هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

الگوی کنج چیست؟ کنج صعودی و نزولی، هدف قیمتی و تفاوت با مثلث

فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. الگوی کنج چیست و چرا به آن «گوه» هم می‌گویند؟
  2. کنج صعودی و کنج نزولی چه فرقی دارند؟
  3. کنج صعودی (Rising Wedge)
  4. کنج نزولی (Falling Wedge)
  5. کنج الگوی بازگشتی است یا ادامه‌دهنده؟
  6. الگوی کنج را چطور درست رسم کنیم؟
  7. چرا قیمت خلافِ جهتِ کنج می‌شکند؟
  8. هدف قیمتی الگوی کنج چطور محاسبه می‌شود؟
  9. روشِ اول: ارتفاعِ کنج
  10. روشِ دوم: برگشت به شروعِ کنج
  11. روشِ سوم: هدفِ پله‌پله
  12. بیایید با هم حساب کنیم (عددها فرضی‌اند)
  13. شکستِ کنج را چطور تأیید کنیم؟
  14. حجم معاملات
  15. پولبک
  16. واگرایی
  17. الگوی کنج چقدر قابل اعتماد است؟
  18. تفاوت کنج و مثلث (و پرچم و کانال)
  19. الگوی کنج در بورس تهران: چیزهایی که کتاب‌ها نمی‌گویند
  20. شش اشتباهی که در معامله با کنج پول‌تان را می‌برد
  21. چک‌لیستِ پیش از معامله با کنج
  22. سوالات متداول
  23. جمع‌بندی
الگوی کنج چیست؟ کنج صعودی و نزولی، هدف قیمتی و تفاوت با مثلث

الگوی کنج (Wedge) یعنی قیمت بینِ دو خطِ هم‌جهت که کم‌کم به هم نزدیک می‌شوند گیر افتاده است. در کنج صعودی هر دو خط رو به بالا می‌روند و معمولاً قیمت رو به پایین می‌شکند. در کنج نزولی هر دو خط رو به پایین‌اند و معمولاً قیمت رو به بالا می‌شکند. کنج می‌گوید حرکتِ فعلی خسته شده است.

اسمِ این الگو کمی کلک دارد. خیلی‌ها کنجِ «صعودی» را می‌بینند و خیال می‌کنند وقتِ خرید است، در حالی که پیامش بیشتر وقت‌ها برعکس است. بیایید قدم‌به‌قدم ببینیم کنج را چطور بشناسیم، چطور بکشیم، هدفش را چطور حساب کنیم و کجا نباید به آن اعتماد کنیم.

الگوی کنج چیست و چرا به آن «گوه» هم می‌گویند؟

گوهٔ چوب‌شکنی را دیده‌اید؟ یک سرش پهن است و سرِ دیگرش تیز. کنج روی نمودار همین شکل را دارد. برای همین به آن «الگوی گوه» هم می‌گویند.

کنج این‌طور ساخته می‌شود. روی سقف‌های قیمت یک خط روند می‌کشیم؛ یعنی خطی که نوک‌های بالا را به هم وصل می‌کند. روی کف‌ها هم خطِ دیگری می‌کشیم. اگر هر دو خط به یک سمت بروند ولی با شیبِ متفاوت، طوری که فاصله‌شان تنگ شود، کنج داریم.

پیامِ اصلیِ کنج «خستگی» است. یک ماشین را در سربالایی تصور کنید. هنوز جلو می‌رود، ولی هر متر کندتر از متر قبل. قیمت در کنج هم هنوز در جهتِ قبلی می‌رود، اما هر موج کوتاه‌تر از موجِ پیش است. یعنی طرفی که قیمت را جلو می‌برد کم‌کم نفس کم می‌آورد.

