کندل دوجی چیست؟ انواع دوجی و معنی آن در تحلیل تکنیکال
فهرست مطالب۱۲ بخش
- کندل دوجی چیست؟ اول یک یادآوریِ کوتاه از کندل
- دوجی را چطور از یک کندلِ کوچکِ معمولی تشخیص بدهیم؟
- انواع کندل دوجی و معنی هر کدام
- آیا دوجی همیشه نشانهٔ برگشت روند است؟
- ستاره دوجی چیست و چه فرقی با دوجی معمولی دارد؟
- کندل دوجی در بورس تهران: سه تله که در کتابها نیست
- حجم معاملات و تایمفریم: دو چیزی که وزنِ دوجی را عوض میکنند
- چطور با کندل دوجی معامله کنیم؟ یک روشِ قدمبهقدم
- دوجی، پینبار و چکش چه فرقی دارند؟
- پنج اشتباهِ رایج با کندل دوجی
- چکلیستِ پیش از تصمیم با کندل دوجی
- سوالات متداول

کندل دوجی شمعی است که قیمتِ اول و آخرش تقریباً یکی است؛ برای همین بدنهای ندارد و شبیهِ یک «+» یا خطِ نازک دیده میشود. پیامش ساده است: در آن روز نه خریداران برنده شدند، نه فروشندگان. بازار مردد است. دوجی خودش سیگنالِ خرید یا فروش نیست؛ زنگِ «حواست باشد» است.
شاید این اسمِ ژاپنی را از یک تحلیلگر شنیده باشید و فکر کرده باشید موضوعِ پیچیدهای است. نیست. بیایید با هم، قدمبهقدم، ببینیم دوجی چطور ساخته میشود، چند نوع دارد، کجا معنا دارد و کجا گولمان میزند؛ بهخصوص در بورسِ تهران که چند تلهٔ مخصوصِ خودش را دارد.
کندل دوجی چیست؟ اول یک یادآوریِ کوتاه از کندل
هر کندل (یا شمع) خلاصهٔ یک بازهٔ زمانی است؛ مثلاً یک روزِ معاملاتی. چهار عدد را نشان میدهد: قیمتِ باز شدن، قیمتِ بسته شدن، بالاترین قیمت و پایینترین قیمت. اگر با این چهار عدد آشنا نیستید، اول مقالهٔ نمودار کندل و هر آنچه دربارهٔ کندل باید بدانید را بخوانید؛ ده دقیقه وقت میگیرد و بقیهٔ این متن را خیلی روشنتر میکند.
- بدنه یعنی فاصلهٔ قیمتِ باز شدن تا قیمتِ بسته شدن. بدنهٔ بلند یعنی یک طرف محکم برده است.
- سایهٔ بالا یعنی قیمت تا کجا بالا رفت و بعد پس زده شد.
- سایهٔ پایین یعنی قیمت تا کجا پایین آمد و بعد برگشت.
در کندل دوجی، بدنه تقریباً صفر است. یعنی سهم صبح با یک قیمت باز شده، در طولِ روز بالا و پایین رفته، و آخرِ روز دقیقاً یا تقریباً همانجا بسته شده که شروع کرده بود. کلمهٔ «دوجی» هم در ژاپنی تقریباً یعنی «همزمان» یا «یکسان»؛ اشاره به همین یکی بودنِ قیمتِ اول و آخر.
یک تشبیه: طنابکشی که مساوی تمام شد
یک مسابقهٔ طنابکشی را تصور کنید. یک تیم خریداراناند، یک تیم فروشندگان. در طولِ روز گاهی این تیم طناب را چند قدم میکشد، گاهی آن تیم. ولی وقتی سوت پایان زده میشود، طناب دقیقاً سرِ جای اولش است. این یعنی دوجی.
نکتهٔ مهم اینجاست: مساوی شدنِ یک مسابقه بهخودیخود خبرِ بزرگی نیست. ولی اگر یک تیم ده روز پشتِ سرِ هم برده باشد و امروز ناگهان نتوانسته ببرد، این خبر است. پس دوجی را همیشه با روزهای قبلش بخوانید.
