الگوهای هارمونیک چیست؟ آموزش گارتلی، خفاش، پروانه، خرچنگ و ناحیه PRZ
فهرست مطالب۱۶ بخش
- الگوهای هارمونیک چیست؟ به زبانِ ساده
- این الگوها از کجا آمدند؟
- نسبتهای فیبوناچی: خطکشِ الگوهای هارمونیک
- ساختار XABCD: الفبای هر الگوی هارمونیک
- الگوی AB=CD: سادهترین الگوی هارمونیک
- انواع الگوهای هارمونیک: گارتلی، خفاش، پروانه، خرچنگ و چند الگوی دیگر
- الگوی گارتلی (Gartley)
- الگوی خفاش (Bat)
- الگوی پروانه (Butterfly)
- الگوی خرچنگ (Crab)
- الگوی کوسه (Shark)
- الگوی سایفر (Cypher)
- الگوی سه حمله (Three Drives)
- جدولِ نسبتهای فیبوناچی هر الگو
- ناحیهٔ PRZ چیست و چطور حسابش کنیم؟
- مثالِ عددیِ قدمبهقدم: یک گارتلیِ صعودی
- الگوهای هارمونیک در بورس ایران جواب میدهد؟
- الگوی هارمونیک چقدر قابل اعتماد است؟
- چکلیستِ پیش از معامله با الگوی هارمونیک
- شش اشتباهِ رایج در آموزش هارمونیک و معامله با آن
- الگوهای هارمونیک را با چه ابزاری رسم کنیم؟
- چطور آموزش هارمونیک بورس را شروع کنیم؟
- سوالات متداول
- جمعبندی

الگوهای هارمونیک شکلهایی روی نمودارِ قیمتاند که از چند موجِ رفتوبرگشتی ساخته میشوند و طولِ موجهایشان با نسبتهای فیبوناچی به هم ربط دارد. معروفترینشان گارتلی، خفاش، پروانه و خرچنگ است. کارشان یک چیز است: نشان دادنِ ناحیهای که احتمالِ برگشتِ قیمت در آن بیشتر است. به این ناحیه PRZ میگویند.
خیلیها از من میپرسند: «این خطوطِ زیگزاگی که روی نمودارها میکشند و اسمِ حیوان رویشان میگذارند، واقعاً کار میکند؟» جوابِ کوتاه این است: ابزارِ بدی نیست، ولی جادو هم نیست. در این راهنما قدمبهقدم میبینیم هر الگو چه شکلی دارد، نسبتهایش چیست، ناحیهٔ PRZ را چطور خودمان حساب کنیم، و در بورس تهران به چه چیزهایی باید بیشتر حواسمان باشد.
الگوهای هارمونیک چیست؟ به زبانِ ساده
قیمت در بازار مستقیم بالا یا پایین نمیرود. چند قدم جلو میرود و یکی دو قدم عقب میآید، درست مثلِ کسی که از پلههای برقیِ شلوغ بالا میرود. تحلیلگرها دیدهاند که اندازهٔ این عقبگردها گاهی نظمِ جالبی دارد. مثلاً قیمت حدودِ ۶۲ درصدِ حرکتِ قبلی را پس میدهد و دوباره راه میافتد.
الگوی هارمونیک یعنی چند تا از همین رفتوبرگشتها که کنارِ هم یک شکلِ مشخص میسازند. کلمهٔ «هارمونیک» از موسیقی آمده؛ همانطور که نتهای یک آهنگ با نسبتِ معینی کنارِ هم خوشصدا میشوند، موجهای این الگوها هم با نسبتهای معینی کنارِ هم مینشینند. به انگلیسی به آن Harmonic Pattern میگویند و در فارسی گاهی «هارمونیک پترن» هم میشنوید.
تفاوتش با الگوهای کلاسیک، مثلِ سقف و کفِ دوقلو، این است که اینجا فقط شکل مهم نیست؛ اندازه هم مهم است. یک شکلِ شبیهِ گارتلی، اگر نسبتهایش درست نباشد، گارتلی نیست.
پس الگوی هارمونیک یعنی «شکل + اندازه». شکل را چشم میبیند و اندازه را خطکشِ فیبوناچی میسنجد.
این الگوها از کجا آمدند؟
ریشهاش به هارولد گارتلی برمیگردد. او در سالِ ۱۹۳۵ در کتابِ «سود در بازار سهام» (Profits in the Stock Market) یک الگوی پنجنقطهای را شرح داد که بعدها به نامِ خودش معروف شد. گارتلی آن موقع هنوز از نسبتهای فیبوناچی حرفی نزده بود.
