چارت چیست؟ انواع چارت در تحلیل تکنیکال؛ خطی، میلهای، شمعی، هیکن آشی و رنکو
فهرست مطالب۱۶ بخش
- چارت چیست و از چه ساخته میشود؟
- انواع چارت در تحلیل تکنیکال در یک نگاه
- نمودار خطی (Line Chart): سادهترین چارت
- نمودار میلهای (Bar Chart): چهار قیمت روی یک میله
- نمودار شمعی یا کندلی (Candlestick): محبوبترین چارت
- مثال عددی: یک داده، سه نمودار
- نمودار هیکن آشی (Heikin Ashi) چیست؟
- نمودار رنکو (Renko): چارتی که زمان را کنار میگذارد
- چارتهای کمتر رایج: نقطه و رقم، کاگی، شکست سهخطی و رنجبار
- مقیاسِ چارت: حسابی یا لگاریتمی؟
- چارت در بورس ایران: چند نکته که باید بدانید
- بهترین نوع چارت برای مبتدی کدام است؟
- شش اشتباهِ رایج در کار با چارت
- چکلیستِ پیش از نگاه کردن به هر چارت
- سوالات متداول
- جمعبندی

چارت یا نمودارِ قیمت، تصویرِ بالا و پایین رفتنِ قیمتِ یک سهم یا هر دارایی در طولِ زمان است. خطِ افقی زمان را نشان میدهد و خطِ عمودی قیمت را. سه نوعِ اصلیِ چارت در تحلیل تکنیکال نمودار خطی، نمودار میلهای و نمودار شمعی (کندلی) هستند. هیکن آشی و رنکو هم برای دیدنِ روند به کار میروند.
اگر تا حالا جلوی یک چارت نشستهاید و فقط یک مشت خط و شمعِ سبز و قرمز دیدهاید، نگران نباشید. همه از همینجا شروع کردهاند. بیایید با هم قدمبهقدم جلو برویم. یک مثالِ پنجروزهٔ ساده را در همهٔ این نمودارها میکشیم تا فرقشان را با چشمِ خودتان ببینید.
چارت چیست و از چه ساخته میشود؟
چارت را مثلِ نوارِ قلبِ یک سهم در نظر بگیرید. دکتر از روی نوارِ قلب میفهمد قلب آرام میزند یا تند. تحلیلگر هم از روی چارت میفهمد قیمت آرام است، بالا میرود یا پایین میآید.
ساختنِ چارت کارِ پیچیدهای نیست. فرض کنید هر شب قیمتِ یک سهم را در دفترچه بنویسید. بعد این عددها را روی کاغذِ شطرنجی نقطه بگذارید و به هم وصل کنید. همین یک چارت است. نرمافزارهای نمودار همین کار را برای هزاران روز انجام میدهند.
هر نقطه، میله یا شمع روی چارت نمایندهٔ یک «دوره» است. این دوره میتواند یک ساعت، یک روز، یک هفته یا یک ماه باشد. به طولِ این دوره تایم فریم یا دورهٔ زمانی میگویند. روی چارتِ روزانه هر شمع یک روزِ معاملاتی است. روی چارتِ هفتگی هر شمع یک هفته را در خودش خلاصه کرده است.
چهار عددِ هر روز: OHLC
بیشترِ چارتها برای هر دوره چهار عدد را نگه میدارند. به این چهار عدد، با حرفِ اولِ نامِ انگلیسیشان، OHLC میگویند. بیایید آنها را مثلِ گزارشِ یک روزِ بازار ببینیم:
- قیمتِ باز شدن (Open): قیمتِ اولین معاملهٔ روز؛ صبح بازار با چه قیمتی شروع شد.
- بالاترین قیمت (High): گرانترین قیمتی که آن روز معامله شد.
- پایینترین قیمت (Low): ارزانترین قیمتی که آن روز معامله شد.
- قیمتِ بسته شدن (Close): قیمتِ آخرِ روز. برای بیشترِ تحلیلگران این مهمترین عدد است، چون نتیجهٔ نهاییِ کشمکشِ خریدار و فروشنده را نشان میدهد.
کنارِ این چهار عدد، حجم معاملات هم معمولاً با ستونهای کوچکی زیرِ چارت دیده میشود. حجم یعنی آن روز چند سهم دستبهدست شد. پس نوعِ چارت در واقع تعیین میکند کدامیک از این عددها را ببینید و به چه شکلی.
انواع چارت در تحلیل تکنیکال در یک نگاه
انواعِ نمودارِ قیمت دو خانوادهاند. خانوادهٔ اول زمانمحور است. یعنی هر روز یا هر ساعت یک شمع یا میله دارد، چه قیمت تکان بخورد چه نخورد. نمودار خطی، میلهای، شمعی و هیکن آشی از این خانوادهاند.
خانوادهٔ دوم قیمتمحور است. یعنی شکلِ تازه فقط وقتی کشیده میشود که قیمت به اندازهٔ معینی جابهجا شود. اگر قیمت یک هفته درجا بزند، چیزی اضافه نمیشود. رنکو، نقطه و رقم، کاگی و شکستِ سهخطی از این دستهاند.
