشتر شد و او را در فهرستِ غیررسمیِ ثروتمندانِ جهان حدوداً به رتبهٔ یازدهم رساند. البته اسمِ ساتوشی در فهرستِ رسمیِ ثروتمندان نیست، چون معلوم نیست کیست. این ذخیره او را بزرگترین نهنگ بیت کوین میکند؛ نهنگی که هیچوقت شنا نکرده است.
آدرسهای ساتوشی و کیف پول ساتوشی
خیلیها فکر میکنند ساتوشی یک «کیف پول» بزرگ دارد. اینطور نیست. سکههای منسوب به او در حدودِ ۲۲ هزار نشانیِ جدا پخشاند. بیشترشان دقیقاً ۵۰ بیتکوین دارند؛ یعنی پاداشِ یک بلوک که هرگز دست نخورده.
نشانی را مثلِ شمارهٔ یک صندوقِ امانات در بانک در نظر بگیرید. شماره را همه میتوانند ببینند و حتی میتوانند داخلِ صندوق پول بیندازند. ولی فقط کسی که کلید دارد میتواند چیزی بیرون بیاورد. در بیتکوین به این کلید «کلیدِ خصوصی» میگویند. برای اینکه فرقِ این دو را بهتر بفهمید، کلید خصوصی و عمومی را بخوانید.
مشهورترین نشانیِ ساتوشی همان نشانیِ بلاک پیدایش است: 1A1zP1eP5QGefi2DMPTfTL5SLmv7DivfNa. هر کسی میتواند موجودیاش را در سایتهای نمایشِ بلاکچین ببیند. در این سالها خیلیها برای ادای احترام کمی بیتکوین به آن فرستادهاند، ولی هیچکدام خرج نشده است.
بسیاری از این نشانیها قالبِ قدیمیای به نامِ P2PK دارند. در این قالب، چیزی به نامِ «کلیدِ عمومی» آشکارا روی بلاکچین دیده میشود. فعلاً این خطری ندارد، ولی در بخشِ بعد میبینید چرا برای آینده نگرانکننده است.
اگر سکههای ساتوشی حرکت کنند چه میشود؟
این یکی از نگرانیهای همیشگیِ بازار است. اگر حتی چند بیتکوین از نشانیهای ساتوشی جابهجا شود، سه برداشت ممکن است:
- خودِ ساتوشی برگشته است.
- کلیدها دزدیده شدهاند.
- کسی قفل را شکسته است.
هر سه حالت میتواند دستکم مدتی قیمت را پایین بکشد. چون بازار میترسد این حجمِ عظیم روزی یکجا فروخته شود. مثلِ این است که بشنوید کسی که بخشِ بزرگی از خانههای یک محله را دارد، بنگاه رفته؛ همهٔ همسایهها نگرانِ قیمتِ خانهشان میشوند.
بحثِ تازهتر رایانهٔ کوانتومی است؛ یعنی نسلی از رایانهها که اگر بهاندازهٔ کافی قوی شوند، شاید بتوانند بعضی قفلهای رمزنگاریِ امروز را باز کنند. چون کلیدِ عمومیِ نشانیهای قدیمیِ ساتوشی آشکار است، این سکهها اولین هدف خواهند بود.
فروردینِ ۱۴۰۵ پیشنویسی با شمارهٔ BIP-361 منتشر شد. پیشنهادش این است که بعد از چند سال مهلت، خرج کردن از نشانیهای قدیمیای که به قالبِ امن منتقل نشدهاند متوقف شود. یعنی عملاً سکههای ساتوشی هم قفل شوند. این طرح خیلی بحثبرانگیز است، هنوز پیشنویس است و تا شهریورِ ۱۴۰۵ اجرا نشده است.
پس آنچه بازار را تکان میدهد حرکتِ این سکههاست، نه اسمِ صاحبشان.
چطور میشود ثابت کرد کسی ساتوشی ناکاموتو است؟
بیشترِ دعواها سرِ هویتِ ساتوشی از یک اشتباه میآید: «شباهت» را با «اثبات» یکی میگیرند. شاید کسی خیلی شبیهِ پسرخالهتان باشد، ولی تا کلیدِ خانهاش را نداشته باشد، نمیتواند درِ خانه را باز کند.
