هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

معامله روندی (ترند تریدینگ) چیست؟ تشخیص روند، ورود و خروج با مثال

فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. معامله روندی چیست و چرا جواب می‌دهد؟
  2. سه نوع روند: صعودی، نزولی و خنثی
  3. چطور روند را تشخیص دهیم؟
  4. ۱. سقف و کفِ بالاتر (ساختارِ قیمت)
  5. ۲. خط روند
  6. ۳. میانگین متحرک
  7. ۴. اندیکاتور ADX؛ روند چقدر قوی است؟
  8. بهترین نقطهٔ ورود در روند کجاست؟
  9. ورود در پولبک (اصلاح)
  10. ورود در شکست
  11. خروج از روند: سخت‌ترین بخش
  12. حدِ ضررِ اولیه
  13. حدِ ضررِ متحرک
  14. نشانه‌های ضعیف شدنِ روند
  15. یک مثالِ عددیِ کامل از معامله روندی
  16. استراتژی لاک‌پشت‌ها؛ معروف‌ترین آزمایشِ معامله روندی
  17. استراتژی روندی در بازار رنج چه می‌شود؟
  18. معامله روندی در بورس ایران؛ چند نکتهٔ خاص
  19. مزایا و معایبِ ترند تریدینگ
  20. اشتباه‌های رایج در معامله روندی
  21. چک‌لیستِ پیش از هر معامله روندی
  22. سوالات متداول
  23. جمع‌بندی
معامله روندی (ترند تریدینگ) چیست؟ تشخیص روند، ورود و خروج با مثال

معامله روندی (ترند تریدینگ) یعنی اول جهتِ اصلیِ قیمت را پیدا کنید و بعد فقط در همان جهت معامله کنید. در روندِ صعودی می‌خرید و تا وقتی روند سالم است نگه می‌دارید. در روندِ نزولی کنار می‌ایستید یا، در بازاری که اجازه می‌دهد، می‌فروشید. هدف پیش‌بینیِ سقف و کف نیست؛ هدف سوار شدن بر بخشِ میانیِ حرکت است.

یک ضرب‌المثلِ قدیمی در بازار هست: «روند دوستِ شماست.» یعنی وقتی قیمت مدتی در یک جهت حرکت می‌کند، احتمالِ ادامه‌اش بیشتر از برگشتنش است. در این راهنما قدم‌به‌قدم می‌بینیم روند را چطور تشخیص بدهیم، کجا وارد شویم، کجا بیرون بیاییم و وقتی بازار بی‌روند (رنج) است چه کنیم. یک مثالِ عددیِ کامل هم با حسابِ حجمِ خرید و حدِ ضرر می‌آوریم.

معامله روندی چیست و چرا جواب می‌دهد؟

یک رودخانه را در نظر بگیرید. شنا کردن در جهتِ آب آسان است و خلافِ آب خسته‌کننده. معامله‌گرِ روندی کسی است که اول نگاه می‌کند آب به کدام طرف می‌رود و بعد خودش را به جریان می‌سپارد.

چرا روندها ادامه پیدا می‌کنند؟ چون پول آرام‌آرام وارد یک سهم یا بازار می‌شود، نه یک‌باره. اول آدم‌های مطلع می‌خرند، بعد خبر پخش می‌شود، بعد بقیه می‌آیند. هر گروه که وارد می‌شود قیمت را کمی بالاتر می‌برد. همین زنجیره است که روند می‌سازد. همین را نظریهٔ امواج الیوت هم به زبانِ موج‌ها توضیح می‌دهد.

به این روش «دنبال‌کردنِ روند» (Trend Following) هم می‌گویند. شاخه‌ای از تحلیل تکنیکال است و ابزارش نمودارِ قیمت است، نه صورت‌های مالی.

پس معامله روندی یک حرفِ ساده دارد: با بازار دعوا نکن؛ همراهش برو و وقتی جهتش عوض شد، پیاده شو.

