هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

کالای پست چیست؟ انواع کالاهای اقتصادی از نرمال و لوکس تا کالای عمومی

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. کالاها را از چند زاویه دسته‌بندی می‌کنند؟
  2. کالای پست چیست و چرا با پولدار شدن کمتر خریده می‌شود؟
  3. کالای پست در اقتصادِ تورمیِ ایران
  4. کالای نرمال، ضروری و لوکس چه فرقی دارند؟
  5. کشش درآمدی؛ یک عدد که نوعِ کالا را لو می‌دهد
  6. مثالِ عددی: سبدِ خریدِ یک خانواده
  7. کالای گیفن و کالای وبلن؛ وقتی گرانی خرید را بیشتر می‌کند
  8. فرق کالای پست و کالای گیفن چیست؟
  9. کالای جانشین و کالای مکمل
  10. کالای عمومی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟
  11. سواری مجانی؛ مشکلِ بزرگِ کالای عمومی
  12. انواع کالای عمومی و خصوصی در یک نگاه
  13. چند دسته‌بندیِ دیگر که بهتر است بشناسید
  14. این دسته‌بندی به کارِ سرمایه‌گذار چه می‌آید؟
  15. اشتباه‌های رایج دربارهٔ انواع کالا
  16. سوالات متداول
  17. جمع‌بندی
کالای پست چیست؟ انواع کالاهای اقتصادی از نرمال و لوکس تا کالای عمومی

چرا وقتی حقوق‌ها زیاد می‌شود، فروشِ بعضی جنس‌ها بیشتر می‌شود و فروشِ بعضی دیگر کمتر؟ جواب در دسته‌بندیِ کالاهای اقتصادی است. کالای پست یعنی جنسی که وقتی درآمدِ ما بالا می‌رود، کمتر می‌خریمش؛ مثلِ ماکارونیِ ارزان به‌جای گوشت. کالای نرمال برعکس است و با درآمدِ بیشتر، بیشتر خریده می‌شود. کالای لوکس هم نوعی کالای نرمال است که با پولدارتر شدن، خریدش تند بالا می‌رود.

«پست» اینجا به معنای بد یا بی‌کیفیت نیست. یعنی ارزان‌تر و ساده‌تر از جایگزینش. در ادامه همهٔ انواعِ کالا را با مثال‌های زندگیِ خودمان می‌بینیم: نرمال، پست، ضروری، لوکس، گیفن، وبلن، جانشین، مکمل و کالای عمومی. یک مثالِ عددی هم داریم که با آن خودتان نوعِ هر کالا را تشخیص بدهید.

کالاها را از چند زاویه دسته‌بندی می‌کنند؟

یک جنس را می‌شود از چند طرف نگاه کرد. مثلِ یک آدم که هم پدر است، هم کارمند، هم همسایه. مرغ هم همین‌طور است: هم «ضروری» است، هم «جانشینِ» گوشتِ قرمز، هم یک «کالای خصوصی».

چهار زاویهٔ اصلی این‌هاست:

  1. واکنش به درآمد: با پولدارتر شدن، بیشتر می‌خریم یا کمتر؟ (نرمال، پست، ضروری، لوکس)
  2. واکنش به قیمت: با گران شدن، کمتر می‌خریم یا شاید بیشتر؟ (کالاهای عادی، گیفن، وبلن)
  3. رابطه با کالای دیگر: جای هم را می‌گیرند یا با هم مصرف می‌شوند؟ (جانشین، مکمل)
  4. شیوهٔ مصرف: می‌شود کسی را از مصرفش محروم کرد؟ مصرفِ من سهمِ شما را کم می‌کند؟ (خصوصی، عمومی، باشگاهی، منابعِ مشترک)

پس وقتی کسی می‌پرسد «انواع کالا در اقتصاد کدام‌اند؟»، اول باید پرسید: از کدام زاویه؟

کالای پست چیست و چرا با پولدار شدن کمتر خریده می‌شود؟

یک خانوادهٔ کم‌درآمد را در نظر بگیرید. هفته‌ای چند بار ماکارونی و سیب‌زمینی می‌خورند، چون گوشت گران است. حالا درآمدشان دو برابر می‌شود. چه می‌کنند؟ ماکارونی را کم می‌کنند و گوشت و مرغ بیشتری می‌خرند. اینجا ماکارونیِ ارزان برای این خانواده کالای پست (Inferior Good) است.

دلیلش ساده است. ما آن جنس را از سرِ ناچاری می‌خریم، نه از سرِ علاقه. تا دستمان باز شود، سراغِ جایگزینِ بهتر می‌رویم. این چند نمونه را در زندگیِ خودمان دیده‌ایم:

  • اتوبوس و مترو، وقتی پولِ تاکسی یا خودروی شخصی نداریم.
  • خودروی دست‌دومِ خیلی کارکرده، به‌جای ماشینِ صفر.
  • برنج یا روغنِ ارزان‌قیمت، به‌جای مارکِ مرغوب.
  • اجارهٔ خانهٔ کوچک در محلهٔ دور، به‌جای خانهٔ بزرگ‌تر نزدیکِ محلِ کار.

یک نکتهٔ مهم: پست بودن به آدم و درآمدش بستگی دارد، نه به خودِ جنس. اتوبوس برای یک کارگرِ تازه‌کار ممکن است کالای نرمال باشد؛ یعنی با اولین افزایشِ حقوق، بیشتر سفر کند. همان اتوبوس برای یک مدیرِ پردرآمد کالای پست است. پس «کالای پست» برچسبی ثابت روی جنس نیست؛ رفتارِ خریدار است.

کالای پست در اقتصادِ تورمیِ ایران

اینجا نکته‌ای هست که در بیشترِ متن‌های درسی نمی‌بینید. وقتی تورم بالاست، «درآمدِ واقعی» کم می‌شود، حتی اگر حقوق زیاد شود. درآمدِ واقعی یعنی با پول‌مان واقعاً چقدر جنس می‌توانیم بخریم.

مثال بزنیم. فرض کنید حقوقِ کسی ۲۰٪ زیاد شده، ولی قیمت‌ها ۴۰٪ بالا رفته‌اند. روی کاغذ پولدارتر شده، ولی در عمل فقیرتر است. نتیجه چیست؟ همان چیزی که در خانواده‌های ما دیده‌ایم: گوشتِ قرمز کمتر، مرغ و حبوبات بیشتر؛ خرید از مارکِ ارزان‌تر؛ تعمیرِ وسیلهٔ کهنه به‌جای خریدِ نو. یعنی در دوره‌های تورمی، تقاضا برای کالاهای پست بیشتر می‌شود. دربارهٔ اینکه چرا تورمِ هر خانواده با عددِ رسمی فرق دارد، مقالهٔ تورم چیست را ببینید.

پس اگر می‌خواهید بدانید یک جنس پست است یا نه، نگاه کنید وقتی درآمدِ واقعیِ مردم کم می‌شود، فروشش بالا می‌رود یا پایین.

کالای نرمال، ضروری و لوکس چه فرقی دارند؟

کالای نرمال (یا کالای عادی، Normal Good) همان چیزی است که بیشترِ جنس‌ها هستند: درآمد بالا برود، بیشتر می‌خریم. لباس، میوه، سفر، غذای بیرون. خودِ کالای نرمال دو جور است:

  • کالای ضروری: با درآمدِ بیشتر کمی بیشتر می‌خریم، ولی نه خیلی. نمک، دارو، نان، قبضِ برق. اگر حقوق‌مان دو برابر شود، دو برابر نمک نمی‌خوریم.
  • کالای لوکس: با درآمدِ بیشتر، خریدش تندتر از خودِ درآمد بالا می‌رود. سفرِ خارجی، رستورانِ گران، جواهر، خودروی خارجی. اگر درآمد ۱۰٪ زیاد شود، خریدِ این‌ها ممکن است ۲۰ یا ۳۰٪ بیشتر شود.

یک سوءتفاهمِ رایج: لوکس یعنی «گران». نه لزوماً. لوکس یعنی چیزی که با پولدار شدن، سهمش در سبدِ خرید بزرگ‌تر می‌شود. برای یک خانوادهٔ کم‌درآمد، حتی یک شامِ بیرون در ماه می‌تواند کالای لوکس باشد.

این دسته‌بندی با کشش هم گره خورده است. کالاهای ضروری معمولاً به قیمت هم کم‌حساس‌اند و کالاهای لوکس پرحساس. این را در مقالهٔ کشش قیمتی تقاضا مفصل گفته‌ایم. پس قبل از هر حسابی، بپرسید این جنس برای خریدارش «لازم» است یا «دلخواه».

کشش درآمدی؛ یک عدد که نوعِ کالا را لو می‌دهد

تا اینجا با حس و مثال جلو رفتیم. اقتصاددان‌ها برای این کار یک عدد دارند: کشش درآمدی تقاضا. یعنی اگر درآمد یک درصد زیاد شود، خریدِ آن جنس چند درصد عوض می‌شود.

فرمولش این است:

کشش درآمدی = درصدِ تغییرِ مقدارِ خرید ÷ درصدِ تغییرِ درآمد

و این‌طور معنا می‌شود:

  • کمتر از صفر (منفی): کالای پست. درآمد بالا رفت، خرید پایین آمد.
  • بین صفر و یک: کالای نرمالِ ضروری. خرید بالا رفت، ولی کندتر از درآمد.
  • بیشتر از یک: کالای لوکس. خرید تندتر از درآمد بالا رفت.
طیفِ کشش درآمدی: کالای پست با کشش منفی، کالای ضروری بین صفر و یک، کالای لوکس بیشتر از یک
کشش درآمدی نوعِ کالا را نشان می‌دهد؛ ضروری و لوکس هر دو کالای نرمال‌اند.

مثالِ عددی: سبدِ خریدِ یک خانواده

بیایید با هم حساب کنیم. این عددها فقط مثال‌اند. فرض کنید درآمدِ ماهانهٔ یک خانواده از ۲۰ میلیون به ۲۴ میلیون تومان می‌رسد و قیمت‌ها ثابت می‌مانند. یعنی درآمد ۲۰٪ زیاد شده است. حالا ببینیم خریدِ سه جنس چه شد.

مثال: تغییرِ خریدِ یک خانواده بعد از ۲۰٪ افزایشِ درآمد (عددها فرضی‌اند)
جنسخریدِ قبل در ماهخریدِ بعد در ماهدرصدِ تغییرکشش درآمدینوعِ کالا
ماکارونیِ ارزان۱۰ بسته۸ بسته۲۰٪ کمترمنفیِ ۱پست
مرغ۴ کیلو۴٫۴ کیلو۱۰٪ بیشتر۰٫۵نرمالِ ضروری
شامِ رستوران۱ بار۲ بار۱۰۰٪ بیشتر۵لوکس

حساب را قدم‌به‌قدم ببینیم. ماکارونی ۲۰٪ کم شده؛ تقسیم بر ۲۰٪ افزایشِ درآمد می‌شود منفیِ ۱. منفی است، پس پست است. مرغ ۱۰٪ زیاد شده؛ ۱۰ تقسیم بر ۲۰ می‌شود ۰٫۵. مثبت ولی کمتر از یک، پس ضروری است. رستوران ۱۰۰٪ زیاد شده؛ ۱۰۰ تقسیم بر ۲۰ می‌شود ۵. خیلی بیشتر از یک، پس لوکس است.

پس با دو عدد، یعنی تغییرِ درآمد و تغییرِ خرید، می‌توانید نوعِ هر کالا را خودتان تشخیص بدهید.

کالای گیفن و کالای وبلن؛ وقتی گرانی خرید را بیشتر می‌کند

قانونِ تقاضا می‌گوید جنس گران شود، کمتر می‌خریم. منحنی تقاضا هم برای همین رو به پایین است. دربارهٔ این قانون در مقالهٔ عرضه و تقاضا نوشته‌ایم. ولی دو استثنای مشهور دارد.

کالای گیفن یک کالای پستِ خاص است. خانواده‌ای خیلی فقیر را تصور کنید که بیشترِ پولش خرجِ نان می‌شود و گاهی کمی گوشت می‌خرد. نان گران می‌شود. حالا دیگر پولِ گوشت نمی‌ماند. برای سیر شدن، ناچار نانِ بیشتری می‌خرد. یعنی گرانی خریدِ نان را بیشتر کرد. اقتصاددان‌ها به این فشار «اثر درآمدی» می‌گویند: گرانی، ما را فقیرتر می‌کند و رفتارمان را عوض می‌کند.

