سقف سهقلو و کف سهقلو: الگوی بازگشتی، هدف قیمتی و نحوهٔ معامله
فهرست مطالب۱۱ بخش
- الگوی سقف سهقلو چیست؟
- اجزای الگوی سهقلو
- کف سهقلو؛ همان الگو، برعکس
- چه زمانی سقف سهقلو معتبر است؟ (چکلیست)
- هدف قیمتی سقف سهقلو چطور محاسبه میشود؟
- نحوهٔ معامله با الگوی سهقلو
- ورودِ تهاجمی: لحظهٔ شکست
- ورودِ محتاطانه: صبر برای پولبک
- حد ضرر را کجا بگذاریم؟
- سقف سهقلو در بورس ایران یعنی چه؟
- فرق سقف سهقلو با سقف دوقلو و سر و شانه
- چند نشانه که الگو را قویتر میکند
- اشتباههای رایج در معامله با الگوی سهقلو
- سوالات متداول
- جمعبندی

سقف سهقلو یعنی قیمت بعد از یک صعود، سه بار به یک سقفِ تقریباً هماندازه میخورد و هر سه بار برمیگردد. پیامش این است که خریدارها خسته شدهاند. الگو وقتی کامل میشود که قیمت کفِ بینِ این سقفها، یعنی «خط گردن» را رو به پایین بشکند. کف سهقلو همین داستان است، برعکس و در انتهای ریزش.
خیلیها از من میپرسند: «سه بار خورده و برگشته؛ پس دفعهٔ چهارم حتماً میشکند، نه؟» جوابِ کوتاه این است که نه، هیچ «حتماً»یی در نمودار نیست. ولی سه بار شکستخوردن پشتِ یک دیوار، حرفِ مهمی دربارهٔ قدرتِ خریدار و فروشنده میزند. در این راهنما با هم میبینیم این الگو را چطور درست تشخیص بدهیم، هدف قیمتیاش را چطور حساب کنیم و کجا نباید به آن اعتماد کنیم.
الگوی سقف سهقلو چیست؟
سقف سهقلو یکی از الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال است. الگوی بازگشتی یعنی شکلی روی نمودار که خبر میدهد روندِ قبلی دارد عوض میشود. سقف سهقلو بعد از یک روندِ صعودی ساخته میشود و هشدار میدهد که ممکن است صعود تمام شده باشد.
یک تشبیهِ ساده: فرض کنید کسی سه بار پشتِ درِ بستهای میرود و در میزند و هر سه بار جوابی نمیگیرد. بارِ سوم دیگر با همان انرژیِ بارِ اول در نمیزند. خریدارها هم همینطورند. هر بار که قیمت به آن سقف میرسد، فروشندهها جلویش میایستند. خریدارها کمکم ناامید میشوند و بعد از بارِ سوم، خیلیهایشان کنار میکشند.
در اصطلاحِ تکنیکال، آن سقف یک «مقاومت» است، یعنی سطحی که فروشندهها آنجا زیاد میشوند. کفهای بینِ سقفها هم یک «حمایت» است، یعنی سطحی که خریدارها آنجا وارد میشوند. اگر این دو مفهوم برایتان تازه است، اول نواحی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال را بخوانید؛ بقیهٔ این متن روی همین دو پایه سوار است.
اجزای الگوی سهقلو
هر الگوی سهقلو، چه سقف و چه کف، از پنج تکه ساخته میشود. اگر یکی از این تکهها نباشد، با یک الگوی کامل روبهرو نیستیم.
- روندِ قبلی: سقف سهقلو باید بعد از یک صعودِ روشن بیاید و کف سهقلو بعد از یک ریزشِ روشن. الگوی بازگشتی بی روند، چیزی برای برگرداندن ندارد.
- سه سقف (یا سه کف): تقریباً همسطح. لازم نیست دقیقاً روی یک عدد باشند؛ یک نوارِ قیمتیِ باریک کافی است.
- دو کفِ میانی: فرودهای بینِ سقفها. خطی که این دو را به هم وصل میکند «خط گردن» است.
- حجم: حجم یعنی تعدادِ سهمی که در آن روز دستبهدست شده. در الگوی سالم، حجم در هر سقف معمولاً کمتر از سقفِ قبلی است و در لحظهٔ شکستِ خط گردن بالا میرود.
- شکستِ خط گردن: تا قیمت خط گردن را نشکند و پشتش تثبیت نشود، الگو فقط یک «احتمال» است، نه یک الگو.

