هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

تحلیل بازار چیست؟ روش‌های تحلیل بنیادی، تکنیکال، احساسات و تابلوخوانی به زبان ساده

فهرست مطالب۱۶ بخش
  1. تحلیل بازار چیست؟ با یک مثالِ آپارتمان
  2. انواع روش‌های تحلیل بازار کدام‌اند؟
  3. تحلیل بنیادی: این سهم واقعاً چقدر می‌ارزد؟
  4. تحلیلگرِ بنیادی به چه چیزهایی نگاه می‌کند؟
  5. نقطهٔ قوت و ضعفِ تحلیل بنیادی
  6. تحلیل تکنیکال: قیمت کجای مسیرش است؟
  7. ابزارهای اصلیِ تحلیل تکنیکال
  8. نقطهٔ قوت و ضعفِ تحلیل تکنیکال
  9. تحلیل بنیادی بهتر است یا تکنیکال؟
  10. تحلیل احساسات (سنتیمنتال): مردم می‌ترسند یا طمع کرده‌اند؟
  11. نشانه‌های احساساتِ بازار را از کجا ببینیم؟
  12. تابلوخوانی: پولِ واقعی کجا می‌رود؟
  13. عددهای مهمِ تابلوخوانی
  14. تحلیل کلان و بین‌بازاری: دلار و نفت با بورس چه می‌کنند؟
  15. تحلیل آنچین: مخصوصِ ارزهای دیجیتال
  16. روش‌های تحلیل بازار در یک جدول
  17. چطور روش‌های تحلیل را با هم ترکیب کنیم؟ یک مثالِ قدم‌به‌قدم
  18. کدام روشِ تحلیل به کارِ شما می‌آید؟
  19. اشتباه‌های رایج در تحلیل بازار
  20. چک‌لیستِ تحلیل بازار پیش از هر خرید
  21. سوالات متداول
  22. جمع‌بندی
تحلیل بازار چیست؟ روش‌های تحلیل بنیادی، تکنیکال، احساسات و تابلوخوانی به زبان ساده

خیلی‌ها از من می‌پرسند: «سهمی را که همه تعریفش را می‌کنند بخرم یا نه؟ از کجا بفهمم گران است یا ارزان؟» جواب این پرسش در دو کلمه است: تحلیل بازار.

تحلیل بازار یعنی پیش از خرید و فروش، با روشی مشخص بررسی کنیم که یک سهم، سکه یا ارز چقدر می‌ارزد، قیمتش به کدام سمت می‌رود و حال‌وهوای خریداران و فروشندگان چیست. سه روشِ اصلیِ آن تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال و تحلیل احساسات بازار است. تابلوخوانی، تحلیل بین‌بازاری و تحلیل آنچین هم کنارشان کار می‌کنند.

در این نوشته همهٔ این روش‌ها را با زبانِ ساده و مثالِ زندگیِ روزمره کنارِ هم می‌گذاریم. آخرش هم می‌بینیم کدام به کارِ شما می‌آید و چطور با هم ترکیبشان کنیم.

تحلیل بازار چیست؟ با یک مثالِ آپارتمان

فرض کنید می‌خواهید یک آپارتمان بخرید. آدمِ عاقل چشم‌بسته پول نمی‌دهد. اول سه کار می‌کند.

  1. خودِ خانه را بررسی می‌کند: سالِ ساخت، اسکلت، محله، نزدیکیِ مترو، اجاره‌ای که می‌شود از آن گرفت. این می‌شود همان تحلیل بنیادی.
  2. تاریخچهٔ قیمت را نگاه می‌کند: قیمتِ متری این محله در چند سالِ گذشته چطور بالا و پایین شده و الان در اوج است یا در کف. این می‌شود تحلیل تکنیکال.
  3. حالِ بازار را می‌سنجد: بنگاه‌ها شلوغ‌اند یا خلوت؟ مردم با عجله می‌خرند یا همه منتظرِ ارزانی‌اند؟ این می‌شود تحلیل احساسات و تابلوخوانی.

بازارِ بورس هم دقیقاً همین است، فقط سریع‌تر و با عددهای دقیق‌تر. تحلیل بازار بورس یعنی همین سه نگاه را با داده‌های واقعی انجام بدهیم: صورت‌های مالیِ شرکت، نمودارِ قیمت و رفتارِ خریداران و فروشندگان.