کالای وبلن برعکس، در دنیای ثروتمندهاست. ساعت، کیف یا خودرویی که گرانی‌اش جزوِ جذابیتش است. اگر ارزان شود، دیگر «پز» ندارد و بعضی خریدارها رها می‌کنند. این دو کالا را با جزئیات در مقالهٔ کالای گیفن و کالای وبلن توضیح داده‌ایم.

فرق کالای پست و کالای گیفن چیست؟

این پرسش زیاد پیش می‌آید. جوابِ کوتاه: هر کالای گیفنی پست است، ولی هر کالای پستی گیفن نیست.

مقایسهٔ کالای پست، کالای گیفن و کالای وبلن
ویژگیکالای پستکالای گیفنکالای وبلن
با افزایشِ درآمدکمتر خریده می‌شودکمتر خریده می‌شودبیشتر خریده می‌شود
با افزایشِ قیمتمعمولاً کمتر خریده می‌شودبیشتر خریده می‌شودبیشتر خریده می‌شود
خریدارِ اصلیکم‌درآمدها و میانهخیلی فقیرهاثروتمندها
دلیلِ رفتارجایگزینِ بهتر گران استجایگزینی نمانده و جنس سهمِ بزرگی از خرج استپز و نشان دادنِ ثروت
چقدر رایج است؟خیلی رایجخیلی نادرمحدود به بازارهای خاص

همان‌طور که جدول نشان می‌دهد، کالای پست وقتی گیفن می‌شود که دو شرط با هم جمع شوند: جایگزینِ ارزان‌تری نباشد و آن جنس بخشِ بزرگی از خرجِ خانوار باشد. برای همین گیفن در دنیای واقعی خیلی کم دیده می‌شود. پس اگر جنسی پست بود، عجله نکنید و اسمش را گیفن نگذارید.

کالای جانشین و کالای مکمل

جنس‌ها تنها نیستند؛ روی هم اثر می‌گذارند. کالای جانشین یعنی دو جنس که جای هم را می‌گیرند. گوشتِ قرمز و مرغ. کره و مارگارین. تاکسی و مترو. وقتی گوشت گران می‌شود، خیلی‌ها مرغ بیشتری می‌خرند.

کالای مکمل یعنی دو جنس که با هم مصرف می‌شوند. چای و قند. خودرو و بنزین. چاپگر و کارتریج. اگر چای خیلی گران شود، خریدِ قند هم کم می‌شود.

اقتصاددان‌ها برای این هم عدد دارند: «کشش متقاطع». یعنی اگر قیمتِ جنسِ الف یک درصد عوض شود، خریدِ جنسِ ب چند درصد عوض می‌شود. مثبت باشد، جانشین‌اند. منفی باشد، مکمل‌اند.

این رابطه برای کالای پست مهم است. کالای پست تقریباً همیشه یک جانشینِ بهتر و گران‌تر دارد. مردم به محضِ اینکه بتوانند، به آن جانشین کوچ می‌کنند. پس برای شناختنِ هر کالا، جانشین‌ها و مکمل‌هایش را هم بشناسید.

کالای عمومی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

تا اینجا دربارهٔ جنس‌هایی حرف زدیم که هر کس برای خودش می‌خرد. ولی بعضی چیزها مالِ همه‌اند. چراغِ کوچه را در نظر بگیرید. وقتی روشن است، همهٔ رهگذرها از نورش استفاده می‌کنند. نمی‌شود به کسی گفت «تو پول نداده‌ای، از نورِ این چراغ رد نشو». این یک کالای عمومی (Public Good) است.

کالای عمومی دو ویژگی دارد:

  1. نمی‌شود کسی را محروم کرد (غیرانحصاری). اگر کالا فراهم شد، همه از آن بهره می‌برند، چه پول داده باشند چه نه.
  2. مصرفِ من سهمِ شما را کم نمی‌کند (غیررقابتی). اگر من از امنیتِ شهر استفاده کنم، امنیتِ شما کمتر نمی‌شود.

نمونه‌های کالای عمومی: امنیت و دفاعِ کشور، چراغ‌های خیابان، هشدارِ سیل و زلزله، پخشِ رادیوییِ رایگان، و دانشی که همه به آن دسترسی دارند، مثلِ قانونِ فیثاغورس.

سواری مجانی؛ مشکلِ بزرگِ کالای عمومی

این ویژگی یک دردسر می‌سازد. فرض کنید همسایه‌های یک کوچه می‌خواهند برای چراغ و آسفالتِ کوچه پول جمع کنند. یکی می‌گوید: «من نمی‌دهم؛ بقیه که بدهند، من هم از کوچهٔ آسفالت استفاده می‌کنم.» اگر چند نفر این‌طور فکر کنند، پول جمع نمی‌شود و کوچه تاریک می‌ماند.

به این رفتار سواری مجانی (Free Rider) می‌گویند. یعنی استفاده بدونِ پرداخت. برای همین بازار معمولاً کالای عمومی را به اندازهٔ کافی تولید نمی‌کند. هیچ شرکتی نمی‌تواند برای امنیتِ کشور از تک‌تکِ مردم پول بگیرد. پس معمولاً دولت آن را فراهم می‌کند و هزینه‌اش را از مالیات می‌دهد.

انواع کالای عمومی و خصوصی در یک نگاه

اگر آن دو ویژگی را کنارِ هم بگذاریم، چهار نوع کالا به دست می‌آید. این جدول خلاصه‌اش است:

چهار نوع کالا بر اساسِ رقابتی بودن و امکانِ محروم کردن
نوعمی‌شود کسی را محروم کرد؟مصرفِ من سهمِ شما را کم می‌کند؟مثال
کالای خصوصیبلهبلهنان، لباس، خودرو
کالای باشگاهیبلهنه (تا وقتی شلوغ نشود)سینما، اشتراکِ فیلم، اتوبانِ عوارضی
منابعِ مشترکنهبلهآب‌های زیرزمینی، ماهیِ دریا، مراتع
کالای عمومیِ خالصنهنهامنیتِ کشور، چراغِ خیابان، هشدارِ زلزله
جدولِ دوبه‌دوی کالای خصوصی، باشگاهی، منابع مشترک و کالای عمومی
چهار نوع کالا بر اساسِ رقابتی بودنِ مصرف و امکانِ محروم کردن.

ردیفِ «منابعِ مشترک» برای ما ایرانی‌ها آشناست. هر کشاورز چاهِ خودش را عمیق‌تر می‌کند، چون اگر او نکشد، همسایه می‌کشد. نتیجه پایین رفتنِ سفرهٔ آبِ زیرزمینیِ همه است. اقتصاددان‌ها به این «تراژدیِ منابعِ مشترک» می‌گویند. پس کالای عمومی و منابعِ مشترک را با هم اشتباه نگیرید: در دومی، مصرفِ هر نفر از سهمِ بقیه کم می‌کند.

چند دسته‌بندیِ دیگر که بهتر است بشناسید

در کتاب‌ها و مقاله‌ها با این اسم‌ها هم روبه‌رو می‌شوید:

  • کالای آزاد و کالای اقتصادی: کالای آزاد آن‌قدر فراوان است که قیمت ندارد، مثلِ هوای آزاد. کالای اقتصادی کمیاب است و باید برایش پول داد. بیشترِ جنس‌ها اقتصادی‌اند.
  • کالای بادوام و بی‌دوام: یخچال و خودرو سال‌ها کار می‌کنند. نان و میوه زود تمام می‌شوند. در دوره‌های سخت، خریدِ کالای بادوام زودتر عقب می‌افتد؛ خیلی‌ها یخچالِ کهنه را تعمیر می‌کنند.
  • کالای مصرفی و سرمایه‌ای: نان را می‌خوریم، ولی دستگاهِ نانوایی را برای تولیدِ نان می‌خرند. دومی کالای سرمایه‌ای است.
  • کالای اساسی: اسمی که در اخبارِ ایران زیاد می‌شنوید؛ جنس‌های پایهٔ سفره مثلِ برنج، روغن، مرغ و قند که دولت قیمت یا تأمینش را زیرِ نظر دارد.

پس یک جنس می‌تواند هم‌زمان «اقتصادی، بی‌دوام، اساسی و ضروری» باشد؛ هر برچسب از یک زاویه است.

این دسته‌بندی به کارِ سرمایه‌گذار چه می‌آید؟

شاید بپرسید این‌ها به بورس چه ربطی دارد؟ ربطش مستقیم است. سودِ هر شرکت از فروشِ جنسش می‌آید. و فروش، به نوعِ آن جنس بستگی دارد.

  1. در رونق: مردم پولدارتر می‌شوند. فروشِ کالاهای لوکس و بادوام تند بالا می‌رود. شرکت‌هایی که خودرو، لوازمِ خانگی یا خدماتِ تفریحی می‌فروشند، معمولاً بیشتر سود می‌برند.
  2. در رکود: مردم کمرشان را سفت می‌کنند. اول خریدِ لوکس‌ها کم می‌شود. ولی خریدِ کالاهای ضروری کم‌وبیش سرِ جایش می‌ماند. برای همین سهامِ شرکت‌های غذایی و دارویی را «دفاعی» می‌گویند؛ مقالهٔ سهام دفاعی را ببینید.
  3. در تورمِ همراه با رکود: درآمدِ واقعی کم می‌شود و مردم به کالاهای ارزان‌تر کوچ می‌کنند. فروشندهٔ جنسِ ارزان ممکن است مشتریِ تازه پیدا کند و فروشندهٔ جنسِ گران مشتری از دست بدهد. دربارهٔ این دوره‌ها مقالهٔ سرمایه‌گذاری در دوران رکود تورمی را بخوانید.

یک مثالِ ساده. دو کارخانه را تصور کنید: یکی ماکارونی می‌سازد، یکی مبلمانِ گران. اقتصاد وارد رکود می‌شود. کدام زودتر آسیب می‌بیند؟ تقریباً همیشه مبل‌ساز. این یعنی پیش از خریدِ سهم، بپرسید: «این شرکت چه جور جنسی می‌فروشد و مشتری‌اش در روزِ سخت با آن چه می‌کند؟» برای دیدنِ تصویرِ بزرگ‌تر، مقالهٔ بحران‌های اقتصادی و تاثیر آن‌ها بر بازارهای مالی هم کمک می‌کند.

حواسمان باشد: این فقط یک عینک برای نگاه کردن است، نه نسخهٔ خرید. سودِ شرکت به مدیریت، بدهی، نرخِ ارز و قیمت‌گذاریِ دستوری هم بستگی دارد. تصمیمِ نهایی با خودتان است.

اشتباه‌های رایج دربارهٔ انواع کالا

  • «پست یعنی بی‌کیفیت.» نه. یعنی جنسی که با پولدار شدن کنارش می‌گذاریم. ممکن است کاملاً سالم و خوب باشد.
  • «لوکس یعنی گران.» نه. لوکس یعنی خریدش تندتر از درآمد بالا می‌رود. شامِ بیرون برای یک خانواده لوکس است و برای خانوادهٔ دیگر عادی.
  • «هر کالای پستی گیفن است.» نه. گیفن یک موردِ نادرِ کالای پست است.
  • «نوعِ کالا همیشه ثابت است.» نه. به درآمد، فرهنگ و زمان بستگی دارد. تلفنِ همراه روزی لوکس بود و امروز ضروری است.
  • «کالای عمومی یعنی کالای دولتی.» نه. ملاک دو ویژگیِ غیرانحصاری و غیررقابتی است، نه اینکه چه کسی آن را تولید می‌کند. اتوبوسِ شرکتِ واحد دولتی است، ولی کالای عمومی نیست؛ صندلی‌اش پر شود، جای شما گرفته شده.

پس دفعهٔ بعد که اسمِ یک نوع کالا را شنیدید، دو سؤال بپرسید: برای چه کسی؟ و از کدام زاویه؟

سوالات متداول

کالای پست چیست؟

کالای پست جنسی است که وقتی درآمدِ خریدار بالا می‌رود، کمتر خریده می‌شود، چون او به جایگزینِ بهتر و گران‌تر کوچ می‌کند. مثلِ ماکارونیِ ارزان به‌جای گوشت یا اتوبوس به‌جای خودروی شخصی. کشش درآمدیِ آن منفی است.

فرق کالای پست و کالای گیفن چیست؟

هر کالای گیفنی پست است، ولی هر کالای پستی گیفن نیست. کالای پست با گران شدن معمولاً کمتر خریده می‌شود. کالای گیفن با گران شدن بیشتر خریده می‌شود، چون جایگزینی نمانده و سهمِ بزرگی از خرجِ خانوارِ خیلی فقیر را دارد.

انواع کالا در اقتصاد کدام‌اند؟

بسته به زاویهٔ نگاه: از نظرِ درآمد نرمال، ضروری، لوکس و پست؛ از نظرِ قیمت عادی، گیفن و وبلن؛ از نظرِ رابطه با کالای دیگر جانشین و مکمل؛ و از نظرِ شیوهٔ مصرف خصوصی، باشگاهی، منابعِ مشترک و عمومی.

کالای عمومی چه ویژگی‌هایی دارد؟

دو ویژگی دارد. اول، نمی‌شود کسی را از مصرفش محروم کرد. دوم، مصرفِ یک نفر سهمِ دیگران را کم نمی‌کند. امنیتِ کشور، چراغ‌های خیابان و هشدارِ زلزله نمونه‌اند. چون همه بی‌پرداخت هم بهره می‌برند، معمولاً دولت آن را فراهم می‌کند.

سواری مجانی یعنی چه؟

یعنی کسی از یک کالای عمومی استفاده کند ولی سهمِ هزینه‌اش را ندهد، به این امید که بقیه بپردازند. مثلِ همسایه‌ای که برای آسفالتِ کوچه پول نمی‌دهد ولی از کوچهٔ آسفالت رد می‌شود. اگر همه این‌طور فکر کنند، آن کالا اصلاً فراهم نمی‌شود.

فرق کالای نرمال و کالای لوکس چیست؟

کالای لوکس خودش نوعی کالای نرمال است. در هر دو، با افزایشِ درآمد خرید بیشتر می‌شود. فرق در سرعت است: در کالای لوکس خرید تندتر از درآمد بالا می‌رود و کشش درآمدی بیشتر از یک است؛ در کالای ضروری کندتر.

کشش درآمدی چطور محاسبه می‌شود؟

درصدِ تغییرِ مقدارِ خرید را بر درصدِ تغییرِ درآمد تقسیم کنید. اگر درآمد ۲۰ درصد بالا برود و خریدِ یک جنس ۱۰ درصد بیشتر شود، کشش درآمدی ۰٫۵ است و کالا ضروری است. عددِ منفی یعنی پست و عددِ بیشتر از یک یعنی لوکس.

آیا یک کالا می‌تواند برای یک نفر پست و برای دیگری نرمال باشد؟

بله. پست بودن به درآمد و شرایطِ خریدار بستگی دارد، نه به خودِ جنس. اتوبوس برای کارگری که تازه حقوقش زیاد شده ممکن است نرمال باشد، ولی برای یک مدیرِ پردرآمد پست است، چون با درآمدِ بیشتر سراغِ خودروی شخصی می‌رود.

جمع‌بندی

کالاها را از چهار زاویه دسته‌بندی می‌کنیم: درآمد، قیمت، رابطه با کالای دیگر و شیوهٔ مصرف. کالای پست با پولدار شدن کمتر خریده می‌شود؛ کالای نرمال بیشتر؛ و کالای لوکس خیلی بیشتر. گیفن و وبلن دو استثنای نادرِ قانونِ تقاضا هستند. کالای عمومی هم مالِ همه است و به خاطرِ سواری مجانی معمولاً دولت فراهمش می‌کند.

این دسته‌بندی فقط درسِ کلاس نیست. در تورم و رکود، به ما می‌گوید مردم سراغِ چه جنسی می‌روند و کدام شرکت‌ها مشتری از دست می‌دهند. اگر می‌خواهید پایه‌ها را محکم کنید، مقالهٔ اصول اقتصاد قدمِ بعدیِ خوبی است. پس از امروز، سبدِ خریدِ خودتان را هم با همین عینک نگاه کنید: کدام جنس‌ها را از سرِ ناچاری می‌خرید و کدام را از سرِ علاقه؟

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها