هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

نرخ بیکاری چیست؟ نحوهٔ محاسبه و اثر آن بر اقتصاد و بازار

فهرست مطالب۱۱ بخش
  1. نرخ بیکاری چیست؟ به زبانِ ساده
  2. شاغل کیست؟
  3. بیکار کیست؟
  4. جمعیتِ فعال و غیرفعال یعنی چه؟
  5. نرخ بیکاری چطور محاسبه می‌شود؟
  6. نرخ مشارکت اقتصادی؛ عددی که کنارِ نرخ بیکاری باید دید
  7. نرخ اشتغال و اشتغالِ ناقص
  8. چرا نرخ بیکاری همیشه همهٔ حقیقت را نمی‌گوید؟
  9. وقتی آدم‌ها ناامید می‌شوند، نرخ بیکاری پایین می‌آید
  10. تعریفِ یک ساعت کار و بیکاریِ پنهان
  11. انواع بیکاری؛ همهٔ بیکاری‌ها یک جور نیستند
  12. نرخ بیکاری ایران چقدر است؟
  13. بیکاری چه رابطه‌ای با تورم دارد؟ منحنی فیلیپس به زبانِ ساده
  14. نرخ بیکاری آمریکا و گزارش NFP؛ چرا کلِ دنیا منتظرش است؟
  15. چرا گزارشِ اشتغالِ آمریکا روی طلا و دلار اثر دارد؟
  16. نرخ بیکاری چه اثری بر اقتصاد و بورس ایران دارد؟
  17. اشتباه‌های رایج موقعِ خواندنِ آمارِ بیکاری
  18. سوالات متداول
  19. جمع‌بندی
نرخ بیکاری چیست؟ نحوهٔ محاسبه و اثر آن بر اقتصاد و بازار

هر چند ماه یک‌بار خبری می‌آید: «نرخ بیکاری ۹ درصد شد.» خیلی‌ها می‌پرسند یعنی از هر صد نفر، نُه نفر بیکارند؟ نه دقیقاً. نرخ بیکاری یعنی از هر صد نفری که کار می‌کنند یا واقعاً دنبالِ کارند، چند نفر کار پیدا نکرده‌اند. خانه‌دار، دانشجو و بازنشسته در این حساب نیستند. فرمولش ساده است: تعدادِ بیکارها تقسیم بر جمعیتِ فعال، ضرب در ۱۰۰.

این عدد فقط یک خبرِ اجتماعی نیست. روی تورم، نرخ بهره، دلار، طلا و حتی بورس اثر می‌گذارد. در این راهنما با هم قدم‌به‌قدم حسابش می‌کنیم، می‌بینیم کجاها گول‌مان می‌زند، نرخ بیکاری ایران و آمریکا را نگاه می‌کنیم و می‌فهمیم چرا معامله‌گرها روزِ انتشارِ آمارِ اشتغالِ آمریکا دست نگه می‌دارند.

نرخ بیکاری چیست؟ به زبانِ ساده

بیایید از یک خانوادهٔ معمولی شروع کنیم. فرض کنید خانواده‌ای شش نفره داریم: پدر کارمند است، مادر خانه‌دار است، پسرِ بزرگ شش ماه است دنبالِ کار می‌گردد، دختر دانشجوست، پدربزرگ بازنشسته است و نوهٔ کوچک هشت سال دارد.

در این خانه چند نفر بیکارند؟ شاید بگوییم چهار نفر، چون فقط پدر حقوق می‌گیرد. ولی از نگاهِ آمار فقط یک نفر بیکار است: پسرِ بزرگ. چون فقط اوست که کار می‌خواهد، می‌تواند کار کند و دنبالش هم می‌گردد. بقیه یا کار دارند، یا اصلاً دنبالِ کار نیستند، یا هنوز به سنِ کار نرسیده‌اند.

پس آمارگیرها جمعیت را سه دسته می‌کنند. فهمیدنِ این سه دسته، کلیدِ فهمیدنِ همهٔ خبرهای بیکاری است.

شاغل کیست؟

از نگاهِ مرکز آمار ایران، شاغل کسی است که در «هفتهٔ مرجع»، یعنی هفته‌ای که از او پرسیده‌اند، دست‌کم یک ساعت کار کرده باشد. کسی هم که کار دارد ولی آن هفته موقتاً سرِ کار نرفته، مثلاً مرخصی یا بیمار بوده، شاغل حساب می‌شود.