یک کنجِ درست این چهار نشانه را دارد:

  • دو خطِ همگرا و هم‌جهت: همگرا یعنی به هم نزدیک می‌شوند. هر دو رو به بالا یا هر دو رو به پایین. اگر یکی بالا برود و یکی پایین، آن مثلث است، نه کنج.
  • دست‌کم پنج برخورد: معمولاً قیمت سه بار به یک خط و دو بار به خطِ دیگر می‌خورد. با دو نقطه هر خطی را می‌شود کشید؛ اعتبار از برخوردِ سوم می‌آید.
  • حجمِ رو به کاهش: حجم معاملات یعنی چند سهم در روز دست‌به‌دست شده است. در بیشترِ کنج‌ها حجم تا لحظهٔ شکست کم و کمتر می‌شود.
  • زمانِ کافی: روی نمودارِ روزانه، شکلی که کمتر از حدودِ سه هفته طول بکشد را معمولاً پرچمک می‌دانند، نه کنج.

پس کنج یعنی دو خطِ هم‌سو که به هم می‌رسند، با قیمتی که هر بار کم‌جان‌تر حرکت می‌کند.

کنج صعودی و کنج نزولی چه فرقی دارند؟

جوابِ کوتاه: جهتِ دو خط و جهتِ شکست. بیایید هر کدام را جدا ببینیم.

کنج صعودی (Rising Wedge)

در کنج صعودی سقف‌ها و کف‌ها هر دو بالاتر می‌روند. اما خطِ کف‌ها تندتر از خطِ سقف‌ها بالا می‌آید. به خطِ کف‌ها «حمایت» می‌گویند، چون قیمت رویش تکیه می‌کند؛ به خطِ سقف‌ها «مقاومت»، چون قیمت به آن می‌خورد و برمی‌گردد.

این یعنی خریداران هنوز قیمت را بالا می‌برند، ولی هر سقفِ تازه فقط کمی بالاتر از قبلی است. مثلِ بادکنکی که هنوز بادش می‌کنید ولی دیگر بزرگ‌تر نمی‌شود.

حواسمان باشد: «صعودی» دربارهٔ شکلِ کنج است، نه پیامش. کنج صعودی بیشتر وقت‌ها الگویی نزولی است. تأییدش هم وقتی است که قیمت زیرِ خطِ پایین بسته شود.

کنج نزولی (Falling Wedge)

در کنج نزولی سقف‌ها و کف‌ها هر دو پایین‌تر می‌آیند، ولی خطِ سقف‌ها تندتر پایین می‌آید. فروشندگان هنوز کفِ تازه می‌سازند، اما هر کف فقط کمی پایین‌تر از قبلی است. یعنی زورِ فروش دارد ته می‌کشد.

کنج نزولی معمولاً الگویی صعودی است و وقتی قیمت بالای خطِ بالا بسته شود، تأیید می‌شود.

مقایسهٔ کنج صعودی و کنج نزولی با جهت شکست و حجم معاملات کاهشی
کنج صعودی معمولاً رو به پایین و کنج نزولی معمولاً رو به بالا می‌شکند؛ حجم درونِ کنج کم می‌شود (نمودارِ مفهومی).

جدولِ زیر این دو را کنارِ هم گذاشته تا یک‌جا ببینید:

مقایسهٔ کنج صعودی و کنج نزولی
ویژگیکنج صعودیکنج نزولی
جهتِ دو خطهر دو رو به بالاهر دو رو به پایین
خطِ تندترخطِ کف‌ها (حمایت)خطِ سقف‌ها (مقاومت)
پیامِ معمولنزولیصعودی
شکستِ مورد انتظارزیرِ خطِ پایینبالای خطِ بالا
وقتی بازگشتی استآخرِ یک روندِ صعودیآخرِ یک روندِ نزولی
وقتی ادامه‌دهنده استاستراحتِ کوتاه وسطِ روندِ نزولیاستراحتِ کوتاه وسطِ روندِ صعودی
جای منطقیِ حد ضررکمی بالای آخرین سقفِ داخلِ کنجکمی زیرِ آخرین کفِ داخلِ کنج

اگر فقط یک چیز از این جدول یادتان بماند، این باشد: قیمت معمولاً خلافِ جهتِ نوکِ کنج می‌شکند. نوکِ کنج صعودی رو به بالاست، پس انتظارِ ریزش داریم. نوکِ کنج نزولی رو به پایین است، پس انتظارِ رشد.

کنج الگوی بازگشتی است یا ادامه‌دهنده؟

هر دو. الگوی بازگشتی یعنی روند را برمی‌گرداند؛ الگوی ادامه‌دهنده یعنی بعد از یک استراحت، روند را ادامه می‌دهد. در دسته‌بندیِ الگوهای قیمتی بیشترِ الگوها فقط یکی از این دو هستند. اما کنج از معدود الگوهایی است که نقشش را جایش در روند تعیین می‌کند، نه شکلش.

چهار حالت پیش می‌آید:

  • کنج صعودی آخرِ یک روندِ صعودیِ بلند: بازگشتی. بالا رفتن با موج‌های کوتاه‌شونده تمام می‌شود و شکستِ خطِ پایین شروعِ نزول است.
  • کنج صعودی وسطِ یک روندِ نزولی: ادامه‌دهنده. بعد از یک ریزشِ تند، قیمت کمی بالا می‌آید و نفس می‌گیرد، بعد دوباره پایین می‌رود.
  • کنج نزولی آخرِ یک روندِ نزولی: بازگشتی و یکی از نشانه‌های تمام‌شدنِ ریزش.
  • کنج نزولی وسطِ یک روندِ صعودی: ادامه‌دهنده. یک اصلاحِ آرام که با شکستِ خطِ بالا، دوباره راهِ صعود را باز می‌کند.

در نظریهٔ امواج الیوت هم کنج جای مشخصی دارد. الگویی به نامِ «مثلثِ قطریِ پایانی» (Ending Diagonal) که معمولاً در موجِ پنجم یا موجِ C دیده می‌شود، در عمل همان کنج است و پایانِ یک حرکتِ بزرگ را نشان می‌دهد.

پس پیش از اینکه دربارهٔ کنج نظر بدهید، اول ببینید روندِ قبلی چه بوده است.

الگوی کنج را چطور درست رسم کنیم؟

بیشترِ کنج‌های اشتباه از عجله در کشیدنِ خط‌ها می‌آیند. پیشنهادِ من این ترتیب است:

  1. روندِ قبلی را پیدا کنید. بی آن نمی‌دانید کنج بازگشتی است یا ادامه‌دهنده.
  2. سقف‌ها و کف‌های واقعی را علامت بزنید. فقط نقطه‌هایی که واقعاً نوک یا تهِ یک موج‌اند، نه هر خطِ نازکِ بالا و پایینِ شمع‌ها.
  3. دو خط بکشید و ببینید به هم نزدیک می‌شوند یا نه. اگر موازی‌اند، کانال دارید نه کنج. اگر از هم دور می‌شوند، «کنجِ انبساطی» است که رفتارِ دیگری دارد.
  4. برخوردها را بشمارید. کمتر از پنج برخورد یعنی الگو هنوز کامل نشده است.
  5. حجم را نگاه کنید. بهترین تأیید این است: حجمِ کم‌شونده درونِ کنج و جهشِ حجم در روزِ شکست.
  6. تایم فریم را درست انتخاب کنید. تایم فریم یعنی هر شمع روی نمودار نمایندهٔ چه مدتی است. کنجی که روی نمودارِ روزانه یا هفتگی ساخته شده، خیلی معتبرتر از کنجِ پانزده‌دقیقه‌ای است.

یک نکتهٔ ریز ولی مهم. هر شمع (کندل) یک تنهٔ پهن دارد و دو خطِ نازک بالا و پایینش که به آن «سایه» می‌گویند. خط‌های کنج را یا روی تنه‌ها بکشید یا روی سایه‌ها، ولی در کلِ الگو یکی را نگه دارید. اگر یک خط روی سایه باشد و دیگری روی تنه، نقطهٔ شکست جابه‌جا می‌شود.

چرا قیمت خلافِ جهتِ کنج می‌شکند؟

این سؤالی است که خیلی‌ها می‌پرسند: قیمت که دارد بالا می‌رود، چرا باید بریزد؟ جوابش در رفتارِ آدم‌هاست.

کنج صعودی را تصور کنید. خریداران هر بار قیمت را به سقفِ تازه می‌رسانند، اما سودِ هر موج کمتر می‌شود. کف‌ها تند بالا می‌آیند، چون تازه‌واردها از ترسِ جاماندن زودتر می‌خرند. کم‌کم بازار پر از خریدارِ دیرآمده می‌شود و خریدارِ تازه‌نفسی باقی نمی‌ماند. با اولین شکستِ خطِ پایین، همین دیرآمده‌ها می‌ترسند و می‌فروشند و فشارِ فروش بیشتر می‌شود.

در کنج نزولی ماجرا برعکس است. فروشندگان هنوز کف می‌سازند، ولی هر کف کم‌عمق‌تر است. یعنی کسانی که می‌خواستند بفروشند دارند تمام می‌شوند. وقتی خطِ بالا شکسته شود، کسانی که منتظرِ کفِ پایین‌تر بودند، مجبور می‌شوند با قیمتِ بالاتر بخرند.

پس کنج در واقع عکسِ یک بازارِ خسته است، نه بازارِ قوی.

هدف قیمتی الگوی کنج چطور محاسبه می‌شود؟

هدف قیمتی یعنی حدسِ اینکه قیمت بعد از شکست تا کجا ممکن است برود. هیچ روشی قطعی نیست، ولی سه روشِ رایج هست که بهتر است با هم دیده شوند.

روشِ اول: ارتفاعِ کنج

رایج‌ترین روش این است: فاصلهٔ دو خط را در پهن‌ترین جای کنج، یعنی ابتدای آن، اندازه بگیرید. بعد همان مقدار را از نقطهٔ شکست در جهتِ شکست اضافه یا کم کنید. در الگوی مثلث هم همین منطق به کار می‌رود.

روشِ دوم: برگشت به شروعِ کنج

این روش محتاط‌تر است. می‌گوید قیمت بعد از شکست دست‌کم به جایی برمی‌گردد که کنج از آن شروع شده بود. در کنج صعودی یعنی کفِ ابتدای الگو؛ در کنج نزولی یعنی سقفِ ابتدای الگو. اگر این نقطه زودتر از هدفِ روشِ اول می‌رسد، آن را هدفِ اول بگیرید.

روشِ سوم: هدفِ پله‌پله

توصیهٔ من این است که هدف را پله‌پله بگذارید. هدفِ اول آخرین سقف یا کفِ داخلِ کنج، هدفِ دوم شروعِ کنج، هدفِ سوم روشِ ارتفاع. در هر پله بخشی از سود را بردارید و حد ضرر را پشتِ قیمت بالا بیاورید. مثلِ کسی که از نردبان بالا می‌رود و پله‌های زیرِ پایش را محکم نگه می‌دارد.

بیایید با هم حساب کنیم (عددها فرضی‌اند)

فرض کنیم سهمی در یک کنج نزولی است. این عددها فقط برای یادگیری‌اند و به هیچ سهمِ واقعی ربط ندارند:

  1. در ابتدای کنج، خطِ بالا روی ۱۲٬۰۰۰ تومان است و خطِ پایین روی ۱۰٬۲۰۰ تومان. ارتفاع: ۱۲٬۰۰۰ منهای ۱۰٬۲۰۰ = ۱٬۸۰۰ تومان.
  2. پایین‌ترین کفِ داخلِ کنج ۸٬۴۰۰ تومان است.
  3. یک روز قیمت با حجمی بیشتر از معمول، بالای خطِ بالا و روی ۹٬۳۰۰ تومان بسته می‌شود. نقطهٔ شکست: ۹٬۳۰۰.
  4. هدف: ۹٬۳۰۰ به‌علاوهٔ ۱٬۸۰۰ = ۱۱٬۱۰۰ تومان. یعنی حدودِ ۱۹٪ بالاتر از نقطهٔ شکست.
  5. حد ضرر: کمی زیرِ پایین‌ترین کف، مثلاً ۸٬۳۰۰ تومان. حد ضرر یعنی قیمتی که اگر به آن رسید، بی‌معطلی می‌فروشید تا زیانِ بزرگ‌تر نکنید. اینجا ریسک ۱٬۰۰۰ تومان است، یعنی حدودِ ۱۱٪.
  6. نسبتِ سود به زیان: ۱٬۸۰۰ به ۱٬۰۰۰، یعنی ۱٫۸. به زبانِ ساده: در برابرِ هر ۱۰۰ تومانی که ممکن است از دست بدهید، امیدِ ۱۸۰ تومان سود دارید.
مثال محاسبه هدف قیمتی و حد ضرر در کنج نزولی با ارتفاع ۱۸۰۰ و نقطه شکست ۹۳۰۰ تومان
هدف = نقطهٔ شکست + ارتفاعِ پهن‌ترین بخشِ کنج؛ اعداد فرضی‌اند.

این نسبت چطور است؟ بد نیست. اگر زیرِ ۱٫۵ بود، یعنی برای هر ۱۰۰ تومان ریسک کمتر از ۱۵۰ تومان امید داشتید، توصیهٔ من این است که یا از این معامله بگذرید یا صبر کنید قیمت کمی برگردد تا با قیمتِ بهتری وارد شوید.

در کنج صعودی همین حساب برعکس است. ارتفاع را از نقطهٔ شکست کم می‌کنید و حد ضرر کمی بالای آخرین سقفِ داخلِ کنج می‌نشیند. در بورس ایران «فروشِ استقراضی» برای بیشترِ سهم‌ها در دسترس نیست؛ یعنی نمی‌شود سهمی را که ندارید قرض بگیرید و بفروشید تا از ریزش سود ببرید. برای همین کنج صعودی برای ما بیشتر علامتِ خروج یا سبک‌کردنِ سهم است تا علامتِ ورود.

پس پیش از هر معامله با کنج، این سه عدد را روی کاغذ بنویسید: هدف، حد ضرر و نسبتِ این دو.

شکستِ کنج را چطور تأیید کنیم؟

شکست فقط وقتی معتبر است که قیمت بیرونِ کنج بسته شود؛ یعنی قیمتِ آخرِ روز بیرون باشد. اینکه وسطِ روز سایهٔ شمع از خط بیرون بزند کافی نیست. سه ابزار کمک می‌کنند مطمئن‌تر شوید.

حجم معاملات

درونِ کنج حجم معمولاً کم می‌شود. در شکستِ رو به بالای کنج نزولی، جهشِ حجم خیلی مهم است. بی آن، احتمالِ شکستِ تقلبی بالاست. در شکستِ رو به پایینِ کنج صعودی حجم کمتر تعیین‌کننده است، چون قیمت گاهی از «سنگینیِ خودش» هم می‌ریزد.

پولبک

پولبک یعنی قیمت بعد از شکست یک بار برمی‌گردد و خطِ شکسته‌شده را از آن طرف لمس می‌کند. مثلِ کسی که از اتاق بیرون آمده و یک لحظه برمی‌گردد پشتِ در را نگاه کند. این برگشت فرصتِ ورودِ کم‌خطرتری است، به شرطی که قیمت دوباره به داخلِ کنج نرود. اگر کامل به داخل برگشت، یعنی شکست شکست خورده است.

واگرایی

کنج‌های بازگشتی اغلب با واگرایی در اندیکاتورها همراه‌اند. اندیکاتور یک ابزارِ حسابیِ کمکی روی نمودار است، مثلِ RSI یا MACD. واگرایی یعنی قیمت و اندیکاتور دو حرفِ مختلف بزنند. در کنج صعودی قیمت سقفِ بالاتر می‌سازد، ولی اندیکاتور سقفِ پایین‌تر؛ این واگراییِ منفی است. در کنج نزولی برعکس است و واگراییِ مثبت می‌سازد.

پس بهترین حالت وقتی است که سه چیز با هم جمع شوند: کنج، واگرایی و جهشِ حجم در روزِ شکست.

الگوی کنج چقدر قابل اعتماد است؟

خیلی جاها کنج را الگویی قوی معرفی می‌کنند. ولی بیایید صادق باشیم: آمار چیزِ دیگری می‌گوید. توماس بالکوفسکی (Thomas Bulkowski) هزاران الگوی نموداری را روی سهامِ آمریکا شمرده و این نتیجه‌ها را گزارش کرده است:

  • کنج صعودی حدودِ ۶۰٪ مواقع رو به پایین می‌شکند. یعنی تقریباً از هر پنج بار، دو بار همان چیزی که کتاب‌ها می‌گویند رخ نمی‌دهد.
  • کنج نزولی حدودِ ۶۸٪ مواقع رو به بالا می‌شکند؛ یعنی کمی بیشتر از دو بار از هر سه بار.
  • شکستِ رو به پایینِ کنج صعودی در فهرستِ او جزوِ ضعیف‌ترین‌هاست: زیاد خطا می‌کند و افتِ بعدش هم معمولاً کم است.
  • پولبک بعد از شکست خیلی رایج است، نزدیک به سه‌چهارمِ موارد، و معمولاً سودِ نهایی را کم می‌کند.
  • در بیشترِ کنج‌ها حجم تا لحظهٔ شکست کم‌شونده است.

این آمار مالِ بازارِ آمریکاست و عیناً به بورس تهران نمی‌رسد. اما درسش روشن است: کنج را به‌تنهایی مبنای معامله نکنید. صبر کنید قیمت بیرونِ الگو بسته شود، حد ضرر بگذارید و از ابزارِ تأییدکننده کمک بگیرید.

تفاوت کنج و مثلث (و پرچم و کانال)

کنج بیشتر از همه با مثلث اشتباه گرفته می‌شود. فرقِ اصلی در شیبِ خط‌هاست. در الگوی مثلث دو خط خلافِ هم شیب دارند یا یکی صاف و افقی است. در کنج هر دو خط هم‌جهت‌اند. همین فرقِ کوچک، انتظارِ ما را عوض می‌کند.

جدولِ زیر چهار الگوی شبیه را کنارِ هم می‌گذارد:

تفاوت الگوی کنج با مثلث، پرچم و کانال
الگوشکلِ دو خطپیامِ رایجمدتِ معمول
کنجهمگرا و هم‌جهتشکست خلافِ جهتِ کنجچند هفته تا چند ماه
مثلث متقارنهمگرا با شیبِ مخالفبیشتر ادامهٔ روندِ قبلیچند هفته تا چند ماه
مثلث صعودی یا نزولییک خطِ افقی و یک خطِ شیب‌دارشکست در جهتِ خطِ شیب‌دارچند هفته تا چند ماه
پرچم و پرچمکموازی یا همگرا، بعد از یک حرکتِ تندادامهٔ روندِ قبلیکوتاه، معمولاً زیرِ سه هفته
کانالموازینوسان درونِ کانال تا شکستبی محدودیتِ مشخص

اگر در تشخیص شک دارید، فقط یک سؤال از خودتان بپرسید: «هر دو خط به یک سمت می‌روند؟» اگر بله و به هم نزدیک می‌شوند، کنج است.

یک خویشاوندِ کمتر شناخته‌شده هم هست: کنجِ انبساطی. در آن دو خطِ هم‌جهت به‌جای نزدیک‌شدن از هم دور می‌شوند. این الگو نشانهٔ بازاری عصبی است که نوسانش هر روز بیشتر می‌شود، و قاعده‌های کنجِ معمولی دربارهٔ آن درست نیست. برای مرورِ الگوهای دیگر، بخشِ پنجمِ آموزشِ الگوهای قیمتی را هم ببینید.

الگوی کنج در بورس تهران: چیزهایی که کتاب‌ها نمی‌گویند

کتاب‌های تحلیل تکنیکال برای بازارهایی نوشته شده‌اند که سقف و کفِ روزانه ندارند. بورس ما چند تفاوت دارد که مستقیم روی کنج اثر می‌گذارد:

  • دامنهٔ نوسان و صف: در بورس تهران قیمتِ هر سهم در یک روز فقط تا حدِ مشخصی می‌تواند بالا یا پایین برود. برای همین وقتی کنجی می‌شکند، حرکت اغلب در قالبِ چند روز صفِ خرید یا فروش رخ می‌دهد. پس همیشه نمی‌شود دقیقاً روی نقطهٔ شکست خرید، و حد ضرر هم ممکن است با فاصله اجرا شود. مقدارِ پولی را که وارد می‌کنید با این واقعیت تنظیم کنید.
  • حجم را با خودِ همان سهم بسنجید: «حجمِ بالا» برای هر سهم معنای جدایی دارد. حجمِ روزِ شکست را با میانگین حجم ماه همان سهم مقایسه کنید، نه با یک عددِ ثابت.
  • نمودارِ تعدیل‌شده: وقتی شرکت افزایشِ سرمایه می‌دهد یا سودِ نقدی پخش می‌کند، قیمت یک‌باره پایین می‌آید و روی نمودار شکافی می‌افتد که ربطی به خرید و فروش ندارد. این شکاف خط‌های کنج را بی‌معنا می‌کند. پس کنج را روی نمودارِ تعدیل‌شده بکشید. تفاوت نمودار تعدیل‌شده و تعدیل‌نشده را جداگانه توضیح داده‌ام.
  • بازگشاییِ نماد: اگر نماد مدتی بسته بوده، شمعِ روزِ بازگشایی ممکن است بی هیچ شکستِ واقعی از کنج بیرون بزند. این را شکستِ معتبر حساب نکنید.
  • شاخص هم کنج می‌سازد: کنج روی شاخص کل بورس برای تصمیمِ کلی، مثلاً اینکه چه سهمی از پس‌اندازتان در سهام باشد، مفیدتر از کنج روی یک سهمِ کم‌معامله است.

پس در بورس تهران، کنج را با عینکِ همین بازار ببینید: صف، تعدیل و حجمِ نسبی.

شش اشتباهی که در معامله با کنج پول‌تان را می‌برد

  • خرید پیش از شکست: خیلی‌ها کنج نزولی را می‌بینند و پیش از شکست می‌خرند. اگر الگو با شکستِ خطِ پایین باطل شود، یک افتِ تند در راه است.
  • اشتباه گرفتن با کانال یا مثلث: دو خطِ تقریباً موازی کنج نیستند. اول مطمئن شوید که واقعاً به هم نزدیک می‌شوند.
  • حساب کردنِ هر سایه به‌عنوانِ برخورد: برخوردِ معتبر نوک یا تهِ یک موجِ واقعی است، نه هر تیزیِ کوچک.
  • ندیدنِ روندِ بزرگ‌تر: کنج نزولی وسطِ یک روندِ نزولیِ قوی روی نمودارِ هفتگی، شانسِ کمتری دارد.
  • غفلت از شکستِ تقلبی: قیمت گاهی خط را می‌شکند و زود برمی‌گردد. این همان تله گاوی یا تلهٔ خرسی است و تنها سپرِ شما در برابرش حد ضرر است.
  • هدفِ خیلی بلند: هدفِ روشِ ارتفاع سقفِ انتظار است، نه کفِ آن. آمار نشان می‌دهد بخشی از کنج‌ها به هدفِ کامل نمی‌رسند؛ پس سود را پله‌پله بردارید.

چک‌لیستِ پیش از معامله با کنج

پیش از هر تصمیم، این فهرست را یک بار مرور کنید. اگر جوابِ یکی «نه» است، عجله نکنید:

  1. روندِ قبلی را می‌دانم و می‌دانم کنج بازگشتی است یا ادامه‌دهنده.
  2. دو خط هم‌جهت‌اند، به هم نزدیک می‌شوند و دست‌کم پنج برخوردِ معتبر دارند.
  3. حجم درونِ کنج کم‌شونده بوده است.
  4. قیمت بیرونِ کنج بسته شده، نه فقط سایه‌اش بیرون زده.
  5. حجمِ روزِ شکست بیشتر از میانگینِ ماهانهٔ همان سهم است.
  6. واگرایی یا نشانهٔ تأییدِ دیگری دارم.
  7. حد ضرر و هدفِ اول و دوم را پیش از ورود نوشته‌ام.
  8. نسبتِ سود به زیان دست‌کم ۱٫۵ است.
  9. نمودار تعدیل‌شده است و شکست به خاطرِ بازگشاییِ نماد نیست.

اگر می‌خواهید الگوهای قیمتی را همراه با مدیریتِ ریسک، منظم و پشتِ سرِ هم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده است.

سوالات متداول

الگوی کنج چیست؟

الگوی کنج یا گوه از دو خطِ هم‌جهت روی سقف‌ها و کف‌های قیمت ساخته می‌شود که کم‌کم به هم نزدیک می‌شوند. این الگو نشان می‌دهد حرکتِ فعلی خسته شده و قیمت معمولاً خلافِ جهتِ نوکِ کنج از آن بیرون می‌زند.

تفاوت کنج صعودی و نزولی چیست؟

در کنج صعودی هر دو خط رو به بالا می‌روند و خطِ کف‌ها تندتر است؛ انتظارِ شکستِ رو به پایین داریم. در کنج نزولی هر دو خط رو به پایین‌اند و خطِ سقف‌ها تندتر است؛ انتظارِ شکستِ رو به بالا داریم.

کنج صعودی سیگنال خرید است یا فروش؟

کنج صعودی با وجودِ اسمش معمولاً الگویی نزولی است. بسته‌شدنِ قیمت زیرِ خطِ پایین علامتِ خروج یا سبک‌کردنِ سهم است. در بورس ایران که فروشِ استقراضی برای بیشترِ سهم‌ها نیست، کاربردِ اصلیِ آن تصمیمِ فروش است.

هدف قیمتی الگوی کنج چطور محاسبه می‌شود؟

فاصلهٔ دو خط را در پهن‌ترین جای کنج اندازه بگیرید و از نقطهٔ شکست در جهتِ شکست اضافه یا کم کنید. هدفِ محتاطانه‌تر، برگشتِ قیمت به شروعِ کنج است. بهتر است هدف را پله‌پله بگذارید و در هر پله بخشی از سود را بردارید.

تفاوت کنج و مثلث چیست؟

در کنج هر دو خط هم‌جهت‌اند، هر دو رو به بالا یا هر دو رو به پایین. در مثلث دو خط خلافِ هم شیب دارند یا یکی افقی است. کنج بیشتر خلافِ جهتِ خودش می‌شکند، ولی مثلث متقارن بیشتر روندِ قبلی را ادامه می‌دهد.

الگوی کنج بازگشتی است یا ادامه‌دهنده؟

هر دو. اگر کنج آخرِ یک روندِ بلند ساخته شود، بازگشتی است و روند را برمی‌گرداند. اگر وسطِ یک روند و بعد از یک حرکتِ تند مثلِ یک استراحت ظاهر شود، ادامه‌دهنده است. جایش در روند نقشش را تعیین می‌کند.

حد ضرر در الگوی کنج کجاست؟

در کنج نزولی حد ضرر کمی زیرِ آخرین کفِ داخلِ کنج است و در کنج صعودی کمی بالای آخرین سقفِ داخلِ کنج. اگر قیمت بعد از شکست کامل به داخلِ کنج برگشت، یعنی الگو باطل شده است.

الگوی کنج چقدر قابل اعتماد است؟

آمارِ گسترده روی سهامِ آمریکا نشان می‌دهد کنج‌ها تقریباً از هر سه تا پنج بار، یک تا دو بار در جهتِ مورد انتظار نمی‌شکنند. پس کنج را به‌تنهایی مبنای معامله نکنید و آن را با حجم، واگرایی و حد ضرر همراه کنید.

جمع‌بندی

الگوی کنج عکسِ حرکتی است که از درون خسته شده: کنج صعودی معمولاً به ریزش می‌رسد و کنج نزولی معمولاً به رشد. اعتبارش به چهار چیز است: دو خطِ هم‌جهت که واقعاً به هم نزدیک می‌شوند، دست‌کم پنج برخورد، حجمِ کم‌شونده و بسته‌شدنِ قیمت بیرونِ الگو.

پس دفعهٔ بعد که روی نمودار یک کنج دیدید، پیش از هر تصمیم سه عدد را بنویسید: هدف، حد ضرر و نسبتِ این دو. در بورس تهران هم صف، نمودارِ تعدیل‌شده و حجمِ نسبی را فراموش نکنید. تصمیمِ نهایی با خودتان است.

نویسنده

حامد ثقفی

از ۱۳۸۰ در بازار سرمایه کار می‌کند و از ۱۳۸۳ روی همین سایت می‌نویسد.

برای یادگیری با ترتیبدورهٔ تحلیلگری تکنیکالبرای یادگیری نمودارخوانی، روندها، نقاط ورود و خروج و ساختن یک چارچوب معاملاتی منظم.۹ ساعتجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.