دوجی را چطور از یک کندلِ کوچکِ معمولی تشخیص بدهیم؟
در واقعیت، قیمتِ باز و بسته شدن کم پیش میآید دقیقاً یک عدد باشد. پس تحلیلگرها یک قاعدهٔ سرانگشتی دارند: اگر بدنه کمتر از حدودِ ۵ تا ۱۰ درصدِ کلِ طولِ کندل (از نوکِ سایهٔ بالا تا تهِ سایهٔ پایین) باشد، آن را دوجی حساب میکنند. این عدد قانون نیست؛ عرفِ تحلیلگران است.
بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. فرض کنید سهمی امروز با ۱٬۰۰۰ تومان باز شده، بالاترین قیمتش ۱٬۰۳۰ و پایینترینش ۹۷۰ تومان بوده است.
- طولِ کلِ کندل: ۱٬۰۳۰ منهای ۹۷۰ میشود ۶۰ تومان.
- اگر سهم با ۱٬۰۰۲ تومان بسته شود، بدنه ۲ تومان است. ۲ تقسیم بر ۶۰ یعنی حدودِ ۳٪. این دوجی است.
- اگر با ۱٬۰۲۰ تومان بسته شود، بدنه ۲۰ تومان است. ۲۰ تقسیم بر ۶۰ یعنی حدودِ ۳۳٪. این دیگر دوجی نیست؛ یک کندلِ صعودیِ کوچک است.
به کندلی که بدنهاش کوچک است ولی نه آنقدر که دوجی باشد، «فرفره» (Spinning Top) میگویند. فرفره هم تردید را نشان میدهد، ولی ضعیفتر از دوجی. پس برای تشخیص، چشم کافی نیست؛ یک بار حساب کنید تا چشمتان عادت کند.
انواع کندل دوجی و معنی هر کدام
همهٔ دوجیها یک بدنهٔ تقریباً صفر دارند. فرقِ آنها در جای همین بدنه و طولِ سایههاست. شکلِ زیر پنج نوعِ اصلی را کنارِ هم نشان میدهد.

۱. دوجی استاندارد (خنثی)
بدنه وسط است و سایهٔ بالا و پایین کوتاه و تقریباً هماندازهاند. شبیهِ یک علامتِ «+» کوچک. معنایش تردیدِ آرام است: روزِ کمهیجانی بوده و هیچ طرف زورِ زیادی نزده. این نوع، تنها، کمترین ارزش را دارد.
۲. دوجی پایهبلند (سایهبلند)
بدنه وسط است، ولی سایهها هر دو بلندند. یعنی در طولِ روز قیمت هم خیلی بالا رفته و هم خیلی پایین آمده، ولی آخرش سرِ جای اول برگشته. این یعنی جنگِ سخت و بینتیجه. اگر بدنه دقیقاً وسطِ کندل باشد، بعضی کتابها اسمش را «مردِ کالسکهکش» (Rickshaw Man) گذاشتهاند. دوجی پایهبلند بعد از یک روندِ تند، هشدارِ جدیتری از دوجیِ استاندارد است.
۳. دوجی سنجاقک
بدنه در بالای کندل است و فقط یک سایهٔ پایینِ بلند دارد؛ شبیهِ حرفِ «T». داستانش این است: فروشندگان در طولِ روز قیمت را حسابی پایین بردند، ولی خریداران آمدند و تا آخرِ روز همه را پس گرفتند. اگر این کندل بعد از یک روندِ نزولی و روی یک کفِ قیمتی بیاید، نشانهٔ احتمالیِ برگشت به بالاست. شکلش شبیهِ الگوی چکش است، با این فرق که چکش بدنهٔ کوچکی دارد و سنجاقک تقریباً هیچ.
۴. دوجی سنگ قبر
برعکسِ سنجاقک است: بدنه در پایین و یک سایهٔ بالای بلند؛ شبیهِ «T» وارونه. خریداران قیمت را بالا بردند، ولی فروشندگان آن را تا ته پس زدند. اسمِ ترسناکش از همینجاست. اگر بعد از یک روندِ صعودی و نزدیکِ یک سقف ظاهر شود، هشدارِ احتمالیِ برگشت به پایین است.
۵. دوجی چهارقیمتی
هر چهار قیمت یکی است: باز، بسته، بالاترین و پایینترین. روی نمودار فقط یک خطِ افقیِ کوتاه میبینید؛ مثلِ علامتِ «منها». در بازارهای جهانی این نوع خیلی کم دیده میشود و معمولاً یعنی معامله تقریباً نبوده. ولی در بورسِ تهران زیاد میبینیدش، و دلیلش اصلاً تردید نیست. پایینتر مفصل توضیحش میدهم، چون یکی از بزرگترین تلههای تازهکارهاست.
این جدول پنج نوع را خلاصه میکند تا یک جا دمِ دستتان باشد.
| نوع دوجی | شکل | پیام | کجا مهمتر است |
|---|---|---|---|
| استاندارد (خنثی) | «+» کوچک، سایههای کوتاه | تردیدِ آرام | تنها، ارزشِ کمی دارد |
| پایهبلند | «+» با سایههای بلندِ بالا و پایین | جنگِ سخت و بینتیجه | بعد از روندِ تند، در سقف یا کف |
| سنجاقک | «T»، بدنه بالا، سایهٔ پایینِ بلند | خریداران فشارِ فروش را پس زدند | آخرِ روندِ نزولی، روی حمایت |
| سنگ قبر | «T» وارونه، بدنه پایین، سایهٔ بالای بلند | فروشندگان رشد را پس زدند | آخرِ روندِ صعودی، زیرِ مقاومت |
| چهارقیمتی | خطِ افقی، بی سایه | در تهران معمولاً صف است، نه تردید | کمتر قابلِ اتکا |
پس یادتان بماند: سنجاقک در کف و سنگ قبر در سقف معنا دارند. اگر جایشان برعکس باشد، پیامِ روشنی ندارند.
آیا دوجی همیشه نشانهٔ برگشت روند است؟
نه. این مهمترین جملهٔ این مقاله است. دوجی فقط میگوید «امروز کسی نبرد». نمیگوید فردا چه میشود. بارها پیش میآید که بعد از دوجی، روند با همان جهتِ قبلی ادامه پیدا میکند و دوجی فقط یک نفسگیریِ کوتاه بوده است.
دوجی مثلِ چراغِ زردِ چهارراه است. چراغِ زرد نمیگوید «بایست» و نمیگوید «برو». میگوید «سرعتت را کم کن و نگاه کن». رانندهٔ باتجربه با چراغِ زرد ترمز نمیکوبد؛ پایش را از روی گاز برمیدارد و منتظرِ رنگِ بعدی میماند.
سه چیز تعیین میکند یک دوجی چقدر ارزش دارد:
- روندِ قبلش. دوجی بعد از یک روندِ بلند و تند خیلی معنادارتر است تا وسطِ یک بازارِ بیجهت. در بازارِ رنج، یعنی وقتی قیمت بین دو سطح بالا و پایین میرود، دوجی تقریباً هر روز میآید و پیامی ندارد.
- جایش روی نمودار. دوجیای که روی یک سطحِ حمایت یا مقاومت مهم شکل بگیرد، خیلی بیشتر حرف دارد تا دوجیای که وسطِ هیچجا آمده.
- کندلِ بعدی. تأییدِ کندلِ بعدی همهچیز است. اگر بعد از یک سنجاقک در کف، کندلِ بعدی بالاتر از سقفِ دوجی بسته شود، حالا حرفِ جدیتری داریم. اگر نشود، سیگنالی هم نیست.
پس دوجی را جملهٔ اولِ یک داستان ببینید، نه کلِ داستان.
ستاره دوجی چیست و چه فرقی با دوجی معمولی دارد؟
وقتی دوجی وسطِ یک الگوی سهکندلی بنشیند، به آن «ستاره» میگویند. «ستاره» یعنی کندلِ کوچکی که از بدنهٔ کندلِ قبلی فاصله گرفته و تنها بالا یا پایین ایستاده. دوجیِ معمولی یک کندلِ تنهاست؛ ستارهٔ دوجی بخشی از یک ترکیبِ سهتایی است و برای همین اعتبارِ بیشتری دارد.

ستاره صبحگاهی دوجی (نشانهٔ احتمالیِ برگشت به بالا)
- روز اول: یک کندلِ نزولیِ بلند. فروشندگان کاملاً مسلطاند.
- روز دوم: یک دوجی، پایینتر از بدنهٔ روزِ اول. فروشندگان دیگر نتوانستند پیش بروند.
- روز سوم: یک کندلِ صعودیِ بلند که دستکم تا نیمهٔ بدنهٔ روزِ اول بالا میآید. خریداران فرمان را گرفتهاند.
اسمش هم قشنگ است: مثلِ ستارهٔ صبح که خبرِ آمدنِ روز را میدهد.
ستاره عصرگاهی دوجی (نشانهٔ احتمالیِ برگشت به پایین)
دقیقاً برعکس است. اول یک کندلِ صعودیِ بلند، بعد یک دوجی بالاتر از آن، و روزِ سوم یک کندلِ نزولیِ بلند که تا نیمهٔ بدنهٔ روزِ اول پایین میآید. این الگو اغلب نزدیکِ سقفها دیده میشود.
در کتابهای کلاسیک، ستاره باید با یک فاصلهٔ قیمتی (گپ) از کندلِ قبلی جدا شود. در عمل، بهخصوص در نمودارِ روزانهٔ سهام، این فاصله همیشه کامل پیش نمیآید و تحلیلگرها سخت نمیگیرند.
چند ترکیبِ دیگر که اسمشان را میشنوید
- هارامیِ دوجی: یک کندلِ بلند و بعد یک دوجی که کاملاً داخلِ بدنهٔ آن جا میشود. مثلِ بچهای در آغوشِ مادر. میگوید نیروی روندِ قبلی ناگهان خاموش شده.
- سه ستارهٔ دوجی: سه دوجی پشتِ سرِ هم. خیلی کم پیش میآید و تردیدِ عمیق را نشان میدهد.
برای دیدنِ بقیهٔ الگوهای شمعی کنارِ دوجی، مقالهٔ الگوهای شمعی مهم که هر معاملهگر باید بشناسد فهرستِ کاملی دارد. پس ستاره همان دوجی است که دو همسایهٔ قوی پیدا کرده؛ همسایهها هستند که حرفش را محکم میکنند.
کندل دوجی در بورس تهران: سه تله که در کتابها نیست
بیشترِ کتابها و مقالههای دوجی برای بازارهای خارجی نوشته شدهاند. ولی بورسِ تهران چند قاعدهٔ خاص دارد که شکلِ کندلها را عوض میکند. اگر اینها را ندانید، دوجیهایی میبینید که واقعاً دوجی نیستند.
تلهٔ اول: روزِ صف، دوجیِ چهارقیمتی میسازد
در بورسِ ما هر سهم هر روز یک سقف و کفِ مجاز دارد که به آن دامنهٔ نوسان میگویند. سازمان بورس این درصد را هر از گاهی عوض میکند؛ عددِ امروزش را در مقالهٔ قیمت مجاز سهم و دامنهٔ نوسان ببینید. وقتی سهمی از صبح در سقف قفل شود و تا آخرِ روز همانجا معامله شود، هر چهار قیمت یکی میشود و روی نمودار یک خطِ افقی میبینید.
این کندل از نظرِ شکل دوجیِ چهارقیمتی است. ولی پیامش درست برعکسِ تردید است. سهمی که تمامِ روز در صف خرید بوده، یعنی خریدار آنقدر زیاد بوده که قیمت به سقف خورده و جلوتر نرفته. این نهایتِ زورِ خریداران است، نه مساوی شدنِ طنابکشی. صفِ فروش هم دقیقاً برعکس.
پس روی نمودارِ سهام ایرانی، هر خطِ افقی را دوجی حساب نکنید. اول ببینید آن روز سهم در صف بوده یا نه.
تلهٔ دوم: قیمتِ پایانی یا آخرین معامله؟
در بورسِ تهران دو قیمتِ «آخرِ روز» داریم. «آخرین قیمت» قیمتِ آخرین معامله است. «قیمت پایانی» میانگینِ وزنیِ معاملههای روز است، با قاعدههای خودش. خیلی از نرمافزارهای نمودار اجازه میدهند انتخاب کنید کندل با کدام ساخته شود.
همین انتخاب میتواند یک کندل را دوجی کند یا نکند. ممکن است با آخرین قیمت، سهم دقیقاً روی قیمتِ باز شدن بسته شده باشد و دوجیِ قشنگی ببینید؛ ولی با قیمت پایانی، یک کندلِ نزولیِ معمولی باشد. توصیهٔ من این است که یکی را انتخاب کنید و همیشه با همان کار کنید، و پیش از تصمیم، نمودار را با دیگری هم یک نگاه بیندازید.
تلهٔ سوم: نمودارِ تعدیلشده و نشده
وقتی شرکتی سود نقدی میدهد یا افزایشِ سرمایه میدهد، قیمتِ سهمش یکباره پایین میآید. نرمافزارها برای اینکه این افت روی نمودار شبیهِ سقوط نشود، قیمتهای گذشته را «تعدیل» میکنند. این کار بدنه و سایهٔ کندلهای قدیمی را کمی عوض میکند. اگر دوجیای را در گذشته بررسی میکنید، بدانید روی کدام نمودار نگاه میکنید. توضیحِ کاملش در مقالهٔ تفاوت نمودار تعدیلشده و بدون تعدیل آمده است.
این جدول کمک میکند دوجیِ واقعی را از ظاهری جدا کنید.
| چیزی که میبینید | دلیلِ احتمالی | معنای واقعی |
|---|---|---|
| خطِ افقی، حجمِ بالا، قیمت در سقفِ مجاز | صفِ خرید از اول تا آخرِ روز | قدرتِ خریدار، نه تردید |
| خطِ افقی، قیمت در کفِ مجاز | صفِ فروش | قدرتِ فروشنده، نه تردید |
| خطِ افقی، حجمِ خیلی کم | سهمِ کممعامله یا نمادِ تازه بازگشاییشده | داده کافی نیست؛ نادیده بگیرید |
| دوجی فقط با یکی از دو قیمتِ آخرِ روز | فرقِ آخرین قیمت و قیمت پایانی | سیگنالِ ضعیف؛ با دقت بررسی کنید |
| «+» با سایهٔ بلند، حجمِ بالاتر از معمول، بعد از روندِ تند | جنگِ واقعیِ خریدار و فروشنده | دوجیِ واقعی و قابلِ توجه |
پس در بورسِ تهران، پیش از اینکه به شکلِ دوجی دل ببندید، صف، نوعِ قیمت و تعدیل را یک بار چک کنید.
حجم معاملات و تایمفریم: دو چیزی که وزنِ دوجی را عوض میکنند
حجمِ معاملات یعنی آن روز چند سهم دستبهدست شده. دوجی با حجمِ بالا یعنی آدمهای زیادی وارد این طنابکشی شدهاند و باز هم کسی نبرده؛ این جدی است. دوجی با حجمِ خیلی کم یعنی تقریباً کسی بازی نکرده؛ این را جدی نگیرید. برای اینکه بفهمید حجمِ امروز زیاد است یا کم، با میانگین حجم ماه مقایسهاش کنید.
تایمفریم هم مهم است. تایمفریم یعنی هر کندل چه بازهای را نشان میدهد: پنج دقیقه، یک روز یا یک هفته. در نمودارِ پنجدقیقهای دوجی مثلِ قارچ سبز میشود و بیشترش بیمعناست. دوجی روی نمودارِ روزانه حرفِ بیشتری دارد و دوجی روی نمودارِ هفتگی از آن هم بیشتر، چون پشتش یک هفته کشمکش است. برای آشنایی بیشتر، مقالهٔ تایم فریم در تحلیل تکنیکال را ببینید.
پس هر چه تایمفریم بزرگتر و حجم بیشتر باشد، به دوجی بیشتر گوش بدهید.
چطور با کندل دوجی معامله کنیم؟ یک روشِ قدمبهقدم
بیایید یک نمونهٔ آموزشی را از اول تا آخر برویم. سهم و عددها فرضیاند؛ هدف یاد گرفتنِ روش است، نه پیشنهادِ خرید.
- روند را ببینید. فرض کنید سهمی چند هفته پشتِ سرِ هم ریزش کرده و به حدودِ ۹۷۰ تومان رسیده که قبلاً هم دو بار از آنجا برگشته است؛ یعنی یک حمایت.
- دوجی را پیدا کنید. امروز یک دوجی سنجاقک روی همین حمایت شکل گرفته: باز شدن ۱٬۰۰۰، پایینترین ۹۶۵، بالاترین ۱٬۰۰۵ و بسته شدن ۱٬۰۰۱ تومان. حجم هم بالاتر از میانگین بوده.
- چک کنید ظاهری نیست. سهم در صف نبوده و با هر دو نوعِ قیمتِ آخرِ روز، شکلِ کندل تقریباً همین است.
- منتظرِ تأیید بمانید. امروز کاری نکنید. اگر کندلِ بعدی بالاتر از ۱٬۰۰۵ تومان، یعنی سقفِ دوجی، بسته شد، تأیید گرفتهاید. فرض کنیم با ۱٬۰۴۰ تومان بسته شود.
- حدِ ضرر را از اول بنویسید. منطقیترین جا کمی زیرِ تهِ سایهٔ دوجی است. اگر دوجی شکست، داستانش هم باطل شده. حدضرر را مثلاً ۹۶۰ تومان بگذارید.
- ریسک را حساب کنید. از ۱٬۰۴۰ تا ۹۶۰ میشود ۸۰ تومان؛ یعنی حدودِ ۷٫۷٪. از خودتان بپرسید: «اگر این ۷٫۷٪ را از دست بدهم، ناراحتیاش را تحمل میکنم؟» اگر نه، مبلغ را کمتر کنید.
به این دقت کنید: ما با خودِ دوجی وارد نشدیم. دوجی فقط ما را بیدار کرد. تصمیم با کندلِ تأیید و با حدضررِ از پیش نوشته گرفته شد. پس دوجی دلیلِ نگاه کردن است، نه دلیلِ خرید.
ترکیب با اندیکاتورها
خیلی از معاملهگرها دوجی را کنارِ یک ابزارِ دیگر میگذارند تا خیالشان راحتتر شود. چند ترکیبِ رایج:
- دوجی و RSI: RSI یعنی نشانگری که میگوید سهم بیش از حد خریده یا فروخته شده. دوجی سنجاقک وقتی RSI زیرِ ۳۰ است، یا سنگ قبر وقتی بالای ۷۰ است، همدیگر را تقویت میکنند. دربارهٔ این ابزار در مقالهٔ اندیکاتور RSI چیست بیشتر بخوانید.
- دوجی و میانگینِ متحرک: دوجیای که درست روی یک میانگینِ متحرکِ مهم (مثلاً میانگینِ ۵۰ روزه) بنشیند، شبیهِ دوجی روی حمایت است.
- دوجی و واگرایی: اگر قیمت سقفِ تازه زده ولی نشانگرها نزدهاند، و همانجا سنگ قبر آمده، دو هشدار روی هم افتاده است.
پس هر نشانهٔ دیگری که با دوجی همصدا شود، احتمالِ درستی را بالا میبرد؛ ولی هیچ ترکیبی تضمین نمیدهد.
دوجی، پینبار و چکش چه فرقی دارند؟
این سه کندل خیلی شبیهِ هماند و تازهکارها مدام قاطیشان میکنند. فرقِ اصلی در اندازهٔ بدنه است.
| کندل | بدنه | سایه | پیامِ اصلی |
|---|---|---|---|
| دوجی | تقریباً صفر | هر دو طرف یا یک طرف | تردید و تعادل |
| چکش | کوچک، در بالای کندل | پایینِ بلند، دستکم دو برابرِ بدنه | برگشتِ احتمالی بعد از ریزش |
| پینبار | کوچک، در یک سرِ کندل | یک سایهٔ خیلی بلند | پس زدنِ قیمت از یک سطح |
دوجی سنجاقک در واقع خویشاوندِ نزدیکِ چکش است، فقط بدنهاش آب شده. اگر میخواهید این مرز را دقیقتر ببینید، مقالهٔ پینبار چیست هم همین تفاوت را توضیح داده است.
پنج اشتباهِ رایج با کندل دوجی
- معامله با خودِ دوجی. دیدنِ دوجی و خریدنِ فوری، مثلِ گاز دادن با چراغِ زرد است. صبر کنید کندلِ بعدی تکلیف را روشن کند.
- نادیده گرفتنِ جایِ دوجی. دوجی وسطِ یک بازارِ بیجهت تقریباً هیچ معنایی ندارد. اول ببینید روند و حمایت و مقاومت کجاست.
- حساب کردنِ روزِ صف بهعنوان دوجی. در بورسِ تهران، خطِ افقی اغلب نشانهٔ صف است، نه تردید.
- اعتماد به دوجیِ تایمفریمِ کوچک. در نمودارِ چنددقیقهای، دوجی آنقدر زیاد است که بیشترش سر و صداست.
- معامله بدون حدضرر. دوجی هم مثلِ هر الگوی دیگری بارها شکست میخورد. اگر از اول ندانید کجا بیرون میآیید، یک اشتباهِ کوچک بزرگ میشود.
