هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

نظریه داو چیست؟ اصول شش‌گانهٔ تئوری داو در تحلیل تکنیکال به زبان ساده

فهرست مطالب۱۰ بخش
  1. چارلز داو کیست و نظریه داو از کجا آمد؟
  2. اصول نظریه داو: شش قاعده به زبانِ ساده
  3. اصل اول: قیمت همه‌چیز را در خودش دارد
  4. اصل دوم: بازار سه روند دارد (روند اولیه و ثانویه و جزئی)
  5. اصل سوم: سه مرحلهٔ روند اصلی
  6. اصل چهارم: تأیید متقابل شاخص‌ها
  7. اصل پنجم: حجم معاملات روند را تأیید می‌کند
  8. اصل ششم: روند تا نشانهٔ روشنِ برگشت ادامه دارد
  9. روند را با سقف و کف چطور بشناسیم؟
  10. چرا داو فقط به قیمت پایانی نگاه می‌کرد؟
  11. نظریه داو در بورس ایران کاربرد دارد؟
  12. نقدِ نظریه داو: کجا جواب نمی‌دهد؟
  13. تئوری داو در تحلیل تکنیکال امروز: ریشهٔ کدام سبک‌هاست؟
  14. چک‌لیستِ داو پیش از هر تصمیم
  15. سوالات متداول
  16. جمع‌بندی
نظریه داو چیست؟ اصول شش‌گانهٔ تئوری داو در تحلیل تکنیکال به زبان ساده

نظریه داو مجموعه‌ای از شش قاعدهٔ ساده دربارهٔ رفتارِ بازار است که از یادداشت‌های چارلز داو، بنیان‌گذارِ روزنامهٔ وال‌استریت ژورنال، بیرون آمده. حرفِ اصلی‌اش این است: بازار در قالبِ روند حرکت می‌کند، روندِ بزرگ تا نشانهٔ روشنِ برگشت ادامه دارد، و هر روند باید با شاخص‌ها و حجمِ معاملات تأیید شود.

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «این همه ابزار و اندیکاتور هست؛ چرا باید یک نظریهٔ صدوبیست‌ساله را یاد بگیرم؟» جوابم ساده است. تقریباً هر چیزی که امروز در تحلیل تکنیکال می‌شنوید، از سقف و کف گرفته تا روند و حجم، اول بار در همین نوشته‌ها آمده. کسی که تئوری داو را بفهمد، بقیهٔ سبک‌ها را راحت‌تر می‌فهمد.

چارلز داو کیست و نظریه داو از کجا آمد؟

چارلز داو (Charles H. Dow) روزنامه‌نگارِ اقتصادیِ آمریکایی بود. او در سالِ ۱۸۸۲ همراه با ادوارد جونز و چارلز برگستریسر شرکتِ Dow Jones & Company را ساخت. چند سال بعد، در ۱۸۸۹، همین شرکت روزنامهٔ وال‌استریت ژورنال را راه انداخت.

داو می‌خواست حالِ کلیِ بازار را با یک عدد نشان بدهد. برای همین میانگینِ قیمتِ چند سهمِ مهم را حساب می‌کرد. یکی میانگینِ شرکت‌های صنعتی بود که از ۱۸۹۶ منتشر شد و امروز همان شاخص داو جونز است. دیگری میانگینِ شرکت‌های راه‌آهن بود که بعدها نامش به «میانگینِ حمل‌ونقل» تغییر کرد.

نکتهٔ جالب این است که خودِ داو هیچ‌وقت کتابی به نامِ «نظریه» ننوشت. او حدودِ ۲۵۰ سرمقاله در روزنامه نوشت و در ۱۹۰۲ درگذشت. بعد از او دیگران این نوشته‌ها را جمع و مرتب کردند:

  • ساموئل نلسون در ۱۹۰۳ یادداشت‌ها را در یک کتاب آورد و اولین بار اسمِ «نظریهٔ داو» را به کار برد.
  • ویلیام پیتر همیلتون، جانشینِ داو در روزنامه، در ۱۹۲۲ کتابِ «فشارسنجِ بازارِ سهام» را نوشت و اصول را دسته‌بندی کرد.
  • رابرت ریا در ۱۹۳۲ کتابِ «تئوری داو» را منتشر کرد و اصول را به همان شکلی درآورد که امروز در کتاب‌ها می‌خوانیم.

