هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

کشش قیمتی تقاضا چیست؟ فرمول، انواع کشش و اثرش بر سود شرکت‌ها

فهرست مطالب۹ بخش
  1. کشش چیست؟ یک کشِ لاستیکی و یک میلهٔ فولادی
  2. فرمول کشش قیمتی تقاضا و محاسبهٔ آن با مثال
  3. مثالِ اول: نانواییِ محل
  4. مثالِ دوم: پیتزای آخرِ هفته
  5. روشِ نقطهٔ میانی؛ وقتی رفت و برگشت فرق دارد
  6. انواع کشش قیمتی تقاضا؛ از کاملاً بی‌کشش تا کاملاً باکشش
  7. کالای کشش‌پذیر یعنی چه؟
  8. کالای بی‌کشش چیست؟
  9. چه چیزهایی کشش یک کالا را تعیین می‌کنند؟
  10. همهٔ کالاها در بلندمدت پرکشش‌ترند
  11. کشش در اقتصاد فقط کشش قیمتی نیست
  12. کشش درآمدی؛ حقوق که بالا برود چه می‌خریم؟
  13. کشش متقاطع؛ رابطهٔ چای و قند
  14. کشش عرضه؛ تولیدکننده چقدر زود جواب می‌دهد؟
  15. کشش قیمتی تقاضا چه ربطی به سودِ شرکت‌ها و سهام دارد؟
  16. فروشِ کل = قیمت × تعداد
  17. تخفیفِ بیشتر همیشه سودِ بیشتر نیست
  18. قدرت قیمت‌گذاری؛ سلاحِ شرکت در تورم
  19. مثال: بازارِ شوینده‌ها
  20. رکود، کالای لوکس و «اثرِ رژِ لب»
  21. چک‌لیستِ سهامدار: کششِ محصولِ یک شرکت را چطور حدس بزنیم؟
  22. اشتباه‌های رایج دربارهٔ کشش قیمتی تقاضا
  23. سوالات متداول
کشش قیمتی تقاضا

اگر نان گران شود، کمتر نان می‌خرید؟ احتمالاً نه. ولی اگر پیتزا گران شود، شاید دیگر هفته‌ای یک بار سفارش ندهید. کشش قیمتی تقاضا همین فرق را اندازه می‌گیرد: نشان می‌دهد وقتی قیمتِ یک جنس بالا یا پایین می‌رود، مردم چقدر خریدشان را کم یا زیاد می‌کنند. عددش با تقسیمِ درصدِ تغییرِ خرید بر درصدِ تغییرِ قیمت به دست می‌آید.

این مفهوم فقط درسِ دانشگاه نیست. کسی که سهم می‌خرد، با آن می‌فهمد کدام شرکت در تورم می‌تواند قیمت را بالا ببرد و سودش را حفظ کند، و کدام شرکت با هر گرانی مشتری از دست می‌دهد. بیایید از اولِ اول، با مثال‌های خانگی، جلو برویم.

کشش چیست؟ یک کشِ لاستیکی و یک میلهٔ فولادی

یک کشِ لاستیکی را در نظر بگیرید. کمی بکشید، زیاد کش می‌آید. حالا یک میلهٔ فولادی را بکشید. هر چه زور بزنید، تقریباً تکان نمی‌خورد. در اقتصاد هم «کشش» یعنی یک چیز در برابرِ تغییرِ چیزِ دیگر چقدر واکنش نشان می‌دهد.

در کشش قیمتی تقاضا، آن «زور» تغییرِ قیمت است و آن «کش آمدن» تغییرِ مقدارِ خرید. بعضی جنس‌ها مثلِ کشِ لاستیکی‌اند: با کمی گرانی، خریدشان خیلی کم می‌شود. بعضی مثلِ فولادند: قیمت هر چه شود، مردم تقریباً همان اندازه می‌خرند.

قبل از کشش، یک قانونِ ساده را یادآوری کنیم. قانونِ عرضه و تقاضا می‌گوید جنس که گران شود، معمولاً کمتر خریده می‌شود. این قانون فقط «جهت» را می‌گوید. کشش «اندازه» را می‌گوید: گرانی، خرید را چقدر کم می‌کند؟ پس کشش یک قدم جلوتر از قانونِ تقاضاست.

