هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

اورترید چیست؟ نشانه‌ها و راه‌های جلوگیری از معامله بیش از حد

فهرست مطالب۱۱ بخش
  1. اورترید یعنی چه؟ معامله بیش از حد به زبان ساده
  2. فرقِ اورترید با معامله‌گریِ پرتعداد و اسکالپینگ
  3. چرا دچارِ اورترید می‌شویم؟ ریشه‌ها در روانشناسی تریدر
  4. ۱. انتقام‌گیری از بازار
  5. ۲. فومو؛ ترسِ جاماندن
  6. ۳. اعتمادبه‌نفسِ زیاد بعد از چند سود
  7. ۴. حوصله‌سررفتن و چسبیدن به صفحه
  8. ۵. نداشتنِ برنامهٔ معاملاتی
  9. ۶. هدفِ سودِ روزانه
  10. از کجا بفهمیم دچارِ اورترید شده‌ایم؟ نشانه‌ها
  11. اورترید چه بلایی سرِ حسابتان می‌آورد؟
  12. کارمزد؛ دزدِ آرام
  13. خستگیِ تصمیم
  14. استرس و فرسودگی
  15. افتِ بزرگِ سرمایه
  16. چطور جلوی اورترید را بگیریم؟ ۸ قدمِ عملی
  17. یک چک‌لیستِ ۳۰ ثانیه‌ای پیش از هر معامله
  18. اشتباه‌های رایج در مبارزه با اورترید
  19. انضباط؛ داروی اصلیِ اورترید
  20. سوالات متداول
  21. جمع‌بندی
اورترید چیست؟ نشانه‌ها و راه‌های جلوگیری از معامله بیش از حد

اورترید یعنی معامله‌کردن بیش از اندازه؛ یعنی بیشتر از آنچه برنامه‌تان اجازه می‌دهد بخرید و بفروشید، یا با پولی بزرگ‌تر از توانتان وارد معامله شوید. دلیلش هم معمولاً تحلیل نیست، هیجان است: ترسِ جاماندن، عصبانیت بعد از ضرر، یا حوصله‌سررفتن. نتیجه‌اش کارمزدِ سنگین، خستگی و ضررهای پشتِ سرِ هم است.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد. صبح با یک برنامهٔ ساده سراغِ بازار می‌روید، ولی ظهر که می‌شود، می‌بینید هفت هشت بار خرید و فروش کرده‌اید و آخرِ روز حسابتان از صبح کمتر است. بیایید با هم ببینیم این اتفاق چرا می‌افتد، از کجا بفهمیم گرفتارش شده‌ایم و چطور جلویش را بگیریم.

اورترید یعنی چه؟ معامله بیش از حد به زبان ساده

واژهٔ Overtrading در انگلیسی یعنی «زیادی معامله‌کردن». در فارسی آن را «اورترید»، «اور ترید» یا «معامله بیش از حد» می‌گویند. منظور این نیست که هر کس زیاد معامله می‌کند اشتباه می‌کند. منظور معامله‌ای است که دلیلِ درستی پشتش نیست.

یک تشبیهِ ساده: کسی را تصور کنید که سرِ سفره سیر شده، ولی باز هم غذا می‌کشد؛ چون غذا جلویش است، چون حوصله‌اش سر رفته، یا چون از دیگران عقب نماند. گرسنگی نیست که او را به خوردن وامی‌دارد. اورترید هم همین است. بازار باز است و قیمت‌ها تکان می‌خورند، پس دستِ معامله‌گر هم بی‌قرار می‌شود.

اورترید معمولاً دو شکل دارد:

  • تعدادِ معاملهٔ زیاد: روزی ده‌ها بار خرید و فروش، بی آنکه هر معامله شرط‌های برنامه‌تان را داشته باشد.
  • حجمِ معاملهٔ زیاد: یک معاملهٔ خیلی بزرگ، مثلاً گذاشتنِ همهٔ سرمایه روی یک سهم یا استفاده از اهرم. اهرم یعنی با پولِ قرضی معامله کنید تا سود و ضرر چندبرابر شود.

پس اورترید فقط «زیاد معامله‌کردن» نیست؛ «بی‌دلیل و بیش از توان معامله‌کردن» است.

فرقِ اورترید با معامله‌گریِ پرتعداد و اسکالپینگ

این‌جا باید منصف باشیم. بعضی سبک‌ها ذاتاً پرتعدادند. اسکالپینگ یعنی چندین بار در روز خرید و فروش و برداشتنِ سودهای خیلی کوچک. صندوق‌ها و ربات‌های معامله‌گر هم گاهی روزی هزاران معامله می‌کنند. این‌ها لزوماً اورترید نیستند.

فرق در یک کلمه است: برنامه. اسکالپرِ منظم از قبل می‌داند کجا وارد می‌شود، کجا بیرون می‌آید و روزی حداکثر چند معامله می‌کند. کسی که اورترید می‌کند، این‌ها را وسطِ بازار و با حالِ همان لحظه تصمیم می‌گیرد.

جدولِ زیر این فرق را کنارِ هم نشان می‌دهد:

فرقِ معامله‌گریِ منظم با اورترید
موضوعمعامله‌گرِ منظم (حتی پرتعداد)معامله‌گری که اورترید می‌کند
دلیلِ ورودنشانه‌ای که از قبل در برنامه نوشتهحس، خبر، شایعه، حوصله‌سررفتن
تعدادِ معاملهسقفِ روزانه داردسقف ندارد؛ تا خستگی ادامه می‌دهد
حجمِ هر معاملهدرصدِ ثابتی از سرمایهبعد از ضرر بزرگ‌تر می‌شود
بعد از ضررطبقِ قانونش دست نگه می‌داردفوراً می‌خواهد جبران کند
کارمزداز قبل حساب کردهاصلاً به آن فکر نمی‌کند

پس اگر عددِ معامله‌هایتان زیاد است، هنوز حکمی صادر نکنید. اول ببینید هر کدام از آن‌ها دلیلِ نوشته‌شده داشته یا نه.

چرا دچارِ اورترید می‌شویم؟ ریشه‌ها در روانشناسی تریدر

اورترید بیشتر از آنکه مشکلِ دانش باشد، مشکلِ احساس است. برای همین در بحثِ روانشناسی تریدر جای مهمی دارد. این‌ها رایج‌ترین ریشه‌هایش هستند:

۱. انتقام‌گیری از بازار

یک ضرر می‌کنید و دلتان می‌خواهد همین امروز جبرانش کنید. پس فوراً معاملهٔ بعدی را باز می‌کنید، آن هم معمولاً بزرگ‌تر. به این کار «انتقام‌گیری از بازار» می‌گویند. ولی بازار نه شما را می‌شناسد و نه از شما بدهکار است. معامله‌ای که از سرِ عصبانیت باز شود، احتمالِ ضررش بیشتر است.

۲. فومو؛ ترسِ جاماندن

فومو یعنی ترس از اینکه بقیه سود کنند و شما جا بمانید. گروهِ تلگرامی می‌گوید فلان سهم صف خرید است، دوستتان می‌گوید دیروز ده درصد سود کرده، و شما بی‌تحلیل وارد می‌شوید. اگر هر روز چند بار این اتفاق بیفتد، اورترید شروع شده است.

۳. اعتمادبه‌نفسِ زیاد بعد از چند سود

عجیب است، ولی سود هم می‌تواند خطرناک باشد. بعد از چند معاملهٔ موفق، آدم خیال می‌کند رمزِ بازار را پیدا کرده. پس معامله‌ها را زیاد و بزرگ می‌کند. معمولاً همین‌جاست که یک ضررِ بزرگ، سودِ چند هفته را یک‌جا می‌برد.

۴. حوصله‌سررفتن و چسبیدن به صفحه

کسی که ساعت‌ها جلوی تابلوی معاملات می‌نشیند، کم‌کم احساس می‌کند «باید یک کاری بکند». نشستن و هیچ کاری نکردن برای ذهن سخت است. ولی در بازار، گاهی بهترین معامله همان معامله‌ای است که انجامش نمی‌دهید.

۵. نداشتنِ برنامهٔ معاملاتی

وقتی از قبل ننوشته‌اید چه موقع وارد می‌شوید و چه موقع نه، هر حرکتِ قیمت می‌تواند بهانهٔ ورود باشد. برنامهٔ معاملاتی مثلِ فهرستِ خرید است. کسی که بی‌فهرست به فروشگاه می‌رود، معمولاً با سبدی پر از چیزهای لازم‌نداشته برمی‌گردد.

