هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

استراتژی معاملاتی چیست؟ ساختن برنامهٔ معاملاتی در ۸ گام

فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. استراتژی معاملاتی چیست؟ به زبانِ ساده
  2. فرقِ استراتژی معاملاتی، برنامهٔ معاملاتی (ترید پلن) و سیستم معاملاتی
  3. لبهٔ معاملاتی (Edge) یعنی چه؟
  4. یک استراتژی معاملاتیِ کامل چه بخش‌هایی دارد؟
  5. ساختنِ برنامهٔ معاملاتی در ۸ گام
  6. انواعِ استراتژی معاملاتی: کدام به شما می‌خورد؟
  7. استراتژی فارکس با استراتژی بورس فرق دارد؟
  8. چطور یک استراتژی را بک‌تست و فوروارد تست کنیم؟
  9. ژورنال معاملاتی: دفترِ حسابِ معامله‌گر
  10. استراتژی افرادِ موفق در بازار چه شباهتی دارد؟
  11. شش اشتباهی که استراتژیِ خوب را هم خراب می‌کند
  12. نمونهٔ یک برنامهٔ معاملاتیِ یک‌صفحه‌ای
  13. سوالات متداول
  14. جمع‌بندی
برنامه معاملاتی

خیلی‌ها می‌پرسند: «چرا یک روز سود می‌کنم و فردا همه‌اش را پس می‌دهم؟» جوابِ کوتاه این است: چون استراتژی ندارند. استراتژی معاملاتی یعنی چند قانونِ روشن که از قبل نوشته‌اید: چه چیزی بخرید، کی وارد شوید، اگر اشتباه کردید کجا بیرون بیایید، کجا سود بگیرید و با چه مقدار پول. یعنی تصمیم را پیش از معامله می‌گیرید، نه وسطِ هیجان.

یک مثالِ ساده: آشپزِ باتجربه هم برای قورمه‌سبزی دستور دارد. می‌داند چقدر سبزی، چقدر گوشت، چند ساعت روی شعله. اگر هر بار با حس و حال آشپزی کند، یک روز عالی می‌شود و روزِ دیگر می‌سوزد. معامله هم همین است. پس در این متن با هم یک «دستورِ پخت» برای معامله می‌سازیم، در ۸ گام، با مثالِ عددی.

استراتژی معاملاتی چیست؟ به زبانِ ساده

استراتژی معاملاتی جوابِ از پیش نوشته‌شده به پنج پرسش است. اگر یکی از این پنج جواب را ندارید، هنوز استراتژی ندارید؛ فقط یک «حس» دارید.

  1. چه چیزی؟ کدام بازار و کدام نوع سهم یا دارایی را معامله می‌کنم؟
  2. کی وارد شوم؟ دقیقاً چه اتفاقی روی نمودار یا در خبر باید بیفتد تا بخرم؟
  3. اگر اشتباه کردم؟ در چه قیمتی قبول می‌کنم که اشتباه کرده‌ام و می‌فروشم؟ به این قیمت «حد ضرر» می‌گویند.
  4. کی سود بگیرم؟ در چه قیمتی یا با چه نشانه‌ای سود را برمی‌دارم؟
  5. با چقدر پول؟ در هر معامله چند درصد از کلِ سرمایه‌ام را در خطر می‌گذارم؟

نکتهٔ مهم این است که قانون باید آن‌قدر روشن باشد که دو نفر با خواندنش به یک تصمیم برسند. «وقتی سهم خوب شد می‌خرم» قانون نیست. «وقتی قیمت سقفِ ۲۰ روزِ اخیر را با حجمِ بیشتر از میانگین شکست، می‌خرم» قانون است. پس استراتژیِ خوب، نوشته‌شده و قابلِ چک‌کردن است.

فرقِ استراتژی معاملاتی، برنامهٔ معاملاتی (ترید پلن) و سیستم معاملاتی

این سه واژه را زیاد کنارِ هم می‌شنوید و خیلی‌ها یکی می‌گیرندشان. «پلن» همان واژهٔ انگلیسیِ plan است، یعنی برنامه. پس «ترید پلن» یا «تریدینگ پلن» یعنی برنامهٔ معاملاتی. جدولِ زیر فرقشان را نشان می‌دهد.

استراتژی، برنامه و سیستم معاملاتی چه فرقی دارند؟
واژهبه چه پرسشی جواب می‌دهد؟مثال
استراتژی معاملاتیهر معامله را چطور باز و بسته کنم؟خرید در کفِ رنج، حد ضرر زیرِ کف، فروش نزدیکِ سقف
برنامهٔ معاملاتی (ترید پلن)کلِ کارِ معامله‌گری‌ام را چطور اداره کنم؟هدفِ سالانه، سقفِ ضررِ ماهانه، ساعتِ کار، استراتژی‌ها، ژورنال
سیستم معاملاتیاستراتژی را با چه ابزاری و چطور اجرا کنم؟دیده‌بانِ سهم‌ها، هشدارِ قیمت، چک‌لیستِ پیش از خرید

اگر بخواهیم با یک تصویرِ خانگی بگوییم: برنامهٔ معاملاتی مثلِ برنامهٔ غذاییِ کلِ هفته است. استراتژی دستورِ پختِ هر غذاست. سیستم هم آشپزخانه و قابلمه‌هاست. پس برنامه بزرگ‌تر است و استراتژی یکی از بخش‌های آن.

لبهٔ معاملاتی (Edge) یعنی چه؟

لبهٔ معاملاتی یعنی آن برتریِ کوچکی که باعث می‌شود استراتژیِ شما در تعدادِ زیادی معامله، روی هم سود بدهد. نه در هر معامله؛ در جمعِ معامله‌ها. به انگلیسی به آن Edge می‌گویند.

بقالِ محل را در نظر بگیرید. از هر بستهٔ ماکارونی شاید فقط کمی سود ببرد. بعضی جنس‌ها هم روی دستش می‌ماند و خراب می‌شود. ولی چون حسابش درست است و هر روز صدها فروش دارد، آخرِ ماه سود می‌کند. معامله‌گرِ موفق هم همین‌طور است. ضرر می‌کند، ولی ضررهایش کوچک و حساب‌شده است و سودهایش بزرگ‌تر.

امید ریاضی را خودمان حساب کنیم

برای اینکه ببینیم استراتژی لبه دارد یا نه، یک عدد لازم داریم: «امید ریاضی». یعنی به‌طورِ میانگین، هر معامله چقدر سود یا ضرر به ما می‌دهد. فرمولش ساده است:

امید ریاضی = (نرخ برد × میانگینِ سود) − (نرخ باخت × میانگینِ ضرر)

نرخ برد یعنی از هر ۱۰ معامله، چندتا با سود بسته شده. بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. فرض کنید ۱۰ معامله کرده‌اید و در هر کدام حداکثر ۱ میلیون تومان ریسک کرده‌اید.

  • ۴ معامله با سود بسته شد؛ هر کدام به‌طورِ میانگین ۳ میلیون تومان. جمعاً ۱۲ میلیون.
  • ۶ معامله با ضرر بسته شد؛ هر کدام ۱ میلیون تومان. جمعاً ۶ میلیون.
  • نتیجه: ۱۲ منهای ۶، یعنی ۶ میلیون تومان سود در ۱۰ معامله.
  • با فرمول: (۰٫۴ × ۳) − (۰٫۶ × ۱) = ۰٫۶ میلیون؛ یعنی هر معامله به‌طورِ میانگین ۶۰۰ هزار تومان سود.

دقت کنید: این آدم ۶۰٪ معامله‌هایش را باخته، ولی سود کرده. برعکسش هم زیاد دیده می‌شود: کسی که ۸۰٪ معامله‌هایش سودِ کوچک دارد، ولی دو ضررِ بزرگ همه را می‌برد. پس نرخ برد به‌تنهایی چیزی نمی‌گوید. کارمزدِ خرید و فروش را هم باید از این عدد کم کنید؛ نرخِ دقیقش را از کارگزاری‌تان بپرسید.

نرخ برد و ریسک به ریوارد: چقدر باید ببرید که ضرر نکنید؟

«ریسک به ریوارد» یعنی در برابرِ هر یک تومانی که ریسک می‌کنید، چند تومان سود انتظار دارید. جدولِ زیر نشان می‌دهد با هر نسبت، حداقل چند درصد معامله‌ها باید سودده باشد تا فقط سر به سر شوید (بدونِ کارمزد).

حداقل نرخ برد برای سر به سر شدن، با نسبت‌های مختلفِ ریسک به ریوارد
ریسک به ریواردیعنیحداقل نرخ برد لازم
۱ به ۰٫۵۱ میلیون ریسک برای ۵۰۰ هزار سودحدودِ ۶۷٪
۱ به ۱۱ میلیون ریسک برای ۱ میلیون سود۵۰٪
۱ به ۲۱ میلیون ریسک برای ۲ میلیون سودحدودِ ۳۳٪
۱ به ۳۱ میلیون ریسک برای ۳ میلیون سود۲۵٪

این جدول یک آرامشِ بزرگ می‌دهد: لازم نیست همیشه درست بگویید. با نسبتِ ۱ به ۲، حتی اگر از هر ۳ معامله یکی درست باشد، سر به سر می‌شوید. پس به‌جای اینکه دنبالِ استراتژیِ «همیشه برنده» باشید، دنبالِ استراتژی با ضررِ کوچک و سودِ بزرگ‌تر باشید. دربارهٔ این نسبت در مقالهٔ نسبت ریسک به ریوارد مفصل نوشته‌ایم.

