اقتصاد زیرزمینی چیست؟ علتها، سهم در ایران و اثر آن بر تورم
فهرست مطالب۱۲ بخش
- اقتصاد زیرزمینی یعنی چه؟
- چهار لایهی اقتصاد زیرزمینی
- اقتصاد غیررسمی با اقتصاد زیرزمینی یکی است؟
- سهم اقتصاد زیرزمینی در ایران چقدر است؟
- اندازهی اقتصاد پنهان را چطور حدس میزنند؟
- علتهای اقتصاد زیرزمینی در ایران
- قاچاق کالا و اقتصاد ایران
- فرار مالیاتی: سهمِ کسی که پنهان میکند، روی دوشِ کیست؟
- اثر اقتصاد زیرزمینی بر اقتصاد ایران
- اقتصاد زیرزمینی چه اثری بر تورم دارد؟
- اقتصاد زیرزمینی چه ربطی به سرمایهگذاری ما دارد؟
- دولتها برای کوچککردنِ اقتصاد زیرزمینی چه میکنند؟
- چهار برداشتِ اشتباه دربارهی اقتصاد زیرزمینی
- سوالات متداول
- جمعبندی

کارگری که روزمزد کار میکند و بیمه ندارد، مغازهای که نصفِ فروشش را در دفتر نمینویسد و کامیونی که شبانه بنزین را از مرز رد میکند، هر سه یک وجهِ مشترک دارند. اقتصاد زیرزمینی یعنی همهی کار و کاسبیهایی که درآمد میسازند ولی در آمارِ رسمی دیده نمیشوند و مالیاتشان پرداخت نمیشود؛ از کارِ قانونیِ ثبتنشده و فرار مالیاتی تا قاچاق کالا و کارِ مجرمانه.
به آن «اقتصاد سایه»، «اقتصاد پنهان» و گاهی «اقتصاد غیررسمی» هم میگویند. برآوردهای پژوهشی سهمِ آن را در ایران، بسته به روش و سال، از حدودِ ۱۳ تا بیش از ۳۰ درصدِ تولید ناخالص داخلی گفتهاند. پایینتر با هم میبینیم این عدد از کجا میآید، چرا این بخش در ایران بزرگ است و چه ربطی به تورم و جیبِ خودِ ما دارد.
اقتصاد زیرزمینی یعنی چه؟
یک کوهِ یخ را در دریا تصور کنید. تکهای که بالای آب است همان اقتصادِ رسمی است: شرکتها و مغازههایی که ثبت شدهاند، فاکتور میدهند، مالیات و بیمه میپردازند و در آمارِ مرکز آمار و بانک مرکزی شمرده میشوند. ولی زیرِ آب تکهی بزرگتری هست که دیده نمیشود. اقتصاد زیرزمینی همان تکهی زیرِ آب است.
نکتهی مهم این است که «زیرزمینی» همیشه به معنای «خلاف» نیست. خیاطی که در خانه لباس میدوزد و به همسایهها میفروشد کارِ بدی نمیکند؛ فقط کارش هیچجا ثبت نشده. در طرفِ دیگرِ همین طیف، قاچاقچیِ مواد مخدر هست. هر دو در اقتصاد زیرزمینی جا میگیرند، ولی فاصلهشان از زمین تا آسمان است.
پس برای فهمیدنِ این موضوع، اول باید لایههایش را از هم جدا کنیم.
چهار لایهی اقتصاد زیرزمینی
اقتصاددانها اقتصاد زیرزمینی را معمولا به چند گروه تقسیم میکنند. هر چه پایینتر برویم، کار خطرناکتر و زیانش برای جامعه بیشتر میشود.

جدولِ زیر این چهار لایه را کنارِ هم گذاشته است:
| لایه | خودِ کار قانونی است؟ | چه چیزی پنهان میماند؟ | مثالِ آشنا |
|---|---|---|---|
| کارِ غیررسمی (اشتغال غیررسمی) | بله | خودِ کار و کارگر؛ نه پرونده دارد، نه بیمه | کارگرِ روزمزدِ ساختمان، دستفروش، تعمیرکارِ سیار |
| فرار مالیاتی | بله | بخشی از درآمد، تا مالیاتِ کمتری بدهند | مغازهای که فروشِ نقدی را در دفتر نمینویسد |
| قاچاق کالا و ارز | کالا معمولا قانونی است، راهش نه | ورود یا خروجِ کالا از گمرک و عوارضش | بردنِ سوختِ ارزان به آن طرفِ مرز، آوردنِ پوشاک و لوازم خانگی بی گمرک |
| کارِ مجرمانه | نه | همهچیز؛ خودِ کار جرم است | مواد مخدر، کلاهبرداری، پولشویی |
همانطور که میبینید، دو لایهی اول کارهای قانونیاند که فقط از چشمِ آمار و مالیات پنهان ماندهاند. دو لایهی آخر خودشان تخلف یا جرماند. وقتی کسی از «اقتصاد زیرزمینی» حرف میزند، بپرسید منظورش کدام لایه است.