یک ساعت در هفته؟ بله. این تعریفِ سازمان جهانی کار است و ایران هم از سالِ ۱۳۸۳ همین را به کار می‌برد. پیش از آن، شرط دو روز کار در هفته بود. یعنی کسی که هفته‌ای یک بعدازظهر در مغازهٔ برادرش کمک کرده و مزد گرفته، در آمار شاغل است. این نکته را نگه دارید؛ پایین‌تر به کارمان می‌آید.

بیکار کیست؟

بیکار کسی است که هر سه شرطِ زیر را با هم داشته باشد:

  1. در هفتهٔ مرجع حتی یک ساعت هم کار نکرده باشد.
  2. در چند هفتهٔ گذشته واقعاً دنبالِ کار گشته باشد؛ مثلاً رزومه فرستاده، آگهی دیده یا به کارفرما سر زده باشد.
  3. اگر همین حالا کاری پیدا شود، آماده باشد ظرفِ مدتِ کوتاهی شروع کند.

اگر یکی از این شرط‌ها نباشد، آن آدم دیگر «بیکار» حساب نمی‌شود. مثلاً جوانی که کار ندارد ولی از گشتن خسته شده و دیگر دنبالِ کار نمی‌رود، از آمارِ بیکاران بیرون می‌افتد.

جمعیتِ فعال و غیرفعال یعنی چه؟

جمعیتِ فعال یا «نیروی کار» یعنی شاغل‌ها به‌اضافهٔ بیکارها. یعنی همهٔ کسانی که در بازارِ کار حضور دارند؛ یا کار می‌کنند یا دنبالِ کارند.

جمعیتِ غیرفعال یعنی بقیهٔ آدم‌های در سنِ کار: خانه‌دارها، دانشجوها و دانش‌آموزها، بازنشسته‌ها، کسانی که به خاطرِ بیماری نمی‌توانند کار کنند، و کسانی که ناامید شده‌اند و دیگر دنبالِ کار نمی‌گردند. مرکز آمار ایران این حساب‌ها را برای جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر گزارش می‌کند.

تقسیم جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر به جمعیت فعال (شاغل و بیکار) و غیرفعال، با عددهای گرد بهار ۱۴۰۵ و فرمول نرخ بیکاری
جمعیتِ فعال یعنی شاغل به‌اضافهٔ بیکار؛ نرخ بیکاری فقط بر همین جمعیت تقسیم می‌شود (عددها گردشدهٔ گزارشِ بهار ۱۴۰۵ مرکز آمار ایران).

پس نرخ بیکاری فقط به جمعیتِ فعال نگاه می‌کند، نه به کلِ مردم. این تفاوتِ کوچک، منشأ بیشترِ سوءتفاهم‌هاست.

نرخ بیکاری چطور محاسبه می‌شود؟

فرمولِ نرخ بیکاری این است:

نرخ بیکاری = (تعدادِ بیکاران ÷ جمعیتِ فعال) × ۱۰۰

و جمعیتِ فعال هم یعنی شاغلان به‌اضافهٔ بیکاران. بیایید با یک مثالِ گرد قدم‌به‌قدم حساب کنیم.

  1. فرض کنید شهری ۱۰۰ هزار نفر جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر دارد.
  2. از این‌ها ۳۶ هزار نفر کار دارند (شاغل) و ۴ هزار نفر دنبالِ کارند و پیدا نکرده‌اند (بیکار).
  3. جمعیتِ فعال می‌شود ۳۶ هزار + ۴ هزار = ۴۰ هزار نفر.
  4. نرخ بیکاری می‌شود ۴ هزار ÷ ۴۰ هزار × ۱۰۰ = ۱۰٪.
  5. بقیه، یعنی ۶۰ هزار نفر، غیرفعال‌اند و در این حساب نمی‌آیند.

دقت کنید: اگر کسی ۴ هزار بیکار را بر کلِ ۱۰۰ هزار نفر تقسیم کند، به ۴٪ می‌رسد و حسابش غلط است. نرخ بیکاری همیشه بر جمعیتِ فعال تقسیم می‌شود.