جدولِ زیر همه را کنارِ هم گذاشته است. «نویز» یعنی بالا و پایینهای کوچک و بیمعنا که حواس را پرت میکنند.
| نوع چارت | چه چیزی را نشان میدهد | زمان دارد؟ | نویز | بیشترین کاربرد |
|---|---|---|---|---|
| خطی | فقط قیمتِ بسته شدن | بله | کم | دیدنِ روندِ بلندمدت و مقایسهٔ چند سهم |
| میلهای (OHLC) | هر چهار قیمت | بله | زیاد | دیدنِ دقیقِ دامنهٔ نوسانِ هر روز |
| شمعی (کندلی) | هر چهار قیمت، با بدنهٔ رنگی | بله | زیاد | تحلیلِ روزمره و الگوهای شمعی |
| هیکن آشی | میانگینِ قیمتها، نه قیمتِ واقعی | بله | کم | تشخیصِ روند و ماندن در آن |
| رنکو | فقط حرکتهای بزرگتر از اندازهٔ آجر | نه | خیلی کم | حمایت و مقاومتِ تمیز و روندگیری |
| نقطه و رقم | ستونهای X و O بر اساسِ حرکتِ قیمت | نه | خیلی کم | پیدا کردنِ شکستها و هدفِ قیمتی |
همانطور که میبینید، هرچه نویز کمتر باشد، جزئیاتِ کمتری هم میبینید. هیچ چارتی همه چیز را با هم نمیدهد. پس انتخابِ چارت یعنی انتخابِ اینکه چه چیزی را ببینید و از چه چیزی چشم بپوشید.
نمودار خطی (Line Chart): سادهترین چارت
نمودار خطی سادهترین چارت است. نرمافزار فقط قیمتِ بسته شدنِ هر روز را یک نقطه میکند و نقطهها را با یک خط به هم وصل میکند. نتیجه یک منحنیِ پیوسته است که بی هیچ شلوغی، جهتِ کلیِ حرکت را نشان میدهد.
مثلِ این است که هر شب فقط قیمتِ آخرِ روزِ نان را در دفترچه بنویسید. اینکه صبح نانوایی چند حساب کرد و ظهر چند، در دفترچه نمیآید. ولی بعد از یک سال، با یک نگاه میفهمید نان چقدر گران شده است.
قدرتِ نمودار خطی در همین سادگی است. نوسانهای درونِ روز در آن دیده نمیشود، پس چشم روی روندِ اصلی میماند. برای همین بیشترِ نمودارهای خبری و نمودارِ شاخصها خطیاند. نمودارِ شاخص کل بورس مثالِ خوبی برای دیدنِ مسیرِ بلندمدتِ بازار است.
نمودار خطی به چه کاری میآید و چه چیزی را نشان نمیدهد؟
- دیدنِ روندِ بلندمدت: روی چارتِ هفتگی و ماهانه، سقفها و کفهای اصلی را تمیز نشان میدهد.
- مقایسهٔ چند سهم: وقتی دو یا سه نماد را روی یک چارت میگذارید، خطها خیلی خواناتر از شمعها هستند.
- پیدا کردنِ حمایت و مقاومتِ کلی: بعضی تحلیلگران سطحهای اصلی را اول روی نمودار خطی پیدا میکنند، چون سایههای بلند حواسشان را پرت نمیکند.
- چیزی که نمیبینید: بالاترین و پایینترین قیمتِ روز. ممکن است سهمی در طولِ روز ۵٪ بالا و پایین رفته باشد، ولی نمودار خطی فقط یک نقطه نشانتان بدهد.
یک خویشاوندِ نزدیکِ نمودار خطی، نمودار ناحیهای (Area) است که زیرِ خط را رنگ میکند. دادهاش همان است و فقط ظاهرش فرق دارد. پس نمودار خطی برای دیدنِ «تصویرِ بزرگ» عالی است، ولی جزئیاتِ هر روز را از شما پنهان میکند.
نمودار میلهای (Bar Chart): چهار قیمت روی یک میله
نمودار میلهای همان جزئیاتی را که خطی پنهان میکرد، نشان میدهد. برای هر روز یک خطِ عمودی میکشد. سرِ بالای این خط بالاترین قیمتِ روز است و سرِ پایینش پایینترین قیمت.
دو زائدهٔ کوچک هم کنارِ میله هست. زائدهٔ سمتِ چپ قیمتِ باز شدن را نشان میدهد و زائدهٔ سمتِ راست قیمتِ بسته شدن را. اگر زائدهٔ راست بالاتر از چپ باشد، قیمت آن روز بالا رفته و میله معمولاً سبز است. اگر پایینتر باشد، روزِ نزولی بوده و میله قرمز است.
طولِ میله هم حرف دارد. میلهٔ بلند یعنی آن روز جنگِ سختی بینِ خریدار و فروشنده بوده است. میلهٔ کوتاه یعنی بازار آرام بوده است.
نمودار میلهای سالها چارتِ اصلیِ تحلیلگرانِ آمریکایی بود و هنوز هم بعضیها آن را ترجیح میدهند، چون به نظرشان خلوتتر از شمع است. ایرادش این است که تازهکار در یک نگاه نمیفهمد کدام روز صعودی و کدام نزولی بوده است. گونهٔ سادهترش، HLC، قیمتِ باز شدن را حذف میکند و فقط سه قیمت دارد. پس میلهای کامل است، ولی چشم را خسته میکند.
نمودار شمعی یا کندلی (Candlestick): محبوبترین چارت
نمودار شمعی همان چهار قیمتِ نمودار میلهای را نشان میدهد، ولی با یک ترفندِ ساده و هوشمندانه. فاصلهٔ بینِ قیمتِ باز و بسته شدن را با یک مستطیلِ رنگی میکشد که به آن بدنه میگویند. خطهای باریکِ بالا و پایینِ بدنه را سایه یا فتیله مینامند. سایهها بالاترین و پایینترین قیمتِ روز را نشان میدهند.
بدنهٔ سبز یعنی قیمت آخرِ روز بالاتر از اولِ روز بسته شده است. بدنهٔ قرمز یعنی برعکس. همین رنگ است که شمع را خواناترین چارت کرده است. مثلِ چراغِ راهنمایی، در یک نگاه میفهمید آن روز کدام طرف برنده بوده و چقدر قاطع.
ریشهٔ کندلها به بازارِ برنجِ ژاپن در قرنِ هجدهم برمیگردد و آن را به بازرگانی به نامِ Munehisa Homma نسبت میدهند. این روش در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی با کتابهای Steve Nison به غرب رسید. حالا تقریباً همهٔ نرمافزارهای نمودار آن را پیشفرض نشان میدهند. اگر میخواهید اجزای کندل را کامل بشناسید، مقالهٔ نمودار کندل و هر آنچه دربارهٔ کندل باید بدانید را بخوانید.
چرا نمودار شمعی اینقدر طرفدار دارد؟
- خوانایی: رنگ و اندازهٔ بدنه زورِ خریدار یا فروشنده را فوراً نشان میدهد.
- الگوهای شمعی: شکلهایی مثلِ چکش، دوجی و پوشا فقط روی این نمودار معنا دارند. مهمترینهایشان را در الگوهای شمعی مهم برای هر معاملهگر آوردهام.
- دیدنِ گپها: فاصلهٔ خالیِ بینِ دو شمع، یعنی گپ قیمتی، روی نمودار شمعی خیلی واضحتر از خطی است.
- پایهٔ پرایس اکشن: سبکهای پرایس اکشن تقریباً همه بر خواندنِ تکتکِ کندلها بنا شدهاند.
کندل توخالی (Hollow Candles)
کندل توخالی گونهای از نمودار شمعی است که دو خبر را با هم میدهد. توخالی یا توپر بودنِ بدنه میگوید قیمت نسبت به اولِ همان روز بالا رفته یا پایین آمده. رنگِ بدنه میگوید قیمت نسبت به دیروز بالاتر بسته شده یا پایینتر. این نمودار به کارِ کسانی میآید که هم رفتارِ درونِ روز را میخواهند و هم تغییر نسبت به دیروز را. پس اگر فقط یک چارت میخواهید که همه چیز را خوانا نشان بدهد، نمودار شمعی همان است.
مثال عددی: یک داده، سه نمودار
تا اینجا حرف زدیم؛ حالا بیایید با چشم ببینیم. بهترین راه برای فهمیدنِ فرقِ انواعِ چارت این است که یک داده را در همهٔ آنها بکشیم. جدولِ زیر قیمتهای پنج روزِ یک سهمِ فرضی را به تومان نشان میدهد. این عددها ساختگیاند و فقط برای آموزش انتخاب شدهاند.
| روز | باز شدن | بالاترین | پایینترین | بسته شدن |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | ۱٬۰۰۰ | ۱٬۰۴۰ | ۹۹۰ | ۱٬۰۳۰ |
| ۲ | ۱٬۰۳۰ | ۱٬۰۶۰ | ۱٬۰۲۰ | ۱٬۰۵۰ |
| ۳ | ۱٬۰۵۰ | ۱٬۰۵۵ | ۱٬۰۰۰ | ۱٬۰۱۰ |
| ۴ | ۱٬۰۱۰ | ۱٬۰۳۰ | ۹۸۰ | ۱٬۰۲۵ |
| ۵ | ۱٬۰۲۵ | ۱٬۰۸۰ | ۱٬۰۲۰ | ۱٬۰۷۵ |
در کلِ این پنج روز، سهم از ۱٬۰۰۰ به ۱٬۰۷۵ تومان رسیده است؛ یعنی ۷٫۵٪ رشد. ولی راهش صاف نبوده. ببینیم هر نمودار این راه را چطور نشان میدهد.

به روزِ ۴ نگاه کنید. نمودار خطی فقط میگوید قیمت از ۱٬۰۱۰ به ۱٬۰۲۵ رسیده؛ یک روزِ آرام. ولی نمودار میلهای و شمعی چیزِ دیگری میگویند. قیمت در طولِ روز تا ۹۸۰ هم پایین رفته و خریدارها آن را برگرداندهاند.
