الگوی QM (کوازیمودو) چیست؟ آموزش شناسایی، ورود و حد ضرر
فهرست مطالب۱۴ بخش
- الگوی QM چیست و چرا اسمش کوازیمودو است؟
- شکست ساختار؛ قلبِ الگوی QM
- الگوی QM چگونه تشکیل میشود؟
- خط QML چیست و چرا قیمت به آن واکنش میدهد؟
- تفاوت الگوی QM و سر و شانه چیست؟
- نقطهٔ ورود در الگوی QM کجاست؟
- ورودِ تهاجمی: سفارش روی خود خط
- ورودِ محافظهکارانه: صبر برای کندلِ تأیید
- حد ضرر و حد سود در الگوی QM
- یک مثالِ عددی قدمبهقدم
- الگوی QM در بورس تهران؛ چند تفاوتِ مهم
- QM نزولی در بورس تهران بیشتر هشدارِ فروش است
- دامنهٔ نوسان و صف، حد ضرر را جابهجا میکند
- نمودارِ درست و تایمفریمِ درست
- چکلیستِ پیش از معامله با الگوی QM
- پنج اشتباهِ رایج در معامله با الگوی QM
- الگوی QM کجای الگوهای پرایس اکشن است؟
- جمعبندی: الگوی QM را اینطور به خاطر بسپارید
- سوالات متداول

الگوی QM یا کوازیمودو یک الگوی بازگشتی در پرایس اکشن است که خبر میدهد روند احتمالاً دارد عوض میشود. نشانهاش این است: قیمت اول ساختارِ روند را میشکند، بعد برمیگردد به سطحِ شانهٔ چپ. همین سطح، که به آن خط QML میگویند، جای ورود است و حد ضرر هم پشتِ سرِ الگو قرار میگیرد.
اگر این توضیح هنوز کمی گنگ است، نگران نباشید. در ادامه با هم قدمبهقدم میبینیم الگو چطور ساخته میشود، چه فرقی با سر و شانه دارد، کجا باید وارد شد و کجا باید بیرون آمد. یک مثالِ عددی هم با هم حساب میکنیم و میبینیم این الگو در بورسِ تهران چه فرقی با بازارهای دیگر دارد.
الگوی QM چیست و چرا اسمش کوازیمودو است؟
نامِ QM کوتاهشدهٔ Quasimodo است؛ همان گوژپشتِ داستانِ «گوژپشتِ نوتردام» نوشتهٔ ویکتور هوگو. شکلِ این الگو روی نمودار یک برآمدگیِ کج دارد که به قوزِ پشتِ او شبیه است. خطِ مهمِ الگو را QML مینویسند، یعنی Quasimodo Level یا «سطحِ کوازیمودو». بعضیها به کلِ الگو هم «الگوی QML» یا «اوور اند آندر» (Over and Under) میگویند.
این الگو جزوِ الگوهای بازگشتی است. یعنی معمولاً در انتهای یک روند پیدا میشود و هشدار میدهد که جهت ممکن است برگردد. الگوی QM دو نوع دارد:
- الگوی QM نزولی: در سقفِ یک روندِ صعودی ساخته میشود و خبر از احتمالِ ریزش میدهد.
- الگوی QM صعودی: در کفِ یک روندِ نزولی ساخته میشود و خبر از احتمالِ رشد میدهد.
QM یکی از الگوهای پرطرفدارِ پرایس اکشن است. پرایس اکشن یعنی تحلیل فقط با نگاه کردن به رفتارِ خودِ قیمت، بدونِ اندیکاتورهای شلوغ. برای همین فهمیدنِ QM به دو مفهومِ سادهٔ «سقف و کف» و «شکست ساختار» بستگی دارد. اول این دو را روشن کنیم.
شکست ساختار؛ قلبِ الگوی QM
هر روند یک ساختار دارد. روندِ صعودی مثلِ بالا رفتن از پله است: هر سقف از سقفِ قبلی بالاتر است و هر کف هم از کفِ قبلی بالاتر. به اینها «سقف بالاتر» و «کفِ بالاتر» میگویند. روندِ نزولی برعکس است: سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر.
