بهترین فیلم ترید و بورس که باید دید؛ ۱۲ فیلم و مستند با درسهایشان
فهرست مطالب۱۲ بخش
- فهرستِ سریع: بهترین فیلمهای ترید و بورس در یک نگاه
- فیلمهای بحران مالی ۲۰۰۸: سه فیلمی که حباب را میشکافند
- ۱. رکود بزرگ (The Big Short، ۲۰۱۵)؛ بهترین فیلم سینمایی ترید برای شروع
- ۲. مارجین کال (Margin Call، ۲۰۱۱)؛ یک شب، یک تصمیمِ تلخ
- ۳. بزرگتر از آنکه شکست بخورد (Too Big to Fail، ۲۰۱۱)
- فیلمهای تریدر: معاملهگرهایی که خودشان را باختند
- ۴. تریدر سرکش (Rogue Trader، ۱۹۹۹)؛ ضرری که در یک حسابِ مخفی بزرگ شد
- ۵. وال استریت (Wall Street، ۱۹۸۷)؛ «طمع خوب است»
- ۶. جابهجایی (Trading Places، ۱۹۸۳)؛ یک کمدیِ آموزنده
- فیلمهای کلاهبرداری بورسی: تا فریب نخوردهاید ببینید
- ۷. گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street، ۲۰۱۳)
- ۸. اتاق دیگ بخار (Boiler Room، ۲۰۰۰)
- ۹. جادوگر دروغها (The Wizard of Lies، ۲۰۱۷)
- فیلمی دربارهٔ هیجانِ جمعی: پول احمقانه (Dumb Money، ۲۰۲۳)
- فیلم مستند دربارهٔ بازار مالی چه ببینیم؟
- ۱۰. کار درونی (Inside Job، ۲۰۱۰)
- ۱۱. انرون؛ باهوشترینهای اتاق (Enron، ۲۰۰۵)
- ۱۲. چند مستندِ دیگر که ارزشِ دیدن دارند
- فیلمها کجا با بازارِ واقعی فرق دارند؟
- از فیلمهای بورسی چه درسی بگیریم؟ هفت درسِ مشترک
- به چه ترتیبی فیلمهای ترید را ببینیم؟
- چکلیست: فیلم ترید را مثلِ یک سرمایهگذار ببینید
- سوالات متداول
- جمعبندی

خیلیها از من میپرسند: «یک فیلم ترید خوب معرفی کن که هم سرگرم شوم، هم چیزی یاد بگیرم.» جوابِ کوتاه این است: اگر فقط وقتِ سه فیلم دارید، «رکود بزرگ» (The Big Short)، «مارجین کال» (Margin Call) و «تریدر سرکش» (Rogue Trader) را ببینید. اولی حباب را نشان میدهد، دومی ترسِ یک شب را، سومی بهای پنهانکردنِ ضرر را.
ولی یک نکته را از همین اول بگویم. فیلم برای فروش ساخته میشود، نه برای آموزش. پس در این راهنما، کنارِ داستانِ هر فیلم، میگویم چه درسی برای بازارِ خودمان دارد و کجایش با واقعیت فرق میکند. آخرِ متن هم یک ترتیبِ دیدن برای تازهکار و باتجربه گذاشتهام.
فهرستِ سریع: بهترین فیلمهای ترید و بورس در یک نگاه
در این جدول ۱۲ فیلم و مستند را کنارِ هم گذاشتهام. ستونِ آخر همان یک جملهای است که دوست دارم بعد از دیدنِ فیلم در ذهنتان بماند.