این سایهٔ بلندِ پایینی برای تحلیلگر یک نشانهٔ مهم است. یعنی فروشندهها زور زدهاند و شکست خوردهاند. همین خبرِ مهم در نمودار خطی کاملاً گم میشود.
روزِ ۳ هم درسِ خودش را دارد. سهم آن روز از ۱٬۰۵۰ به ۱٬۰۱۰ افتاد؛ حدودِ ۴٪ ریزش. شمعِ قرمز و بلندش روی نمودار شمعی در یک نگاه دیده میشود. روی نمودار میلهای باید دقت کنید که زائدهٔ راست پایینتر از چپ است تا بفهمید روزِ نزولی بوده. پس یک داده، بسته به چارت، میتواند قصههای متفاوتی تعریف کند.
نمودار هیکن آشی (Heikin Ashi) چیست؟
هیکن آشی در زبانِ ژاپنی یعنی «میلهٔ میانگین». ظاهرش شبیهِ کندل است، ولی هر شمعش از میانگینِ قیمتهای امروز و دیروز ساخته میشود. نتیجه چارتی نرمتر است که در روندهای قوی، پشتِ سرِ هم شمعهای همرنگ میسازد و بالا و پایینهای کوچک را پنهان میکند.
یک تشبیهِ ساده: فرض کنید بهجای دمای همین لحظه، میانگینِ دمای چند روزِ اخیر را نگاه کنید. یک روزِ سردِ وسطِ تابستان دیگر شما را گول نمیزند و میفهمید فصل هنوز گرم است. ولی وقتی واقعاً پاییز برسد، میانگین دیرتر خبرتان میکند. هیکن آشی دقیقاً همینطور است.
هیکن آشی را چطور حساب میکنند؟
نرمافزارها این حساب را خودشان انجام میدهند. ولی دانستنِ فرمول کمک میکند بفهمید چرا هیکن آشی گاهی با کندلِ معمولی فرق دارد:
- بسته شدن: میانگینِ چهار قیمتِ امروز؛ یعنی (باز + بالاترین + پایینترین + بسته) ÷ ۴.
- باز شدن: میانگینِ باز و بسته شدنِ هیکن آشیِ دیروز. برای اولین شمع، میانگینِ باز و بسته شدنِ واقعیِ همان روز.
- بالاترین: بزرگترین عدد میانِ بالاترین قیمتِ واقعی، باز شدنِ هیکن آشی و بسته شدنِ هیکن آشی.
- پایینترین: کوچکترین عدد میانِ پایینترین قیمتِ واقعی، باز شدنِ هیکن آشی و بسته شدنِ هیکن آشی.
بیایید یک بار با هم حساب کنیم. بسته شدنِ هیکن آشیِ روزِ ۱ میشود (۱٬۰۰۰ + ۱٬۰۴۰ + ۹۹۰ + ۱٬۰۳۰) ÷ ۴ = ۱٬۰۱۵ تومان. باز شدنش هم میانگینِ ۱٬۰۰۰ و ۱٬۰۳۰ است؛ یعنی باز هم ۱٬۰۱۵. همین حساب را برای همهٔ روزها انجام دادهام. ستونِ آخر را با رنگِ کندلِ معمولیِ همان روز مقایسه کنید:
| روز | باز شدن | بسته شدن | بالاترین | پایینترین | رنگ (کندلِ معمولی) |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | ۱٬۰۱۵ | ۱٬۰۱۵ | ۱٬۰۴۰ | ۹۹۰ | خنثی (سبز) |
| ۲ | ۱٬۰۱۵ | ۱٬۰۴۰ | ۱٬۰۶۰ | ۱٬۰۱۵ | سبز (سبز) |
| ۳ | ۱٬۰۲۷٫۵ | ۱٬۰۲۸٫۷۵ | ۱٬۰۵۵ | ۱٬۰۰۰ | سبزِ کوچک (قرمز) |
| ۴ | ۱٬۰۲۸٫۱ | ۱٬۰۱۱٫۲۵ | ۱٬۰۳۰ | ۹۸۰ | قرمز (سبز) |
| ۵ | ۱٬۰۱۹٫۷ | ۱٬۰۵۰ | ۱٬۰۸۰ | ۱٬۰۱۹٫۷ | سبز (سبز) |

از این جدول دو درسِ مهم بیرون میآید. اول، روزِ ۳ را ببینید. سهم حدودِ ۴٪ ریخته، ولی هیکن آشی آن را با یک بدنهٔ کوچکِ سبز نشان داده است. انگار نمودار میگوید: «روند هنوز نشکسته، فقط کمی تردید پیدا شده.»
دوم، روزِ ۴ درست برعکس است. سهم آن روز سبز بسته شده، ولی هیکن آشی قرمز است. این همان تأخیر هیکن آشی است. نرم بودن مجانی نیست؛ بهایش این است که خبر را دیرتر میدهد.
هیکن آشی را چطور بخوانیم و کجا گولمان میزند؟
- شمعهای سبزِ پشتِ سرِ هم بی سایهٔ پایینی: نشانهٔ روندِ صعودیِ قوی. روزِ ۵ مثالِ ما همینطور است؛ پایینترین قیمتش با باز شدن یکی است و سایهٔ پایینی ندارد.