۶. هدفِ سودِ روزانه

بعضی‌ها با خودشان قرار می‌گذارند «روزی یک میلیون تومان سود». اگر تا ظهر به آن نرسند، به‌زور دنبالِ معامله می‌گردند. ولی بازار حقوقِ ثابت نمی‌دهد. بعضی روزها اصلاً فرصتی نیست.

پس ریشهٔ اورترید تقریباً همیشه یک احساس است: عصبانیت، ترس، طمع یا بی‌حوصلگی. اگر احساس را بشناسید، نیمی از راه را رفته‌اید.

چرخهٔ اورترید از ضرر و هیجان تا معاملهٔ بی‌برنامه، کارمزد و ضرر بزرگ‌تر، و ترمزهای آن
چرخهٔ اورترید: یک ضرر، هیجان می‌آورد؛ هیجان، معاملهٔ بی‌برنامه؛ و کارمزد و خستگی، ضررِ بزرگ‌تر. ترمزها در وسط‌اند.

از کجا بفهمیم دچارِ اورترید شده‌ایم؟ نشانه‌ها

خیلی‌ها اورترید می‌کنند و خودشان نمی‌دانند. این چک‌لیست را صادقانه جواب بدهید. اگر سه مورد یا بیشتر دربارهٔ شما درست است، احتمالاً گرفتارش شده‌اید:

  • معامله‌هایی می‌کنید که بعداً نمی‌توانید دلیلشان را در یک جمله بگویید.
  • بعد از هر ضرر، معاملهٔ بعدی را زودتر و بزرگ‌تر باز می‌کنید.
  • تعدادِ معامله‌هایتان هر هفته بیشتر می‌شود، ولی سودتان نه.
  • جمعِ کارمزدهایی که در ماه می‌دهید را نمی‌دانید.
  • روزی که معامله نکنید، احساسِ بی‌قراری یا جاماندن دارید.
  • گاهی یک سهم را می‌فروشید و چند دقیقه بعد دوباره همان را می‌خرید.
  • آخرِ روز خسته و عصبی هستید و خوابتان به هم ریخته است.
  • ژورنال یا دفترِ معامله ندارید، یا دارید ولی مدتی است چیزی در آن ننوشته‌اید.
  • بخشِ بزرگی از سرمایه یا حتی پولِ قرضی را درگیرِ یک معامله کرده‌اید.

پس معیار تعداد نیست. معیار این است که آیا معامله‌ها از برنامهٔ شما می‌آیند یا از حالِ آن لحظه‌تان.

اورترید چه بلایی سرِ حسابتان می‌آورد؟

ضررِ اورترید فقط معامله‌های بد نیست. چند هزینهٔ پنهان هم دارد که خیلی‌ها حسابشان نمی‌کنند.

کارمزد؛ دزدِ آرام

هر خرید و فروش در بورس کارمزد دارد. در بورسِ سهامِ ایران، کارمزدِ خرید و فروش به‌اضافهٔ مالیاتِ فروش، طبقِ آخرین نرخ‌هایی که اعلام شده، روی هم حدودِ ۱٫۲۵ درصدِ ارزشِ معامله می‌شود. نرخِ دقیق را از کارگزاری‌تان بپرسید یا در مقالهٔ کارمزد معاملات بورس ببینید.

بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنیم ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه دارید و هر بار با همهٔ آن یک خرید و فروشِ کامل انجام می‌دهید. (عددها فقط مثال‌اند.)

  1. هزینهٔ هر رفت‌وبرگشت: ۱۰۰ میلیون × ۱٫۲۵٪ = حدودِ ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان.
  2. اگر روزی ۲ بار این کار را بکنید و ماهی ۲۰ روزِ کاری داشته باشید، می‌شود ۴۰ رفت‌وبرگشت.
  3. ۴۰ × ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار = ۵۰ میلیون تومان کارمزد در یک ماه.

