هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

روند بازار چیست؟ انواع روند و آموزش رسم خط روند

فهرست مطالب۱۵ بخش
  1. روند بازار چیست؟
  2. انواع روند بازار: صعودی، نزولی و خنثی
  3. روند صعودی؛ سقف و کفِ بالاتر
  4. روند نزولی؛ سقف و کفِ پایین‌تر
  5. روند خنثی (رنج)
  6. روند در تئوری داو: اصلی، ثانویه و جزئی
  7. تشخیص روند: چهار روش که کنارِ هم کار می‌کنند
  8. خط روند چیست؟
  9. رسم خط روند گام‌به‌گام
  10. سایه یا بدنهٔ کندل؟
  11. نمودارِ لگاریتمی برای روندهای چندساله
  12. رسم خط روند در تریدینگ ویو
  13. اعتبارِ خط روند را چطور بسنجیم؟
  14. شکست خط روند و تأییدِ آن
  15. بیایید با هم حساب کنیم: آیا خط واقعاً شکسته؟
  16. بعد از شکست چه می‌شود؟
  17. اصلِ بادبزن
  18. پولبک به خط روند
  19. کانال قیمتی؛ قدمِ بعد از خط روند
  20. نکته‌های مخصوصِ نمودارهای بورسِ ایران
  21. شش اشتباهِ رایج در کشیدن و استفاده از خط روند
  22. چک‌لیستِ پیش از معامله بر اساسِ روند بازار
  23. سوالات متداول
  24. جمع‌بندی

روند بازار یعنی جهتِ کلیِ حرکتِ قیمت در یک بازهٔ زمانی. اگر قله‌ها و دره‌های قیمت پشتِ سرِ هم بالاتر بروند، روند صعودی است. اگر پایین‌تر بیایند، نزولی است. و اگر قیمت میانِ یک کف و یک سقفِ ثابت بالا و پایین برود، روند خنثی است. خط روند همین جهت را روی نمودار جلوی چشم‌تان می‌گذارد.

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «از کجا بفهمم این سهم دارد بالا می‌رود یا پایین؟» جواب از همین دو کلمه شروع می‌شود: روند و خط روند. بیایید قدم‌به‌قدم ببینیم روند را چطور تشخیص بدهیم، خط روند را چطور درست بکشیم، و وقتی خط شکست، چطور بفهمیم شکستِ واقعی است یا فقط یک ترسِ زودگذر.

روند بازار چیست؟

قیمت هیچ‌وقت صاف بالا یا پایین نمی‌رود. زیگزاگ می‌زند. چند روز بالا می‌رود و یک قله می‌سازد؛ به این قله «سقف» می‌گوییم. بعد کمی عقب می‌نشیند و یک دره می‌سازد؛ به این دره «کف» می‌گوییم.

روند یعنی این زیگزاگ‌ها روی هم رفته به کدام طرف می‌روند. مثلِ بالا رفتن از پله‌های یک ساختمانِ قدیمی است. گاهی روی پاگرد می‌ایستید و حتی یک پله برمی‌گردید، ولی روی هم رفته دارید بالا می‌روید. پس برای تشخیصِ روند، به تک‌تکِ روزها نگاه نکنید؛ ببینید سقف‌ها و کف‌ها نسبت به هم کجا هستند.

پشتِ هر روند، کشمکشِ خریدار و فروشنده است. وقتی خریدارها مشتاق‌ترند و حاضرند هر بار کمی گران‌تر بخرند، کف‌ها بالا می‌آیند. وقتی فروشنده‌ها عجله دارند و هر بار ارزان‌تر می‌فروشند، سقف‌ها پایین می‌آیند. برای همین یکی از قدیمی‌ترین جمله‌های تحلیل تکنیکال این است: «روند دوستِ شماست». معامله در جهتِ روند شانسِ موفقیت را بیشتر می‌کند و شنا کردن خلافِ آن معمولاً گران تمام می‌شود.

اگر این فضا برایتان تازه است، پیش از ادامه نگاهی به مبانیِ تحلیل تکنیکال و ساختارِ نمودار کندل بیندازید. کندل همان شمعی است که قیمتِ یک روز (یا یک ساعت) را نشان می‌دهد و ادامهٔ این متن روی آن سوار است.

انواع روند بازار: صعودی، نزولی و خنثی

هر نموداری در هر لحظه در یکی از این سه حالت است. اولین کارِ هر کسی که به نمودار نگاه می‌کند، این است که بفهمد الان کدام حالت است. چون کاری که در هر حالت درست است، با حالتِ دیگر فرق دارد.

نمودار مفهومی سه حالت روند بازار: صعودی با کف‌های بالاتر، نزولی با سقف‌های پایین‌تر و خنثی میان حمایت و مقاومت
سه حالتِ روند بازار و جای خط روند در هر کدام

روند صعودی؛ سقف و کفِ بالاتر

در روند صعودی هر سقفِ تازه از سقفِ قبلی بالاتر است و هر کفِ تازه هم از کفِ قبلی بالاتر. تا وقتی کف‌ها بالاتر از قبل ساخته می‌شوند، روند سالم است. حتی اگر قیمت چند روز پشتِ سرِ هم پایین بیاید، نگران نشوید؛ مهم این است که کفِ تازه از کفِ قبلی پایین‌تر نرود.