یک نکته را از همین اول بگویم. تحلیل یعنی سنجیدنِ احتمال، نه پیشگویی. هیچ روشی آینده را صددرصد نشان نمی‌دهد. تحلیل فقط کمک می‌کند تصمیمِ بهتری بگیرید و کمتر غافلگیر شوید.

پس تحلیل بازار مثلِ چک‌کردنِ خانه پیش از امضای قولنامه است. حالا ببینیم این روش‌ها دقیقاً کدام‌اند.

نمودار مفهومی روش‌های تحلیل بازار: کلان و بین‌بازاری، بنیادی، تکنیکال، احساسات و تابلوخوانی
هر روشِ تحلیل بازار به یک پرسش جواب می‌دهد؛ تصمیم وقتی محکم‌تر است که چند روش هم‌جهت باشند.

انواع روش‌های تحلیل بازار کدام‌اند؟

اگر همهٔ روش‌های تحلیل بازار را در یک جمله خلاصه کنیم، هر کدام به یک پرسش جواب می‌دهد:

  • تحلیل بنیادی: «این دارایی واقعاً چقدر می‌ارزد؟» یعنی چه بخرم.
  • تحلیل تکنیکال: «قیمت الان کجای مسیرش است؟» یعنی کی بخرم و کی بفروشم.
  • تحلیل احساسات (سنتیمنتال): «مردم الان می‌ترسند یا طمع کرده‌اند؟»
  • تابلوخوانی: «امروز پولِ واقعی دارد وارد این سهم می‌شود یا خارج؟»
  • تحلیل کلان و بین‌بازاری: «دلار، طلا، نفت و نرخ بهره چه اثری بر این بازار دارند؟»
  • تحلیل آنچین: مخصوصِ ارزهای دیجیتال؛ «روی خودِ شبکهٔ بلاکچین چه خبر است؟»

در ادامه هر کدام را جدا باز می‌کنیم. اول از قدیمی‌ترینش شروع کنیم.

تحلیل بنیادی: این سهم واقعاً چقدر می‌ارزد؟

تحلیل بنیادی (فاندامنتال) یعنی خودِ شرکت را بررسی کنیم تا ارزش ذاتیِ سهمش را تخمین بزنیم. ارزش ذاتی یعنی قیمتِ منصفانهٔ یک سهم با توجه به سودی که شرکت در سال‌های آینده می‌سازد، جدا از اینکه امروز بازار چه قیمتی رویش گذاشته.

منطقش ساده است. اگر ارزش ذاتی از قیمتِ بازار بیشتر باشد، سهم ارزان است. اگر کمتر باشد، گران است. مثلِ مغازه‌ای که ماهی ۱۰ میلیون تومان اجاره می‌دهد؛ هر کسی بخواهد آن را ۱۰ میلیارد تومان بخرد، باید حساب کند پولش چند سال بعد برمی‌گردد.

تحلیلگرِ بنیادی به چه چیزهایی نگاه می‌کند؟

کارِ تحلیلگرِ بنیادی معمولاً از بالا به پایین است. اول اقتصادِ کشور را می‌بیند، بعد صنعت را، بعد خودِ شرکت را.

  1. اقتصاد کلان: تورم، نرخ دلار، نرخ بهرهٔ بانکی، رشدِ اقتصادی و سیاست‌های دولت. برای مثال وقتی دلار بالا می‌رود، شرکت‌های صادراتی معمولاً سودِ ریالیِ بیشتری می‌سازند.
  2. صنعت: قیمتِ جهانیِ محصول، رقبا، قیمت‌گذاریِ دستوری، تحریم و هزینهٔ انرژی.
  3. خودِ شرکت: فروش، سود، بدهی، مدیریت و برنامه‌های آینده. این‌ها را از صورت‌های مالی و گزارش‌هایی که شرکت‌ها در سامانهٔ کدال منتشر می‌کنند درمی‌آورد.

ابزارهای رایجِ این روش نسبت‌های مالی‌اند. معروف‌ترینش نسبت P/E است؛ یعنی قیمتِ سهم چند برابرِ سودِ سالانهٔ هر سهم است. P/E برابرِ ۵ یعنی اگر سود ثابت بماند، حدودِ ۵ سال طول می‌کشد تا پولتان از محلِ سود برگردد.

نقطهٔ قوت و ضعفِ تحلیل بنیادی

نقطهٔ قوتش این است که شما را از خریدنِ شرکتِ پوچ و زیان‌ده نجات می‌دهد. سرمایه‌گذارِ بلندمدت بدونِ آن مثلِ کسی است که خانه را فقط از روی رنگِ درش می‌خرد.

ضعفش این است که زمان را خوب نشان نمی‌دهد. ممکن است سهمی واقعاً ارزان باشد، ولی ماه‌ها یا حتی یکی دو سال ارزان بماند. بازار گاهی دیر به ارزش ذاتی می‌رسد.

پس تحلیل بنیادی می‌گوید چه بخریم. اگر می‌خواهید قدم‌به‌قدم یادش بگیرید، مقالهٔ تحلیل بنیادی چیست را بخوانید. ولی پرسشِ «کی بخرم؟» هنوز بی‌جواب مانده.

تحلیل تکنیکال: قیمت کجای مسیرش است؟

تحلیل تکنیکال یعنی با بررسیِ نمودارِ قیمت و حجمِ معاملاتِ گذشته، حرکتِ احتمالیِ قیمت در آینده را بسنجیم. تحلیلگرِ تکنیکال کاری ندارد شرکت چه می‌سازد. او فقط به ردپای خریداران و فروشندگان روی نمودار نگاه می‌کند.

این روش روی سه فرضِ قدیمی بنا شده است:

  1. همه‌چیز در قیمت دیده می‌شود. خبر، سود، ترس و امید، همه در نهایت خودشان را در قیمت نشان می‌دهند.
  2. قیمت در روند حرکت می‌کند. روند یعنی جهتِ کلیِ قیمت در یک دوره؛ رو به بالا، رو به پایین یا خنثی. روندی که شروع شده، معمولاً تا مدتی ادامه پیدا می‌کند.
  3. تاریخ تکرار می‌شود. آدم‌ها در ترس و طمع رفتارهای مشابهی دارند. برای همین الگوهای مشابه بارها روی نمودار دیده می‌شوند.

ابزارهای اصلیِ تحلیل تکنیکال

  • نمودارِ شمعی: هر کندل نشان می‌دهد قیمت در یک روز (یا هر دورهٔ دیگر) از کجا شروع شد، تا کجا بالا و پایین رفت و کجا بسته شد.
  • حمایت و مقاومت: حمایت و مقاومت یعنی قیمت‌هایی که بارها خریداران یا فروشندگان در آن‌ها زیاد شده‌اند. مثلِ کف و سقفِ یک اتاق.
  • خطِ روند و الگوهای قیمتی: مثلِ مثلث، سقفِ دوقلو و سر و شانه.
  • اندیکاتورها: فرمول‌هایی روی قیمت و حجم، مثلِ RSI و میانگین متحرک، که سرعت و قدرتِ حرکت را نشان می‌دهند.

نقطهٔ قوت و ضعفِ تحلیل تکنیکال

قوتش این است که برای زمان‌بندی خوب است و تقریباً در هر بازاری کار می‌کند: سهم، طلا، دلار و ارز دیجیتال. حدِ ضرر را هم روشن می‌کند؛ یعنی می‌گوید اگر قیمت به کجا رسید، اشتباه کرده‌اید و باید بیرون بیایید.

ضعفش این است که نمودار از خبرِ ناگهانی خبر ندارد. یک تصمیمِ دولتی یا یک گزارشِ بد می‌تواند همهٔ خط‌کشی‌ها را به هم بریزد. ضمن اینکه دو تحلیلگر ممکن است از یک نمودار دو برداشتِ متفاوت داشته باشند.

پس تکنیکال جوابِ «کی» را می‌دهد. شروعِ یادگیری‌اش هم مقالهٔ آشنایی با تحلیل تکنیکال است.

تحلیل بنیادی بهتر است یا تکنیکال؟

این دعوای قدیمیِ بازار است. جوابِ کوتاهِ من: هیچ‌کدام به‌تنهایی بهتر نیست؛ بستگی دارد شما چه کسی هستید و چقدر می‌خواهید پولتان را نگه دارید.

این جدول دو روش را کنارِ هم می‌گذارد:

مقایسهٔ تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال
ویژگیتحلیل بنیادیتحلیل تکنیکال
پرسشِ اصلیچه بخرم؟ این سهم چقدر می‌ارزد؟کی بخرم و کی بفروشم؟
داده‌هاصورت‌های مالی، اخبارِ صنعت، اقتصاد کلاننمودارِ قیمت و حجمِ معاملات
افقِ زمانیچند ماه تا چند سالچند روز تا چند ماه (گاهی کوتاه‌تر)
مناسبِسرمایه‌گذارِ بلندمدت و صبورمعامله‌گرِ فعال که وقتِ دنبال‌کردنِ بازار را دارد
نقطهٔ ضعفزمانِ ورود را خوب نشان نمی‌دهدخبرِ ناگهانی و ارزشِ واقعیِ شرکت را نمی‌بیند
دانشِ لازمحسابداری و اقتصاد در حدِ پایهشناختِ الگوها، اندیکاتورها و مدیریتِ ریسک

می‌بینید که این دو رقیبِ هم نیستند؛ مکملِ هم‌اند. یکی چشمش به خودِ کالاست، دیگری به رفتارِ خریداران. مقالهٔ تکنیکال یا بنیادی هم این بحث را از زاویهٔ انتخابِ سهم باز کرده است.