پس اگر روی نموداری سه سقف دیدید ولی قیمت هنوز بالای خط گردن است، فعلاً فقط یک بازارِ رنج دارید. بازارِ رنج یعنی قیمت بینِ یک سقف و یک کف بالا و پایین میرود. دربارهٔ این حالت در مقالهٔ بازار رنج و معامله تا شکستِ رنج مفصل گفتهام.
کف سهقلو؛ همان الگو، برعکس
کف سهقلو در انتهای یک روندِ نزولی ساخته میشود. قیمت سه بار تا یک کفِ تقریباً همسطح پایین میآید و هر سه بار خریدارها آن را بالا میبرند. خط گردن اینجا از سقفهای میانی میگذرد و الگو با شکستِ رو به بالای آن کامل میشود.
داستانِ پشتِ کف سهقلو این است: فروشندهها سه بار تلاش کردهاند قیمت را از آن کف پایینتر ببرند و نتوانستهاند. یعنی در آن قیمت، کسی هست که حاضر است هر چه عرضه شود بخرد. وقتی قیمت از خط گردن بالا میرود، خیلی از کسانی که منتظرِ تأیید بودهاند هم خریدار میشوند.
یک نکتهٔ مهم: در کف سهقلو، حجم در شکستِ خط گردن اهمیتِ بیشتری دارد. برای اینکه قیمت بالا برود، پولِ تازه لازم است؛ اما برای پایین آمدن، گاهی همین که خریدار نباشد کافی است. پس کف سهقلویی که بی افزایشِ حجم از خط گردن عبور کند را با احتیاطِ بیشتری نگاه کنید.
چه زمانی سقف سهقلو معتبر است؟ (چکلیست)
هر سه برآمدگی روی نمودار سقف سهقلو نیست. من پیش از اینکه به این الگو تکیه کنم، این چند نکته را یکییکی چک میکنم:
- آیا پیش از الگو یک روندِ واضح بوده؟ (برای سقف، صعود؛ برای کف، ریزش)
- آیا سه سقف تقریباً همسطحاند؟ اگر سقفِ سوم آشکارا بالاتر یا پایینتر است، ممکن است با الگوی دیگری روبهرو باشید.
- آیا بینِ سقفها فاصلهٔ زمانیِ معقولی هست؟ سه نوسانِ پشتِ سرِ هم در چند کندلِ کوتاه، الگوی معتبری نمیسازد.
- آیا حجم در سقفها رو به کاهش بوده؟
- آیا خط گردن با یک کندلِ قوی و حجمِ بالاتر از معمول شکسته شده؟
- آیا قیمت پشتِ خط گردن تثبیت شده، نه اینکه فقط با یک سایه رد شده و برگشته باشد؟
- آیا الگو در تایمفریمِ روزانه یا بالاتر دیده میشود؟ الگو در تایمفریمِ بالاتر معمولاً قابلاعتمادتر است.
هر چه تیکِ بیشتری بخورد، الگو جدیتر است. اگر سه تا از اینها نخورد، من ترجیح میدهم اصلاً اسمش را سقف سهقلو نگذارم.
هدف قیمتی سقف سهقلو چطور محاسبه میشود؟
هدف قیمتی، یا همان تارگت، یعنی حداقلِ حرکتی که بعد از شکست انتظارش را داریم. روشش ساده است و همان «حرکتِ اندازهگیریشده» است که در بیشترِ الگوهای کلاسیک به کار میرود.
- فاصلهٔ سقفها تا خط گردن را اندازه بگیرید. به این فاصله «ارتفاعِ الگو» میگوییم.
- از نقطهای که خط گردن شکسته شده، همین مقدار را رو به پایین کم کنید (در کف سهقلو، رو به بالا اضافه کنید).
- عددی که به دست میآید، هدفِ حداقلیِ الگوست.
بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. فرض کنیم سه سقفِ یک سهم حدودِ ۱۰٬۰۰۰ تومان است و دو کفِ میانی حدودِ ۹٬۰۰۰ تومان. ارتفاعِ الگو میشود ۱٬۰۰۰ تومان. اگر قیمت خط گردن را در ۹٬۰۰۰ تومان بشکند، هدف قیمتی میشود ۹٬۰۰۰ منهای ۱٬۰۰۰، یعنی ۸٬۰۰۰ تومان.
این عدد را به درصد ترجمه کنیم: از ۹٬۰۰۰ به ۸٬۰۰۰ یعنی حدودِ ۱۱٪ افت بعد از شکست. برای کسی که سهم را دارد، این یعنی اگر بعد از شکستِ خط گردن هم بماند، شاید یکدهمِ ارزشِ داراییاش را از دست بدهد. عددِ کمی نیست.