در تصویرِ زیر نمودارِ روزانهٔ نماد کماسه را می‌بینید. قله‌ها و دره‌ها یکی‌یکی بالاتر از قبلی ساخته شده‌اند و خط روند از زیرِ دره‌ها رد شده است.

خط روند صعودی

روند نزولی؛ سقف و کفِ پایین‌تر

روند نزولی برعکسِ صعودی است: سقف‌ها پایین‌تر و کف‌ها پایین‌تر. هر بار که قیمت بالا می‌رود، پیش از رسیدن به سقفِ قبلی، فروشنده‌ها سر می‌رسند. خط روند نزولی از روی سقف‌ها کشیده می‌شود و معمولاً مثلِ یک سقفِ کوتاه جلوی بالا رفتنِ قیمت را می‌گیرد. به این نقش «مقاومت» می‌گوییم.

تصویرِ زیر قیمتِ طلا را در نمودارِ چهارساعته نشان می‌دهد؛ یعنی هر کندل چهار ساعت معامله است. قیمت چند بار به خط روند نزولی رسیده و نتوانسته از آن رد شود، تا اینکه سرانجام خط را شکسته و رو به بالا رفته است.

خط روند نزولی

روند خنثی (رنج)

وقتی نه خریدار زورش بیشتر است و نه فروشنده، قیمت میانِ یک کف و یک سقفِ تقریباً افقی بالا و پایین می‌رود. به این حالت روند خنثی، روندِ جانبی یا «رنج» می‌گویند. مثلِ آدمی است که در راهروی خانه قدم می‌زند: مدام می‌رود و برمی‌گردد، ولی به جایی نمی‌رسد.

 خط روند خنثی

این را هم بدانید که بیشترِ سهم‌ها بیشترِ عمرشان را در همین حالت می‌گذرانند. روندهای پرقدرت فقط تکه‌ای از زمان‌اند. در رنج دو راه دارید: نزدیکِ کفِ محدوده بخرید و نزدیکِ سقفش بفروشید، یا صبر کنید تا قیمت از یکی از دو مرز بیرون بزند. برای شناختنِ دقیق‌ترِ این مرزها مقالهٔ نواحی حمایت و مقاومت را بخوانید.

جدولِ زیر این سه حالت را کنارِ هم می‌گذارد تا یک‌جا ببینید.

مقایسهٔ سه حالتِ روند بازار
ویژگیروند صعودیروند نزولیروند خنثی (رنج)
سقف و کفهر دو بالاتر از قبلهر دو پایین‌تر از قبلتقریباً هم‌سطح
خط روند از کجا کشیده می‌شودزیرِ کف‌هاروی سقف‌هادو خطِ افقی، بالا و پایین
نقشِ خطحمایتِ متحرکمقاومتِ متحرکحمایت و مقاومتِ ثابت
حالِ بازارخریدار بیشتر از فروشندهفروشنده بیشتر از خریدارهر دو نزدیکِ هم
رفتارِ رایجخرید در افت‌های کوتاهخرید نکردن یا فروش در رشدهانوسان‌گیری یا صبر تا شکست
نشانهٔ تمام شدنشکستنِ آخرین کفِ بالاترساختنِ سقفی بالاتر از قبلیشکستِ معتبرِ یکی از دو مرز

پس اگر فقط یک ردیف از این جدول یادتان بماند، ردیفِ اول باشد. سقف و کف همه‌چیز را می‌گویند؛ بقیهٔ ابزارها فقط تأییدش می‌کنند.

روند در تئوری داو: اصلی، ثانویه و جزئی

فکرِ روند از تئوری داو می‌آید؛ یعنی نوشته‌های چارلز داو، بنیان‌گذارِ شاخص داو جونز، در اواخرِ قرنِ نوزدهم. داو بازار را به دریا تشبیه می‌کرد. جزر و مد هست، موج هست، و موج‌های ریزِ روی آب. هر سه هم‌زمان اتفاق می‌افتند:

  • روندِ اصلی (مثلِ جزر و مد): حرکتِ بزرگ و چندماهه تا چندساله. همان چیزی که با نامِ بازار گاوی و بازار خرسی می‌شناسیم.
  • روندِ ثانویه (مثلِ موج): افت یا رشدِ خلافِ جهتِ روندِ اصلی که معمولاً چند هفته تا چند ماه طول می‌کشد و بخشی از حرکتِ قبلی را پس می‌گیرد. به آن «اصلاح» هم می‌گویند.
  • روندِ جزئی (مثلِ موج‌های ریز): نوسان‌های چندروزه که بیشتر سر و صداست تا جهت.