اقتصاد غیررسمی با اقتصاد زیرزمینی یکی است؟
نه دقیقا. اقتصاد غیررسمی بیشتر به همان لایهی اول اشاره دارد: کار و کسبی که ثبت نشده، ولی خودش قانونی است. اقتصاد زیرزمینی چتری بزرگتر است و قاچاق و کارِ مجرمانه را هم در بر میگیرد. «اقتصاد سایه» و «اقتصاد پنهان» هم در فارسی معمولا هممعنای اقتصاد زیرزمینی به کار میروند.
یک ظرافتِ دیگر هم هست. خیلی از کارهای خانه، مثلِ آشپزی و نگهداریِ نوه، ارزشِ واقعی دارند ولی چون پولی بابتشان رد و بدل نمیشود، جزوِ اقتصاد زیرزمینی هم حساب نمیشوند. اینها اصلا بازار ندارند. فرقِ این دو را در مقالهی تولید ناخالص داخلی به زبان ساده بازتر گفتهام.
سهم اقتصاد زیرزمینی در ایران چقدر است؟
جوابِ صادقانه این است: هیچکس دقیق نمیداند. کاری که ذاتش پنهانشدن است را نمیشود مثلِ فروشِ یک کارخانه شمرد. برای همین پژوهشگرها با روشهای غیرمستقیم حدس میزنند و هر روش عددِ خودش را میدهد.
چند برآوردِ شناختهشده را ببینید:
- در یک کارِ پژوهشیِ معروف برای صندوق بینالمللی پول که اقتصاد سایهی ۱۵۸ کشور را برای سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۵ برآورد کرده، به گزارشِ رسانههای اقتصادیِ داخلی، میانگینِ ایران با یک روش حدودِ ۱۸٪ و با روشی دیگر حدودِ ۳۱٪ تولید ناخالص داخلی بوده است. میانگینِ همهی کشورها در همان پژوهش حدودِ ۳۲٪ بود.
- پژوهشهای دانشگاهیِ داخلی با «روشِ پولی» برای دههی ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۹ میانگینی حدودِ ۱۳ تا ۱۶ درصد به دست آوردهاند.
- پژوهشهایی که توسعهی مالی یا عاملهای بیشتری را وارد حساب کردهاند، به حدودِ ۲۰ درصد و برخی تا بیش از ۳۰ درصد رسیدهاند.
بیایید این درصدها را به زبانِ زندگی ترجمه کنیم. اگر اقتصاد زیرزمینی ۲۰٪ تولید ناخالص داخلی باشد، یعنی در برابرِ هر ۱۰۰ تومان کالا و خدمتی که در آمارِ رسمی ثبت میشود، حدودِ ۲۰ تومان دیگر هم تولید و خرید و فروش شده که هیچجا نوشته نشده و مالیاتش هم پرداخت نشده.
دربارهی کار هم وضع مشابه است. بسته به اینکه «غیررسمی» را چطور تعریف کنند (بی بیمه، بی قرارداد، یا کار در بنگاهِ ثبتنشده)، برآوردهای منتشرشده سهمِ اشتغال غیررسمی را از حدودِ یکسوم تا بیش از نیمی از شاغلانِ کشور گفتهاند. پس هر عددِ تک و قطعی که در یک تیترِ خبری دیدید را با احتیاط بخوانید.
اندازهی اقتصاد پنهان را چطور حدس میزنند؟
روشها زیادند، ولی منطقِ بیشترشان ساده است: دنبالِ ردپا میگردند. کسی که کارش را پنهان میکند، باز هم برق مصرف میکند، پول نقد دستش میگیرد و خرج میکند. چهار روشِ رایج اینهاست:
- روشِ پول نقد (تقاضای پول): کسی که نمیخواهد ردی بماند، بیشتر با اسکناس معامله میکند. اگر مردم بیشتر از آنچه درآمدِ رسمی و عادتهایشان توضیح میدهد پول نقد نگه دارند، آن اضافه نشانهی اقتصادِ پنهان است.
- روشِ مصرفِ برق: هر کار و کارگاهی برق میخواهد. اگر مصرفِ برق خیلی تندتر از تولیدِ ثبتشده رشد کند، یعنی جایی تولیدی هست که در آمار نیامده.