دههها بعد، لری پساونتو نسبتهای فیبوناچی را به این الگو اضافه کرد. بعد اسکات کارنی در اواخرِ دههٔ ۱۹۹۰ اسمِ «معاملهگریِ هارمونیک» را رویش گذاشت، نسبتها را دقیقتر کرد و الگوهای تازهای مثلِ خفاش، خرچنگ و بعدها کوسه را معرفی کرد. بیشترِ عددهایی که امروز در کتابها و نرمافزارها میبینید از کارهای کارنی است.
نسبتهای فیبوناچی: خطکشِ الگوهای هارمونیک
بدونِ فیبوناچی، هیچ الگوی هارمونیکی معنا ندارد. اگر با آن آشنا نیستید، اول سطوحِ فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را بخوانید. اینجا فقط همان مقداری را میگوییم که لازم داریم.
دو نوع اندازهگیری داریم:
- اصلاح (Retracement): یعنی قیمت چند درصد از حرکتِ قبلی را پس داده. عددهایش کمتر از یکاند: ۰٫۳۸۲، ۰٫۵، ۰٫۶۱۸، ۰٫۷۸۶ و ۰٫۸۸۶.
- گسترش یا اکستنشن (Extension): یعنی قیمت از نقطهٔ شروعِ حرکتِ قبلی هم جلوتر رفته. عددهایش بیشتر از یکاند: ۱٫۱۳، ۱٫۲۷، ۱٫۴۱۴، ۱٫۶۱۸، ۲، ۲٫۲۴، ۲٫۶۱۸ و ۳٫۶۱۸.
یک مثالِ ساده: فرض کنیم قیمتِ سهمی از ۱٬۰۰۰ تومان به ۲٬۰۰۰ تومان رسیده؛ یعنی ۱٬۰۰۰ تومان بالا رفته. اصلاحِ ۰٫۶۱۸ یعنی ۶۱۸ تومان از این بالا رفتن را پس بدهد و به حدودِ ۱٬۳۸۲ تومان برگردد. اگر قیمت تا ۱٬۰۰۰ برگردد، اصلاحش ۱ (صد درصد) بوده. اگر تا ۷۳۰ تومان پایین برود، یعنی ۱٫۲۷ برابرِ آن حرکت را پس داده و از نقطهٔ شروع هم پایینتر رفته.
پس هر بار که در این مقاله عددی مثلِ «۰٫۷۸۶ از XA» دیدید، یعنی «قیمت حدودِ ۷۹ درصدِ موجِ XA را پس داده است.»
ساختار XABCD: الفبای هر الگوی هارمونیک
بیشترِ الگوهای هارمونیک پنج نقطه دارند که با حروفِ X، A، B، C و D نامگذاری میشوند. بینِ این پنج نقطه چهار موج هست:
- موجِ XA: حرکتِ اصلی و بلند. همهٔ اندازهها بر اساسِ این موج است.
- موجِ AB: اولین برگشت. جای نقطهٔ B «اثرِ انگشتِ» هر الگوست و بیشترین فرق بینِ الگوها همینجاست.
- موجِ BC: یک حرکتِ کوتاه در جهتِ موجِ اول.
- موجِ CD: موجِ آخر و معمولاً بلند. نقطهٔ D همان جایی است که انتظار داریم قیمت برگردد.
هر الگو دو نسخه دارد. در نسخهٔ صعودی، نقطهٔ D پایینِ نمودار است و انتظار داریم قیمت از آنجا بالا برود. شکلش شبیهِ حرفِ لاتینِ M است. در نسخهٔ نزولی همهچیز وارونه است: D بالای نمودار است، شکل شبیهِ W میشود و انتظارِ ریزش داریم. نسبتها در هر دو یکی است.
پس اسمِ «صعودی» یا «نزولی» به جهتِ حرکتِ بعد از D اشاره دارد، نه به شکلِ ظاهریِ الگو.
الگوی AB=CD: سادهترین الگوی هارمونیک
پیش از رفتن سراغِ الگوهای پنجنقطهای، با الگوی چهارنقطهای AB=CD شروع کنیم. این الگو آجرِ اولِ تقریباً همهٔ الگوهای دیگر است.
اسمش همهچیز را میگوید: طولِ موجِ CD تقریباً برابرِ موجِ AB است. روی نمودار شبیهِ یک حرفِ N یا یک پله است. قاعدههای رایجش این است:
- نقطهٔ C بینِ ۰٫۶۱۸ تا ۰٫۷۸۶ از موجِ AB را اصلاح میکند.
- موجِ CD معمولاً ۱٫۲۷ تا ۱٫۶۱۸ برابرِ موجِ BC است.
- در حالتِ ایدهآل، CD هم از نظرِ قیمت و هم از نظرِ زمان شبیهِ AB است.

یک تشبیه: فرض کنید کسی دو بار پشتِ سرِ هم با یک قدمِ یکسان از پله پایین میآید. اگر اندازهٔ قدمِ اول را بدانید، میتوانید حدس بزنید قدمِ دوم کجا تمام میشود. AB=CD هم همین حدس است. البته بازار همیشه قدمِ یکسان برنمیدارد؛ گاهی CD بلندتر است و به آن «AB=CD گسترشیافته» میگویند.