- شمعهای قرمزِ پشتِ سرِ هم بی سایهٔ بالایی: نشانهٔ روندِ نزولیِ قوی.
- بدنهٔ کوچک با سایههای دوطرفه: احتمالِ عوض شدنِ روند یا رسیدن به یک دورهٔ بیجهت.
- قیمتها واقعی نیستند: عددِ بسته شدنِ هیکن آشی هیچوقت در بازار معامله نشده است. حد ضرر، حد سود و گپها را روی کندلِ معمولی پیدا کنید.
- الگوهای شمعیِ کلاسیک جواب نمیدهند: چکش یا پوشا روی هیکن آشی معنای کندلِ معمولی را ندارد.
در بازارِ ما خیلی از کاربرانِ ایچیموکو و روندگیرها از هیکن آشی استفاده میکنند. توصیهٔ من این است که هیکن آشی را کنارِ کندلِ معمولی باز کنید، نه بهجای آن. پس هیکن آشی برای «ماندن در روند» خوب است، نه برای پیدا کردنِ قیمتِ دقیقِ خرید و فروش.
نمودار رنکو (Renko): چارتی که زمان را کنار میگذارد
رنکو از واژهٔ ژاپنیِ «رنگا» به معنای آجر گرفته شده است. این نمودار زمان را کنار میگذارد. فقط وقتی یک آجرِ تازه میکشد که قیمت به اندازهٔ معینی جابهجا شود. اگر قیمت سه روز در یک محدودهٔ کوچک درجا بزند، رنکو هیچ آجری اضافه نمیکند.
رنکو را مثلِ پلههای یک ساختمان تصور کنید. هر بار که یک پلهٔ کامل بالا یا پایین بروید، ثبت میشود. ولی ایستادن روی یک پله، یا نیمقدم بالا و پایین رفتن، هیچجا ثبت نمیشود.
رنکو چطور ساخته میشود؟
- اندازهٔ آجر را انتخاب کنید. میتواند یک عددِ ثابت باشد (مثلاً ۲۰ تومان) یا بر اساسِ ATR، یعنی میانگینِ دامنهٔ نوسانِ روزانهٔ همان سهم، که خودش را با پرنوسان یا کمنوسان بودنِ سهم تنظیم میکند.
- آجرِ همجهت: هر بار که قیمت به اندازهٔ یک آجر بالاتر از سقفِ آخرین آجرِ سبز برود، یک آجرِ سبزِ تازه کشیده میشود.
- آجرِ برگشتی: برای آجرِ قرمز، قیمت باید به اندازهٔ یک آجر زیرِ کفِ آخرین آجر برود. یعنی برگشت دستکم دو برابرِ اندازهٔ آجر حرکت میخواهد.
بیایید مثالِ خودمان را با آجرِ ۲۰ تومانی و شروع از ۱٬۰۰۰ تومان بسازیم:
- روزِ ۱: بسته شدن ۱٬۰۳۰ است. یک آجرِ سبز از ۱٬۰۰۰ تا ۱٬۰۲۰ ساخته میشود.
- روزِ ۲: بسته شدن ۱٬۰۵۰ است. آجرِ دوم از ۱٬۰۲۰ تا ۱٬۰۴۰ اضافه میشود.
- روزِ ۳: قیمت به ۱٬۰۱۰ میرسد. ولی آجرِ قرمز به بسته شدنِ ۱٬۰۰۰ یا پایینتر نیاز دارد. پس هیچ چیز کشیده نمیشود.
- روزِ ۴: بسته شدن ۱٬۰۲۵ است؛ باز هم هیچ آجری.
- روزِ ۵: بسته شدن ۱٬۰۷۵ است. آجرِ سوم از ۱٬۰۴۰ تا ۱٬۰۶۰ ساخته میشود.
نتیجه را ببینید. پنج روز با یک ریزشِ ۴ درصدی، در رنکو فقط سه پلهٔ رو به بالاست. ریزشِ روزِ ۳ اصلاً دیده نمیشود.
رنکو کجا به کار میآید و کجا نه؟
- خوبی: نویز را حذف میکند. نواحی حمایت و مقاومت و خط روند روی آن خیلی تمیز دیده میشوند.
- خوبی: قاعدهٔ ورود و خروج را ساده میکند. تا آجرِ قرمز نیامده، روند برقرار است.
- بدی: زمان و حجم از دست میرود. نمیفهمید یک آجر در یک ساعت ساخته شده یا در یک ماه.
- بدی: نتیجه کاملاً به اندازهٔ آجر بستگی دارد. آجرِ کوچک همان نویز را برمیگرداند و آجرِ بزرگ خبر را دیر میدهد.
- بدی: یک گپِ بزرگ به شکلِ چند آجرِ پشتِ سرِ هم دیده میشود. حسِ یک حرکتِ آرام و پیوسته میدهد که واقعی نیست.
پس رنکو برای دیدنِ روندِ خالص عالی است، به شرطی که یادتان باشد زمان و حجم را از شما گرفته است.