سه نوع روند: صعودی، نزولی و خنثی

قیمت در هر بازاری فقط سه حالت دارد. شناختنِ این سه، قدمِ اولِ هر استراتژی روندی است.

سه حالتِ بازار و کاری که معامله‌گرِ روندی در هر کدام می‌کند
حالتشکلِ نمودارکارِ معامله‌گرِ روندی
روندِ صعودیسقف‌ها و کف‌ها هر بار بالاتر از قبلیخرید در اصلاح‌ها، نگه‌داشتن تا شکستنِ ساختار
روندِ نزولیسقف‌ها و کف‌ها هر بار پایین‌تر از قبلیخرید نمی‌کند؛ در بازارِ دوطرفه فروش
خنثی یا رنجقیمت بینِ یک سقف و کفِ ثابت بالا و پایین می‌رودصبر می‌کند تا یکی از دو طرف بشکند

همان‌طور که در جدول می‌بینید، معامله‌گرِ روندی در دو حالت از سه حالت کاری نمی‌کند یا کارش محدود است. این ضعف نیست؛ بخشی از روش است. بیشترِ ضررها از معامله در زمانِ نامناسب می‌آید.

چطور روند را تشخیص دهیم؟

برای تشخیصِ روند چهار ابزارِ اصلی هست. لازم نیست همه را با هم به کار ببرید. یکی دو تا که خوب بشناسید کافی است.

۱. سقف و کفِ بالاتر (ساختارِ قیمت)

ساده‌ترین و قدیمی‌ترین روش همین است. در روندِ صعودی، هر سقف از سقفِ قبلی بالاتر است و هر کف هم از کفِ قبلی بالاتر. مثلِ پله‌ای که دو قدم بالا می‌رود و یک قدم پایین، ولی هیچ‌وقت به پلهٔ قبلی برنمی‌گردد.

تا وقتی این الگو سالم است، روند سالم است. اولین بار که قیمت کفِ قبلی را بشکند و پایین‌تر برود، اولین زنگِ خطر به صدا درآمده است. روندِ نزولی دقیقاً برعکس است: سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر.

نمودار روند صعودی با سقف و کف بالاتر، ورود در پولبک، حد ضرر اولیه و حد ضرر متحرک
در روندِ صعودی هر سقف و کف بالاتر از قبلی است؛ ورود در پولبک، حدِ ضرر زیرِ آخرین کف و بالا بردنِ آن با هر کفِ تازه (شکلِ مفهومی).

۲. خط روند

خط روند خطی است که دست‌کم دو کف را در روندِ صعودی (یا دو سقف را در روندِ نزولی) به هم وصل می‌کند. وقتی سومین بار قیمت به خط برمی‌گردد و از آن بالا می‌رود، خط اعتبار پیدا می‌کند.

خط روند دو کار می‌کند: جهت را نشان می‌دهد و جای مناسبِ ورود را. هر بار قیمت نزدیکِ خط می‌آید، جایی است که خریدارها معمولاً دوباره وارد می‌شوند.

۳. میانگین متحرک

میانگین متحرک یعنی میانگینِ قیمتِ پایانیِ چند روزِ اخیر، که هر روز با آمدنِ یک روزِ تازه به‌روز می‌شود. مثلاً میانگینِ متحرکِ ۵۰ روزه یعنی میانگینِ قیمتِ ۵۰ روزِ گذشته. این خطِ نرم، نوسان‌های ریزِ روزانه را صاف می‌کند و جهتِ کلی را نشان می‌دهد.

قاعدهٔ سرانگشتی این است:

  • قیمت بالای میانگین و شیبِ میانگین رو به بالا: روندِ صعودی.
  • قیمت زیرِ میانگین و شیبِ رو به پایین: روندِ نزولی.
  • قیمت مدام از این طرف به آن طرفِ میانگینِ تخت می‌رود: بازار بی‌روند است.

