گن چیست؟ نظریه گن، ویلیام گن و ابزارهای زاویه و زمان
فهرست مطالب۱۵ بخش
- گن چیست؟ نظریه گن به زبانِ ساده
- ویلیام گن کیست؟
- آیا گن واقعاً با این روش ثروتمند شد؟
- اصولِ نظریه گن در شش جمله
- زاویههای گن: خطِ ۱×۱ یعنی چه؟
- گیرِ اول: کدام عدد قیمت است و کدام زمان؟
- گیرِ دوم: زاویهای که چشم میبیند فریب میدهد
- فن گن چیست و چطور رسم میشود؟
- بیایید با هم حساب کنیم: فن گن روی یک سهمِ فرضی
- سطحهای یکهشتمیِ گن؛ خویشاوندِ فیبوناچی
- چرخههای زمانیِ گن: روند کِی عوض میشود؟
- چرخههای بلند و سالگردها
- تقسیمِ سال مثلِ دایره
- هماندازهشدنِ قیمت و زمان
- ابزارهای دیگرِ گن
- گن، فیبوناچی یا الیوت؟ مقایسه در یک نگاه
- آیا روش گن در بورس ایران کار میکند؟
- نقدهای جدی به نظریه گن
- شش اشتباهِ رایج در کار با ابزارهای گن
- چکلیستِ کار با ابزارهای گن
- سوالات متداول
- جمعبندی

گن چیست؟ «گن» نامِ یک خانواده از روشهای تحلیل تکنیکال است که ویلیام گن، معاملهگرِ آمریکاییِ صد سال پیش، ساخت. حرفِ اصلیِ نظریه گن ساده است: در بازار، قیمت و زمان به هم گره خوردهاند. گن با خطهای مورب، تقسیمِ حرکت به هشت قسمت و شمردنِ روزها دنبالِ جایی میگشت که روند احتمالاً عوض میشود.
خیلیها اسمِ گن را با هالهای از راز شنیدهاند: «کسی که آینده را از روی نمودار میدید.» در این راهنما با هم میبینیم گن واقعاً که بود، ابزارهایش چطور کار میکنند و کدام حرفش به کارِ ما در بورس تهران میآید. همه را با یک سهمِ فرضی و عددهای گرد حساب میکنیم. جدولِ مارپیچیِ اعداد را جدا در مقالهٔ مربع گن و جدول اعداد گن نوشتهام.
گن چیست؟ نظریه گن به زبانِ ساده
«نظریه گن» یک فرمولِ واحد نیست. مجموعهای از ایدهها و ابزارهاست که گن در کتابها، خبرنامهها و دورههای گرانقیمتش یاد میداد. بخشی از آن روشن است و میشود آزمودش، مثلِ خطها و سطحهای بازگشت. بخشی دیگر مبهم و حتی رازآلود است، مثلِ استفاده از ستارهها و سیارهها.
اگر بخواهم کلِ نظریه را در یک جمله بگویم، این است: وقتی «مقدارِ راهی که قیمت رفته» با «زمانی که گذشته» هماندازه شود، احتمالِ تغییرِ روند بالا میرود. همهٔ ابزارهای گن راههایی برای اندازهگرفتنِ همین هماندازگیاند.
یک تشبیهِ ساده کمک میکند. فرض کنید با ماشین از تهران به قم میروید. اگر بدانید با چه سرعتی راه افتادهاید و چقدر گذشته، تقریباً میدانید الان کجای جادهاید. اگر ماشین از آن نقطه خیلی عقب افتاده باشد، یعنی سرعتش کم شده است. گن به قیمت همینطور نگاه میکرد: یک «سرعتِ معمول» برای سهم در نظر میگرفت و میدید قیمت از آن جلوتر است یا عقبتر.
جای گن در تحلیل تکنیکال کنارِ امواج الیوت و فیبوناچی است. هر سه فرض میکنند رفتارِ جمعیِ خریداران و فروشندگان الگوهای تکراری میسازد. فرقِ گن این است که به «زمان» هم به اندازهٔ قیمت اهمیت میدهد. پس گن فقط نمیپرسد «قیمت تا کجا میرود؟»؛ میپرسد «کِی؟».
ویلیام گن کیست؟
ویلیام دلبرت گن (William Delbert Gann) در ۶ ژوئن ۱۸۷۸ در شهرِ کوچکِ لافکین در ایالتِ تگزاسِ آمریکا به دنیا آمد و در ژوئن ۱۹۵۵ درگذشت. خانوادهاش پنبهکار بودند. خودش هم کار را در انبارهای پنبه شروع کرد و بعد کارگزارِ پنبه شد. اولین معاملهاش را حدودِ ۲۴ سالگی روی پنبه انجام داد.
گن حدودِ سالِ ۱۹۰۳ به نیویورک رفت و در ۱۹۰۸ کارگزاریِ خودش را باز کرد. از آن به بعد بیشتر با خبرنامهٔ روزانه، کتاب و دورههای آموزشی شناخته شد. نوشتههایش عمداً مبهم و پر از اشاره است. خیلیها معتقدند او بخشِ اصلیِ روشش را هیچوقت آشکار نکرد.