یک استراتژی معاملاتیِ کامل چه بخش‌هایی دارد؟

تا اینجا دیدیم استراتژی باید لبه داشته باشد. ولی لبه از کجا می‌آید؟ از قانون‌های دقیق. هر استراتژیِ کامل این بخش‌ها را دارد؛ مثلِ یک چک‌لیست از رویش رد شوید:

  • بازار و فیلترِ انتخاب: مثلاً فقط سهم‌هایی که حجمِ معامله‌شان کافی است تا راحت بخرید و بفروشید.
  • تایم فریم: یعنی هر شمع یا کندلِ نمودار نشانگرِ چه مدت است؛ یک روز، یک ساعت، یک هفته. دربارهٔ انتخابش در مقالهٔ تایم فریم در تحلیل تکنیکال بخوانید.
  • شرطِ ورود: نشانه‌ای که باید ببینید تا بخرید. بیشتر از یکی دو شرط نگذارید؛ شرطِ زیاد یعنی هیچ‌وقت معامله نمی‌کنید.
  • حد ضرر: قیمتی که اگر رسید، بی‌چون‌وچرا می‌فروشید.
  • خروج با سود: قیمتِ هدف، یا نشانه‌ای مثلِ شکستِ خطِ روند.
  • حجمِ معامله: چند سهم بخرید که اگر حد ضرر خورد، فقط همان مقدارِ از پیش تعیین‌شده را از دست بدهید.
  • شرایطِ «معامله نمی‌کنم»: مثلاً روزهای پیش از مجمع، وقتی کلِ بازار صفِ فروش است، یا وقتی خودتان خسته و عصبانی هستید.

بخشِ آخر را بیشترِ کتاب‌ها جا می‌اندازند، ولی به تجربهٔ من خیلی از ضررها همان روزهایی است که نباید معامله می‌کردیم. پس فهرستِ «نه» را هم بنویسید.

ساختنِ برنامهٔ معاملاتی در ۸ گام

این ۸ گام را به ترتیب بروید. چهار گامِ اول «برنامه» را می‌سازند و سه گامِ بعدی خودِ «استراتژی» را. گامِ آخر هم آن را می‌سنجد و دوباره به اول برمی‌گرداند.

نمودار ۸ گام ساختن برنامهٔ معاملاتی از خودشناسی تا بک‌تست و ژورنال
هشت گامِ ساختنِ برنامهٔ معاملاتی؛ گامِ آخر با بازبینیِ ژورنال دوباره به قانون‌های ورود و خروج برمی‌گردد.
برنامه معاملاتی

گام ۱: خودتان را بشناسید

پیش از نمودار، به خودتان نگاه کنید. روزی چند ساعت وقت دارید؟ کارمندید و فقط شب‌ها نمودار می‌بینید، یا تمام‌وقت پای بازارید؟ با دیدنِ ضرر خوابتان می‌پرد یا آرام می‌مانید؟

کسی که ساعتِ کاری‌اش با ساعتِ بازار یکی است، نباید استراتژیِ چند دقیقه‌ای بردارد. برای او معاملهٔ نوسانیِ چندروزه منطقی‌تر است. پس استراتژی باید اندازهٔ زندگیِ شما باشد، نه اندازهٔ زندگیِ کسی که در اینستاگرام دیده‌اید.

گام ۲: هدف و سقفِ ضرر را بنویسید

هدف باید واقعی باشد. «ماهی ۵۰٪ سود» هدف نیست، آرزوست؛ و همین آرزو آدم را به ریسکِ زیاد می‌کشاند. هدفِ سالِ اولِ یک تازه‌کار بهتر است این باشد: سرمایه را حفظ کنم و قانون‌هایم را اجرا کنم.

کنارِ هدف، سقفِ ضرر هم بنویسید. مثلاً: «اگر در یک ماه ۶٪ سرمایه‌ام کم شد، تا آخرِ ماه معامله نمی‌کنم و فقط ژورنال را می‌خوانم.» این ترمز جلوی تلاشِ عصبی برای جبرانِ ضرر را می‌گیرد. دربارهٔ افتِ سرمایه در مقالهٔ دراودان یا افت سرمایه توضیح داده‌ایم.

گام ۳: بازار و تایم فریم را انتخاب کنید

هر بازار رفتارِ خودش را دارد. بورسِ تهران ساعتِ کارِ محدود دارد، دامنهٔ نوسانِ روزانه دارد (یعنی قیمت در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی بالا و پایین می‌رود) و گاهی صفِ خرید و فروش. بازارِ ارز دیجیتال شبانه‌روزی است و نوسانش خیلی بیشتر.

استراتژی‌ای که در یک بازار جواب می‌دهد، لزوماً در دیگری جواب نمی‌دهد. پس با یک بازار و یک تایم فریم شروع کنید و تا در آن مسلط نشده‌اید، سراغِ بازارِ دوم نروید.

گام ۴: سبکِ معامله‌تان را مشخص کنید

سبک یعنی هر معامله را معمولاً چقدر نگه می‌دارید. چند دقیقه، یک روز، چند روز یا چند ماه. انواعِ اصلی را کمی پایین‌تر در یک جدول مقایسه کرده‌ایم. فعلاً همین را بدانید که سبک باید با گامِ ۱ جور باشد.

گام ۵: قانونِ ورود را دقیق بنویسید

قانونِ ورود باید یک جمله باشد که بشود با «بله» یا «نه» جوابش داد. چند نمونه:

  • قیمت به ناحیهٔ حمایتیِ قبلی برگشته و یک شمعِ برگشتی در نمودارِ روزانه بسته شده.
  • قیمت سقفِ ۲۰ روزه را با حجمی بیشتر از میانگینِ ماه شکسته.
  • در روندِ صعودی، قیمت تا خطِ روند پایین آمده و دوباره بالا رفته.

کدام بهتر است؟ هیچ‌کدام به‌تنهایی. بهترین قانون آن است که آزمایشش کرده باشید و بدانید از هر ۱۰ بار، چند بار جواب داده. برای یادگرفتنِ ناحیه‌ها، مقالهٔ نواحی حمایتی و مقاومتی را ببینید.

گام ۶: قانونِ خروج و حد ضرر را پیش از خرید بگذارید

بیشترِ تازه‌کارها همهٔ وقتشان را صرفِ پیداکردنِ نقطهٔ خرید می‌کنند و به خروج فکر نمی‌کنند. در حالی که پول در خروج ساخته یا سوزانده می‌شود. حد ضرر را همان لحظهٔ خرید بنویسید و بعد از خرید، پایین‌ترش نبرید.

حد ضرر باید جایی باشد که اگر قیمت به آن رسید، یعنی تحلیلتان واقعاً غلط بوده؛ مثلاً کمی زیرِ کفِ قبلی. نه یک عددِ دلبخواه مثلِ «۱۰٪ پایین‌تر». روش‌های گذاشتنش را در مقالهٔ استراتژی حد ضرر نوشته‌ایم.

گام ۷: حجمِ معامله را با ریسک حساب کنید

اینجا مهم‌ترین حسابِ کلِ مقاله است. قاعدهٔ رایج این است که در هر معامله فقط ۱ تا ۲ درصدِ کلِ سرمایه را ریسک کنید. ریسک یعنی مقداری که اگر حد ضرر خورد، از دست می‌دهید؛ نه کلِ پولی که خرج می‌کنید. یک مثالِ فرضی:

  1. کلِ سرمایه ۱۰۰ میلیون تومان است. ریسکِ هر معامله را ۱٪ می‌گذاریم: ۱ میلیون تومان.
  2. می‌خواهیم سهمی را ۲٬۰۰۰ تومان بخریم. حد ضرر ۱٬۸۰۰ تومان است. پس ریسکِ هر سهم ۲۰۰ تومان است.
  3. ۱ میلیون تقسیم بر ۲۰۰ می‌شود ۵٬۰۰۰ سهم.
  4. ۵٬۰۰۰ سهم × ۲٬۰۰۰ تومان = ۱۰ میلیون تومان. یعنی ۱۰ میلیون خرج می‌کنیم، ولی فقط ۱ میلیون در خطر است.

با این حساب، حتی ۱۰ ضررِ پشتِ سرِ هم فقط حدودِ ۱۰٪ سرمایه را می‌برد. آدم زنده می‌ماند و فرصتِ جبران دارد. ولی کسی که هر بار ۲۰٪ ریسک کند، با چهار پنج اشتباه نصفِ پولش رفته. یک هشدارِ مخصوصِ بورسِ ایران: اگر سهم صفِ فروش شود، ممکن است نتوانید در قیمتِ حد ضرر بفروشید و ضرر بیشتر شود. پس در سهم‌های کم‌حجم و پرصف، حجم را کمتر بگیرید. مدیریتِ سرمایه را کامل‌تر در مدیریت سرمایه و ریسک ببینید.

گام ۸: آزمایش کنید، ثبت کنید، بازبینی کنید

هیچ استراتژی‌ای را با پولِ واقعی و کامل شروع نکنید. اول روی گذشتهٔ نمودار آزمایشش کنید (بک‌تست)، بعد چند هفته با پولِ کم یا روی کاغذ در بازارِ زنده (فوروارد تست). هر معامله را هم در ژورنال بنویسید. این گام آن‌قدر مهم است که دو بخشِ بعد را به آن داده‌ام.

پس ۸ گام این‌هاست: خودشناسی، هدف، بازار، سبک، ورود، خروج، حجم و آزمون. اگر هر کدام را روی کاغذ نوشته باشید، از بیشترِ معامله‌گرهای بازار جلوترید.

انواعِ استراتژی معاملاتی: کدام به شما می‌خورد؟

استراتژی‌ها را معمولاً با دو چیز دسته‌بندی می‌کنند: مدتِ نگه‌داشتن و منطقِ ورود. جدولِ زیر رایج‌ترین‌ها را کنارِ هم گذاشته است.

مقایسهٔ انواعِ رایجِ استراتژی معاملاتی
نوعمدتِ نگه‌داشتنمنطقمناسبِ چه کسی
اسکالپینگچند ثانیه تا چند دقیقهسودهای خیلی کوچک و پرتعدادتمام‌وقت، خیلی سریع و منضبط
معاملهٔ روزانهدر همان روزحرکت‌های داخلِ یک روزکسی که ساعتِ بازار آزاد است
معاملهٔ نوسانی (سوینگ)چند روز تا چند هفتهیک موجِ بالا یا پایینکارمندها و بیشترِ تازه‌کارها
معاملهٔ میان‌مدت (پوزیشن)چند هفته تا چند ماهروندهای بزرگ و تحلیلِ بنیادیکم‌حوصله برای نمودارِ روزانه
روندیبسته به تایم فریمهمراهِ روند خریدن و ماندنصبور، اهلِ تحملِ ضررهای کوچکِ پشتِ هم
رنجچند روز تا چند هفتهخرید نزدیکِ کف، فروش نزدیکِ سقفکسی که بازارِ آرام را ترجیح می‌دهد
شکست (بریک‌اوت)چند روز تا چند هفتهورود وقتی قیمت از محدوده بیرون زدکسی که شکستِ کاذب را تحمل می‌کند

جدول نشان می‌دهد هیچ استراتژی‌ای برای همه بهترین نیست. اسکالپینگ برای کارمندی که فقط ظهر نمودار می‌بیند، تقریباً شکستِ حتمی است. اگر سبکِ کوتاه‌مدت را می‌خواهید، اول مقالهٔ اسکالپینگ چیست؟ را بخوانید.

تریدینگ رنج چیست؟

تریدینگ رنج یعنی معامله در بازاری که روند ندارد و قیمت بینِ یک کف و یک سقفِ تقریباً ثابت بالا و پایین می‌رود. مثلِ توپی که بینِ کف و سقفِ اتاق رفت‌وبرگشت می‌کند. معامله‌گرِ رنج نزدیکِ کف می‌خرد، حد ضرر را کمی زیرِ کف می‌گذارد و نزدیکِ سقف می‌فروشد.

خطرش این است که رنج بالاخره یک روز می‌شکند. اگر قیمت کف را رو به پایین بشکند و حد ضرر نداشته باشید، سهمِ «ارزان» ارزان‌تر هم می‌شود. پس در رنج، حد ضرر از همیشه واجب‌تر است. جزئیاتش در مقالهٔ بازار رنج و معامله تا شکست رنج آمده.

استراتژی فارکس با استراتژی بورس فرق دارد؟

خیلی‌ها دنبالِ «استراتژی فارکس» می‌گردند، انگار فرمولِ جادوییِ جداگانه‌ای دارد. ندارد. اصولِ استراتژی در همهٔ بازارها یکی است: ورودِ روشن، حد ضرر، حجمِ حساب‌شده و آزمایش. فرق در ویژگی‌های خودِ بازار است:

  • ساعتِ کار: بازارِ جهانیِ ارز تقریباً شبانه‌روزی است؛ بورسِ تهران چند ساعت در روز.
  • دامنهٔ نوسان: در بورسِ تهران قیمت در یک روز سقف و کف دارد؛ در بازارهای جهانی معمولاً چنین سقفی نیست.
  • اهرم: یعنی معامله با پولی بیشتر از سرمایهٔ خودتان. اهرم سود و ضرر را با هم چند برابر می‌کند. با اهرمِ بالا، یک حرکتِ کوچک می‌تواند کلِ حساب را صفر کند.
  • جهتِ معامله: در بازارِ سهامِ ایران بیشترِ معامله‌گرها فقط از بالا رفتنِ قیمت سود می‌برند؛ در بعضی بازارها از پایین آمدن هم می‌شود سود کرد.

پس استراتژیِ خوب را باید با ویژگی‌های همان بازاری که در آن معامله می‌کنید تنظیم کنید و همان‌جا آزمایش کنید.

چطور یک استراتژی را بک‌تست و فوروارد تست کنیم؟

بک‌تست یعنی استراتژی را روی گذشتهٔ نمودار اجرا کنید و ببینید اگر از قبل با آن معامله کرده بودید، چه می‌شد. فوروارد تست یعنی همان را در بازارِ زنده و با پولِ کم یا روی کاغذ امتحان کنید. اولی ارزان و سریع است؛ دومی صادق‌تر.

  1. قانون‌ها را بنویسید، پیش از نگاه‌کردن به نمودار. بعدش حق ندارید وسطِ آزمایش عوضشان کنید.
  2. نمودار را به گذشته ببرید و آرام‌آرام جلو بیاورید، طوری که آینده را نبینید. در نرم‌افزارهای نمودار مثلِ تریدینگ ویو ابزارِ بازپخشِ نمودار برای همین کار است.
  3. هر جا شرطِ ورود پیدا شد، ورود، حد ضرر، هدف و نتیجه را در یک جدول بنویسید.
  4. دست‌کم ۵۰ و بهتر است ۱۰۰ معامله جمع کنید. ۱۰ معامله برای قضاوت کم است؛ ممکن است فقط شانس بوده باشد.
  5. عددها را حساب کنید: نرخ برد، میانگینِ سود، میانگینِ ضرر، امید ریاضی و بیشترین افتِ پیاپی.
  6. کارمزد را کم کنید. استراتژی‌ای که بدونِ کارمزد سود می‌دهد، با کارمزد ممکن است زیان بدهد؛ مخصوصاً استراتژیِ پرمعامله.
  7. فوروارد تست کنید: چند هفته در بازارِ زنده با حجمِ خیلی کم. اگر نتیجه به بک‌تست نزدیک بود، کم‌کم حجم را بالا ببرید.

سه اشتباهِ رایج در بک‌تست:

  • دست‌کاریِ قانون تا نتیجه خوب شود. اگر آن‌قدر شرط اضافه کنید که گذشته را کامل توضیح دهد، استراتژی فقط گذشته را حفظ کرده و در آینده جواب نمی‌دهد.
  • نمودارِ تعدیل‌نشده. در بورسِ ایران بعد از افزایش سرمایه یا تقسیمِ سود، قیمت پایین می‌آید. باید نمودارِ تعدیل‌شده ببینید؛ فرقشان را در نمودار تعدیل شده و بدون تعدیل خوانده‌اید.
  • آزمایش فقط در بازارِ صعودی. استراتژی را در دوره‌های ریزش و رنج هم امتحان کنید.

پس بک‌تست نمی‌گوید آینده چه می‌شود؛ می‌گوید استراتژی در گذشته لبه داشته یا نه. این کم نیست. بیشترِ مردم همین را هم نمی‌دانند.

ژورنال معاملاتی: دفترِ حسابِ معامله‌گر

بک‌تست را کردید و وارد بازار شدید. از اینجا به بعد، تنها راهِ فهمیدنِ اینکه استراتژی هنوز کار می‌کند، ژورنال است. ژورنال معاملاتی یعنی دفتری که هر معامله را با جزئیات در آن می‌نویسید. مثلِ دفترِ حسابِ مغازه.

در هر ردیفِ ژورنال این‌ها را بنویسید:

  • تاریخ، نماد، قیمتِ ورود و تعداد.
  • دلیلِ ورود: کدام قانونِ استراتژی؟
  • حد ضرر و هدف، پیش از خرید.
  • قیمتِ خروج، سود یا ضرر به تومان و به نسبتِ ریسک.
  • حالِ خودتان: آرام بودید، عجله داشتید، دنبالِ جبران بودید؟
  • آیا قانون را کامل اجرا کردید؟ اگر نه، کجا تخلف کردید؟

ماهی یک بار ژورنال را بخوانید. معمولاً چیزهای عجیبی پیدا می‌شود؛ مثلاً اینکه بیشترِ ضررها در معامله‌هایی بوده که خارج از استراتژی زده‌اید. نمونهٔ کامل و شیوهٔ تحلیلش در مقالهٔ ژورنال معاملاتی چیست؟ آمده.

برنامه معاملاتی

استراتژی افرادِ موفق در بازار چه شباهتی دارد؟

معامله‌گرهای موفقی که سال‌ها در بازار مانده‌اند، روش‌های خیلی متفاوتی دارند. یکی روندی است، یکی رنج، یکی بنیادی. ولی وقتی کنارِ هم می‌گذاریمشان، چند شباهت تکرار می‌شود:

  • ضرر را کوچک و سریع می‌بندند. با ضرر دعوا نمی‌کنند و منتظرِ «برگشت» نمی‌مانند.
  • در هر معامله کمی ریسک می‌کنند. هیچ معامله‌ای آن‌قدر بزرگ نیست که با یک اشتباه از بازار بیرون بروند.
  • چند الگوی محدود را خوب بلدند. به‌جای ده روش، دو سه روش را عمیق می‌شناسند.
  • ثبت می‌کنند و عددی فکر می‌کنند. می‌دانند نرخ بردشان چقدر است.
  • منضبط‌اند. وقتی قانون می‌گوید «نه»، معامله نمی‌کنند؛ حتی اگر همه دارند می‌خرند.

هیچ‌کدام از این‌ها رازِ پیچیده‌ای نیست. سختیِ کار در اجرای هرروزه‌اش است. برای همین نوشته‌ام که انضباط از خودِ استراتژی مهم‌تر است؛ در مقالهٔ اصول نظم در معامله‌گری راه‌های عملی‌اش را آورده‌ایم.

شش اشتباهی که استراتژیِ خوب را هم خراب می‌کند

  1. عوض‌کردنِ استراتژی بعد از سه ضرر. حتی استراتژیِ سودده هم ضررهای پیاپی دارد. قضاوت را به ۵۰ معامله بسپارید، نه سه تا.
  2. پایین بردنِ حد ضرر وقتی قیمت به آن نزدیک شد. این یعنی قانون را درست همان لحظه‌ای که لازم است، کنار گذاشته‌اید.
  3. معاملهٔ انتقامی. بعد از ضرر، با حجمِ بیشتر وارد شدن تا «جبران» شود. بیشترِ حساب‌ها همین‌طور خالی می‌شوند.
  4. کپی‌کردنِ استراتژیِ دیگران بدونِ آزمایش. استراتژیِ کانالِ تلگرامی را هم باید بک‌تست کنید؛ شاید برای زندگی و روحیهٔ شما نباشد.
  5. نادیده‌گرفتنِ کارمزد و صف. روی کاغذ سود است، در حساب نیست.
  6. بی‌حساب بودنِ حجم. بهترین قانونِ ورود هم با حجمِ نادرست، حساب را می‌سوزاند.

پس پیش از آنکه دنبالِ استراتژیِ تازه بگردید، ببینید کدام‌یک از این شش اشتباه را با استراتژیِ فعلی‌تان می‌کنید.

نمونهٔ یک برنامهٔ معاملاتیِ یک‌صفحه‌ای

برای اینکه همه‌چیز ملموس شود، این یک نمونهٔ فرضی برای یک کارمندِ تازه‌کار در بورسِ تهران است. عددها مثال‌اند؛ شما عددهای خودتان را بگذارید.

  • هدفِ سالِ اول: حفظِ سرمایه و اجرای کاملِ قانون‌ها در دست‌کم ۹۰٪ معامله‌ها.
  • سرمایهٔ معامله: ۱۰۰ میلیون تومان؛ پولی که تا دو سال به آن نیاز ندارم.
  • بازار و تایم فریم: سهم‌های پرحجمِ بورس؛ نمودارِ روزانه، شب‌ها.
  • سبک: معاملهٔ نوسانی، چند روز تا چند هفته.
  • قانونِ ورود: فقط در روندِ صعودی؛ برگشتِ قیمت به حمایت و بسته‌شدنِ یک شمعِ سبزِ قوی.
  • حد ضرر: کمی زیرِ آخرین کف؛ پس از خرید پایین نمی‌رود.
  • خروج با سود: نیمی در ریسک به ریواردِ ۱ به ۲؛ بقیه با شکستِ خطِ روند.
  • حجم: ریسکِ هر معامله ۱٪ سرمایه؛ حداکثر ۴ معاملهٔ باز هم‌زمان.
  • معامله نمی‌کنم: وقتی شاخص صفِ فروشِ سنگین دارد، پیش از مجمعِ سهم، یا وقتی خسته‌ام.
  • ترمز: ۶٪ افت در یک ماه یعنی توقف تا ماهِ بعد.
  • ثبت و بازبینی: هر معامله در ژورنال؛ جمعهٔ آخرِ هر ماه بازبینی.

این برنامه یک صفحه است و در ده دقیقه نوشته می‌شود. ولی همین یک صفحه، فرقِ معامله‌گر با کسی است که فقط شانسش را امتحان می‌کند. اگر می‌خواهید ابزارهای تحلیلی‌اش را منظم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین است.

سوالات متداول

استراتژی معاملاتی چیست و چطور ساخته می‌شود؟

استراتژی معاملاتی مجموعه‌ای از قانون‌های نوشته‌شده است که می‌گوید چه چیزی، کی و با چه حجمی بخرید و کجا با ضرر یا سود بفروشید. برای ساختنش سبکِ خود را انتخاب کنید، قانونِ ورود و خروج و حجم را بنویسید، با بک‌تست و فوروارد تست آزمایشش کنید و همه را در ژورنال ثبت کنید.

لبهٔ معاملاتی یعنی چه؟

لبهٔ معاملاتی یعنی برتری‌ای که باعث می‌شود استراتژی در تعدادِ زیادی معامله روی هم سود بدهد. نشانه‌اش مثبت بودنِ امید ریاضی است: نرخ برد ضرب در میانگینِ سود، منهای نرخ باخت ضرب در میانگینِ ضرر، بعد از کم کردنِ کارمزد.

چطور یک استراتژی را بک‌تست کنیم؟

قانون‌ها را پیش از دیدنِ نمودار بنویسید، نمودار را به گذشته ببرید و آرام جلو بیاورید، هر ورود و خروج را در جدول ثبت کنید و دست‌کم ۵۰ تا ۱۰۰ معامله جمع کنید. بعد نرخ برد، امید ریاضی و بیشترین افت را با کم کردنِ کارمزد حساب کنید.

تریدینگ رنج چیست؟

تریدینگ رنج یعنی معامله در بازاری که روند ندارد و قیمت بینِ یک کف و سقفِ تقریباً ثابت نوسان می‌کند. معامله‌گر نزدیکِ کف می‌خرد، حد ضرر را کمی زیرِ کف می‌گذارد و نزدیکِ سقف می‌فروشد. بزرگ‌ترین خطرش شکستِ ناگهانیِ رنج است.

فرقِ استراتژی معاملاتی و برنامهٔ معاملاتی (ترید پلن) چیست؟

استراتژی می‌گوید هر معامله را چطور باز و بسته کنید. برنامهٔ معاملاتی بزرگ‌تر است و کلِ کار را اداره می‌کند: هدف، سقفِ ضررِ ماهانه، ساعتِ کار، استراتژی‌هایی که استفاده می‌کنید و شیوهٔ ثبت و بازبینی. استراتژی یکی از بخش‌های برنامه است.

بهترین استراتژی معاملاتی برای مبتدی‌ها کدام است؟

استراتژیِ همیشه بهترین وجود ندارد. برای بیشترِ تازه‌کارها، به‌خصوص کسانی که شغلِ دیگری دارند، معاملهٔ نوسانی روی نمودارِ روزانه مناسب‌تر است، چون وقتِ کمتری می‌خواهد و فرصتِ فکر کردن می‌دهد. مهم‌تر از نوع، ریسکِ کم در هر معامله و آزمایش پیش از اجراست.

در هر معامله چند درصد سرمایه را ریسک کنیم؟

قاعدهٔ رایج ۱ تا ۲ درصدِ کلِ سرمایه است. ریسک یعنی مقداری که اگر حد ضرر بخورد از دست می‌رود، نه کلِ پولِ خرید. با سرمایهٔ ۱۰۰ میلیون تومان و ریسکِ ۱٪، در هر معامله حداکثر ۱ میلیون تومان در خطر است.

یک استراتژی را چقدر آزمایش کنیم تا مطمئن شویم؟

دست‌کم ۵۰ معامله در بک‌تست و بعد چند هفته فوروارد تست با حجمِ کم. کمتر از این، نتیجه ممکن است فقط حاصلِ شانس باشد. آزمایش باید دوره‌های صعودی، نزولی و رنج را با هم پوشش دهد تا تصویرِ درستی بدهد.

جمع‌بندی

استراتژی معاملاتی سود را تضمین نمی‌کند؛ هیچ چیزی در بازار تضمینی نیست. ولی کاری می‌کند که ضررهایتان کوچک و حساب‌شده باشد و تصمیم‌هایتان از روی قانون، نه هیجان. فرقِ بازی‌کردن با بازار و کارکردن در بازار همین است.

پس امشب یک کاغذ بردارید و همان پنج پرسش را جواب دهید: چه چیزی، کی وارد، کجا با ضرر بیرون، کجا با سود بیرون و با چقدر پول. بعد ۵۰ معامله روی گذشتهٔ نمودار آزمایشش کنید. تصمیمِ نهایی برای واردشدن با پولِ واقعی، با خودتان.

نویسنده

محمد مهدی خسرو زاده

۱۰ نوشته دربارهٔ ارز دیجیتال و صرافی ارز دیجیتال

فارغ التحصیل رشته کامپیوتر و علاقه‌مند به تکنولوژی، بازار‌های مالی جهانی و عاشق دنیای زیبای ارز‌های دیجیتال

همهٔ نوشته‌های محمد مهدی خسرو زاده
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    ۴ دیدگاهِ پیشین

    1. masoud ·

      مراحل را به خوبی توضیح داده است و ای کاش بطور مصداقی در مورد معاملات نوسانی توضیح میدادید

    2. مجتبی ·

      نکات بسیار خوب و مفیدی در این مقاله ارایه شده است، بسیار عالی و سپاسگزارم

    3. مهدی ·

      سلام وقت بخیر
      ممنون از مطلب مفیدی که عنوان کردید 👌👌🌹🌹

    4. ناشناس ·

      بد نبود بود ولی بیشتر شبیه به ترجمه یک متن بود که از جای دیگری برداشته شده است. انتظار دیگری داشتم

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.