تا وقتی این نظم برقرار است، روند سالم است. ولی فرض کنید در روندِ صعودی، قیمت یکباره پایینتر از کفِ قبلی برود. یعنی یکی از پلهها زیرِ پا شکسته است. به این اتفاق «شکست ساختار» میگویند. در الگوی QM همین شکست است که نشان میدهد خریداران دیگر مثلِ قبل زور ندارند.
پس شکست ساختار شرطِ اصلیِ الگوست. اگر کفِ قبلی (در QM نزولی) یا سقفِ قبلی (در QM صعودی) واقعاً شکسته نشده باشد، الگوی QM هم نداریم.
الگوی QM چگونه تشکیل میشود؟
بیایید اول الگوی QM صعودی را ببینیم، چون برای کسی که در بورسِ تهران سهم میخرد کاربردیتر است. قیمت در یک روندِ نزولی است و این پنج قدم به ترتیب پیش میآید:
- شانهٔ چپ: قیمت پایین میآید و یک کف میسازد.
- سقف: کمی بالا میرود و یک سقفِ کوچک میسازد.
- سر: دوباره پایین میآید و این بار کفی پایینتر از شانهٔ چپ میزند. تا اینجا هنوز روند نزولی است.
- شکست ساختار: قیمت با قدرت بالا میرود و از سقفِ قدم ۲ عبور میکند. حالا یک سقفِ بالاتر داریم؛ روندِ نزولی ترک برداشته.
- شانهٔ راست: قیمت دوباره پایین میآید و به سطحِ کفِ شانهٔ چپ میرسد. این همان خط QML و جای ورود است.

الگوی QM نزولی دقیقاً همین شکل است، فقط وارونه. در روندِ صعودی یک سقف (شانهٔ چپ) داریم، بعد یک کف، بعد سقفی بالاتر (سر). سپس قیمت کفِ قبلی را میشکند و کفِ پایینتر میسازد. در آخر قیمت بالا میآید تا سطحِ سقفِ شانهٔ چپ؛ آنجا خط QML است و جای فروش.
پس ترتیب مهم است: اول سر، بعد شکست ساختار، بعد بازگشت به شانهٔ چپ. اگر این ترتیب به هم بخورد، با الگوی دیگری سر و کار دارید.
خط QML چیست و چرا قیمت به آن واکنش میدهد؟
خط QML یک خطِ افقی است که از کف یا سقفِ شانهٔ چپ کشیده میشود. چرا این سطح مهم است؟ چون قیمت یک بار در آن سطح برگشته و یعنی آنجا سفارشهای خرید یا فروشِ زیادی بوده است. به زبانِ پرایس اکشن عرضه و تقاضا، آنجا یک ناحیهٔ عرضه یا تقاضاست.
یک تشبیهِ ساده: فرض کنید در بازارِ محل، یک مغازهدار پارسال میوه را دانهای ۱۰ هزار تومان فروخته و مشتریها هجوم آوردهاند. هر وقت قیمت دوباره به ۱۰ هزار برسد، خیلیها یادشان میآید و برای خرید صف میکشند. خط QML همان «قیمتِ آشنا»ست. معاملهگرانی که بارِ اول جا ماندهاند، یا آنهایی که با شکست ساختار تازه فهمیدهاند روند عوض شده، آنجا منتظرند.
یک دلیلِ دیگر هم هست که در بحثِ «نقدینگی» زیاد شنیده میشود. وقتی قیمت سر را میسازد، حد ضررِ خیلیها فعال میشود و بازیگرانِ بزرگ در همین نقطه سفارشهایشان را پر میکنند. بعد قیمت به سطحی برمیگردد که برایشان جذاب است. این توضیح در میانِ معاملهگرانِ پرایس اکشن رایج است، ولی یک فرضیه است، نه قانون. پس QML را یک «ناحیهٔ احتمالیِ واکنش» ببینید، نه یک دیوارِ تضمینی.
تفاوت الگوی QM و سر و شانه چیست؟
الگوی QM خیلی شبیهِ الگوی سر و شانه است: هر دو یک شانهٔ چپ، یک سر و یک شانهٔ راست دارند. فرقِ اصلی در زمانِ شکست است. در سر و شانه، خطِ گردن بعد از ساخته شدنِ شانهٔ راست میشکند. در QM، کف یا سقفِ میانی پیش از شانهٔ راست شکسته میشود.

این جدول فرقها را کنارِ هم میگذارد:
| ویژگی | سر و شانه | الگوی QM |
|---|---|---|
| زمانِ شکست | بعد از شانهٔ راست، با شکستِ خطِ گردن | پیش از شانهٔ راست، با شکستِ کف یا سقفِ میانی |
| جای ورود | بعد از شکستِ گردن یا برگشت به آن | روی خط QML، همسطحِ شانهٔ چپ |
| ارتفاعِ شانهٔ راست | معمولاً نزدیکِ شانهٔ چپ | تقریباً همسطحِ شانهٔ چپ؛ ملاک همین سطح است |
| زمانِ ورود | دیرتر؛ بخشی از حرکت گذشته | زودتر؛ ورود در شانهٔ راست |
| فاصلهٔ حد ضرر | معمولاً بالای شانهٔ راست | معمولاً پشتِ سر؛ گاهی بزرگتر |
| خانواده | تحلیلِ تکنیکالِ کلاسیک | پرایس اکشن و ساختارِ بازار |
پس QM را میشود نسخهای از سر و شانه دانست که زودتر وارد میشود. این زودتر رسیدن، مزیتش است و خطرش هم: نسبتِ سود به ریسک میتواند بهتر باشد، ولی تأییدِ کمتری هم در دست دارید.
نقطهٔ ورود در الگوی QM کجاست؟
جواب کوتاه: روی خط QML. ولی دو شیوهٔ ورود رایج است و هر کدام برای یک نوع آدم مناسبتر است.
ورودِ تهاجمی: سفارش روی خود خط
در این شیوه، به محضِ شکست ساختار، یک سفارشِ از پیشگذاشته روی سطحِ QML ثبت میکنید. اگر قیمت برگشت و به آن رسید، معامله خودبهخود انجام میشود. مزیتش این است که از بهترین قیمت جا نمیمانید. عیبش این است که اگر قیمت بیتوقف از خط رد شود، شما هم وسطِ ماجرا هستید.
ورودِ محافظهکارانه: صبر برای کندلِ تأیید
در این شیوه صبر میکنید تا قیمت به QML برسد و یک کندلِ برگشتی آنجا ببینید؛ مثلاً یک الگوی شمعی مثلِ پینبار یا پوشا. بعد وارد میشوید. ورودتان کمی دیرتر و گرانتر است، ولی دستِ کم بازار یک نشانه داده که سطح دارد کار میکند.
| شیوه | کِی وارد میشوید | مزیت | عیب |
|---|---|---|---|
| تهاجمی | با رسیدنِ قیمت به QML | بهترین قیمت و حد ضررِ کوتاهتر | معاملههای ناموفقِ بیشتر |
| محافظهکارانه | بعد از کندلِ برگشتی روی QML | تأییدِ بیشتر | گاهی قیمت بی شما میرود |
توصیهٔ من برای تازهکارها شیوهٔ دوم است. جا ماندن از یک معامله دردی ندارد؛ ولی وارد شدن در معاملهٔ اشتباه پولتان را میبرد.
حد ضرر و حد سود در الگوی QM
هیچ الگویی همیشه درست درنمیآید. پس پیش از ورود باید بدانید اگر اشتباه کردید کجا بیرون میآیید. حد ضرر در الگوی QM معمولاً اینطور گذاشته میشود:
- در QM صعودی: کمی زیرِ سر، یعنی پایینترین کفِ الگو.
- در QM نزولی: کمی بالای سر، یعنی بالاترین سقفِ الگو.
منطقش ساده است: اگر قیمت از سر هم گذشت، شکست ساختار بیاعتبار شده و الگو دیگر وجود ندارد. بعضیها برای کوتاهتر کردنِ ضرر، حد ضرر را کمی پشتِ شانهٔ راست میگذارند. ضررِ کوچکتری میدهند، ولی با یک نوسانِ معمولی هم از بازی بیرون میافتند.
برای حد سود معمولاً دو هدف در نظر میگیرند:
- هدفِ اول: سقف یا کفی که شکست ساختار ساخت؛ یعنی جایی که قیمت پیش از برگشت به QML رسیده بود.
- هدفِ دوم: نزدیکترین ناحیهٔ حمایت یا مقاومت بعدی در جهتِ معامله.
یک قاعدهٔ سرانگشتی هم بگذارید کنارِ دستتان: اگر سودِ احتمالی تا هدفِ اول دستکم دو برابرِ ضررِ احتمالی نیست، معامله ارزشش را ندارد. این همان نسبت ریسک به ریوارد است.
یک مثالِ عددی قدمبهقدم
بیایید با هم حساب کنیم. عددها فرضیاند و فقط برای فهمِ روشاند. فرض کنید سهمی در روندِ نزولی است:
- قیمت تا ۱٬۰۰۰ تومان پایین میآید (شانهٔ چپ).
- تا ۱٬۱۰۰ تومان بالا میرود (سقف).
- تا ۹۲۰ تومان میریزد؛ کفی پایینتر از ۱٬۰۰۰ (سر).
- با قدرت تا ۱٬۱۸۰ تومان بالا میرود و سقفِ ۱٬۱۰۰ را میشکند (شکست ساختار).
- دوباره پایین میآید و به ۱٬۰۰۰ تومان میرسد؛ یعنی خط QML.
حالا سه عدد را مشخص میکنیم. ورود: ۱٬۰۰۰ تومان. حد ضرر: کمی زیرِ سر، مثلاً ۹۱۰ تومان. هدفِ اول: سقفِ تازه، یعنی ۱٬۱۸۰ تومان.
- ضررِ احتمالی هر سهم: ۱٬۰۰۰ منهای ۹۱۰ یعنی ۹۰ تومان؛ حدودِ ۹٪.
- سودِ احتمالی هر سهم تا هدفِ اول: ۱٬۱۸۰ منهای ۱٬۰۰۰ یعنی ۱۸۰ تومان؛ حدودِ ۱۸٪.
- نسبتِ سود به ضرر: ۱۸۰ تقسیم بر ۹۰ یعنی ۲ به ۱. این قابلِ قبول است.
حالا مهمترین قسمت: چقدر بخریم؟ فرض کنید کلِ سرمایهٔ شما در بورس ۱۰۰ میلیون تومان است و قاعدهٔ شما این است که در هر معامله بیشتر از ۲٪ کلِ سرمایه، یعنی ۲ میلیون تومان، ضرر نکنید. هر سهم حداکثر ۹۰ تومان ضرر دارد. پس ۲ میلیون تقسیم بر ۹۰ میشود حدودِ ۲۲ هزار سهم. ۲۲ هزار سهمِ ۱٬۰۰۰ تومانی یعنی حدودِ ۲۲ میلیون تومان خرید.
ببینید چه شد: الگو به ما نگفت «همهٔ پول را بیاور». گفت ورود کجاست و اشتباه کجاست؛ اندازهٔ خرید را خودمان از روی ضررِ قابلتحمل حساب کردیم. کارمزدِ خرید و فروش را هم فراموش نکنید؛ همین چند دهم درصد، سودِ معاملههای کوچک را میخورد. به این روش «مدیریت سرمایه» میگویند و از خودِ الگو مهمتر است.
الگوی QM در بورس تهران؛ چند تفاوتِ مهم
بیشترِ آموزشهایی که دربارهٔ QM میبینید برای بازارهایی نوشته شده که در هر دو جهت میشود معامله کرد. بورسِ تهران چند فرقِ مهم دارد که باید حواسمان باشد.
QM نزولی در بورس تهران بیشتر هشدارِ فروش است
در بازارِ سهامِ ایران، سهامدارِ معمولی عملاً نمیتواند با پیشبینیِ ریزش سود کند. پس QM نزولی برای ما «سیگنالِ معامله در جهتِ ریزش» نیست؛ هشدار است. اگر سهمی دارید و الگوی QM نزولی روی نمودارش کامل شده، رسیدنِ قیمت به خط QML میتواند جای خوبی برای سبک کردنِ سهم یا گرفتنِ سود باشد.