نرخ مشارکت اقتصادی؛ عددی که کنارِ نرخ بیکاری باید دید

نرخ مشارکت اقتصادی یعنی چند درصد از آدم‌های در سنِ کار، وارد بازارِ کار شده‌اند. فرمولش این است: جمعیتِ فعال ÷ کلِ جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر × ۱۰۰. در مثالِ بالا: ۴۰ هزار ÷ ۱۰۰ هزار × ۱۰۰ = ۴۰٪.

این عدد در ایران پایین است؛ حدودِ ۴۰ درصد. یعنی از هر ده نفرِ بالای ۱۵ سال، فقط چهار نفر کار می‌کنند یا دنبالِ کارند. بخشِ بزرگی از این فاصله به مشارکتِ کمِ زنان در بازارِ کارِ رسمی برمی‌گردد.

نرخ اشتغال و اشتغالِ ناقص

نسبتِ اشتغال یعنی چند درصد از جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر شاغل‌اند. در مثالِ ما ۳۶ هزار ÷ ۱۰۰ هزار، یعنی ۳۶٪. بعضی منابع «نرخ اشتغال» را شاغلان تقسیم بر جمعیتِ فعال می‌گیرند که می‌شود ۹۰٪؛ یعنی همان ۱۰۰ منهای نرخ بیکاری. پیش از مقایسه ببینید کدام تعریف را به کار برده‌اند.

اشتغالِ ناقص یعنی کسی کار دارد، ولی کمتر از آنچه می‌خواهد. طبقِ تعریفِ مرکز آمار، شاغلی که به دلیلِ اقتصادی، مثلِ رکودِ کار یا پیدا نکردنِ کارِ بیشتر، کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کرده و آمادهٔ کارِ بیشتر است، اشتغالِ ناقص دارد. مثلِ رانندهٔ تاکسی‌ای که روزی دو ساعت مسافر پیدا می‌کند و بقیهٔ روز منتظر می‌ماند.

پس برای دیدنِ تصویرِ درستِ بازارِ کار، دست‌کم سه عدد را با هم ببینید: نرخ بیکاری، نرخ مشارکت و اشتغالِ ناقص.

چرا نرخ بیکاری همیشه همهٔ حقیقت را نمی‌گوید؟

تا اینجا فرمول را یاد گرفتیم. ولی همین فرمولِ ساده چند جا می‌تواند تصویرِ اشتباهی بدهد. این‌ها را بدانید تا هیچ تیترِ خبری غافلگیرتان نکند.

وقتی آدم‌ها ناامید می‌شوند، نرخ بیکاری پایین می‌آید

به مثالِ شهرِ خودمان برگردیم. فرض کنید از آن ۴ هزار بیکار، هزار نفر از گشتن خسته شوند و دیگر دنبالِ کار نروند. هیچ‌کس کار پیدا نکرده است. ولی حساب را دوباره ببینید:

  • بیکارها: ۳ هزار نفر
  • جمعیتِ فعال: ۳۶ هزار + ۳ هزار = ۳۹ هزار نفر
  • نرخ بیکاری: ۳ هزار ÷ ۳۹ هزار × ۱۰۰ ≈ ۷٫۷٪

نرخ بیکاری از ۱۰٪ به حدودِ ۷٫۷٪ رسید. آیا وضعِ شهر بهتر شد؟ نه. فقط هزار نفر ناامید شدند. به همین دلیل وقتی نرخ بیکاری پایین می‌آید، باید نگاه کنید نرخ مشارکت هم پایین آمده یا نه. اگر هر دو با هم پایین آمده‌اند، خبر آن‌قدر که به نظر می‌رسد خوب نیست.

تعریفِ یک ساعت کار و بیکاریِ پنهان

یادتان هست شاغل یعنی کسی که هفته‌ای یک ساعت کار کرده؟ با این تعریف، خیلی از کسانی که کارِ موقت، نیمه‌وقت یا بسیار کم‌درآمد دارند، شاغل حساب می‌شوند. زندگی‌شان شبیهِ بیکارهاست، ولی در آمارِ بیکاران نیستند.