نتیجهٔ عملیِ این حرف ساده است: روند فقط در یک تایم فریم معنا دارد. تایم فریم یعنی هر کندلِ نمودار چه مدت را نشان می‌دهد: یک هفته، یک روز یا یک ساعت. یک سهم ممکن است در نمودارِ هفتگی صعودی باشد، در روزانه در حالِ افت، و در یک‌ساعته خنثی. هر سه درست‌اند؛ مثلِ اینکه تهران را از بالای برجِ میلاد ببینید یا از سرِ کوچه. پس پیش از هر حرفی دربارهٔ روند، اول بپرسید: در کدام تایم فریم؟

تشخیص روند: چهار روش که کنارِ هم کار می‌کنند

تشخیصِ روند لازم نیست پیچیده باشد. این چهار روش را کنارِ هم به کار ببرید. وقتی هر چهار یک حرف می‌زنند، با خیالِ راحت‌تری تصمیم بگیرید.

  1. سقف و کف: دو سه سقف و کفِ مهمِ آخر را علامت بزنید. بالا می‌روند، پایین می‌آیند یا هم‌سطح‌اند؟ این اصلی‌ترین و ساده‌ترین روش است.
  2. خط روند: اگر بتوانید از زیرِ کف‌ها (یا روی سقف‌ها) خطی بکشید که قیمت چند بار به آن خورده و برگشته، روند تأیید شده است.
  3. میانگین متحرک: یعنی میانگینِ قیمتِ چند روزِ اخیر که هر روز به‌روز می‌شود و روی نمودار یک خطِ نرم می‌سازد. اگر قیمت بالای میانگینِ بلندمدت باشد و خودِ میانگین هم رو به بالا، روند صعودی است. خیلی از معامله‌گرها میانگینِ ۲۰۰روزه را برای روندِ بلندمدت و ۵۰روزه را برای میان‌مدت نگاه می‌کنند.
  4. اندیکاتورهای قدرتِ روند: اندیکاتور یعنی یک محاسبهٔ ریاضی روی قیمت که به شکلِ نمودار نشان داده می‌شود. مثلاً ADX جهت را نمی‌گوید، فقط قدرت را می‌سنجد؛ در عرفِ رایج عددِ بالای ۲۵ یعنی بازار روند دارد. اندیکاتور MACD هم برای دیدنِ جهت و شتابِ روند پرکاربرد است.

توصیهٔ من این است که همیشه از تایم فریمِ بزرگ‌تر شروع کنید. روند را اول در نمودارِ هفتگی ببینید، بعد به روزانه بروید، و فقط در جهتِ روندِ بزرگ‌تر دنبالِ جای خرید بگردید. به نظرِ من همین یک عادت، بیشترِ اشتباه‌های تازه‌کارها را از بین می‌برد.

خط روند چیست؟

خط روند یک خطِ صاف است که دست‌کم دو کف (در روند صعودی) یا دو سقف (در روند نزولی) را به هم وصل می‌کند و تا آینده ادامه پیدا می‌کند. این خط دو کار می‌کند. اول، جهت و شیبِ روند را نشان می‌دهد. دوم، مثلِ یک کف یا سقفِ متحرک عمل می‌کند که با گذشتِ زمان جابه‌جا می‌شود.

اگر دوباره به همان پله‌ها برگردیم، خط روند مثلِ نردهٔ کنارِ پله است. شما هر جای پله که باشید، نرده همان شیب را دارد و دست‌تان به آن تکیه می‌کند. در روند صعودی، هر بار که قیمت به خط نزدیک می‌شود، معمولاً خریدارها وارد می‌شوند. به این نقش «حمایت» می‌گوییم. در روند نزولی، فروشنده‌ها. برای همین خط روند هم برای پیدا کردنِ جای خرید به کار می‌آید و هم برای فهمیدنِ اینکه روند دیگر سالم نیست.

زاویه و قدرت روند

زاویهٔ خط هم چیزی دربارهٔ سرعتِ روند می‌گوید. خطِ تند یعنی قیمت با عجله بالا می‌رود. ولی این عجله کمتر دوام می‌آورد و این خط زودتر می‌شکند. خطِ ملایم‌تر یعنی روندی آرام‌تر و معمولاً بادوام‌تر؛ مثلِ کسی که آهسته ولی پیوسته کوه می‌رود.

یک نکته را فراموش نکنید: زاویه به اندازهٔ نمودار هم بستگی دارد. اگر نمودار را فشرده یا باز کنید، همان خط تندتر یا کندتر دیده می‌شود. پس زاویه را با خط‌های دیگرِ همان نمودار مقایسه کنید، نه با نقاله.