پس اگر فقط یک الگو را بخواهید خوب یاد بگیرید، از همین شروع کنید؛ در گارتلی، خفاش و بقیه هم دوباره به آن برمیخوریم.
انواع الگوهای هارمونیک: گارتلی، خفاش، پروانه، خرچنگ و چند الگوی دیگر
خبرِ خوب این است که برخلافِ الگوهای شمعی که دهها نوع دارند، الگوهای هارمونیکِ مهم انگشتشمارند. چهار الگوی اصلی را میشود به یک قاعدهٔ ساده خلاصه کرد: هرچه نقطهٔ B عمیقتر یا کمعمقتر باشد، نقطهٔ D هم جای دیگری مینشیند.

الگوی گارتلی (Gartley)
گارتلی قدیمیترین و شناختهشدهترین الگوی هارمونیک است. ویژگیاش این است که نقطهٔ D پیش از رسیدن به X تمام میشود؛ یعنی قیمت بخشِ زیادی از موجِ اول را پس میدهد، ولی همهاش را نه.

- نقطهٔ B حدودِ ۰٫۶۱۸ از موجِ XA.
- نقطهٔ C بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ از موجِ AB.
- نقطهٔ D حدودِ ۰٫۷۸۶ از موجِ XA.
- موجِ CD بینِ ۱٫۲۷ تا ۱٫۶۱۸ برابرِ BC؛ معمولاً یک AB=CD هم درونش دیده میشود.
پس گارتلی یعنی «B روی ۶۱٫۸ و D روی ۷۸٫۶». این دو عدد را به خاطر بسپارید.
الگوی خفاش (Bat)
خفاش را اسکات کارنی معرفی کرد. شکلش خیلی شبیهِ گارتلی است، ولی دو فرقِ مهم دارد. نقطهٔ B کمعمقتر است و نقطهٔ D عمیقتر، یعنی خیلی نزدیکِ X.

- نقطهٔ B بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۵ از موجِ XA (کمتر از ۰٫۶۱۸).
- نقطهٔ C بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ از AB.
- نقطهٔ D حدودِ ۰٫۸۸۶ از موجِ XA.
- موجِ CD بینِ ۱٫۶۱۸ تا ۲٫۶۱۸ برابرِ BC.
برای همین بعضی معاملهگرها خفاش را دوست دارند: D نزدیکِ X است و حدِ ضرر را میشود کمی آن طرفِ X گذاشت؛ یعنی ریسکِ هر معامله کوچکتر میشود. پس فرقِ خفاش و گارتلی را از نقطهٔ B تشخیص بدهید: اگر B به ۰٫۶۱۸ نرسیده، احتمالاً با خفاش طرفید.
الگوی پروانه (Butterfly)
در پروانه، برخلافِ گارتلی و خفاش، نقطهٔ D از X هم رد میشود. یعنی قیمت کلِ موجِ اول را پس میدهد و کمی هم بیشتر. برای همین بالهایش بازتر به نظر میرسد.

- نقطهٔ B حدودِ ۰٫۷۸۶ از موجِ XA.
- نقطهٔ C بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ از AB.
- نقطهٔ D حدودِ ۱٫۲۷ از موجِ XA (در بعضی منابع تا ۱٫۶۱۸).
- موجِ CD بینِ ۱٫۶۱۸ تا ۲٫۲۴ برابرِ BC (گاهی تا ۲٫۶۱۸).
پس اگر B عمیق بود و روی ۰٫۷۸۶ نشست، منتظرِ یک پروانه باشید و D را آن طرفِ X جستوجو کنید.
الگوی خرچنگ (Crab)
خرچنگ افراطیترین الگوی اصلی است. موجِ آخرش خیلی بلند است و نقطهٔ D خیلی دورتر از X مینشیند. این همان حالتی است که بازار با یک ریزش یا جهشِ تند همه را میترساند و بعد برمیگردد.

- نقطهٔ B بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۶۱۸ از موجِ XA.
- نقطهٔ C بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ از AB.
- نقطهٔ D حدودِ ۱٫۶۱۸ از موجِ XA.
- موجِ CD بینِ ۲٫۶۱۸ تا ۳٫۶۱۸ برابرِ BC.
نسخهای هم به اسمِ «خرچنگِ عمیق» (Deep Crab) هست که در آن B حدودِ ۰٫۸۸۶ است. پس خرچنگ یعنی «موجِ آخرِ خیلی بلند». حدِ ضررش هم معمولاً دورتر است و باید حجمِ خرید را کوچکتر بگیرید.
