هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

اقتصاد خرد چیست؟ مفاهیم اصلی و انواع بازار به زبان ساده

فهرست مطالب۸ بخش
  1. اقتصاد خرد چیست؟ به زبانِ ساده
  2. تفاوت اقتصاد خرد و کلان چیست؟
  3. مفهوم‌های اصلیِ اقتصاد خرد
  4. ۱. هزینهٔ فرصت: هر انتخاب یک چیز را از دست می‌دهد
  5. ۲. عرضه و تقاضا
  6. ۳. تعادل بازار
  7. ۴. کشش قیمتی
  8. ۵. مطلوبیت نهایی: لیوانِ دوم به خوشمزگیِ اولی نیست
  9. ۶. هزینهٔ نهایی و درآمدِ نهایی
  10. ۷. شکستِ بازار
  11. انواع بازار در اقتصاد کدام‌اند؟
  12. بازار رقابت کامل
  13. بازار رقابت انحصاری
  14. بازار انحصار چندجانبه
  15. بازار انحصار کامل
  16. انحصار خرید
  17. اقتصاد خرد در بورس به چه کارمان می‌آید؟
  18. اشتباه‌های رایج دربارهٔ اقتصاد خرد
  19. سوالات متداول
  20. جمع‌بندی
اقتصاد خرد چیست؟ مفاهیم اصلی و انواع بازار به زبان ساده

اقتصاد خرد شاخه‌ای از علمِ اقتصاد است که تصمیمِ تک‌تکِ آدم‌ها، خانواده‌ها و شرکت‌ها را بررسی می‌کند: چه بخریم، چقدر تولید کنیم، با چه قیمتی بفروشیم. موضوعِ اصلی‌اش عرضه و تقاضا، قیمت، هزینه و انواعِ بازار است؛ از رقابتِ کامل تا انحصار.

شاید فکر کنید اقتصاد درسِ دانشگاه است و ربطی به زندگیِ ما ندارد. ولی هر بار که در میوه‌فروشی دو مغازه را مقایسه می‌کنید، یا صاحب‌خانه اجاره را بالا می‌برد و شما حساب می‌کنید بمانید یا بروید، دارید اقتصادِ خرد را زندگی می‌کنید. در این راهنما همین مفهوم‌ها را با مثال‌های روزمره باز می‌کنیم و در آخر می‌بینیم در بورس به چه کارمان می‌آیند.

اقتصاد خرد چیست؟ به زبانِ ساده

علمِ اقتصاد را مثلِ دوربینی در نظر بگیرید که دو حالت دارد. وقتی عقب می‌کشید، کلِ شهر را می‌بینید: تورم، بیکاری، رشدِ کشور. این اقتصادِ کلان است. وقتی جلو می‌روید، یک مغازه، یک خانواده یا یک کارخانه را می‌بینید. این اقتصادِ خرد است.

اقتصادِ خرد سه بازیگرِ اصلی دارد:

  • خانوارها (مصرف‌کننده‌ها): با درآمدِ محدود تصمیم می‌گیرند چه بخرند و چقدر پس‌انداز کنند.
  • بنگاه‌ها (شرکت‌ها و مغازه‌ها): تصمیم می‌گیرند چه چیزی، چقدر و با چه قیمتی تولید کنند.
  • دولت به‌عنوانِ یک بازیگرِ بازار: با مالیات، یارانه، قیمت‌گذاری یا خرید، رفتارِ بقیه را عوض می‌کند.

ریشهٔ همهٔ این تصمیم‌ها یک چیز است: کمیابی. پول، زمان و منابع محدودند و خواسته‌های ما نه. پس همیشه باید انتخاب کنیم. اقتصادِ خرد علمِ همین انتخاب‌هاست. اگر دوست دارید پایه‌ها را از اول ببینید، ده اصلِ پایه‌ای علم اقتصاد شروعِ خوبی است.

تفاوت اقتصاد خرد و کلان چیست؟

خیلی‌ها این را می‌پرسند. جوابِ کوتاه: اقتصادِ خرد به درخت نگاه می‌کند و اقتصادِ کلان به جنگل. این جدول فرقشان را کنارِ هم می‌گذارد:

مقایسهٔ اقتصاد خرد و اقتصاد کلان
موضوعاقتصاد خرداقتصاد کلان
واحدِ بررسییک خانوار، یک شرکت، بازارِ یک کالاکلِ کشور یا اقتصادِ جهان
پرسشِ نمونهچرا قیمتِ گوجه در زمستان بالا می‌رود؟چرا قیمتِ همه‌چیز با هم بالا می‌رود؟
مفهوم‌های اصلیعرضه و تقاضا، کشش، هزینه، انواعِ بازارتورم، تولیدِ ناخالصِ داخلی، بیکاری، نرخِ بهره
تصمیم‌گیرندهمصرف‌کننده و مدیرِ شرکتدولت و بانکِ مرکزی
کاربرد در بورستحلیلِ یک صنعت و یک شرکتپیش‌بینیِ جهتِ کلِ بازار

این دو از هم جدا نیستند. تورم یک پدیدهٔ کلان است، ولی اثرش را در تصمیمِ تک‌تکِ خریدارها و فروشنده‌ها می‌بینیم. پس هر دو را با هم یاد بگیرید. برای نیمهٔ دیگرِ ماجرا، مقالهٔ اقتصاد کلان و اثرش بر بورس را بخوانید.

مفهوم‌های اصلیِ اقتصاد خرد

اقتصادِ خرد چند ابزارِ ساده دارد که همه‌جا به کار می‌آیند. بیایید یکی‌یکی ببینیم.

۱. هزینهٔ فرصت: هر انتخاب یک چیز را از دست می‌دهد

هزینهٔ فرصت یعنی بهترین چیزی که به‌خاطرِ انتخابِ فعلی‌تان از دست داده‌اید. اگر عصرِ جمعه را به کلاس بروید، هزینه‌اش فقط شهریه نیست؛ آن چند ساعت را هم نمی‌توانید کارِ دیگری بکنید. این هزینه واقعی است، حتی اگر از جیب‌تان پولی بیرون نرود. نمونهٔ مالی‌اش را در محاسبهٔ سود و زیان و هزینهٔ فرصت آورده‌ام.

۲. عرضه و تقاضا

تقاضا یعنی خریدارها با هر قیمت چقدر می‌خواهند بخرند. عرضه یعنی فروشنده‌ها با هر قیمت چقدر حاضرند بفروشند. قانونِ تقاضا می‌گوید هرچه قیمت بالاتر برود، معمولاً کمتر می‌خریم. قانونِ عرضه می‌گوید هرچه قیمت بالاتر برود، فروشنده‌ها بیشتر می‌آورند.

چند استثنای جالب هم هست؛ کالاهایی که با گران‌شدن پرطرفدارتر می‌شوند. داستانشان را در کالای گیفن و کالای وبلن نوشته‌ام.

۳. تعادل بازار

جایی که مقدارِ عرضه با مقدارِ تقاضا برابر می‌شود، تعادلِ بازار است. در این قیمت نه کالا روی دستِ فروشنده می‌ماند، نه خریدار دست‌خالی برمی‌گردد. اگر قیمت بالاتر از تعادل باشد، کالا می‌ماند و فروشنده‌ها تخفیف می‌دهند. اگر پایین‌تر باشد، صف تشکیل می‌شود.

صفِ خرید در روزهای قیمت‌گذاریِ دستوری دقیقاً همین است: قیمت را پایین‌تر از تعادل نگه داشته‌اند و تقاضا از عرضه بیشتر شده. منحنی‌ها و نقطهٔ تعادل را در عرضه و تقاضا به زبانِ ساده با شکل دیده‌ایم.

۴. کشش قیمتی

کشش قیمتی می‌گوید وقتی قیمت عوض می‌شود، خریدارها چقدر واکنش نشان می‌دهند. نان و دارو کم‌کشش‌اند: گران هم بشوند، باید بخریم. سفرِ تفریحی و رستوران پرکشش‌اند: کمی گران شوند، خیلی‌ها کنار می‌کشند.

یک مثال: اگر قیمتِ یک کالا ۱۰٪ بالا برود و فروشش ۲۰٪ کم شود، کشش ۲ است؛ یعنی خریدار حساس است. اگر فروش فقط ۲٪ کم شود، کشش ۰٫۲ است؛ یعنی خریدار چاره‌ای ندارد. جزئیاتش را در کشش قیمتی تقاضا و اثرش بر سودِ شرکت‌ها را در کشش قیمت و اثرِ تورم بر سودِ سهم ببینید.

۵. مطلوبیت نهایی: لیوانِ دوم به خوشمزگیِ اولی نیست

مطلوبیت یعنی رضایتی که از یک چیز می‌بریم. مطلوبیتِ نهایی یعنی رضایتِ واحدِ آخر. وسطِ تابستان لیوانِ اولِ آب‌هندوانه عالی است. لیوانِ دوم خوب است. لیوانِ چهارم را شاید دیگر نخواهید. به این می‌گویند قانونِ مطلوبیتِ نهاییِ نزولی.

همین قانون توضیح می‌دهد چرا آدم‌ها دارایی‌شان را پخش می‌کنند. وقتی چیزی را زیاد داریم، یک واحدِ بیشترش رضایتِ کمتری می‌آورد.

۶. هزینهٔ نهایی و درآمدِ نهایی

هزینهٔ نهایی یعنی تولیدِ یک واحدِ اضافه چقدر خرج روی دستِ ما می‌گذارد. درآمدِ نهایی یعنی فروشِ همان یک واحدِ اضافه چقدر پول می‌آورد. قاعدهٔ طلاییِ هر کسب‌وکار ساده است: تا وقتی درآمدِ نهایی از هزینهٔ نهایی بیشتر است، تولید را بیشتر کن.

بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. یک پیراشکی‌فروشی هر پیراشکی را ۵۰ هزار تومان می‌فروشد. صد تای اول با همان یک آشپز و یک فِر درمی‌آید. بعد از آن باید اضافه‌کار بدهد و گاز و روغنِ بیشتری بسوزاند.

مثالِ فرضیِ هزینهٔ نهایی در یک پیراشکی‌فروشی (عددها مثال‌اند)
تعدادِ روزانههزینهٔ هر پیراشکیِ اضافهقیمتِ فروشارزش دارد؟
۱ تا ۱۰۰۲۰ هزار تومان۵۰ هزار تومانبله، ۳۰ هزار تومان سود روی هر کدام
۱۰۱ تا ۲۰۰۳۵ هزار تومان۵۰ هزار تومانبله، ۱۵ هزار تومان سود
۲۰۱ تا ۳۰۰۵۵ هزار تومان۵۰ هزار توماننه، روی هر کدام ۵ هزار تومان ضرر

جدول می‌گوید بهترین مقدار حدودِ ۲۰۰ پیراشکی در روز است. اگر صاحبِ مغازه برای «فروشِ بیشتر» ۳۰۰ تا بپزد، شلوغ‌تر می‌شود ولی پولِ کمتری به خانه می‌برد. خیلی از کسب‌وکارها همین اشتباه را می‌کنند. پس همیشه هزینهٔ واحدِ آخر را حساب کنید، نه میانگین را.

۷. شکستِ بازار

گاهی بازارِ آزاد به نتیجهٔ خوب نمی‌رسد. به این می‌گویند شکستِ بازار. سه نمونهٔ رایج:

  • اثرِ جانبی: کارخانه‌ای هوا را آلوده می‌کند و هزینه‌اش را مردمِ شهر می‌دهند، نه خودش.
  • اطلاعاتِ نابرابر: فروشندهٔ ماشینِ دست‌دوم عیبِ ماشین را می‌داند و شما نه.
  • قدرتِ انحصاری: وقتی یک یا چند فروشنده همهٔ بازار را دارند و قیمت را خودشان تعیین می‌کنند.

مورد سوم ما را به مهم‌ترین بخشِ اقتصادِ خرد برای سرمایه‌گذار می‌رساند: انواعِ بازار.

انواع بازار در اقتصاد کدام‌اند؟

اقتصاددان‌ها بازارها را با سه پرسش دسته‌بندی می‌کنند: چند فروشنده هست؟ کالاها چقدر شبیهِ هم‌اند؟ ورودِ رقیبِ تازه چقدر سخت است؟ جوابِ این سه پرسش پنج نوع بازار می‌سازد که روی یک طیف قرار می‌گیرند.

طیف انواع بازار از رقابت کامل تا انحصار کامل و انحصار خرید با نمونه‌های آشنا
پنج نوع بازار در اقتصاد خرد؛ هرچه به سمتِ انحصار برویم، قدرتِ فروشنده در تعیینِ قیمت بیشتر می‌شود.

بازار رقابت کامل

فروشنده‌ها و خریدارها خیلی زیادند، کالای همه یکی است و هرکس بخواهد می‌تواند وارد یا خارج شود. هیچ فروشنده‌ای نمی‌تواند قیمت را عوض کند؛ اگر گران‌تر بدهد، مشتری به بغل‌دستی می‌رود. به این فروشنده «پذیرندهٔ قیمت» می‌گویند.

رقابتِ کاملِ صددرصد فقط در کتاب‌هاست. ولی بازارِ میوه و ترهبار، یا گوجه‌فروش‌های یک میدان، خیلی به آن نزدیک‌اند. در این بازار سودِ اضافه دوام نمی‌آورد، چون رقیب‌های تازه زود می‌رسند.

بازار رقابت انحصاری

اسمش گیج‌کننده است، ولی در واقع رایج‌ترین بازارِ اطرافِ ماست. فروشنده‌ها زیادند و ورود آسان است، اما هرکس کالایش را کمی متفاوت می‌کند: برند، طعم، دکور، خوش‌برخوردی. رستوران‌ها، آرایشگاه‌ها، مانتوفروشی‌ها و کافه‌ها همین‌طورند.

هر فروشنده کمی قدرتِ قیمت‌گذاری دارد. کبابیِ محبوبِ محل می‌تواند کمی گران‌تر بدهد و مشتری‌اش نرود. برای همین در این بازار هزینهٔ تبلیغ و برندسازی بالاست.

بازار انحصار چندجانبه

چند شرکتِ بزرگ بیشترِ بازار را دارند و ورودِ تازه‌واردها سخت است؛ چون سرمایهٔ زیاد، مجوز یا شبکهٔ گسترده می‌خواهد. نمونه‌های آشنا: اپراتورهای تلفنِ همراه، خودروسازی، پالایشگاه‌ها و بانک‌های بزرگ.

ویژگیِ مهمِ این بازار وابستگیِ متقابل است. هر شرکت پیش از تصمیم باید حدس بزند رقیب چه می‌کند. اگر یکی قیمت را بشکند، بقیه هم مجبور می‌شوند. برای همین گاهی جنگِ قیمت راه می‌افتد و گاهی همه بی‌سروصدا هم‌قیمت می‌مانند. وقتی فقط دو بازیگرِ اصلی باشند، به آن انحصارِ دوجانبه می‌گویند؛ بازارِ خودرو در ایران سال‌ها همین شکل را داشته است.

بازار انحصار کامل

فقط یک فروشنده هست، کالایش جانشینِ نزدیک ندارد و دیگران نمی‌توانند وارد شوند. مانعِ ورود ممکن است قانون باشد، مالکیتِ یک منبعِ کمیاب، یا هزینه‌ای که فقط یک شرکت از پسش برمی‌آید.

نمونه‌اش ضربِ سکهٔ طلای رسمی است که فقط در اختیارِ بانک مرکزی است. شبکهٔ آب و برقِ شهری هم «انحصارِ طبیعی» است: کشیدنِ دو شبکهٔ لوله یا کابل در یک خیابان منطقی نیست. انحصارگر قیمت‌گذار است؛ ولی آزادِ مطلق نیست، چون اگر زیادی گران کند، مردم مصرف را کم می‌کنند. برای همین دولت معمولاً قیمتِ انحصارها را کنترل می‌کند.

انحصار خرید

این‌بار ماجرا برعکس است: فروشنده زیاد است و خریدار یکی. در طرحِ خریدِ تضمینیِ گندم، دولت خریدارِ اصلیِ محصولِ کشاورزهاست. قطعه‌سازی که فقط به یکی دو خودروساز می‌فروشد هم در عمل با انحصارِ خرید روبه‌روست. در چنین بازاری فروشنده قدرتِ چانه‌زنیِ کمی دارد و پولش هم معمولاً دیر می‌رسد.

این جدول هر پنج بازار را کنارِ هم می‌گذارد:

مقایسهٔ انواع بازار در اقتصاد خرد با نمونه‌های آشنا
نوعِ بازارتعدادِ فروشندهشباهتِ کالاهاورودِ رقیبقدرتِ قیمت‌گذارینمونه
رقابت کاملخیلی زیادیکسانآزادهیچترهبار، میوه‌فروش‌های میدان
رقابت انحصاریزیادکمی متفاوتآسانکمرستوران، آرایشگاه، پوشاک
انحصار چندجانبهچند شرکتیکسان یا متفاوتسختمتوسط تا زیاداپراتورِ موبایل، خودرو، پالایشگاه
انحصار کاملیکبی‌جانشینبستهزیاد (معمولاً با کنترلِ دولت)ضربِ سکه، شبکهٔ برق و آب
انحصار خریدزیاد (خریدار یکی)یکسان—در دستِ خریدارخریدِ تضمینیِ گندم، قطعه‌سازی

هرچه از بالای جدول به پایین برویم، قدرتِ فروشنده در تعیینِ قیمت بیشتر می‌شود. پس پیش از اینکه دربارهٔ قیمتِ هر کالایی قضاوت کنید، اول بپرسید در کدام ردیفِ این جدول است.

اقتصاد خرد در بورس به چه کارمان می‌آید؟

بیشترِ کسانی که سهم می‌خرند فقط به نمودار و خبر نگاه می‌کنند. ولی سودِ یک شرکت در درازمدت از جایگاهش در بازار می‌آید. اقتصادِ خرد دقیقاً همین را به ما نشان می‌دهد. سه کاربردِ مهمش این‌هاست:

  1. قدرتِ قیمت‌گذاری در تورم. شرکتی که در بازارِ انحصار چندجانبه است و کالایش کم‌کشش است، می‌تواند گرانیِ مواد اولیه را به مشتری منتقل کند. شرکتی در بازارِ پررقابت نمی‌تواند و حاشیهٔ سودش آب می‌رود.
  2. پذیرندهٔ قیمت یا قیمت‌گذار؟ بسیاری از شرکت‌های بزرگِ بورسِ ایران، مثلِ فولادی‌ها و پتروشیمی‌ها، کالایی یکسان می‌فروشند که قیمتش در بازارِ جهانی تعیین می‌شود. این شرکت‌ها پذیرندهٔ قیمت‌اند. سودشان بیشتر به قیمتِ جهانی و نرخِ دلار بستگی دارد تا به مهارتِ مدیر در قیمت‌گذاری.
  3. قیمت‌گذاریِ دستوری. وقتی دولت برای کالای یک صنعت سقفِ قیمت می‌گذارد، قیمت زیرِ تعادل می‌ماند. نتیجه صفِ خریدار و زیانِ تولیدکننده است. ماجرای سال‌های اخیرِ صنعت خودرو نمونهٔ روشنِ همین است.

پیشنهادِ من این است که پیش از بررسیِ عددهای مالیِ هر شرکت، این چک‌لیست را از خودتان بپرسید:

  • شرکت در کدام نوعِ بازار است؟ چند رقیبِ جدی دارد؟
  • آیا رقیبِ تازه به‌راحتی می‌تواند وارد شود؟ چه مانعی جلویش است؟
  • کالایش کم‌کشش است یا پرکشش؟ اگر ۱۰٪ گران کند، مشتری می‌رود؟
  • قیمتِ فروش را خودش تعیین می‌کند، بازارِ جهانی یا دولت؟
  • آیا خریدارِ اصلی‌اش یکی دو شرکت یا دولت است؟ (نشانهٔ انحصارِ خرید)
  • اگر هزینه‌ها بالا برود، می‌تواند آن را به مشتری منتقل کند؟

جوابِ این شش پرسش نیمی از کارِ تحلیل بنیادی است. باقی‌اش عدد و صورتِ مالی است. پس اقتصادِ خرد را درسِ نظری نبینید؛ عینکی است که با آن یک شرکت را بهتر می‌بینید.

اشتباه‌های رایج دربارهٔ اقتصاد خرد

چند برداشتِ غلط دربارهٔ اقتصادِ خرد خیلی رایج است:

  • «انحصار یعنی فقط یک شرکت.» نه؛ بازاری که چهار شرکت دارد هم می‌تواند قدرتِ قیمت‌گذاریِ زیادی داشته باشد.
  • «قیمتِ پایین همیشه به نفعِ مردم است.» اگر قیمت با زور زیرِ تعادل بماند، کالا کمیاب می‌شود و صف و بازارِ سیاه درست می‌شود.
  • «هزینهٔ میانگین را ببین.» تصمیمِ درست با هزینهٔ واحدِ آخر گرفته می‌شود، مثلِ همان پیراشکیِ دویست‌ویکم.
  • «آدم‌ها همیشه منطقی تصمیم می‌گیرند.» اقتصادِ خردِ کلاسیک این را فرض می‌کند، ولی اقتصاد رفتاری نشان داده که ترس و عادت هم در تصمیم‌ها نقش دارند.

سوالات متداول

اقتصاد خرد چیست؟

اقتصاد خرد شاخه‌ای از علم اقتصاد است که رفتارِ خانوارها، شرکت‌ها و بازارِ تک‌تکِ کالاها را بررسی می‌کند. موضوع‌های اصلی‌اش عرضه و تقاضا، قیمت، هزینه، کشش و انواعِ بازار است.

تفاوت اقتصاد خرد و کلان چیست؟

اقتصاد خرد یک خانوار، یک شرکت یا بازارِ یک کالا را بررسی می‌کند. اقتصاد کلان کلِ کشور را می‌بیند و با تورم، بیکاری، رشد و نرخِ بهره سروکار دارد. یکی درخت را می‌بیند و دیگری جنگل را.

انواع بازار در اقتصاد کدام‌اند؟

پنج نوعِ اصلی: رقابت کامل، رقابت انحصاری، انحصار چندجانبه، انحصار کامل و انحصار خرید. فرقشان در تعدادِ فروشنده، شباهتِ کالاها، سختیِ ورودِ رقیب و قدرتِ تعیینِ قیمت است.

بازار رقابت کامل در واقعیت وجود دارد؟

به‌طورِ کامل نه؛ رقابت کامل یک الگوی نظری برای مقایسه است. ولی بازارهایی مثلِ میوه و ترهبار که فروشندهٔ زیاد و کالای یکسان دارند، خیلی به آن نزدیک‌اند.

فرق رقابت انحصاری با انحصار کامل چیست؟

در رقابت انحصاری فروشنده‌ها زیادند و هرکدام کالایش را کمی متفاوت می‌کند، مثلِ رستوران‌ها. در انحصار کامل فقط یک فروشنده هست و کالایش جانشینِ نزدیک ندارد، مثلِ شبکهٔ برقِ شهری.

مطلوبیت نهایی یعنی چه؟

مطلوبیت نهایی رضایتی است که از مصرفِ یک واحدِ اضافه می‌بریم. معمولاً هرچه بیشتر از یک چیز داشته باشیم، واحدِ بعدی رضایتِ کمتری می‌آورد؛ مثلِ لیوانِ چهارمِ آب‌هندوانه در یک روزِ گرم.

هزینه نهایی چیست و چرا مهم است؟

هزینه نهایی خرجِ تولیدِ یک واحدِ اضافه است. شرکت تا جایی تولید را بیشتر می‌کند که درآمدِ واحدِ آخر از هزینهٔ آن بیشتر باشد. بعد از آن، تولیدِ بیشتر سود را کم می‌کند.

اقتصاد خرد در بورس چه کاربردی دارد؟

کمک می‌کند بفهمید یک شرکت قدرتِ قیمت‌گذاری دارد یا نه، در تورم می‌تواند گرانی را به مشتری منتقل کند یا نه، و سودش به قیمتِ جهانی، دولت یا رقابت بستگی دارد. این‌ها پایهٔ تحلیلِ بنیادی‌اند.

جمع‌بندی

اقتصادِ خرد علمِ انتخاب‌های کوچک است: یک خانواده چه بخرد، یک مغازه چقدر بپزد، یک شرکت با چه قیمتی بفروشد. ابزارهایش ساده‌اند: هزینهٔ فرصت، عرضه و تقاضا، تعادل، کشش، مطلوبیتِ نهایی و هزینهٔ نهایی. با همین ابزارها می‌شود فهمید چرا صف درست می‌شود، چرا بعضی‌ها گرانی را تحمل می‌کنند و بعضی نه.

برای سرمایه‌گذار مهم‌ترین درسش انواعِ بازار است. شرکتی که در بازارِ کم‌رقیب کالای کم‌کشش می‌فروشد، در روزهای سخت نفسِ بلندتری دارد. پیش از خریدِ هر سهم، چک‌لیستِ بالا را مرور کنید و بعد سراغِ عددها بروید. تصمیمِ نهایی همیشه با خودتان است.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها