هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

کسری بودجه چیست؟ علت‌ها، راه‌های جبران و اثرش بر تورم، دلار و بورس

فهرست مطالب۱۳ بخش
  1. کسری بودجه چیست؟ به زبانِ ساده
  2. دخل و خرجِ دولت از کجا می‌آید؟
  3. انواع کسری بودجه: همهٔ کسری‌ها یک‌جور نیستند
  4. چرا دولتِ ایران کسری بودجه دارد؟
  5. دولت کسری بودجه را چطور جبران می‌کند؟
  6. چرا کسری بودجه تورم‌زا است؟
  7. پایه پولی و نقدینگی را ساده بفهمیم
  8. کسری بودجه چه اثری بر دلار دارد؟
  9. کسری بودجه چه اثری بر بورس دارد؟
  10. طلا، سکه و کسری بودجه
  11. کسری بودجهٔ ۱۴۰۵ در یک نگاه
  12. خبرِ کسری بودجه را چطور بخوانیم؟ چک‌لیستِ پنج‌سؤالی
  13. چهار اشتباهِ رایج دربارهٔ کسری بودجه
  14. «کسری بودجه همیشه بد است»
  15. «چاپِ پول یعنی چاپِ اسکناس»
  16. «فروشِ اوراق هیچ هزینه‌ای ندارد»
  17. «کسری بودجه فقط مشکلِ دولت است»
  18. سوالات متداول
  19. جمع‌بندی
کسری بودجه چیست؟ علت‌ها، راه‌های جبران و اثرش بر تورم، دلار و بورس

کسری بودجه یعنی دولت در یک سال بیشتر از درآمدش خرج می‌کند. درست مثلِ خانواده‌ای که حقوقِ ماهش ۳۰ میلیون است ولی ۴۰ میلیون خرج دارد. آن ۱۰ میلیونِ کم را یا باید قرض کند، یا چیزی بفروشد، یا خرجش را کم کند. دولت هم همین راه‌ها را دارد. فقط وقتی سراغِ پولِ بانک مرکزی می‌رود، نتیجه‌اش را همهٔ ما در قیمتِ نان و دلار می‌بینیم.

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «چرا هر سال که می‌گذرد، با همان پول کمتر می‌شود خرید کرد؟» یکی از ریشه‌های اصلیِ این اتفاق در ایران همین کسری بودجه است. بیایید با هم، قدم‌به‌قدم، ببینیم کسری بودجه از کجا می‌آید، دولت چطور جبرانش می‌کند و چرا آخرش سرِ سفرهٔ مردم و در بورس و بازارِ دلار خودش را نشان می‌دهد.

کسری بودجه چیست؟ به زبانِ ساده

اول ببینیم بودجه یعنی چه. بودجهٔ عمومی یعنی دفترِ دخل و خرجِ دولت برای یک سال. دولت هر زمستان این دفتر را به شکلِ لایحه به مجلس می‌دهد. مجلس آن را بررسی و تصویب می‌کند و از اول فروردین اجرا می‌شود.

در این دفتر دو ستون هست. یک ستون می‌گوید دولت از کجا پول می‌گیرد. ستونِ دیگر می‌گوید پول را کجا خرج می‌کند. اگر ستونِ خرج بزرگ‌تر باشد، دولت کسری بودجه دارد. اگر برعکس باشد، به آن «مازاد بودجه» می‌گویند که در ایران کم پیش آمده است.

دخل و خرجِ دولت از کجا می‌آید؟

برای اینکه تصویرِ روشنی داشته باشیم، مهم‌ترین درآمدها و هزینه‌های دولت را کنار هم گذاشته‌ام.