دو نکته را فراموش نکنید. اول اینکه هدف، حداقلِ حرکتِ مورد انتظار است، نه قول. گاهی قیمت به هدف نمیرسد و گاهی خیلی جلوتر میرود. دوم اینکه اگر سر راهِ هدف یک حمایتِ مهم باشد، قیمت معمولاً اول آنجا مکث میکند. پس هدفِ الگو را همیشه با نزدیکترین حمایت یا مقاومت بسنجید.
اگر سقفها کمی با هم فرق دارند، ارتفاع را از میانگینِ سه سقف یا از بلندترینِ آنها بگیرید و هر بار همان روش را به کار ببرید. من خودم برای احتیاط، عددِ محافظهکارانهتر را مبنا میگذارم.
نحوهٔ معامله با الگوی سهقلو
اینجا بحث از «تشخیص» به «تصمیم» میرسد. هر معامله سه عدد لازم دارد: کجا وارد شوم، کجا اگر اشتباه کردم خارج شوم و کجا سود را بردارم. بیایید این سه را برای کف سهقلو، که برای خریدار مستقیماً قابلِ استفاده است، با یک مثالِ فرضی ببینیم.

ورودِ تهاجمی: لحظهٔ شکست
در این روش، همین که قیمت با یک کندلِ قوی و حجمِ خوب خط گردن را رو به بالا شکست، وارد میشوید. فرض کنیم کفها حدودِ ۵٬۰۰۰ تومان باشد و خط گردن ۵٬۶۰۰ تومان. ارتفاعِ الگو ۶۰۰ تومان است و هدف میشود ۶٬۲۰۰ تومان.
اگر در ۵٬۶۵۰ تومان بخرید و حد ضرر را ۵٬۳۰۰ تومان بگذارید، ۳۵۰ تومان ریسک کردهاید تا ۵۵۰ تومان سود بگیرید. یعنی سودِ احتمالی حدودِ یکونیم برابرِ زیانِ احتمالی است. مزیتِ این روش این است که حرکت را از دست نمیدهید؛ عیبش این است که بیشتر در شکستِ کاذب و تلهٔ گاوی گیر میافتید.
ورودِ محتاطانه: صبر برای پولبک
پولبک یعنی قیمت بعد از شکست، یک بار برمیگردد و خط گردن را از آن طرف لمس میکند. خط گردنی که قبلاً مقاومت بود، حالا نقشِ حمایت را بازی میکند. اگر قیمت آنجا دوباره بالا رفت، وارد میشوید.
در همان مثال، خرید در ۵٬۶۰۰ تومان با حد ضررِ ۵٬۳۰۰ تومان یعنی ۳۰۰ تومان ریسک برای ۶۰۰ تومان سود؛ نسبتِ دو به یک. حساب بهتر است، ولی یک عیبِ مهم دارد: همیشه پولبکی در کار نیست. گاهی قیمت میشکند و میرود و شما جا میمانید. این همان مصالحهٔ همیشگیِ بازار است: اطمینانِ بیشتر، فرصتِ کمتر.
حد ضرر را کجا بگذاریم؟
دو جای رایج برای حد ضرر هست. جای اول، کمی آن طرفِ سومین کف (یا سقف) است. این حد ضرر دور است و ریسکِ هر سهم را بالا میبرد، ولی کمتر با نوسانِ معمولی فعال میشود. جای دوم، وسطِ الگو یا کمی آن طرفِ خط گردن است. این نزدیکتر است و ضررِ کمتری دارد، ولی زودتر فعال میشود.
هیچکدام «درست» مطلق نیست. قاعدهٔ من ساده است: اول حد ضرر را جایی بگذارید که اگر قیمت به آن رسید، واقعاً بگویید «الگو باطل شد»، بعد حجمِ خرید را طوری تنظیم کنید که ضررِ آن نقطه برایتان قابلتحمل باشد. نه برعکس.
سقف سهقلو در بورس ایران یعنی چه؟
در بازارِ سهامِ ایران، بیشترِ ما فقط با خرید سود میکنیم و فروشِ استقراضی برای بیشترِ سرمایهگذارها در دسترس نیست. پس سقف سهقلو برای ما بیشتر یک «علامتِ هشدار» است: اگر سهم را دارید، وقتِ خروج یا کم کردنِ حجم است؛ اگر ندارید، وقتِ خرید نیست. اگر دنبالِ نقطهٔ خرید هستید، کف سهقلو کاربردِ مستقیمتری دارد.