فرمول کشش قیمتی تقاضا و محاسبهٔ آن با مثال

فرمولش یک تقسیمِ ساده است:

کشش قیمتی تقاضا = درصدِ تغییرِ مقدارِ تقاضا ÷ درصدِ تغییرِ قیمت

«مقدارِ تقاضا» یعنی چند عدد یا چند کیلو از آن جنس خریده می‌شود. چون معمولاً با بالا رفتنِ قیمت خرید پایین می‌آید، جوابِ این تقسیم منفی درمی‌آید. اقتصاددان‌ها معمولاً علامتِ منفی را کنار می‌گذارند و فقط به خودِ عدد نگاه می‌کنند. در این متن هم همین کار را می‌کنیم. کوتاه‌شدهٔ انگلیسی‌اش PED است، از Price Elasticity of Demand.

کشش قیمتی تقاضا

مثالِ اول: نانواییِ محل

فرض کنید نانواییِ سرِ کوچه روزی ۵۰۰ نان به قیمتِ ۱۰ هزار تومان می‌فروشد. قیمت می‌شود ۱۲ هزار تومان؛ یعنی ۲۰٪ گران‌تر. فردایش ۴۹۰ نان می‌فروشد؛ یعنی فروش فقط ۲٪ کم شده. (عددها مثال‌اند.)

  1. درصدِ تغییرِ مقدار: ۱۰ نان از ۵۰۰ نان، یعنی ۲٪.
  2. درصدِ تغییرِ قیمت: ۲ هزار تومان از ۱۰ هزار تومان، یعنی ۲۰٪.
  3. کشش: ۲ تقسیم بر ۲۰ می‌شود ۰٫۱.

عدد ۰٫۱ یعنی هر ۱٪ گرانی، خرید را فقط یک‌دهمِ درصد کم کرده. نان مثلِ همان میلهٔ فولادی است.

مثالِ دوم: پیتزای آخرِ هفته

یک پیتزافروشی هفته‌ای ۱۰۰ پیتزا به قیمتِ ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشد. قیمت را ۱۰٪ بالا می‌برد و می‌کند ۳۳۰ هزار تومان. سفارش‌ها به ۸۰ عدد می‌رسد؛ یعنی ۲۰٪ کمتر. کشش می‌شود ۲۰ تقسیم بر ۱۰، یعنی ۲. هر ۱٪ گرانی، ۲٪ مشتری را فراری داده. پیتزا مثلِ کشِ لاستیکی است.

روشِ نقطهٔ میانی؛ وقتی رفت و برگشت فرق دارد

یک ریزه‌کاری هم هست. اگر قیمت از ۱۰۰ به ۱۲۰ برود، می‌گوییم ۲۰٪ گران شده. ولی اگر از ۱۲۰ به ۱۰۰ برگردد، فقط حدودِ ۱۷٪ ارزان شده. یعنی بسته به اینکه از کدام طرف حساب کنیم، کشش کمی فرق می‌کند.

برای حلِ این مشکل، اقتصاددان‌ها درصد را نسبت به «میانگینِ» دو عدد حساب می‌کنند. به این، روشِ نقطهٔ میانی یا کششِ قوسی می‌گویند. در همان مثال، ۲۰ را بر میانگینِ ۱۰۰ و ۱۲۰ (یعنی ۱۱۰) تقسیم می‌کنیم و تغییرِ قیمت حدودِ ۱۸٪ می‌شود. برای کارِ روزمره، روشِ ساده کافی است. پس اگر جایی عددِ کمی متفاوت دیدید، دلیلش معمولاً همین است.

انواع کشش قیمتی تقاضا؛ از کاملاً بی‌کشش تا کاملاً باکشش

عددِ کشش را که حساب کردیم، جنس را در یکی از پنج دسته می‌گذاریم. این خط‌کش را ببینید:

خط‌کش کشش قیمتی تقاضا از صفر (کاملاً بی‌کشش) تا بی‌نهایت (کاملاً باکشش) با مرز عدد یک و مثال‌هایی مثل انسولین، نان و پیتزا
عدد کشش هر چه به صفر نزدیک‌تر باشد، گرانی کمتر روی خرید اثر می‌گذارد؛ مرز مهم عدد ۱ است.

جدولِ زیر همین پنج دسته را با مثال کنار هم گذاشته است. ستونِ آخر از همه مهم‌تر است، چون به جیبِ فروشنده مربوط می‌شود.

پنج نوعِ کشش قیمتی تقاضا و اثرِ گرانی بر فروشِ ریالی
نوععددِ کششیعنی چه؟مثالاگر فروشنده گران کند، کلِ پولِ فروش…
کاملاً بی‌کششصفرقیمت هر چه شود، همان مقدار خریده می‌شودانسولین برای بیمارِ دیابتیبالا می‌رود
کم‌کششکمتر از ۱خرید کم می‌شود، ولی کمتر از گرانینان، نمک، بنزینِ رفت‌وآمدِ کاریبالا می‌رود
کشش واحدبرابرِ ۱درصدِ کمِ شدنِ خرید درست برابرِ گرانی استحالتِ مرزیتقریباً ثابت می‌ماند
پرکششبیشتر از ۱خرید بیشتر از گرانی کم می‌شودپیتزا، سفرِ تفریحی، گوشیِ لوکسپایین می‌آید
کاملاً باکششبی‌نهایتکوچک‌ترین گرانی، همهٔ مشتری‌ها را می‌بردجنسِ کاملاً یکسان در بازاری با فروشندهٔ زیادبه صفر می‌رسد

پس مرزِ مهم عددِ ۱ است. زیرِ ۱ یعنی فروشنده دستِ بالا را دارد. بالای ۱ یعنی خریدار دستِ بالا را دارد.

این پنج حالت روی نمودارِ قیمت و مقدار هم شکلِ خودشان را دارند. جنسِ پرکشش منحنیِ خوابیده‌تری دارد. جنسِ کم‌کشش منحنیِ تندتر. و جنسِ کاملاً بی‌کشش یک خطِ صافِ ایستاده دارد، چون مقدارِ خریدش با هیچ قیمتی عوض نمی‌شود.

کشش قیمتی تقاضا

کالای کشش‌پذیر یعنی چه؟

«کالای کشش‌پذیر» یا کشسان همان جنسِ پرکشش است. مثلِ گوشتِ قرمز: اگر خیلی گران شود، خیلی از خانواده‌ها سراغِ مرغ، ماهی یا حبوبات می‌روند. یا موز: اگر گران شود، سیب و پرتقال جایش را می‌گیرد.

کشش قیمتی تقاضا

کالای بی‌کشش چیست؟

کالای بی‌کشش یا کم‌کشش جنسی است که مردم در هر حال لازمش دارند و جایگزینِ خوبی هم ندارد. نمک را در نظر بگیرید. اگر بسته‌اش ۲۰ هزار تومان گران‌تر شود، کسی غذا را بی‌نمک نمی‌پزد. اگر ارزان هم شود، کسی دو برابر نمک نمی‌خورد. داروی بیماری‌های خاص، کتابِ درسیِ بچه‌ها و قبضِ آب هم همین‌طورند.

یک نکته را فراموش نکنید: حتی فولاد هم زیرِ زورِ خیلی زیاد خم می‌شود. اگر قیمتِ یک جنسِ ضروری چند برابر شود، بالاخره مصرفش کم می‌شود. پس «بی‌کشش» یعنی در محدودهٔ معمولِ قیمت، نه در هر قیمتی.

چه چیزهایی کشش یک کالا را تعیین می‌کنند؟

تا اینجا دیدیم نان کم‌کشش است و پیتزا پرکشش. ولی چرا؟ پنج عامل جواب را می‌دهند.

