فروش سهم ضرر ده یا نگه داشتن؟ سه پرسش پیش از تصمیم
فهرست مطالب۱۵ بخش
- جوابِ کوتاه: سهم ضررده را بفروشیم یا نگه داریم؟
- چرا فروختنِ سهمِ ضررده اینقدر سخت است؟
- «تا نفروشم ضرر نکردهام»؛ درست است؟
- ریاضیِ ضرر: چرا جبران سختتر از ضرر است؟
- چه زمانی باید سهم ضررده را فروخت؟
- چه زمانی نگه داشتنِ سهم ضررده منطقی است؟
- میانگین کم کردن بهتر است یا فروش؟
- یک راهِ میانه: فروشِ پلهای
- حد ضرر چیست و چطور در بورس تعیینش کنیم؟
- سه نکتهٔ مخصوصِ بورسِ ایران
- یک روشِ قدمبهقدم برای تصمیم دربارهٔ فروش سهم ضرر ده
- چطور با ضرر کنار بیاییم؟
- اشتباههای رایج با سهمِ ضررده
- سوالات متداول
- جمعبندی

دربارهٔ فروش سهم ضرر ده یک قاعدهٔ ساده هست: قیمتی که شما خریدهاید برای بازار هیچ اهمیتی ندارد. از خودتان بپرسید: «اگر امروز پولِ نقد داشتم، همین سهم را با همین قیمت میخریدم؟» اگر جوابتان «نه» است، یا دلیلِ خرید از بین رفته، فروختن معمولاً تصمیمِ درستتر است. اگر «بله» است، نگه داشتن منطقی است.
خیلیها از من میپرسند: «سهمی خریدهام که ۳۰ درصد ضرر داده. بفروشم یا صبر کنم تا برگردد؟» این پرسش شاید سختترین لحظهٔ هر سهامدار باشد. در این راهنما با هم میبینیم چرا این تصمیم اینقدر سخت است، کِی باید فروخت، کِی میشود نگه داشت، و چطور با خودِ ضرر کنار بیاییم.
جوابِ کوتاه: سهم ضررده را بفروشیم یا نگه داریم؟
بیایید یک لحظه جای خودمان را با یک غریبه عوض کنیم. فرض کنید کسی امروز همین سهم را در سبدش ندارد و فقط پولِ نقد دارد. او به قیمتی که شما خریدهاید فکر نمیکند. فقط میپرسد: این شرکت با این قیمت ارزشِ خریدن دارد یا نه؟
شما هم باید دقیقاً همین را بپرسید. نگه داشتنِ یک سهم، در واقع یعنی هر روز دوباره خریدنش. چون هر روز میتوانید بفروشید و پول را جای دیگری ببرید، ولی این کار را نمیکنید.
پس تصمیم به سه پرسش برمیگردد:
- دلیلِ خرید هنوز سرِ جایش است؟ یعنی همان چیزی که باعث شد سهم را بخرید (سودِ شرکت، قیمتِ محصول، یک طرحِ توسعه) هنوز برقرار است؟
- حدِ ضرری که پیش از خرید گذاشته بودید خورده است؟ اگر قاعده داشتید، به آن عمل کنید.
- فرصتِ بهتری برای این پول هست؟ شاید سهم بد نباشد، ولی جای دیگری برای پولتان بهتر باشد.

این سه پرسش ساده به نظر میرسند. ولی وقتی سهمِ خودمان در ضرر است، ذهنمان نمیگذارد درست جوابشان را بدهیم. ببینیم چرا.
چرا فروختنِ سهمِ ضررده اینقدر سخت است؟
اگر دلتان نمیآید سهمِ ضررده را بفروشید، تنها نیستید. این رفتار آنقدر رایج است که دانشمندان اقتصاد رفتاری برایش اسم گذاشتهاند. چند نیرو با هم دست به یکی میکنند تا ما سهمِ بازنده را نگه داریم.
زیانگریزی: دردِ ضرر بیشتر از لذتِ سود است
زیانگریزی یعنی دردی که از ضرر میکشیم، از لذتِ سودی به همان اندازه بیشتر است. دو روانشناس به نامهای کانمن و تورسکی نشان دادند این درد تقریباً دو برابر است. یعنی ناراحتیِ از دست دادنِ ۱ میلیون تومان، با خوشحالیِ به دست آوردنِ حدودِ ۲ میلیون تومان برابری میکند.