بیکاریِ پنهان هم یعنی جایی که آدم‌ها سرِ کار هستند، ولی کارشان واقعاً لازم نیست. مثلِ اداره‌ای که برای کاری که سه نفر از پسش برمی‌آیند، ده نفر استخدام کرده است. اگر هفت نفر نباشند، تولید کم نمی‌شود. این بیکاری در هیچ آماری دیده نمی‌شود، ولی به اقتصاد هزینه می‌دهد.

پس نرخ بیکاری را همیشه کنارِ اشتغالِ ناقص و نرخ مشارکت بخوانید. یک عدد به‌تنهایی کافی نیست.

انواع بیکاری؛ همهٔ بیکاری‌ها یک جور نیستند

اقتصاددان‌ها بیکاری را بر اساسِ علتش دسته‌بندی می‌کنند. این دسته‌بندی مهم است، چون درمانِ هر کدام فرق دارد. جدولِ زیر چهار نوعِ اصلی را کنارِ هم گذاشته است.

انواع بیکاری، علت و مثال
نوعِ بیکارییعنی چه؟مثالچقدر طول می‌کشد؟
اصطکاکیفاصلهٔ طبیعیِ بینِ دو کار یا بینِ درس و کارفارغ‌التحصیلی که سه ماه دنبالِ کارِ مناسب می‌گرددکوتاه
ساختاریمهارتِ آدم‌ها با نیازِ بازار جور نیستتایپیستی که کارش را رایانه گرفته استبلند
ادواری (چرخه‌ای)اقتصاد در رکود است و تقاضا کم شدهکارگرِ کارخانه‌ای که فروشش افتاده و تعدیلِ نیرو کردهتا پایانِ رکود
فصلیکار فقط در بخشی از سال هستکارگرِ کشاورزی در زمستان یا فروشندهٔ ساحلی در پاییزچند ماه، هر سال تکرار

از این چهار نوع، بیکاریِ ادواری همان است که بازارهای مالی بیشتر به آن حساس‌اند؛ چون نشانهٔ کُند شدنِ کلِ اقتصاد است. بیکاریِ ساختاری هم سخت‌ترین است، چون با چاپِ پول یا وام دادن درست نمی‌شود و آموزش و تغییرِ مهارت می‌خواهد.

یک مفهومِ دیگر هم هست: نرخ طبیعیِ بیکاری. یعنی حتی وقتی اقتصاد خوب کار می‌کند، همیشه مقداری بیکاریِ اصطکاکی و ساختاری هست. نرخ بیکاری هیچ کشوری صفر نمی‌شود. برای همین وقتی اقتصاددان‌ها می‌گویند «اشتغالِ کامل»، منظورشان بیکاریِ صفر نیست؛ منظورشان این است که بیکاریِ ادواری تقریباً از بین رفته.

نرخ بیکاری ایران چقدر است؟

مرکز آمار ایران هر فصل «طرح آمارگیری نیروی کار» را منتشر می‌کند. آخرین گزارشِ فصلی تا امروز، مالِ بهار ۱۴۰۵ است که نرخ بیکاری جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر را ۹٫۱٪ اعلام کرد؛ ۱٫۸ واحد درصد بیشتر از بهارِ سالِ قبل. خودِ مرکز آمار یادآوری کرده که این فصل در شرایطِ جنگ و پیامدهایش گذشته است.

جدولِ زیر مهم‌ترین عددهای این گزارش را کنارِ هم گذاشته است. عددها گرد شده‌اند.

بازارِ کارِ ایران در بهار ۱۴۰۵ (جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر، طبقِ گزارشِ مرکز آمار ایران)
شاخصبهار ۱۴۰۵یعنی چه؟
نرخ بیکاری کل۹٫۱٪از هر ۱۰۰ نفرِ فعال، حدودِ ۹ نفر کار پیدا نکرده‌اند
نرخ مشارکت اقتصادیحدودِ ۴۰٫۷٪از هر ۱۰ نفرِ بالای ۱۵ سال، حدودِ ۴ نفر در بازارِ کارند
جمعیتِ شاغلحدودِ ۲۴٫۷ میلیون نفرحدودِ ۴۵۰ هزار نفر کمتر از بهار ۱۴۰۴
بیکاری جوانانِ ۱۵ تا ۲۴ ساله۲۳٫۴٪تقریباً از هر ۴ جوانِ جویای کار، یکی بیکار است
بیکاری مردان / زنان۷٫۵٪ / ۱۶٫۷٪بیکاری زنان بیش از دو برابرِ مردان است
بیکاری فارغ‌التحصیلانِ دانشگاه۱۱٫۶٪مدرک به‌تنهایی شغل نمی‌آورد
اشتغالِ ناقص۸٫۵٪ از شاغلانکار دارند ولی کمتر از آنچه می‌خواهند