مهم‌ترین درآمدها و هزینه‌های دولت در بودجه
درآمدهای دولت (دخل)هزینه‌های دولت (خرج)
مالیات (بر شرکت‌ها، حقوق، کالا و خدمات، واردات)حقوقِ کارمندان و مستمریِ بازنشستگان
درآمدِ فروشِ نفت و گازیارانه‌ها و کمک‌های معیشتی
سودی که شرکت‌های دولتی به دولت می‌دهندساختِ جاده، سد، مدرسه و بیمارستان (طرح‌های عمرانی)
عوارض، جریمه‌ها و درآمدهای دیگربازپرداختِ اصل و سودِ اوراقی که قبلاً فروخته

نکتهٔ مهم این است که خرج‌های ستونِ راست «چسبنده»اند. یعنی حقوق و مستمری را نمی‌شود ماهِ بعد نصف کرد. ولی درآمدِ نفت با یک تحریم یا افتِ قیمتِ جهانی ناگهان کم می‌شود. پس دولتِ ایران همیشه در خطرِ کسری بودجه است.

انواع کسری بودجه: همهٔ کسری‌ها یک‌جور نیستند

وقتی در خبرها عددِ کسری بودجه را می‌شنوید، اول بپرسید منظور کدام کسری است. چون دولت و کارشناسان گاهی از چند تعریفِ مختلف حرف می‌زنند و عددها خیلی با هم فرق می‌کنند.

انواع کسری بودجه و معنای سادهٔ هرکدام
نوع کسریبه زبانِ سادهچقدر نگران‌کننده است؟
کسری تراز عملیاتیدرآمدهای جاری (بیشترش مالیات) کمتر از هزینه‌های جاری (بیشترش حقوق و یارانه) استزیاد؛ یعنی دولت حتی خرجِ روزمره‌اش را درنمی‌آورد
کسری ساختاریحتی در سال‌های خوب هم کسری هست، چون ساختارِ دخل و خرج ایراد داردخیلی زیاد؛ خودبه‌خود درست نمی‌شود
کسری ادواریدر رکود، مالیات کم می‌شود و کسری پیدا می‌شود؛ با رونق برطرف می‌شودکمتر؛ موقتی است
کسری موقت یا فصلیدرآمد دیر می‌رسد ولی خرج زود است، مثلاً مالیاتِ آخرِ سالکم؛ با قرضِ کوتاه‌مدت جبران می‌شود

در ایران بیشترِ بحث‌ها دربارهٔ کسری تراز عملیاتی است. این همان عددی است که نشان می‌دهد دولت برای حقوقِ همین ماه هم پولِ کافی ندارد. پس هر وقت این عدد بزرگ شد، باید حواسمان جمع باشد.

چرا دولتِ ایران کسری بودجه دارد؟

کسری بودجه در ایران یک دلیلِ واحد ندارد. چند علت دست به دستِ هم داده‌اند و سال‌هاست تکرار می‌شوند:

  • وابستگی به درآمدِ نفت. بخشِ بزرگی از درآمدِ دولت از فروشِ نفت است. تحریم، افتِ قیمتِ جهانی یا سخت‌شدنِ برگشتِ پولِ نفت، یک‌شبه این درآمد را کم می‌کند.
  • برآوردِ خوش‌بینانه. در لایحهٔ بودجه گاهی درآمدی نوشته می‌شود که از اول معلوم است کامل نمی‌رسد. روی کاغذ کسری کوچک است، در عمل بزرگ.
  • هزینه‌های جاریِ سنگین. حقوقِ تعدادِ زیادی کارمند، کمک به صندوق‌های بازنشستگی که خودشان کسری دارند، و یارانه‌ها هر سال بزرگ‌تر می‌شوند.
  • یارانهٔ پنهانِ انرژی. بنزین، گاز و برق ارزان‌تر از هزینهٔ واقعی‌شان فروخته می‌شوند. این فاصله را کسی می‌پردازد؛ آخرش بودجه.
  • درآمدِ مالیاتیِ ناکافی. فرار مالیاتی، معافیت‌های زیاد و رکود باعث می‌شود مالیات کمتر از هدف جمع شود.
  • شرکت‌ها و بانک‌های دولتیِ زیان‌ده. وقتی ضرر می‌کنند، به‌جای سود دادن به دولت، از دولت کمک می‌خواهند.

پس کسری بودجه در ایران بیشتر «ساختاری» است، نه اتفاقی. برای همین هر سال با یک اسمِ تازه برمی‌گردد.