چکلیستِ پیش از تصمیم با کندل دوجی
این چند سؤال را پیش از هر تصمیم از خودتان بپرسید. اگر جوابِ بیشترشان «بله» نیست، صبر کنید.
- بدنه واقعاً کمتر از حدودِ ۱۰٪ طولِ کندل است؟
- پیش از دوجی یک روندِ روشن بوده؟
- دوجی روی یک حمایت یا مقاومتِ مهم نشسته؟
- سهم آن روز در صف نبوده؟
- حجمِ آن روز از میانگینِ ماه بیشتر بوده؟
- روی نمودارِ روزانه یا بزرگتر است، نه چنددقیقهای؟
- کندلِ بعدی جهت را تأیید کرده؟
- حدضرر و مبلغی را که حاضرید از دست بدهید از قبل نوشتهاید؟
حرفِ من این است: الگو را برای این یاد نمیگیریم که بیشتر معامله کنیم؛ یاد میگیریم که کمتر اشتباه کنیم. اگر میخواهید دوجی را در کنارِ روند، حمایت و مقاومت و برنامهٔ معاملاتی یکجا و منظم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده است.
سوالات متداول
کندل دوجی چیست و چه معنایی دارد؟
کندل دوجی شمعی است که قیمتِ باز و بسته شدنش تقریباً یکی است و بدنه ندارد. یعنی در آن بازه نه خریداران برنده شدند و نه فروشندگان. پیامش تردیدِ بازار است، نه سیگنالِ قطعیِ خرید یا فروش.
انواع کندل دوجی کداماند؟
پنج نوعِ اصلی دارد: دوجی استاندارد یا خنثی، دوجی پایهبلند با سایههای بلندِ دو طرف، دوجی سنجاقک با سایهٔ پایینِ بلند، دوجی سنگ قبر با سایهٔ بالای بلند، و دوجی چهارقیمتی که فقط یک خطِ افقی است.
آیا دوجی همیشه نشانهٔ برگشت روند است؟
نه. دوجی فقط میگوید آن روز هیچ طرف برنده نشد. خیلی وقتها روند بعد از آن با همان جهت ادامه پیدا میکند. ارزشِ دوجی به روندِ قبل، جایش روی حمایت یا مقاومت، حجم و تأییدِ کندلِ بعدی بستگی دارد.
ستارهٔ دوجی چه فرقی با دوجی معمولی دارد؟
دوجی معمولی یک کندلِ تنهاست. ستارهٔ دوجی، دوجیای است که وسطِ یک الگوی سهکندلی نشسته؛ مثلاً ستارهٔ صبحگاهی دوجی بعد از یک کندلِ نزولیِ بلند و پیش از یک کندلِ صعودیِ بلند میآید. همین همسایهها اعتبارش را بیشتر میکنند.
دوجی سنجاقک صعودی است یا نزولی؟
دوجی سنجاقک وقتی بعد از یک روندِ نزولی و روی حمایت بیاید، نشانهٔ احتمالیِ برگشت به بالاست، چون خریداران فشارِ فروش را پس زدهاند. ولی تا کندلِ بعدی بالاتر از سقفِ آن بسته نشود، سیگنالِ کامل نیست.
دوجی سنگ قبر چه پیامی دارد؟
دوجی سنگ قبر یعنی خریداران قیمت را بالا بردند، ولی فروشندگان همه را پس زدند و قیمت سرِ جای اول بسته شد. اگر نزدیکِ سقف و بعد از روندِ صعودی بیاید، هشدارِ احتمالیِ برگشت به پایین است و تأییدِ کندلِ بعدی را میخواهد.
بدنهٔ دوجی چقدر باید کوچک باشد؟
قاعدهٔ رایجِ تحلیلگران این است که بدنه کمتر از حدودِ ۵ تا ۱۰ درصدِ کلِ طولِ کندل، از نوکِ سایهٔ بالا تا تهِ سایهٔ پایین، باشد. اگر بزرگتر باشد، معمولاً به آن فرفره یا کندلِ بدنهکوچک میگویند.
چرا در بورس تهران دوجیهای خطی زیاد دیده میشود؟
چون وقتی سهمی کلِ روز در صفِ خرید یا فروش و در سقف یا کفِ دامنهٔ نوسان معامله شود، هر چهار قیمت یکی میشود. این کندل شکلِ دوجی چهارقیمتی دارد، ولی پیامش قدرتِ یک طرف است، نه تردید.