بیایید با همین عددها حساب کنیم. اگر ۲۴٫۷ میلیون نفر شاغل باشند و نرخ بیکاری ۹٫۱٪ باشد، تعدادِ بیکاران حدودِ ۲٫۵ میلیون نفر می‌شود. این تقریباً اندازهٔ جمعیتِ یک کلان‌شهرِ بزرگ است؛ آدم‌هایی که کار می‌خواهند و پیدا نمی‌کنند.

برای مقایسه، نرخ بیکاری کلِ سالِ ۱۴۰۴ طبقِ مرکز آمار ۷٫۵٪ و نرخ مشارکت حدودِ ۴۰٫۶٪ بوده است. یعنی در یک سال نرخ بیکاری بالا رفته، شاغلان کم شده‌اند و مشارکت هم کمی پایین آمده. این ترکیب، همان «بدترین ترکیب» است که در بخشِ قبل گفتیم: هم شغل کم شده، هم عده‌ای از بازارِ کار بیرون رفته‌اند.

عددهای تازه را همیشه از خودِ مرکز آمار ایران ببینید. گزارشِ هر فصل معمولاً حدودِ یک تا دو ماه بعد از پایانِ آن فصل منتشر می‌شود. پس این عددها تا شهریور ۱۴۰۵ تازه‌ترین‌اند و با گزارشِ تابستان عوض می‌شوند.

پس وقتی خبرِ نرخ بیکاری ایران را می‌خوانید، فقط عددِ کلی را نبینید. بیکاری جوانان، زنان و فارغ‌التحصیلان و جهتِ نرخ مشارکت، تصویرِ واقعی‌تری می‌دهند.

بیکاری چه رابطه‌ای با تورم دارد؟ منحنی فیلیپس به زبانِ ساده

سالِ ۱۹۵۸ اقتصاددانی به نامِ ویلیام فیلیپس با آمارِ انگلستان نشان داد که وقتی بیکاری کم است، دستمزدها تندتر بالا می‌روند. بعدها این ایده به «منحنی فیلیپس» معروف شد: بیکاری کمتر، تورمِ بیشتر؛ بیکاری بیشتر، تورمِ کمتر.

زنجیره‌اش این‌طور است: کار زیاد است، پس کارفرماها برای نگه داشتنِ کارگر حقوقِ بیشتری می‌دهند؛ مردم پولِ بیشتری خرج می‌کنند؛ تقاضا بالا می‌رود؛ فروشنده‌ها قیمت را بالا می‌برند. برعکسش هم درست است: وقتی بیکاری زیاد است، مردم کمتر خرج می‌کنند و فشارِ تورم کم می‌شود.

منحنی فیلیپس مفهومی: با کم شدن بیکاری تورم بیشتر می‌شود، با استثنای رکود تورمی
منحنی فیلیپس به زبانِ ساده؛ شکلِ مفهومی است و عدد ندارد.

این رابطه برای بانک‌های مرکزی خیلی مهم است. وقتی بیکاری بالا می‌رود، معمولاً نرخ بهره را پایین می‌آورند تا وام ارزان شود و کسب‌وکارها دوباره استخدام کنند. وقتی بیکاری خیلی کم است و تورم بالا می‌رود، نرخ بهره را بالا می‌برند.

ولی منحنی فیلیپس قانونِ همیشگی نیست. دههٔ ۱۹۷۰ آمریکا هم تورمِ بالا داشت و هم بیکاری بالا. به این وضع می‌گویند رکود تورمی. ایران هم سال‌هاست تورم بالا را کنارِ بیکاری قابلِ توجه تجربه می‌کند. یعنی در ایران نمی‌شود گفت «بیکاری بالا رفته، پس تورم حتماً پایین می‌آید». تورمِ ما بیشتر از رشدِ نقدینگی و نرخِ ارز آب می‌خورد تا از بازارِ کار.