دولت کسری بودجه را چطور جبران می‌کند؟

به همان مثالِ خانواده برگردیم. خانواده‌ای که ماهی ۱۰ میلیون کم می‌آورد، چهار راه دارد: قرض از فامیل، فروشِ سکه‌ها یا ماشین، کار بیشتر برای درآمدِ بیشتر، یا کم‌کردنِ خرج. دولت هم همین راه‌ها را دارد، فقط با اسم‌های رسمی‌تر:

  1. استقراض از بانک مرکزی. سریع‌ترین و خطرناک‌ترین راه. دولت از بانک مرکزی پول می‌گیرد و چون این پول قبلاً وجود نداشته، عملاً پول خلق می‌شود. یک شکلِ رایجش «تنخواه» است؛ یعنی قرضِ کوتاه‌مدتی تا سقفی که قانون تعیین کرده، که قرار است تا آخرِ سال برگردد. اگر برنگردد، همان اثرِ چاپِ پول را دارد.
  2. استقراض غیرمستقیم از راهِ بانک‌ها. دولت به بانک‌های دولتی فشار می‌آورد که وامِ تکلیفی بدهند یا اوراقش را بخرند. بانک‌ها هم وقتی پول کم بیاورند، از بانک مرکزی قرض می‌گیرند. یعنی همان پولِ تازه، از درِ پشتی.
  3. فروشِ اوراق بدهی دولت. دولت از مردم و نهادها قرض می‌گیرد و قول می‌دهد چند سال بعد با سود پس بدهد. مهم‌ترینِ این اوراق اسناد خزانهٔ اسلامی (اخزا) و اوراق مرابحه‌اند که در بورس و فرابورس هم معامله می‌شوند.
  4. برداشت از صندوق توسعهٔ ملی. این صندوق قرار بوده پس‌اندازِ نفتیِ نسل‌های بعد باشد. خرج‌کردنش برای حقوقِ امروز یعنی خوردنِ سرمایهٔ فردا.
  5. فروشِ دارایی‌های دولت. واگذاریِ سهامِ شرکت‌های دولتی، فروشِ ساختمان و زمین. صندوق‌های واسطه‌گریِ دولتی مثلِ «دارا یکم» هم از همین جنس بودند.
  6. افزایشِ درآمد. مالیاتِ بیشتر، گرفتنِ مالیات از کسانی که نمی‌دادند، یا گران‌کردنِ حامل‌های انرژی.
  7. کم‌کردنِ هزینه یا عقب‌انداختنِ پرداخت. بودجهٔ عمرانی را کامل نمی‌دهد، پولِ پیمانکار دیر می‌رسد و طرح‌ها نیمه‌کاره می‌مانند.

هیچ‌کدام از این راه‌ها مجانی نیست. سؤالِ درست این است: هزینه‌اش را چه کسی، کِی و چطور می‌پردازد؟ جدولِ زیر همین را خلاصه کرده است.

مقایسهٔ راه‌های جبرانِ کسری بودجه
راهِ جبرانسرعتاثر بر تورمهزینه را چه کسی می‌دهد؟
استقراض از بانک مرکزیخیلی سریعشدیدهمهٔ مردم، از راهِ گرانی (مالیاتِ پنهان)
استقراض از بانک‌هاسریعزیاد، با کمی تأخیرهمهٔ مردم و متقاضیانِ وام که وام گیرشان نمی‌آید
فروشِ اوراق بدهیمتوسطکم در کوتاه‌مدتدولت‌های بعدی و مالیات‌دهندگانِ آینده؛ نرخ سود بالا می‌رود
برداشت از صندوق توسعهٔ ملیسریعمتوسط (ارز باید به ریال تبدیل شود)نسل‌های بعد
فروشِ دارایی‌هاکندکمدولت دارایی‌اش را از دست می‌دهد؛ یک‌بار مصرف است
مالیات و اصلاحِ قیمتِ انرژیکندکوتاه‌مدت بالا، بلندمدت پایین‌ترمالیات‌دهندگان و مصرف‌کنندگان، شفاف و مستقیم
کم‌کردنِ هزینهمتوسطکاهشیپیمانکاران، طرح‌های عمرانی و کیفیتِ خدماتِ عمومی

یک نکتهٔ قانونی هم بدانید. بعد از تصویبِ قانونِ تازهٔ بانک مرکزی در سال ۱۴۰۲، استقراضِ مستقیمِ دولت از بانک مرکزی خطِ قرمز اعلام شده است. ولی راه‌های غیرمستقیم، مثلِ فشار به بانک‌ها یا تبدیلِ ارزِ صندوق توسعه به ریال، هنوز همان اثر را دارند. پس اسم عوض شده، ولی باید ببینیم پولِ تازه ساخته می‌شود یا نه.

