هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

الگوی ستاره صبحگاهی و شامگاهی؛ کندل‌های بازگشتی سه‌تایی به زبان ساده

فهرست مطالب۱۳ بخش
  1. کندل ستاره صبحگاهی چیست و چطور شکل می‌گیرد؟
  2. قصهٔ پشتِ سه کندل: روانشناسیِ الگو
  3. ستاره شامگاهی؛ همان قصه، در سقف
  4. فرق ستاره صبحگاهی و شامگاهی چیست؟
  5. انواع الگوی ستاره: دوجی ستاره و بچهٔ رهاشده
  6. آیا الگوی ستاره بدون گپ هم معتبر است؟
  7. ستاره صبحگاهی در بورس ایران؛ سه نکتهٔ مخصوصِ بورسِ تهران
  8. ۱. کندلِ صف، کندلِ تردید نیست
  9. ۲. «بلند» را نسبت به دامنهٔ نوسان بسنجید
  10. ۳. قیمتِ پایانی یا آخرین معامله؟
  11. چطور ستاره صبحگاهی را تأیید کنیم؟
  12. مثالِ عددی: معامله با ستاره صبحگاهی قدم‌به‌قدم
  13. اشتباه‌های رایج در معامله با ستاره صبحگاهی و شامگاهی
  14. چک‌لیستِ پیش از معامله با الگوی ستاره
  15. ستاره صبحگاهی در کنارِ الگوهای بازگشتیِ دیگر
  16. سوالات متداول
  17. جمع‌بندی
الگوی ستاره صبحگاهی و شامگاهی؛ کندل‌های بازگشتی سه‌تایی به زبان ساده

سهمی چند هفته پشتِ سرِ هم ریخته و همه ناامیدند. بعد یک روز ناگهان ورق برمی‌گردد. آیا می‌شد این برگشت را زودتر دید؟ گاهی بله. ستاره صبحگاهی یک الگوی سه‌کندلی در کفِ روندِ نزولی است: اول یک کندلِ قرمزِ بلند، بعد یک کندلِ کوچکِ مردد، و سوم یک کندلِ سبزِ بلند. پیامش این است که فروشنده‌ها خسته شده‌اند و خریدارها دارند کنترل را دست می‌گیرند. قرینه‌اش در سقف، ستاره شامگاهی است.

این دو الگو جزوِ معروف‌ترین الگوهای شمعی بازگشتی هستند. ولی خیلی‌ها فقط شکلشان را حفظ می‌کنند و همین‌جا ضرر می‌کنند. بیایید با هم ببینیم این سه شمع دقیقاً چه قصه‌ای تعریف می‌کنند، کِی به حرفشان گوش بدهیم و کِی نه.

کندل ستاره صبحگاهی چیست و چطور شکل می‌گیرد؟

اگر هنوز با خودِ کندل راحت نیستید، اول مقالهٔ کندل چیست و چطور نمودار شمعی را بخوانیم را ببینید. هر کندل چهار عدد دارد: قیمتِ باز شدن، بالاترین، پایین‌ترین و بسته شدن. فاصلهٔ بازشدن تا بسته‌شدن را «بدنه» می‌گویند و خط‌های باریکِ بالا و پایین را «سایه».

ستاره صبحگاهی از سه کندل پشتِ سرِ هم ساخته می‌شود:

  1. کندلِ اول، قرمز و بلند: بدنهٔ بلندِ نزولی، یعنی فروشنده‌ها تمامِ روز قیمت را پایین برده‌اند. روند هنوز کاملاً نزولی است.
  2. کندلِ دوم، کوچک و مردد: بدنه‌اش کوچک است و معمولاً پایین‌تر از بدنهٔ کندلِ اول قرار می‌گیرد. رنگش مهم نیست. می‌تواند یک دوجی باشد، یعنی کندلی که باز و بسته‌شدنش تقریباً یکی است. این همان «ستاره» است.
  3. کندلِ سوم، سبز و بلند: بدنهٔ بلندِ صعودی که دست‌کم تا نیمهٔ بدنهٔ کندلِ اول بالا می‌رود و آنجا بسته می‌شود.
شکل الگوی ستاره صبحگاهی در کف روند نزولی و ستاره شامگاهی در سقف روند صعودی
ستاره صبحگاهی و ستاره شامگاهی: سه کندل، یک قصه در دو جهت

اسمش هم از همین‌جا آمده. ستارهٔ صبح، یعنی سیاره‌ای که درست پیش از طلوعِ آفتاب در آسمان می‌درخشد. شبِ روندِ نزولی دارد تمام می‌شود و این کندلِ کوچک، خبرِ صبح را می‌آورد.

قصهٔ پشتِ سه کندل: روانشناسیِ الگو

این سه شمع را مثلِ سه روز از زندگیِ یک سهم ببینید:

  • روزِ اول: ترس حاکم است. همه می‌فروشند و قیمت محکم پایین می‌آید.
  • روزِ دوم: باز هم پایین‌تر شروع می‌شود، ولی فروشنده‌ها دیگر زورِ زیادی ندارند. خریدارها هم هنوز جرئت نکرده‌اند. قیمت درجا می‌زند. این همان لحظهٔ تردید است.
  • روزِ سوم: خریدارها با قدرت وارد می‌شوند و بخشِ بزرگی از ریزشِ روزِ اول را پس می‌گیرند.

مثلِ طنابی که دو تیم آن را می‌کشند. روزِ اول یک تیم با قدرت می‌کشد. روزِ دوم طناب ثابت می‌ماند، چون آن تیم خسته شده. روزِ سوم تیمِ مقابل طناب را به طرفِ خودش می‌برد. پس ستاره صبحگاهی در اصل قصهٔ «خسته شدنِ فروشنده» است، نه یک شکلِ جادویی.

ستاره شامگاهی؛ همان قصه، در سقف

کندل ستاره شامگاهی دقیقاً برعکسِ ستاره صبحگاهی است و در انتهای روندِ صعودی می‌آید:

  1. یک کندلِ سبزِ بلند؛ خریدارها هنوز سرِ ذوق‌اند.
  2. یک کندلِ کوچک بالاتر از بدنهٔ کندلِ اول؛ صعود نفس‌نفس می‌زند.
  3. یک کندلِ قرمزِ بلند که دست‌کم تا نیمهٔ بدنهٔ کندلِ اول پایین می‌آید و آنجا بسته می‌شود.

شامگاه یعنی غروب. روزِ صعود دارد تمام می‌شود و شبِ نزول نزدیک است. این الگو به دارندهٔ سهم هشدار می‌دهد که شاید وقتِ سفت کردنِ حدِ ضرر یا گرفتنِ بخشی از سود باشد.

فرق ستاره صبحگاهی و شامگاهی چیست؟

جدولِ زیر دو الگو را کنارِ هم گذاشته تا تفاوت‌ها یک‌جا جلوی چشمتان باشد:

مقایسهٔ الگوی ستاره صبحگاهی و ستاره شامگاهی
ویژگیستاره صبحگاهیستاره شامگاهی
جای شکل‌گیریکفِ روندِ نزولیسقفِ روندِ صعودی
کندلِ اولقرمزِ بلندسبزِ بلند
کندلِ دومکوچک، پایین‌تر از بدنهٔ اولکوچک، بالاتر از بدنهٔ اول
کندلِ سومسبزِ بلند، بسته‌شدن بالای نیمهٔ کندلِ اولقرمزِ بلند، بسته‌شدن زیرِ نیمهٔ کندلِ اول
پیاماحتمالِ برگشتِ روندِ نزولی به صعودیاحتمالِ برگشتِ روندِ صعودی به نزولی
بهترین جاروی حمایتزیرِ مقاومت
حدِ ضررِ معمولکمی زیرِ پایین‌ترین قیمتِ الگوکمی بالای بالاترین قیمتِ الگو

پس منطقِ هر دو یکی است: یک حرکتِ تند، یک مکثِ مردد، و یک حرکتِ تندِ مخالف. فقط جهت عوض می‌شود.

انواع الگوی ستاره: دوجی ستاره و بچهٔ رهاشده

بسته به شکلِ کندلِ وسط، سه نسخه از این الگو را می‌بینید. هر چه کندلِ وسط مرددتر و جداتر باشد، پیام پررنگ‌تر است.

  • ستارهٔ معمولی: کندلِ وسط بدنهٔ کوچکی دارد، مثلاً یک فرفره (Spinning Top)، یعنی بدنهٔ کوچک با دو سایهٔ بلند.
  • ستارهٔ دوجی صبحگاهی (Morning Doji Star): کندلِ وسط دوجی است؛ باز و بسته‌شدن تقریباً یکی. تردید در این حالت کامل‌تر است.
  • بچهٔ رهاشده (Abandoned Baby): کندلِ وسط دوجی است و از هر دو طرف با گپ قیمتی جدا شده؛ حتی سایه‌هایش هم با کندلِ قبل و بعد هم‌پوشانی ندارد. نادر است و به همین دلیل به آن توجهِ ویژه می‌کنند.
سه نوع ستاره صبحگاهی: ستارهٔ معمولی، ستارهٔ دوجی صبحگاهی و بچهٔ رهاشده
انواع الگوی ستاره بر اساس شکل کندل وسط

نسخهٔ شامگاهیِ همهٔ این‌ها هم هست: ستارهٔ دوجی شامگاهی و بچهٔ رهاشدهٔ نزولی.

آیا الگوی ستاره بدون گپ هم معتبر است؟

این پرسش خیلی تکرار می‌شود. در تعریفِ کلاسیک، کندلِ دوم با یک گپ از کندلِ اول جدا می‌شود. گپ یعنی قیمتِ بازشدنِ امروز با بسته‌شدنِ دیروز فاصله دارد و وسطش هیچ معامله‌ای انجام نشده.

ولی این تعریف مالِ بازاری است که هر روز تعطیل می‌شود و دوباره باز می‌شود. در بازاری که شبانه‌روزی کار می‌کند، مثلِ ارزهای دیجیتال، قیمتِ بازشدنِ هر کندل تقریباً همان بسته‌شدنِ کندلِ قبل است. یعنی گپ تقریباً پیش نمی‌آید. برای همین بیشترِ تحلیل‌گرها امروز گپ را شرطِ لازم نمی‌دانند.

جوابِ کوتاهِ من این است: بله، بدونِ گپ هم معتبر است؛ گپ فقط آن را قوی‌تر می‌کند. چیزی که نباید کوتاه بیاید، دو شرطِ دیگر است: کندلِ وسط واقعاً کوچک باشد، و کندلِ سوم واقعاً تا نیمهٔ کندلِ اول برگردد.

ستاره صبحگاهی در بورس ایران؛ سه نکتهٔ مخصوصِ بورسِ تهران

کتاب‌های کندل‌شناسی برای بازارِ آزادِ بی‌محدودیت نوشته شده‌اند. بورسِ تهران چند ویژگیِ خاص دارد که خواندنِ این الگو را عوض می‌کند.

۱. کندلِ صف، کندلِ تردید نیست

وقتی سهمی تمامِ روز در صفِ فروش است، کندلش یک خطِ افقی می‌شود؛ باز، بالا، پایین و بسته همه یکی. شکلش شبیهِ دوجی است، ولی معنایش برعکس است. این یعنی آن‌قدر فروشنده هست که حتی یک قدم بالاتر هم معامله نمی‌شود. پس اگر کندلِ وسطِ «ستاره» شما یک خطِ صفِ فروش است، این الگو ستاره صبحگاهی نیست.

۲. «بلند» را نسبت به دامنهٔ نوسان بسنجید

در بورسِ ایران هر سهم در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی می‌تواند بالا و پایین برود. به این بازه «دامنهٔ نوسان» می‌گویند و سازمانِ بورس گاهی آن را تغییر می‌دهد. پس یک کندلِ روزانه نمی‌تواند به بلندیِ کندلِ یک ارزِ دیجیتال باشد. «بدنهٔ بلند» یعنی بلند نسبت به کندل‌های اخیرِ همان سهم، نه یک عددِ ثابت. روی نمودارِ هفتگی این مشکل کمتر است؛ دربارهٔ انتخابِ بازهٔ زمانی، مقالهٔ تایم فریم در تحلیل تکنیکال را ببینید.

۳. قیمتِ پایانی یا آخرین معامله؟

در بورسِ ایران دو قیمتِ بسته‌شدن داریم: قیمت پایانی و قیمت آخرین معامله. نرم‌افزارهای نمودار معمولاً یکی از این دو را بسته‌شدنِ کندل می‌گذارند و این را در تنظیماتشان می‌شود عوض کرد. گاهی با یک انتخاب کندلِ سوم بالای نیمهٔ کندلِ اول بسته می‌شود و با دیگری نه. پس پیش از اینکه الگو را باور کنید، ببینید نمودارتان با کدام قیمت ساخته شده.

پس در بورسِ تهران، علاوه بر شکل، به صف، به دامنهٔ نوسان و به نوعِ قیمتِ بسته‌شدن هم نگاه کنید.

چطور ستاره صبحگاهی را تأیید کنیم؟

هیچ الگوی کندلی به‌تنهایی قطعی نیست. من همیشه می‌گویم کندل جمله است، نه کتاب. باید ببینیم این جمله کجای داستان آمده. این چهار نشانه اعتبارِ الگو را بالا می‌برند:

  • روندِ قبلی واضح باشد: ستاره صبحگاهی بعد از یک روندِ نزولیِ روشن معنا دارد. وسطِ یک بازارِ خنثی و بالا و پایینِ بی‌جهت، معنای زیادی ندارد. دربارهٔ روند، مقالهٔ روند بازار و خط روند را ببینید.
  • روی یک سطحِ مهم باشد: اگر الگو درست روی یک حمایتِ قدیمی، کفِ قبلی یا خطِ روند شکل بگیرد، دو دلیل با هم جمع شده‌اند.
  • حجم تأیید کند: تأییدِ حجم یعنی حجمِ معاملاتِ کندلِ سوم از میانگینِ روزهای اخیر بیشتر باشد. یعنی خریدارهای واقعی آمده‌اند، نه چند معاملهٔ پراکنده.
  • کندلِ بعدی هم همراهی کند: محتاط‌ها صبر می‌کنند تا کندلِ چهارم بالای سقفِ کندلِ سوم برود. دیرتر وارد می‌شوند، ولی خطای کمتری دارند.

نشانه‌های کمکیِ دیگری هم هست، مثلِ واگرایی مثبت در اندیکاتورها. ولی چهار موردِ بالا اصل‌اند.

مثالِ عددی: معامله با ستاره صبحگاهی قدم‌به‌قدم

بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. عددها ساختگی و گردند و روی نمودارِ هفتگیِ یک سهم فرضی‌اند.

سه کندلِ یک ستاره صبحگاهیِ فرضی (به تومان)
کندلباز شدنبالاترینپایین‌ترینبسته شدن
اول (قرمز)۱٬۱۰۰۱٬۱۰۵۹۹۵۱٬۰۰۰
دوم (ستاره)۹۹۰۱٬۰۰۵۹۶۰۹۸۵
سوم (سبز)۹۹۵۱٬۰۷۵۹۹۰۱٬۰۷۰

این جدول شرط‌ها را برآورده می‌کند؟ قدم‌به‌قدم ببینیم:

  1. نیمهٔ بدنهٔ کندلِ اول: بدنه از ۱٬۱۰۰ تا ۱٬۰۰۰ است. نیمه‌اش می‌شود ۱٬۰۵۰ تومان.
  2. کندلِ سوم: در ۱٬۰۷۰ بسته شده که بالای ۱٬۰۵۰ است. شرط برقرار است.
  3. کندلِ وسط: بدنه‌اش فقط ۵ تومان است (۹۹۰ تا ۹۸۵) و کاملاً زیرِ بدنهٔ کندلِ اول. یک ستارهٔ درست و حسابی.
  4. نقطهٔ ورود: نسخهٔ محتاطانه این است که صبر کنیم قیمت از سقفِ کندلِ سوم، یعنی ۱٬۰۷۵، بالاتر برود. فرض کنیم در ۱٬۰۸۰ می‌خریم.
  5. حدِ ضرر: کمی زیرِ پایین‌ترین قیمتِ کلِ الگو، یعنی ۹۶۰. مثلاً ۹۵۵ تومان. اگر قیمت زیرِ کفِ ستاره برود، قصهٔ «خستگیِ فروشنده» باطل شده. دربارهٔ حدضرر جداگانه نوشته‌ام.
  6. ریسکِ هر سهم: ۱٬۰۸۰ منهای ۹۵۵ می‌شود ۱۲۵ تومان؛ یعنی حدودِ ۱۲٪ از قیمتِ خرید.
  7. هدف: نزدیک‌ترین مقاومتِ بالای سر را پیدا می‌کنیم. فرض کنیم یک کفِ قدیمی در ۱٬۳۰۰ تومان است. سودِ احتمالی می‌شود ۲۲۰ تومان.
  8. نسبتِ سود به ریسک: ۲۲۰ تقسیم بر ۱۲۵ می‌شود حدودِ ۱٫۸. یعنی در ازای هر یک تومان ریسک، حدودِ ۱٫۸ تومان سودِ احتمالی. بیشتر معامله‌گرها زیرِ ۱٫۵ را نمی‌پسندند. دربارهٔ این عدد، مقالهٔ نسبت ریسک به ریوارد را بخوانید.
مثال فرضی معامله با ستاره صبحگاهی با خط ورود، حد ضرر و هدف
مثال فرضی: ورود ۱٬۰۸۰، حد ضرر ۹۵۵ و هدف ۱٬۳۰۰ تومان

یک قدمِ دیگر هم مانده که خیلی‌ها فراموشش می‌کنند: چند سهم بخریم؟ فرض کنید ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه دارید و نمی‌خواهید در یک معامله بیشتر از ۲٪ آن، یعنی ۲ میلیون تومان، را از دست بدهید. ۲ میلیون تقسیم بر ۱۲۵ تومان ریسکِ هر سهم می‌شود ۱۶ هزار سهم. یعنی حدودِ ۱۷ میلیون تومان خرید، نه همهٔ ۱۰۰ میلیون.

پس الگو فقط به شما می‌گوید «کجا». اندازهٔ معامله را مدیریت سرمایه و ریسک تعیین می‌کند.

اشتباه‌های رایج در معامله با ستاره صبحگاهی و شامگاهی

  • دیدنِ ستاره در هر سه کندلی: وسطِ یک بازارِ رنج و بی‌جهت، این الگو تقریباً بی‌معناست. اول روند، بعد الگو.
  • خریدن پیش از بسته شدنِ کندلِ سوم: کندلی که هنوز بسته نشده، می‌تواند تا آخرِ روز کاملاً شکلش را عوض کند.
  • کندلِ سومِ کوتاه: اگر کندلِ سوم به نیمهٔ کندلِ اول نرسد، خریدارها هنوز قانع‌کننده نیامده‌اند.
  • نادیده گرفتنِ حجم: برگشتی که با حجمِ کم ساخته شود، زود از نفس می‌افتد.
  • معامله بی حدِ ضرر: الگو گاهی شکست می‌خورد. بدونِ حدِ ضرر، یک شکست می‌تواند سودِ چند معاملهٔ موفق را ببرد. گاهی هم الگو یک تلهٔ خرسی یا گاوی از آب درمی‌آید.
  • تکیه بر یک تایم‌فریمِ خیلی کوچک: روی نمودارِ پنج‌دقیقه‌ای این الگو مدام پیدا می‌شود و بیشترش نویز است. روی نمودارِ روزانه و هفتگی معتبرتر است.

چک‌لیستِ پیش از معامله با الگوی ستاره

پیش از اینکه به ستاره صبحگاهی یا شامگاهی اعتماد کنید، این هشت سؤال را از خودتان بپرسید:

  • پیش از الگو یک روندِ روشن وجود داشت؟
  • کندلِ اول نسبت به کندل‌های اخیر واقعاً بلند است؟
  • کندلِ وسط کوچک است و یک خطِ صف نیست؟
  • کندلِ سوم از نیمهٔ بدنهٔ کندلِ اول گذشته و بسته شده؟
  • الگو روی یک حمایت یا زیرِ یک مقاومتِ مهم است؟
  • حجمِ کندلِ سوم بیشتر از میانگین است؟
  • حدِ ضرر و هدف را از پیش نوشته‌اید و نسبتِ سود به ریسک می‌ارزد؟
  • اندازهٔ خرید را طوری حساب کرده‌اید که شکستِ الگو کمرتان را نشکند؟

اگر جوابِ بیشترِ این سؤال‌ها «نه» است، بهتر است از این معامله بگذرید. بازار هر هفته فرصتِ تازه می‌دهد.

ستاره صبحگاهی در کنارِ الگوهای بازگشتیِ دیگر

ستاره صبحگاهی خویشاوندهای نزدیکی دارد. الگوی چکش یک کندلِ تنهاست که همین پیامِ خستگیِ فروشنده را در یک روز می‌دهد. الگوی پوشای صعودی و هارامی دوکندلی‌اند. ستاره صبحگاهی را می‌شود نسخهٔ آهسته‌ترِ این‌ها دانست: به‌جای یک روز، برگشت در سه روز اتفاق می‌افتد. خیلی از تحلیل‌گرها همین فرصتِ بیشتر برای دیدنِ تردید را نقطهٔ قوتش می‌دانند.

یک نکتهٔ جالب: اگر سه کندلِ ستاره صبحگاهی را روی یک تایم‌فریمِ بزرگ‌تر یکی کنید، اغلب یک کندلِ چکش‌مانند می‌بینید. دو زبان، یک حرف.

سوالات متداول

ستاره صبحگاهی چگونه شکل می‌گیرد؟

بعد از یک روند نزولی، اول یک کندل قرمز بلند می‌آید، بعد یک کندل کوچک و مردد پایین‌تر از آن، و سوم یک کندل سبز بلند که دست‌کم تا نیمهٔ بدنهٔ کندل اول بالا می‌رود و آنجا بسته می‌شود.

فرق ستاره صبحگاهی و شامگاهی چیست؟

ستاره صبحگاهی در کف روند نزولی می‌آید و احتمال برگشت به صعود را نشان می‌دهد. ستاره شامگاهی قرینهٔ آن است: در سقف روند صعودی می‌آید، با کندل سبز بلند شروع و با کندل قرمز بلند تمام می‌شود.

آیا الگوی ستاره بدون گپ هم معتبر است؟

بله. گپ در تعریف کلاسیک آمده و الگو را قوی‌تر می‌کند، ولی شرط لازم نیست؛ به‌خصوص در بازارهای شبانه‌روزی مثل ارز دیجیتال که گپ تقریباً پیش نمی‌آید. مهم این است که کندل وسط کوچک باشد و کندل سوم تا نیمهٔ کندل اول برگردد.

رنگ کندل وسط در ستاره صبحگاهی مهم است؟

نه چندان. کندل وسط می‌تواند سبز، قرمز یا دوجی باشد. مهم کوچک بودن بدنهٔ آن است. اگر سبز یا دوجی باشد، بعضی تحلیل‌گرها آن را کمی قوی‌تر می‌دانند، چون فشار فروش در همان روز کم شده است.

ستارهٔ دوجی صبحگاهی چیست؟

نسخه‌ای از ستاره صبحگاهی است که کندل وسطش دوجی است، یعنی قیمت باز و بسته شدنش تقریباً یکی است. این یعنی تردید کامل بین خریدار و فروشنده، و برای همین پیام برگشت در آن پررنگ‌تر دانسته می‌شود.

حد ضرر در الگوی ستاره صبحگاهی کجاست؟

معمولاً کمی زیر پایین‌ترین قیمت کل الگو، که اغلب کف کندل وسط است. اگر قیمت زیر این نقطه برود، یعنی فروشنده‌ها دوباره کنترل را گرفته‌اند و الگو باطل شده است. در ستاره شامگاهی حد ضرر کمی بالای سقف الگوست.

ستاره صبحگاهی در کدام تایم‌فریم معتبرتر است؟

در نمودار روزانه و هفتگی. در تایم‌فریم‌های خیلی کوچک مثل پنج‌دقیقه‌ای این شکل مدام پیدا می‌شود و بیشترش نویز است. هر چه تایم‌فریم بزرگ‌تر باشد، کندل‌ها معاملات بیشتری را خلاصه می‌کنند و پیامشان جدی‌تر است.

آیا ستاره صبحگاهی همیشه درست درمی‌آید؟

نه. هیچ الگوی کندلی قطعی نیست و ستاره صبحگاهی هم گاهی شکست می‌خورد. برای همین باید آن را با روند قبلی، سطح حمایت و حجم معاملات تأیید کرد و همیشه با حد ضرر و اندازهٔ معاملهٔ حساب‌شده وارد شد.

جمع‌بندی

ستاره صبحگاهی و ستاره شامگاهی سه کندل‌اند که یک قصه تعریف می‌کنند: یک حرکتِ تند، یک مکثِ مردد، و یک برگشتِ قاطع. شکلشان را در یک دقیقه یاد می‌گیرید، ولی خواندنِ درستشان تمرین می‌خواهد. باید روندِ قبلی، سطحِ حمایت و مقاومت، حجم و در بورسِ ایران صف و دامنهٔ نوسان را هم ببینید.

پس دفعهٔ بعد که روی نمودار یک ستاره دیدید، اول چک‌لیستِ بالا را مرور کنید، بعد حدِ ضرر و اندازهٔ خرید را بنویسید، و تازه آن‌وقت تصمیم بگیرید. تصمیمِ نهایی با خودتان است. اگر می‌خواهید این الگوها را کنارِ بقیهٔ ابزارهای تکنیکال و به‌صورتِ منظم یاد بگیرید، آموزش تحلیل تکنیکال از صفر نقطهٔ شروعِ خوبی است.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.