فروختنِ سهمِ ضررده یعنی قبول کردنِ همین درد. برای همین ذهن دنبالِ بهانه میگردد: «صبر کنم، شاید برگردد.» دربارهٔ این حس در مقالهٔ روانشناسی ضرر و زیان مفصلتر نوشتهایم.
اثر تمایلی چیست؟
اثر تمایلی یعنی ما سهمهای سودده را زود میفروشیم و سهمهای ضررده را زیادی نگه میداریم. دو اقتصاددان به نامهای شفرین و استتمن در سالِ ۱۹۸۵ این رفتار را نامگذاری کردند. به انگلیسی به آن Disposition Effect میگویند.
بعدها پژوهشی روی حسابهای هزاران سهامدارِ معمولی نشان داد آنها سهمِ سودده را حدودِ یکونیم برابرِ سهمِ ضررده میفروختند. نکتهٔ تلختر این بود: همان سهمهای سوددهی که فروخته بودند، در سالِ بعد از سهمهای ضرردهای که نگه داشته بودند بهتر عمل کردند. یعنی هم سود را زود بریده بودند و هم ضرر را کش داده بودند.
مثلِ باغبانی است که گلها را میچیند و علفهای هرز را آب میدهد. پس اگر سبدتان پر از سهمهای قرمزِ قدیمی است و سهمهای خوب را همیشه زود فروختهاید، احتمالاً اثر تمایلی کارِ خودش را کرده است.
قیمتِ خرید مثلِ لنگر به ذهن میچسبد
وقتی سهمی را ۱۰ هزار تومان خریدهاید، این عدد در ذهنتان حک میشود. هر قیمتی زیرِ آن را «ارزان» یا «ضرر» میبینید. ولی بازار نمیداند شما چند خریدهاید و برایش هم مهم نیست.
به این خطا لنگر انداختن و حسابداری ذهنی میگویند. یعنی ذهن برای هر سهم یک حسابِ جدا باز میکند و تا آن حساب به صفر نرسد، نمیخواهد ببندد. دربارهٔ این خطاها در مقالهٔ حسابداری ذهنی و اشتباههای بزرگ دربارهٔ پول بیشتر بخوانید.
ترس از پشیمانی
تا وقتی نفروختهایم، میتوانیم به خودمان بگوییم «هنوز ضرر نکردهام». فروختن یعنی پذیرفتنِ اشتباه. بدتر اینکه میترسیم بفروشیم و فردا سهم بالا برود. این ترس را در مقالهٔ نظریهٔ پشیمانی باز کردهایم.
پس سخت بودنِ این تصمیم ربطی به کمهوشی ندارد. مغزِ همهٔ ما اینطور کار میکند. راهِ مقابله این است که پیش از خرید قاعده بگذاریم و بعد به قاعده عمل کنیم، نه به حالمان.
«تا نفروشم ضرر نکردهام»؛ درست است؟
این جمله را زیاد میشنویم. بیایید با یک مثالِ روزمره امتحانش کنیم. فرض کنید خانهای دارید که ۲ میلیارد تومان میارزید و حالا خریدار فقط ۱٫۵ میلیارد میدهد. آیا چون نفروختهاید، داراییتان هنوز ۲ میلیارد است؟ نه. ارزشِ امروزِ داراییتان همان ۱٫۵ میلیارد است.
ضررِ کاغذی هم ضرر است. فروختن فقط آن را ثبت میکند و به اصطلاح «تثبیتِ زیان» است، نه ساختنِ زیان. ضرر روزی ساخته شد که قیمت پایین آمد.
ولی طرفِ دیگرِ ماجرا هم درست است. من همیشه گفتهام ضرر و زیان را باید در پایانِ یک دوره حساب کرد، نه در یک جلسهٔ معاملاتی. سهمی که امروز ۱۵ درصد پایین است، ممکن است در پایانِ دورهای که برایش در نظر گرفته بودید سود بدهد. پس سؤالِ درست «ضرر کردهام یا نه» نیست. سؤالِ درست این است: «از این نقطه به بعد، این پول کجا بیشتر به کارم میآید؟»
ریاضیِ ضرر: چرا جبران سختتر از ضرر است؟
یک حسابِ ساده هست که بیشترِ مردم نمیدانند و همین آنها را غافلگیر میکند. اگر ۵۰ درصد ضرر کنید، برای برگشتن به پولِ اول ۵۰ درصد رشد کافی نیست؛ ۱۰۰ درصد رشد لازم است.