یعنی فقط برای اینکه سرِ جایتان بمانید، باید ماهی ۵۰ درصد سود کنید. این تقریباً غیرممکن است. حالا همین حساب را برای کسی ببینید که ماهی دو بار معامله می‌کند:

کارمزدِ یک ماه با ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه (مثالِ فرضی، با فرضِ ۱٫۲۵٪ در هر رفت‌وبرگشت)
سبکِ معاملهرفت‌وبرگشت در ماهکارمزدِ ماهانهدرصدِ سرمایه
ماهی ۲ معامله۲۲٫۵ میلیون تومان۲٫۵٪
هفته‌ای ۲ معامله۸۱۰ میلیون تومان۱۰٪
روزی ۱ معامله۲۰۲۵ میلیون تومان۲۵٪
روزی ۲ معامله۴۰۵۰ میلیون تومان۵۰٪

البته در عمل کسی هر بار با کلِ سرمایه معامله نمی‌کند و سود و ضرر هم عددها را جابه‌جا می‌کند. ولی پیام روشن است: هر چه بیشتر معامله کنید، کارمزد سهمِ بیشتری از سودتان را برمی‌دارد. برای همین اسکالپِ کلاسیک در بورسِ سهامِ ایران معمولاً به‌صرفه نیست.

خستگیِ تصمیم

ذهنِ ما مثلِ باتریِ موبایل است. هر تصمیم کمی از شارژش را مصرف می‌کند. کسی که روزی ده‌ها تصمیمِ خرید و فروش می‌گیرد، عصر با باتریِ خالی تصمیم می‌گیرد. به این «خستگی تصمیم» می‌گویند. تصمیم‌های آخرِ روز معمولاً عجولانه‌تر و بدترند.

استرس و فرسودگی

اورترید یعنی ذهنی که هیچ‌وقت از بازار جدا نمی‌شود. سرِ شام هم به نمودار فکر می‌کنید. این وضع اگر ادامه پیدا کند، به فرسودگی شغلی تریدرها می‌رسد: بی‌خوابی، بی‌حوصلگی و تصمیم‌های بدتر.

افتِ بزرگِ سرمایه

معامله‌های انتقامی و بزرگ‌شده بعد از ضرر، یک ضررِ معمولی را به یک ضررِ سنگین تبدیل می‌کنند. وقتی سرمایه ۵۰ درصد افت کند، برای برگشتن به نقطهٔ اول باید ۱۰۰ درصد سود کنید. این حساب را در مقالهٔ دراودان یا افت سرمایه مفصل‌تر دیده‌ایم.

پس اورترید سه بار از جیبتان برمی‌دارد: یک بار با کارمزد، یک بار با تصمیم‌های خسته، و یک بار با ضررهای بزرگِ انتقامی.

چطور جلوی اورترید را بگیریم؟ ۸ قدمِ عملی

خبرِ خوب این است که اورترید درمان دارد. راهش بیشتر از هر چیز، قانون‌گذاشتن برای خودتان پیش از باز شدنِ بازار است؛ چون وسطِ هیجان، تصمیمِ خوب گرفتن سخت است.

  1. برنامهٔ معاملاتیِ نوشته‌شده داشته باشید. روی کاغذ بنویسید در چه شرایطی وارد می‌شوید، کجا حدِ ضرر می‌گذارید و کجا سود می‌گیرید. هر معامله‌ای که در این برنامه جا نمی‌شود، انجام نمی‌شود.
  2. سقفِ تعدادِ معاملهٔ روزانه بگذارید. مثلاً «روزی حداکثر ۳ معامله». وقتی به عدد رسیدید، تابلو را ببندید، حتی اگر فرصتی وسوسه‌کننده ببینید.
  3. حدِ ضررِ روزانه داشته باشید. مثلاً اگر امروز ۲ درصدِ سرمایه را از دست دادید، دیگر معامله نکنید. این همان ترمزِ دستیِ معامله‌گر است. دربارهٔ استراتژی حدضرر جدا نوشته‌ایم.
  4. قانونِ «بعد از دو ضرر، دست نگه دار». بعد از دو ضررِ پشتِ سرِ هم، بقیهٔ روز را کنار بگذارید. این ساده‌ترین داروی انتقام‌گیری از بازار است.
  5. حجمِ هر معامله را ثابت کنید. مثلاً هر معامله حداکثر ۱۰ درصدِ سرمایه، و خطرِ هر معامله حداکثر ۱ تا ۲ درصدِ کلِ سرمایه. بعد از ضرر، حجم را بزرگ نکنید. مدیریت سرمایه و ریسک دقیقاً همین را یاد می‌دهد.
  6. ژورنال بنویسید. ژورنال معاملاتی یعنی دفترچه‌ای که برای هر معامله دلیلِ ورود، نتیجه و حالِ روحی‌تان را می‌نویسید. بعد از یک ماه، خودِ ژورنال به شما نشان می‌دهد کدام معامله‌ها از برنامه آمده‌اند و کدام از هیجان.
  7. زمانِ جلوی صفحه را کم کنید. ساعت‌های مشخصی برای نگاه‌کردن به بازار بگذارید. اعلانِ گروه‌های سیگنال را خاموش کنید. هر چه کمتر قیمت را ببینید، کمتر وسوسه می‌شوید.
  8. تایم‌فریمِ بزرگ‌تر را امتحان کنید. تایم‌فریم یعنی بازهٔ زمانیِ هر شمع در نمودار. اگر به‌جای نمودارِ ۵ دقیقه‌ای، نمودارِ روزانه را ببینید، خودبه‌خود نشانه‌های کمتر و معتبرتری می‌بینید.

پس دفعهٔ بعد که دستتان برای معامله‌ای بی‌برنامه رفت، اول از خودتان بپرسید: «این معامله در برنامه‌ام هست؟» اگر جواب نه است، نکنید.

یک چک‌لیستِ ۳۰ ثانیه‌ای پیش از هر معامله

این چند پرسش را روی یک کاغذ بنویسید و کنارِ دستتان بگذارید. پیش از هر خرید یا فروش، فقط ۳۰ ثانیه وقت می‌گیرد:

  • دلیلِ این معامله را در یک جمله می‌توانم بگویم؟
  • این دلیل در برنامهٔ معاملاتیِ من نوشته شده؟
  • حدِ ضرر و هدفِ سودم را از قبل می‌دانم؟
  • نسبت ریسک به ریوارد این معامله، یعنی سودِ احتمالی در برابرِ ضررِ احتمالی، ارزشش را دارد؟
  • امروز به سقفِ تعدادِ معامله یا حدِ ضررِ روزانه رسیده‌ام؟
  • الان عصبانی، ترسیده یا بیش از حد خوشحالم؟
  • کارمزدِ این رفت‌وبرگشت را حساب کرده‌ام؟

اگر حتی یکی از جواب‌ها شما را مردد کرد، صبر کنید. بازار فردا هم باز است.

اشتباه‌های رایج در مبارزه با اورترید

بعضی‌ها می‌فهمند گرفتارِ اورترید شده‌اند، ولی راهِ درمان را اشتباه می‌روند:

  • قانون می‌گذارند ولی استثنا هم می‌گذارند. «فقط همین یک بار». قانونی که استثنا دارد، دیگر قانون نیست.
  • به‌جای کم‌کردنِ تعداد، اهرم می‌گیرند. یعنی تعداد را کم می‌کنند ولی هر معامله را چند برابر بزرگ می‌کنند. این همان اورترید است با لباسِ تازه.
  • فقط معامله‌های ضررده را بررسی می‌کنند. معاملهٔ بی‌برنامه‌ای که از شانس سود داده هم اشتباه بوده، چون عادتِ بد را تقویت می‌کند.
  • سراغِ بازارِ دیگری می‌روند. کسی که در بورس اورترید می‌کند، در ارز دیجیتال یا هر بازارِ دیگری هم همین کار را می‌کند. روانشناسی ترید در فارکس، طلا یا ارز دیجیتال با بورس فرقی ندارد؛ مشکل در عادت است، نه بازار.
  • خودشان را سرزنش می‌کنند. سرزنش فقط عصبانیت می‌آورد و عصبانیت، معاملهٔ انتقامیِ بعدی را. به‌جایش اشتباه را در ژورنال بنویسید و از آن یاد بگیرید.

انضباط؛ داروی اصلیِ اورترید

اگر بخواهیم همهٔ این حرف‌ها را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه «انضباط» است. انضباط یعنی همان کاری را بکنید که وقتی آرام بودید تصمیم گرفتید، نه کاری که هیجانِ لحظه می‌گوید. دربارهٔ اصول نظم در معامله‌گری جدا نوشته‌ایم؛ اورترید در واقع نبودِ همین نظم است.

یک نکته را هم فراموش نکنید: معامله نکردن هم یک تصمیم است. روزهایی که فرصتِ خوبی نیست، بیرون ماندن از بازار حرفه‌ای‌ترین کارِ ممکن است. پول در بازار با صبر ساخته می‌شود، نه با تعدادِ کلیک.

سوالات متداول

اورترید یعنی چه؟

اورترید یعنی معامله‌کردن بیش از اندازه، یا با تعدادِ زیاد یا با حجمی بزرگ‌تر از توانِ سرمایه. ویژگیِ اصلی‌اش این است که معامله‌ها از برنامه نمی‌آیند، بلکه از هیجان، ترسِ جاماندن، عصبانیت بعد از ضرر یا حوصله‌سررفتن می‌آیند.

از کجا بفهمیم دچار اورترید شده‌ایم؟

اگر دلیلِ بسیاری از معامله‌هایتان را نمی‌توانید در یک جمله بگویید، بعد از هر ضرر فوراً معاملهٔ بزرگ‌تری باز می‌کنید، جمعِ کارمزدهای ماهانه را نمی‌دانید و روزِ بی‌معامله بی‌قرار می‌شوید، به احتمالِ زیاد گرفتارِ اورترید شده‌اید.

چطور جلوی اورترید را بگیریم؟

برنامهٔ معاملاتیِ نوشته‌شده داشته باشید، سقفِ تعدادِ معاملهٔ روزانه و حدِ ضررِ روزانه بگذارید، بعد از دو ضررِ پشتِ سرِ هم دست نگه دارید، حجمِ هر معامله را ثابت نگه دارید، ژورنال بنویسید و زمانِ نگاه‌کردن به بازار را محدود کنید.

آیا زیاد معامله کردن همیشه اورترید است؟

نه. سبک‌هایی مثلِ اسکالپینگ یا معامله‌های الگوریتمی ذاتاً پرتعدادند و اگر برنامه، سقفِ معامله و حسابِ کارمزد داشته باشند، اورترید نیستند. اورترید یعنی معامله‌ای که دلیلِ نوشته‌شده ندارد و از احساسِ لحظه می‌آید.

اورترید چقدر کارمزد روی دست ما می‌گذارد؟

در بورسِ سهامِ ایران هر خرید و فروشِ کامل حدودِ یک و ربع درصد کارمزد و مالیات دارد. اگر با ۱۰۰ میلیون تومان روزی دو بار خرید و فروش کنید، در یک ماه حدودِ ۵۰ میلیون تومان فقط کارمزد می‌دهید. این عدد مثال است، ولی حسابش واقعی است.

انتقام‌گیری از بازار چیست؟

یعنی بعد از یک ضرر، با عجله و معمولاً با حجمِ بزرگ‌تر معامله کنید تا ضرر را همان روز جبران کنید. این رفتار از عصبانیت می‌آید، نه تحلیل، و معمولاً ضرر را بزرگ‌تر می‌کند. قانونِ توقف بعد از دو ضرر بهترین داروی آن است.

روزی چند معامله برای یک تریدر مناسب است؟

عددِ ثابتی برای همه وجود ندارد و به سبک، بازار و کارمزد بستگی دارد. مهم این است که سقف را از قبل و در آرامش بگذارید و به آن پایبند بمانید. برای بیشترِ تازه‌کارها در بورس، چند معامله در هفته بسیار سالم‌تر از چند معامله در روز است.

آیا ژورنال معاملاتی به درمان اورترید کمک می‌کند؟

بله، خیلی زیاد. وقتی برای هر معامله دلیلِ ورود، نتیجه و حالِ روحی‌تان را بنویسید، بعد از چند هفته می‌بینید کدام معامله‌ها از برنامه آمده‌اند و کدام از هیجان. همین دیدن، بیشترِ معامله‌های بی‌دلیل را خودبه‌خود کم می‌کند.

جمع‌بندی

اورترید یعنی معامله‌کردنِ بیش از برنامه و بیش از توان، که بیشترِ وقت‌ها از هیجان می‌آید: انتقام‌گیری از بازار، فومو، اعتمادبه‌نفسِ زیاد یا بی‌حوصلگی. هزینه‌اش کارمزدِ سنگین، خستگیِ تصمیم و ضررهای بزرگ است.

درمانش هم پیچیده نیست، فقط انضباط می‌خواهد: برنامهٔ نوشته‌شده، سقفِ معاملهٔ روزانه، حدِ ضررِ روزانه، حجمِ ثابت و ژورنال. پس از همین امروز یک کار کنید: معامله‌های یک ماهِ گذشته‌تان را بشمارید و جمعِ کارمزدش را حساب کنید. همین یک عدد، شاید بهترین معلمِ شما باشد.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.