پس منحنی فیلیپس را مثلِ یک گرایشِ کلی بشناسید، نه یک فرمولِ قطعی. در اقتصادهای باثبات بهتر کار می‌کند تا در اقتصادِ پرتورمی مثلِ ایران.

نرخ بیکاری آمریکا و گزارش NFP؛ چرا کلِ دنیا منتظرش است؟

اگر اخبارِ اقتصادیِ جهان را دنبال کنید، احتمالاً اسمِ NFP را شنیده‌اید. NFP یعنی «اشتغالِ بخشِ غیرکشاورزی» آمریکا؛ یعنی در یک ماه، اقتصادِ آمریکا بیرون از کشاورزی چند شغلِ تازه ساخته یا از دست داده است. همین گزارش، نرخ بیکاری آمریکا را هم اعلام می‌کند.

این گزارش را ادارهٔ آمارِ کارِ آمریکا (BLS) معمولاً اولین جمعهٔ هر ماه ساعتِ ۸:۳۰ صبحِ وقتِ نیویورک منتشر می‌کند. به وقتِ تهران، این می‌شود حدودِ ساعتِ ۱۶ در ماه‌های گرم و ۱۷ در ماه‌های سرد، چون آمریکا ساعتش را جابه‌جا می‌کند و ایران دیگر این کار را نمی‌کند.

یک نمونهٔ تازه: گزارشِ سپتامبرِ ۲۰۲۶ که ۲ اکتبر (۱۰ مهر ۱۴۰۵) منتشر شد، نشان داد آمریکا فقط حدودِ ۲۹ هزار شغلِ تازه ساخته، خیلی کمتر از پیش‌بینیِ تحلیل‌گرها، و نرخ بیکاری از ۴٫۱٪ به ۴٫۲٪ رسیده است. عددهای تازه را همیشه در سایتِ ادارهٔ آمارِ کارِ آمریکا ببینید.

چرا گزارشِ اشتغالِ آمریکا روی طلا و دلار اثر دارد؟

زنجیره ساده است. گزارشِ اشتغالِ ضعیف یعنی اقتصادِ آمریکا کُند شده. بازار انتظار دارد فدرال رزرو، یعنی بانکِ مرکزیِ آمریکا، نرخ بهره را پایین بیاورد. نرخ بهرهٔ پایین‌تر معمولاً دلار را ضعیف‌تر و طلا را جذاب‌تر می‌کند، چون نگه داشتنِ طلا که سود نمی‌دهد، کم‌هزینه‌تر می‌شود.

گزارشِ قوی برعکس عمل می‌کند. البته این یک گرایش است، نه قانون. گاهی بازار از قبل عدد را حدس زده و واکنشِ چندانی نشان نمی‌دهد. گاهی هم جزئیاتِ گزارش، مثلِ رشدِ دستمزد یا بازنگریِ عددهای ماه‌های قبل، از خودِ عددِ اصلی مهم‌تر می‌شود. برای همین در دقیقه‌های اولِ انتشار، قیمت‌ها تند بالا و پایین می‌روند.

برای ما در ایران، اثرش از راهِ قیمتِ جهانیِ طلا (انس) می‌رسد. قیمتِ طلای داخلی از دو چیز ساخته می‌شود: انسِ جهانی و دلار. اگر می‌خواهید بیشتر بدانید، مقالهٔ عوامل مؤثر بر قیمت طلای جهانی را بخوانید و قیمتِ لحظه‌ایِ انس و طلای داخلی را در صفحهٔ قیمت طلا امروز ببینید.

یک نکتهٔ دیگر: آمریکا جز نرخ بیکاریِ رسمی، عددِ گسترده‌تری هم به نامِ U-6 دارد. این عدد کسانی را هم که ناامید شده‌اند یا ناخواسته نیمه‌وقت کار می‌کنند حساب می‌کند. شبیهِ همان «اشتغالِ ناقص» خودمان است.

پس اگر طلا یا سهامِ جهانی دارید، روزِ انتشارِ گزارشِ اشتغالِ آمریکا را در تقویم‌تان علامت بزنید. تصمیمِ عجولانه در دقیقه‌های اولِ انتشار، معمولاً بیشتر ضرر می‌دهد تا سود.

نرخ بیکاری چه اثری بر اقتصاد و بورس ایران دارد؟

بیکاری بالا فقط دردِ آدم‌های بیکار نیست. وقتی ۲٫۵ میلیون نفر درآمدِ ثابت ندارند، خانواده‌هایشان هم کمتر خرید می‌کنند. کمتر خرید یعنی فروشِ کمترِ مغازه‌ها و کارخانه‌ها. فروشِ کمتر یعنی سودِ کمترِ شرکت‌ها. و سودِ کمتر یعنی فشار روی قیمتِ سهام.

رابطهٔ بیکاری با رشد اقتصادی هم مستقیم است. وقتی تولید رشد می‌کند، کارخانه‌ها نیروی تازه می‌گیرند و بیکاری کم می‌شود. وقتی اقتصاد کوچک می‌شود، اول از همه استخدام‌ها متوقف می‌شود. به همین دلیل نرخ بیکاری یکی از نشانه‌های رکود است و در بحران‌های اقتصادی معمولاً تند بالا می‌رود.

ولی در بورس ایران، نرخ بیکاری معمولاً عاملِ اصلیِ حرکتِ شاخص کل بورس نیست. بازارِ ما بیشتر به دلار، تورم، نرخ بهرهٔ بانکی و سیاست‌های دولت حساس است. آمارِ بیکاری هم فصلی و با تأخیر منتشر می‌شود و معمولاً وقتی می‌آید، بازار چیزهایی را که باید، دیده است.

با این حال، این آمار برای تحلیلِ بنیادیِ بعضی صنعت‌ها به درد می‌خورد. صنعت‌هایی که به خریدِ مردم وابسته‌اند، مثلِ خودرو، لوازمِ خانگی، غذایی و خرده‌فروشی، در دوره‌های بیکاری بالا معمولاً فروشِ ضعیف‌تری دارند. برای فهمِ کاملِ این رابطه‌ها، مقالهٔ اقتصاد کلان چطور بر بورس اثر می‌گذارد را ببینید.

پس نرخ بیکاری را مثلِ دماسنجِ اقتصاد ببینید، نه مثلِ سیگنالِ خرید و فروش. اگر چند فصل پشتِ هم بالا برود، یعنی خریدِ مردم ضعیف‌تر می‌شود و باید با احتیاطِ بیشتری به سهم‌های مصرفی نگاه کرد.

اشتباه‌های رایج موقعِ خواندنِ آمارِ بیکاری

این چک‌لیست را دفعهٔ بعد که خبرِ بیکاری را می‌خوانید، کنارِ دستتان داشته باشید:

  • بیکار را بر کلِ جمعیت تقسیم نکنید. نرخ بیکاری فقط بر جمعیتِ فعال تقسیم می‌شود.
  • پایین آمدنِ نرخ بیکاری را همیشه خبرِ خوب ندانید. اول ببینید نرخ مشارکت چه شده و آیا تعدادِ شاغلان هم بیشتر شده یا نه.
  • فصل را با فصلِ سالِ قبل مقایسه کنید. بهار را با زمستان مقایسه نکنید؛ کارهای فصلی مثلِ کشاورزی و ساختمان عدد را جابه‌جا می‌کنند.
  • به عددِ کلی بسنده نکنید. بیکاری جوانان، زنان و فارغ‌التحصیلان معمولاً خیلی بالاتر از عددِ کلی است.
  • اشتغالِ ناقص را فراموش نکنید. کسی که هفته‌ای چند ساعت کار دارد، در آمار شاغل است.
  • از یک گزارشِ آمریکا نتیجهٔ بزرگ نگیرید. عددهای NFP در ماه‌های بعد بازنگری می‌شوند و گاهی خیلی عوض می‌شوند.
  • بیکاری را تنها عاملِ بازار ندانید. در ایران، دلار و تورم معمولاً اثرِ بزرگ‌تری روی بورس و طلا دارند.

سوالات متداول

نرخ بیکاری چگونه محاسبه می‌شود؟

نرخ بیکاری از تقسیمِ تعدادِ بیکاران بر جمعیتِ فعال و ضرب در ۱۰۰ به دست می‌آید. جمعیتِ فعال یعنی شاغلان به‌اضافهٔ بیکاران. مثلاً اگر ۳۶ هزار نفر شاغل و ۴ هزار نفر بیکار باشند، نرخ بیکاری ۱۰ درصد است.

