شاخص PMI چیست؟ شاخص مدیران خرید و پیام آن برای بازار
فهرست مطالب۱۳ بخش
- شاخص مدیران خرید به زبانِ ساده
- عدد ۵۰ در شاخص PMI چه معنایی دارد؟
- شاخص PMI چگونه محاسبه میشود؟
- قدمِ اول: پرسشنامه
- قدمِ دوم: حسابِ هر جزء
- قدمِ سوم: میانگینِ وزنی
- PMI بخش تولید و PMI بخش خدمات چه فرقی دارند؟
- شاخصهای مهم PMI در دنیا
- شامخ؛ شاخص PMI ایران
- PMI ایران چه اثری بر بورس دارد؟
- PMI آمریکا و چین چه ربطی به دلار و طلا دارد؟
- محدودیتهای شاخص مدیران خرید
- چهار اشتباهِ رایج در خواندنِ PMI
- چکلیست: هر گزارشِ PMI را در پنج دقیقه بخوانید
- سوالات متداول
- جمعبندی

شاخص PMI چیست؟ PMI یا «شاخص مدیران خرید» عددی بین صفر تا ۱۰۰ است که هر ماه از پرسیدنِ چند سؤالِ ساده از مدیرانِ خریدِ کارخانهها و شرکتها به دست میآید. عددِ بالای ۵۰ یعنی کار و بارِ بیشترِ شرکتها نسبت به ماهِ قبل بهتر شده و عددِ زیرِ ۵۰ یعنی بدتر شده است.
این شاخص زودتر از بیشترِ آمارهای رسمی منتشر میشود. برای همین تحلیلگرها آن را مثلِ دماسنجی میبینند که تب یا سلامتِ اقتصاد را پیش از جواب آزمایش نشان میدهد. در ایران هم اتاق بازرگانی همین شاخص را با نامِ «شامخ» منتشر میکند. در ادامه با هم میبینیم این عدد چطور ساخته میشود، چطور بخوانیمش و چه پیامی برای بورس، دلار و طلا دارد.
شاخص مدیران خرید به زبانِ ساده
فرض کنید صاحبِ یک نانوایی هستید. از ماهِ پیش تا امروز، مشتریهایتان بیشتر شدهاند یا کمتر؟ آرد بیشتری خریدهاید یا کمتر؟ شاگردِ تازه گرفتهاید یا یکی را فرستادهاید برود؟ لازم نیست عددِ دقیق بدهید. فقط میگویید «بیشتر»، «کمتر» یا «فرقی نکرده».
شاخص مدیران خرید دقیقاً همین کار را با صدها شرکت میکند. سراغِ کسی میرود که در هر شرکت مسئولِ خریدِ مواد اولیه است. چرا او؟ چون مدیرِ خرید زودتر از همه میفهمد کار رونق گرفته یا خوابیده. وقتی سفارشها زیاد شود، اول از همه او باید مواد اولیهٔ بیشتری بخرد.
پس PMI نمیگوید اقتصاد «چقدر» رشد کرده. میگوید «چند درصد از شرکتها» حالشان بهتر شده. این تفاوتِ ظریف را تا آخرِ متن به خاطر داشته باشید؛ بخشِ مهمی از اشتباهها از همینجا میآید.
عدد ۵۰ در شاخص PMI چه معنایی دارد؟
عدد ۵۰ مرزِ میانی است. اگر شرکتهایی که وضعشان بهتر شده دقیقاً هموزنِ شرکتهایی باشند که وضعشان بدتر شده، شاخص روی ۵۰ میایستد. یعنی نسبت به ماهِ پیش تغییری نکردهایم.

- بالای ۵۰: فعالیت نسبت به ماهِ پیش گسترش پیدا کرده است. اقتصاددانها به این حالت «رونق» یا «انبساط» میگویند.
- زیرِ ۵۰: فعالیت جمعتر شده است؛ یعنی «انقباض». اگر چند ماه پشتِ سرِ هم ادامه پیدا کند، بوی رکود اقتصادی میدهد.
- فاصله از ۵۰: هرچه عدد از ۵۰ دورتر باشد، تغییر گستردهتر است. عددِ ۵۱ یعنی کمی بهتر؛ عددِ ۵۸ یعنی بیشترِ شرکتها رونق را حس کردهاند.
یک نکتهٔ مهم: PMI همیشه با «ماهِ پیش» مقایسه میکند، نه با یک سالِ خوب. اگر اقتصاد ماهها در سراشیبی بوده و یک ماه کمی نفس بکشد، شاخص ممکن است به ۵۱ برسد. این یعنی از ماهِ قبل کمی بهتر شدهایم، نه اینکه اوضاع خوب است. مثلِ بیماری که تبش از ۴۰ به ۳۹ رسیده؛ بهتر شده، ولی هنوز خوب نشده است.
شاخص PMI چگونه محاسبه میشود؟
محاسبه سخت نیست و بهتر است یک بار خودمان انجامش بدهیم. اینطوری هیچ گزارشی نمیتواند گیجمان کند.
قدمِ اول: پرسشنامه
هر ماه از مدیرانِ خرید دربارهٔ چند موضوع میپرسند. پنج موضوعِ اصلی در بیشترِ کشورها اینهاست:
- سفارشهای جدید: مشتریها بیشتر سفارش دادهاند یا کمتر؟ این مهمترین جزء است، چون فروشِ ماههای بعد را نشان میدهد.
- مقدارِ تولید: کارخانه بیشتر تولید کرده یا کمتر؟
- اشتغال: نیرو گرفتهاند یا تعدیل کردهاند؟
- زمانِ تحویلِ تأمینکنندهها: مواد اولیه دیرتر میرسد یا زودتر؟ این جزء برعکس حساب میشود؛ تحویلِ دیرتر معمولاً یعنی تقاضا زیاد است و فروشندهها سرشان شلوغ است.
- موجودیِ مواد اولیه: انبار پرتر شده یا خالیتر؟
کنارِ اینها، معمولاً دربارهٔ قیمتِ مواد اولیه، قیمتِ فروشِ محصول و انتظار از ماهِ بعد هم میپرسند. اینها در عددِ اصلی نمیآیند، ولی در گزارش جداگانه اعلام میشوند و خیلی به کار میآیند.
قدمِ دوم: حسابِ هر جزء
فرمول این است: درصدِ کسانی که گفتهاند «بیشتر» بهعلاوهٔ نصفِ درصدِ کسانی که گفتهاند «فرقی نکرده». آنهایی که گفتهاند «کمتر» در فرمول نمیآیند.
بیایید با یک مثالِ فرضی حساب کنیم. از ۱۰۰ مدیرِ خرید دربارهٔ سفارشهای جدید پرسیدهایم:
| پاسخ | تعداد | سهم در فرمول |
|---|---|---|
| سفارشها بیشتر شده | ۴۰ نفر | ۴۰ |
| فرقی نکرده | ۳۵ نفر | نصفِ ۳۵ یعنی ۱۷٫۵ |
| سفارشها کمتر شده | ۲۵ نفر | صفر |
| عددِ این جزء | — | ۵۷٫۵ |
پس جزءِ سفارشهای جدید ۵۷٫۵ شد؛ یعنی رونقِ واضح. حواسمان باشد که ۲۵ شرکت هم وضعشان بدتر شده بود. شاخص فقط میگوید ترازو به کدام طرف سنگینتر است.
قدمِ سوم: میانگینِ وزنی
عددِ نهایی میانگینِ پنج جزء است. ولی همهٔ مؤسسهها یکجور وزن نمیدهند. روشِ رایجی که مؤسسهٔ S&P Global در بیشترِ کشورها به کار میبرد، به سفارشهای جدید بیشترین وزن را میدهد. مؤسسهٔ ISM در آمریکا اما هر پنج جزء را هموزن حساب میکند.