پس وقتی می‌گوییم «نظریه داو»، منظور فکرِ داو است که همیلتون و ریا شکلِ نهایی‌اش را داده‌اند.

اصول نظریه داو: شش قاعده به زبانِ ساده

اصول نظریه داو شش قاعده است. پیش از اینکه یکی‌یکی بازشان کنیم، این جدول تصویرِ کلی را جلوی چشم‌تان می‌گذارد.

شش اصلِ تئوری داو در یک نگاه
اصلبه زبانِ سادهدر عمل یعنی
۱. قیمت همه‌چیز را نشان می‌دهدهر خبری که مردم دارند، در قیمت آمدهبه‌جای دنبال‌کردنِ شایعه، خودِ نمودار را ببینید
۲. بازار سه روند داردروندِ اصلی، ثانویه و جزئی هم‌زمان هستنداول بفهمید در کدام روند معامله می‌کنید
۳. روندِ اصلی سه مرحله داردآغازِ آرام، رشدِ همگانی، هیجانِ آخردیر رسیدن یعنی خریدن در مرحلهٔ هیجان
۴. شاخص‌ها باید هم را تأیید کنندیک شاخص به‌تنهایی کافی نیستبه هم‌جهتیِ چند شاخص نگاه کنید
۵. حجم باید روند را تأیید کندروندِ سالم با حجمِ بیشتر جلو می‌رودرشدِ بی‌حجم را با احتیاط ببینید
۶. روند تا نشانهٔ برگشت ادامه داردروند تا ثابت نشده تمام است، تمام نیستزودتر از بازار حکمِ برگشت ندهید

شش اصل در یک جدول جا شد؛ ولی هر کدام نکته‌ای دارد که در نگاهِ اول دیده نمی‌شود. برویم سراغِ تک‌تکِ آن‌ها.

اصل اول: قیمت همه‌چیز را در خودش دارد

داو می‌گفت میانگینِ قیمت‌ها حاصلِ تصمیمِ هزاران خریدار و فروشنده است. هر کدامِ این آدم‌ها چیزی می‌داند یا حدسی می‌زند. پس هر خبری که در بازار هست، از گزارشِ مالی تا ترسِ مردم، دیر یا زود در قیمت پیدا می‌شود.

یک تشبیهِ ساده: قیمتِ گوجه در میدانِ تره‌بار را در نظر بگیرید. شما شاید ندانید سرما محصول را خراب کرده، ولی وقتی می‌بینید قیمت دو برابر شده، می‌فهمید اتفاقی افتاده. نمودار هم همین کار را می‌کند. این اصل بعدها اولین باورِ پایهٔ تحلیل تکنیکال شد.

یک استثنا را خودِ داو هم قبول داشت: حادثه‌های ناگهانی مثلِ زلزله یا جنگ را هیچ قیمتی از پیش نمی‌داند. ولی بازار خیلی زود آن را هم هضم می‌کند.

اصل دوم: بازار سه روند دارد (روند اولیه و ثانویه و جزئی)

داو بازار را به دریا تشبیه می‌کرد. در دریا جزر و مد هست، موج هست، و موج‌های ریزِ روی آب. هر سه هم‌زمان اتفاق می‌افتند. بازار هم همین‌طور است:

  • روندِ اولیه یا اصلی (جزر و مد): حرکتِ بزرگِ بازار که معمولاً از کمتر از یک سال تا چند سال طول می‌کشد. اگر صعودی باشد به آن «بازارِ گاوی» و اگر نزولی باشد «بازارِ خرسی» می‌گویند.
  • روندِ ثانویه (موج): حرکتِ خلافِ جهتِ روندِ اصلی که چند هفته تا چند ماه طول می‌کشد. به آن «اصلاح» هم می‌گویند. طبقِ نوشته‌های پیروانِ داو، معمولاً یک‌سوم تا دوسومِ حرکتِ قبلی را پس می‌گیرد.
  • روندِ جزئی (موجِ ریز): نوسان‌های چندروزه که بیشتر از سرِ هیجان و خبرهای کوچک است. داو آن را کم‌اهمیت می‌دانست، چون راحت دستکاری می‌شود.
سه روند اولیه، ثانویه و جزئی در نظریه داو
روند اولیه مثل جزر و مد، روند ثانویه مثل موج و روند جزئی مثل موج‌های ریز است؛ هر سه هم‌زمان رخ می‌دهند.