رسم خط روند گام‌به‌گام

کشیدنِ خط روند ساده به نظر می‌رسد، ولی بیشترِ اشتباه‌ها همین‌جا اتفاق می‌افتد. این ترتیب را رعایت کنید:

  1. تایم فریم را انتخاب کنید. بر اساسِ اینکه چقدر می‌خواهید سهم را نگه دارید. کسی که چند ماه نگه می‌دارد، با نمودارِ هفتگی و روزانه کار می‌کند. کسی که چند روزه می‌خرد و می‌فروشد، با روزانه و ساعتی.
  2. اول روند را از روی سقف و کف تشخیص بدهید. خط روند ابزارِ تأیید است، نه کشف. اگر سقف و کفِ بالاتری نمی‌بینید، خط روند صعودی نکشید.
  3. دو کفِ مهم پیدا کنید. کف‌هایی که قیمت به‌روشنی از آن‌ها برگشته، نه هر فرورفتگیِ کوچک. در روند صعودی کفِ دوم باید بالاتر از کفِ اول باشد.
  4. خط را بکشید و به آینده ادامه بدهید. خط نباید از وسطِ بدنهٔ کندل‌هایی که بینِ آن دو نقطه‌اند رد شود. اگر رد می‌شود، نقطه‌های بهتری انتخاب کنید.
  5. منتظرِ برخوردِ سوم بمانید. هر دو نقطه‌ای را می‌شود با یک خط به هم وصل کرد. ولی اینکه سه نقطه دقیقاً روی یک خط بیفتند، اتفاقی نیست. وقتی قیمت برای بارِ سوم به خط رسید و برگشت، خط معتبر می‌شود.
  6. با تغییرِ شرایط اصلاحش کنید. اگر قیمت کمی زیرِ خط رفت و فوراً برگشت، شاید لازم باشد خط را با کفِ تازه دوباره تنظیم کنید. خط روند خطِ مقدسی نیست.

سایه یا بدنهٔ کندل؟

این پرسشِ همیشگیِ تازه‌کارهاست. هر کندل یک بدنه دارد و یک فتیله که به آن «سایه» می‌گویند. بیشترِ تحلیلگرها خط را از نوکِ سایه‌ها می‌کشند، چون سایه پایین‌ترین یا بالاترین قیمتی است که واقعاً معامله شده. بعضی‌ها بدنه را ملاک می‌گیرند، چون سایهٔ بلند گاهی کارِ یک سفارشِ عجولانه است.

مهم‌تر از انتخابِ یکی، این است که یکدست باشید. هر روشی را انتخاب کردید، در کلِ نمودار همان را به کار ببرید. خطی که بیشترین برخورد و کمترین عبور از بدنه‌ها را دارد، معمولاً همان خطِ درست است.

نمودارِ لگاریتمی برای روندهای چندساله

این نکته در بازارِ ایران خیلی مهم است. وقتی قیمتِ یک سهم یا شاخص کل بورس در چند سال چند برابر می‌شود، روی نمودارِ معمولی شیبِ حرکت مدام تندتر دیده می‌شود. نتیجه؟ هر خط روندِ بلندمدت خیلی زود و به‌اشتباه شکسته به نظر می‌رسد.

نمودارِ لگاریتمی به جای فاصلهٔ تومانی، فاصلهٔ درصدی را یکسان نشان می‌دهد. با یک مثالِ ساده: نانی که از ۱٬۰۰۰ به ۱٬۱۰۰ تومان می‌رسد ۱۰٪ گران شده؛ نانی که از ۱۰٬۰۰۰ به ۱۱٬۰۰۰ می‌رسد هم ۱۰٪. روی نمودارِ معمولی دومی ده برابرِ اولی جا می‌گیرد، روی لگاریتمی هر دو یک اندازه. در بازاری که تورم قیمت‌ها را مدام بالا می‌برد، برای خط‌های چندساله تقریباً همیشه نمودارِ لگاریتمی را انتخاب کنید.

رسم خط روند در تریدینگ ویو

در سایت تریدینگ ویو ابزارِ Trend Line در نوارِ ابزارِ سمتِ چپ است و میان‌برِ صفحه‌کلیدِ Alt + T هم آن را روشن می‌کند. روی کفِ اول کلیک کنید، تا کفِ دوم بکشید و رها کنید. در تنظیماتِ خط، گزینهٔ Extend را روی امتداد به راست بگذارید تا خط به آینده کشیده شود. برای کانال، ابزارِ Parallel Channel هست. نمودارِ لگاریتمی هم با دکمهٔ log پایینِ نمودار، یا کلیک‌راست روی محورِ قیمت، روشن می‌شود.

اگر دنبالِ اندیکاتور خط روند در تریدینگ ویو هستید، در بخشِ Indicators عبارتِ trendline را جست‌وجو کنید. اسکریپت‌های عمومیِ زیادی هستند که خط روند را خودکار می‌کشند. برای شروع و صرفه‌جویی در وقت بد نیستند. ولی توصیهٔ من این است که اول کشیدنِ دستی را یاد بگیرید. اسکریپت نمی‌داند کدام کف برای شما مهم است و گاهی خط‌هایی می‌کشد که هیچ معامله‌گری به آن‌ها اعتنا نمی‌کند.