بیایید با هم حساب کنیم. ۱۰۰ میلیون تومان سهم خریدهاید و نصفش رفته؛ ۵۰ میلیون مانده. ۵۰ درصد رشد روی ۵۰ میلیون، فقط ۲۵ میلیون است. یعنی به ۷۵ میلیون میرسید، نه ۱۰۰ میلیون. برای رسیدن به ۱۰۰ میلیون، این ۵۰ میلیون باید دو برابر شود.
جدولِ زیر نشان میدهد هر مقدار ضرر، چه رشدی برای جبران لازم دارد:
| مقدارِ ضرر | از ۱۰۰ میلیون تومان میماند | رشدِ لازم برای برگشت به ۱۰۰ میلیون |
|---|---|---|
| ۱۰٪ | ۹۰ میلیون | حدودِ ۱۱٪ |
| ۲۰٪ | ۸۰ میلیون | ۲۵٪ |
| ۳۰٪ | ۷۰ میلیون | حدودِ ۴۳٪ |
| ۴۰٪ | ۶۰ میلیون | حدودِ ۶۷٪ |
| ۵۰٪ | ۵۰ میلیون | ۱۰۰٪ |
| ۷۰٪ | ۳۰ میلیون | حدودِ ۲۳۳٪ |
میبینید که تا ۱۰ یا ۲۰ درصد، جبران دور از دسترس نیست. ولی بعد از ۴۰ درصد، فاصله با سرعت باز میشود. سهمی که ۷۰ درصد ریخته، باید بیش از سه برابر شود تا فقط به جای اول برگردد.

پس ضررِ کوچک را میشود جبران کرد؛ ضررِ بزرگ زندگی را عوض میکند. برای همین بهترین زمانِ تصمیم دربارهٔ سهمِ ضررده، وقتی است که ضرر هنوز کوچک است. برای اینکه سود و زیانِ واقعیِ خودتان را با کارمزد دقیق حساب کنید، مقالهٔ محاسبهٔ دقیق سود و زیان در بورس را ببینید.
چه زمانی باید سهم ضررده را فروخت؟
هیچ فرمولی برای همهٔ سهمها جواب نمیدهد. ولی چند نشانه هست که اگر دیدید، باید جدی به فروش فکر کنید.
۱. دلیلِ خرید از بین رفته است
این مهمترین نشانه است. فرض کنید سهمی را خریدید چون قیمتِ جهانیِ محصولش بالا بود. حالا آن قیمت ریخته، یا دولت نرخِ خوراکِ کارخانه را گران کرده، یا گزارشِ شرکت نشان میدهد سودش به جای رشد، کم شده. قصهای که به خاطرش خریدید تمام شده است.
در این حالت نگه داشتن یعنی امید، نه تحلیل. امید جای خودش را دارد، ولی در بورس نمیشود با امید قسط داد. اگر هنوز با بررسیِ وضعِ شرکت آشنا نیستید، از تحلیل بنیادی چیست؟ شروع کنید.
۲. حدِ ضرری که گذاشته بودید خورده است
اگر پیش از خرید گفته بودید «اگر سهم ۱۵ درصد پایین آمد، میفروشم»، حالا وقتِ عمل است. حدِ ضرر برای همین لحظه ساخته شده؛ برای وقتی که ذهنتان شروع به بهانهتراشی میکند.
۳. فرصتِ بهتری برای این پول هست
به این میگویند هزینهٔ فرصت؛ یعنی سودی که از دست میدهید چون پولتان جای دیگری گیر کرده. فرض کنید ۵۰ میلیون تومان در سهمی دارید که دو سال است تکان نخورده. در همین دو سال شاید سهمِ بهتری بود، یا حتی سپردهٔ بانکی سودی میداد. با ماشینحسابِ سود بانکی ببینید همین پول در این مدت چقدر سود ساده میساخت.
سهمی که «ضرر نمیدهد ولی سود هم نمیدهد»، در دورانِ تورم در واقع دارد ضرر میدهد. چون با همان پول، دو سال بعد چیزِ کمتری میشود خرید.
۴. سهم را بیتحلیل خریدهاید
اگر سهم را به خاطرِ پیامِ یک کانال، توصیهٔ یک آشنا یا صفِ خریدِ دیروز خریدهاید، اصلاً دلیلی برای نگه داشتنش ندارید. چون دلیلی برای خریدنش هم نداشتید. چنین سهمی را با چشمِ باز دوباره بررسی کنید؛ اگر خودتان آن را امروز نمیخرید، نگهش ندارید.
۵. سهم بیش از اندازه از سبدتان را گرفته
اگر یک سهمِ ضررده بخشِ بزرگی از پولِ شماست و خوابتان را گرفته، این خودش نشانه است. ریسکی که آرامش را از شما بگیرد، از اندازهٔ شما بزرگتر است. فروشِ بخشی از آن و پخش کردنِ پول در یک سبدِ متنوعتر میتواند راهِ میانه باشد.
۶. به این پول نیاز دارید
پولِ اجارهٔ سالِ بعد، جهیزیهٔ دخترتان یا قسطِ وام، جایش در سهمی که معلوم نیست کِی برمیگردد نیست. اگر تا چند ماهِ دیگر به این پول احتیاج دارید، صبر کردن برای جبرانِ ضرر یعنی قمار با پولِ ضروری.
پس اگر یکی از این شش نشانه را دیدید، مسئله دیگر «ضرر» نیست؛ مسئله این است که این پول جای درستی نیست.
چه زمانی نگه داشتنِ سهم ضررده منطقی است؟
منصفانه بگوییم: همیشه فروختن درست نیست. خیلیها هم سهمِ خوب را در اولین افت، با ترس فروختهاند و بعد دیدهاند سهم چند برابر شده. نگه داشتن در این حالتها میتواند منطقی باشد:
- کلِ بازار افت کرده، نه فقط سهمِ شما. اگر شاخص کل بورس هم به همان اندازه پایین آمده و وضعِ خودِ شرکت عوض نشده، این افت بیشتر از ترسِ بازار است تا از ضعفِ شرکت.
- خبرِ بد موقتی است. مثلاً توقفِ کوتاهِ تولید برای تعمیرات، یا یک فصلِ ضعیف که دلیلش روشن است.
- افقِ سرمایهگذاریتان بلند است و این پول را برای سالها کنار گذاشتهاید.
- اگر امروز پولِ نقد داشتید، باز هم همین سهم را میخریدید. این همان آزمونِ اصلی است.
یک تجربهٔ خودم را بگویم. چندی پیش سهمی خریدم که به نظرم ارزندهترین سهمِ بازار بود و به دوستانم هم گفتم. مدتی سهم بالا و پایینِ کوچک میخورد و از جایش تکان نمیخورد. دوستان اعتراض میکردند و عدهای فروختند و بیرون رفتند. مدتی گذشت و سهم رشدِ خیلی خوبی کرد.
درسِ این ماجرا «هیچوقت نفروشید» نیست. درسش این است که آن سهم را به خاطرِ یک تحلیل خریده بودم و تحلیل هنوز سرِ جایش بود. چیزی که عوض شده بود فقط حوصلهٔ آدمها بود. پس نگه داشتن فقط وقتی معنا دارد که دلیلِ خرید زنده باشد، نه وقتی که فقط از پذیرفتنِ ضرر میترسیم.
میانگین کم کردن بهتر است یا فروش؟
میانگین کم کردن یعنی وقتی سهم پایین آمد، دوباره از آن بخرید تا میانگینِ قیمتِ خریدتان پایین بیاید. بیایید با یک مثالِ گرد ببینیم چه اتفاقی میافتد (عددها مثالاند):
- ۱٬۰۰۰ سهم به قیمتِ ۱۰ هزار تومان خریدهاید؛ یعنی ۱۰ میلیون تومان.
- قیمت به ۷ هزار تومان رسیده. سهمهایتان حالا ۷ میلیون میارزد؛ ۳۰ درصد ضرر.
- بدونِ خریدِ تازه، سهم باید حدودِ ۴۳ درصد رشد کند تا به ۱۰ هزار تومان برگردد.
- ۱٬۰۰۰ سهمِ دیگر به قیمتِ ۷ هزار تومان میخرید؛ ۷ میلیون تومان پولِ تازه.
- حالا ۲٬۰۰۰ سهم دارید با ۱۷ میلیون تومان هزینه. میانگینِ خریدتان ۸٬۵۰۰ تومان شده.
- برای رسیدن به سربهسر، سهم کافی است از ۷ هزار به ۸٬۵۰۰ برسد؛ یعنی حدودِ ۲۱ درصد رشد.