در رمزنگاری هم همین است. ساتوشی کلیدهایی دارد که فقط خودش میتواند با آنها پیامی را امضا کند یا سکهای را جابهجا کند. هر بار خبرِ «ساتوشی پیدا شد» دیدید، این جدول را کنارش بگذارید:
| اثباتِ قوی | اثبات نیست |
|---|---|
| امضای یک پیامِ تازه با کلیدِ خصوصیِ یکی از بلوکهای اولِ ساتوشی | تحلیلِ سبکِ نوشتار، هرقدر هم دقیق |
| جابهجا کردنِ سکه از نشانیهای شناختهشدهٔ پاتوشی، با اعلامِ قبلی | ثبتِ کپیرایتِ وایتپیپر به اسمِ خود |
| امضای پیام با کلیدِ PGP که ساتوشی در ۲۰۰۸ منتشر کرد | ایمیلها و سندهایی که فقط خودِ مدعی نشان میدهد |
| ترکیبِ چند موردِ بالا جلوی ناظرهای مستقل | جلسهٔ خصوصی با یک آدمِ معتبر، یا گزارشِ رسانهای |
تا امروز هیچکس هیچکدام از کارهای ستونِ راست را انجام نداده است. پس هر ادعایی دربارهٔ هویت ساتوشی، هرقدر هم پرسروصدا، فعلاً در حدِ حدس میماند.
ساتوشی (واحد): کوچکترین جزءِ بیتکوین
اسمِ ساتوشی فقط روی سازنده نمانده است. کوچکترین واحدِ بیتکوین هم به احترامِ او «ساتوشی» یا بهاختصار «سَت» نام دارد. هر بیتکوین ۱۰۰ میلیون ساتوشی است؛ یعنی یک ساتوشی برابرِ ۰٫۰۰۰۰۰۰۰۱ بیتکوین.
شبیهِ رابطهٔ تومان و ریال است، فقط خیلی ریزتر. همین ریز شدن است که اجازه میدهد با پولِ کم هم تکهای از یک بیتکوین بخرید. لازم نیست یک بیتکوینِ کامل بخرید، همانطور که برای خریدِ طلا لازم نیست یک کیلو شمش بخرید.
این نام را کاربرانِ انجمنِ بیتکوین رایج کردند. امروز در کیفپولها، کارمزدِ تراکنش (ساتوشی برای هر بایت) و شبکهٔ لایتنینگ واحدِ روزمره است.
درسِ ماجرای ساتوشی برای سرمایهگذار
من بیش از بیست سال است در بازار سرمایه کار میکنم و یک الگو را بارها دیدهام: هر جا معمایی بزرگ هست، کلاهبردار هم هست. اسمِ ساتوشی سالهاست دستمایهٔ کلاهبرداری است. «هدیهٔ ساتوشی» در شبکههای اجتماعی، فروشِ «کلیدِ کیف پول ساتوشی» و توکنهایی که با اسمِ او ساخته میشوند، هیچکدام واقعی نیستند.
قاعدهاش ساده است: کسی که واقعاً کلیدِ میلیاردها دلار را دارد، آن را به شما نمیفروشد. نمونههای مشابه را در پروژههای کلاهبرداری ارز دیجیتال مرور کردهایم.
درسِ دوم این است که با تیترِ «ساتوشی پیدا شد» معامله نکنید. گزارشِ نیویورکتایمز در ۲۰۲۶ هم سروصدای زیادی به پا کرد، ولی ساختارِ بیتکوین ذرهای عوض نشد. آنچه برای سرمایهگذار مهم است رفتارِ آن ۱٫۱ میلیون سکه است، نه اسمِ صاحبش.
پس توصیهٔ من این است: پیش از هر تصمیم، سازوکارِ عرضه و هاوینگ بیتکوین را بشناسید. اینها خیلی بیشتر از هر معمایی روی بازار اثر دارند. تصمیمِ نهایی هم با خودتان است.
سوالات متداول
ساتوشی ناکاموتو کیست؟
ساتوشی ناکاموتو نامِ مستعارِ فرد یا گروهی است که سال ۲۰۰۸ طرحِ بیتکوین را منتشر کرد و ژانویهٔ ۲۰۰۹ شبکه را راه انداخت. او از ۲۰۱۱ ناپدید شد و هویتِ واقعیاش تا امروز با هیچ مدرکِ قطعی ثابت نشده است.
ساتوشی چند بیت کوین دارد؟
بر پایهٔ الگوی پاتوشی، حدودِ ۲۲ هزار بلوکِ اولِ بیتکوین را یک استخراجکننده ساخته که با پاداشِ ۵۰ بیتکوینی، حدودِ ۱٫۱ میلیون بیتکوین میشود. این عدد برآورد است، نه سندِ مالکیت، و این سکهها هرگز جابهجا نشدهاند.
چرا هویت ساتوشی ناکاموتو مخفی است؟
خودش دلیلی اعلام نکرد. مهمترین حدسها دردسرِ قانونیِ ساختنِ پولِ خصوصی، خطرِ جانی برای صاحبِ بیش از یک میلیون بیتکوین، بیرهبر ماندنِ شبکه و پرهیز از اثر گذاشتن روی بازار است.
آیا ساتوشی ناکاموتو زنده است؟
کسی نمیداند. آخرین پیامهای قطعیِ او به آوریلِ ۲۰۱۱ برمیگردد و از آن زمان نشانهای از زنده بودن یا درگذشتش ثبت نشده است. بیتکوین هم به او وابسته نیست و در هر دو حالت کار میکند.
آیا کریگ رایت ساتوشی ناکاموتو است؟
نه. دادگاهِ عالیِ لندن مارسِ ۲۰۲۴ حکم داد که کریگ رایت نه نویسندهٔ وایتپیپر است و نه ساتوشی ناکاموتو، و تشخیص داد که سند جعل کرده است. اعتراضش در دادگاهِ تجدیدنظر هم پذیرفته نشد.
آیا آدام بک ساتوشی ناکاموتو است؟
نیویورکتایمز آوریلِ ۲۰۲۶ با مقایسهٔ سبکِ نوشتن، آدام بک را محتملترین نامزد دانست، ولی خودِ گزارش ادعای اثباتِ قطعی نداشت. بک این حرف را رد کرده و هیچ امضای رمزنگاریشدهای آن را تأیید نکرده است.
ثروت ساتوشی ناکاموتو چقدر است؟
ثروتش برابرِ حدودِ ۱٫۱ میلیون بیتکوین ضرب در قیمتِ روز است و با بازار بالا و پایین میرود. در اوجِ قیمتهای ۲۰۲۵ این رقم از دارایی بیل گیتس بیشتر برآورد شد، ولی اسمش در فهرستِ رسمیِ ثروتمندان نیست.
یک ساتوشی چند بیت کوین است؟
یک ساتوشی کوچکترین واحدِ بیتکوین و برابرِ یک صدمیلیونیمِ بیتکوین است. یعنی هر بیتکوین ۱۰۰ میلیون ساتوشی است و کارمزدِ تراکنشها هم معمولاً بر حسبِ ساتوشی حساب میشود.
ساتوشی ناکاموتو اهل کجاست؟
خودش را ژاپنی معرفی کرده بود، ولی انگلیسیِ بینقص و املای بریتانیاییاش، مثلِ نوشتنِ colour، باعث شده بیشترِ پژوهشگرها حدس بزنند انگلیسیزبان و احتمالاً بریتانیایی یا آشنا با بریتانیا بوده است. هیچکدام ثابت نشده است.
جمعبندی
ساتوشی ناکاموتو هنوز همان معمای ۲۰۰۸ است. از کریگ رایت که دادگاه ادعایش را رد کرد تا آدام بک که نیویورکتایمز در ۲۰۲۶ به او اشاره کرد، هیچ اسمی از مرحلهٔ حدس جلوتر نرفته است. تنها راهِ اثبات، امضا با کلیدهای ساتوشی یا جابهجا کردنِ سکههای اولیه است و این کار تا امروز انجام نشده.
شاید قشنگترین بخشِ ماجرا همین باشد: خالق بیت کوین چیزی ساخت که به خودش احتیاجی ندارد. اگر تازه با این دنیا آشنا میشوید، از آموزش جامع بیت کوین شروع کنید و برای یادگیریِ قدمبهقدم، دورههای آموزشی را ببینید.