الگوی کوسه (Shark)
کوسه الگوی جدیدتری است که کارنی حدودِ سالِ ۲۰۱۱ معرفی کرد. نامگذاریاش کمی فرق دارد و نقطههایش را 0، X، A، B و C مینامند. فرقِ اصلیاش این است که یکی از نقطههای میانی از نقطهٔ شروعِ موجِ قبلی جلوتر میرود.

در تعریفِ رایج، نقطهٔ برگشتِ نهایی حدودِ ۰٫۸۸۶ تا ۱٫۱۳ از موجِ اول (0X) است و موجِ آخر ۱٫۶۱۸ تا ۲٫۲۴ برابرِ موجِ قبلی. کوسه معمولاً حرکتِ برگشتیِ کوتاهتری میدهد و بیشتر به کارِ معاملهگرهای کوتاهمدت میآید.
الگوی سایفر (Cypher)
سایفر را دارن اوگلزبی معرفی کرد و در فهرستِ رسمیِ کارنی نیست، ولی خیلی محبوب است. در این الگو نقطهٔ C از A جلوتر میرود.

- نقطهٔ B بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۶۱۸ از موجِ XA.
- نقطهٔ C بینِ ۱٫۲۷ تا ۱٫۴۱۴ از موجِ XA (یعنی آن طرفِ A).
- نقطهٔ D حدودِ ۰٫۷۸۶ از کلِ مسیرِ X تا C.
الگوی سه حمله (Three Drives)
این الگو سه موجِ همجهت دارد که بینشان دو اصلاح است. هر موج معمولاً ۱٫۲۷ یا ۱٫۶۱۸ برابرِ اصلاحِ قبلیاش است و اصلاحها اغلب حدودِ ۰٫۶۱۸ تا ۰٫۷۸۶. منطقش این است که بعد از سه بار تلاشِ هماندازه، نیروی روند ته میکشد. شباهتش به پنج موجِ امواج الیوت هم تصادفی نیست.
پس از میانِ این هفت الگو، اگر تازهکارید، فقط چهار الگوی اصلی را کامل یاد بگیرید: گارتلی، خفاش، پروانه و خرچنگ. بقیه بعداً.
جدولِ نسبتهای فیبوناچی هر الگو
این جدول خلاصهٔ همهٔ عددهای بالاست. آن را چاپ کنید و کنارِ دستتان بگذارید؛ موقعِ تمرین خیلی به کار میآید.
| الگو | نقطهٔ B (از XA) | نقطهٔ C (از AB) | نقطهٔ D (از XA) | موجِ CD (برابرِ BC) |
|---|---|---|---|---|
| گارتلی | ۰٫۶۱۸ | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ | ۰٫۷۸۶ | ۱٫۲۷ تا ۱٫۶۱۸ |
| خفاش | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۵ | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ | ۰٫۸۸۶ | ۱٫۶۱۸ تا ۲٫۶۱۸ |
| پروانه | ۰٫۷۸۶ | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ | ۱٫۲۷ (تا ۱٫۶۱۸) | ۱٫۶۱۸ تا ۲٫۲۴ |
| خرچنگ | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۶۱۸ | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ | ۱٫۶۱۸ | ۲٫۶۱۸ تا ۳٫۶۱۸ |
| خرچنگِ عمیق | ۰٫۸۸۶ | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ | ۱٫۶۱۸ | ۲ تا ۳٫۶۱۸ |
| سایفر | ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۶۱۸ | ۱٫۲۷ تا ۱٫۴۱۴ از XA | ۰٫۷۸۶ از XC | — |
دو نکته از این جدول بیرون میآید. اول، ستونِ C در چهار الگوی اصلی تقریباً یکی است؛ پس C برای تشخیصِ نوعِ الگو کمکِ زیادی نمیکند. دوم، عددهای منابعِ مختلف کمی با هم فرق دارند و نرمافزارها هم معمولاً چند درصد خطا را میپذیرند. پس دنبالِ عددِ دقیقِ تا رقمِ آخر نباشید؛ دنبالِ «نزدیک به» باشید.

ناحیهٔ PRZ چیست و چطور حسابش کنیم؟
ناحیهٔ PRZ کوتاهشدهٔ Potential Reversal Zone است، یعنی «ناحیهٔ احتمالیِ برگشتِ قیمت». این ناحیه همان جایی است که نقطهٔ D انتظار میرود تشکیل شود.
چرا «ناحیه» و نه «نقطه»؟ چون D را از چند راهِ مختلف حساب میکنیم و هر راه یک عدد میدهد. وقتی این عددها نزدیکِ هم بیفتند، یک محدودهٔ باریک میسازند. مثلِ اینکه از سه نفرِ جداگانه نشانیِ یک خانه را بپرسید و هر سه تقریباً به یک کوچه اشاره کنند؛ آنوقت به آن کوچه بیشتر اطمینان دارید.
برای پیدا کردنِ PRZ این سه عدد را حساب کنید:
- اصلاحِ موجِ XA: عددِ مخصوصِ الگو؛ مثلاً ۰٫۷۸۶ برای گارتلی. این مهمترین عدد است.
- گسترشِ موجِ BC: مثلاً ۱٫۲۷ و ۱٫۶۱۸ برابرِ BC، که از نقطهٔ C اندازه گرفته میشود.
- الگوی AB=CD: طولِ موجِ AB را از نقطهٔ C اندازه بگیرید.
هرجا دو یا سه تا از این عددها نزدیکِ هم افتادند، آنجا ناحیهٔ PRZ است. اگر با یک حمایت یا مقاومتِ قدیمی هم همپوشانی داشته باشد، ارزشش بیشتر میشود.

پس PRZ جای خرید یا فروشِ کورکورانه نیست؛ جای «دقت کردن» است. وقتی قیمت به آن رسید، تازه باید منتظرِ نشانهٔ برگشت بمانید.
مثالِ عددیِ قدمبهقدم: یک گارتلیِ صعودی
بیایید با هم یک گارتلی را از اول تا آخر حساب کنیم. عددها فرضیاند و فقط برای یاد گرفتناند؛ قیمتِ هیچ سهمِ واقعیای نیستند. همین شکل را در تصویرِ گارتلیِ بالا هم دیدید.
فرض کنیم قیمتِ یک سهم از ۱٬۰۰۰ تومان (نقطهٔ X) به ۱٬۶۰۰ تومان (نقطهٔ A) رسیده. یعنی موجِ XA برابرِ ۶۰۰ تومان است.
- نقطهٔ B: قیمت تا ۱٬۲۳۰ تومان برمیگردد. یعنی ۳۷۰ تومان از ۶۰۰ تومان را پس داده: ۳۷۰ تقسیم بر ۶۰۰ میشود حدودِ ۰٫۶۲. این همان ۰٫۶۱۸ِ گارتلی است.
- نقطهٔ C: قیمت دوباره تا ۱٬۴۵۰ تومان بالا میرود. موجِ AB ۳۷۰ تومان بود و حالا ۲۲۰ تومانش برگشته؛ یعنی حدودِ ۰٫۶. در محدودهٔ مجازِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ است.
- عددِ اول برای D: ۰٫۷۸۶ از ۶۰۰ تومان میشود حدودِ ۴۷۲ تومان. از ۱٬۶۰۰ کم کنیم: حدودِ ۱٬۱۲۸ تومان.
- عددِ دوم برای D: موجِ BC ۲۲۰ تومان است. ۱٫۶۱۸ برابرش حدودِ ۳۵۶ تومان میشود. از ۱٬۴۵۰ کم کنیم: حدودِ ۱٬۰۹۴ تومان. (۱٫۲۷ برابرش هم حدودِ ۱٬۱۷۰ تومان میدهد.)
- عددِ سوم برای D: AB=CD یعنی ۳۷۰ تومان از ۱٬۴۵۰ پایینتر: ۱٬۰۸۰ تومان.
عددها حدودِ ۱٬۰۸۰، ۱٬۰۹۴ و ۱٬۱۲۸ تومان شدند. پس ناحیهٔ PRZ تقریباً بینِ ۱٬۰۹۰ تا ۱٬۱۳۰ تومان است. حالا نوبتِ برنامهٔ معامله است:
| مورد | چطور حساب شد | عدد |
|---|---|---|
| ناحیهٔ ورود | داخلِ PRZ، بعد از دیدنِ نشانهٔ برگشت | حدودِ ۱٬۱۳۰ |
| حدِ ضرر | کمی پایینتر از ۰٫۸۸۶ِ موجِ XA (حدودِ ۱٬۰۶۸) | ۱٬۰۶۰ |
| هدفِ اول | ۰٫۳۸۲ از موجِ AD (۱٬۶۰۰ منهای ۱٬۱۲۸ میشود ۴۷۲) | حدودِ ۱٬۳۰۸ |
| هدفِ دوم | ۰٫۶۱۸ از موجِ AD | حدودِ ۱٬۴۲۰ |
حالا ریسک را به زبانِ زندگی ترجمه کنیم. اگر در ۱٬۱۳۰ بخرید و حدِ ضرر ۱٬۰۶۰ باشد، روی هر سهم ۷۰ تومان ریسک میکنید؛ یعنی حدودِ ۶٪. هدفِ اول ۱۷۸ تومان سود میدهد؛ یعنی نسبتِ سود به ضرر حدودِ ۲٫۵ به ۱. این عدد خوب است. اگر این نسبت زیرِ ۱٫۵ میشد، من وارد نمیشدم. دربارهٔ این حساب در مقالهٔ نسبت ریسک به ریوارد بیشتر نوشتهام.