این جدول مهمترین کتابهای او را نشان میدهد. اسمها را انگلیسی آوردهام، چون اگر بخواهید جستوجو کنید با همین نام پیدا میشوند.
| سال | نام کتاب | موضوعِ اصلی |
|---|---|---|
| ۱۹۲۳ | Truth of the Stock Tape | خواندنِ تابلو و رفتارِ قیمت و حجم |
| ۱۹۲۷ | The Tunnel Thru the Air | رمانی که گفته میشود رمزِ روشش را در خود دارد |
| ۱۹۳۰ | Wall Street Stock Selector | انتخابِ سهم و تشخیصِ روند |
| ۱۹۳۶ | New Stock Trend Detector | روندها و زمانبندی |
| ۱۹۴۱ | How to Make Profits in Commodities | کالاها، قاعدههای معامله و مدیریتِ سرمایه |
| ۱۹۴۹ | 45 Years in Wall Street | جمعبندیِ تجربهها و قاعدههای معامله |
جالب اینکه یکی از کتابهایش رمان است. همین نشان میدهد گن چقدر دوست داشت حرفش را در لفافه بزند.
آیا گن واقعاً با این روش ثروتمند شد؟
شهرتِ گن بیشتر از یک گزارش در مجلهٔ Ticker and Investment Digest در سالِ ۱۹۰۹ میآید. طبقِ روایتِ رایج، او در ۲۵ روزِ معاملاتی ۲۸۶ معامله کرد و ۲۶۴ تای آن سود داد. یعنی از هر ۱۰۰ معامله، حدودِ ۹۲ تا سودده. این عدد در کتابهای بعدی بارها تکرار شده، ولی همه به همان یک گزارش برمیگردند.
روی دیگرِ سکه هم شنیدنی است. الکساندر الدر، نویسندهٔ معروفِ کتابهای معاملهگری، در کتابِ Trading for a Living نقل میکند که پسرِ گن گفته بود پدرش از راهِ معامله نمیتوانست خرجِ خانه را بدهد. به گفتهٔ او درآمدِ اصلی از فروشِ کتاب و دوره بود. لری ویلیامز هم روایتِ مشابهی از پسرِ گن دارد.
پس حواسمان باشد. هر عددی که فروشندگانِ دورههای «رازِ گن» دربارهٔ ثروتِ افسانهایاش میگویند، ادعاست، نه سند. این را نمیگویم که گن را کوچک کنم؛ میگویم که با چشمِ باز سراغش برویم.
اصولِ نظریه گن در شش جمله
ایدههای گن پراکندهاند، ولی میشود آنها را در شش اصل جمع کرد. این شش اصل نقشهٔ راهِ بقیهٔ مقاله هم هست.
- تعادلِ قیمت و زمان: وقتی اندازهٔ حرکتِ قیمت با زمانِ گذشته هماندازه شود، روند در آستانهٔ تغییر است. گن به این میگفت «مربعشدنِ» قیمت و زمان.
- خط و زاویه: قیمت از یک سقف یا کفِ مهم با سرعتهای ثابتی حرکت میکند. گن این سرعتها را با خطهای مورب میسنجید. مهمترینشان خطِ ۱×۱ است.
- چرخههای زمانی: اتفاقهای بازار در فاصلههای مشخص تکرار میشوند، از چرخههای چندساله تا سالگردِ سقفها و کفهای مهم.
- تقسیمِ یکهشتمی: هر حرکت را میشود به هشت قسمت (و سه قسمت) تقسیم کرد تا جاهایی که قیمت احتمالاً برمیگردد پیدا شود. «نصفِ راه» یا سطحِ ۵۰٪ از همه مهمتر است.
- تاریخ تکرار میشود: گن باور داشت الگوهای گذشته با فاصلههای قابلِ حساب دوباره پیدا میشوند.
- قاعدههای معامله و مدیریتِ سرمایه: بخشی که کمتر دیده شده، قاعدههای سادهٔ معاملهاند، مثلِ حدِ ضرر. به نظرِ من این بخش از همهٔ ابزارهای پیچیدهاش ماندگارتر است.
تا اینجا حرف کلی بود. حالا برویم سراغِ معروفترین ابزارِ گن، یعنی همان خطهای مورب.
زاویههای گن: خطِ ۱×۱ یعنی چه؟
زاویهٔ گن خطی است که از یک سقف یا کفِ مهم با «سرعتِ ثابت» رسم میشود؛ یعنی قیمت در هر روز مقدارِ ثابتی بالا یا پایین برود. خطِ ۱×۱ یعنی در هر واحدِ زمان، یک واحدِ قیمت. اگر واحدِ قیمت و زمان روی نمودار هماندازه باشند، این خط ۴۵ درجه است و گن آن را «خطِ تعادل» میدانست.