دامنهٔ نوسان و صف، حد ضرر را جابهجا میکند
در بورسِ تهران قیمتِ هر سهم در یک روز فقط تا یک سقف و کفِ مشخص میتواند حرکت کند. اگر سهم صفِ فروش شود، ممکن است حد ضررتان چند روز اجرا نشود و ضررِ واقعی خیلی بیشتر از عددِ روی کاغذ باشد. پس در سهمهایی که زیاد صف میشوند، حجمِ خرید را کوچکتر بگیرید.
نمودارِ درست و تایمفریمِ درست
سقفها و کفهای الگو را روی نمودارِ تعدیلشده پیدا کنید؛ وگرنه افزایش سرمایه یا سود نقدی یک «شکست ساختار»ِ قلابی میسازد. فرقش را در مقالهٔ نمودار تعدیلشده و بدون تعدیل توضیح دادهایم. در سهمهایی که حجمِ معاملهٔ کمی دارند هم تایمفریمهای کوتاه پر از نوسانِ بیمعناست؛ نمودارِ روزانه معمولاً تصویرِ تمیزتری میدهد.
پس QM در بورسِ تهران هم کار میکند، ولی با این سه حواسجمعی: نزولیاش را برای خروج بخوانید، صف را در حد ضرر حساب کنید، و الگو را روی نمودارِ درست ببینید.
چکلیستِ پیش از معامله با الگوی QM
پیش از هر معامله، اینها را یکییکی تیک بزنید:
- پیش از الگو واقعاً روندی بوده که حالا بخواهد برگردد؟
- سر از شانهٔ چپ پایینتر (در QM صعودی) یا بالاتر (در QM نزولی) است؟
- شکست ساختار با بسته شدنِ کندل اتفاق افتاده، نه فقط با یک سایهٔ کوتاه؟
- خط QML را دقیق از شانهٔ چپ کشیدهاید؟
- حد ضرر را پیش از ورود نوشتهاید؟
- سودِ احتمالی تا هدفِ اول دستکم دو برابرِ ضررِ احتمالی است؟
- اندازهٔ خرید را از روی ضررِ قابلتحمل حساب کردهاید؟
- در تایمفریمِ بالاتر، روبهروی قیمت یک مقاومت یا حمایتِ بزرگ نیست؟
پنج اشتباهِ رایج در معامله با الگوی QM
- دیدنِ QM در هر جای نمودار. وقتی الگویی را تازه یاد میگیریم، همهجا میبینیمش. در بازارِ بیروند و رنج، سقف و کفها بیمعنا تکرار میشوند و QM واقعی نیست.
- شکست ساختارِ ضعیف را جدی گرفتن. اگر قیمت فقط با یک سایه کمی از کف یا سقف رد شده و برگشته، شکستی رخ نداده است. ممکن است اصلاً یک تله گاوی یا تلهٔ خرسی باشد.
- معامله بدون حد ضرر. «صبر میکنم برگردد» پرهزینهترین جملهٔ بازار است. QM هم خطا دارد.
- ورود در هر بارِ برخورد. بهترین واکنش معمولاً اولین بارِ رسیدن به QML است. هر بار که قیمت دوباره به خط برمیگردد، سفارشهای آنجا کمتر میشود.
- تکیه به یک الگوی تنها. QM یک ابزار است، نه کلِ سیستم. روندِ بزرگتر، حجم و خبرِ شرکت را هم ببینید.
الگوی QM کجای الگوهای پرایس اکشن است؟
QM در ایران بیشتر در سبکهایی مثلِ RTM و پرایس اکشنِ عرضه و تقاضا درس داده میشود. در این سبکها، QM معمولاً تنها نیست: کنارِ آن، ناحیههای عرضه و تقاضا، کندلهای قوی و ساختارِ تایمفریمِ بالاتر را هم نگاه میکنند. اگر میخواهید بدانید هر سبک چه دیدگاهی دارد، مقالهٔ انواع سبکهای پرایس اکشن نقشهٔ خوبی میدهد.
به نظرِ من بهترین راهِ یادگیری این است که اول الگو را روی نمودارهای گذشته پیدا کنید و بنویسید اگر وارد شده بودید چه میشد. بیست سی نمونه که ثبت کنید، خودتان میفهمید در کدام سهمها و چه شرایطی جواب میدهد. اگر هم میخواهید پایههای تکنیکال را منظم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال از همین مفاهیمِ پایه شروع میکند.
جمعبندی: الگوی QM را اینطور به خاطر بسپارید
الگوی QM سه حرکت دارد: قیمت یک سر میسازد، ساختار را میشکند، و به سطحِ شانهٔ چپ برمیگردد. ورود روی خط QML است، حد ضرر پشتِ سر، و هدفِ اول جایی که شکست ساختار به آن رسید. فرقِ اصلیاش با سر و شانه این است که شکست پیش از شانهٔ راست رخ میدهد.
پس دفعهٔ بعد که الگویی شبیهِ QM دیدید، پیش از هر کاری این سه عدد را بنویسید: ورود، حد ضرر، هدف. اگر نسبتشان دستکم ۲ به ۱ نبود، از کنارش بگذرید. تصمیمِ نهایی با خودتان.
سوالات متداول
الگوی QM چیست؟
الگوی QM یا کوازیمودو یک الگوی بازگشتی در پرایس اکشن است. قیمت اول ساختارِ روند را میشکند و بعد به سطحِ شانهٔ چپ، یعنی خط QML، برمیگردد. این سطح جای احتمالیِ ورود است و نشان میدهد روند ممکن است عوض شود.
الگوی QM چگونه تشکیل میشود؟
در نوعِ صعودی، قیمت یک کف (شانهٔ چپ)، یک سقف و یک کفِ پایینتر (سر) میسازد. بعد سقفِ قبلی را میشکند و دوباره پایین میآید تا سطحِ شانهٔ چپ. نوعِ نزولی همین شکل است، فقط وارونه.
تفاوت QM و سر و شانه چیست؟
در سر و شانه، خطِ گردن بعد از ساخته شدنِ شانهٔ راست میشکند. در QM، کف یا سقفِ میانی پیش از شانهٔ راست شکسته میشود و ورود روی سطحِ شانهٔ چپ است. برای همین QM زودتر وارد میشود ولی تأییدِ کمتری دارد.
نقطه ورود در الگوی QM کجاست؟
ورود روی خط QML است، یعنی سطحِ کف یا سقفِ شانهٔ چپ. میشود با سفارشِ از پیشگذاشته روی همین خط وارد شد، یا صبر کرد تا یک کندلِ برگشتی آنجا شکل بگیرد. شیوهٔ دوم برای تازهکارها امنتر است.
حد ضرر الگوی QM کجاست؟
معمولاً کمی آنطرفِ سرِ الگو؛ در QM صعودی کمی زیرِ پایینترین کف و در QM نزولی کمی بالای بالاترین سقف. اگر قیمت از سر بگذرد، شکست ساختار بیاعتبار شده و الگو دیگر وجود ندارد.
خط QML چیست؟
QML کوتاهشدهٔ Quasimodo Level است؛ خطی افقی که از کف یا سقفِ شانهٔ چپ کشیده میشود. قیمت یک بار در این سطح برگشته، پس احتمال دارد دوباره آنجا واکنش نشان دهد. این سطح جای ورود در الگوی QM است.
آیا الگوی QM در بورس ایران کار میکند؟
بله، ولی با سه تفاوت. QM نزولی در بورسِ تهران بیشتر هشدارِ فروش است، چون سهامدارِ معمولی نمیتواند از ریزش سود کند. صف و دامنهٔ نوسان ممکن است اجرای حد ضرر را عقب بیندازد. و الگو باید روی نمودارِ تعدیلشده دیده شود.
الگوی QM در چه تایم فریمی بهتر است؟
الگو در همهٔ تایمفریمها دیده میشود، ولی در تایمفریمهای بالاتر معتبرتر است. در سهمهای ایرانی با حجمِ معاملهٔ کم، نمودارِ روزانه معمولاً نتیجهٔ تمیزتری میدهد. همیشه جهتِ تایمفریمِ بالاتر را هم بررسی کنید.
