هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

تحلیل تکنیکال یا بنیادی؟ فرق دو روش و بهترین روش انتخاب سهام

فهرست مطالب۱۱ بخش
  1. فرق تحلیل تکنیکال و بنیادی در یک نگاه
  2. تحلیل بنیادی چیست و به چه پرسشی جواب می‌دهد؟
  3. تحلیلگرِ بنیادی با چه ابزاری کار می‌کند؟
  4. تحلیل تکنیکال چیست و به چه پرسشی جواب می‌دهد؟
  5. تابلوخوانی: روشی که در بورس ایران خیلی جدی است
  6. هدف از تحلیل چیست؟ داستانِ دو سرمایه‌گذار
  7. اول: جادوی سودِ مرکب
  8. دوم: سرمایهٔ بزرگ نمی‌تواند موج‌سواری کند
  9. سوم: آرامشِ خیال
  10. چهارم: هزینهٔ فرصت
  11. تحلیل تکنیکال بهتر است یا بنیادی؟ این چهار پرسش را از خودتان بپرسید
  12. برای مبتدی کدام بهتر است؟
  13. کدام برای کوتاه‌مدت مناسب است؟
  14. محدودیت‌های هر روش در بورس ایران
  15. گیرهای تحلیل تکنیکال در بورس ایران
  16. گیرهای تحلیل بنیادی در بورس ایران
  17. ترکیب دو روش: بهترین روش انتخاب سهام
  18. ترکیب تحلیل بنیادی و تکنیکال، قدم‌به‌قدم
  19. یک مثالِ عددی (فرضی)
  20. شش اشتباهِ رایج در انتخاب بین تحلیل تکنیکال و بنیادی
  21. چک‌لیستِ پیش از خریدِ هر سهم
  22. سوالات متداول
  23. جمع‌بندی
بهترین روش انتخاب سهام

تحلیل تکنیکال یا بنیادی؟ جوابِ کوتاه این است: هیچ‌کدام به‌تنهایی بهتر نیست، چون هر کدام به یک پرسشِ جدا جواب می‌دهد. تحلیل بنیادی می‌گوید چه سهمی ارزشِ خرید دارد. تحلیل تکنیکال می‌گوید کی و با چه قیمتی بخرید یا بفروشید. برای همین، بهترین روش انتخاب سهام ترکیبِ هر دو است.

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «بالاخره بنیادی یاد بگیرم یا تکنیکال؟» این دعوا در بورس خیلی قدیمی است. تکنیکالی‌ها گاهی می‌گویند وضعِ شرکت مهم نیست، فقط نمودار را ببین. بنیادی‌ها هم می‌گویند نمودار خط‌خطیِ بی‌معناست. من بعد از بیش از بیست سال کار در بازار سرمایه به یک قاعدهٔ ساده رسیده‌ام: سهم را بنیادی انتخاب کنید، اما تکنیکال بخرید. بیایید با هم ببینیم این جمله یعنی چه.

فرق تحلیل تکنیکال و بنیادی در یک نگاه

اول یک تصویرِ کلی بدهم. اگر وقت ندارید همهٔ متن را بخوانید، همین جدول و بخشِ «ترکیبِ دو روش» برای‌تان کافی است.

مقایسهٔ تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در بورس ایران
معیارتحلیل بنیادیتحلیل تکنیکال
پرسشِ اصلیاین شرکت واقعاً چقدر می‌ارزد؟قیمت به کدام طرف می‌رود و کی وارد شوم؟
به چه نگاه می‌کند؟صورت‌های مالی، گزارشِ فروشِ ماهانه، وضعِ صنعت، دلار و تورمنمودارِ قیمت، حجمِ معاملات، رفتارِ خریدارها و فروشنده‌ها
آخرِ کار به چه می‌رسد؟ارزش ذاتی و فهرستی از سهم‌های ارزانقیمتِ ورود، حدِ ضرر و هدفِ قیمتی
افق زمانیماه‌ها تا سال‌هاچند روز تا چند ماه
ابزارهاسایت کدال، نسبت‌های مالی، روش‌های ارزش‌گذاریخطِ روند، حمایت و مقاومت، اندیکاتور، الگوهای قیمتی
وقتِ روزانهکم؛ بیشترِ کار ماهی یا فصلی یک بار استزیاد؛ باید مدام بازار را ببینید
یادگیریکندتر؛ کمی حسابداری و اقتصاد می‌خواهدشروعش سریع‌تر است، ولی انضباطش دیر می‌آید
بیشترین خطا از کجا می‌آید؟تغییرِ ناگهانیِ شرایط: دلار، قیمت‌گذاری دستوری، تحریمنشانهٔ کاذب و رعایت نکردنِ حدِ ضرر
نقطهٔ ضعفزمان را نمی‌گوید؛ سهمِ خوب ممکن است مدت‌ها درجا بزندبه کیفیتِ شرکت کاری ندارد؛ روی سهمِ ضعیف هم سیگنال می‌دهد
مناسبِ چه کسی؟کارمند و شاغل، سرمایهٔ بزرگ، سرمایه‌گذارِ بلندمدتمعامله‌گرِ فعال و نوسان‌گیر با وقتِ زیاد

پس این دو رقیبِ هم نیستند؛ دو نیمهٔ یک کارند. یکی جنس را انتخاب می‌کند، دیگری وقتِ خرید را.