پس اگر قرار است فقط یکی را یاد بگیرید، اول ببینید کدام به سبکِ زندگیِ شما می‌خورد. ولی هنوز یک عاملِ دیگر مانده که خیلی‌ها فراموشش می‌کنند: حالِ آدم‌ها.

تحلیل احساسات (سنتیمنتال): مردم می‌ترسند یا طمع کرده‌اند؟

تحلیل احساسات یا تحلیل سنتیمنتال یعنی بسنجیم جمعِ سرمایه‌گذاران الان خوش‌بین‌اند یا بدبین. قیمت را در کوتاه‌مدت فقط عدد و سود تعیین نمی‌کند. ترس و طمعِ آدم‌ها هم نقشِ بزرگی دارد.

یادتان هست وقتی سکه تند بالا می‌رود، جلوی طلافروشی‌های بازارِ تهران صف می‌کشند؟ همان آدم‌ها وقتی قیمت می‌ریزد، با عجله می‌فروشند. بازارِ بورس هم همین را بارها دیده است: خریدِ دسته‌جمعی در اوج و فروشِ دسته‌جمعی در کف.

نشانه‌های احساساتِ بازار را از کجا ببینیم؟

  • شاخص ترس و طمع: عددی بین ۰ تا ۱۰۰ که چند نشانهٔ بازار را با هم جمع می‌کند. نزدیکِ صفر یعنی ترسِ شدید، نزدیکِ ۱۰۰ یعنی طمعِ شدید. توضیحِ کاملش در مقالهٔ شاخص ترس و طمع آمده است.
  • صف‌های خرید و فروش: وقتی ده‌ها سهم هم‌زمان صفِ خرید یا صفِ فروش دارند، احساسات بر بازار حاکم شده است.
  • حال‌وهوای اطرافیان: وقتی راننده تاکسی و همسایه و فامیل همه حرفِ خریدِ سهم یا ارز دیجیتال را می‌زنند، معمولاً بازار داغ شده است.
  • تیترِ خبرها و فضای مجازی: تیترهای پرهیجان، پیش‌بینی‌های «حتماً می‌رود بالا» و گروه‌های سیگنال‌فروشی نشانهٔ هیجانِ زیاد است.

تحلیلگرِ احساسات معمولاً خلافِ جمع فکر می‌کند. وقتی همه می‌ترسند، دنبالِ فرصت می‌گردد. وقتی همه سرمستِ سودند، محتاط می‌شود. این همان چرخه‌ای است که در مقالهٔ چرخه احساسات سرمایه‌گذاران نشان داده‌ایم.

ولی حواسمان باشد. ترس می‌تواند مدتِ زیادی ادامه پیدا کند و «ارزان» می‌تواند «ارزان‌تر» شود. برای همین تحلیل احساسات به‌تنهایی کافی نیست. پس آن را مثلِ دماسنجِ بازار ببینید، نه مثلِ قطب‌نما.

تابلوخوانی: پولِ واقعی کجا می‌رود؟

تابلوخوانی یعنی از روی اطلاعاتِ لحظه‌ایِ تابلوی معاملات بفهمیم چه کسانی، با چه حجمی و با چه عجله‌ای دارند می‌خرند یا می‌فروشند. این روش در بازارِ ایران خیلی رایج است، چون سایت TSETMC اطلاعاتِ خرید و فروشِ حقیقی و حقوقی را برای هر سهم نشان می‌دهد.

حقیقی یعنی آدم‌های معمولی مثلِ من و شما. حقوقی یعنی شرکت‌ها، صندوق‌ها و بانک‌ها. تابلوخوان دنبالِ این است که پولِ درشت کجا می‌رود.

عددهای مهمِ تابلوخوانی

  • حجم و ارزشِ معاملات: اگر حجمِ امروز چند برابرِ میانگینِ روزهای قبل باشد، خبری هست. معیارِ مقایسه معمولاً میانگین حجم ماه است.
  • سرانهٔ خرید و فروش: یعنی هر خریدارِ حقیقی به‌طورِ متوسط چقدر خریده است. اگر ارزشِ کلِ خریدِ حقیقی‌ها ۲ میلیارد تومان باشد و ۱۰۰ نفر خریده باشند، سرانهٔ خرید ۲۰ میلیون تومان است.
  • قدرتِ خریدار: سرانهٔ خرید تقسیم بر سرانهٔ فروش. اگر سرانهٔ خرید ۲۰ میلیون و سرانهٔ فروش ۱۰ میلیون تومان باشد، قدرتِ خریدار ۲ است؛ یعنی خریداران دستِ پُرتری دارند. (عددها مثال‌اند.)
  • ورود و خروجِ پولِ حقیقی: اگر حقیقی‌ها بیشتر از آنچه فروخته‌اند خریده باشند، پولِ حقیقی وارد سهم شده است. بعضی‌ها برای پیدا کردنش از فیلتر پول هوشمند استفاده می‌کنند.
  • صف‌ها و سفارش‌ها: حجمِ صفِ خرید یا فروش و اینکه صف دارد پُر می‌شود یا خالی.

تابلوخوانی برای معامله‌های کوتاه‌مدت مفید است، چون رفتارِ واقعیِ پول را نشان می‌دهد، نه حرفِ آدم‌ها را. ولی پشتوانهٔ علمیِ آن از بنیادی و تکنیکال کمتر است و گاهی بازیگرانِ بزرگ عمداً تابلو را گول‌زننده نشان می‌دهند. مثلاً صفِ خریدِ سنگین می‌گذارند تا دیگران را به خرید بکشانند.

پس تابلوخوانی را برای تأییدِ تصمیم به کار ببرید، نه برای تصمیمِ اصلی.

تحلیل کلان و بین‌بازاری: دلار و نفت با بورس چه می‌کنند؟

هیچ بازاری در خلأ حرکت نمی‌کند. در ایران این حرف از هر جای دیگری درست‌تر است. دلار، طلا، مسکن، خودرو و بورس مثلِ ظرف‌های به‌هم‌پیوسته‌اند؛ پول از یکی بیرون می‌رود و در دیگری می‌ریزد.

تحلیل کلان یعنی اثرِ تورم، نرخ بهره، نرخ دلار و سیاست‌های دولت را روی بازار بسنجیم. برای مثال، زنجیره‌اش این‌طور است: نرخ سودِ بانکی بالا برود یعنی سپرده جذاب‌تر می‌شود؛ بخشی از پول از بورس به بانک می‌رود؛ در نتیجه فشارِ فروش در بورس زیاد می‌شود. توضیحِ بیشترش در مقالهٔ اقتصاد کلان چطور بر بورس اثر می‌گذارد هست.

تحلیل بین‌بازاری یعنی رابطهٔ بازارها با هم را دنبال کنیم. بیشترِ شرکت‌های بزرگِ بورسِ ایران فولادی، پتروشیمی، معدنی و پالایشی‌اند. سودِ آن‌ها به قیمتِ جهانیِ کالا و نرخ دلار بستگی دارد. برای همین تحلیلگرِ این سهم‌ها همیشه یک چشمش به قیمتِ جهانیِ فلزات و نفت است. مقالهٔ تحلیل بین بازاری این رابطه‌ها را دقیق‌تر توضیح داده است.

پس اگر فقط به نمودارِ یک سهم نگاه کنید، مثلِ کسی هستید که هوای حیاط را می‌بیند ولی پیش‌بینیِ هوای شهر را نخوانده است.

تحلیل آنچین: مخصوصِ ارزهای دیجیتال

تحلیل آنچین یعنی بررسیِ داده‌هایی که مستقیم روی بلاکچین ثبت می‌شوند. در بلاکچینِ بیت‌کوین و بیشترِ ارزهای دیجیتال، همهٔ تراکنش‌ها عمومی است. پس می‌شود دید چند کیف پولِ فعال وجود دارد، دارندگانِ بزرگ می‌خرند یا می‌فروشند و چه مقدار سکه جابه‌جا شده است.

این نوعی تحلیل بنیادی برای ارز دیجیتال است، چون شرکت و صورت مالی ندارد که بخوانیم. اگر در این بازار فعالید، مقالهٔ تحلیل آنچین را ببینید. برای سهامِ بورسِ تهران این روش کاربردی ندارد.

روش‌های تحلیل بازار در یک جدول

برای اینکه تصویرِ کلی در ذهنتان بماند، همهٔ روش‌ها را این‌جا کنارِ هم گذاشته‌ام:

مقایسهٔ روش‌های تحلیل بازار
روشبه چه پرسشی جواب می‌دهد؟بیشترین کاربردمهم‌ترین هشدار
بنیادیچقدر می‌ارزد؟ چه بخرم؟سرمایه‌گذاریِ بلندمدت در سهمارزان ممکن است مدت‌ها ارزان بماند
تکنیکالکی بخرم و کی بفروشم؟زمان‌بندی در همهٔ بازارهاخبرِ ناگهانی را نمی‌بیند
احساسات (سنتیمنتال)بازار ترسیده یا طمع کرده؟پیدا کردنِ اوج‌ها و کف‌های هیجانیترس و طمع می‌تواند طولانی شود
تابلوخوانیپولِ واقعی وارد می‌شود یا خارج؟معامله‌های کوتاه‌مدت در بورسِ ایرانتابلو را می‌شود گول‌زننده چید
کلان و بین‌بازاریدلار، نفت و نرخ بهره چه اثری دارند؟انتخابِ بازار و صنعتاثرِ خبرها با تأخیر به قیمت می‌رسد
آنچینروی شبکهٔ بلاکچین چه خبر است؟ارزهای دیجیتالتفسیرِ داده‌ها تخصص می‌خواهد

می‌بینید که هر روش یک تکه از پازل را نشان می‌دهد. کسی که فقط یک تکه را دارد، تصویرِ کامل را نمی‌بیند.

چطور روش‌های تحلیل را با هم ترکیب کنیم؟ یک مثالِ قدم‌به‌قدم

بیایید با هم یک سهمِ فرضی را بررسی کنیم. اسمش را می‌گذاریم «شرکتِ الف»، یک شرکتِ صادراتی. همهٔ عددها مثال‌اند.

  1. نگاهِ کلان: دلار در ماه‌های اخیر بالا رفته و قیمتِ جهانیِ محصولِ شرکت ثابت مانده است. پس فروشِ ریالیِ شرکت احتمالاً بیشتر می‌شود. نشانهٔ خوبی است.
  2. نگاهِ بنیادی: سودِ سالانهٔ هر سهم را ۱۰۰ تومان تخمین می‌زنیم. قیمتِ سهم ۷۰۰ تومان است؛ یعنی P/E حدودِ ۷. میانگینِ P/E هم‌گروه‌هایش ۹ است. پس سهم نسبت به هم‌صنعت‌هایش ارزان‌تر به نظر می‌رسد.
  3. نگاهِ تکنیکال: قیمت بعد از چند ماه ریزش، دو بار به ۶۵۰ تومان رسیده و برگشته است. یعنی ۶۵۰ یک حمایت است. اگر بخریم، حدِ ضرر را کمی زیرِ ۶۵۰ می‌گذاریم.
  4. نگاهِ احساسات: بازار چند هفته است ناامید است و خبری از صف‌های خریدِ هیجانی نیست. کسی سراغِ این سهم را نمی‌گیرد. از نگاهِ تحلیلگرِ احساسات، این آرامی بد نیست.
  5. نگاهِ تابلو: در دو روزِ اخیر حجم دو برابرِ میانگینِ ماه شده و حقیقی‌ها با قدرتِ خریدارِ حدودِ ۱٫۵ خریده‌اند. پول دارد آرام وارد می‌شود.

حالا جمع بزنیم. بنیادی می‌گوید سهم ارزان است، تکنیکال جای ورود و حدِ ضرر را نشان می‌دهد و تابلو تأیید می‌کند که پول دارد می‌آید. وقتی چند روش هم‌جهت می‌شوند، احتمالِ درست بودنِ تصمیم بیشتر است. ولی باز هم فقط احتمال است.

اگر روش‌ها با هم نمی‌خوانند، مثلاً بنیادی می‌گوید ارزان است ولی نمودار هنوز رو به پایین است، صبر کردن هم یک تصمیم است. پس روش‌ها را مثلِ نظرِ چند پزشک ببینید: وقتی همه یک چیز می‌گویند، با خیالِ راحت‌تری تصمیم می‌گیرید.

کدام روشِ تحلیل به کارِ شما می‌آید؟

جوابِ این پرسش به سه چیز بستگی دارد: چقدر وقت دارید، چقدر می‌خواهید پولتان را نگه دارید و تحمل‌تان در برابرِ نوسان چقدر است.

  • کارمندید و وقتِ دنبال‌کردنِ هرروزهٔ بازار را ندارید: روی تحلیل بنیادی و نگاهِ کلان تمرکز کنید و برای زمانِ خرید، تکنیکال را در حدِ حمایت و مقاومت یاد بگیرید. اگر حتی همین هم وقت نمی‌گذارید، صندوق‌های سرمایه‌گذاری را جدی بگیرید.
  • معامله‌گرِ فعالید و هر روز بازار را می‌بینید: تکنیکال و تابلوخوانی ابزارِ اصلیِ شماست، ولی بی‌اعتنا به بنیادی نباشید تا سهمِ پوچ نخرید.
  • در ارز دیجیتال فعالید: تکنیکال، احساسات و آنچین بیشترین کاربرد را دارند.

توصیهٔ من این است که اول یک روش را درست و کامل یاد بگیرید، بعد سراغِ بقیه بروید. کسی که از هر روش یک ذره بلد است، در روزِ سخت از هیچ‌کدام کمک نمی‌گیرد.

اشتباه‌های رایج در تحلیل بازار

این‌ها اشتباه‌هایی است که بارها دیده‌ام آدم‌ها را ضرر داده است:

  1. تحلیل را با پیشگویی یکی گرفتن. هیچ تحلیلی تضمین نیست. همیشه برای «اگر اشتباه کردم چه؟» برنامه داشته باشید.
  2. دنبالِ سیگنال رفتن به‌جای تحلیل. خریدن با پیامِ یک کانال یعنی تصمیمِ پولتان را به کسی سپرده‌اید که نمی‌شناسیدش.
  3. فقط شواهدِ موافق را دیدن. وقتی سهمی را دوست داریم، فقط خبرهای خوبش را می‌بینیم. به این خطای ذهنی سوگیریِ تأیید می‌گویند.
  4. قاطی کردنِ افق‌های زمانی. با دلیلِ بنیادی و بلندمدت خریدن، ولی با یک ریزشِ دوروزه از ترس فروختن.
  5. بی‌توجهی به اقتصادِ کلان. بهترین سهم هم در بازاری که پول از آن فرار می‌کند، ممکن است مدتی پایین برود.
  6. شلوغ کردنِ نمودار. ده اندیکاتور روی یک نمودار، به‌جای وضوح، سردرگمی می‌آورد.

پس پیش از هر تحلیلی، با خودتان روراست باشید: دنبالِ حقیقت هستید یا دنبالِ تأییدِ حرفِ دلتان؟

چک‌لیستِ تحلیل بازار پیش از هر خرید

پیش از اینکه دکمهٔ خرید را بزنید، این سؤال‌ها را از خودتان بپرسید:

  • حالِ کلیِ بازار چطور است؟ روندِ شاخص کل بورس رو به بالاست یا پایین؟
  • دلار، نرخ بهره و قیمتِ جهانیِ کالا به نفعِ این صنعت است یا به ضررش؟
  • این شرکت سودساز است؟ نسبت‌هایش در مقایسه با هم‌گروه‌ها منطقی است؟
  • قیمت الان کجای نمودار است؟ نزدیکِ حمایت یا نزدیکِ مقاومت؟
  • اگر اشتباه کرده باشم، در چه قیمتی بیرون می‌آیم؟ حدِ ضررم کجاست؟
  • بازار در هیجان است یا در ترس؟ من دارم از روی ترس یا طمع تصمیم می‌گیرم؟
  • تابلو چه می‌گوید؟ پولِ حقیقی وارد می‌شود یا خارج؟
  • چقدر از کلِ سرمایه‌ام را در این خرید می‌گذارم؟ اگر نصفش از بین برود، زندگی‌ام به هم می‌ریزد؟

اگر جوابِ چند سؤالِ اول را نمی‌دانید، هنوز آمادهٔ خرید نیستید. پس یا تحلیل را کامل کنید یا صبر کنید.

سوالات متداول

تحلیل بازار چیست؟

تحلیل بازار یعنی پیش از خرید و فروش، با روشی مشخص بسنجیم یک دارایی چقدر می‌ارزد، قیمتش احتمالاً به کدام سمت می‌رود و حال‌وهوای خریداران و فروشندگان چیست. هدفش بهتر کردنِ تصمیم است، نه پیشگوییِ قطعیِ آینده.

انواع روش‌های تحلیل بازار کدام‌اند؟

سه روشِ اصلی تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال و تحلیل احساسات است. در بورسِ ایران تابلوخوانی هم رایج است. تحلیل کلان و بین‌بازاری اثرِ دلار و نفت و نرخ بهره را می‌سنجد و تحلیل آنچین مخصوصِ ارزهای دیجیتال است.

تحلیل بنیادی بهتر است یا تکنیکال؟

هیچ‌کدام به‌تنهایی بهتر نیست. تحلیل بنیادی می‌گوید چه بخرید و برای سرمایه‌گذاریِ بلندمدت مناسب است. تحلیل تکنیکال می‌گوید کی بخرید و بفروشید و به کارِ معامله‌گرِ فعال می‌آید. بهترین نتیجه معمولاً از ترکیبِ این دو به دست می‌آید.

تحلیل سنتیمنتال چیست؟

تحلیل سنتیمنتال یا تحلیل احساسات یعنی بسنجیم جمعِ سرمایه‌گذاران الان خوش‌بین‌اند یا بدبین. ابزارهایش شاخص ترس و طمع، صف‌های خرید و فروش و فضای خبرهاست. تحلیلگرِ احساسات معمولاً وقتی همه می‌ترسند دنبالِ فرصت می‌گردد و وقتی همه طمع کرده‌اند محتاط می‌شود.

تابلوخوانی چیست و چه فرقی با تحلیل تکنیکال دارد؟

تابلوخوانی یعنی از روی اطلاعاتِ لحظه‌ایِ تابلوی معاملات، مثلِ خرید و فروشِ حقیقی و حقوقی، سرانهٔ خرید و صف‌ها، بفهمیم پول وارد سهم می‌شود یا خارج. تکنیکال به نمودارِ قیمت در گذشته نگاه می‌کند، ولی تابلوخوانی به رفتارِ امروزِ خریداران و فروشندگان.

برای شروع، کدام روشِ تحلیل را یاد بگیرم؟

اگر سرمایه‌گذارِ بلندمدت هستید و وقتِ کمی دارید، از تحلیل بنیادی شروع کنید و تکنیکال را در حدِ حمایت و مقاومت یاد بگیرید. اگر معامله‌گرِ فعال هستید، تکنیکال و مدیریتِ ریسک اولویت دارند. یک روش را کامل یاد بگیرید، بعد سراغِ بقیه بروید.

آیا بدونِ تحلیل می‌شود در بورس سود کرد؟

ممکن است در بازارِ صعودی چند بار شانسی سود کنید، ولی بدونِ تحلیل در اولین ریزشِ جدی نمی‌دانید چه کنید. کسی که وقت یا دانشِ تحلیل ندارد، بهتر است از صندوق‌های سرمایه‌گذاری استفاده کند و تحلیل را به مدیرانِ حرفه‌ای بسپارد.

تحلیل بازار چقدر قابل اعتماد است؟

تحلیل بازار احتمال را می‌سنجد و هیچ‌وقت قطعی نیست. خبرهای ناگهانی، تصمیم‌های دولتی و رفتارِ هیجانیِ مردم می‌توانند هر تحلیلی را بی‌اثر کنند. برای همین تحلیلگرِ حرفه‌ای همیشه حدِ ضرر دارد و همهٔ پولش را روی یک تحلیل نمی‌گذارد.

جمع‌بندی

تحلیل بازار یعنی پیش از خرید، مثلِ خریدارِ عاقلِ یک آپارتمان، هم خودِ کالا را بررسی کنیم، هم تاریخچهٔ قیمتش را و هم حالِ بازار را. تحلیل بنیادی می‌گوید چه بخریم، تحلیل تکنیکال می‌گوید کی، و تحلیل احساسات و تابلوخوانی نشان می‌دهند جمعیت و پول به کدام سمت می‌روند. تحلیل کلان و بین‌بازاری هم هوای کلیِ شهر را پیش‌بینی می‌کند.

پس دفعهٔ بعد که کسی سهمی را تعریف کرد، پیش از خرید از خودتان بپرسید: «این سهم چقدر می‌ارزد؟ قیمتش الان کجای نمودار است؟ و من دارم از روی تحلیل تصمیم می‌گیرم یا از روی هیجان؟» اگر خواستید این مهارت‌ها را منظم و قدم‌به‌قدم یاد بگیرید، دورهٔ آموزشی تحلیل بنیادی و دورهٔ آموزشی تحلیل تکنیکال برای همین ساخته شده‌اند. تصمیمِ نهایی همیشه با خودتان است.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

اپ رایگان را نصب کنید:

هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.