نرخ بیکاری ایران چقدر است؟

طبقِ آخرین گزارشِ فصلیِ مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر در بهار ۱۴۰۵ برابرِ ۹٫۱ درصد بوده است. نرخ بیکاری کلِ سالِ ۱۴۰۴ هم ۷٫۵ درصد اعلام شده بود. عددِ تازه را از سایتِ مرکز آمار ببینید.

بیکاری چه رابطه‌ای با تورم دارد؟

طبقِ منحنی فیلیپس، در کوتاه‌مدت بیکاری کمتر معمولاً با تورمِ بیشتر همراه است، چون دستمزد و تقاضا بالا می‌روند. ولی این رابطه همیشگی نیست و در رکود تورمی، تورم و بیکاری هم‌زمان بالا می‌مانند؛ همان چیزی که ایران بارها تجربه کرده است.

از نظر مرکز آمار چه کسی شاغل حساب می‌شود؟

کسی که در هفتهٔ مرجعِ آمارگیری دست‌کم یک ساعت کار کرده باشد شاغل است. کسی هم که کار دارد ولی آن هفته به دلیلی مثلِ مرخصی یا بیماری موقتاً سرِ کار نرفته، شاغل حساب می‌شود. این تعریف از سالِ ۱۳۸۳ و طبقِ معیارِ سازمان جهانی کار به کار می‌رود.

آیا خانه‌دارها و دانشجوها جزو بیکاران هستند؟

نه. خانه‌دارها، دانشجوها، بازنشسته‌ها و کسانی که دنبالِ کار نمی‌گردند جزو جمعیتِ غیرفعال‌اند و در محاسبهٔ نرخ بیکاری نمی‌آیند. بیکار فقط کسی است که کار ندارد، دنبالِ کار می‌گردد و آمادهٔ شروعِ کار است.

نرخ مشارکت اقتصادی چیست؟

نرخ مشارکت اقتصادی یعنی چند درصد از جمعیتِ ۱۵ ساله و بیشتر شاغل‌اند یا دنبالِ کار می‌گردند. در ایران این نرخ حدودِ ۴۰ درصد است؛ یعنی از هر ده نفرِ بالای ۱۵ سال، حدودِ چهار نفر در بازارِ کار حضور دارند.

گزارش NFP آمریکا چه زمانی منتشر می‌شود؟

گزارشِ اشتغالِ بخشِ غیرکشاورزیِ آمریکا معمولاً اولین جمعهٔ هر ماه ساعتِ ۸:۳۰ صبحِ وقتِ نیویورک منتشر می‌شود. این ساعت به وقتِ تهران حدودِ ۱۶ در ماه‌های گرم و حدودِ ۱۷ در ماه‌های سردِ سال است.

بیکاری پنهان یعنی چه؟

بیکاری پنهان یعنی کسانی سرِ کار هستند ولی کارشان واقعاً لازم نیست و اگر نباشند تولید کم نمی‌شود؛ مثلِ اداره‌ای که برای کارِ سه نفر، ده نفر استخدام کرده است. این افراد در آمار شاغل‌اند و بیکاری‌شان در نرخ بیکاری دیده نمی‌شود.

جمع‌بندی

نرخ بیکاری یعنی از هر صد نفری که در بازارِ کارند، چند نفر کار پیدا نکرده‌اند. فرمولش ساده است، ولی خواندنش دقت می‌خواهد. پایین آمدنش همیشه خبرِ خوب نیست، چون ممکن است فقط عده‌ای ناامید شده و از بازارِ کار بیرون رفته باشند.

در ایران، طبقِ آخرین گزارشِ مرکز آمار، نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۵ به ۹٫۱٪ رسید و بیکاری جوانان از ۲۳٪ گذشت. در آمریکا هم گزارشِ ماهانهٔ اشتغال، از راهِ نرخ بهره، روی دلار و طلای جهانی اثر می‌گذارد.

پس دفعهٔ بعد که تیترِ «نرخ بیکاری کم شد» را دیدید، سه سؤال بپرسید: نرخ مشارکت چه شد؟ تعدادِ شاغلان بیشتر شد یا کمتر؟ و این عدد با همین فصلِ سالِ قبل مقایسه شده یا نه؟ جوابِ این سه سؤال، خیلی بیشتر از خودِ عدد به شما می‌گوید.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