| فیلم | سال | نوع | موضوع | مناسبِ | درسِ اصلی |
|---|---|---|---|---|---|
| رکود بزرگ (The Big Short) | ۲۰۱۵ | سینمایی، داستانِ واقعی | بحران مالی ۲۰۰۸ | همه | وقتی همه مطمئناند، دوباره حساب کنید |
| مارجین کال (Margin Call) | ۲۰۱۱ | سینمایی | ۲۴ ساعتِ یک بانک پیش از سقوط | متوسط به بالا | اولین ضرر، کوچکترین ضرر است |
| تریدر سرکش (Rogue Trader) | ۱۹۹۹ | سینمایی، داستانِ واقعی | ورشکستگیِ بانکِ بارینگز | همه | ضررِ پنهانشده بزرگ میشود |
| وال استریت (Wall Street) | ۱۹۸۷ | سینمایی | طمع و اطلاعاتِ نهانی | همه | سودِ بیزحمت معمولاً بوی دردسر میدهد |
| گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street) | ۲۰۱۳ | سینمایی، داستانِ واقعی | فروشِ سهامِ بیارزش با تلفن | بزرگسال | وقتی کسی اصرار به خرید دارد، بپرسید سودِ او چیست |
| اتاق دیگ بخار (Boiler Room) | ۲۰۰۰ | سینمایی | پامپ و دامپ | همه | «فرصتِ فقط تا امروز» فرصت نیست |
| بزرگتر از آنکه شکست بخورد (Too Big to Fail) | ۲۰۱۱ | تلویزیونی | نجاتِ بانکها در ۲۰۰۸ | متوسط | تصمیمِ دولتها بازار را جابهجا میکند |
| جادوگر دروغها (The Wizard of Lies) | ۲۰۱۷ | تلویزیونی، داستانِ واقعی | طرح پانزیِ مدوف | همه | سودِ ثابت و همیشگی نشانهٔ خطر است |
| پول احمقانه (Dumb Money) | ۲۰۲۳ | سینمایی، داستانِ واقعی | ماجرای سهمِ گیماستاپ | همه | هیجانِ جمعی هم بالا میبرد، هم پایین |
| جابهجایی (Trading Places) | ۱۹۸۳ | کمدی | بازارِ آتیِ آبپرتقال | همه | خبر پیش از انتشار، قیمت دارد |
| کار درونی (Inside Job) | ۲۰۱۰ | مستند | ریشههای بحران ۲۰۰۸ | متوسط | سیستم هم میتواند اشتباه کند |
| انرون؛ باهوشترینهای اتاق (Enron: The Smartest Guys in the Room) | ۲۰۰۵ | مستند | تقلب در حسابهای یک شرکتِ بزرگ | متوسط به بالا | سودِ روی کاغذ را با پولِ نقد مقایسه کنید |
نامِ فارسیِ بعضی از این فیلمها در ترجمههای مختلف فرق میکند. برای همین نامِ اصلی را هم کنارش آوردهام. حالا برویم سراغِ تکتکِ آنها.
فیلمهای بحران مالی ۲۰۰۸: سه فیلمی که حباب را میشکافند
بحران مالی ۲۰۰۸ بزرگترین زلزلهٔ مالیِ نسلِ ما بود. خلاصهاش این است: بانکهای آمریکا به آدمهایی وام مسکن دادند که توانِ پسدادنش را نداشتند. بعد این وامها را بستهبندی کردند و مثلِ کالای مطمئن به همه فروختند. وقتی قسطها عقب افتاد، کلِ این زنجیره با هم فرو ریخت. چند فیلم این ماجرا را از زاویههای مختلف نشان دادهاند.

۱. رکود بزرگ (The Big Short، ۲۰۱۵)؛ بهترین فیلم سینمایی ترید برای شروع
این فیلم از روی کتابِ مایکل لوئیس ساخته شده و جایزهٔ اسکارِ بهترین فیلمنامهٔ اقتباسی را گرفت. داستانِ چند آدمِ واقعی است که سالها پیش از ۲۰۰۸ فهمیدند بازارِ مسکنِ آمریکا حباب است و روی سقوطش شرط بستند. همه به آنها میخندیدند، تا روزی که حق با آنها از آب درآمد.
نقطهٔ قوتِ فیلم این است که اصطلاحهای سخت را ساده میکند. مثلاً در یک صحنه، بستهبندیِ وامهای بد را به ماهیِ ماندهای تشبیه میکند که آشپز در سوپ میریزد تا کسی نفهمد. حباب قیمت هم همین است: چیزی که خیلی بیشتر از ارزشِ واقعیاش خرید و فروش میشود. اگر میخواهید دقیقتر بدانید حباب چطور حساب میشود، راهنمای حباب قیمت در سهم، سکه و دلار را ببینید.
درس برای ما: شخصیتهای فیلم حتی وقتی درست میگفتند، ماهها ضرر کردند و نزدیک بود کم بیاورند. یعنی درستبودن کافی نیست؛ باید آنقدر سرپا بمانید که بازار هم به حرفِ شما برسد. پس هیچوقت همهٔ پولتان را روی یک پیشبینی نگذارید.
۲. مارجین کال (Margin Call، ۲۰۱۱)؛ یک شب، یک تصمیمِ تلخ
کلِ داستان در حدودِ ۲۴ ساعت میگذرد. یک تحلیلگرِ جوان در یک بانکِ بزرگ (که در فیلم اسمِ ساختگی دارد) شبانه کشف میکند داراییهای بانک آنقدر بیارزش شده که اگر قیمت کمی دیگر بریزد، ضرر از کلِ سرمایهٔ بانک بیشتر میشود. مدیرانِ ارشد نیمهشب جمع میشوند و باید تصمیم بگیرند: صبح همهچیز را بفروشند، حتی به قیمتِ فریبدادنِ مشتریها؟
اسمِ فیلم از یک اصطلاحِ واقعی آمده. مارجین کال یعنی وقتی با پولِ قرضی معامله کردهاید و ضررتان زیاد شده، کارگزار از شما میخواهد پولِ بیشتری بگذارید، وگرنه داراییتان را خودش میفروشد. مثلِ کسی که با وام خانه خریده و قیمتِ خانه آنقدر افت کرده که بانک ضمانتِ بیشتری میخواهد. سازوکارش را در مطلبِ مارجین چیست ساده توضیح دادهام.
درس برای ما: جملهٔ معروفِ مدیرِ بانک در فیلم این است که اولین کسی که از معرکه بیرون برود، برنده است. در زبانِ ما یعنی حد ضرر. اولین ضرر معمولاً کوچکترینِ آنهاست. پس پیش از هر خرید، بنویسید کجا از معامله بیرون میآیید. روشش در استراتژی حد ضرر آمده است.
۳. بزرگتر از آنکه شکست بخورد (Too Big to Fail، ۲۰۱۱)
این فیلمِ تلویزیونی ماجرای ۲۰۰۸ را از اتاقِ تصمیمگیری نشان میدهد: وزیرِ خزانهداری و رئیسانِ بانکها که در چند هفته باید تصمیم بگیرند کدام بانک را نجات بدهند و کدام را رها کنند. اسمِ فیلم از همین ایده آمده که بعضی بانکها آنقدر بزرگاند که سقوطشان همه را با خودش پایین میکشد.
درس برای ما: ما در ایران این را خوب میشناسیم. یک تصمیمِ دولتی، مثلاً دربارهٔ نرخ ارز یا قیمتگذاریِ دستوری، میتواند در یک روز سهمِ یک صنعتِ کامل را جابهجا کند. پس کنارِ تحلیلِ شرکت، همیشه حواسمان به تصمیمهای کلانِ اقتصادی هم باشد.
پس اگر میخواهید بحران مالی ۲۰۰۸ را بفهمید، اول «رکود بزرگ» را ببینید، بعد «مارجین کال»، و آخر سر مستندِ «کار درونی» را که پایینتر معرفی کردهام.
فیلمهای تریدر: معاملهگرهایی که خودشان را باختند
این گروه از فیلمها کمتر دربارهٔ اقتصاد است و بیشتر دربارهٔ آدم. دربارهٔ اینکه طمع، ترس و غرور با یک معاملهگر چه میکند.
۴. تریدر سرکش (Rogue Trader، ۱۹۹۹)؛ ضرری که در یک حسابِ مخفی بزرگ شد
داستانِ واقعیِ نیک لیسون است؛ معاملهگرِ جوانِ بانکِ قدیمیِ بارینگز در سنگاپور. او ضررهایش را در یک حسابِ مخفی پنهان کرد و برای جبران، معاملههای بزرگتر و پرریسکتر روی بازارِ آتیِ ژاپن باز کرد. زلزلهٔ کوبه در ژانویهٔ ۱۹۹۵ بازارِ ژاپن را ریخت و ضررش به حدودِ ۸۲۷ میلیون پوند رسید. بانکی که بیش از دویست سال سابقه داشت، ورشکست شد.