روی کاغذ عالی است. ولی یک چیز عوض شد که کمتر کسی به آن فکر میکند: حالا ۱۷ میلیون تومان در همان سهم دارید، نه ۱۰ میلیون. اگر سهم ۳۰ درصدِ دیگر هم بریزد، ضررتان خیلی بزرگتر میشود.
این مقایسه کمک میکند تصمیم بگیرید:
| راه | کِی منطقی است | خطرش چیست |
|---|---|---|
| فروشِ کامل | دلیلِ خرید از بین رفته یا حدِ ضرر خورده | اگر افت موقتی بوده باشد، برگشتِ سهم را از دست میدهید |
| نگه داشتن | شرکت سالم است و افت از کلِ بازار است | اگر تحلیل غلط باشد، ضرر بزرگتر میشود و پول میخوابد |
| میانگین کم کردن | با پولِ آزاد، روی سهمی که امروز هم حاضرید از نو بخرید | وزنِ یک سهمِ در حالِ افت در سبد بیشتر میشود |
توصیهٔ من این است که فقط وقتی میانگین کم کنید که امروز، با همین اطلاعات، حاضر باشید این سهم را برای اولین بار بخرید. هرگز با پولِ ضروری میانگین کم نکنید و از پیش بگویید تا کجا پولِ تازه میگذارید. جزئیات و قاعدههای این روش را در مقالهٔ میانگین کم کردن در بازار بورس ایران نوشتهایم.
پس میانگین کم کردن راهِ نجاتِ سهمِ بد نیست؛ ابزاری است برای خریدِ بیشترِ سهمِ خوب با قیمتِ ارزانتر.
یک راهِ میانه: فروشِ پلهای
گاهی واقعاً مطمئن نیستید. نشانهها نیمی به سمتِ فروش است و نیمی به سمتِ نگه داشتن. در این حالت لازم نیست همه یا هیچ تصمیم بگیرید.
میتوانید مثلاً نصفِ سهمها را بفروشید و نصف را نگه دارید. اگر سهم پایینتر رفت، خوشحالید که نصفش را نجات دادهاید. اگر برگشت، هنوز سهمی دارید که سود بدهد. این کار فشارِ روانیِ تصمیم را هم کم میکند؛ هر دو حالت کمی پشیمانی و کمی رضایت دارد.
حد ضرر چیست و چطور در بورس تعیینش کنیم؟
حدِ ضرر یعنی نقطهای که از پیش تعیین میکنید و میگویید «اگر قیمت به اینجا رسید، میفروشم و میپذیرم که اشتباه کردهام». مثلِ کمربندِ ایمنی است؛ امیدواریم لازم نشود، ولی بی آن سوار نمیشویم.
چند روشِ رایج برای تعیینِ حدِ ضرر در بورس هست:
- درصدی: مثلاً ۱۰ یا ۱۵ درصد زیرِ قیمتِ خرید. ساده است و برای تازهکارها مناسب.
- بر اساسِ نمودار: کمی پایینتر از یک کفِ قیمتیِ مهم (حمایت). اگر آن کف شکست، یعنی خریداران عقب نشستهاند.
- بر اساسِ رویداد: «اگر گزارشِ فصلِ بعد سودِ کمتری نشان داد، میفروشم.»
- زمانی: «اگر تا شش ماه سهم کاری نکرد، دوباره بررسی میکنم.»
دو قاعده را هیچوقت فراموش نکنید. اول، حدِ ضرر را پیش از خرید بنویسید، نه وقتی سهم در ضرر است. دوم، وقتی قیمت به آن نزدیک شد، حدِ ضرر را پایینتر نبرید. هر بار که آن را پایین میبرید، در واقع دارید از قاعدهٔ خودتان فرار میکنید. روشها را مفصل در استراتژی حدضرر توضیح دادهایم.
سه نکتهٔ مخصوصِ بورسِ ایران
چند چیز در بورسِ ایران هست که در کتابهای خارجی پیدا نمیکنید و روی تصمیمِ فروش اثر دارد:
- کارمزد: جمعِ کارمزدِ خرید و فروش و مالیات، حدودِ ۱ تا ۱٫۵ درصدِ ارزشِ معامله است. یعنی هر بار خرید و فروش، کمی از پول را میبرد. پس با هر نوسانِ کوچک سهم عوض نکنید.
- مالیات بر ارزشِ فروش است، نه سود: در بورسِ ایران مالیاتِ فروشِ سهم درصدی از کلِ مبلغِ فروش است، چه سود کرده باشید چه ضرر. پس فروختنِ سهمِ ضررده صرفهجوییِ مالیاتی ندارد و این را نباید دلیلِ فروش کرد.
- صفِ فروش و دامنهٔ نوسان: قیمتِ سهم در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی جابهجا میشود. وقتی خبرِ بدی میآید، ممکن است چند روز صفِ فروش بماند و نتوانید سرِ حدِ ضرر بفروشید. برای همین وقتی سهم به حدِ ضرر نزدیک شد، منتظرِ لحظهٔ آخر نمانید. اگر سامانهٔ کارگزاریتان سفارشِ شرطی ندارد، هشدارِ قیمت بگذارید و خودتان اقدام کنید.
پس در بورسِ ایران حدِ ضرر را کمی محافظهکارانهتر بگذارید، چون همیشه نمیشود دقیقاً سرِ همان قیمت فروخت.
یک روشِ قدمبهقدم برای تصمیم دربارهٔ فروش سهم ضرر ده
دفعهٔ بعد که سهمی در ضرر بود، به جای نگاه کردنِ هر روزه به تابلو، این قدمها را بردارید:
- قیمتِ خرید را فراموش کنید. روی یک کاغذ فقط قیمتِ امروز و ارزشِ امروزِ سهمهایتان را بنویسید.
- دلیلِ خرید را بنویسید. در یک یا دو جمله. اگر نمیتوانید بنویسید، یعنی دلیلی نداشتید.
- ببینید آن دلیل هنوز برقرار است یا نه. آخرین گزارشهای شرکت و خبرهای صنعت را بخوانید.
- سهم را با کلِ بازار مقایسه کنید. فقط سهمِ شما افتاده یا همه؟
- آزمونِ پولِ نقد را بزنید. امروز با پولِ نقد همین سهم را میخریدید؟
- یک تصمیم بگیرید و بنویسید: فروشِ کامل، فروشِ بخشی، یا نگه داشتن با یک حدِ ضررِ تازه و یک تاریخِ بازنگری.
- به تصمیم عمل کنید و تا تاریخِ بازنگری، هر ساعت تابلو را نگاه نکنید.
نوشتن مهم است. وقتی تصمیم روی کاغذ است، بعداً میتوانید ببینید درست فکر کرده بودید یا نه. این دفترچه به مرور معلمِ خودتان میشود.
چطور با ضرر کنار بیاییم؟
ضرر مالی قسمتی از سرمایهگذاری است، نه نشانهٔ بیعرضگی. هیچ سرمایهگذارِ باتجربهای نیست که ضرر نکرده باشد. فرقِ حرفهای و تازهکار این است که حرفهای ضرر را کوچک نگه میدارد و از آن درس میگیرد.
چند کار کمک میکند:
- ضرر را به شهریه تبدیل کنید. بنویسید چه چیزی را نادیده گرفتید. اگر درسش را گرفتید، پولِ کلاس را دادهاید.
- دنبالِ انتقام از بازار نباشید. بعد از ضرر، خیلیها با عجله سراغِ سهمِ پرریسکتر میروند تا سریع جبران کنند. این معمولاً ضررِ دوم را میسازد.
- چند روز فاصله بگیرید. اگر ضرر شما را به هم ریخته، تصمیمِ بزرگِ تازه نگیرید.
- خودتان را با سهمِ دوستتان مقایسه نکنید. حسرتِ سودِ دیگران، تصمیمتان را خراب میکند.
برای اینکه بعد از ضرر چطور قدمبهقدم برگردید، مقالهٔ ۷ گام موثر برای جبران زیان در بورس را بخوانید. اگر هم هیجانها مدام تصمیمتان را عوض میکند، سوگیریهای شناختی که به سبد آسیب میزنند را ببینید.
اشتباههای رایج با سهمِ ضررده
اینها اشتباههایی است که بیشترین پول را از سهامدارها میبرد:
- نگه داشتنِ سهم فقط به این دلیل که «نمیخواهم با ضرر بفروشم».
- پایین بردنِ حدِ ضرر هر بار که قیمت به آن نزدیک میشود.
- میانگین کم کردن با پولِ قرضی یا پولِ ضروری.
- فروختنِ سهمهای سودده برای اینکه دلتان خوش باشد، و نگه داشتنِ سهمهای ضررده.
- نگاه نکردن به سبد و «فراموش کردنِ» سهمِ ضررده به امیدِ روزی که برگردد.
- تصمیم گرفتن در روزِ پرهیجانِ بازار، با صفِ فروش و خبرهای ترسناک.
- نداشتنِ هیچ دلیلِ مکتوبی برای خرید، و در نتیجه نداشتنِ هیچ معیاری برای فروش.
سوالات متداول
چه زمانی باید سهم ضررده را فروخت؟
وقتی دلیلِ خرید از بین رفته باشد، حدِ ضرری که پیش از خرید گذاشته بودید خورده باشد، فرصتِ بهتری برای پول داشته باشید یا به آن پول نیاز داشته باشید. قیمتِ خرید در این تصمیم نباید نقشی داشته باشد.
میانگین کم کردن بهتر است یا فروش؟
بستگی به سهم دارد. اگر شرکت سالم است و امروز هم حاضرید از نو آن را بخرید، میانگین کم کردن با پولِ آزاد میتواند منطقی باشد. اگر دلیلِ خرید از بین رفته، فروش بهتر است، چون خریدِ دوباره فقط ضرر را بزرگتر میکند.
اثر تمایلی چیست؟
اثر تمایلی یعنی گرایشِ سرمایهگذاران به فروشِ زودهنگامِ سهمهای سودده و نگه داشتنِ طولانیِ سهمهای ضررده. ریشهاش زیانگریزی و ترس از پشیمانی است و باعث میشود سود کوچک بماند و ضرر بزرگ شود.
حد ضرر چیست؟
حدِ ضرر قیمتی است که پیش از خرید تعیین میکنید تا اگر سهم به آن رسید بفروشید و ضرر را کوچک نگه دارید. میتواند درصدی، بر اساسِ نمودار، بر اساسِ یک رویداد یا زمانی باشد. مهم این است که بعداً پایینترش نبرید.
تا وقتی سهم را نفروشم ضرر نکردهام؟
نه. ارزشِ امروزِ دارایی شما همان قیمتی است که بازار میدهد. فروختن فقط ضرر را ثبت میکند و آن را نمیسازد. البته ضرر را باید در پایانِ دورهای که برای سرمایهگذاری در نظر گرفتهاید داوری کرد، نه در یک روز.
چطور با ضرر در بورس کنار بیاییم؟
ضرر را بخشی عادی از سرمایهگذاری بدانید، دلیلش را بنویسید و از آن درس بگیرید. بعد از ضرر برای جبرانِ سریع سراغِ سهمِ پرریسک نروید، چند روز فاصله بگیرید و تصمیمِ تازه را با آرامش و قاعده بگیرید.
حد ضرر در بورس ایران چند درصد باشد؟
عددِ ثابتی ندارد و به سهم، افقِ سرمایهگذاری و تحملِ شما بستگی دارد. بسیاری از معاملهگرانِ کوتاهمدت ۸ تا ۱۲ درصد و سرمایهگذارانِ بلندمدت فاصلهٔ بیشتری میگذارند. به خاطرِ صفِ فروش در ایران کمی محافظهکارانهتر تعیینش کنید.
اگر سهمم ۵۰ درصد ضرر داده، چقدر باید رشد کند تا برگردد؟
صد درصد. چون بعد از ۵۰ درصد ضرر نصفِ پول مانده و این نصف باید دو برابر شود تا به مبلغِ اول برسد. برای همین ضرر را باید وقتی کوچک است مدیریت کرد.
جمعبندی
فروش سهم ضرر ده تصمیمی دربارهٔ آینده است، نه دربارهٔ گذشته. قیمتی که خریدهاید گذشته است و بازار آن را به یاد ندارد. چیزی که مهم است این است که از امروز، این پول کجا بیشتر به کارتان میآید.
پس دفعهٔ بعد که سهمی قرمز بود و دلتان نیامد بفروشید، سه پرسش را از خودتان بپرسید: دلیلِ خرید هنوز هست؟ حدِ ضرر خورده؟ اگر امروز پولِ نقد داشتم، همین سهم را میخریدم؟ جوابِ صادقانهٔ این سه پرسش، از هر پیشبینیای بهتر راه را نشان میدهد. تصمیمِ نهایی با خودتان است.