چرا کسری بودجه تورم‌زا است؟

جواب کوتاه: چون وقتی کسری با پولِ تازه پر می‌شود، مقدارِ پول زیاد می‌شود ولی مقدارِ کالا نه. پس هر تومان، کالای کمتری می‌خرد. این همان تورم است.

بگذارید با مثالی بگویم که در کلاس‌هایم زیاد زده‌ام. فرض کنید یک لیوان شیر دارید. حالا نصفش را در لیوانِ دیگری بریزید و هر دو را با آب پر کنید. الان دو لیوان دارید. آیا ارزشِ این دو لیوان بیشتر شد؟ نه. فقط آبکی‌تر شد. پولی که بی پشتوانهٔ تولید زیاد شود، دقیقاً همین شیرِ آب‌قاطی است.

زنجیرهٔ کسری بودجه: استقراض، رشد پایه پولی و نقدینگی، تورم، گرانی دلار و هجوم به طلا
کسری بودجه وقتی با پول تازه پر شود، از راه پایه پولی و نقدینگی به تورم، دلار و طلا می‌رسد.

پایه پولی و نقدینگی را ساده بفهمیم

دو اصطلاح در این بحث زیاد می‌شنوید. پایه پولی یعنی پولی که خودِ بانک مرکزی ساخته؛ مثلِ «مایهٔ خمیر». نقدینگی یعنی کلِ پولی که دستِ مردم و در حساب‌های بانکی است؛ مثلِ «نانی» که از آن خمیر پخته می‌شود.

چرا نان از خمیر بزرگ‌تر است؟ چون بانک‌ها با هر تومانِ پایه پولی چند بار وام می‌دهند. پولِ وام دوباره به حسابِ کسِ دیگری می‌رود و دوباره بخشی از آن وام داده می‌شود. به این چندبرابرشدن «ضریب فزاینده» می‌گویند.

بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنیم دولت ۱۰۰ همت کسری را با پولِ بانک مرکزی پر کند. همت یعنی هزار میلیارد تومان. پایه پولی ۱۰۰ همت بزرگ‌تر می‌شود. اگر ضریب فزاینده را ۷ فرض کنیم، نقدینگی می‌تواند تا حدودِ ۷۰۰ همت بزرگ‌تر شود. این عددها فقط مثال‌اند، ولی منطق همین است: یک قرضِ کوچک در بانک مرکزی، موجِ بزرگی در کلِ اقتصاد می‌سازد.

زنجیره را کوتاه ببینیم: کسری بودجه بیشتر می‌شود؛ دولت پولِ تازه می‌گیرد؛ پایه پولی بالا می‌رود؛ نقدینگی چند برابر آن رشد می‌کند؛ پولِ بیشتری دنبالِ همان مقدار کالا می‌گردد؛ در نتیجه قیمت‌ها بالا می‌روند. برای دیدنِ تصویرِ بزرگ‌تر، مقالهٔ اقتصاد کلان و اثرش بر بورس را هم بخوانید.

پس اگر کسی پرسید چرا کسری بودجه تورم‌زا است، جوابش این است: خودِ کسری تورم نمی‌سازد؛ راهِ پرکردنش تورم می‌سازد. کسری‌ای که با مالیات یا کم‌کردنِ خرج جبران شود، تورمِ چندانی نمی‌سازد. کسری‌ای که با پولِ بانک مرکزی جبران شود، می‌سازد.