اعتبارِ خط روند را چطور بسنجیم؟

همهٔ خط‌های روند هم‌وزن نیستند. این پنج نشانه کمک می‌کند بفهمید بازار به کدام خط بیشتر احترام می‌گذارد:

  • تعدادِ برخورد: هر بار که قیمت به خط می‌رسد و برمی‌گردد، خط محکم‌تر می‌شود. دو نقطه برای کشیدن، سه نقطه برای تأیید.
  • عمرِ خط: خطی که شش ماه دوام آورده، از خطی که دو هفته عمر دارد مهم‌تر است.
  • تایم فریم: خطِ نمودارِ هفتگی از خطِ نمودارِ یک‌ساعته وزنِ بیشتری دارد و شکستنش هم پیامدِ بزرگ‌تری.
  • شیب: خطِ خیلی تند احتمالاً زود می‌شکند و شکستش لزوماً پایانِ روند نیست؛ فقط یعنی سرعت کم شده.
  • فاصلهٔ منظمِ برخوردها: وقتی برخوردها با فاصله‌های کم‌وبیش منظم رخ داده‌اند، خط نشانهٔ رفتارِ تکرارشوندهٔ بازار است، نه تصادف.

پس به خطی که سه بار یا بیشتر خورده، چند ماه عمر دارد و روی نمودارِ هفتگی یا روزانه است، بیشتر اعتماد کنید.

شکست خط روند و تأییدِ آن

شکست خط روند یعنی قیمت آن طرفِ خط بسته شود: در روند صعودی زیرِ خط، در روند نزولی بالای آن. این مهم‌ترین هشدارِ هر خط روند است. ولی همهٔ شکست‌ها واقعی نیستند.

قیمت گاهی خط را می‌شکند، همه را می‌ترساند و برمی‌گردد. مثلِ کسی که از پیاده‌رو پا به خیابان می‌گذارد و فوراً برمی‌گردد؛ هنوز از خیابان رد نشده. به این شکستِ دروغین تله گاوی یا تلهٔ خرسی می‌گویند. برای اینکه فریبش را نخورید، این فیلترها را به کار ببرید:

  1. قیمتِ بسته‌شدن، نه نوکِ سایه. اگر فقط سایه از خط رد شده، شکست نیست. کندل باید آن طرفِ خط بسته شود.
  2. قاعدهٔ دو روز. جان مورفی در کتابِ معروفش دربارهٔ تحلیل تکنیکال پیشنهاد می‌کند دو بسته‌شدنِ پشتِ سرِ هم آن طرفِ خط را شرطِ تأیید بگیرید.
  3. فیلترِ درصدی. برای خط‌های بلندمدت، ببینید قیمتِ بسته‌شدن دست‌کم حدودِ ۳٪ از خط فاصله گرفته یا نه. این عدد قانون نیست؛ برای سهم‌های پرنوسان‌تر می‌شود بزرگ‌ترش کرد.
  4. حجمِ معاملات. یعنی چند سهم در آن روز دست‌به‌دست شده. شکستی که با حجمِ بیشتر از معمول همراه است، جدی‌تر است. شکستِ کم‌حجم بیشتر احتمالِ برگشت دارد.
  5. هم‌صدایی با نشانه‌های دیگر. اگر هم‌زمان یک حمایتِ افقی هم شکسته، یا اندیکاتورها از قبل ضعفِ روند را نشان داده‌اند، احتمالِ واقعی بودنِ شکست بیشتر است.

بیایید با هم حساب کنیم: آیا خط واقعاً شکسته؟

یک مثالِ فرضی. در نمودارِ روزانهٔ یک سهم، خط روند صعودی از کفِ ۱٬۰۰۰ تومان در روزِ صفر به کفِ ۱٬۲۰۰ تومان در روزِ بیستم کشیده شده. خط در ۲۰ روز ۲۰۰ تومان بالا رفته؛ یعنی روزی ۱۰ تومان. پس در روزِ سی‌وپنجم، خط به ۱٬۳۵۰ تومان رسیده است.

حالا قیمتِ بسته‌شدنِ سه روزِ پشتِ سرِ هم را کنارِ جای خط می‌گذاریم:

مثالِ فرضیِ سنجشِ شکست خط روند صعودی
روزجای خط (تومان)قیمتِ بسته‌شدن (تومان)فاصله از خطنتیجه
۳۴۱٬۳۴۰۱٬۳۶۰۱٫۵٪ بالای خطروند سالم
۳۵۱٬۳۵۰۱٬۳۳۵۱٫۱٪ زیرِ خطهشدار، هنوز تأیید نشده
۳۶۱٬۳۶۰۱٬۳۱۰۳٫۷٪ زیرِ خطدو بسته‌شدنِ پیاپی و عبور از فیلترِ ۳٪؛ شکست تأیید شد

روزِ ۳۵ فقط زنگِ خطر است: یک روز زیرِ خط، آن هم کمتر از ۲٪. روزِ ۳۶ هر دو شرط کامل می‌شود. حالا می‌شود گفت خط شکسته است.

به یک نکتهٔ ظریف هم دقت کنید. خط ثابت نیست و هر روز ۱۰ تومان بالا می‌رود. پس قیمتی که دیروز روی خط بود، امروز ممکن است زیرِ آن باشد، بی آنکه قیمت ذره‌ای تکان خورده باشد. معنای «حمایتِ متحرک» همین است. برای همین در روندهای صعودیِ کُند، شکستِ خط گاهی با یک درجا زدنِ ساده اتفاق می‌افتد، نه با ریزش.

بعد از شکست چه می‌شود؟

شکستِ خط روند صعودی یعنی روند دیگر با آن سرعت ادامه ندارد؛ نه لزوماً اینکه ریزش شروع شده. سه حالت رایج است: قیمت مدتی درجا می‌زند و دوباره بالا می‌رود؛ درجا می‌زند و بعد پایین می‌آید؛ یا مستقیم وارد روند نزولی می‌شود.

نمودارِ زیر سهم فجر را نشان می‌دهد. پس از یک روند صعودیِ پرقدرت، خط را شکسته و وارد یک دورهٔ خنثی شده است.

شکست خط روند صعودی

برای روند نزولی هم همین است. نمودارِ زیر مالِ سهام فولاد مبارکه است. قیمت چند بار (فلش‌های نارنجی) خواسته از خط روند نزولی بیرون بزند، ولی قیمتِ پایانی دوباره زیرِ خط بسته شده. در نقطهٔ فلشِ سبز، کندل‌ها سرانجام خط را از پایین به بالا شکسته‌اند و روند نزولی به خنثی تبدیل شده؛ نه فوراً به صعودی.

شکست خط روند نزولی

پس تأییدِ نهاییِ تغییرِ روند، تغییرِ سقف و کف است. در روند صعودی، شکستنِ آخرین کفِ بالاتر؛ در روند نزولی، ساختنِ سقفی بالاتر از سقفِ قبلی. شکستِ خط زنگِ هشدار است و تغییرِ سقف و کف، تأیید.

اصلِ بادبزن

گاهی روند صعودی با شکستِ خطِ اول تمام نمی‌شود. قیمت کمی پایین می‌آید و از روی خطی ملایم‌تر دوباره بالا می‌رود. اگر این اتفاق تکرار شود، سه خطِ پشتِ سرِ هم با شیب‌های کمتر، مثلِ پره‌های بادبزن کنارِ هم می‌نشینند. در تحلیل تکنیکال، شکستنِ خطِ سوم نشانهٔ جدی‌ترِ پایانِ روند است. پس شکستِ یک خطِ تند را با تمام شدنِ کلِ روند اشتباه نگیرید.

پولبک به خط روند

پولبک یعنی قیمت بعد از شکستنِ خط روند، به سمتِ همان خط برگردد و آن را از طرفِ دیگر لمس کند. مثلِ کسی که از خانه بیرون آمده و یک بار برمی‌گردد تا مطمئن شود در را قفل کرده. نکتهٔ جالب این است که نقشِ خط عوض می‌شود. خط روند صعودی که تا دیروز کفِ قیمت بود، بعد از شکست معمولاً سقفش می‌شود. خط روند نزولیِ شکسته هم برعکس.

نمودار مفهومی شکست خط روند صعودی پس از سه برخورد و پولبک قیمت به خط شکسته‌شده
مثالِ فرضی: سه برخورد، شکست با بسته‌شدن زیرِ خط و پولبک؛ حمایتِ قبلی به مقاومت تبدیل می‌شود

خیلی از معامله‌گرها پولبک به خط روند را جای محتاطانه‌تری برای ورود می‌دانند. به جای خرید یا فروش در لحظهٔ شکست، که ممکن است دروغین باشد، صبر می‌کنند قیمت برگردد، خط را امتحان کند و دوباره در جهتِ شکست راه بیفتد. این روش دو خوبی دارد: شکست یک بار دیگر تأیید می‌شود، و حد ضرر را می‌شود نزدیک‌تر و منطقی‌تر، آن طرفِ خط، گذاشت. حد ضرر یعنی قیمتی که از قبل تصمیم گرفته‌اید اگر به آن رسید، بفروشید تا ضرر بزرگ نشود.

عیبش را هم صادقانه بگویم: همهٔ شکست‌ها پولبک ندارند. شکست‌های پرقدرت گاهی بی‌برگشت ادامه پیدا می‌کنند و کسی که منتظرِ پولبک مانده، جا می‌ماند. پذیرفتنِ این هزینه بخشی از همین روش است.

کانال قیمتی؛ قدمِ بعد از خط روند

اگر خطی موازیِ خط روند از روی سقف‌ها (در روند صعودی) یا از زیرِ کف‌ها (در روند نزولی) بکشید و قیمت میانِ این دو خط حرکت کند، یک کانال قیمتی ساخته‌اید. مثلِ جاده‌ای دوطرفه با دو جدول کنارش. خطِ اصلی همان خط روند است و خطِ موازی، خطِ کانال. کانال کمک می‌کند حدس بزنید هر موج تا کجا می‌رود و کجا قیمت از مسیرِ معمولش جلو افتاده است.

یک نشانهٔ کمتر شناخته‌شده: اگر در کانالِ صعودی، قیمت دیگر به خطِ بالای کانال نرسد و زودتر برگردد، معمولاً یعنی خریدارها خسته شده‌اند. در این حالت احتمالِ شکستنِ خطِ پایین بیشتر می‌شود. جزئیاتِ کانال‌ها و انواعشان را در بخشِ دومِ آموزشِ تحلیل تکنیکال آورده‌ام.

نکته‌های مخصوصِ نمودارهای بورسِ ایران

قاعده‌های خط روند همه‌جای دنیا یکی است. ولی بورس تهران و فرابورس چند ویژگی دارند که اگر ندانید، خط‌هایتان گمراه‌تان می‌کند:

  • نمودارِ تعدیل‌شده: بعد از پرداختِ سود نقدی یا افزایش سرمایه، قیمتِ سهم خودبه‌خود پایین می‌آید. روی نمودارِ تعدیل‌نشده این افت شبیهِ شکستِ خط روند دیده می‌شود، در حالی که از دارایی سهامدار چیزی کم نشده. مثلِ کیکی که به چهار تکه بریده‌اند؛ تکه‌ها کوچک‌ترند ولی کیک همان است. خط روند را همیشه روی نمودارِ تعدیل‌شده بکشید. توضیحِ کامل در مقالهٔ تفاوت نمودار تعدیل شده و بدون تعدیل است.
  • قیمتِ پایانی و آخرین قیمت: قیمتِ پایانی در بورسِ ایران میانگینِ وزنیِ معامله‌های روز است (با شرط‌هایی دربارهٔ حجم)، نه آخرین معامله. بسته به تنظیماتِ نرم‌افزارِ نمودار، کندلِ روزانه ممکن است با یکی از این دو بسته شود. وقتی از «بسته‌شدن زیرِ خط» حرف می‌زنید، بدانید نمودارتان کدام را نشان می‌دهد.
  • دامنهٔ نوسان و صف: قیمت در بورسِ ایران در یک روز فقط تا سقف و کفِ مجازی می‌تواند بالا و پایین برود. برای همین حرکت‌های بزرگ در چند روزِ پشتِ سرِ همِ صفِ خرید یا فروش پخش می‌شوند. در این روزها کندل‌ها کوچک و شبیهِ هم‌اند و برخورد با خط روند معنای همیشگی را ندارد. شکستِ خط در روزِ صف را معمولاً تا باز شدنِ صف نمی‌شود قضاوت کرد.
  • توقفِ نماد و گپ: سهمی که هفته‌ها یا ماه‌ها بسته بوده، بعد از بازگشایی معمولاً با یک پرش باز می‌شود؛ به این فاصلهٔ خالی روی نمودار «گپ» می‌گویند. خط روندِ پیش از توقف ممکن است دیگر معنایی نداشته باشد. بعد از توقف‌های طولانی خط را از نو بکشید.
  • روندِ کلِ بازار: در بورسِ ایران، بیشترِ سهم‌ها با شاخص هم‌جهت حرکت می‌کنند. یک خط روند صعودیِ عالی در سهمی که بازارِ کلش نزولی است، بیشتر از معمول در خطرِ شکست است. پیش از تصمیم، روندِ شاخص کل را هم ببینید.

شش اشتباهِ رایج در کشیدن و استفاده از خط روند

  • کشیدنِ خط برای توجیهِ تصمیمِ قبلی: اول سهم را خریده‌اید و بعد دنبالِ خطی می‌گردید که بگوید درست خریده‌اید. خط را پیش از تصمیم و بی‌طرفانه بکشید.
  • وصل کردنِ نقطه‌های بی‌اهمیت: هر فرورفتگیِ کوچکی کف نیست. نقطه‌هایی را وصل کنید که قیمت به‌روشنی از آن‌ها برگشته است.
  • ندیدنِ تایم فریمِ بزرگ‌تر: شکستِ خط در نمودارِ ۱۵دقیقه‌ای، وسطِ یک روند صعودیِ هفتگی، معمولاً فقط یک افتِ کوچک است.
  • ورود به محضِ لمسِ خط: بی کندلِ تأیید یا نشانهٔ برگشت، خرید روی خط یعنی شرط بستن روی اینکه خط این بار هم کار کند.
  • نمودارِ شلوغ: ده خطِ درهم روی یک نمودار به جای روشن کردن، گیج می‌کند. دو سه خطِ مهم کافی است.
  • نمودارِ معمولی برای روندهای چندساله: در بازارِ تورمیِ ایران این خطا خط‌های بلندمدت را بی‌معنا می‌کند. نمودارِ لگاریتمی را فراموش نکنید.

چک‌لیستِ پیش از معامله بر اساسِ روند بازار

پیش از هر خرید یا فروش، این شش پرسش را از خودتان بپرسید:

  1. روند در تایم فریمِ بزرگ‌تر (هفتگی) چیست؟
  2. سقف و کف در تایم فریمِ معاملهٔ من چه می‌گویند؟
  3. خط روند دست‌کم سه برخورد دارد و روی نمودارِ تعدیل‌شده کشیده شده؟
  4. قیمت الان کجای خط است: نزدیکِ آن، دور از آن، یا بعد از شکست در حالِ پولبک؟
  5. روندِ شاخص کل با معاملهٔ من هم‌جهت است؟
  6. اگر خط شکست، حد ضررم کجاست و چقدر از سرمایه‌ام را از دست می‌دهم؟

اگر برای همهٔ این پرسش‌ها جوابِ روشن دارید، خط روند ابزارِ خوبی برای تصمیم است. اگر نه، گاهی بهترین معامله همان معامله نکردن است.

سوالات متداول

روند بازار چیست؟

روند بازار جهتِ کلیِ حرکتِ قیمت در یک بازهٔ زمانی است. اگر سقف‌ها و کف‌ها بالاتر بروند روند صعودی است، اگر پایین‌تر بیایند نزولی است، و اگر قیمت میانِ یک کف و سقفِ ثابت بالا و پایین برود، روند خنثی یا رنج است.

خط روند چیست؟

خط روند یک خطِ صاف است که دست‌کم دو کفِ بالاتر در روند صعودی یا دو سقفِ پایین‌تر در روند نزولی را به هم وصل می‌کند و تا آینده ادامه پیدا می‌کند. جهت و شیبِ روند را نشان می‌دهد و مثلِ یک حمایت یا مقاومتِ متحرک عمل می‌کند.

خط روند را چطور رسم کنیم؟

اول روند را از روی سقف و کف تشخیص بدهید. در روند صعودی دو کفِ مهم و بالاتر را به هم وصل کنید و خط را تا آینده ادامه بدهید، بی آنکه از بدنهٔ کندل‌ها رد شود. وقتی قیمت برای بارِ سوم به خط خورد و برگشت، خط معتبر است.

شکست خط روند را چطور تأیید کنیم؟

قیمتِ بسته‌شدن، نه سایه، باید آن طرفِ خط باشد. دو بسته‌شدنِ پشتِ سرِ هم، فاصلهٔ حدودِ سه درصدی برای خط‌های بلندمدت و حجمِ بیشتر از معمول، شکست را معتبرتر می‌کنند. تأییدِ نهایی تغییرِ سقف و کف است.

پولبک به خط روند یعنی چه؟

پولبک یعنی قیمت بعد از شکستنِ خط روند به سمتِ آن برگردد و خط را از طرفِ دیگر امتحان کند. خطِ صعودیِ شکسته معمولاً مقاومت می‌شود و خطِ نزولیِ شکسته حمایت. خیلی از معامله‌گرها پولبک را جای کم‌خطرتری برای ورود می‌دانند.

برای رسم خط روند سایه کندل مهم است یا بدنه؟

بیشترِ تحلیلگرها از نوکِ سایه‌ها می‌کشند، چون سایه قیمتی است که واقعاً معامله شده؛ بعضی هم بدنه را ملاک می‌گیرند. مهم‌تر از انتخاب، یکدست بودن است. خطی که بیشترین برخورد و کمترین عبور از بدنهٔ کندل‌ها را دارد، معمولاً درست‌ترین خط است.

بهترین تایم فریم برای رسم خط روند کدام است؟

تایم فریم را مدتِ نگه‌داریِ شما تعیین می‌کند. کسی که چند ماه نگه می‌دارد با نمودارِ هفتگی و روزانه کار می‌کند و نوسان‌گیر با روزانه و ساعتی. همیشه از تایم فریمِ بزرگ‌تر شروع کنید، چون خط‌های آن وزنِ بیشتری دارند و جهتِ اصلی را نشان می‌دهند.

آیا بعد از شکست خط روند صعودی حتماً قیمت ریزش می‌کند؟

نه. شکستِ خط روند صعودی فقط یعنی روند با آن سرعت ادامه ندارد. قیمت ممکن است مدتی درجا بزند و دوباره بالا برود، یا بعد از درجا زدن پایین بیاید. تا وقتی آخرین کفِ بالاتر نشکسته، نمی‌شود با اطمینان از روند نزولی حرف زد.

جمع‌بندی

پس روند بازار اولین چیزی است که روی هر نمودار باید تشخیص بدهید و خط روند ساده‌ترین ابزار برای دیدنش است. روند را از سقف و کف بشناسید. خط را بی‌طرفانه و روی نمودارِ تعدیل‌شده بکشید. به هر شکستی با فیلترِ تأیید نگاه کنید و تایم فریمِ بزرگ‌تر را همیشه در نظر داشته باشید. دفعهٔ بعد که نمودارِ یک سهم را باز کردید، پیش از هر کاری فقط دو سقف و دو کفِ آخر را علامت بزنید؛ همین یک کار نصفِ راه است.

نویسنده

فائزه حیدری

۱۱۴ نوشته دربارهٔ آموزش بورس و تحلیل بنیادی

به‌عنوان یک کارشناس ارشد مالی، برای من پول و مدیریت سرمایه بسیار جذاب است. از این جهت که بتوانم براساس مطلوبیت‌های خودم تصمیم بگیرم، نه براساس موجودی حساب بانکی‌ام.

همهٔ نوشته‌های فائزه حیدری
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.