این فیلم برای من مهمترین فیلمِ این فهرست است، چون اشتباهش را هر روز در بازارِ خودمان میبینیم. آدم ضرر میکند، به کسی نمیگوید، و برای جبران «میانگین کم میکند» یا پولِ قرضی میآورد. مثلِ کسی که در قمار باخته و برای جبران، شرطِ بزرگتری میبندد.
درس برای ما: ضرر را بپذیرید و اسمش را بیاورید. یک دفترچه داشته باشید و ضررها را هم مثلِ سودها بنویسید. قاعدهٔ سادهای هم هست: به اندازهای معامله کنید که توانِ از دست دادنش را دارید. روانشناسیِ پشتِ این رفتار را هم در روانشناسی ضرر و زیان باز کردهام.
۵. وال استریت (Wall Street، ۱۹۸۷)؛ «طمع خوب است»
کارگردانش الیور استون است و مایکل داگلاس برای نقشِ گوردون گکو اسکار گرفت. گکو یک سرمایهگذارِ قدرتمند است و جملهٔ معروفش، «طمع خوب است»، هنوز هم نقل میشود. یک کارگزارِ جوان و جاهطلب برای اینکه به او نزدیک شود، اطلاعاتِ محرمانهٔ شرکتها را برایش میآورد و کمکم در تقلب غرق میشود.
اطلاعاتِ نهانی یعنی خبری که هنوز منتشر نشده و فقط چند نفرِ خودی میدانند؛ مثلاً اینکه فردا قرار است شرکتی فروخته شود. معامله با این خبر در آمریکا جرم است و در بازارِ ما هم طبقِ قانون تخلف به حساب میآید.
درس برای ما: وقتی کسی در گروههای پیامرسان میگوید «خبرِ خاص دارم، فقط بخرید»، یا خبر دروغ است، یا شما آخرین نفری هستید که خبردار شدهاید. در هر دو حالت، شما کسی هستید که سهم را از خودیها میخرد.
۶. جابهجایی (Trading Places، ۱۹۸۳)؛ یک کمدیِ آموزنده
دو برادرِ ثروتمند سرِ یک دلار شرط میبندند که اگر جای یک کارگزارِ موفق و یک آدمِ بیخانمان را عوض کنند، چه میشود. ادی مورفی و دن آیکروید بازیگرانِ اصلیاند. صحنهٔ آخرِ فیلم در تالارِ معاملاتِ قراردادهای آتیِ آبپرتقال میگذرد و ماجرا به یک گزارشِ دولتیِ لورفته دربارهٔ محصولِ پرتقال گره میخورد.
جالب است بدانید سالها بعد، در قانونِ اصلاحاتِ مالیِ آمریکا (Dodd-Frank) بندی آمد که معامله با اطلاعاتِ دزدیدهشده از نهادهای دولتی را در بازارِ آتیِ کالا ممنوع کرد. خیلیها به آن بند میگویند «قانونِ ادی مورفی».
درس برای ما: قیمتها پیش از خبر حرکت میکنند، نه بعد از آن. کسی که پس از انتشارِ خبر هیجانزده میخرد، معمولاً دیر رسیده است.
پس این سه فیلم یک حرفِ مشترک دارند: بزرگترین دشمنِ معاملهگر، بازار نیست؛ خودش است.
فیلمهای کلاهبرداری بورسی: تا فریب نخوردهاید ببینید
اگر فقط یک دسته از این فیلمها را ببینید، پیشنهادِ من همین دسته است. چون مستقیم از جیبِ شما محافظت میکند. روشِ کلاهبردارها در این فیلمها، با چند تغییرِ ظاهری، همان است که امروز در کانالهای سیگنالفروشی میبینیم.
۷. گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street، ۲۰۱۳)
ساختهٔ مارتین اسکورسیزی، با بازیِ لئوناردو دیکاپریو در نقشِ جوردن بلفورت. بلفورت در دههٔ ۹۰ میلادی یک شرکتِ کارگزاری راه انداخت که با تلفن، سهمِ شرکتهای کوچک و کمارزش را به مردمِ عادی میفروخت. خودش اول سهم را ارزان جمع میکرد، با تبلیغ قیمت را بالا میبرد و بعد سهمش را روی دستِ خریدارها میگذاشت. آخرش هم به زندان رفت.
یک هشدار هم بدهم: این فیلم صحنههای بزرگسالانهٔ زیادی دارد و زندگیِ پرزرقوبرقِ بلفورت را چنان جذاب نشان میدهد که خیلیها پیامِ اصلی را گم میکنند. بعضیها از سینما بیرون میآیند و میخواهند «گرگِ بازار» شوند. در حالی که پیامِ واقعیِ فیلم این است: پولِ این آدمها از جیبِ مشتریها میآمد.
درس برای ما: صحنهٔ معروفِ «این خودکار را به من بفروش» را به یاد بیاورید. هر وقت کسی با اصرار چیزی به شما فروخت، از خودتان بپرسید: سودِ او از این معامله چیست؟
۸. اتاق دیگ بخار (Boiler Room، ۲۰۰۰)
یک دانشجوی ترکتحصیلکرده وارد یک شرکتِ کارگزاریِ کوچک میشود که جوانها را استخدام میکند تا پشتِ تلفن سهمِ شرکتهای تقریباً بیارزش را بفروشند. اسمِ فیلم از همین اتاقهای پرسروصدای تلفنفروشی آمده. این فیلم کمتر از «گرگ وال استریت» معروف است، ولی سازوکارِ پامپ و دامپ را روشنتر نشان میدهد.
پامپ و دامپ یعنی بادکردن و خالیکردن: عدهای سهمی کمحجم را ارزان میخرند، با تبلیغ و شایعه قیمتش را بالا میبرند (پامپ) و وقتی مردم هجوم آوردند، میفروشند و قیمت سقوط میکند (دامپ). این همان کاری است که امروز بعضی کانالها میکنند؛ خطرهای سیگنالهای تقلبی و گروههای پامپ و دامپ را حتماً بخوانید.
۹. جادوگر دروغها (The Wizard of Lies، ۲۰۱۷)
رابرت دنیرو در نقشِ برنارد مدوف بازی میکند. مدوف سالها به مشتریهایش سودِ ثابت و منظم میداد، چه بازار بالا میرفت چه پایین. در واقع هیچ سرمایهگذاریای در کار نبود؛ سودِ مشتریهای قدیمی را از پولِ مشتریهای تازه میداد. این همان طرح پانزی است. در دسامبرِ ۲۰۰۸ کارش لو رفت و به ۱۵۰ سال زندان محکوم شد.
فیلم بیشتر روی خانوادهٔ مدوف تمرکز دارد: پسرانی که فکر میکردند پدرشان یک نابغهٔ مالی است. سازوکارِ این کلاهبرداری را با نمونههای ایرانیاش در طرح پانزی چیست توضیح دادهام.
درس برای ما: بیایید با هم حساب کنیم. اگر کسی ماهی ۱۰٪ سودِ تضمینی بدهد، سالانه با سودِ مرکب بیش از سه برابر میشود. هیچ کسبوکارِ سالمی چنین سودِ ثابت و بینوسانی نمیدهد. پس «سودِ ثابت، بالا و همیشگی» یعنی چراغِ قرمز.
پس این سه فیلم را برای پدر و مادر و هر کسی که تازه پول جمع کرده هم پیشنهاد کنید. دیدنشان ارزانتر از یک بار فریبخوردن است.
فیلمی دربارهٔ هیجانِ جمعی: پول احمقانه (Dumb Money، ۲۰۲۳)
این تازهترین فیلمِ فهرست است و ماجرای واقعیِ ژانویهٔ ۲۰۲۱ را نشان میدهد. چند صندوقِ بزرگ روی ریزشِ سهمِ گیماستاپ، یک فروشگاهِ زنجیرهای بازیهای ویدیویی، شرط بسته بودند. یک سرمایهگذارِ معمولی در شبکههای اجتماعی تحلیلش را منتشر کرد و هزاران آدمِ عادی با هم سهم را خریدند. قیمت در چند روز چند برابر شد و آن صندوقها ضررِ سنگینی دادند.
فیلم دلِ آدم را با «مردمِ کوچک در برابرِ پولدارها» گرم میکند. ولی روی دیگرِ سکه را هم ببینید: خیلی از کسانی که دیر رسیدند و در اوجِ هیجان خریدند، بعد از ریزش ضررِ بزرگی کردند. ما این صحنه را در بورسِ خودمان در اوجِ شاخص در مرداد ۱۳۹۹ و ریزشِ پس از آن دیدهایم. نمودارِ تاریخیِ آن روزها را در صفحهٔ شاخص کل بورس میتوانید ببینید.
درس برای ما: هیجانِ جمعی هم بالا میبرد، هم پایین. اسمِ ترسِ جاماندن از این موجها «فومو» است؛ آن را در فومو؛ ترسی از جنس بورس باز کردهام. پس پیش از اینکه با جمعیت بخرید، بپرسید: اگر فردا همه با هم بفروشند، من کجا هستم؟
فیلم مستند دربارهٔ بازار مالی چه ببینیم؟
مستند فرقش با فیلم سینمایی این است که بازیگر ندارد؛ خودِ آدمهای واقعی جلوی دوربین حرف میزنند. برای کسی که میخواهد «واقعاً چه شد» را بداند، مستند بهتر از فیلم است.
۱۰. کار درونی (Inside Job، ۲۰۱۰)
این مستند جایزهٔ اسکارِ بهترین مستندِ بلند را گرفت. با بانکداران، استادانِ اقتصاد و مقامهای دولتی مصاحبه میکند و نشان میدهد چطور تضادِ منافع، یعنی وقتی کسی هم داور است هم بازیکن، به بحران ۲۰۰۸ رسید. مثلاً مؤسسههایی که باید به اوراقِ پرخطر نمرهٔ پایین میدادند، نمرهٔ عالی میدادند چون پولشان را همان فروشندهها میدادند.
۱۱. انرون؛ باهوشترینهای اتاق (Enron، ۲۰۰۵)
انرون یکی از بزرگترین شرکتهای انرژیِ آمریکا بود که در ۲۰۰۱ ناگهان ورشکست شد. معلوم شد سودهای درخشانش بیشتر روی کاغذ بوده و بدهیهایش را در شرکتهای جانبی پنهان کردهاند. این مستند نامزدِ اسکار شد.
درس برای ما: این مستند بهترین کلاسِ تحلیلِ بنیادی است. سودِ گزارششده یک چیز است و پولِ نقدی که واقعاً وارد حساب میشود چیز دیگر. اگر شرکتی سالبهسال سودِ بزرگ اعلام میکند ولی پولِ نقدش همیشه منفی است، باید دلیلش را بپرسید.
۱۲. چند مستندِ دیگر که ارزشِ دیدن دارند
- وارن بافت شدن (Becoming Warren Buffett، ۲۰۱۷): زندگی و عادتهای سادهترین ثروتمندِ دنیا. داستانش را در چطور وارن بافت ثروتمندترین مرد جهان شد هم نوشتهام.
- کفِ تالار (Floored، ۲۰۰۹): معاملهگرانِ تالارهای شلوغِ شیکاگو و روزهایی که معاملهٔ الکترونیکی جایشان را گرفت.
پس اگر از فیلمهای سینمایی خوشتان آمد، قدمِ بعدی مستند است؛ کمهیجانتر، ولی واقعیتر.
فیلمها کجا با بازارِ واقعی فرق دارند؟
یک چیز را صادقانه بگویم. اگر کسی فقط با فیلم دیدن تصمیم بگیرد تریدر شود، احتمالاً تصویرِ غلطی در ذهن دارد. این جدول چند فرقِ مهم را نشان میدهد.
| در فیلم | در واقعیت |
|---|---|
| معاملهگر داد میزند و تلفن پشتِ تلفن جواب میدهد | بیشترِ کار، نشستن و صبر و خواندن است؛ کارِ اصلی گاهی معاملهنکردن است |
| یک نفر در چند ماه میلیاردر میشود | ثروتِ ماندگار معمولاً در سالها و با سودِ مرکب ساخته میشود |
| قهرمان با یک معاملهٔ بزرگ همهچیز را میبرد | معاملهگرِ موفق اول به فکرِ حفظِ سرمایه است، بعد سود |
| زندگیِ پرزرقوبرق و مهمانیهای پرخرج | فشارِ روانی، بیخوابی و فرسودگی شغلی بخشی از این کار است |
| آدمبدها همیشه در آخر مجازات میشوند | خیلی وقتها ضررِ اصلی را مردمِ عادی میدهند |
پس فیلم را برای فهمیدنِ آدمها و اشتباهها ببینید، نه برای یادگرفتنِ روشِ معامله. روشِ معامله را باید با تمرین و آموزشِ درست یاد گرفت.
از فیلمهای بورسی چه درسی بگیریم؟ هفت درسِ مشترک
اگر همهٔ این فیلمها را کنارِ هم بگذاریم، چند درس مدام تکرار میشود. اینها همان درسهای سرمایهگذاری است که هر کدامش میتواند جلوی یک ضررِ بزرگ را بگیرد.
- ضرر را پنهان نکنید. تریدر سرکش نشان داد ضررِ کوچکِ پنهان، فاجعهٔ بزرگ میشود.
- اول بیرون بروید، بعد فکر کنید. مارجین کال یادمان میدهد که خروجِ زود، ارزانتر از خروجِ دیر است.
- پولِ قرضی آتش را تند میکند. تقریباً در همهٔ این فیلمها اهرم، یعنی معامله با پولِ قرضی، ضرر را چند برابر کرد.
- سودِ تضمینی و ثابت وجود ندارد. جادوگر دروغها همین را میگوید.
- به فروشندهای که اصرار دارد شک کنید. گرگ وال استریت و اتاق دیگ بخار.
- جمعیت همیشه درست نمیگوید. رکود بزرگ و پول احمقانه هر دو این را نشان دادند؛ در رفتار تودهوار در بورس دلیلش را توضیح دادهام.
- اعداد را خودتان بخوانید. انرون و رکود بزرگ نشان دادند که نمرهٔ خوب و گزارشِ براق جای حسابِ شخصی را نمیگیرد.
پس دفعهٔ بعد که فیلم دیدید، یک کاغذ کنارتان بگذارید و بنویسید: شخصیتِ اصلی کجا اشتباه کرد و من کجا ممکن است همان کار را بکنم؟
به چه ترتیبی فیلمهای ترید را ببینیم؟
اگر تازهکارید، با فیلمهای سادهتر و پرکششتر شروع کنید و کمکم سراغِ فیلمهای پراصطلاح بروید. این ترتیبِ پیشنهادیِ من است:
- برای شروع: جابهجایی، بعد وال استریت. هر دو سادهاند و فضای بازار را نشان میدهند.
- برای محافظت از جیب: اتاق دیگ بخار و جادوگر دروغها.
- برای فهمِ ریسک: تریدر سرکش، بعد مارجین کال.
- برای فهمِ بحران: رکود بزرگ، بزرگتر از آنکه شکست بخورد، و در آخر مستندِ کار درونی.
- برای باتجربهها: مستندِ انرون و پول احمقانه، با نگاهِ تحلیلی.
گرگ وال استریت را عمداً در این فهرست نگذاشتم. فیلمِ خوبی است، ولی به نظرِ من بهتر است وقتی ببینید که درسهای بالا را گرفتهاید تا زرقوبرقش شما را نگیرد.
چکلیست: فیلم ترید را مثلِ یک سرمایهگذار ببینید
- داستان واقعی است یا خیالی؟ اگر واقعی است، بعداً اصلِ ماجرا را هم بخوانید.
- هر اصطلاحی که نفهمیدید یادداشت کنید و بعد معنایش را پیدا کنید.
- لحظهای را که شخصیتِ اصلی میتوانست بیرون بیاید و نیامد، پیدا کنید.
- بپرسید چه کسی در این داستان پولِ ضرر را داد.
- یک رفتارِ شخصیتها را که در خودتان هم میبینید بنویسید.
- هیجانِ فیلم را با تصمیمِ معامله قاطی نکنید؛ دستِکم یک روز صبر کنید.
سوالات متداول
بهترین فیلمهای ترید کداماند؟
اگر فقط چند فیلم میبینید، رکود بزرگ، مارجین کال، تریدر سرکش و وال استریت را ببینید. برای شناختِ کلاهبرداری هم گرگ وال استریت و جادوگر دروغها، و برای مستند، کار درونی بهترین انتخاباند.
از فیلمهای بورسی چه درسی بگیریم؟
درسهای مشترکشان این است: ضرر را پنهان نکنید، با پولِ قرضی زیادهروی نکنید، به سودِ تضمینی و فروشندهٔ پراصرار شک کنید و دنبالِ هیجانِ جمعی نروید. فیلم برای شناختِ اشتباههاست، نه یادگرفتنِ روشِ معامله.
فیلم مستند دربارهٔ بازار مالی چه ببینیم؟
مستندِ کار درونی (Inside Job) که اسکار گرفت، بهترین شروع برای فهمِ بحران مالی ۲۰۰۸ است. مستندِ انرون برای فهمِ تقلب در گزارشهای مالی و وارن بافت شدن برای آشنایی با نگاهِ یک سرمایهگذارِ بلندمدت مناسباند.
فیلم تریدر سرکش دربارهٔ چیست؟
داستانِ واقعیِ نیک لیسون، معاملهگرِ بانکِ بارینگز در سنگاپور است که ضررهایش را در یک حسابِ مخفی پنهان کرد و با معاملههای بزرگتر خواست جبران کند. نتیجه، ورشکستگیِ یک بانکِ بیش از دویستساله در سالِ ۱۹۹۵ بود.
آیا فیلم گرگ وال استریت داستان واقعی است؟
بله. فیلم بر اساسِ خاطراتِ جوردن بلفورت ساخته شده؛ کارگزاری که در دههٔ ۹۰ میلادی سهمِ شرکتهای کمارزش را با تبلیغِ تلفنی به مردم میفروخت و بهخاطرِ کلاهبرداری زندانی شد. بعضی صحنهها برای سینما اغراق شدهاند.
فیلم رکود بزرگ (The Big Short) برای تازهکارها سخت نیست؟
اصطلاحهای زیادی دارد، ولی خودِ فیلم بیشترشان را با مثالهای ساده و شوخی توضیح میدهد. پیشنهاد میکنم پیش از دیدن، خلاصهای از بحران مالی ۲۰۰۸ بخوانید و اگر لازم شد، فیلم را دو بار ببینید.
آیا با دیدن فیلم میشود ترید یاد گرفت؟
نه. فیلمها آدمها، احساسات و اشتباهها را خوب نشان میدهند، ولی روشِ تحلیل، مدیریتِ سرمایه و نظمِ معامله را یاد نمیدهند. اینها را باید با آموزشِ اصولی، کتاب و تمرین با پولِ کم یاد گرفت.
فیلم مارجین کال دربارهٔ چه بانکی است؟
بانکِ فیلم اسمِ ساختگی دارد، ولی داستان از روزهای آغازِ بحران مالی ۲۰۰۸ و رفتارِ بانکهای سرمایهگذاریِ بزرگِ آمریکا الهام گرفته است. کلِ ماجرا در حدودِ ۲۴ ساعت میگذرد.
جمعبندی
یک فیلم ترید خوب میتواند در دو ساعت چیزی را نشانتان بدهد که دیگران سالها و با پولِ واقعی یاد گرفتهاند. اگر فقط سه فیلم میبینید، رکود بزرگ، مارجین کال و تریدر سرکش را انتخاب کنید. اگر عزیزی دارید که تازه وارد بازار شده، جادوگر دروغها و اتاق دیگ بخار را با هم ببینید.
ولی فیلم پایانِ راه نیست، شروعِ کنجکاوی است. قدمِ بعدی خواندن است. فهرستِ ۱۰ کتاب بورسی که باید بخوانید را برای همین آماده کردهام. پس امشب یکی از این فیلمها را ببینید، و فردا یکی از این کتابها را باز کنید.