یک نکتهٔ مهم: در این حساب کارمزدِ خرید و فروش را نیاوردهام. در بورس تهران کارمزدِ خرید و فروش، روی هم، حدودِ یک درصد یا کمی بیشتر است و از سودِ هدفِ اول کم میشود. پس همیشه هدف را کمی محافظهکارانهتر بگیرید.
الگوهای هارمونیک در بورس ایران جواب میدهد؟
بیشترِ کتابهای هارمونیک برای بازارهایی نوشته شدهاند که قیمت آزادانه و بیسقفوکف حرکت میکند. بورس تهران چند ویژگیِ خاص دارد که روی این الگوها اثر میگذارد. اینها را بدانید تا غافلگیر نشوید:
- دامنهٔ نوسان: یعنی سقف و کفِ مجازِ قیمت در یک روز. وقتی سهمی چند روز پشتِ سرِ هم صفِ فروش یا صفِ خرید میشود، موجِ CD با قدمهای اجباری و یکاندازه ساخته میشود، نه با رفتارِ طبیعیِ خریدار و فروشنده. گاهی هم قیمت از کلِ PRZ میپرد و اصلاً فرصتِ ورود نمیدهد.
- نمودارِ تعدیلشده: بعد از افزایشِ سرمایه یا تقسیمِ سود، قیمتِ سهم یکباره پایین میآید. اگر با نمودارِ تعدیلنشده کار کنید، یک موجِ ساختگی میبینید و نقطههای X و A را غلط انتخاب میکنید. برای الگوهای هارمونیک همیشه از نمودارِ تعدیلشده استفاده کنید. فرقِ این دو را در مقالهٔ نمودار تعدیلشده و تعدیلنشده توضیح دادهایم.
- نقدشوندگیِ کم: در سهمهای کوچک، چند خریدار و فروشندهٔ بزرگ میتوانند شکلِ نمودار را بسازند. الگوهای هارمونیک در سهمهای بزرگ و پرمعامله، و در خودِ شاخص کل بورس، معمولاً تمیزتر دیده میشوند.
- فروشِ استقراضی تقریباً در دسترس نیست: در بازارِ سهامِ ایران، برای بیشترِ آدمها راهِ عملیِ سود گرفتن از ریزش نیست. پس الگوهای نزولی بیشتر به کارِ «زمانِ فروشِ سهمی که دارید» میآیند تا ورود به معامله.
- اثرِ خبر و تصمیمهای بیرون از بازار: تغییرِ نرخِ دلار، تصمیمهای دولتی و خبرهای سیاسی گاهی همهٔ الگوها را یکجا بیاثر میکنند.
پس جوابِ من این است: بله، در بورس ایران هم میشود از الگوهای هارمونیک استفاده کرد، بهشرطی که روی سهمهای پرمعامله، با نمودارِ تعدیلشده و در تایمفریمِ روزانه یا بالاتر کار کنید. در تایمفریمهای خیلی کوتاه، صفها و دامنهٔ نوسان شکلها را به هم میریزند.
الگوی هارمونیک چقدر قابل اعتماد است؟
اینجا میخواهم صادق باشم. در اینترنت عددهایی مثلِ «۷۰ درصد موفقیت» یا «۸۵ درصد دقت» برای الگوهای هارمونیک زیاد میبینید. من پشتوانهٔ پژوهشیِ محکمی برای این عددها نمیشناسم. بیشترشان یا از تجربهٔ شخصیاند یا تبلیغ.
واقعیت این است که الگوی هارمونیک یک «احتمال» را نشان میدهد، نه قطعیت. چند دلیل دارد:
- انتخابِ نقطهها سلیقهای است. دو نفر روی یک نمودار ممکن است X را در دو جای متفاوت بگذارند و دو الگوی متفاوت ببینند.
- بازار همیشه به عددهای فیبوناچی احترام نمیگذارد. گاهی قیمت از PRZ رد میشود و برنمیگردد. برای همین حدِ ضرر الزامی است، نه سلیقهای.
- بعد از وقوع همهچیز واضح است. روی نمودارِ گذشته، الگوهای موفق را راحت پیدا میکنیم و شکستخوردهها را نمیبینیم. این همان خطایی است که در قانون اعداد کوچک هم دیده میشود.
برای همین، الگوی هارمونیک را با یک تأییدِ دیگر کنار هم بگذارید. سه تأییدِ رایج اینهاست:
- یک الگوی شمعیِ برگشتی در PRZ: مثلاً یک پینبار یا چکش.
- واگرایی در اندیکاتور: یعنی قیمت کفِ پایینتری ساخته ولی اندیکاتور کفِ بالاتر. واگرایی در RSI یا MACD در ناحیهٔ D یکی از بهترین تأییدهاست.
- افزایشِ حجمِ معاملات همزمان با برگشتِ قیمت.
پس به الگو به چشمِ «نقشهٔ راه» نگاه کنید، نه «پیشگویی». نقشه میگوید کجا دقت کنید؛ تصمیم را نشانههای بعدی میگیرند.
چکلیستِ پیش از معامله با الگوی هارمونیک
پیش از هر معامله، این فهرست را یکییکی تیک بزنید. اگر حتی یکیاش «نه» بود، صبر کنید.
- موجِ XA واضح و بزرگ است و نقطههای X و A سقف و کفِ روشنیاند.
- نقطهٔ B با عددِ همان الگو (طبقِ جدول) میخواند.
- دستکم دو عدد از سه عددِ PRZ نزدیکِ هم افتادهاند.
- نمودار تعدیلشده است و سهم در روزهای اخیر صفِ پشتِ سرِ هم نداشته.
- در PRZ یک نشانهٔ برگشت (شمع، واگرایی یا حجم) دیدهام.
- حدِ ضرر را پیش از خرید نوشتهام و جایش منطقی است.
- نسبتِ سود به ضرر دستکم ۱٫۵ به ۱ است.
- اگر حدِ ضرر بخورد، زیانش بیشتر از ۱ تا ۲ درصدِ کلِ سرمایهام نیست. (مدیریت سرمایه و ریسک)
شش اشتباهِ رایج در آموزش هارمونیک و معامله با آن
این اشتباهها را بارها در تازهکارها دیدهام. دانستنشان از یاد گرفتنِ یک الگوی تازه مهمتر است.
- دیدنِ الگو همهجا. وقتی چشم به هارمونیک عادت میکند، در هر زیگزاگی یک خفاش یا پروانه میبیند. الگوی درست کم پیدا میشود؛ همین کمیابی ارزشش است.
- خریدن پیش از رسیدن به PRZ. «حالا که دارد میرسد، زودتر بخرم.» این کار حدِ ضرر را بیمعنی میکند.
- جابهجا کردنِ حدِ ضرر. قیمت از PRZ رد شده و آدم با خودش میگوید «شاید خرچنگ است، نه گارتلی». اینطوری یک ضررِ کوچک به ضررِ بزرگ تبدیل میشود.
- کار با نمودارِ تعدیلنشده در سهمهایی که افزایشِ سرمایه یا سودِ نقدی داشتهاند.
- نادیده گرفتنِ روندِ بزرگ. گارتلیِ صعودی وسطِ یک روندِ نزولیِ تند، معمولاً فقط یک مکثِ کوتاه است.
- خریدِ نرمافزار و اسکنرِ گران به امیدِ سودِ خودکار. اسکنر فقط شکل را پیدا میکند؛ تصمیم و مدیریتِ ریسک هنوز با شماست.
پس پیش از دنبال کردنِ الگوی بعدی، مطمئن شوید این شش اشتباه را نمیکنید.
الگوهای هارمونیک را با چه ابزاری رسم کنیم؟
در بیشترِ نرمافزارهای نمودار، ابزاری به اسمِ XABCD Pattern هست. پنج نقطه را با کلیک روی سقفها و کفها میگذارید و نرمافزار نسبتِ هر موج را کنارش مینویسد. این کار حساب را خیلی ساده میکند. در تریدینگویو این ابزار در بخشِ الگوها (Patterns) از نوارِ ابزارِ رسم قرار دارد. نرمافزارهای نمودارِ کارگزاریهای داخلی هم معمولاً ابزارِ فیبوناچی دارند که برای حسابِ دستی کافی است.
توصیهٔ من این است که اول چند الگو را با ماشینحساب و ابزارِ سادهٔ فیبوناچی خودتان حساب کنید، مثلِ مثالِ بالا. وقتی منطقِ عددها را فهمیدید، سراغِ ابزارِ خودکار بروید. اینطوری اگر ابزار اشتباه کرد، خودتان متوجه میشوید.
چطور آموزش هارمونیک بورس را شروع کنیم؟
اگر میخواهید این روش را جدی یاد بگیرید، این ترتیب را پیشنهاد میکنم:
- فیبوناچیِ اصلاحی و گسترشی را روی چند نمودار تمرین کنید.
- الگوی AB=CD را تا جایی تمرین کنید که در نگاهِ اول ببینیدش.
- گارتلی و خفاش را یاد بگیرید؛ فرقشان فقط در نقطهٔ B و D است.
- بعد پروانه و خرچنگ را اضافه کنید.
- روی نمودارِ گذشتهٔ چند سهمِ بزرگ و شاخص، الگوها را پیدا کنید و نتیجهشان را در یک دفترچه بنویسید؛ هم موفقها را و هم شکستخوردهها را.
- فقط بعد از این مرحله، با پولِ کم و طبقِ یک برنامهٔ معاملاتیِ مکتوب شروع کنید.