  1. جایگزین دارد یا نه. این از همه مهم‌تر است. هر چه جایگزین بیشتر باشد، کشش بیشتر است. یک مارکِ مشخصِ شامپو جایگزینِ زیاد دارد و پرکشش است. خودِ «شامپو» به‌عنوانِ یک جنس، کم‌کشش‌تر است.
  2. ضروری است یا لوکس. کالای ضروری مثلِ نان کم‌کشش است. کالای لوکس مثلِ ساعتِ گران‌قیمت یا سفرِ خارجی پرکشش است، چون می‌شود عقبش انداخت.
  3. چه سهمی از خرجِ خانه دارد. پیاز در همهٔ غذاهاست ولی سهمِ کوچکی از خرجِ ماه دارد؛ گرانی‌اش کمتر به چشم می‌آید. اجاره یا قسطِ ماشین سهمِ بزرگی دارد؛ یک گرانیِ کوچکش هم آدم را به فکرِ تغییر می‌اندازد.
  4. زمان. در کوتاه‌مدت عادت‌ها عوض نمی‌شوند. در بلندمدت، مردم راهِ جایگزین پیدا می‌کنند. این‌قدر مهم است که پایین‌تر جدا درباره‌اش حرف می‌زنیم.
  5. تعریفِ بازار. «خوراکی» تقریباً بی‌کشش است، «میوه» کم‌کشش‌تر از «موز». هر چه جنس را دقیق‌تر تعریف کنیم، جایگزین بیشتر و کشش بیشتر می‌شود.

پس هر وقت خواستید کششِ چیزی را حدس بزنید، اول بپرسید: «اگر گران شود، مردم جایش چه می‌خرند؟» اگر جوابِ روشنی دارد، احتمالاً پرکشش است.

همهٔ کالاها در بلندمدت پرکشش‌ترند

بنزین مثالِ خوبی است. وقتی گران می‌شود، فردایش همه با همان ماشین سرِ کار می‌روند. ولی اگر گرانی بماند، کم‌کم ماشینِ کم‌مصرف خریدار پیدا می‌کند. بعضی‌ها خانه را نزدیکِ محلِ کار می‌گیرند. حمل‌ونقلِ عمومی شلوغ‌تر می‌شود.

نمونه‌اش را در دنیا دیده‌ایم. چند دهه پیش ماشین‌های ۸ سیلندر رایج بودند؛ امروز بیشترِ ماشین‌های تازه ۴ سیلندر یا کمتر دارند. سیگار هم همین است: سیگاریِ قدیمی با گرانی ترک نمی‌کند، ولی جوان‌ها کمتر شروع می‌کنند. پس یک گرانیِ ماندگار، در بلندمدت بیشتر از کوتاه‌مدت اثر دارد.

ولی یک شرط دارد: گرانی باید «واقعی» بماند. اگر قیمتِ بنزین به تومان بالا برود ولی به دلار و نسبت به حقوقِ مردم تقریباً همان بماند، الگوی مصرف عوض نمی‌شود. برای همین مصرفِ سوخت در ایران با وجودِ گرانی‌های چندباره، مثلاً افزایشِ قیمتِ آبانِ ۱۳۹۸، پایین نیامد. وقتی تورم خیلی زود گرانی را می‌خورد، مردم دلیلی برای تغییرِ عادت نمی‌بینند.

کشش در اقتصاد فقط کشش قیمتی نیست

کلمهٔ «کشش» در اقتصاد چند خواهر و برادر دارد. همه یک فکر دارند: یک چیز در برابرِ تغییرِ چیزِ دیگر چقدر واکنش نشان می‌دهد. سه تای مهمش این‌هاست.

کشش درآمدی؛ حقوق که بالا برود چه می‌خریم؟

کشش درآمدی یعنی وقتی درآمدِ مردم تغییر می‌کند، خریدِ یک جنس چقدر تغییر می‌کند. فرض کنید حقوقِ یک خانواده ۱۰٪ بالا برود و خریدِ گوشتش ۲۰٪ بیشتر شود. کشش درآمدیِ گوشت برای این خانواده ۲ است.

  • اگر عدد مثبت و کمتر از ۱ باشد، جنس ضروری است؛ مثلِ نان. درآمد بالا برود، کمی بیشتر می‌خرند.
  • اگر بیشتر از ۱ باشد، جنس لوکس است؛ مثلِ سفر و رستوران. درآمد بالا برود، خیلی بیشتر می‌خرند.
  • اگر منفی باشد، به آن «کالای پست» می‌گویند؛ یعنی جنسِ ارزانی که با پول‌دارتر شدن کمتر می‌خرندش. مثلاً برنجِ ارزان‌قیمت، وقتی خانواده بتواند برنجِ مرغوب بخرد.