چارتهای کمتر رایج: نقطه و رقم، کاگی، شکست سهخطی و رنجبار
این چهار چارت را کمتر میبینید. ولی خوب است اسمشان را بشناسید تا اگر در نرمافزار به آنها برخوردید، غریبه نباشند.
نمودار نقطه و رقم (Point & Figure)
یکی از قدیمیترین چارتهای غربی است و ریشهاش به اواخرِ قرنِ نوزدهم میلادی برمیگردد. ستونهای X حرکتِ رو به بالا را نشان میدهند و ستونهای O حرکتِ رو به پایین را. مثلِ رنکو زمان را نادیده میگیرد و برای پیدا کردنِ شکستها و تعیینِ هدفِ قیمتی به کار میرود.
نمودار کاگی (Kagi)
کاگی هم ژاپنی است. از خطهای عمودیِ پیوسته ساخته میشود که وقتی قیمت به اندازهٔ معینی برگردد، جهت عوض میکنند. وقتی قیمت از سقف یا کفِ قبلی بگذرد، خط ضخیم یا نازک میشود. این تغییرِ ضخامت به تحلیلگر میگوید کنترلِ بازار دستِ خریدار است یا فروشنده.
شکست سهخطی (Line Break)
در این نمودار خطِ تازه فقط وقتی کشیده میشود که قیمتِ بسته شدن از بالا یا پایینِ خطهای قبلی بگذرد. برای برگشتِ روند، قیمت باید از سه خطِ آخر عبور کند. همین قاعده شکستهای الکی را کم میکند.
رنجبار (Range Bars)
هر میله وقتی بسته میشود که دامنهٔ قیمت به عددِ معینی برسد. در ساعتهای پرنوسان میلههای زیادی میسازد و در ساعتهای آرام تقریباً هیچ. بیشتر به کارِ معاملهگرانِ کوتاهمدت میآید.
مقیاسِ چارت: حسابی یا لگاریتمی؟
جدا از نوعِ چارت، یک انتخابِ دیگر هم دارید: مقیاسِ خطِ عمودی. این انتخاب کوچک به نظر میرسد، ولی در بازارِ پرتورمِ ما میتواند تصویر را کاملاً عوض کند.
در مقیاسِ حسابی هر ۱۰۰ تومان یک فاصلهٔ ثابت دارد. یعنی رفتن از ۱۰۰ به ۲۰۰ تومان همانقدر جا میگیرد که رفتن از ۱٬۰۰۰ به ۱٬۱۰۰ تومان. در نمودار لگاریتمی فاصلهها بر اساسِ درصد کشیده میشوند. پس رشدِ ۱۰۰ به ۲۰۰، که صد درصد است، خیلی بیشتر از رشدِ ۱٬۰۰۰ به ۱٬۱۰۰، که فقط ده درصد است، جا میگیرد.
یک مثالِ آشنا: ۱۰۰ هزار تومان افزایشِ اجاره برای کسی که ماهی یک میلیون تومان اجاره میدهد، ۱۰٪ است. همین ۱۰۰ هزار تومان برای کسی که ماهی ۱۰ میلیون میدهد، فقط ۱٪ است. عدد یکی است، ولی اثرش روی زندگی خیلی فرق دارد. نمودار لگاریتمی همین فرق را نشان میدهد.
برای چند هفته یا چند ماه، فرقِ دو مقیاس ناچیز است. ولی در چارتِ چندساله، بهویژه در بازارِ ایران که تورم قیمتها را چندین برابر کرده، مقیاسِ حسابی حرکتهای قدیمی را صاف و حرکتهای تازه را غولآسا نشان میدهد. پس برای تحلیلِ بلندمدت و کشیدنِ خط روند روی چند سال، مقیاسِ لگاریتمی تصویرِ منصفانهتری میدهد.
چارت در بورس ایران: چند نکته که باید بدانید
اصولِ چارت در همهٔ بازارهای دنیا یکی است. ولی بورسِ ایران چند ویژگی دارد که شکلِ نمودار را عوض میکند. خیلی از تحلیلهای اشتباه از همین چند نکته شروع میشود، پس حواسمان به آنها باشد.
قیمت پایانی یا آخرین قیمت؟
در بورسِ ایران هر نماد آخرِ روز دو قیمت دارد. آخرین قیمت یعنی قیمتِ آخرین معاملهٔ روز. قیمت پایانی یعنی میانگینِ وزنیِ معاملههای روز، که با شرطهایی که بورس تعیین کرده حساب میشود.
بیشترِ نرمافزارهای نمودار اجازه میدهند انتخاب کنید کدامیک «قیمتِ بسته شدن» باشد. در روزهایی که سهم در دقیقههای آخر صف میشود یا صفش میریزد، این دو عدد ممکن است فاصلهٔ زیادی بگیرند. آنوقت کندلِ همان روز دو شکلِ کاملاً متفاوت پیدا میکند. مهم این است که یک مبنا را انتخاب کنید و همیشه با همان کار کنید.
نمودار تعدیلشده
بعد از افزایش سرمایه یا تقسیمِ سود نقدی، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید. ولی ارزشِ دارایی شما کم نشده است. مثلِ یک کیک است که بهجای چهار تکه، هشت تکهاش کنید. تکهها کوچکتر شدهاند، ولی کیک همان کیک است.
اگر روی نمودارِ تعدیلنشده تحلیل کنید، این افت را ریزشِ واقعی میبینید و تصمیمِ اشتباه میگیرید. توضیحِ کامل را در تفاوت نمودار تعدیل شده و بدون تعدیل نوشتهام. قاعدهٔ من ساده است: برای تحلیل تکنیکال همیشه نمودارِ تعدیلشده.
دامنهٔ نوسان و روزهای صف
در بورسِ ایران قیمت هر روز فقط در یک محدودهٔ مجاز میتواند بالا و پایین برود. به این محدوده دامنهٔ نوسان میگویند. وقتی سهم از اولِ تا آخرِ روز در صفِ خرید یا فروش بماند، باز و بسته و بالاترین و پایینترین قیمت یکی میشوند. آنوقت بهجای شمع، فقط یک خطِ افقیِ کوتاه میبینید.
چند روزِ صفِ پشتِ سرِ هم پلههایی میسازد که بیشترِ الگوهای کلاسیک رویشان جواب نمیدهد. نمادی هم که مدتی بسته بوده، معمولاً با یک گپ باز میشود. پس پیش از اینکه روی شکلِ یک کندل نتیجه بگیرید، ببینید آن روز سهم صف بوده یا نه.
کجا چارت ببینیم؟
سامانههای معاملاتیِ کارگزاریها و نرمافزارهای نمودارِ داخلی همهٔ نمادهای بورس و فرابورس را با دادهٔ تعدیلشده نشان میدهند. انواعِ اصلیِ چارت را هم دارند. برای بازارهای جهانی، تریدینگ ویو پرکاربردترین ابزارِ نمودار است. در تریدینگویو نوعِ چارت را از منوی بالای نمودار عوض میکنید. گزینههایی مثلِ میله، کندل، کندلِ توخالی، خط، ناحیه، هیکنآشی، رنکو، کاگی، شکستِ خط و نقطه و رقم در آن هست.
بهترین نوع چارت برای مبتدی کدام است؟
خیلیها میپرسند: «از کدام چارت شروع کنم؟» جوابِ کوتاهِ من این است: نمودار شمعی روی تایم فریمِ روزانه.
دلیلش ساده است. هم همهٔ چهار قیمت را نشان میدهد، هم خواناست، و هم تقریباً همهٔ آموزشها، کتابها و تحلیلهایی که میبینید روی آن است. اگر اول با یک نوعِ دیگر عادت کنید، بعداً مجبورید عادتهایتان را عوض کنید.
کنارِ آن، هر چند وقت یک بار نمودار خطیِ هفتگی را باز کنید تا تصویرِ بزرگ از دستتان نرود. سراغِ هیکن آشی و رنکو وقتی بروید که کندلها را راحت میخوانید و دقیقاً میدانید چه چیزی را میخواهید فیلتر کنید.
جدولِ زیر نشان میدهد هر سبکِ معامله معمولاً با کدام چارت کار میکند:
| سبک | چارتِ اصلی | چارتِ کمکی |
|---|---|---|
| سرمایهگذارِ بلندمدت | خطی، هفتگی یا ماهانه، مقیاسِ لگاریتمی | شمعیِ هفتگی |
| نوسانگیرِ چندروزه تا چندهفتهای | شمعیِ روزانه | خطیِ هفتگی برای روندِ بزرگ |
| روندگیر | شمعیِ روزانه | هیکن آشی برای ماندن در روند |
| معاملهگرِ کوتاهمدت | شمعی در تایم فریمهای ساعتی | رنکو یا رنجبار برای فیلترِ نویز |
این جدول قانون نیست، یک نقطهٔ شروع است. پس با یک چارت شروع کنید، با آن تمرین کنید و فقط وقتی دلیلِ روشنی داشتید، یک چارتِ کمکی کنارش بگذارید.
شش اشتباهِ رایج در کار با چارت
این اشتباهها را خیلی زیاد دیدهام. بعضیهایشان مستقیم پولِ آدم را میبرند:
- حد ضرر روی هیکن آشی: قیمتهای هیکن آشی هیچوقت معامله نشدهاند. سفارشِ واقعی را با کندلِ معمولی تنظیم کنید.
- تحلیل روی نمودارِ تعدیلنشده: افتِ قیمت بعد از افزایش سرمایه یا سود نقدی را با ریزشِ واقعی اشتباه نگیرید.
- عوض کردنِ مداومِ نوعِ چارت: اگر هر بار تحلیلتان با چارتِ فعلی جور درنیامد سراغِ یک نوعِ دیگر بروید، فقط دنبالِ تأییدِ حرفِ خودتان میگردید.
- قضاوت از روی یک کندل: یک شمعِ بلند، بی توجه به روند و حجم و محدودهٔ قیمت، سیگنال نیست.
- بیتوجهی به تایم فریم: شمعی که روی چارتِ ساعتی ترسناک است، روی چارتِ روزانه شاید فقط یک سایهٔ کوچک باشد.