تحلیل بنیادی چیست و به چه پرسشی جواب می‌دهد؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند تحلیل بنیادی یعنی یک عالمه فرمولِ پیچیده. ولی اصلش خیلی ساده است. با یک مثال روشنش کنم.

فرض کنید می‌خواهید در نصفِ مغازهٔ یکی از آشناها شریک شوید. چه می‌کنید؟ اول می‌پرسید چه می‌فروشد و ماهی چقدر می‌فروشد. بعد می‌پرسید از هر فروش چقدر سود می‌ماند. بعد می‌پرسید جنس‌ها چند روزه فروش می‌روند و پولشان کی وصول می‌شود.

بعد سراغِ هزینه‌ها می‌روید. اجاره چقدر است؟ چقدر بدهی دارد؟ این همه جنسِ توی انبار واقعاً فروش می‌رود یا فقط پول را خوابانده؟

و مهم‌ترین پرسش: در برابرِ پولی که می‌گذارید، سالی چقدر سود می‌برید؟ این سود دست‌کم از سودِ بانک و تورم بیشتر است یا نه؟ تحلیل بنیادی دقیقاً همین پرسش‌ها را دربارهٔ یک شرکتِ بورسی می‌پرسد. آخرِ کار هم به یک عدد می‌رسد: قیمتِ منصفانهٔ هر سهم.

تحلیلگرِ بنیادی با چه ابزاری کار می‌کند؟

  • صورت‌های مالی: یعنی کارنامهٔ شرکت؛ چقدر فروخته، چقدر خرج کرده، چقدر سود کرده و چه دارد و چه بدهکار است. آشنایی با صورت‌های مالی قدمِ اولِ هر تحلیلِ بنیادی است.
  • گزارش‌های ماهانه و فصلی در کدال: کدال سایتی است که شرکت‌های بورسی موظف‌اند گزارش‌هایشان را آنجا منتشر کنند؛ از فروشِ ماهانه تا تصمیم‌های مجمع.
  • نسبت‌های مالی: مثلاً EPS یعنی سودِ هر سهم در سال. P/E یعنی قیمتِ سهم چند برابرِ سودِ سالانه‌اش است؛ به زبانِ ساده، اگر سود ثابت بماند، چند سال طول می‌کشد پولتان برگردد.
  • اقتصادِ کلان: دلار، تورم، نرخِ سودِ بانکی، قیمتِ جهانیِ کالاها و تصمیم‌های دولت.

هدفِ همهٔ این‌ها رسیدن به ارزش ذاتی است، یعنی قیمتی که سهم واقعاً می‌ارزد. اگر قیمتِ بازار پایین‌تر از آن باشد، سهم ارزان است. اگر بالاتر باشد، گران است؛ هر قدر هم نمودارش قشنگ باشد. پس بنیادی مثلِ کارشناسِ ماشین است: به شما می‌گوید این ماشین چند می‌ارزد، نه اینکه فردا گران‌تر می‌شود یا ارزان‌تر.

تحلیل تکنیکال چیست و به چه پرسشی جواب می‌دهد؟

تحلیل تکنیکال کشیدنِ خط‌های عجیب و پیش‌گویی با الگوهای جادویی نیست. تحلیل تکنیکال رفتارِ آدم‌ها را در بازار مطالعه می‌کند. می‌خواهد ببیند خریدارها و فروشنده‌ها معمولاً کجا دست به کار می‌شوند.

یک مثالِ فرضی بزنم. سهمی چند بار تا حدودِ ۴٬۰۰۰ تومان پایین آمده و هر بار خریدارها آمده‌اند و بالایش برده‌اند. ولی هر بار که به حدودِ ۵٬۰۰۰ تومان رسیده، فروشنده‌ها زیاد شده‌اند و پایینش آورده‌اند. آن عددِ ۴٬۰۰۰ تومان جادو نیست. ذهنِ خریدارهایی است که آن قیمت را «ارزان» می‌دانند.

به این کفِ قیمت «حمایت» و به آن سقف «مقاومت» می‌گویند؛ دربارهٔ‌شان در مقالهٔ حمایت و مقاومت مفصل نوشته‌ام. مثلِ میوه‌فروشیِ محل است: همه می‌دانند هندوانه کیلویی فلان قدر «ارزان» است و آن‌جا صف می‌کشند، و بالاتر از یک قیمت دیگر کسی نمی‌خرد.

پس هدفِ تکنیکال فهمیدنِ خودِ نمودار نیست؛ فهمیدنِ ذهنیتی است که نمودار را می‌سازد. ابزارهایش روند، حمایت و مقاومت، حجمِ معاملات، الگوهای قیمتی و اندیکاتورهاست. اندیکاتور یعنی یک محاسبهٔ ریاضی روی قیمت و حجم که به شکلِ خط یا نمودارِ کمکی نشان داده می‌شود.