| جزء | عددِ این ماه (مثال) | وزن | سهم در عددِ نهایی |
|---|---|---|---|
| سفارشهای جدید | ۵۷٫۵ | ۳۰٪ | ۱۷٫۳ |
| مقدارِ تولید | ۵۴ | ۲۵٪ | ۱۳٫۵ |
| اشتغال | ۴۹ | ۲۰٪ | ۹٫۸ |
| زمانِ تحویلِ تأمینکننده (برعکس) | ۵۲ | ۱۵٪ | ۷٫۸ |
| موجودیِ مواد اولیه | ۴۷ | ۱۰٪ | ۴٫۷ |
| شاخص مدیران خرید | — | ۱۰۰٪ | حدودِ ۵۳ |
در این مثال عددِ نهایی حدودِ ۵۳ شد. یعنی بخشِ تولید در مجموع کمی رونق گرفته است. ولی جدول یک قصهٔ ریزتر هم دارد: سفارش و تولید بالا رفته، اما شرکتها هنوز جرئتِ استخدام ندارند و انبارشان را پر نمیکنند. پس عددِ اصلی را ببینید، ولی همیشه یک نگاه هم به اجزا بیندازید.
PMI بخش تولید و PMI بخش خدمات چه فرقی دارند؟
شاخص مدیران خرید معمولاً در دو یا سه نسخه منتشر میشود:
- PMI بخش تولید (صنعت): از کارخانهها میپرسد. قدیمیترین و مشهورترین نسخه است و بازارها بیشتر به آن واکنش نشان میدهند.
- PMI بخش خدمات: از بانکها، شرکتهای حملونقل، فروشگاهها، رستورانها و مانندِ اینها میپرسد. در اقتصادهای بزرگ، خدمات سهمِ بیشتری از اقتصاد دارد؛ پس این نسخه هم کماهمیت نیست.
- PMI ترکیبی (کل اقتصاد): دو نسخهٔ بالا را با هم ترکیب میکند تا تصویرِ کلیتری بدهد.
پرسشهای بخش خدمات کمی فرق دارد. مثلاً بهجای «مقدارِ تولید» از «میزانِ فعالیتِ کسبوکار» میپرسد. ولی منطقِ عدد ۵۰ در همهٔ نسخهها یکی است.
شاخصهای مهم PMI در دنیا
هر کشورِ بزرگی شاخصِ خودش را دارد. چند تایی که بازارهای جهانی بیشتر از همه دنبال میکنند:
| شاخص | ناشر | زمانِ تقریبیِ انتشار | چرا مهم است |
|---|---|---|---|
| ISM تولید آمریکا | مؤسسهٔ مدیریتِ تأمینِ آمریکا | اولین روزِ کاری هر ماه | از قدیمیترین شاخصها؛ روی دلار، طلا و سهام آمریکا اثر مستقیم دارد |
| ISM خدمات آمریکا | همان مؤسسه | سومین روزِ کاری هر ماه | خدمات بزرگترین بخشِ اقتصادِ آمریکاست |
| PMI رسمیِ چین | ادارهٔ ملیِ آمارِ چین | آخرین روزِ هر ماه | چین بزرگترین خریدارِ فولاد، مس و محصولاتِ پتروشیمی است |
| PMI منطقهٔ یورو | S&P Global | نسخهٔ مقدماتی حدودِ هفتهٔ آخرِ ماه | تصویرِ زودهنگامِ اقتصادِ اروپا |
| شامخ ایران | اتاق بازرگانی ایران | چند هفته پس از پایانِ هر ماه | تنها نظرسنجیِ منظمِ ماهانه از وضعِ بنگاههای ایرانی |
این جدول یک چیز را روشن میکند: PMI خیلی زودتر از آمارِ رشدِ اقتصادی میرسد. نرخ رشد اقتصادی فصلی و با چند ماه تأخیر اعلام میشود، ولی PMI چند روز پس از پایانِ ماه روی میز است. برای همین به آن «شاخصِ پیشرو» میگویند؛ یعنی معمولاً پیش از بقیهٔ آمارها جهت را نشان میدهد.
شامخ؛ شاخص PMI ایران
در ایران، مرکزِ آمار و اطلاعاتِ اقتصادیِ اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران هر ماه شاخص مدیران خرید را با نامِ «شامخ» منتشر میکند. روش همان روشِ جهانی است: پرسشنامهای که بنگاهها در پایانِ هر ماه پر میکنند و در آن میگویند وضعِ هر موضوع نسبت به ماهِ پیش «بهتر»، «بدتر» یا «بدونِ تغییر» بوده است.
شامخ معمولاً در چند بخش اعلام میشود:
- شامخ صنعت: وضعِ کارگاههای صنعتی و تولیدی.
- شامخ خدمات و کسبوکار: وضعِ بخشهای غیرصنعتی.
- شامخ کل اقتصاد: جمعِ این دو.
- شامخ رشتهفعالیتها: برای چند صنعتِ مهم جداگانه؛ مثلاً صنایعِ شیمیایی، فلزاتِ اساسی یا مواد غذایی. این بخش برای اهلِ بورس از همه کاربردیتر است.
شامخ در سالهای اخیر بیشتر زیرِ ۵۰ بوده است. طبقِ گزارشِ مردادِ ۱۴۰۵ که در شهریور منتشر شد، شامخِ کل اقتصاد حدودِ ۴۷ بود و هفدهمین ماهِ پشتِ سرِ هم زیرِ ۵۰ ماند. جزءِ سفارشهای جدید هم همین وضع را داشت، در حالی که قیمتِ مواد اولیه با سرعتِ بیشتری بالا رفته بود. یعنی تقاضا ضعیف است و هزینهها سنگین. عددِ تازهترین ماه را از گزارشهای اتاق ایران ببینید.
یک نکتهٔ خاصِ ایران: در کشوری با تورمِ بالا، فروشِ ریالیِ یک شرکت ممکن است بالا برود، در حالی که تعدادِ محصولی که فروخته کمتر شده است. PMI دربارهٔ «مقدار» میپرسد، نه «مبلغ». پس شامخ گولِ تورم را نمیخورد و تصویرِ واقعیتری از کار و بارِ بنگاهها میدهد. این همان چیزی است که آمارهای ریالی نشانش نمیدهند.
PMI ایران چه اثری بر بورس دارد؟
جوابِ کوتاه: اثر دارد، ولی مستقیم و فوری نیست. بورسِ تهران بیشتر از هر چیز به دلار، تورم، نرخ بهره و خبرهای سیاسی واکنش نشان میدهد. شامخ یک تکه از این پازل است که کمک میکند بفهمیم سودِ شرکتها در ماههای آینده به کدام سمت میرود.
برای استفادهٔ درست، شرکتهای بورسی را به دو گروه تقسیم کنید:
- شرکتهایی که برای بازارِ داخل تولید میکنند: مثلِ خودروسازی، لوازم خانگی، سیمان، مواد غذایی و دارو. برای اینها شامخِ ایران، بهخصوص جزءِ سفارشهای جدید، معنادارتر است. سفارشِ کمتر یعنی فروشِ واقعیِ کمتر در ماههای بعد.
- شرکتهای صادراتی: مثلِ صنعت فولاد، پتروشیمی و مس. مشتریِ اصلیِ اینها بیرون از ایران است؛ پس PMI چین و دنیا برایشان مهمتر از شامخ است. وقتی کارخانههای چین سفارشِ کمتری میگیرند، تقاضا برای فولاد و مس هم کم میشود.
جزءِ قیمتِ مواد اولیه را هم جدی بگیرید. اگر هزینهٔ مواد اولیه تند بالا برود ولی شرکتها نتوانند قیمتِ فروش را به همان اندازه بالا ببرند، حاشیهٔ سودشان کوچک میشود. درست مثلِ نانوایی که آرد گران شده ولی نمیتواند قیمتِ نان را بالا ببرد.
پس شامخ برای پیشبینیِ فردای شاخص کل بورس ساخته نشده است. ابزاری است برای کسی که تحلیل بنیادی میکند و میخواهد بداند فضای صنعتی که در آن سهم دارد گرم است یا سرد.
PMI آمریکا و چین چه ربطی به دلار و طلا دارد؟
زنجیرهٔ علت و معلول اینطور است: PMI آمریکا ضعیف بیاید؛ بازار فکر میکند اقتصادِ آمریکا کند شده است؛ احتمالِ اینکه بانکِ مرکزیِ آمریکا نرخِ بهره را پایین بیاورد بیشتر میشود؛ نرخِ بهرهٔ پایینتر معمولاً دلارِ جهانی را ضعیفتر و طلا را جذابتر میکند. برای همین در روزِ انتشارِ ISM گاهی قیمتِ انس طلا چند دقیقهای تند جابهجا میشود.
برعکسش هم ممکن است: PMI قوی یعنی اقتصاد داغ است و شاید نرخِ بهره دیرتر پایین بیاید. البته این فقط یک گرایش است، نه قانون. در روزِ انتشار، بازار عدد را با «انتظارِ قبلی» مقایسه میکند. اگر همه منتظرِ ۴۸ بودند و ۴۹ آمد، ممکن است خبر «خوب» تعبیر شود، با اینکه عدد هنوز زیرِ ۵۰ است.
PMI بزرگترین شاخصهای سهامِ آمریکا، مثلِ شاخص S&P 500، را هم تکان میدهد. ولی برای ما در ایران، اثرش بیشتر از راهِ انس طلا و قیمتِ جهانیِ فلزات میرسد.
محدودیتهای شاخص مدیران خرید
هیچ شاخصی جادو نمیکند. چند محدودیتِ PMI را بدانید تا بیش از اندازه به آن تکیه نکنید:
- نظرسنجی است، نه حسابداری: پاسخها بر اساسِ برداشتِ مدیران است. حال و هوای عمومی، مثلاً یک خبرِ بد، میتواند جوابها را بدبینانهتر کند.
- گستردگی را میسنجد، نه اندازه را: اگر سفارشِ همهٔ شرکتها فقط کمی بیشتر شود، شاخص بالا میرود؛ حتی اگر جمعِ رشد ناچیز باشد.
- یک ماه، نوسانِ زیادی دارد: روندِ سهماهه از عددِ یک ماه قابلِ اعتمادتر است.
- عددِ ۵۰ همیشه مرزِ دقیقِ رکود نیست: تحقیقهای بانکِ فدرالِ آمریکا نشان دادهاند که اقتصادِ آمریکا گاهی با عددِ کمی زیرِ ۵۰ هم هنوز رشدِ مثبت داشته است.
- نمونه محدود است: در ایران، چند صد بنگاه نمایندهٔ کلِ اقتصاد میشوند. این کم نیست، ولی همهچیز را هم نشان نمیدهد.
پس PMI را کنارِ بقیهٔ نشانهها بخوانید: تورم، نرخِ بهره، دلار و گزارشهای فصلیِ شرکتها. هر کدام یک زاویه از اقتصاد کلان را نشان میدهد.
چهار اشتباهِ رایج در خواندنِ PMI
- عدد را با درصدِ رشد اشتباه گرفتن. شاخص ۵۲ یعنی «۲٪ رشد» نیست. یعنی کفهٔ شرکتهایی که وضعشان بهتر شده کمی سنگینتر است.
- فراموش کردنِ مبنای مقایسه. PMI با ماهِ پیش مقایسه میکند. عددِ ۵۱ پس از یک سال انقباض یعنی «کمی کمتر بد»، نه «خوب».
- ندیدنِ اجزا. عددِ اصلیِ ۵۰ ممکن است از سفارشِ ضعیف و انبارِ پر ساخته شده باشد. این ترکیب معمولاً خبرِ خوبی برای ماههای بعد نیست.
- اشتباه گرفتن با شاخصهای همنام. PMI در مدیریتِ پروژه هم نامِ یک مؤسسه است و در بازارِ رمزارز شاخصی به نامِ شاخص MPI داریم که کاملاً چیزِ دیگری است.
چکلیست: هر گزارشِ PMI را در پنج دقیقه بخوانید
- عددِ اصلی بالای ۵۰ است یا زیرِ ۵۰؟
- نسبت به ماهِ پیش بالا رفته یا پایین آمده؟ روندِ سه ماهِ اخیر چطور است؟
- جزءِ سفارشهای جدید چه میگوید؟ این جزء جلوترِ بقیه حرکت میکند.
- قیمتِ مواد اولیه و قیمتِ فروش هر کدام چقدر تغییر کردهاند؟ فاصلهٔ این دو، فشار روی سودِ شرکتهاست.
- انتظارِ مدیران برای ماهِ بعد خوشبینانه است یا بدبینانه؟
- عدد با انتظارِ بازار چه فرقی داشت؟ واکنشِ قیمتها به همین فاصله است.
سوالات متداول
PMI چیست؟
PMI یا شاخص مدیران خرید عددی بین صفر تا ۱۰۰ است که هر ماه از نظرسنجی از مدیران خرید شرکتها ساخته میشود. نشان میدهد سفارش، تولید، اشتغال و موجودی نسبت به ماه قبل بهتر شده یا بدتر.
عدد بالای ۵۰ در PMI چه معنایی دارد؟
عدد بالای ۵۰ یعنی فعالیت بیشتر شرکتها نسبت به ماه قبل گسترش پیدا کرده است. هرچه عدد از ۵۰ دورتر باشد، رونق گستردهتر است. عدد زیر ۵۰ یعنی انقباض و کاهش فعالیت.
شامخ چیست؟
شامخ نام فارسی شاخص مدیران خرید ایران است که اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران هر ماه منتشر میکند. برای صنعت، خدمات، کل اقتصاد و چند رشتهفعالیت مهم جداگانه عدد اعلام میشود.
PMI ایران چه اثری بر بورس دارد؟
اثرش غیرمستقیم است. شامخ نشان میدهد تقاضا و هزینهٔ بنگاهها به کدام سمت میرود و برای شرکتهایی که برای بازار داخل تولید میکنند معنادارتر است. شرکتهای صادراتی بیشتر به PMI چین و دنیا حساساند.
شاخص PMI چگونه محاسبه میشود؟
برای هر موضوع، درصد پاسخهای «بیشتر شده» را با نصف درصد پاسخهای «تغییری نکرده» جمع میکنند. بعد میانگین وزنی پنج جزء سفارشهای جدید، تولید، اشتغال، زمان تحویل و موجودی، عدد نهایی را میسازد.
فرق PMI تولید و PMI خدمات چیست؟
PMI تولید از کارخانهها و کارگاههای صنعتی میپرسد و PMI خدمات از شرکتهای خدماتی مثل حملونقل، بانک و فروشگاه. منطق عدد ۵۰ در هر دو یکی است و نسخهٔ ترکیبی هر دو را با هم نشان میدهد.
PMI آمریکا چه زمانی منتشر میشود؟
شاخص ISM بخش تولید آمریکا معمولاً اولین روز کاری هر ماه و ISM خدمات سومین روز کاری منتشر میشود. نسخهٔ مقدماتی S&P Global هم حدود یک هفته پیش از پایان ماه میآید.
آیا میتوان فقط با PMI دربارهٔ خرید سهم تصمیم گرفت؟
نه. PMI یک نشانهٔ کلان است و دربارهٔ یک شرکت خاص حرفی نمیزند. باید کنار تورم، نرخ بهره، دلار و صورتهای مالی خود شرکت خوانده شود. تصمیم نهایی با تحلیل کامل و با خودتان است.
جمعبندی
شاخص مدیران خرید یک سؤالِ ساده را از صدها شرکت میپرسد: نسبت به ماهِ پیش بهتر شدی یا بدتر؟ جوابِ جمعیِ آنها عددی است که مرزش ۵۰ است و زودتر از بیشترِ آمارهای رسمی، جهتِ اقتصاد را نشان میدهد. در ایران همین شاخص با نامِ شامخ منتشر میشود و چون دربارهٔ مقدار میپرسد نه مبلغ، در تورمِ بالا هم تصویرِ نسبتاً درستی میدهد.
پس دفعهٔ بعد که خبرِ «شامخ زیرِ ۵۰ ماند» یا «PMI آمریکا بهتر از انتظار آمد» را شنیدید، سه چیز را نگاه کنید: روندِ چند ماه، جزءِ سفارشهای جدید و فاصلهٔ قیمتِ مواد اولیه با قیمتِ فروش. همین سه نگاه از شما خوانندهٔ دقیقتری میسازد. برای درکِ تصویرِ بزرگتر هم سری به مطلبِ چرخهٔ کسبوکار بزنید؛ PMI یکی از بهترین نشانههای جای ما در همین چرخه است.