یک نکتهٔ مهم: کم شدنِ درآمد و گران شدنِ همه‌چیز تقریباً یک اثر دارند. اگر حقوق نصف شود، مثلِ این است که قیمتِ همه‌چیز دو برابر شده. برای همین در سال‌های سخت، اولین چیزی که از سبدِ خانواده حذف می‌شود، جنس‌های لوکس و پس‌انداز است.

کشش متقاطع؛ رابطهٔ چای و قند

کشش متقاطع یعنی گران شدنِ یک جنس، خریدِ جنسِ دیگر را چطور تغییر می‌دهد. اگر گوشت گران شود و مردم مرغِ بیشتری بخرند، این دو «جانشین» هستند و کشش متقاطع‌شان مثبت است. اگر چای گران شود و قندِ کمتری خریده شود، این دو «مکمل» هستند و کشش متقاطع‌شان منفی است.

کشش عرضه؛ تولیدکننده چقدر زود جواب می‌دهد؟

کشش عرضه همان فکر را از طرفِ فروشنده نگاه می‌کند: اگر قیمت بالا برود، تولید چقدر بیشتر می‌شود؟ در اولِ همه‌گیریِ کرونا قیمتِ ماسک چند برابر شد. تولیدِ ماسک در کوتاه‌مدت نمی‌توانست زود زیاد شود. ولی چند ماه بعد کارگاه‌های زیادی ماسک تولید کردند و قیمت پایین آمد. پس عرضه هم در بلندمدت باکشش‌تر است.

جدولِ زیر این سه کشش را کنارِ هم خلاصه کرده است.

انواع کشش در اقتصاد به زبان ساده
نامِ کششچه چیزی را می‌سنجد؟عددش چه می‌گوید؟
کشش قیمتی تقاضاواکنشِ خریدِ یک جنس به قیمتِ خودشزیرِ ۱ کم‌کشش، بالای ۱ پرکشش
کشش درآمدیواکنشِ خرید به تغییرِ درآمدمنفی: کالای پست؛ بین صفر و ۱: ضروری؛ بالای ۱: لوکس
کشش متقاطعواکنشِ خریدِ یک جنس به قیمتِ جنسِ دیگرمثبت: جانشین؛ منفی: مکمل
کشش عرضهواکنشِ تولید به قیمتبالای ۱ یعنی تولیدکننده زود جواب می‌دهد

اگر یکی را خوب فهمیده باشید، بقیه را هم فهمیده‌اید. فقط جای «قیمت» یا «مقدار» عوض می‌شود.

کشش قیمتی تقاضا چه ربطی به سودِ شرکت‌ها و سهام دارد؟

تا اینجا از دیدِ خریدار نگاه کردیم. حالا جای صاحبِ کارخانه بنشینیم. او یک سؤالِ ساده دارد: «اگر قیمت را بالا ببرم، پولِ بیشتری دستم می‌آید یا کمتر؟» جوابش دقیقاً کشش است.

فروشِ کل = قیمت × تعداد

به همان دو مثال برگردیم. نانوایی قبل از گرانی ۵۰۰ نان × ۱۰ هزار تومان، یعنی ۵ میلیون تومان در روز می‌فروخت. بعد از گرانی ۴۹۰ نان × ۱۲ هزار تومان، یعنی حدودِ ۵ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان. فروش ۱۸٪ بیشتر شد.

پیتزافروشی قبلاً ۱۰۰ × ۳۰۰ هزار تومان، یعنی ۳۰ میلیون تومان در هفته می‌فروخت. بعد از گرانی ۸۰ × ۳۳۰ هزار تومان، یعنی ۲۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان. فروش ۱۲٪ کمتر شد.

قاعده‌اش این است: جنسِ کم‌کشش را گران کنید، پولِ فروش بالا می‌رود. جنسِ پرکشش را گران کنید، پولِ فروش پایین می‌آید. برعکسش هم درست است: تخفیف روی جنسِ کم‌کشش فقط پولِ فروشنده را کم می‌کند. نانوایی اگر نان را ارزان کند، کسی سه برابر نان نمی‌خرد.

تخفیفِ بیشتر همیشه سودِ بیشتر نیست

یک مثالِ دیگر را ببینیم. فرض کنید ساختِ هر دستگاه از یک جنس ۱ هزار تومان خرج دارد. شرکت سه قیمت را امتحان می‌کند. (عددها مثال‌اند.)

اثرِ قیمت بر سودِ یک شرکت فرضی با هزینهٔ ساختِ ۱ هزار تومان برای هر دستگاه
قیمتِ فروشتعدادِ فروشسودِ هر دستگاهسودِ کل
۳ هزار تومان۱ میلیون۲ هزار تومان۲ میلیارد تومان
۲ هزار و ۵۰۰ تومان۱ و نیم میلیون۱ هزار و ۵۰۰ تومان۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان
۲ هزار تومان۲ میلیون۱ هزار تومان۲ میلیارد تومان

تخفیفِ اول سود را بالا برد، ولی تخفیفِ دوم با اینکه فروش را بیشتر کرد، سود را برگرداند سرِ جای اول. پس سؤالِ درست این نیست که «با تخفیف بیشتر می‌فروشیم یا نه؟» سؤالِ درست این است: «چقدر بیشتر می‌فروشیم؟»

دولت‌ها هم همین حساب را دارند. گرانیِ جنسِ کم‌کششی مثلِ بنزین درآمدِ زیادی می‌آورد، ولی چون مردم چاره‌ای ندارند، نارضایتی هم زیاد می‌کند.

قدرت قیمت‌گذاری؛ سلاحِ شرکت در تورم

قدرت قیمت‌گذاری یعنی شرکت بتواند قیمت را بالا ببرد و مشتری‌اش را از دست ندهد. این همان کم‌کشش بودنِ تقاضا برای محصولِ اوست. شرکتی که جنسِ ضروری، برندِ محبوب یا رقیبِ کم دارد، معمولاً این قدرت را دارد.

در ایران این موضوع خیلی مهم است. وقتی دلار جهش می‌کند، موادِ اولیه گران می‌شود. حالا دو شرکت را در نظر بگیرید که خرجِ هر دو ۲۰٪ بالا رفته:

  • شرکتِ اول جنسِ ضروری و کم‌کشش می‌فروشد. قیمت را ۲۰٪ بالا می‌برد و فروشش تقریباً همان می‌ماند. سود هر سهم (EPS) آسیبِ کمی می‌بیند.
  • شرکتِ دوم جنسِ پرکشش و پررقیب می‌فروشد. اگر قیمت را بالا ببرد، مشتری می‌رود. اگر نبرد، حاشیهٔ سودش آب می‌شود. یعنی از هر ۱۰۰ تومان فروش، سهمِ کمتری سود می‌ماند.

یک ریزه‌کاریِ ایرانی هم هست. در ایران قیمتِ بعضی کالاها، مثلِ دارو، لبنیات یا خودرو، بارها به‌شکلِ دستوری تعیین شده است. در این حالت تقاضا هر قدر کم‌کشش باشد، شرکت اجازهٔ گران‌کردن ندارد. پس قدرت قیمت‌گذاری دو شرط دارد: مشتری بپذیرد، و دولت هم اجازه بدهد.

کشش قیمتی تقاضا

مثال: بازارِ شوینده‌ها

بازارِ مایعِ ظرفشویی را در نظر بگیرید. مارک‌های زیادی در قفسه هستند و کیفیت‌شان نزدیکِ هم است. اگر یکی از آن‌ها تنهایی ۱۵٪ گران کند، خیلی‌ها مارکِ کناری را برمی‌دارند. یعنی تقاضا برای «این مارک» پرکشش است.

ولی اگر همهٔ مارک‌ها با هم گران کنند، مثلاً چون موادِ اولیه گران شده، مردم باز هم ظرف می‌شویند. تقاضا برای «مایعِ ظرفشویی» کم‌کشش است. پس وقتی سهمِ یک شرکت را بررسی می‌کنید، کشش را هم برای کلِ صنعت ببینید و هم برای خودِ شرکت.