بسیاری از معامله‌گرها دو میانگین را با هم می‌گذارند، یک کوتاه‌مدت و یک بلندمدت. وقتی میانگینِ ۵۰ روزه از پایین به بالای میانگینِ ۲۰۰ روزه برود، به آن «تقاطعِ طلایی» (Golden Cross) می‌گویند و نشانهٔ شروعِ احتمالیِ روندِ صعودیِ بلندمدت است. عکسش را «تقاطعِ مرگ» (Death Cross) می‌نامند.

حواسمان باشد که میانگین متحرک دیر خبر می‌دهد. چون از قیمت‌های گذشته ساخته شده، همیشه کمی عقب‌تر از قیمت است. این عیب نیست، هزینهٔ اطمینان است.

۴. اندیکاتور ADX؛ روند چقدر قوی است؟

سه ابزارِ قبلی جهت را نشان می‌دهند. ولی یک پرسشِ مهم می‌ماند: این روند واقعاً روند است یا فقط چند روز بالا رفتنِ تصادفی؟ جوابش را اندیکاتور ADX می‌دهد.

ADX را ولز وایلدر (J. Welles Wilder) در سالِ ۱۹۷۸ معرفی کرد. عددی بینِ صفر تا ۱۰۰ است که فقط قدرتِ روند را می‌سنجد، نه جهتش را. یعنی هم در روندِ صعودیِ قوی بالا می‌رود و هم در روندِ نزولیِ قوی. برای جهت، دو خطِ همراهش (+DI و -DI) را نگاه می‌کنند.

تفسیرِ رایج این است:

  • زیرِ ۲۰: روندِ قابلِ اعتنایی نیست؛ بازار بیشتر رنج است.
  • بینِ ۲۰ تا ۲۵: روند دارد شکل می‌گیرد.
  • بالای ۲۵: روند قوی است و ابزارهای روندی بهتر جواب می‌دهند.

این عددها قانون نیستند و در هر سهم و بازاری فرق می‌کنند. ولی برای شروع، همین فیلترِ ساده جلوی خیلی از معامله‌های بی‌جا را می‌گیرد. برای آشنایی با بقیهٔ ابزارها، معرفیِ ۸ اندیکاتورِ مهم را ببینید.

پس برای تشخیصِ روند، اول ساختارِ سقف و کف را ببینید، بعد با میانگین متحرک تأییدش کنید و اگر خواستید با ADX قدرتش را بسنجید.

بهترین نقطهٔ ورود در روند کجاست؟

پیدا کردنِ روند نیمی از کار است. نیمِ دیگر این است که کجا سوار شوید. دو روشِ اصلی هست: ورود در پولبک و ورود در شکست.

ورود در پولبک (اصلاح)

پولبک یعنی برگشتِ کوتاهِ قیمت خلافِ روندِ اصلی، پیش از آنکه دوباره در جهتِ روند راه بیفتد. در روندِ صعودی، پولبک همان «یک قدم پایین» است که بعد از «دو قدم بالا» می‌آید.

تشبیهِ ساده‌اش این است: اتوبوسی که در ایستگاه می‌ایستد. اگر وسطِ راه بخواهید به اتوبوسِ در حالِ حرکت بپرید، خطرناک است. بهتر است صبر کنید تا در ایستگاهِ بعدی بایستد و آرام سوار شوید. پولبک همان ایستگاه است.

جاهای رایجِ ورود در پولبک:

  • نزدیکِ خط روند.
  • نزدیکِ میانگینِ متحرکی که روند تا حالا به آن احترام گذاشته (مثلاً ۲۰ یا ۵۰ روزه).
  • نزدیکِ سقفِ قبلی که حالا شکسته شده و نقشِ حمایت را بازی می‌کند.
  • سطح‌های اصلاحیِ فیبوناچی، به‌ویژه ۳۸٫۲٪ و ۵۰٪، برای کسانی که با این ابزار کار می‌کنند.

مزیتِ پولبک این است که حدِ ضرر نزدیک است، چون درست زیرِ کفِ تازه قرار می‌گیرد. عیبش این است که گاهی پولبک نمی‌آید و روند بدونِ شما می‌رود.

ورود در شکست

شکست یعنی قیمت از یک سقفِ مهم یا از بالای یک محدودهٔ رنج بیرون بزند. معامله‌گرِ شکست نمی‌ایستد تا قیمت برگردد؛ همان لحظه که سقف شکست، وارد می‌شود، به این امید که شروعِ یک موجِ تازه باشد.

مزیتش این است که هیچ روندِ بزرگی را از دست نمی‌دهید. عیبش «شکستِ کاذب» است: قیمت سقف را می‌شکند، چند نفر را به خرید می‌کشاند و برمی‌گردد. دربارهٔ این تله در مقالهٔ تلهٔ خرسی و تلهٔ گاوی مفصل نوشته‌ایم. دو فیلترِ ساده کمک می‌کند: حجمِ معاملاتِ روزِ شکست بیشتر از معمول باشد، و قیمتِ پایانیِ روز هم بالای سقف بماند، نه فقط یک لحظه.

مقایسهٔ ورود در پولبک و ورود در شکست
ویژگیپولبکشکست
قیمتِ ورودارزان‌ترگران‌تر
فاصلهٔ حدِ ضررمعمولاً نزدیکمعمولاً دورتر
خطرِ اصلیجا ماندن از روندشکستِ کاذب
مناسبِ چه کسیآدمِ صبورکسی که نمی‌خواهد هیچ حرکتی را از دست بدهد

هیچ‌کدام برتری مطلق ندارد. توصیهٔ من به تازه‌کارها این است که با پولبک شروع کنند، چون حدِ ضررِ نزدیک‌تر یعنی ضررِ کوچک‌تر وقتی اشتباه می‌کنند.

خروج از روند: سخت‌ترین بخش

خیلی‌ها خوب وارد می‌شوند و بد بیرون می‌آیند. یا با اولین سودِ کوچک می‌فروشند و بقیهٔ روند را تماشا می‌کنند، یا آن‌قدر نگه می‌دارند که سودشان به ضرر تبدیل شود. معامله‌گرِ روندی برای خروج از قبل قاعده دارد.

حدِ ضررِ اولیه

پیش از خرید باید بدانید کجا اشتباه کرده‌اید. در روندِ صعودی این نقطه معمولاً کمی زیرِ آخرین کف است. اگر قیمت آن کف را بشکند، ساختارِ «کفِ بالاتر» خراب شده و دلیلی برای ماندن نیست. دربارهٔ روش‌های گذاشتنِ این خط، استراتژی حدضرر را بخوانید.

حدِ ضررِ متحرک

حدِ ضررِ متحرک یعنی حدِ ضرری که با بالا رفتنِ قیمت، شما هم بالا می‌برید، ولی هیچ‌وقت پایین نمی‌آورید. هر بار روند یک کفِ بالاتر تازه می‌سازد، حدِ ضرر را به زیرِ همان کف می‌برید. این‌طوری بخشی از سود قفل می‌شود و بقیه فرصتِ رشد دارد.

روش‌های رایجِ حدِ ضررِ متحرک:

  1. زیرِ آخرین کفِ بالاتر: ساده و منطبق با ساختارِ روند.
  2. بسته شدنِ قیمت زیرِ میانگین متحرک: مثلاً اگر قیمتِ پایانی زیرِ میانگینِ ۲۰ یا ۵۰ روزه رفت، می‌فروشید.
  3. شکستِ کفِ چند روزِ اخیر: مثلاً اگر قیمت پایین‌تر از کمترین قیمتِ ۱۰ یا ۲۰ روزِ گذشته رفت. همان روشی که لاک‌پشت‌ها به کار می‌بردند و جلوتر می‌گوییم.

نشانه‌های ضعیف شدنِ روند

  • قیمت سقفِ تازه می‌زند ولی با حجمی کمتر از قبل.
  • اصلاح‌ها عمیق‌تر و طولانی‌تر از قبل می‌شوند.
  • واگرایی بینِ قیمت و اندیکاتورهایی مثلِ RSI یا MACD دیده می‌شود.
  • ADX از بالای ۲۵ رو به پایین برمی‌گردد.

هیچ‌کدام به‌تنهایی دستورِ فروش نیست. ولی وقتی چندتا با هم جمع شوند، وقتِ آن است که حدِ ضرر را نزدیک‌تر بیاورید. پس قاعدهٔ خروج را پیش از ورود بنویسید، نه وقتی قیمت جلوی چشم‌تان بالا و پایین می‌رود.

یک مثالِ عددیِ کامل از معامله روندی

بیایید با هم یک معامله را از اول تا آخر حساب کنیم. عددها فرضی و گرد هستند تا حساب راحت باشد.

فرض کنیم سرمایهٔ شما ۱۰۰ میلیون تومان است. سهمی را پیدا کرده‌اید که چند ماه است سقف و کفِ بالاتر می‌سازد و بالای میانگینِ ۵۰ روزه حرکت می‌کند. قیمت تا ۱۱٬۰۰۰ تومان بالا رفته و حالا در یک پولبک به ۱۰٬۰۰۰ تومان برگشته، درست کنارِ میانگین متحرک. آخرین کف ۹٬۵۰۰ تومان است.

  1. قیمتِ ورود: ۱۰٬۰۰۰ تومان.
  2. حدِ ضرر: کمی زیرِ آخرین کف، یعنی ۹٬۴۰۰ تومان. پس ریسکِ هر سهم ۶۰۰ تومان است؛ یعنی ۶٪.
  3. حداکثرِ ضررِ قابلِ قبول: قاعدهٔ رایج این است که در هر معامله بیشتر از ۱ تا ۲ درصدِ کلِ سرمایه را در خطر نگذارید. ما ۱٪ را می‌گیریم: یک میلیون تومان.
  4. تعدادِ سهم: یک میلیون تقسیم بر ۶۰۰ تومان، می‌شود حدودِ ۱٬۶۶۰ سهم. یعنی حدودِ ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان خرید، نه همهٔ ۱۰۰ میلیون.
  5. ادامهٔ روند: قیمت به ۱۲٬۰۰۰ تومان می‌رسد، اصلاح می‌کند و کفِ تازه‌ای در ۱۱٬۲۰۰ تومان می‌سازد. حدِ ضرر را به ۱۱٬۱۰۰ تومان می‌برید. از این لحظه، حتی اگر قیمت برگردد، سود دارید.
  6. خروج: قیمت بعد از یک سقفِ دیگر برمی‌گردد و ۱۱٬۱۰۰ را می‌شکند. می‌فروشید.

حساب کنیم: سودِ هر سهم ۱٬۱۰۰ تومان است. ضربدر ۱٬۶۶۰ سهم، می‌شود حدودِ یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان پیش از کارمزد. یعنی نزدیکِ دو برابرِ همان یک میلیونی که حاضر بودید از دست بدهید. اگر معامله از اول خراب می‌شد، فقط ۱٪ سرمایه را از دست داده بودید.

نکتهٔ مهم این مثال اینجاست: ما سقف را پیش‌بینی نکردیم. نه در ۱۲٬۰۰۰ فروختیم و نه می‌دانستیم روند کجا تمام می‌شود. فقط اجازه دادیم بازار ما را بیرون کند. این همان ذهنیتِ معامله‌گرِ روندی است. برای فهمِ عمیق‌ترِ این حساب، مقالهٔ ریسک به ریوارد و مدیریت سرمایه و ریسک را ببینید.

استراتژی لاک‌پشت‌ها؛ معروف‌ترین آزمایشِ معامله روندی

در سالِ ۱۹۸۳ دو معامله‌گرِ آمریکایی، ریچارد دنیس و ویلیام اکهارت، سرِ یک پرسش بحث داشتند: معامله‌گری را می‌شود یاد داد یا ذاتی است؟ دنیس می‌گفت می‌شود. برای آزمایش، گروهی از آدم‌های معمولی را، که بیشترشان سابقهٔ معامله نداشتند، استخدام کرد و دو هفته آموزش داد. اسمشان را گذاشت «لاک‌پشت‌ها». این نام را از مزرعه‌های پرورشِ لاک‌پشت گرفت که در سفری به سنگاپور دیده بود.