منظور از «واحد» چیست؟ خودتان تعیین میکنید. مثلاً میگویید هر روز، ۲۰ تومان. پس خطِ ۱×۱ یعنی قیمتی که هر روز ۲۰ تومان بالا میرود، مثلِ پلهای که هر پلهاش دقیقاً یک اندازه است.
منطقِ استفاده ساده است. در روندِ صعودی، تا وقتی قیمت بالای خطِ ۱×۱ مانده، روند سالم و قوی است. اگر زیرِ آن برود، به باورِ گن سراغِ خطِ کندترِ بعدی میرود. هرچه قیمت بالای خطِ تندتری بماند، روند قویتر است.
گن بهجز ۱×۱ هشت خطِ دیگر هم داشت. این جدول هر نُه خط را نشان میدهد.
| خط | حرکتِ قیمت در هر واحدِ زمان | زاویهٔ مرسوم در منابعِ گن | معنا در روندِ صعودی |
|---|---|---|---|
| ۸×۱ | ۸ واحد | ۸۲٫۵ درجه | جهشِ خیلی تند؛ کمدوام |
| ۴×۱ | ۴ واحد | ۷۵ درجه | روندِ خیلی قوی |
| ۳×۱ | ۳ واحد | ۷۱٫۲۵ درجه | روندِ قوی |
| ۲×۱ | ۲ واحد | ۶۳٫۷۵ درجه | قویتر از تعادل |
| ۱×۱ | ۱ واحد | ۴۵ درجه | خطِ تعادل؛ مهمترین حمایت |
| ۱×۲ | نیم واحد | ۲۶٫۲۵ درجه | حمایتِ بعدی پس از شکستِ ۱×۱ |
| ۱×۳ | یکسوم واحد | ۱۸٫۷۵ درجه | روندِ ضعیف |
| ۱×۴ | یکچهارم واحد | ۱۵ درجه | روندِ خیلی ضعیف |
| ۱×۸ | یکهشتم واحد | ۷٫۵ درجه | آخرین خطِ حمایت |
پس بالای جدول خطهای تند و پایینش خطهای کُند است. ۱×۱ درست وسط مینشیند، مثلِ مرزِ «روندِ خوب» و «روندِ خسته».

گیرِ اول: کدام عدد قیمت است و کدام زمان؟
اینجا بیشترِ آموزشهای فارسی سردرگم میشوند. من در این مقاله، مثلِ توصیفِ خودِ گن که خطِ ۲×۱ را «دو واحد قیمت در هر روز» میدانست، عددِ اول را قیمت و عددِ دوم را زمان گرفتهام. ولی بعضی منابع و نرمافزارها برعکس مینویسند.
پس پیش از هر تحلیل، در نرمافزارِ خودتان یک بار نگاه کنید: خطی که از ۱×۱ تندتر است، چه برچسبی دارد؟ همین یک نگاه جلوی خیلی از سوءتفاهمها را میگیرد.
گیرِ دوم: زاویهای که چشم میبیند فریب میدهد
عددهای جدولِ بالا «زاویهٔ مرسوم» در کتابهای گناند. روی صفحهٔ نمودار، زاویهٔ واقعیِ هر خط به این بستگی دارد که نمودار را چقدر کشیده یا فشرده کردهاید. مثلِ عکسی که در گوشی کش میدهید: آدمِ توی عکس همان است، ولی چاقتر یا لاغرتر دیده میشود.
کافی است نمودار را از بالا و پایین بکشید تا خطِ ۱×۱ دیگر ۴۵ درجه نباشد. از نظرِ ریاضی هم شیبِ خطِ ۲×۱ حدودِ ۶۳٫۴ درجه است، نه دقیقاً ۶۳٫۷۵. پس آنچه مهم است «چند تومان در روز» است، نه زاویهای که چشم میبیند.
خودِ گن هم قاعدهٔ روشنی برای انتخابِ این «چند تومان» نداد. همین بزرگترین نقدِ فنی به زاویههای اوست. کمی پایینتر با عدد نشان میدهم چرا.
فن گن چیست و چطور رسم میشود؟
فن گن (Gann Fan) همان نُه خطِ جدولِ بالاست که همه از یک نقطه شروع میشوند و شکلی شبیهِ بادبزن میسازند. اسمش هم از همینجاست؛ «فن» یعنی بادبزن. بیشترِ نرمافزارهای نمودار، از جمله تریدینگ ویو و نمودارِ سامانههای معاملاتِ آنلاینِ کارگزاریها، این ابزار را آماده دارند.
رسمش پنج قدم دارد:
- نقطهٔ شروع را انتخاب کنید: یک کف یا سقفِ واقعاً مهم، مثلاً کفِ اصلیِ یک روندِ چندماهه. نه یک بالا و پایینِ کوچکِ روزانه.
- واحدِ قیمت را تعیین کنید: بگویید هر «یک واحد» چند تومان است. این مهمترین و دلبخواهیترین تصمیمِ کار است.
- خطِ ۱×۱ را بکشید: از نقطهٔ شروع، برای هر روزِ معاملاتی یک واحد بالا (در روندِ صعودی) یا پایین (در روندِ نزولی).
- بقیهٔ خطها را اضافه کنید: خطهای تندتر و کندتر را با نسبتهای جدول بکشید. نرمافزار این کار را خودش میکند.
- رفتارِ قیمت را بخوانید: خطِ زیرِ قیمت، حمایت است؛ یعنی جایی که انتظار داریم خریدار پیدا شود. خطِ بالای قیمت، مقاومت است؛ یعنی جایی که فروشندهها زیاد میشوند. خطی که شکسته شود، معمولاً نقشش برعکس میشود.
بیایید با هم حساب کنیم: فن گن روی یک سهمِ فرضی
فرض کنیم سهمی بعد از مدتی ریزش در قیمتِ ۱٬۰۰۰ تومان کف ساخته است. میخواهیم بدانیم ۳۰ روزِ معاملاتی بعد، هر خطِ گن کجاست. فرمولش این است:
قیمتِ خط = قیمتِ کف + (تعدادِ روز × واحدِ قیمت × نسبتِ خط)
مثلاً با واحدِ ۲۰ تومان، خطِ ۱×۱ در روزِ سیام میشود: ۱٬۰۰۰ + (۳۰ × ۲۰ × ۱) = ۱٬۶۰۰ تومان. خطِ ۲×۱ هم میشود ۱٬۰۰۰ + (۳۰ × ۲۰ × ۲) = ۲٬۲۰۰ تومان. حالا همین حساب را با دو واحدِ متفاوت برای همهٔ خطها کنار هم میگذاریم.
| خط | واحد = ۲۰ تومان در روز | واحد = ۱۰ تومان در روز |
|---|---|---|
| ۴×۱ | ۳٬۴۰۰ | ۲٬۲۰۰ |
| ۲×۱ | ۲٬۲۰۰ | ۱٬۶۰۰ |
| ۱×۱ | ۱٬۶۰۰ | ۱٬۳۰۰ |
| ۱×۲ | ۱٬۳۰۰ | ۱٬۱۵۰ |
| ۱×۴ | ۱٬۱۵۰ | ۱٬۰۷۵ |
| ۱×۸ | ۱٬۰۷۵ | حدودِ ۱٬۰۳۸ |
با واحدِ ۲۰ تومانی، اگر قیمت در روزِ سیام ۱٬۷۰۰ تومان باشد، بالای خطِ ۱×۱ است. طبقِ گن، روند قوی است. اگر به زیرِ ۱٬۶۰۰ برگردد، حمایتِ بعدی خطِ ۱×۲ در حدودِ ۱٬۳۰۰ تومان است.
حالا ستونِ دوم را ببینید. با واحدِ ۱۰ تومانی، همان ۱٬۷۰۰ تومان بالای خطِ ۲×۱ است و «خیلی قوی» به نظر میرسد. یعنی یک سهم، یک قیمت، یک روز؛ ولی دو نتیجهٔ متفاوت. آیا سهم عوض شد؟ نه. فقط ما واحد را عوض کردیم.
برای همین میگویم فن گن بدونِ یک قاعدهٔ ثابت برای واحدِ قیمت، هر چیزی را که دلتان بخواهد نشان میدهد. مثلِ ترازویی که هر بار پیچش را بچرخانید، عددِ دیگری بدهد.
راهِ عملیِ من برای کمکردنِ این دلبخواهیبودن این است: واحد را از رفتارِ خودِ سهم بگیرید. مثلاً میانگینِ نوسانِ روزانهٔ سهم در چند ماهِ گذشته، یا شیبِ روندِ اصلیِ قبلی بینِ دو نقطهٔ چرخشِ مهم. وقتی یک بار قاعده گذاشتید، برای همهٔ نمودارها همان را به کار ببرید و نتیجه را یادداشت کنید. پس اول قاعده، بعد نگاه به نمودار؛ نه برعکس.
سطحهای یکهشتمیِ گن؛ خویشاوندِ فیبوناچی
قیمت بعد از هر بالا رفتنی کمی برمیگردد. سؤال این است: تا کجا؟ گن جواب را با یک تقسیمِ ساده پیدا میکرد. کلِ مسیرِ حرکت را مثلِ یک نان به هشت تکهٔ مساوی میبرید و هر مرزِ بینِ تکهها را جای احتمالیِ برگشت میدانست.
این مرزها میشوند ۱۲٫۵، ۲۵، ۳۷٫۵، ۵۰، ۶۲٫۵، ۷۵ و ۸۷٫۵ درصد. یکسوم و دوسوم (حدودِ ۳۳ و ۶۷ درصد) را هم مهم میشمرد. ولی از همه مهمتر برایش سطحِ ۵۰٪ بود؛ یعنی برگشتِ قیمت تا نصفِ راهی که آمده.
بیایید با عدد ببینیم. فرض کنیم سهمی از ۱٬۰۰۰ تا ۱٬۸۰۰ تومان بالا رفته و حالا دارد برمیگردد. کلِ مسیر ۸۰۰ تومان است، پس هر یکهشتم میشود ۸۰۰ ÷ ۸ = ۱۰۰ تومان. نصفِ راه هم ۴۰۰ تومان است؛ یعنی سطحِ ۵۰٪ روی ۱٬۸۰۰ − ۴۰۰ = ۱٬۴۰۰ تومان. این جدول سطحهای گن را کنارِ سطحهای فیبوناچی نشان میدهد.
| سطحِ بازگشت | منشأ | قیمتِ متناظر (تومان) |
|---|---|---|
| ۲۵٪ | گن | ۱٬۶۰۰ |
| ۳۳٫۳٪ | گن | حدودِ ۱٬۵۳۳ |
| ۳۷٫۵٪ | گن | ۱٬۵۰۰ |
| ۳۸٫۲٪ | فیبوناچی | حدودِ ۱٬۴۹۴ |
| ۵۰٪ | گن (مهمترین) | ۱٬۴۰۰ |
| ۶۱٫۸٪ | فیبوناچی | حدودِ ۱٬۳۰۶ |
| ۶۲٫۵٪ | گن | ۱٬۳۰۰ |
| ۶۶٫۷٪ | گن | حدودِ ۱٬۲۶۷ |
| ۷۵٪ | گن | ۱٬۲۰۰ |
نکتهٔ جالب را میبینید؟ ۳۷٫۵ و ۶۲٫۵ درصدِ گن تقریباً روی ۳۸٫۲ و ۶۱٫۸ درصدِ فیبوناچی میافتند؛ فاصلهشان فقط چند تومان است. وقتی دو روشِ جدا به یک قیمت برسند، معاملهگرها آن را «ناحیهٔ همپوشانی» مینامند و جدیتر میگیرند.
پس اگر فقط یک چیز از گن یاد بگیرید، همین سطحهای ساده است: کمدردسرند و به مقیاسِ نمودار هم ربطی ندارند. برای نسخهٔ فیبوناچیِ این سطحها، مقالهٔ سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را ببینید.
چرخههای زمانیِ گن: روند کِی عوض میشود؟
آنچه گن را از بیشترِ تکنیکالیستها جدا میکند، توجه به زمان است. بیشترِ ابزارها فقط میگویند قیمت تا کجا میرود. گن میخواست بداند «کِی» روند میچرخد. ابزارهای زمانیِ او سه دستهاند.
چرخههای بلند و سالگردها
گن به چرخههای چندساله، مثلِ ۱۰، ۲۰ و ۳۰ ساله، و به سالگردِ سقفها و کفهای مهم توجه داشت. ایدهاش این بود: اگر بازاری در تاریخی سقفِ مهمی ساخته، در سالگردِ همان تاریخ یا مضربی از آن، احتمالِ چرخش بیشتر است. مثلِ فصلها که هر سال برمیگردند، او فکر میکرد بازار هم «فصل» دارد.
تقسیمِ سال مثلِ دایره
گن سال را دایرهای ۳۶۰ درجه میدید و همان تقسیمهای یکهشتمی و یکسومی را روی زمان هم پیاده میکرد. نتیجه میشود این روزها پس از یک نقطهٔ چرخشِ مهم: ۴۵، ۶۰، ۹۰، ۱۲۰، ۱۳۵، ۱۸۰، ۲۲۵، ۲۴۰، ۲۷۰، ۳۱۵ و ۳۶۰.
به این عددها «اعداد گن» هم میگویند. مثلاً اگر سهمی ۱ مهر کفِ مهمی ساخته، طرفدارانِ گن حدودِ ۹۰ روزِ تقویمی بعد، یعنی اوایلِ دی، و ۱۸۰ روز بعد، یعنی حوالیِ نوروز، را زیرِ نظر میگیرند. همین منطق در مربع ۹ گن به شکلِ مارپیچ دیده میشود.
هماندازهشدنِ قیمت و زمان
این همان اصلِ اول است، حالا با عدد. همان سهمِ فرضی و واحدِ ۲۰ تومانی را در نظر بگیرید. قیمت از کفِ ۱٬۰۰۰ تا سقفِ ۱٬۴۰۰ تومان بالا رفته است. یعنی ۴۰۰ تومان، که با واحدِ ۲۰ تومانی میشود ۲۰ واحد.
طبقِ گن، حدودِ ۲۰ روزِ معاملاتی بعد از کف (یا بعد از سقف) زمانی است که باید منتظرِ چرخش یا شتابِ تازه بود. چون آنجا «۲۰ واحد قیمت» با «۲۰ واحد زمان» هماندازه شده است.
این ایده به مفهومِ واگرایی زمانی نزدیک است: اگر اصلاحِ قیمت از نظرِ زمانی خیلی طول بکشد، ساختارِ روند دارد عوض میشود. ولی یادتان باشد که باز هم همهچیز به همان واحدِ ۲۰ تومانی بستگی دارد. واحد را عوض کنید، تاریخِ چرخش هم عوض میشود.
ابزارهای دیگرِ گن
جز خطها و فن، چند ابزارِ دیگر هم به نامِ گن شناخته میشوند. بیشترشان در نرمافزارهای نمودار آمادهاند.
- مربع ۹ گن: جدولی مارپیچی از اعداد که عددِ ۱ در وسطش است. با آن قیمتها و زمانهایی را پیدا میکنند که نسبت به یک نقطهٔ شروع روی ۹۰، ۱۸۰ یا ۳۶۰ درجه میافتند. فرمول و مثالش را در مقالهٔ مربع گن کامل نوشتهام.
- گن باکس (Gann Box): یک مستطیل بینِ دو نقطهٔ مهمِ قیمت و زمان که با خطهای افقی و عمودی به چهار، سه یا هشت قسمت تقسیم میشود. خطهای افقی سطحهای قیمتاند و خطهای عمودی زمانهای احتمالیِ چرخش.
- شبکهٔ گن (Gann Grid): شبکهای از خطهای ۱×۱ رو به بالا و رو به پایین که با فاصلههای مساوی روی نمودار تکرار میشود، شبیهِ کاغذِ شطرنجیِ کج.
- نمودارهای مادر: نمودارِ ششضلعی، دایرهٔ ۳۶۰ و مربعِ ۱۴۴. کاربردشان پیچیده است و حتی پیروانِ گن هم یکسان تفسیرشان نمیکنند.
- آسترولوژیِ مالی: گن در نامههایش از حرکتِ سیارهها برای پیشبینیِ بازار هم استفاده میکرد. این بخش کمترین پشتوانهٔ علمی را دارد. اگر کنجکاوید، آسترولوژی مالی را بخوانید.
پس جعبهابزارِ گن بزرگ است، ولی همهٔ ابزارهایش یکاندازه قابلِ اعتماد نیستند. جدولِ بعدی کمک میکند جایش را کنارِ روشهای آشناتر ببینید.
گن، فیبوناچی یا الیوت؟ مقایسه در یک نگاه
کسی که سراغِ گن میرود، معمولاً فیبوناچی و الیوت را هم امتحان کرده است. این جدول نشان میدهد هر کدام کجا قویاند و کجا ضعیف.
| ویژگی | روشهای گن | فیبوناچی | امواج الیوت |
|---|---|---|---|
| پایهٔ فکری | هندسه، تعادلِ قیمت و زمان، چرخهها | نسبتهای دنبالهٔ فیبوناچی | موجهایی که از روانِ جمعی میآیند |
| محورِ اصلی | قیمت و زمان، هر دو | بیشتر قیمت | بیشتر شکلِ حرکت |
| وابستگی به مقیاسِ نمودار | زیاد (زاویهها) | ندارد | کم |
| سختیِ یادگیری | زیاد | کم | زیاد |
| سلیقهایبودنِ تفسیر | زیاد | متوسط (انتخابِ نقطهها) | زیاد (شمارشِ موج) |
| کاربردِ رایج | زمانبندیِ چرخش و حمایتِ متحرک | نقطهٔ ورود در اصلاح و هدفِ قیمتی | تشخیصِ مرحلهٔ روند |
جمعبندیِ من از این جدول این است: سطحهای یکهشتمی و نگاهِ زمانیِ گن کنارِ فیبوناچی و الیوت ارزش دارند. ولی زاویهها بهتنهایی، چون به مقیاس وابستهاند، کماعتمادترین بخشِ کارند.
آیا روش گن در بورس ایران کار میکند؟
جوابِ صادقانه: بخشی بله، بخشی نه. اصولِ کلی، مثلِ سطحِ ۵۰٪، توجه به زمان و همپوشانی با فیبوناچی، در هر بازاری که خرید و فروشِ کافی دارد معنا دارند. ولی چند ویژگیِ بورسِ ما کار با ابزارهای گن را سختتر میکند.
- دامنهٔ نوسان و صف: در بورسِ ما قیمت در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی میتواند تغییر کند. وقتی سهم چند روز پشتِ سرِ هم در صفِ خرید یا فروش قفل است، نمودار حرکتِ واقعیِ عرضه و تقاضا را نشان نمیدهد. شکستنِ خطِ ۱×۱ در این حالت بیشتر از سقفِ دامنه میآید تا از تعادلِ بازار.
- تعدیلِ قیمت: بعد از افزایشِ سرمایه یا پرداختِ سودِ نقدی، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید و در نمودار شکافی مصنوعی میافتد. برای ابزارهای گن حتماً نمودارِ تعدیلشده را بردارید. فرقش را در نمودار تعدیلشده و بدون تعدیل توضیح دادهام.
- شمردنِ روزها: بورسِ تهران پنج روز در هفته باز است. تعطیلاتِ نوروز، تعطیلیهای ناگهانی و بستهماندنِ طولانیِ یک نماد، در محورِ زمان فاصله میاندازند. از اول تصمیم بگیرید روزِ تقویمی بشمارید یا روزِ معاملاتی، و تا آخر به آن پایبند بمانید.
- اندازهٔ قیمت: سهمِ ۵۰۰ تومانی و شاخص کل بورس با عددی چندمیلیونی یک واحدِ مشترک ندارند. واحد را باید برای هر نماد جدا تعریف کرد.
تجربهٔ من در بیش از دو دهه کار در بازار این است که ابزارهای گن روی نمادهای پرمعامله و شاخصها، در نمودارِ روزانه و هفتگی، خواناترند تا روی سهمهای کوچک و کممعامله. و هرگز ندیدهام کسی فقط با زاویههای گن، بدونِ مدیریتِ ریسک، در درازمدت سود کند.
نقدهای جدی به نظریه گن
پیش از اینکه وقتِ زیادی روی گن بگذارید، نقدها را هم بشنوید. اینها فقط حرفِ مخالفانِ تحلیلِ تکنیکال نیست؛ خیلی از تکنیکالیستهای حرفهای هم همین را میگویند.
- مقیاسِ دلبخواهی: در مثالِ فن دیدیم که با عوضکردنِ واحدِ قیمت، معنای خطها کاملاً عوض میشود.
- آزمونِ مستقل ندارد: ادعاهای دقتِ گن بیشتر از زبانِ خودش و فروشندگانِ دورههایش نقل شده است. آزمونِ آماریِ مستقل و قانعکنندهای پشتش نیست.
- تفسیر بعد از اتفاق: با اینهمه خط و زاویه و تاریخ، بعد از هر چرخشی میشود ابزاری پیدا کرد که «آن را پیشبینی کرده بود». مثلِ فالگیری که بعد از اتفاق میگوید «دیدی گفتم؟».
- تعارض با بازارِ کارا: طبقِ فرضیه بازار کارا، قیمتهای گذشته برای پیشبینیِ آینده کافی نیستند. البته بورسِ ایران کاملاً کارا نیست و همین برای تحلیلِ تکنیکال جا باز میکند.
- رازآلودگی: بخشهایی از روشِ گن، بهخصوص نجوم، اصلاً قابلِ آزمون نیست. بازارِ دورههای گرانقیمتِ «رمزگشاییِ گن» از همین ابهام نان میخورد.
پس گن را نه باید پرستید و نه باید دور انداخت. باید بدانیم کدام بخشش محکم است و کدام بخشش لق.
شش اشتباهِ رایج در کار با ابزارهای گن
- رسم از نقطهٔ بیاهمیت: فنی که از یک بالا و پایینِ کوچکِ روزانه بکشید، جز خطهای تصادفی چیزی نمیسازد. نقطهٔ شروع باید کف یا سقفِ اصلیِ یک روند باشد.
- عوضکردنِ مقیاس تا خطها «جور» شوند: این کار تحلیل نیست، خودفریبی است. واحد را پیش از نگاهکردن به رفتارِ قیمت تعیین کنید.
- اعتماد به زاویهٔ ظاهری: بزرگ و کوچککردنِ نمودار زاویه را عوض میکند. با «چند تومان در روز» کار کنید، نه با چشم.
- فراموشکردنِ تعدیل: فن گن روی نمودارِ تعدیلنشده، بعد از هر افزایشِ سرمایه بیمعنا میشود.
- معامله بدونِ حدِ ضرر: خودِ گن در قاعدههایش بر حدِ ضرر، پرهیز از خریدِ دوباره برای پایین آوردنِ میانگینِ زیان و ریسکِ محدود در هر معامله تأکید داشت. بیشتر بخوانید: مدیریت سرمایه و ریسک.
- تکیه به گن بهتنهایی: ابزارهای گن را کنارِ نواحی حمایت و مقاومت، حجمِ معاملات و روندِ کلیِ بازار بسنجید.
چکلیستِ کار با ابزارهای گن
اگر خواستید گن را امتحان کنید، پیش از هر تحلیل این فهرست را تیک بزنید:
- نمودار تعدیلشده است و روزانه یا هفتگی است.
- نقطهٔ شروع یک کف یا سقفِ مهم و واضح است.
- واحدِ قیمت با یک قاعدهٔ ثابت و از قبل تعیینشده انتخاب شده است.
- روشِ شمردنِ روز (تقویمی یا معاملاتی) روشن است.
- سطحهای گن با فیبوناچی یا حمایت و مقاومتِ کلاسیک همپوشانی دارند.
- حدِ ضرر و مقدارِ پولِ هر معامله پیش از خرید مشخص شده است.
- نتیجهٔ هر تحلیل در یک دفترچه نوشته میشود تا بعداً بدانید این روش برای شما کار میکند یا نه.
اگر میخواهید تحلیلِ تکنیکال را از پایه و به ترتیبِ درست یاد بگیرید، پیش از ابزارهای پیچیدهای مثلِ گن، روند و حمایت و مقاومت و الگوهای قیمتی را محکم کنید. دورهٔ آموزشیِ تحلیل تکنیکال همین مسیر را قدمبهقدم میرود.
سوالات متداول
گن چیست؟
گن نامِ مجموعهای از روشهای تحلیل تکنیکال است که ویلیام گن ساخت. حرفِ اصلیاش این است که قیمت و زمان به هم گره خوردهاند. با خطهای مورب، تقسیمِ حرکت به هشت قسمت و شمردنِ روزها دنبالِ قیمتها و زمانهایی میگردد که روند احتمالاً عوض میشود.
ویلیام گن کیست؟
ویلیام دلبرت گن معاملهگر و نویسندهٔ آمریکایی بود که در ۱۸۷۸ در تگزاس به دنیا آمد و در ۱۹۵۵ درگذشت. کارش را با پنبه شروع کرد، در نیویورک کارگزاری باز کرد و با کتابها و دورههایش دربارهٔ زاویهها و چرخههای زمانی مشهور شد.
زاویهٔ ۱×۱ گن یعنی چه؟
خطِ ۱×۱ یعنی قیمت در هر واحدِ زمان یک واحد حرکت کند؛ مثلاً هر روز ۲۰ تومان. اگر واحدِ قیمت و زمان روی نمودار هماندازه باشند، این خط ۴۵ درجه است. گن آن را خطِ تعادل و مهمترین حمایت در روندِ صعودی میدانست.
ابزارهای گن کداماند؟
مهمترین ابزارهای گن زاویهها و فن گن، مربع ۹، گن باکس، شبکهٔ گن، سطحهای بازگشتیِ یکهشتمی و چرخههای زمانیاند. بیشترِ نرمافزارهای نمودار فن، باکس و مربع گن را آماده دارند و لازم نیست دستی رسمشان کنید.
فن گن چه فرقی با مربع گن دارد؟
فن گن نُه خطِ مورب است که از یک کف یا سقفِ مهم با سرعتهای ثابت رسم میشود و حمایت و مقاومتِ متحرک نشان میدهد. مربع گن جدولی مارپیچی از اعداد است که قیمتها و زمانهای مهم را بر پایهٔ زاویههای دایره پیدا میکند.
آیا روش گن در بورس ایران کار میکند؟
بخشی از آن کاربردی است، مثلِ سطحِ ۵۰ درصد و توجه به زمان. ولی دامنهٔ نوسان، صفهای خرید و فروش، تعدیلِ قیمت و تعطیلیها کار با زاویهها را سخت میکند. روی نمادهای پرمعامله، با نمودارِ تعدیلشده و کنارِ ابزارهای دیگر بهتر جواب میدهد.
بهترین تایم فریم برای ابزارهای گن کدام است؟
ابزارهای گن در نمودارِ روزانه و هفتگی خواناترند، چون در نوسانهای کوچکِ درونروزی پر از خطای تصادفی میشوند. خودِ گن هم بیشتر روی نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهانه کار میکرد.
آیا ویلیام گن واقعاً ثروتمند شد؟
معلوم نیست. گزارشی از ۱۹۰۹ میگوید حدودِ ۹۲ درصدِ معاملههایش در ۲۵ روز سودده بود. ولی پسرش، به نقلِ دو نویسندهٔ معروف، گفته بود درآمدِ اصلیِ پدرش از فروشِ کتاب و دوره بود. ادعاهای بزرگ دربارهٔ ثروتِ او آزمونِ مستقل ندارند.
آیا یادگیری گن برای تازهکارها مناسب است؟
نه بهعنوانِ قدمِ اول. روشهای گن پیچیده و سلیقهایاند. بهتر است اول روند، حمایت و مقاومت، الگوهای قیمتی و فیبوناچی را یاد بگیرید و بعد سطحهای یکهشتمی و نگاهِ زمانیِ گن را بهعنوانِ ابزارِ کمکی اضافه کنید.
جمعبندی
نظریه گن نگاهی است که قیمت و زمان را با هم میسنجد. با خطِ ۱×۱، فن گن، سطحهای یکهشتمی، چرخههای زمانی و مربع ۹ دنبالِ نقطههای چرخش میگردد. ارزشِ واقعیاش در دو چیز است: یادمان میاندازد که «زمان» هم در تحلیل مهم است، و سطحهایی میدهد که اغلب با فیبوناچی همپوشانی دارند.
ضعفش هم روشن است: زاویهها به یک واحدِ دلبخواهی وابستهاند و ادعاهای افسانهای دربارهٔ دقتِ گن پشتوانهٔ مستقل ندارند. پس توصیهٔ من این است: گن را ابزارِ کمکی بدانید، با قاعدهٔ ثابت به کارش ببرید، نتیجه را یادداشت کنید و هیچوقت فقط به اعتبارِ یک خطِ مورب و بدونِ حدِ ضرر معامله نکنید. تصمیمِ نهایی با خودتان.