کسری بودجه چه اثری بر دلار دارد؟

دلار در ایران فقط یک ارز نیست؛ دماسنجِ اعتمادِ مردم است. کسری بودجه از سه راه به دلار می‌رسد:

  1. از راهِ تورم. وقتی ریال در داخل ارزش از دست می‌دهد ولی دلار در آمریکا تورمِ کمی دارد، فاصله باید جایی جبران شود. این جبران معمولاً با گران‌شدنِ دلار اتفاق می‌افتد، گاهی آرام و گاهی با یک جهش.
  2. از راهِ ارزِ نفتی. دولت گاهی برای پرکردنِ کسری، ارزِ نفتی یا ارزِ صندوق توسعه را می‌فروشد تا ریال بگیرد. در کوتاه‌مدت این فروش دلار را آرام نگه می‌دارد. ولی ذخیره بی‌نهایت نیست؛ وقتی کم شود، فشارِ عقب‌افتاده یکجا خودش را نشان می‌دهد.
  3. از راهِ انتظار. مردم خبرها را می‌خوانند. خبرِ «کسری سنگین» یعنی انتظارِ چاپِ پول؛ انتظارِ چاپِ پول یعنی هجوم به دلار و طلا برای حفظِ ارزشِ پول. گاهی خودِ این انتظار، زودتر از هر عددی، قیمت را بالا می‌برد.

البته دلار در ایران فقط از کسری بودجه اثر نمی‌گیرد. تحریم، مذاکره و اتفاق‌های سیاسی هم سهمِ بزرگی دارند. برای اینکه بدانید چرا در ایران چند نرخِ دلار داریم، مقالهٔ قیمت دلار و تنوع نرخ ارز در ایران را ببینید. قیمتِ روز را هم همیشه از صفحهٔ قیمت دلار امروز بگیرید؛ آنجا نمودارِ دلار از ۱۳۵۹ هم هست و می‌توانید جهش‌ها را کنارِ سال‌های کسریِ سنگین ببینید.

پس دفعهٔ بعد که خبرِ کسری بودجه را شنیدید، فقط به عدد نگاه نکنید. بپرسید دولت قرار است این کسری را از کجا پر کند. جوابِ همین سؤال بیشتر از خودِ عدد دربارهٔ دلارِ آینده حرف دارد.

کسری بودجه چه اثری بر بورس دارد؟

اثرِ کسری بودجه بر بورس دولبه است. یعنی هم می‌تواند قیمتِ سهم‌ها را بالا ببرد و هم پایین بیاورد. بستگی دارد دولت از کدام راه کسری را پر کند.

راه‌هایی که کسری بودجه از آن‌ها به بورس می‌رسد
کانالچه اتفاقی می‌افتد؟اثر بر بورس
تورم و رشدِ نقدینگیقیمتِ محصولِ شرکت‌ها و ارزشِ دارایی‌هایشان به ریال بالا می‌رودمعمولاً مثبت، به‌خصوص برای شرکت‌های صادراتی و دارایی‌محور
فروشِ سنگینِ اوراق بدهیدولت برای فروشِ اوراق باید سودِ بیشتری بدهد؛ نرخ سود بالا می‌رودمنفی؛ پول از سهام به سمتِ اوراقِ کم‌ریسک می‌رود
مالیات و عوارضِ بیشترسودِ خالصِ شرکت‌ها کم می‌شود؛ نرخِ خوراک، عوارضِ صادراتی یا سهمِ دولت بالا می‌رودمنفی برای همان صنایع
قیمت‌گذاریِ دستوریدولت برای مهارِ تورم، قیمتِ محصولاتی مثلِ خودرو یا دارو را نگه می‌داردمنفی برای شرکت‌هایی که ضرر می‌کنند
فروشِ سهامِ دولتی در بورسعرضهٔ سهام زیاد می‌شود و پولِ بازار جذبِ آن می‌شودفشارِ فروش در کوتاه‌مدت

نقشِ نرخ سود را دست‌کم نگیرید. وقتی اوراق دولتی سودِ بالایی بدهند، خیلی‌ها می‌گویند چرا ریسکِ سهام را بپذیرم؟ برای همین بازده اخزا را «نرخ بدون ریسک» بازار می‌دانند. اگر می‌خواهید این رابطه را دقیق بفهمید، مقاله‌های نرخ بهره و اثرش بر بازار سرمایه و انواع اوراق با درآمد ثابت را بخوانید.

یک تجربهٔ تلخ را هم همه به یاد داریم. در سال ۱۳۹۹ یکی از سیاست‌های دولت برای تأمینِ مالی، فروشِ سهامِ دولتی در بورس بود. بازار در آن سال ابتدا رشدِ شدیدی کرد و بعد ریزش سنگینی داشت. نمی‌گویم فقط کسری بودجه علتش بود، ولی نشان داد بورس هم می‌تواند ابزارِ جبرانِ کسری شود. روندِ شاخص در آن سال‌ها را در صفحهٔ شاخص کل بورس امروز می‌توانید ببینید.

پس در بورس، کسری بودجه را یک خبرِ خوب یا بد نبینید. ببینید دولت امسال بیشتر اوراق می‌فروشد، مالیات می‌گیرد یا پول خلق می‌کند. هرکدام، سهمِ متفاوتی را برنده یا بازنده می‌کند.

طلا، سکه و کسری بودجه

چرا در سال‌هایی که کسری بودجه سنگین است، مردم سراغِ طلا می‌روند؟ چون طلا چیزی دارد که پول ندارد: چاپ نمی‌شود. همیشه می‌گویم: «طلا فاسد نمی‌شود، خراب نمی‌شود، استهلاک ندارد.» و هیچ دولتی هم نمی‌تواند با دستگاهِ چاپ، طلای بیشتری بسازد.

وقتی نقدینگی بالا می‌رود، مردم برای حفظِ ارزشِ پولشان دنبالِ پناهگاه می‌گردند. طلا و سکه از قدیمی‌ترین پناهگاه‌های خانواده‌های ایرانی است؛ از سکهٔ عید گرفته تا طلای جهیزیه. برای همین رشدِ نقدینگی، دیر یا زود، در قیمتِ طلا هم دیده می‌شود. قیمتِ امروز را در صفحهٔ قیمت طلا امروز ببینید.

ولی حواسمان باشد. طلا در کوتاه‌مدت می‌تواند گران‌تر از ارزشِ واقعی‌اش شود، یعنی حباب داشته باشد. اگر وقتی همه از ترسِ تورم هجوم آورده‌اند بخرید، ممکن است گران بخرید. من در دورهٔ صفر تا صد سرمایه‌گذاری در طلا نشان داده‌ام چطور پیش از خرید، ارزشِ واقعیِ طلای سکه و شمش را خودتان حساب کنید و حباب را بسنجید.

کسری بودجهٔ ۱۴۰۵ در یک نگاه

عددهای کسری بودجهٔ امسال، بسته به اینکه چه کسی و با چه تعریفی حساب کند، خیلی فرق می‌کنند. طبقِ ارقامی که از لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۵ در رسانه‌ها منتشر شد، کسری تراز عملیاتی حدودِ ۶۰۰ همت برآورد شده بود. برخی تحلیلگران عددِ کمتری گفته‌اند و برخی گزارش‌ها با حسابِ منابعِ دیگر، عددِ بزرگ‌تری.

این عدد را به زندگی ترجمه کنیم. ۶۰۰ همت یعنی ۶۰۰ هزار میلیارد تومان. اگر آن را بر حدودِ ۹۰ میلیون ایرانی تقسیم کنیم، به هر نفر نزدیکِ ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان می‌رسد. برای یک خانوادهٔ چهارنفره یعنی حدودِ ۲۷ میلیون تومان. اگر این شکاف با پولِ تازه پر شود، این همان مبلغی است که از راهِ گرانی، بی‌آنکه قبضی بیاید، از جیبِ خانواده‌ها برداشته می‌شود.

دو خبرِ دیگر هم تا شهریور ۱۴۰۵ منتشر شد که نشان می‌دهد شکاف ممکن است بزرگ‌تر شود. مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار داده بود که بخشی از درآمدِ نفتیِ پیش‌بینی‌شده محقق نمی‌شود. گزارش‌ها هم از این حکایت داشتند که درآمدِ مالیاتیِ پنج ماهِ اولِ سال حدودِ ۳۰٪ کمتر از هدف بوده است. عددهای دقیق تا پایانِ سال عوض می‌شوند؛ مهم، جهتِ آن‌هاست.

خبرِ کسری بودجه را چطور بخوانیم؟ چک‌لیستِ پنج‌سؤالی

خبرهای بودجه پر از عدد و اصطلاح‌اند و آدم را گیج می‌کنند. هر وقت خبری دربارهٔ کسری بودجه خواندید، این پنج سؤال را از خودتان بپرسید:

  • کدام کسری؟ کسری تراز عملیاتی است یا کلِ بودجه؟ با صندوق توسعه یا بدونِ آن؟
  • از کجا پر می‌شود؟ اوراق، مالیات، صندوق توسعه، یا پولِ بانک مرکزی و بانک‌ها؟
  • رشدِ پایه پولی و نقدینگی چه شده؟ اگر گزارش‌های بانک مرکزی رشدِ تند نشان می‌دهند، تورم در راه است.
  • نرخ سودِ اوراق چه می‌کند؟ بالا رفتنِ سودِ اخزا یعنی دولت برای قرض گرفتن به زحمت افتاده و رقیبِ سهام قوی‌تر شده.
  • درآمدِ نفت و مالیات طبقِ برنامه می‌رسد؟ هر عقب‌افتادگی یعنی کسریِ بزرگ‌تر در ماه‌های بعد.

پس لازم نیست اقتصاددان باشید. با همین پنج سؤال، از نصفِ کسانی که در تلویزیون دربارهٔ بودجه حرف می‌زنند، تصویرِ روشن‌تری خواهید داشت.

چهار اشتباهِ رایج دربارهٔ کسری بودجه

«کسری بودجه همیشه بد است»

نه. کسری‌ای که در دورهٔ رکود برای ساختِ جاده و نیروگاه پیش می‌آید و با قرضِ شفاف پر می‌شود، می‌تواند اقتصاد را راه بیندازد. مشکل وقتی است که کسری برای خرجِ روزمره باشد و با پولِ تازه پر شود.

«چاپِ پول یعنی چاپِ اسکناس»

نه. امروز بیشترِ پولِ تازه اصلاً کاغذی نیست. یک عدد در حسابِ دولت یا بانک‌ها بالا می‌رود. برای همین است که می‌گویند بی چاپِ حتی یک اسکناس هم نقدینگی می‌تواند دو برابر شود.

«فروشِ اوراق هیچ هزینه‌ای ندارد»

دارد. اوراق قرضی است که با سود باید پس داده شود؛ یعنی کسریِ امروز به بودجهٔ سال‌های بعد منتقل می‌شود. اگر هم بانک‌ها اوراق را بخرند و بعد از بانک مرکزی قرض بگیرند، اثرش به چاپِ پول نزدیک می‌شود.

«کسری بودجه فقط مشکلِ دولت است»

کاش این‌طور بود. وقتی کسری با پولِ تازه پر می‌شود، هزینه‌اش را کسانی بیشتر می‌دهند که پولشان نقد است: حقوق‌بگیرها، بازنشسته‌ها و کسانی که پس‌اندازشان در بانک است. برای همین فکر کردن دربارهٔ این‌که پولم را کجا سرمایه‌گذاری کنم، در اقتصادِ ما یک انتخاب نیست، یک ضرورت است.

سوالات متداول

کسری بودجه چیست؟

کسری بودجه یعنی هزینه‌های دولت در یک سال بیشتر از درآمدهایش باشد. دولت این فاصله را با قرض گرفتن، فروش اوراق و دارایی، برداشت از صندوق توسعهٔ ملی، مالیات بیشتر یا کم‌کردن هزینه‌ها جبران می‌کند.

دولت کسری بودجه را چطور جبران می‌کند؟

راه‌های اصلی استقراض از بانک مرکزی و بانک‌ها، فروش اوراق بدهی مثل اخزا، برداشت از صندوق توسعهٔ ملی، فروش سهام و اموال دولتی، افزایش مالیات و قیمت انرژی، و کاهش یا تأخیر در هزینه‌هاست. هزینهٔ هر راه را گروه متفاوتی می‌پردازد.

چرا کسری بودجه تورم‌زا است؟

چون اگر کسری با پول بانک مرکزی پر شود، پایه پولی بالا می‌رود و بانک‌ها آن را چند برابر می‌کنند. نقدینگی زیاد می‌شود ولی کالا نه. پس پول بیشتری دنبال همان کالاها می‌گردد و قیمت‌ها بالا می‌روند.

کسری بودجه چه اثری بر قیمت دلار دارد؟

کسری بودجه از راه تورم، انتظار چاپ پول و کم‌شدن ذخیرهٔ ارزی دولت، دلار را گران‌تر می‌کند. فروش ارز نفتی برای جبران کسری ممکن است در کوتاه‌مدت دلار را آرام نگه دارد، ولی فشار را فقط به تعویق می‌اندازد.

کسری بودجه برای بورس خوب است یا بد؟

دولبه است. تورم ناشی از آن قیمت اسمی سهام را بالا می‌برد، ولی فروش سنگین اوراق با سود بالا، مالیات و عوارض بیشتر و قیمت‌گذاری دستوری به سهام فشار می‌آورد. باید دید دولت کسری را از کدام راه پر می‌کند.

فرق پایه پولی و نقدینگی چیست؟

پایه پولی پولی است که بانک مرکزی ساخته است. نقدینگی کل پولی است که دست مردم و در حساب‌های بانکی است. بانک‌ها با وام‌دادن، هر واحد پایه پولی را چند برابر می‌کنند؛ به این نسبت ضریب فزاینده می‌گویند.

کسری تراز عملیاتی یعنی چه؟

یعنی درآمدهای جاری دولت، که بیشترش مالیات است، از هزینه‌های جاری مثل حقوق، مستمری و یارانه کمتر باشد. این مهم‌ترین شاخص سلامت بودجه در ایران است، چون نشان می‌دهد دولت حتی خرج روزمره‌اش را درنمی‌آورد.

آیا فروش اوراق بدهی تورم ایجاد نمی‌کند؟

در کوتاه‌مدت اثر تورمی آن خیلی کمتر از استقراض از بانک مرکزی است، چون پول موجود جابه‌جا می‌شود. ولی کسری را به سال‌های بعد منتقل می‌کند، نرخ سود را بالا می‌برد و اگر بانک‌ها با پول بانک مرکزی اوراق بخرند، تورم‌زا می‌شود.

در دوره کسری بودجه سنگین پول را کجا نگه داریم؟

توصیهٔ خرید نمی‌کنم، ولی پول نقد در دوره رشد نقدینگی ارزش از دست می‌دهد. مردم معمولاً سراغ دارایی‌هایی مثل طلا، سهام و اوراقی می‌روند که بازدهشان به تورم نزدیک باشد. ترکیب سبد را با توجه به ریسک‌پذیری خودتان انتخاب کنید.

جمع‌بندی

کسری بودجه یعنی دولت بیشتر از دخلش خرج می‌کند. خودِ این فاصله فاجعه نیست؛ راهِ پرکردنش است که سرنوشتِ قیمت‌ها را می‌سازد. اگر با مالیاتِ شفاف و کم‌کردنِ خرج جبران شود، دردش کمتر است. اگر با پولِ بانک مرکزی و بانک‌ها پر شود، تورم و دلارِ گران‌تر را به همراه دارد. اگر با اوراق پر شود، نرخ سود بالا می‌رود و بورس رقیبِ تازه‌ای پیدا می‌کند.

پس دفعهٔ بعد که در خبرها عددِ کسری بودجه را شنیدید، نگران یا بی‌تفاوت نشوید. آن پنج سؤالِ چک‌لیست را بپرسید و ببینید پولِ تازه ساخته می‌شود یا نه. اگر هم دوست دارید ریشه‌های گرانی را عمیق‌تر بشناسید، مقالهٔ سرمایه‌گذاری در دوران رکود تورمی قدمِ خوبِ بعدی است. تصمیمِ نهایی دربارهٔ پولتان، مثلِ همیشه، با خودتان.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.