اگر دوست دارید این مسیر را با تمرینِ روی نمودار و همراهِ بقیهٔ ابزارهای تکنیکال طی کنید، الگوهای هارمونیک و ناحیهٔ PRZ بخشی از دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال است.
سوالات متداول
الگوهای هارمونیک چیست؟
الگوهای هارمونیک شکلهایی روی نمودارِ قیمتاند که از چند موجِ رفتوبرگشتی ساخته میشوند و طولِ موجهایشان با نسبتهای فیبوناچی به هم ربط دارد. کارشان نشان دادنِ ناحیهای است که احتمالِ برگشتِ قیمت در آن بیشتر است.
انواع الگوهای هارمونیک کداماند؟
چهار الگوی اصلی گارتلی، خفاش، پروانه و خرچنگاند که همه ساختارِ پنجنقطهای XABCD دارند. الگوی سادهترِ AB=CD پایهٔ همهٔ آنهاست. الگوهای کوسه، سایفر و سه حمله هم در کنارِ اینها شناخته میشوند.
ناحیهٔ PRZ چیست؟
PRZ یعنی ناحیهٔ احتمالیِ برگشتِ قیمت؛ جایی که نقطهٔ D انتظار میرود تشکیل شود. آن را از همپوشانیِ چند عدد پیدا میکنند: اصلاحِ موجِ XA، گسترشِ موجِ BC و الگوی AB=CD. هرچه این عددها نزدیکترِ هم باشند، ناحیه معتبرتر است.
فرق الگوی گارتلی و خفاش چیست؟
در گارتلی نقطهٔ B حدودِ ۰٫۶۱۸ و نقطهٔ D حدودِ ۰٫۷۸۶ از موجِ XA است. در خفاش B کمعمقتر است، بینِ ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۵، و D عمیقتر، حدودِ ۰٫۸۸۶. یعنی در خفاش نقطهٔ D به X نزدیکتر است.
فرق الگوی پروانه و خرچنگ چیست؟
در هر دو نقطهٔ D از X رد میشود. در پروانه نقطهٔ B حدودِ ۰٫۷۸۶ و D حدودِ ۱٫۲۷ از موجِ XA است. در خرچنگ موجِ آخر خیلی بلندتر است و D حدودِ ۱٫۶۱۸ از XA مینشیند.
الگوی هارمونیک چقدر قابل اعتماد است؟
الگوی هارمونیک فقط احتمالِ برگشت را نشان میدهد، نه قطعیت. عددهای درصدِ موفقیتی که در اینترنت گفته میشود معمولاً پشتوانهٔ پژوهشی ندارند. بهتر است آن را با یک تأییدِ دیگر مثلِ واگرایی یا الگوی شمعی کنار هم بگذارید و همیشه حدِ ضرر داشته باشید.
الگوهای هارمونیک در بورس ایران جواب میدهد؟
بله، ولی با احتیاط. دامنهٔ نوسان و صفهای خرید و فروش گاهی شکلِ الگو را به هم میریزند. بهتر است روی سهمهای بزرگ و پرمعامله، با نمودارِ تعدیلشده و در تایمفریمِ روزانه یا بالاتر از این الگوها استفاده کنید.
حد ضرر در الگوهای هارمونیک کجاست؟
حدِ ضرر معمولاً کمی آن طرفِ ناحیهٔ PRZ گذاشته میشود. در گارتلی کمی بعد از سطحِ ۰٫۸۸۶ِ موجِ XA و در خفاش کمی آن طرفِ نقطهٔ X. در پروانه و خرچنگ کمی بعد از دورترین عددِ PRZ قرار میگیرد و باید حجمِ خرید را کوچکتر گرفت.
جمعبندی
الگوهای هارمونیک یک خطکشِ دقیق برای نمودارند: با چند نسبتِ فیبوناچی به شما میگویند قیمت احتمالاً کجا برمیگردد. گارتلی، خفاش، پروانه و خرچنگ با جای نقطههای B و D از هم جدا میشوند و ناحیهٔ PRZ از همپوشانیِ چند عدد به دست میآید.
ولی این خطکش بهتنهایی کافی نیست. در بورس تهران حواستان به دامنهٔ نوسان، صفها و نمودارِ تعدیلشده باشد، در PRZ منتظرِ نشانهٔ برگشت بمانید و حدِ ضرر را پیش از خرید بنویسید.
پس قدمِ بعدیِ شما این است: یک نمودارِ قدیمی از یک سهمِ بزرگ باز کنید، یک گارتلی پیدا کنید و هر سه عددِ PRZ را مثلِ مثالِ بالا خودتان حساب کنید. تصمیمِ نهایی برای هر معامله همیشه با خودتان است.

سلام. ممنون از توضیحات روان و کامل شما.
خوشحالیم که این مطلب برای شما مفید بوده است.
مقاله خوبی بود.
خوشحالیم که این مطلب برای شما مفید بوده است.