- روشِ فاصلهی درآمد و هزینه: اگر خانوارها در پرسشنامهها بیشتر از درآمدی که اعلام کردهاند خرج کنند، این فاصله از جایی آمده که دیده نمیشود.
- روشِ چندعلتی (MIMIC): علتها (مثلِ بارِ مالیاتی، بیکاری، تورم) و نشانهها (مثلِ پول نقد و مشارکتِ نیروی کار) را با هم در یک مدلِ آماری میگذارند و اندازهی تکهی پنهان را از آن بیرون میکشند.
پس اختلافِ عددها به معنای غلطبودنِ همه نیست؛ هر روش از یک پنجره به همان کوهِ یخ نگاه میکند.
علتهای اقتصاد زیرزمینی در ایران
کسی صبح از خواب بیدار نمیشود که تصمیم بگیرد «زیرزمینی» کار کند. معمولا حسابِ سود و زیان میکند: ماندن در اقتصادِ رسمی چقدر خرج دارد و بیرونماندن چقدر خطر؟ هر جا خرجِ رسمیبودن زیاد و خطرِ پنهانماندن کم باشد، اقتصاد زیرزمینی بزرگ میشود. در ایران چند عاملِ اصلی این ترازو را سنگین کردهاند:
- مالیات و بیمهی سنگین یا ناعادلانه: وقتی صاحبِ یک کارگاهِ کوچک حس کند مالیاتش «علیالراس» و بیحساب تعیین میشود و حقِ بیمهی کارگر بخشِ بزرگی از سودش را میبرد، وسوسه میشود کارگرش را بیمه نکند و فروشش را کم نشان دهد.
- مجوز و مقرراتِ پیچیده: هر چه گرفتنِ یک مجوزِ ساده ماهها بیشتر طول بکشد، آدمهای بیشتری قیدِ ثبت را میزنند و بیمجوز کار میکنند.
- اختلافِ قیمتِ داخل و خارج: بنزین و گازوییل در ایران خیلی ارزانتر از کشورهای همسایه است. همین اختلاف، قاچاقِ سوخت به بیرون را پرسود میکند. برعکس، تعرفه و محدودیتِ وارداتِ بعضی کالاها، قاچاقِ آنها به داخل را جذاب میکند.
- چندنرخیبودنِ ارز: وقتی یک دلار چند قیمت دارد، فاصلهی این نرخها خودش رانت میسازد و راه را برای دورزدنِ قاعدهها باز میکند. داستانِ نرخهای مختلف را در قیمت دلار و تنوع نرخ ارز در ایران ببینید.
- بیکاری و درآمدِ کم: کسی که کارِ رسمی پیدا نمیکند، دستفروشی یا مسافرکشی را ترجیح میدهد. برای او اقتصادِ غیررسمی راهِ نانآوری است، نه انتخابِ خلاف.
- اعتمادِ کم به نهادها: اگر مردم حس کنند مالیاتی که میدهند به خدمتِ بهتر تبدیل نمیشود یا قانون برای همه یکسان اجرا نمیشود، دلیلی برای رسمیماندن نمیبینند.
- محدودیتهای تجارتِ خارجی: وقتی جابهجاییِ رسمیِ کالا و پول با کشورهای دیگر سخت و گران شود، بخشی از تجارت به کانالهای غیرشفاف میرود و از چشمِ آمار پنهان میماند.
پس اقتصاد زیرزمینی بیشتر از آنکه مشکلِ «اخلاقِ مردم» باشد، نشانهی قاعدههایی است که رسمیماندن را گران کردهاند.
قاچاق کالا و اقتصاد ایران
قاچاق کالا شناختهشدهترین چهرهی اقتصاد زیرزمینی در ایران است. برآوردهایی که مسیولان و گزارشهای مجلس در سالهای گذشته منتشر کردهاند، حجمِ آن را معمولا بینِ حدودِ ۱۲ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال گفتهاند. عددِ رسمی و تازهای که همه رویش توافق داشته باشند در دست نیست.
قاچاق دو جهت دارد:
- قاچاقِ خروجی: بیشتر کالاهای یارانهای و ارزان، مثلِ سوخت و گاهی دارو، که آن طرفِ مرز گرانترند. یعنی یارانهای که قرار بود به سفرهی مردمِ ایران برسد، به جیبِ قاچاقچی و مصرفکنندهی خارجی میرود.
- قاچاقِ ورودی: پوشاک، لوازم خانگی، لوازم آرایشی، قطعه و کالاهایی که واردکردنِ رسمیشان عوارض یا محدودیتِ زیاد دارد.