کشش قیمتی تقاضا

رکود، کالای لوکس و «اثرِ رژِ لب»

در رکود، فروشِ جنس‌های پرکشش و لوکس زودتر از همه افت می‌کند. فروشِ خوراکیِ اصلی، دارو و شوینده معمولاً بهتر دوام می‌آورد. برای همین در دورانِ رکودِ تورمی شرکت‌های تولیدکنندهٔ کالای ضروری معمولاً آرام‌ترند.

یک استثنای جالب هم گفته شده که به آن «اثرِ رژِ لب» می‌گویند؛ البته قطعی ثابت نشده. فکرش این است که در روزهای سخت، مردم لوکس‌خریدن را کامل کنار نمی‌گذارند؛ لوکسِ ارزان‌تر می‌خرند. مثلاً به‌جای پالتوی گران، یک رژِ لبِ خوب. پس همهٔ کالاهای لوکس به یک اندازه پرکشش نیستند.

کالاهایی هم هستند که اصلاً قانونِ تقاضا را برعکس می‌کنند و با گرانی بیشتر خریده می‌شوند. درباره‌شان در مقالهٔ کالای گیفن و کالای وبلن مفصل نوشته‌ام.

چک‌لیستِ سهامدار: کششِ محصولِ یک شرکت را چطور حدس بزنیم؟

هیچ‌جا عددِ دقیقِ کشش را برای محصولِ یک شرکت نمی‌نویسند. ولی با چند سؤالِ ساده می‌شود حدسِ خوبی زد. این همان کاری است که در تحلیل بنیادی به آن «قیمت‌گذاری یا قیمت‌پذیری» می‌گوییم.

  • محصولش ضروری است یا می‌شود خریدش را عقب انداخت؟
  • اگر گران کند، مشتری جایش چه می‌خرد؟ جایگزینِ ارزان و در دسترس هست؟
  • چند رقیبِ جدی دارد؟ برندش آن‌قدر محبوب هست که مشتری برایش بیشتر بپردازد؟
  • قیمتِ محصولش آزاد است یا دستوری؟
  • در گرانی‌های قبلی چه شد؟ در صورت سود و زیان ببینید بعد از گران شدنِ موادِ اولیه، حاشیهٔ سودِ ناخالص حفظ شد یا افت کرد.
  • مقدارِ فروش (تن، عدد، دستگاه) را جدا از مبلغِ فروش نگاه کنید. اگر مبلغ بالا رفته ولی مقدار ریخته، شرکت دارد مشتری از دست می‌دهد.

شرکتی که به بیشترِ این سؤال‌ها جوابِ خوب می‌دهد، معمولاً در تورم سودش را بهتر حفظ می‌کند. ولی این فقط یک تکه از پازل است. قیمتِ سهم، بدهی، مدیریت و آیندهٔ صنعت هم مهم‌اند. تصمیمِ نهایی با خودتان.

اشتباه‌های رایج دربارهٔ کشش قیمتی تقاضا

  1. یکی گرفتنِ «شیبِ منحنی» با کشش. کشش با درصد حساب می‌شود، نه با عددِ خام. روی یک منحنیِ صاف، کشش در قیمت‌های بالا و پایین فرق می‌کند.
  2. فکرِ اینکه کششِ یک جنس همیشه ثابت است. ژلِ ضدعفونی قبل از کرونا برای خیلی‌ها جنسِ غیرضروری بود. بعد از کرونا ضروری شد و با وجودِ گرانی، خریدش پایین نیامد.
  3. یکی گرفتنِ کششِ کلِ کالا و کششِ یک مارک. بنزین کم‌کشش است، ولی بنزینِ یک جایگاهِ مشخص، اگر جایگاهِ کناری ارزان‌تر باشد، پرکشش است.
  4. فراموش کردنِ زمان. اینکه امروز گرانی اثری نداشت، یعنی شش ماهِ دیگر هم اثری ندارد؟ نه.
  5. تخفیف به هر قیمتی. تخفیف روی جنسِ کم‌کشش فقط سود را می‌برد.

پس دفعهٔ بعد که خبرِ گرانیِ یک جنس را شنیدید، از خودتان بپرسید: «مردم چقدر کمتر می‌خرند؟ و شرکتِ فروشنده چقدر ضرر یا سود می‌کند؟» همین دو سؤال شما را یک قدم از بیشترِ سهامدارها جلو می‌اندازد. اگر می‌خواهید این را در بزرگ‌تر ببینید، مقالهٔ اقتصاد کلان و اثرش بر بورس را هم بخوانید.

سوالات متداول

کشش قیمتی تقاضا چیست؟

کشش قیمتی تقاضا نشان می‌دهد وقتی قیمت یک کالا تغییر می‌کند، مقدار خرید مردم چقدر تغییر می‌کند. اگر با گرانی کمی، خرید خیلی کم شود، کالا پرکشش است و اگر خرید تقریباً ثابت بماند، کالا کم‌کشش است.

کشش قیمتی تقاضا چطور محاسبه می‌شود؟

درصد تغییر مقدار خرید را بر درصد تغییر قیمت تقسیم کنید. مثلاً اگر قیمت ۱۰ درصد بالا برود و خرید ۲۰ درصد کم شود، کشش برابر ۲ است. علامت منفی را معمولاً کنار می‌گذارند و فقط به خود عدد نگاه می‌کنند.

کالای بی‌کشش چیست؟

کالایی که مردم در هر قیمتی تقریباً همان مقدار از آن را می‌خرند، چون ضروری است و جایگزین خوبی ندارد؛ مثل انسولین برای بیمار دیابتی، نمک یا نان. کشش این کالاها صفر یا خیلی کمتر از یک است.

کالای کشش‌پذیر یعنی چه؟

کالای کشش‌پذیر یا پرکشش کالایی است که با کمی گرانی، خریدش بیشتر از درصد گرانی کم می‌شود؛ چون جایگزین زیاد دارد یا ضروری نیست. پیتزا، سفر تفریحی و یک مارک مشخص از شامپو نمونه‌های آن هستند.

فرق کشش قیمتی و کشش درآمدی چیست؟

کشش قیمتی واکنش خرید به تغییر قیمت خود کالا را می‌سنجد. کشش درآمدی واکنش خرید به تغییر درآمد خانوار را می‌سنجد. با کشش درآمدی می‌فهمیم کالا ضروری است، لوکس است یا کالای پست.

کشش قیمتی تقاضا چه ربطی به سهام دارد؟

شرکتی که محصول کم‌کشش می‌فروشد، در تورم می‌تواند قیمت را بالا ببرد بی‌آنکه مشتری زیادی از دست بدهد و سودش را حفظ کند. شرکتی که محصول پرکشش و پررقیب دارد، با گرانی مواد اولیه حاشیه سودش کم می‌شود.

آیا بنزین کالای بی‌کشش است؟

در کوتاه‌مدت بنزین کم‌کشش است، چون مردم باید سر کار بروند و جایگزین سریعی ندارند. ولی اگر گرانی واقعی و ماندگار باشد، در بلندمدت مردم سراغ ماشین کم‌مصرف و حمل‌ونقل عمومی می‌روند و مصرف کم می‌شود.

آیا همیشه با تخفیف فروش و سود بیشتر می‌شود؟

نه. تخفیف روی کالای کم‌کشش مثل نان، فروش را زیاد نمی‌کند و فقط درآمد را کم می‌کند. روی کالای پرکشش ممکن است فروش زیاد شود، ولی اگر سود هر واحد بیش از حد کم شود، سود کل باز هم پایین می‌آید.

نویسنده

فائزه حیدری

۱۱۴ نوشته دربارهٔ آموزش بورس و تحلیل بنیادی

به‌عنوان یک کارشناس ارشد مالی، برای من پول و مدیریت سرمایه بسیار جذاب است. از این جهت که بتوانم براساس مطلوبیت‌های خودم تصمیم بگیرم، نه براساس موجودی حساب بانکی‌ام.

همهٔ نوشته‌های فائزه حیدری
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ ویژهٔ ورود به بورسبرای کسانی که می‌خواهند خرید و فروش سهام، انتخاب سهم و ورود اصولی به بورس را از پایه یاد بگیرند.۱۳ ساعت · ۵ جلسهجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    ۲ دیدگاهِ پیشین

    1. رضا نجار ·

      سلام خیلی عالی بود

      1. محمود دوسیده ·

        با سلام و احترام.
        خوشحالیم که محتوای ارائه شده برای شما مفید بوده است.