فرق سقف سهقلو با سقف دوقلو و سر و شانه
این سه الگو خویشاوندند و خیلیها آنها را با هم اشتباه میگیرند. جدولِ زیر فرقهایشان را کنار هم میگذارد.
| ویژگی | سقف دوقلو | سقف سهقلو | سر و شانه |
|---|---|---|---|
| تعدادِ سقف | دو | سه | سه |
| ارتفاعِ سقفها | تقریباً برابر | تقریباً برابر | سقفِ وسط (سر) بلندتر از دو شانه |
| زمانِ تشکیل | کوتاهتر | طولانیتر | طولانیتر |
| خط گردن | از تنها کفِ میانی | از دو کفِ میانی | از دو کفِ کنارِ سر |
| محاسبهٔ هدف | فاصلهٔ سقف تا خط گردن | فاصلهٔ سقفها تا خط گردن | فاصلهٔ سر تا خط گردن |
| نسخهٔ برعکس | کف دوقلو | کف سهقلو | سر و شانهٔ معکوس |
پس فرقِ اصلی در تعداد و ارتفاعِ سقفهاست. میشود سقف سهقلو را یک سقف دوقلو دانست که یک بارِ دیگر هم امتحان شده، یا یک سر و شانه که «سر»ش بلندتر از شانهها نشده. برای همین قاعدههای سقف دوقلو و کف دوقلو و الگوی سر و شانه تقریباً همه دربارهٔ سهقلو هم صدق میکنند.
یک چیزِ دیگر هم هست که کمتر گفته میشود: سقف سهقلو در ابتدا شبیهِ سقف دوقلوست. وقتی قیمت بعد از سقفِ دوم خط گردن را نمیشکند و دوباره بالا میرود، خیلیها فکر میکنند الگو باطل شده و روند ادامه دارد. سقفِ سوم همان جایی است که این گروه گیر میافتند. پس تا شکستِ خط گردن، هیچکدام از این الگوها را تمامشده فرض نکنید.
چند نشانه که الگو را قویتر میکند
یک الگوی تنها، تکیهگاهِ ضعیفی است. هر چه نشانههای بیشتری با هم همصدا شوند، احتمالِ درست بودنِ تحلیل بالاتر میرود.
- واگرایی: اگر قیمت سه سقفِ همسطح زده ولی اندیکاتوری مثلِ RSI در هر سقف پایینتر آمده، یعنی قدرتِ خریدار دارد کم میشود. این را در مقالهٔ واگرایی در اندیکاتورها توضیح دادهام.
- کندلِ برگشتی در سقفِ سوم: کندلی با سایهٔ بلندِ بالایی، مثلِ پینبار، در سقفِ سوم نشان میدهد فروشندهها باز هم دستبالا را داشتهاند. روشِ خواندنِ کندلها در مقالهٔ کندلشناسی آمده است.
- حجمِ بالا در شکست: هر چه حجمِ روزِ شکست از میانگینِ روزهای قبل بیشتر باشد، شکست جدیتر است.
- همجهتی با بازار: سقف سهقلو در سهمی که همهٔ گروهش در حالِ ریزش است، وزنِ بیشتری دارد تا در سهمی که بازار کلاً صعودی است.
اشتباههای رایج در معامله با الگوی سهقلو
اینها اشتباههایی است که بارها در معاملهگرهای تازهکار دیدهام. بیشترشان از عجله میآید.
- معامله پیش از شکستِ خط گردن. سه سقف دیدن کافی نیست. تا خط گردن نشکسته، قیمت میتواند سقفِ چهارم را هم بشکند و روند را ادامه دهد.
- دیدنِ الگو در هر سه نوسان. اگر دنبالِ الگو بگردید، همه جا پیدایش میکنید. الگو باید بعد از یک روندِ روشن و در تایمفریمِ معنادار باشد.
- نادیده گرفتنِ حجم. شکستی که با حجمِ کم رخ بدهد، اغلب برمیگردد.
- معامله بی حد ضرر. «الگو که تأیید شد، دیگر چرا حد ضرر؟» این جمله گرانترین جملهٔ بازار است.
- هدف را قول دانستن. هدف، حداقلِ انتظار است. اگر قیمت نزدیکِ هدف به حمایتِ مهمی رسید، بخشی از سود را بردارید.
- اعتماد به نمودارِ تعدیلنشده. در بورس ایران افزایشِ سرمایه و سود نقدی شکافِ ساختگی روی نمودار میاندازد و سقفها را جابهجا نشان میدهد. الگو را روی نمودارِ تعدیلشده بکشید.
- فراموش کردنِ صف و دامنهٔ نوسان. در بورسِ ما قیمت در یک روز فقط تا سقفِ دامنهٔ نوسان جابهجا میشود و گاهی صفِ فروش یا خرید چند روز ادامه دارد. شکستی که با صف همراه است، ممکن است اجازهٔ خروج یا ورود در قیمتِ دلخواه را ندهد.
پس بیشترِ ضررهای این الگو از خودِ الگو نیست؛ از عجله و از نداشتنِ برنامه است. یک برنامهٔ معاملاتی روی کاغذ، با سه عددِ ورود، حد ضرر و هدف، بیشترِ این اشتباهها را از اول حذف میکند.
اگر میخواهید تشخیصِ این الگوها را روی نمودارهای واقعیِ بازارِ ایران تمرین کنید، دورهٔ آموزشیِ تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده.
سوالات متداول
الگوی سقف سهقلو چیست؟
سقف سهقلو یک الگوی بازگشتی است که بعد از روند صعودی ساخته میشود. قیمت سه بار به سقفی تقریباً همسطح میرسد و برمیگردد. با شکست خط گردن، یعنی خطی که کفهای میانی را به هم وصل میکند، الگو کامل میشود و احتمال ریزش بالا میرود.
هدف قیمتی سقف سهقلو چطور محاسبه میشود؟
فاصلهٔ سقفها تا خط گردن را اندازه بگیرید و همان مقدار را از نقطهٔ شکست خط گردن کم کنید. مثلاً اگر سقفها ۱۰ هزار تومان و خط گردن ۹ هزار تومان باشد، هدف حدود ۸ هزار تومان است. این حداقل حرکت مورد انتظار است، نه قول.
فرق سقف سهقلو با سقف دوقلو چیست؟
سقف دوقلو دو سقف و یک کف میانی دارد و زودتر کامل میشود. سقف سهقلو سه سقف و دو کف میانی دارد و تشکیلش بیشتر طول میکشد. روش محاسبهٔ هدف و نقش خط گردن در هر دو یکی است.
فرق سقف سهقلو با الگوی سر و شانه چیست؟
هر دو سه سقف دارند. در سر و شانه، سقف وسط که سر نام دارد آشکارا از دو سقف کناری بلندتر است. در سقف سهقلو هر سه سقف تقریباً همسطحاند. هدف قیمتی سر و شانه از فاصلهٔ سر تا خط گردن حساب میشود.
الگوی سقف سهقلو چه زمانی معتبر است؟
وقتی بعد از یک روند صعودی روشن بیاید، سه سقف تقریباً همسطح باشند، حجم در سقفها کم شود و خط گردن با کندل قوی و حجم بالا شکسته شود و قیمت زیر آن تثبیت شود. پیش از شکست خط گردن، الگو فقط یک احتمال است.
کف سهقلو سیگنال خرید است؟
کف سهقلو بعد از روند نزولی میآید و با شکست رو به بالای خط گردن کامل میشود. بسیاری از معاملهگران این شکست یا پولبک بعد از آن را نقطهٔ ورود میدانند، به شرط حجم مناسب و حد ضرر مشخص. هیچ الگویی تضمین سود نیست.
حد ضرر در الگوی سهقلو کجاست؟
دو جای رایج دارد: کمی آن طرف سومین سقف یا کف، که دورتر و امنتر است، یا کمی آن طرف خط گردن و وسط الگو، که نزدیکتر است و ضرر کمتری دارد ولی زودتر فعال میشود. حجم خرید را با فاصلهٔ حد ضرر تنظیم کنید.
چرا گاهی قیمت به هدف الگوی سهقلو نمیرسد؟
چون هدف فقط یک برآورد است. ممکن است سر راه یک حمایت یا مقاومت مهم باشد، شکست کاذب از آب درآید یا خبری بنیادی روند را عوض کند. برای همین بهتر است بخشی از سود را نزدیک هدف یا نزدیک سطوح مهم بردارید.
جمعبندی
سقف سهقلو یعنی خریدارها سه بار به یک دیوار خوردهاند و نتوانستهاند ردش کنند؛ کف سهقلو یعنی فروشندهها سه بار به یک کف رسیدهاند و نتوانستهاند پایینترش ببرند. هیچکدام تا شکستِ خط گردن کامل نیستند. هدف قیمتی هم با یک حسابِ ساده به دست میآید: ارتفاعِ الگو، از نقطهٔ شکست.
پس دفعهٔ بعد که روی نمودار سه سقفِ همسطح دیدید، عجله نکنید. اول چکلیستِ بالا را مرور کنید، منتظرِ شکستِ خط گردن با حجمِ خوب بمانید و پیش از هر تصمیم سه عدد را روی کاغذ بنویسید: ورود، حد ضرر و هدف. تصمیمِ نهایی با خودتان است.