قاعده‌هایشان ساده و کاملاً روندی بود:

  • ورود: وقتی قیمت از بالاترین قیمتِ ۲۰ روزِ اخیر بالاتر می‌رفت، می‌خریدند (در نسخهٔ بلندمدت، ۵۵ روز).
  • خروج: وقتی قیمت به پایین‌ترین قیمتِ ۱۰ روزِ اخیر می‌رسید، می‌فروختند (در نسخهٔ بلندمدت، ۲۰ روز).
  • حدِ ضرر: بر اساسِ میانگینِ نوسانِ روزانهٔ هر بازار، نه یک درصدِ ثابت.
  • حجم: طوری که هر معامله فقط درصدِ کوچکی از سرمایه را در خطر بگذارد.

درسِ لاک‌پشت‌ها این نبود که این عددهای خاص جادویی‌اند. درس این بود که قاعدهٔ ساده، اگر با انضباط اجرا شود، از تحلیلِ پیچیده‌ای که هر روز عوض می‌شود بهتر جواب می‌دهد. یک واقعیتِ تلخ هم داشت: بیشترِ معامله‌هایشان ضرر می‌داد. سودِ کل از چند روندِ بزرگ می‌آمد که ضررهای کوچک را جبران می‌کرد.

پس اگر روش روندی را انتخاب کرده‌اید، آماده باشید که زیاد اشتباه کنید، ولی ضررها کوچک بمانند.

استراتژی روندی در بازار رنج چه می‌شود؟

جوابِ کوتاه: ضرر می‌دهد. بازار رنج یعنی قیمت بینِ یک کف و سقفِ ثابت بالا و پایین می‌رود. در چنین بازاری، معامله‌گرِ روندی نزدیکِ سقف وارد می‌شود (چون فکر می‌کند روند شروع شده) و نزدیکِ کف با حدِ ضرر بیرون می‌آید. این چرخه چند بار تکرار می‌شود و سرمایه را آرام‌آرام می‌خورد.

بازارها بخشِ زیادی از وقت‌شان را در رنج می‌گذرانند. پس مهم‌ترین مهارتِ معامله‌گرِ روندی این است که بداند کی معامله نکند. چند راه برای این کار:

  • اگر ADX زیرِ ۲۰ است، ابزارهای روندی را کنار بگذارید.
  • اگر میانگینِ متحرک تخت شده و قیمت مدام از رویش رد می‌شود، صبر کنید.
  • محدودهٔ رنج را روی نمودار علامت بزنید و فقط وقتی قیمت با حجمِ خوب از آن بیرون زد، دوباره نگاه کنید.
  • به تایم فریم بالاتر نگاه کنید. گاهی چیزی که در نمودارِ روزانه رنج است، در نمودارِ هفتگی فقط یک پولبک در روندِ بزرگ‌تر است.

بیرون ماندن هم یک تصمیم است، و گاهی بهترین تصمیم.

معامله روندی در بورس ایران؛ چند نکتهٔ خاص

بیشترِ آموزش‌های معامله روندی برای بازارهای خارجی نوشته شده‌اند. بورس ایران چند ویژگی دارد که باید در روش لحاظ کنید.