- اندازهٔ آجرِ تصادفی در رنکو: آجر را متناسب با نوسانِ همان سهم انتخاب کنید، نه یک عددِ ثابت برای همهٔ نمادها.
چکلیستِ پیش از نگاه کردن به هر چارت
پیش از اینکه از روی یک چارت تصمیم بگیرید، این هفت سؤال را از خودتان بپرسید:
- نمودار تعدیلشده است؟
- میدانم قیمتِ بسته شدن روی قیمت پایانی است یا آخرین قیمت؟
- اول به تایم فریمِ بزرگتر نگاه کردهام؟
- برای چارتِ چندساله، مقیاسِ لگاریتمی را هم دیدهام؟
- حجم معاملات را کنارِ قیمت دیدهام؟
- اگر از هیکن آشی یا رنکو استفاده میکنم، نقطهٔ ورود و حد ضرر را روی کندلِ معمولی چک کردهام؟
- گپها و روزهای صف را از الگوهای واقعی جدا کردهام؟
سوالات متداول
چارت چیست؟
چارت یا نمودار قیمت تصویرِ بالا و پایین رفتنِ قیمتِ یک دارایی در طولِ زمان است. خطِ افقی زمان و خطِ عمودی قیمت را نشان میدهد. هر نقطه، میله یا شمع نمایندهٔ یک دوره است، مثلاً یک روز یا یک ساعت.
انواع چارت قیمت کداماند؟
سه نوعِ رایج نمودار خطی، میلهای و شمعی هستند. هیکن آشی، کندلِ توخالی، رنکو، نقطه و رقم، کاگی و شکستِ سهخطی هم کاربردهای تخصصیتری دارند و بیشتر برای کم کردنِ نویز و دیدنِ روند به کار میروند.
بهترین نوع چارت برای مبتدی کدام است؟
نمودار شمعی روی تایم فریمِ روزانه بهترین شروع است، چون هر چهار قیمت را نشان میدهد، خواناست و بیشترِ آموزشها بر آن بنا شدهاند. کنارش گاهی نمودار خطیِ هفتگی را هم ببینید تا روندِ بزرگ را گم نکنید.
تفاوت نمودار میلهای و شمعی چیست؟
هر دو چهار قیمتِ باز، بالاترین، پایینترین و بسته را نشان میدهند. در نمودار شمعی فاصلهٔ باز تا بسته با یک بدنهٔ رنگی کشیده میشود، پس صعودی یا نزولی بودنِ هر روز در یک نگاه معلوم است. در میلهای این را از زائدههای کنارِ میله میفهمید.
نمودار هیکن آشی چیست و چه فرقی با کندل دارد؟
هیکن آشی نوعی کندل است که از میانگینِ قیمتهای امروز و دیروز ساخته میشود. روند را نرمتر و با شمعهای همرنگِ پشتِ سرِ هم نشان میدهد، ولی قیمتهایش واقعی نیستند و عوض شدنِ روند را با تأخیر خبر میدهد.
نمودار رنکو برای چه کاری مناسب است؟
رنکو زمان را کنار میگذارد و فقط حرکتهای بزرگتر از اندازهٔ آجر را نشان میدهد. برای دیدنِ روندِ تمیز و حمایت و مقاومت مناسب است، ولی زمان و حجم را از دست میدهید و نتیجه به اندازهٔ آجر بستگی دارد.
نمودار خطی بر اساس کدام قیمت رسم میشود؟
نمودار خطی معمولاً قیمتِ بسته شدنِ هر دوره را به هم وصل میکند. در بورس ایران بیشترِ نرمافزارها اجازه میدهند مبنا را قیمت پایانی یا آخرین قیمت بگذارید. مهم این است که همیشه با یک مبنا کار کنید.
چارت لگاریتمی بهتر است یا حسابی؟
برای چند هفته یا چند ماه فرقی نمیکند. برای چارتِ چندساله، بهویژه وقتی قیمت چندین برابر شده، مقیاسِ لگاریتمی بهتر است، چون حرکتها را بر اساسِ درصد نشان میدهد و رشدهای قدیمی و تازه را منصفانه کنارِ هم میگذارد.
جمعبندی
چارت زبانِ مشترکِ همهٔ تحلیلگرانِ تکنیکال است و انواعِ چارت فقط لهجههای مختلفِ همین زباناند. نمودار خطی تصویرِ بزرگ را میدهد. نمودار میلهای و شمعی جزئیاتِ هر روز را نشان میدهند. هیکن آشی و رنکو نویز را کنار میزنند تا روند را ببینید، ولی بهایش را با تأخیر و از دست رفتنِ جزئیات میپردازید.
هیچکدام «بهترین» نیست. بهترین چارت آن است که با سبک و تایم فریمِ شما جور باشد و همیشه با آن کار کنید. پس اگر تازه شروع کردهاید، چند هفته با نمودار شمعیِ روزانه تمرین کنید و بعد سراغِ اصول تحلیل تکنیکال بروید. اگر یادگیریِ منظم و قدمبهقدم میخواهید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال را ببینید.