تابلوخوانی: روشی که در بورس ایران خیلی جدی است

در بورس ایران یک روشِ سوم هم رایج است: تابلوخوانی. تابلوخوان کاری به نمودار ندارد. به تابلوی معاملاتِ همان روز نگاه می‌کند: پولِ حقیقی، یعنی پولِ آدم‌های معمولی نه شرکت‌ها و صندوق‌ها، وارد شد یا خارج؟ صفِ خرید هست یا صفِ فروش؟ حجمِ امروز نسبت به میانگین حجم ماه چقدر است؟

تابلوخوانی را می‌شود خویشاوندِ کوتاه‌مدتِ تکنیکال دانست. هر دو به رفتارِ معامله‌گرها نگاه می‌کنند، نه به ارزشِ شرکت.

قیف انتخاب سهم: فیلتر بنیادی برای انتخاب و تحلیل تکنیکال برای زمان خرید
بنیادی می‌گوید چه بخرید، تکنیکال می‌گوید کی بخرید.

هدف از تحلیل چیست؟ داستانِ دو سرمایه‌گذار

چه بنیادی کار کنید و چه تکنیکال، هدف یکی است: سودِ بیشتر. ولی همین هدفِ ساده برای آدم‌های مختلف معنای متفاوتی دارد. این دو نفر را ببینید (عددها فقط مثال‌اند):

آقای الف سهمی را ۱٬۰۰۰ تومان می‌خرد و ۱٬۴۰۰ تومان می‌فروشد؛ یعنی ۴۰٪ سود. با پولش سراغِ سهمِ بعدی می‌رود و همین کار را تکرار می‌کند.

خانم ب همان سهم را می‌خرد و نگه می‌دارد. قیمت سالی به‌طورِ میانگین ۲۰٪ بالا می‌رود و بعد از ده سال به حدودِ ۶٬۲۰۰ تومان می‌رسد. او سودِ نقدیِ هر سال را هم دوباره سهم می‌خرد، پس تعدادِ سهم‌هایش هم سالی حدودِ ۲۰٪ زیاد می‌شود. نتیجه؟ بعد از ده سال دارایی‌اش حدودِ ۳۸ برابر شده است.

هر دو سود کرده‌اند، ولی بهترین روش انتخاب سهام برای این دو یکی نیست. آقای الف دنبالِ سهمی است که زود جهش کند؛ ابزارش تکنیکال و تابلوخوانی است. خانم ب دنبالِ شرکتی است که آرام و پیوسته رشد کند و سودِ نقدیِ خوبی بدهد؛ ابزارش بنیادی است.

شاید فکر کنید آقای الف اگر چند بار در سال همین ۴۰٪ را تکرار کند، حتماً برنده است. ولی روشِ خانم ب چهار مزیت دارد که معمولاً دیده نمی‌شود.

اول: جادوی سودِ مرکب

سودِ مرکب یعنی سود روی سود. اگر هر سال ۲۰٪ سود کنید، بعد از ۳۰ سال سودتان «۲۰ ضرب در ۳۰» نیست. سرمایه‌تان ۱٫۲ به توانِ ۳۰ می‌شود، یعنی حدودِ ۲۳۷ برابر. مثلِ گلوله‌برفی که هر چه پایین‌تر می‌غلتد، تندتر بزرگ می‌شود.

بیایید با ۱۰ میلیون تومان حساب کنیم:

اثرِ یک درصد بازدهِ بیشتر در ۳۰ سال (مثالِ اسمی با ۱۰ میلیون تومان)
بازدهِ سالانهضریبِ رشد در ۳۰ سالسرمایهٔ نهایی
۲۰٪حدودِ ۲۳۷ برابرحدودِ ۲٫۳۷ میلیارد تومان
۲۱٪حدودِ ۳۰۴ برابرحدودِ ۳٫۰۴ میلیارد تومان
۴۰٪حدودِ ۲۴٬۲۰۰ برابرحدودِ ۲۴۲ میلیارد تومان

می‌بینید؟ فقط یک درصد اختلاف، حدودِ ۶۷۰ میلیون تومان فرق می‌سازد. برای همین برای خانم ب شرکتی که فقط سالی یک درصد بهتر از رقیبش رشد کند، خیلی می‌ارزد.

یک نکته را هم صادقانه بگویم: این عددها اسمی‌اند. در تورمِ بالای ایران، سودِ ۲۰٪ ممکن است در عمل یعنی عقب افتادن از تورم. ولی منطقِ سودِ مرکب عوض نمی‌شود. پس سودِ بلندمدت و پیوسته از نوسان‌های کوتاه‌مدت بهتر است.

دوم: سرمایهٔ بزرگ نمی‌تواند موج‌سواری کند

با چند ده میلیون تومان راحت می‌شود نوسان‌گیری کرد. ولی با چند ده میلیارد نه. فرض کنید بخواهید دمای یک قطره آب را با یک دماسنجِ بزرگِ خانگی بگیرید. همین که دماسنج به قطره بخورد، دمای قطره عوض می‌شود و عددِ غلط می‌خوانید.

سرمایهٔ بزرگ در بازار همان دماسنج است. نمی‌تواند سوارِ موج شود، چون خودش موج درست می‌کند. خریدش قیمت را بالا می‌برد و فروشش صفِ فروش می‌سازد. برای همین مدیرانِ صندوق‌های سرمایه‌گذاری بیشتر به تحلیل بنیادی و کمّی تکیه می‌کنند.

سوم: آرامشِ خیال

خانم ب شغلِ دیگری دارد، به کارهای خانه می‌رسد و بچه‌هایش مدرسه می‌روند. نمی‌تواند هر شب پای نمودار بنشیند و صبح تا ظهر سهم بخرد و بفروشد. برای او بهترین روش انتخاب سهام روشی است که وقتِ زیادی نگیرد و خواب را از چشمش نبرد.

بهترین روش انتخاب سهام
برای خیلی‌ها، سودِ کمتر اما آرامشِ بیشتر، مطلوبیتِ بالاتری دارد.

چهارم: هزینهٔ فرصت

هزینهٔ فرصت یعنی چیزی که برای انجامِ یک کار از دست می‌دهید. فرض کنید خانم ب ۲۰۰ میلیون تومان سرمایه دارد و در یک سالِ خوب ۵۰٪ سود می‌گیرد. می‌شود ۱۰۰ میلیون تومان در سال، یعنی حدودِ ۸ میلیون تومان در ماه.

این در سالِ خوب است؛ سالِ بد ممکن است ضرر هم بدهد. حالا اگر قرار باشد برای این عدد کارش را رها کند و هر روز ساعت‌ها پای تابلو بنشیند، حسابش جور درنمی‌آید. نوسان‌گیری بد نیست، ولی شغلِ تمام‌وقت است، نه سرگرمیِ عصرانه. پس خانم ب ترجیح می‌دهد سرِ کارش بماند و با وقتِ کم، سهمِ خوب بخرد و صبر کند.

تحلیل تکنیکال بهتر است یا بنیادی؟ این چهار پرسش را از خودتان بپرسید

جوابِ «کدام تحلیل بهتر است» به خودِ شما بستگی دارد، نه به روش‌ها. این چهار پرسش را صادقانه جواب بدهید:

  1. پولم را برای چه مدتی کنار گذاشته‌ام؟ اگر برای سه تا پنج سال، بنیادی. اگر می‌خواهید چند هفته‌ای جابه‌جا شوید، تکنیکال.
  2. روزی چقدر وقت دارم؟ اگر کمتر از یک ساعت، معاملهٔ روزانه با تکنیکال برای شما نیست.
  3. سرمایه‌ام چقدر است؟ هر چه بزرگ‌تر باشد، ورود و خروجِ سریع سخت‌تر می‌شود و وزنِ بنیادی بیشتر.
  4. اخلاقم چطور است؟ اگر می‌توانید افتِ ۲۰ درصدیِ یک سهمِ خوب را بی‌دلهره تحمل کنید، بنیادی. اگر ترجیح می‌دهید با حدِ ضررِ مشخص زود بیرون بیایید، تکنیکال.

جوابِ این پرسش‌ها را که کنار هم بگذارید، معمولاً یکی از این چهار وضعیت درمی‌آید:

کدام تحلیل برای کدام سرمایه‌گذار مناسب‌تر است؟
وضعیتِ شماروشِ اصلیروشِ کمکی
شاغل، با افقِ بیش از یک سالبنیادیتکنیکالِ ساده برای زمانِ خرید
معامله‌گرِ فعال با وقتِ آزادتکنیکال و تابلوخوانیبنیادی برای کنار گذاشتنِ سهم‌های پرخطر
تازه‌کار در ماه‌های اولبنیادیِ سادهشناختِ روند و حمایت و مقاومت
سرمایهٔ بزرگبنیادی و کمّیتکنیکال برای خریدِ پله‌ای

می‌بینید که در هیچ ردیفی فقط یک روش نیست. فرقشان در این است که کدام اصلی است و کدام کمکی.

برای مبتدی کدام بهتر است؟

توصیهٔ من به تازه‌کار این است که با پایه‌های بنیادی شروع کند. سهم یعنی شراکت در یک کسب‌وکار. سودآوری مهم است. قیمتِ بالا یعنی مردم انتظارِ زیادی از آن شرکت دارند. بعد روند و حمایت و مقاومت را یاد بگیرد.

مبتدی‌ای که فقط تکنیکال یاد می‌گیرد، معمولاً روی سهم‌های کوچک و پرنوسان سیگنال می‌گیرد و زودتر ضرر می‌کند. مبتدی‌ای که فقط بنیادی یاد می‌گیرد، سهمِ خوب را در اوجِ هیجان و گران می‌خرد.

کدام برای کوتاه‌مدت مناسب است؟

برای معامله‌های چند روزه تا چند هفته‌ای، تکنیکال و تابلوخوانی ابزارِ اصلی‌اند. در این مدتِ کوتاه، قیمت بیشتر از هیجان و جریانِ پول اثر می‌گیرد تا از صورت‌های مالی.

ولی حتی نوسان‌گیر هم بهتر است سهم‌های زیان‌ده یا پربدهی را از فهرستش خط بزند. پس در کوتاه‌مدت، نگاهِ بنیادی کارِ کمربندِ ایمنی را می‌کند: رانندگی را آن انجام نمی‌دهد، ولی موقعِ تصادف جانتان را نجات می‌دهد.

محدودیت‌های هر روش در بورس ایران

بیشترِ مطالبی که دربارهٔ این دو روش می‌خوانید، ترجمه از بازارهای خارجی است. ولی بورس ایران قاعده‌های خودش را دارد و هر دو روش را تحتِ تأثیر می‌گذارد.

گیرهای تحلیل تکنیکال در بورس ایران

  • دامنهٔ نوسانِ محدود: یعنی قیمتِ هر سهم در یک روز فقط تا سقف و کفِ مشخصی می‌تواند بالا و پایین برود. این بازه در سال‌های اخیر بارها عوض شده است. نتیجه‌اش صف‌های چند روزه و پرش‌های قیمتی است که الگوهای کلاسیک را به هم می‌ریزد.
  • صفِ خرید و فروش: وقتی سهم چند روز در صف است، نمودار عرضه و تقاضای واقعی را نشان نمی‌دهد. حدِ ضرر هم گاهی اجراشدنی نیست، چون خریداری نیست که به او بفروشید.
  • سهم‌های کم‌معامله: روی سهمی که روزانه معاملهٔ کمی دارد، چند سفارشِ بزرگ می‌تواند الگوی دروغین بسازد.
  • حجم مبنا: حجم مبنا حداقلِ معامله‌ای بود که باید انجام می‌شد تا قیمتِ سهم کامل جابه‌جا شود. از اول دی ۱۴۰۴ حجم مبنا برای نمادهای بورس و فرابورس یک سهم شد و عملاً از میان رفت. این قاعده‌ها زیاد عوض می‌شوند؛ همیشه آخرین اطلاعیهٔ رسمیِ بورس را ببینید.

گیرهای تحلیل بنیادی در بورس ایران

  • وابستگی به دلار: سودِ خیلی از شرکت‌ها، از پتروشیمی تا فولاد، به نرخِ ارز گره خورده است. یک تصمیمِ ارزی می‌تواند ارزش ذاتی را یک‌شبه جابه‌جا کند.
  • قیمت‌گذاری دستوری: وقتی دولت نرخِ خوراک یا سقفِ قیمتِ فروش یا عوارضِ صادرات را عوض می‌کند، همهٔ حساب‌وکتابِ تحلیلگر به هم می‌ریزد.
  • تورمِ بالا: در تورمِ بالا، سودی که در دفترِ شرکت نوشته می‌شود با سودِ واقعی فاصله دارد. مقایسهٔ P/E سهم‌های ایرانی با بازارهای خارجی هم گمراه‌کننده است.
  • ریزشِ کلِ بازار: وقتی کلِ بازار می‌ریزد، سهمِ خوب هم پایین می‌آید. یک نگاه به نمودارِ شاخص کل بورس نشان می‌دهد حالِ کلِ بازار چقدر روی تک‌سهم‌ها اثر دارد.

پس هیچ‌کدام از دو روش در بورس ایران بی‌عیب نیست. همین یکی از دلیل‌های من برای ترکیبِ آن‌هاست.

ترکیب دو روش: بهترین روش انتخاب سهام

بهترین روش از نظرِ من همان است که اول گفتم: سهم را بنیادی انتخاب کنید، اما تکنیکال بخرید. از میانِ صدها شرکتِ بورسی، اگر با نگاهِ بنیادی جلو بروید، به ۱۰ تا ۲۰ نماد می‌رسید که ارزشِ خرید دارند. بعد باید تصمیم بگیرید کدام ۵ تا ۱۰ نماد را و با چه قیمتی بخرید. اینجاست که تکنیکال به کار می‌آید.

تکنیکال به شما می‌گوید روندِ سهم و بازار مثبت است یا نه. می‌گوید اگر کمی صبر کنید، با همین پول سهمِ بیشتری می‌خرید یا نه. و می‌گوید اگر عجله نکنید، فرصت از دست می‌رود یا نه.

مثلِ کسی که می‌خواهد ماشین بخرد. اول دربارهٔ مدل‌ها تحقیق می‌کند و مدلِ مناسبش را پیدا می‌کند؛ این بنیادی است. بعد صبر می‌کند و چند جا قیمت می‌گیرد تا بهترین قیمت و زمان را پیدا کند؛ این تکنیکال است.

صادقانه بگویم: این روش ضرر را صفر نمی‌کند. ولی احتمالِ «خریدِ سهمِ بد با قیمتِ بد» را خیلی کم می‌کند. جزئیاتِ کارِ خودم را در روش من در انتخاب سهم نوشته‌ام.

ترکیب تحلیل بنیادی و تکنیکال، قدم‌به‌قدم

  1. غربالِ بنیادی: شرکت‌هایی را جدا کنید که چند سال پشتِ سرِ هم سود داده‌اند، بدهی‌شان زیاد نیست و از کارِ اصلی‌شان پولِ نقد درمی‌آورند. گزارش‌های فروشِ ماهانه را هم در سایت کدال ببینید.
  2. قیمت‌گذاری: برای هر سهم حدس بزنید منصفانه چقدر می‌ارزد. فقط سهم‌هایی را نگه دارید که قیمتِ امروزشان دست‌کم ۲۰ تا ۳۰ درصد پایین‌تر از این عدد است. این فاصله «حاشیهٔ اطمینان» است؛ اگر کمی اشتباه حساب کرده باشید، جلوی ضررِ بزرگ را می‌گیرد.
  3. فهرستِ کوتاه: ۱۰ تا ۲۰ سهم کافی است. فهرستِ بلندتر را نمی‌شود درست دنبال کرد.
  4. نگاهِ تکنیکال: روندِ سهم را ببینید، نزدیکی به حمایت، شکستنِ مقاومت و رفتارِ حجم را. سهمی را که تند دارد پایین می‌آید فعلاً نخرید؛ صبر کنید نشانهٔ برگشت بدهد.
  5. خریدِ پله‌ای و حدِ ضرر: یک‌جا نخرید؛ در دو یا سه نوبت بخرید. حدِ ضرر یعنی قیمتی که اگر سهم به آن رسید، قبول می‌کنید اشتباه کرده‌اید و می‌فروشید. این قیمت را پیش از خرید روی کاغذ بنویسید.
  6. بازبینیِ فصلی: هر بار که گزارشِ مالیِ تازه آمد، حسابتان را دوباره بسنجید. وقتِ فروش وقتی است که قیمت به ارزشِ منصفانه رسیده یا داستانِ شرکت عوض شده است.

یک مثالِ عددی (فرضی)

بیایید با هم یک مثال را حساب کنیم. فرض کنید با تحلیل بنیادی به این نتیجه رسیده‌اید که سهمِ «الف» منصفانه ۱۲٬۰۰۰ تومان می‌ارزد. قیمتِ امروزش ۹٬۰۰۰ تومان است؛ یعنی حدودِ ۲۵٪ ارزان‌تر از ارزشش. تا اینجا خبرِ خوبی است.

ولی نمودار می‌گوید سهم هنوز دارد پایین می‌آید و حمایتِ مهمش حدودِ ۸٬۲۰۰ تومان است. پس به جای خریدِ یک‌جا در ۹٬۰۰۰ تومان، صبر می‌کنید.

سهم به ۸٬۳۰۰ تومان می‌رسد و با حجمِ خوب از حمایت برمی‌گردد؛ نوبتِ اول را می‌خرید. بعد سهم خطِ روندِ نزولی را در ۸٬۷۰۰ تومان می‌شکند؛ نوبتِ دوم را می‌خرید. میانگینِ خریدتان حدودِ ۸٬۵۰۰ تومان می‌شود.

این جدول نشان می‌دهد هر عدد را کدام تحلیل به شما داده است:

مثالِ فرضیِ ترکیبِ بنیادی و تکنیکال برای سهمِ «الف»
موردعدداز کدام تحلیل؟
ارزشِ منصفانه۱۲٬۰۰۰ تومانبنیادی
میانگینِ خریدحدودِ ۸٬۵۰۰ تومانتکنیکال (برگشت از حمایت و شکستِ روند)
حدِ ضرر۷٬۷۰۰ تومان (حدودِ ۹٪ ضرر)تکنیکال (کمی زیرِ حمایت)
هدفِ قیمتی۱۱٬۵۰۰ تا ۱۲٬۰۰۰ تومان (حدودِ ۳۵ تا ۴۱٪ سود)بنیادی
نسبتِ ریسک به بازدهحدودِ ۱ به ۴ترکیبِ هر دو

یعنی اگر اشتباه کرده باشید، حدودِ ۸۰۰ تومان از هر سهم ضرر می‌کنید. اگر درست گفته باشید، حدودِ ۳٬۰۰۰ تا ۳٬۵۰۰ تومان سود می‌برید؛ تقریباً چهار برابرِ ضررِ احتمالی. به این مقایسه نسبت ریسک به ریوارد می‌گویند.

حالا تصور کنید همان روزِ اول در ۹٬۰۰۰ تومان خریده بودید. با افت تا ۸٬۳۰۰ تومان نزدیکِ ۸٪ ضرر می‌دیدید و شاید از ترس می‌فروختید؛ درست در کفِ قیمت. پس ترکیبِ دو روش هم جوابِ «چه بخرم» را داد و هم جوابِ «کی بخرم» را.

شش اشتباهِ رایج در انتخاب بین تحلیل تکنیکال و بنیادی

  • عوض کردنِ روش وسطِ کار: رایج‌ترین اشتباهی که دیده‌ام همین است. سهم را با سیگنالِ تکنیکال می‌خرند، به حدِ ضرر می‌رسد و ناگهان می‌گویند «سهمِ بنیادی است، نگه می‌دارم». با هر روشی خریدید، با همان روش بفروشید.
  • تکنیکال روی سهمِ کم‌معامله: نمودارِ سهمی که خریدار و فروشندهٔ کمی دارد، رفتارِ جمعیت را نشان نمی‌دهد؛ رفتارِ چند نفر را نشان می‌دهد.
  • بنیادی بدونِ توجه به زمان: سهمِ ارزانی که دو سال درجا بزند، در تورمِ بالا عملاً ضرر داده است. ارزان بودن کافی نیست؛ دلیلی هم برای رشد لازم است.
  • دادهٔ کهنه: تحلیل با گزارشِ مالیِ پارسال، وقتی دلار و قیمتِ محصول عوض شده، شما را به نتیجهٔ غلط می‌رساند.
  • اندیکاتورِ زیاد: پنج اندیکاتورِ شبیهِ هم روی یک نمودار، پنج نظرِ جدا نیست؛ یک نظر است که پنج بار تکرار شده.
  • خریدنِ سیگنال به جای یاد گرفتن: سیگنال‌فروش نه دلیلِ خرید را می‌گوید و نه زمانِ فروش را. اگر وقتِ یادگیری ندارید، صندوق‌های سهامی راهِ منطقی‌تری است، چون مدیرِ صندوق کارِ انتخاب را برای‌تان می‌کند.

پس بیشترِ ضررها از خودِ روش نیست؛ از بی‌انضباطی در اجرای آن است.

چک‌لیستِ پیش از خریدِ هر سهم

این چک‌لیست را پیش از هر خرید جلوی خودتان بگذارید. اگر جلوی همه‌اش تیک نخورد، عجله نکنید.

  • شرکت در چند سالِ اخیر سود داده و سودش از کارِ اصلی‌اش آمده، نه از فروشِ زمین و ساختمان.
  • P/E سهم را با سهم‌های هم‌گروه و با گذشتهٔ خودش مقایسه کرده‌ام.
  • آخرین گزارشِ فروشِ ماهانه و گزارشِ مالیِ میان‌دوره‌ای را در کدال خوانده‌ام.
  • می‌دانم سودِ شرکت به چه چیزی حساس است: دلار، قیمتِ جهانی یا نرخِ خوراک.
  • روندِ سهم و نزدیک‌ترین حمایت و مقاومت را روی نمودار پیدا کرده‌ام.
  • حجمِ معاملاتِ روزانه آن‌قدر هست که بتوانم راحت بخرم و بفروشم.
  • حدِ ضرر و هدفِ قیمتی را پیش از خرید روی کاغذ نوشته‌ام.
  • همهٔ پولم را روی یک سهم نگذاشته‌ام.

اگر می‌خواهید هر دو روش را منظم و با مثال‌های بورس ایران یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل بنیادی و دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال را ببینید.

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال بهتر است یا بنیادی؟

هیچ‌کدام به‌تنهایی بهتر نیست. تحلیل بنیادی می‌گوید چه سهمی ارزش خرید دارد و برای سرمایه‌گذاری بلندمدت مناسب‌تر است. تحلیل تکنیکال زمان و قیمت خرید و فروش را نشان می‌دهد و برای کوتاه‌مدت به کار می‌آید. بهترین نتیجه معمولاً از ترکیب این دو به دست می‌آید.

می‌شود تحلیل تکنیکال و بنیادی را ترکیب کرد؟

بله و بیشتر سرمایه‌گذاران باتجربه همین کار را می‌کنند. با تحلیل بنیادی فهرستی از سهم‌های ارزان و خوب می‌سازید و با تحلیل تکنیکال زمان خرید، حد ضرر و خرید پله‌ای را تعیین می‌کنید. قاعدهٔ ساده‌اش این است: بنیادی انتخاب کن، تکنیکال بخر.

برای مبتدی کدام تحلیل بهتر است؟

بهتر است تازه‌کار با پایه‌های بنیادی مثل سودآوری، سود هر سهم و نسبت P/E شروع کند و بعد روند، حمایت و مقاومت را یاد بگیرد. مبتدی‌ای که فقط تکنیکال کار می‌کند، معمولاً روی سهم‌های کوچک و پرنوسان زودتر ضرر می‌کند.

برای کوتاه‌مدت و نوسان‌گیری کدام تحلیل مناسب است؟

برای معامله‌های چند روزه تا چند هفته‌ای، تحلیل تکنیکال و تابلوخوانی ابزار اصلی‌اند، چون در کوتاه‌مدت قیمت بیشتر از جریان پول و هیجان اثر می‌گیرد. با این حال بهتر است سهم‌های زیان‌ده یا پربدهی را با یک نگاه بنیادی ساده از فهرست خط بزنید.

یادگیری تحلیل بنیادی سخت‌تر است یا تکنیکال؟

شروع تکنیکال سریع‌تر است، چون با چند مفهوم مثل روند و حمایت می‌شود نمودار خواند. بنیادی کمی حسابداری، شناخت صنعت و اقتصاد می‌خواهد و دیرتر جا می‌افتد. ولی تسلط واقعی بر تکنیکال، یعنی انضباط و رعایت حد ضرر، هم زمان زیادی می‌برد.

آیا تحلیل تکنیکال در بورس ایران جواب می‌دهد؟

جواب می‌دهد، ولی با محدودیت. دامنهٔ نوسان محدود، صف‌های خرید و فروش و معاملهٔ کم بعضی نمادها الگوهای کلاسیک را به هم می‌ریزد. تکنیکال روی سهم‌های بزرگ و پرمعامله قابل‌اعتمادتر است و بهتر است همراه با یک غربال بنیادی به کار برود.

تابلوخوانی جزو تحلیل تکنیکال است؟

تابلوخوانی روشی جداست که بیشتر در بورس ایران رایج است. به ورود و خروج پول حقیقی، صف‌ها و حجم معاملات همان روز نگاه می‌کند. چون مثل تکنیکال به رفتار معامله‌گران تکیه دارد، آن را خویشاوند کوتاه‌مدت تحلیل تکنیکال می‌دانند.

بدون تحلیل می‌شود در بورس سرمایه‌گذاری کرد؟

خرید سهم بدون هیچ تحلیلی یعنی تکیه بر شانس و شایعه، و معمولاً به ضرر می‌رسد. اگر وقت یا حوصلهٔ یادگیری ندارید، خرید واحدهای صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهامی راه منطقی‌تری است، چون مدیر صندوق کار تحلیل و انتخاب سهم را انجام می‌دهد.

جمع‌بندی

پرسشِ «تحلیل تکنیکال یا بنیادی» پرسشِ درستی نیست. پرسشِ درست این است: «من چه جور سرمایه‌گذاری هستم؟» اگر وقتِ کم و صبرِ زیاد دارید، بنیادی ستونِ کارِ شماست. اگر معامله‌گرِ فعالید، تکنیکال و تابلوخوانی.

ولی برای بیشترِ ما، بهترین روش انتخاب سهام همان ترکیب است: با بنیادی تصمیم بگیرید چه بخرید و با تکنیکال تصمیم بگیرید کی بخرید. پس دفعهٔ بعد که اسمِ سهمی به گوشتان خورد، پیش از خرید دو سؤال بپرسید: «این شرکت چقدر می‌ارزد؟» و «الان وقتِ خوبی برای خریدش است؟». تصمیمِ نهایی هم با خودتان.

ویدیوهای بیشتری از من را می‌توانید در آپارات و یوتیوب حامد ثقفی ببینید.

نویسنده

فرزاد فخری‌زاده

۶۹ نوشته دربارهٔ آموزش بورس و تحلیل بنیادی

من عاشق موسیقی هستم و عاشق بازار سرمایه. در زیباترین قطعات موسیقی نت‌ها فقط بالا نمی‌روند. بلکه بالاها و پایین‌ها است که یک قطعه را شورانگیز می‌کند. در بورس نیز نوسان قیمت است که بازار را جذاب می‌کند.

همهٔ نوشته‌های فرزاد فخری‌زاده
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ ویژهٔ ورود به بورسبرای کسانی که می‌خواهند خرید و فروش سهام، انتخاب سهم و ورود اصولی به بورس را از پایه یاد بگیرند.۱۳ ساعت · ۵ جلسهجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    ۱۸ دیدگاهِ پیشین

    1. سودابه بگدلی ·

      بسیار هم عالی

    2. تمبیر ·

      من که نفهمیدم

      1. فرزاد فخری‌زاده ·

        اگر سوالی دارید در خدمت هستیم

    3. ایزدپناهی ·

      متشکرم. مفید بود.

    4. حمید ·

      ممنونم عالی ومفید

    5. صنا جهانی ·

      عالی بود.

    6. امیر سلیمی ·

      ممنون از مقاله کاملا علمی و منطقی بود

    7. محمد منجذب ·

      سلام عالی اطلاعات بود.

    8. حسن ·

      مرسی عالی بود
      ولی بهتر است کمی وارد جزئیات شوید

    9. محمد محمدی ·

      ممنون اطلاعات مفیدی بود.

    10. علی فراهانی ·

      تا حدودی مفید بود . ولی متوجه نشدم چطوری وقتی هنوز قدرت تحلیل یک سهم را بدست نیاورده ایم تکنیکی هم خرید کنیم

    11. یاشار نوعی ·

      ممنون
      جالب بود
      با این اوصاف ما باید یکبار بنیادی بزنیم بعد بریم سراغ تکنیکال؟
      یعنی اگر سبد رو نخوایم تغییر بدیم دیگه نیازی به تحلیل بنیادی پیدا نمیکنیم؟

      1. فرزاد فخری‌زاده ·

        قطعا عوامل بنیادی در طول زمان تغییر می‌کنن. برای مثال تحلیلی که با مس 5000 دلاری انجام شده، در قیمت 7000 باید تغییر کنه. و بوده سهمی که در یک فصل فروختم با سود بالا، فصل بعدی به دلیل تغییرات بنیادی همون سهم رو باز خریدم، که بالاتر از قیمت فروش خودم بوده.

        1. hadi ·

          جسارتا شما میتونید راه روش و فرمول محاسبه nav رو بهم ارسال کنید؟
          منم میخوام برای فملی و چند سهم دیگه حساب کنم

    12. hadi ·

      لطفا ویدیو اموزشی یا مقاله ای برای محاسبه سهام هم بزارید
      اکثر سایت ها ناو رو زدن فقط ناو صندوق رو میشه دراورد

    13. همایون ·

      درود
      جمله: سهم را بنیادی انتخاب کنید اما تکنیکال بخرید جان کلام است
      اما تحلیل بنیادی و تکنیکال مقوله ای بسیار فنی و پیچیده است لذا راهنمایی بفرمایید چگونه میشود به تحلیل های بنیادی و تکنیکال معتبر دسترسی پیدا کرد.
      با تشکر

      1. فرزاد فخری‌زاده ·

        سلام، ممنون از لطف شما، تلاش می‌کنیم رفته‌رفته این مطالب رو برای شما باز کنیم. البته متن تحلیل تکنیکال به صورت کامل و تحلیل بنیادی هم فرازهایی در سایت قرار داره

    14. مهدی ·

      بسیار عالی ، ضمنا ممنون خواهم شد روش ساده ای برای تعیین ارزش ذاتی سهم اگر میشناسید، معرفی کنید.
      با سپاس

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.