  1. بیشتر فقط یک طرف بازی می‌کنید. در بازارِ سهامِ ایران، سهامدارِ معمولی عملاً فقط از بالا رفتنِ قیمت سود می‌برد و ابزارِ فروشِ استقراضی بسیار محدود است. پس در روندِ نزولی، کارِ شما کنار ایستادن است، نه معامله.
  2. دامنهٔ نوسان و صف. قیمت در هر روز فقط تا سقفی مشخص بالا و پایین می‌رود. در روزهای بد ممکن است سهم صفِ فروش شود و حدِ ضررتان اجرا نشود. برای همین حجمِ خرید را محتاطانه‌تر بگیرید و روی یک سهم تمرکز نکنید.
  3. روندِ کلِ بازار را هم ببینید. در بورسِ ما، وقتی شاخص کل بورس روندِ نزولی دارد، سهم‌های خوب هم معمولاً همراهش پایین می‌آیند. یک قاعدهٔ ساده: وقتی شاخص زیرِ میانگینِ بلندمدتش است، با احتیاطِ بیشتری خرید کنید.
  4. نمودارِ تعدیل‌شده. افزایشِ سرمایه و سودِ نقدی شکلِ نمودار را عوض می‌کنند. برای دیدنِ روندِ واقعی از نمودارِ تعدیل‌شده استفاده کنید.

مزایا و معایبِ ترند تریدینگ

هر روشی بهایی دارد. این جدول کمک می‌کند ببینید معامله روندی با شخصیتِ شما جور است یا نه.

مزایا و معایبِ معامله روندی
مزایامعایب
نیاز به پیش‌بینیِ سقف و کف نداردهمیشه دیر وارد و دیر خارج می‌شوید
قاعده‌هایش ساده و قابلِ نوشتن استدرصدِ معامله‌های برنده معمولاً پایین است
چند روندِ بزرگ می‌تواند کلِ سال را بسازددر بازار رنج پشتِ سرِ هم ضرر می‌دهد
وقتِ کمتری از نوسان‌گیری روزانه می‌گیردصبر و تحملِ برگشت دادنِ بخشی از سود را می‌خواهد

اگر آدمی هستید که نمی‌توانید ببینید بخشی از سودتان برمی‌گردد، این روش اذیت‌تان می‌کند. ولی اگر صبورید و می‌توانید ضررِ کوچک را بی‌دعوا بپذیرید، معامله روندی یکی از قابلِ‌فهم‌ترین روش‌هاست.

اشتباه‌های رایج در معامله روندی

  • دیدنِ روند در هر نمودار. دو سه روز بالا رفتن روند نیست. دست‌کم دو سقف و دو کفِ بالاتر لازم است.
  • خرید در اوجِ هیجان. وقتی سهم چند روزِ پیاپی صفِ خرید بوده و همه از آن حرف می‌زنند، معمولاً دیر است. صبر کنید تا پولبک بیاید.
  • جابه‌جا کردنِ حدِ ضرر به پایین. حدِ ضرر فقط بالا می‌رود. پایین بردنش یعنی امیدِ بی‌پشتوانه.
  • فروشِ زودهنگام. فروختن با ۵٪ سود در روندی که ۵۰٪ ادامه پیدا می‌کند، بزرگ‌ترین ضررِ پنهان است.
  • شلوغ کردنِ نمودار. پنج اندیکاتور با هم فقط سردرگمی می‌آورد. یک ابزار برای جهت، یکی برای قدرت، کافی است.
  • ننوشتن. بدونِ ژورنال معاملاتی نمی‌فهمید روش‌تان جواب می‌دهد یا فقط شانس آورده‌اید.

چک‌لیستِ پیش از هر معامله روندی

پیش از هر خرید، این پنج پرسش را از خودتان بپرسید. اگر جوابِ یکی «نه» است، صبر کنید.

  • سقف‌ها و کف‌ها بالاتر از قبلی‌اند؟
  • قیمت بالای میانگینِ متحرک است و شیبِ میانگین رو به بالاست؟
  • روند قوی است (مثلاً ADX بالای ۲۰ تا ۲۵) و بازار رنج نیست؟
  • جای حدِ ضرر را می‌دانم و مقدارِ ضرر از ۱ تا ۲ درصدِ سرمایه بیشتر نیست؟
  • قاعدهٔ خروجم را از قبل نوشته‌ام؟

پس دفعهٔ بعد که سهمی چشم‌تان را گرفت، اول این چک‌لیست را مرور کنید، بعد سفارش بدهید.

سوالات متداول

معامله روندی چیست؟

معامله روندی روشی است که در آن اول جهتِ اصلیِ قیمت را تشخیص می‌دهید و بعد فقط در همان جهت معامله می‌کنید. در روندِ صعودی می‌خرید و تا وقتی روند سالم است نگه می‌دارید و با شکستنِ ساختارِ روند بیرون می‌آیید.

چطور روند را تشخیص دهیم؟

ساده‌ترین راه دیدنِ سقف و کف است: در روندِ صعودی سقف‌ها و کف‌ها هر بار بالاتر می‌روند. میانگینِ متحرک و خطِ روند جهت را تأیید می‌کنند و اندیکاتور ADX نشان می‌دهد روند چقدر قوی است.

بهترین نقطهٔ ورود در روند کجاست؟

دو نقطهٔ رایج هست: پولبک، یعنی برگشتِ کوتاهِ قیمت به خطِ روند یا میانگینِ متحرک، و شکست، یعنی عبورِ قیمت از یک سقفِ مهم. پولبک حدِ ضررِ نزدیک‌تری دارد و برای تازه‌کارها مناسب‌تر است.

استراتژی روندی در بازار رنج چه می‌شود؟

معمولاً پشتِ سرِ هم ضرر می‌دهد، چون نزدیکِ سقفِ رنج وارد و نزدیکِ کف با حدِ ضرر خارج می‌شوید. برای همین وقتی ADX زیرِ ۲۰ است یا میانگینِ متحرک تخت شده، بهتر است صبر کنید تا قیمت از محدوده بیرون بزند.

اندیکاتور ADX چیست و چه عددی نشانهٔ روند است؟

ADX اندیکاتوری است که فقط قدرتِ روند را بینِ صفر تا ۱۰۰ می‌سنجد، نه جهتش را. تفسیرِ رایج این است که زیرِ ۲۰ یعنی بازار بی‌روند است و بالای ۲۵ یعنی روندی قوی در جریان است.

استراتژی لاک‌پشت‌ها چیست؟

روشی روندی که ریچارد دنیس در سالِ ۱۹۸۳ به گروهی از تازه‌کارها یاد داد. با شکستِ بالاترین قیمتِ ۲۰ یا ۵۵ روزه می‌خریدند و با شکستِ پایین‌ترین قیمتِ ۱۰ یا ۲۰ روزه می‌فروختند و ریسکِ هر معامله را کوچک نگه می‌داشتند.

حد ضرر در معامله روندی کجا گذاشته می‌شود؟

حدِ ضررِ اولیه معمولاً کمی زیرِ آخرین کفِ روندِ صعودی است. بعد با هر کفِ بالاترِ تازه، حدِ ضرر را بالا می‌برید تا سود قفل شود. حدِ ضرر هیچ‌وقت نباید پایین‌تر برده شود.

آیا معامله روندی برای تازه‌کارها مناسب است؟

بله، چون قاعده‌هایش ساده است و به پیش‌بینیِ سقف و کف نیاز ندارد. ولی صبر و انضباط می‌خواهد، چون بیشترِ معامله‌ها ضررِ کوچک می‌دهند و سود از چند روندِ بزرگ می‌آید. بهتر است با حجمِ کم شروع کنید.

جمع‌بندی

معامله روندی یعنی با بازار هم‌جهت شدن، نه پیش‌بینیِ آن. روند را با سقف و کفِ بالاتر پیدا می‌کنید، با میانگینِ متحرک تأییدش می‌کنید و با ADX قدرتش را می‌سنجید. در پولبک یا شکست وارد می‌شوید، حدِ ضرر را زیرِ آخرین کف می‌گذارید و با هر کفِ تازه بالا می‌برید.

این روش در بازار رنج ضرر می‌دهد و درصدِ برنده‌هایش پایین است. ولی اگر ضررها را کوچک نگه دارید و به روندهای بزرگ فرصت بدهید، چند معاملهٔ خوب کلِ کار را جبران می‌کند. تصمیمِ اینکه این روش با شخصیت و وقتِ شما جور است یا نه، با خودتان است.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

اپ رایگان را نصب کنید:

هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.