همان «نصفِ حرکت» که در سطح‌های فیبوناچی هم می‌بینید، از همین‌جا آمده است. پس اولین پرسش پیش از هر معامله این است: من دارم با کدام روند همراه می‌شوم؟ کسی که در اصلاحِ یک روندِ صعودیِ بزرگ می‌ترسد و می‌فروشد، موج را با جزر و مد اشتباه گرفته.

اصل سوم: سه مرحلهٔ روند اصلی

به نظرِ داو، هر روندِ اصلیِ صعودی سه مرحله دارد. فکرش را که بکنید، این سه مرحله بیشتر از هر چیز دربارهٔ رفتارِ آدم‌هاست تا عدد:

  1. مرحلهٔ انباشت: هنوز همه ناامیدند و خبرها بد است. آدم‌های باتجربه آرام‌آرام و بی‌سروصدا می‌خرند. قیمت تکانِ زیادی نمی‌خورد.
  2. مرحلهٔ مشارکتِ عمومی: خبرها کم‌کم خوب می‌شود. سودِ شرکت‌ها بالا می‌رود و تحلیلگرها هم وارد می‌شوند. این طولانی‌ترین و سالم‌ترین بخشِ رشد است.
  3. مرحلهٔ هیجان یا توزیع: همه از بورس حرف می‌زنند؛ از راننده تاکسی تا مهمانیِ خانوادگی. تازه‌واردها با عجله می‌خرند و همان آدم‌های باتجربهٔ مرحلهٔ اول آرام‌آرام سهم‌شان را به آن‌ها می‌فروشند.

روندِ نزولی هم برعکس است: توزیعِ آرام، فروشِ گسترده، و در آخر ناامیدی و فروشِ وحشت‌زده. اگر این چرخه برایتان آشناست، حق دارید. الگوی وایکوف همین «انباشت و توزیع» را بعدها با جزئیاتِ بیشتر شرح داد.

پس اگر روزی دیدید همهٔ اطرافیان از سودِ بورس حرف می‌زنند، از خودتان بپرسید: نکند در مرحلهٔ سوم باشیم؟

اصل چهارم: تأیید متقابل شاخص‌ها

داو می‌گفت یک روندِ صعودی وقتی واقعی است که هم میانگینِ صنعتی و هم میانگینِ حمل‌ونقل سقفِ تازه بزنند. منطقش ساده بود: کارخانه‌ها کالا می‌سازند و راه‌آهن آن را جابه‌جا می‌کند. اگر کارخانه‌ها رونق دارند ولی قطارها خالی می‌روند، پس کالاها فروش نمی‌رود و رونق دوام ندارد.

این قاعده را می‌شود به یک جملهٔ کلی‌تر تبدیل کرد: به یک شاخص یا یک سهم دل نبندید. وقتی چند شاخصِ مرتبط هم‌جهت حرکت نمی‌کنند، به این «واگرایی» می‌گویند و یعنی چیزی درست نیست. دربارهٔ اینکه هر شاخص دقیقاً چه چیزی را می‌سنجد، مقالهٔ شاخص بورس چیست را بخوانید.

اصل پنجم: حجم معاملات روند را تأیید می‌کند

حجمِ معاملات یعنی چند سهم در یک روز دست‌به‌دست شده. داو می‌گفت در روندِ صعودیِ سالم، روزهایی که قیمت بالا می‌رود حجم بیشتر است و روزهای اصلاح حجم کمتر. در روندِ نزولی برعکس.

یک مثالِ ساده (عددها فرضی‌اند): سهمی سه روز پشتِ سرِ هم ۳٪ بالا می‌رود. روزِ اول ۱۰ میلیون سهم معامله شده، روزِ دوم ۶ میلیون و روزِ سوم ۳ میلیون. قیمت بالا رفته، ولی خریدارها هر روز کمتر شده‌اند. این مثلِ ماشینی است که هنوز جلو می‌رود ولی بنزینش دارد تمام می‌شود. داو چنین رشدی را با احتیاط نگاه می‌کرد.

یادتان باشد که در نظریه داو، حجم فقط نقشِ «تأییدکننده» دارد. سیگنالِ اصلی از قیمت می‌آید و حجم فقط می‌گوید آن سیگنال چقدر جدی است.

اصل ششم: روند تا نشانهٔ روشنِ برگشت ادامه دارد

این اصل شاید از همه کاربردی‌تر باشد. روندی که شروع شده، تا وقتی نشانهٔ قطعیِ برگشت نیامده، ادامه دارد. بیشترِ ضررها از اینجا می‌آید که آدم زودتر از بازار حکم می‌دهد: «دیگر بس است، این سهم خیلی بالا رفته.»

ولی نشانهٔ برگشت چیست؟ پاسخِ داو به سقف‌ها و کف‌ها برمی‌گردد که در بخشِ بعد با یک مثالِ عددی بازش می‌کنیم.

روند را با سقف و کف چطور بشناسیم؟

در تئوری داو، روندِ صعودی یعنی هر سقف از سقفِ قبلی بالاتر و هر کف از کفِ قبلی بالاتر باشد. روندِ نزولی برعکس است: سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر. اگر هیچ‌کدام نبود، بازار در حالِ رنج یا خنثی است.

بیایید با هم یک مثال را قدم‌به‌قدم ببینیم. فرض کنید شاخصی این مسیر را رفته است (عددها فقط مثال‌اند):

  1. از ۱۰۰ بالا می‌رود و به ۱۲۰ می‌رسد. این سقفِ اول است.
  2. اصلاح می‌کند و تا ۱۱۰ پایین می‌آید. این کفِ اول است. نصفِ حرکت را پس داده؛ اصلاحی عادی.
  3. دوباره بالا می‌رود و به ۱۳۰ می‌رسد. سقفِ تازه از ۱۲۰ بالاتر است. روند سالم است.
  4. این بار تا ۱۱۵ پایین می‌آید. کفِ تازه از ۱۱۰ بالاتر است. هنوز همه‌چیز خوب است.
  5. بالا می‌رود ولی فقط تا ۱۲۵. این سقف از ۱۳۰ پایین‌تر است. اولین هشدار.
  6. بعد به زیرِ ۱۱۵ می‌شکند. کفِ قبلی از دست رفت. حالا طبقِ نظریه داو، برگشتِ روند تأیید شده.
مثال سیگنال برگشت روند در نظریه داو با سقف پایین‌تر و شکست کف
مثال فرضی: سقف پایین‌تر از ۱۳۰ و سپس شکستن کف ۱۱۵، برگشت روند را تأیید می‌کند.

به این شکل در تحلیل تکنیکال «سیگنالِ فروشِ داو» می‌گویند: سقفِ پایین‌تر، و بعد شکستنِ آخرین کف. پس تا وقتی کفِ ۱۱۵ نشکسته، از نگاهِ داو روندِ صعودی هنوز زنده است، هر چقدر هم دلتان شور بزند. دربارهٔ رسمِ درستِ این نقطه‌ها، مقالهٔ روند بازار و رسم خط روند را ببینید.

چرا داو فقط به قیمت پایانی نگاه می‌کرد؟

داو بالا و پایینِ قیمت در طولِ روز را چندان جدی نمی‌گرفت. معیارش قیمتِ بسته‌شدن بود. دلیلش این بود که نوسانِ وسطِ روز پر از هیجان است؛ ولی قیمتِ آخرِ روز نشان می‌دهد خریدار و فروشنده بعد از یک روز کشمکش کجا به توافق رسیده‌اند.

یک نکتهٔ مهم برای بازارِ ایران: در بورسِ تهران «قیمتِ پایانی» با «قیمتِ آخرین معامله» یکی نیست. قیمتِ پایانی میانگینِ وزنیِ معامله‌های روز است، نه آخرین قیمت. فرقِ این دو را در مقالهٔ قیمت پایانی و قیمت آخرین معامله کامل توضیح داده‌ام. بیشترِ نمودارهای بورسیِ ما بر پایهٔ قیمتِ پایانی رسم می‌شوند و این برای روشِ داو مناسب است.

نظریه داو در بورس ایران کاربرد دارد؟

بله، ولی با چند تغییر. اصل‌های اول، دوم، سوم و ششم تقریباً بی‌کم‌وکاست در بورسِ ایران هم دیده می‌شوند. روندِ بزرگِ شاخص، اصلاح‌های میان‌راه و هیجانِ سالِ ۱۳۹۹ نمونه‌ای روشن از سه مرحلهٔ داوست. ولی بازارِ ما چند ویژگیِ خاص دارد که باید حواسمان باشد:

اصول نظریه داو در بازارِ آمریکا و بورس ایران
موضوعدر نظریهٔ اصلیدر بورس ایران
تأییدِ شاخص‌هامیانگینِ صنعتی و حمل‌ونقلشاخصِ کل و شاخصِ هم‌وزن؛ و گاهی شاخصِ فرابورس
حجمِ معاملاتنشانهٔ قدرتِ روندصفِ خرید یا فروش حجم را کم نشان می‌دهد؛ حجمِ کم گاهی از قفل‌شدنِ قیمت است، نه بی‌علاقگی
قیمتِ بسته‌شدنآخرین قیمتِ روزقیمتِ پایانی که میانگینِ وزنیِ معامله‌هاست
حرکتِ قیمتآزاددامنهٔ نوسانِ روزانه حرکت را چند روزه می‌کند
اثرِ خبربیشتر اقتصادیتصمیم‌های دستوری مثلِ تغییرِ دامنه یا نرخِ ارز اثرِ بزرگی دارند

پس در بورسِ ایران، جای شاخصِ حمل‌ونقلِ داو را بیشتر شاخصِ هم‌وزن می‌گیرد. شاخصِ کل زیرِ اثرِ چند شرکتِ خیلی بزرگ است. اگر شاخصِ کل سقفِ تازه بزند ولی شاخصِ هم‌وزن همراهی نکند، یعنی فقط چند سهمِ بزرگ بالا رفته‌اند و بیشترِ بازار نه. این همان عدمِ تأییدی است که داو از آن می‌ترسید. نمودارِ روزِ شاخص را در صفحهٔ شاخص کل بورس امروز و وضعیتِ کاملِ بازار را در تابلوی بازار ببینید.

دربارهٔ حجم هم حواسمان باشد. سهمی که صفِ خرید است و حجمش کم است، لزوماً ضعیف نیست. فقط فروشنده پیدا نمی‌شود. پس در بورسِ ما حجم را همیشه کنارِ صف‌ها و میانگین حجم ماه بخوانید.

نقدِ نظریه داو: کجا جواب نمی‌دهد؟

صادق باشیم؛ نظریه داو بی‌عیب نیست. این‌ها ایرادهای معروفِ آن است:

  • دیر خبر می‌دهد. تا سقفِ پایین‌تر شکل بگیرد و کف بشکند، معمولاً بخشِ خوبی از سود رفته است. داو دنبالِ گرفتنِ وسطِ روند بود، نه نقطهٔ دقیقِ سقف و کف.
  • تشخیصِ اصلاح از برگشت سخت است. در لحظه نمی‌دانید این ریزش یک اصلاحِ عادی است یا شروعِ روندِ نزولی. فقط بعداً معلوم می‌شود.
  • برای نوسان‌گیریِ کوتاه‌مدت ساخته نشده. داو روندِ جزئی را عمداً کنار گذاشت. اگر معامله‌گرِ چندروزه هستید، این نظریه فقط «نقشهٔ کلی» به شما می‌دهد.
  • شاخص‌های امروز با زمانِ داو فرق دارند. اقتصاد دیگر فقط کارخانه و راه‌آهن نیست. برای همین باید شاخص‌های هم‌خانواده را با فکر انتخاب کنید.
  • شکستِ کاذب هست. گاهی کف می‌شکند و قیمت فوراً برمی‌گردد. دربارهٔ این دام در مقالهٔ تله خرسی و تله گاوی نوشته‌ام.

با این همه، خودِ داو هیچ‌وقت ادعا نکرد سیستمِ معاملهٔ بی‌خطا ساخته است. او ابزاری برای فهمیدنِ حالِ کلیِ بازار می‌خواست، و برای این کار هنوز هم یکی از بهترین‌هاست.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال امروز: ریشهٔ کدام سبک‌هاست؟

اگر دقت کنید، فکرِ داو در بیشترِ سبک‌های امروزی ادامه پیدا کرده. امواج الیوت همان سه روندِ داو را به پنج موجِ صعودی و سه موجِ اصلاحی خرد کرد. وایکوف مراحلِ انباشت و توزیع را باز کرد. سبکِ اسمارت مانی هم «شکستِ ساختار» را مطرح می‌کند که همان شکستنِ سقف یا کف در روشِ داوست، با اسمِ تازه.

پس اگر می‌خواهید یکی از این سبک‌ها را یاد بگیرید، اول نظریه داو را محکم کنید. کارتان نصف می‌شود.

چک‌لیستِ داو پیش از هر تصمیم

این پنج پرسش را پیش از خرید یا فروش، روی نمودارِ هفتگی و روزانه از خودتان بپرسید:

  • روندِ اصلی صعودی است، نزولی یا خنثی؟ (سقف‌ها و کف‌ها را بشمارید.)
  • حرکتِ الان همراهِ روندِ اصلی است یا یک اصلاح؟
  • بازار در کدام مرحله است: انباشت، مشارکت یا هیجان؟
  • شاخصِ کل و شاخصِ هم‌وزن هم‌جهت‌اند؟
  • حجم در روزهای همراهِ روند بیشتر است یا کمتر؟

اگر به بیشترِ این پرسش‌ها جوابِ روشن دارید، تصمیم‌تان پشتوانه دارد. اگر نه، صبر کردن هم یک تصمیم است. تصمیمِ نهایی با خودتان.

سوالات متداول

نظریه داو چیست؟

نظریه داو مجموعه‌ای از شش قاعده دربارهٔ رفتارِ بازار است که از یادداشت‌های چارلز داو در وال‌استریت ژورنال بیرون آمده. می‌گوید بازار روند دارد، روند تا نشانهٔ روشنِ برگشت ادامه پیدا می‌کند و باید با شاخص‌ها و حجم تأیید شود.

اصول نظریه داو کدام‌اند؟

شش اصل دارد: قیمت همه‌چیز را نشان می‌دهد، بازار سه روندِ اصلی و ثانویه و جزئی دارد، روندِ اصلی سه مرحله دارد، شاخص‌ها باید هم را تأیید کنند، حجم باید روند را تأیید کند و روند تا نشانهٔ روشنِ برگشت ادامه دارد.

سه مرحلهٔ روند در تئوری داو چیست؟

مرحلهٔ انباشت که آدم‌های باتجربه بی‌سروصدا می‌خرند، مرحلهٔ مشارکتِ عمومی که خبرها خوب می‌شود و بیشترِ رشد اتفاق می‌افتد، و مرحلهٔ هیجان که تازه‌واردها با عجله می‌خرند و باتجربه‌ها آرام‌آرام می‌فروشند.

نظریه داو در بورس ایران کاربرد دارد؟

بله. سقف و کف، سه روند و سه مرحله در بورسِ ایران هم دیده می‌شوند. ولی به‌جای شاخصِ حمل‌ونقل بهتر است شاخصِ هم‌وزن را کنارِ شاخصِ کل ببینید و حجم را با توجه به صف‌ها و دامنهٔ نوسان بخوانید.

فرق روند اولیه و ثانویه در نظریه داو چیست؟

روندِ اولیه حرکتِ بزرگِ بازار است که از کمتر از یک سال تا چند سال طول می‌کشد. روندِ ثانویه اصلاحی خلافِ جهتِ آن است که چند هفته تا چند ماه طول می‌کشد و معمولاً یک‌سوم تا دوسومِ حرکتِ قبلی را پس می‌گیرد.

سیگنال برگشت روند در نظریه داو چیست؟

در روندِ صعودی، وقتی قیمت نتواند سقفِ تازهٔ بالاتر بسازد و بعد کفِ قبلی را بشکند، برگشتِ روند تأیید می‌شود. در روندِ نزولی برعکس: کفِ بالاتر و بعد شکستنِ سقفِ قبلی.

چرا تأیید متقابل شاخص‌ها در نظریه داو مهم است؟

چون یک شاخص به‌تنهایی ممکن است گمراه کند. داو می‌گفت اگر کارخانه‌ها رونق دارند ولی حمل‌ونقل همراهی نمی‌کند، کالاها فروش نمی‌رود و رونق دوام ندارد. پس روندِ واقعی باید در چند شاخصِ مرتبط دیده شود.

بزرگ‌ترین ایراد نظریه داو چیست؟

دیر خبر می‌دهد. تا سقفِ پایین‌تر شکل بگیرد و کف بشکند، بخشی از حرکت گذشته است. همچنین در لحظه تشخیصِ اصلاحِ عادی از برگشتِ واقعی سخت است و برای نوسان‌گیریِ کوتاه‌مدت ساخته نشده.

جمع‌بندی

نظریه داو را می‌شود در یک جمله خلاصه کرد: با روند همراه شوید، روند را با سقف و کف بشناسید، و تا بازار خودش برگشت را ثابت نکرده، زودتر از آن حکم ندهید. شاخص‌ها و حجم هم شاهدهای شما هستند. پس دفعهٔ بعد که نمودارِ شاخص یا سهمی را باز کردید، پیش از هر اندیکاتوری، اول سقف‌ها و کف‌ها را بشمارید.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.