بیایید یک مثالِ ساده بزنیم. فرض کنید یک تولیدکنندهی داخلیِ پوشاک پیراهنی را با هزینهی تمامشدهی ۸۰۰ هزار تومان میسازد. مالیات و بیمه و عوارض را هم داده و باید سود ببرد، پس آن را یک میلیون تومان میفروشد. پیراهنِ قاچاقِ مشابه، بی گمرک و بی مالیات، ۷۵۰ هزار تومان به دستِ فروشنده میرسد. (این عددها فقط مثالاند.) خریدار طبیعتا ارزانتر را برمیدارد و کارخانهی داخلی کمکم کارگرش را تعدیل میکند.
پس قاچاق فقط «دور زدنِ گمرک» نیست؛ کار و درآمدِ کسی را میبرد که قانونی کار میکند.
فرار مالیاتی: سهمِ کسی که پنهان میکند، روی دوشِ کیست؟
فرار مالیاتی یعنی کسی درآمدِ قانونی دارد، ولی آن را کمتر از واقعیت اعلام میکند تا مالیاتِ کمتری بدهد. با «اجتناب از مالیات» فرق دارد؛ اجتناب یعنی استفادهی قانونی از معافیتها، ولی فرار یعنی پنهانکاری و طبقِ قانون جرم است.
بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنید دولت برای بودجهاش به مقدارِ مشخصی مالیات نیاز دارد. حالا دو گروه داریم:
- کارمند و کارگرِ حقوقبگیر: مالیاتش پیش از آنکه حقوق به حسابش بیاید کم میشود. راهِ فرار ندارد.
- بخشی از کسبوکارهایی که فروشِ نقدی دارند: میتوانند فروش را کم نشان دهند.
اگر گروهِ دوم نیمی از درآمدش را پنهان کند، دولت یا باید نرخِ مالیات را برای همه بالا ببرد، یا کمبود را از راههای دیگر جبران کند. در هر دو حالت، بارِ بیشتری روی دوشِ همان حقوقبگیری میافتد که از اول هیچ راهی برای پنهانکردن نداشت. به این میگویند کوچکشدنِ «پایهی مالیاتی»، یعنی تعدادِ کسانی که واقعا مالیات میدهند.
پس فرار مالیاتیِ یک نفر، در عمل از جیبِ کسِ دیگری پرداخت میشود.
اثر اقتصاد زیرزمینی بر اقتصاد ایران
تا اینجا دیدیم اقتصاد زیرزمینی از کجا میآید. حالا ببینیم وقتی بزرگ شود، چه بر سرِ بقیهی اقتصاد میآورد:
| اثر | چطور اتفاق میافتد؟ | به زبانِ زندگی |
|---|---|---|
| درآمدِ کمترِ دولت | مالیات و عوارضِ بخشِ پنهان وصول نمیشود | مدرسه، بیمارستان و جادهی کمتر؛ یا کسری بودجهی بیشتر |
| آمارِ گمراهکننده | رشد، بیکاری و درآمدِ واقعی درست اندازهگیری نمیشود | سیاستگذار روی نقشهی غلط تصمیم میگیرد |
| رقابتِ ناعادلانه | کسی که مالیات و بیمه نمیدهد ارزانتر میفروشد | تولیدکنندهی قانونی ضرر میکند یا خودش هم زیرزمینی میشود |
| کارگرِ بیپناه | کارِ غیررسمی بیمه و قرارداد ندارد | با یک بیماری یا حادثه، درآمدِ خانواده قطع میشود و بازنشستگی هم در کار نیست |
| فساد و پولشویی | پولِ پنهان راهی برای «تمیز» شدن میخواهد | پولِ کثیف وارد ملک، خودرو و بازارهای رسمی میشود |
انصاف هم حکم میکند طرفِ دیگر را ببینیم. در کوتاهمدت، بخشِ غیررسمی برای میلیونها نفر کار و درآمد میسازد و جلوی فقرِ شدیدتر را میگیرد. برای همین بعضی اقتصاددانها آن را «ضربهگیر» میدانند. ولی ضربهگیری که بیمه ندارد، رشد نمیکند و مالیات نمیدهد، در بلندمدت اقتصاد را ضعیفتر نگه میدارد.
اقتصاد زیرزمینی چه اثری بر تورم دارد؟
اثرش مستقیم نیست، ولی زنجیرهاش روشن است. مالیات کمتر جمع میشود؛ دولت برای خرجِ جاری کم میآورد؛ کسری بودجه بزرگ میشود؛ وقتی کسری از راهِ قرض از بانک مرکزی و بانکها پر شود، نقدینگی و تورم بالا میرود. یعنی بخشی از گرانیِ نان و اجاره، ریشه در مالیاتی دارد که هیچوقت پرداخت نشد.
یک اثرِ دیگر هم هست. وقتی آمار بخشی از اقتصاد را نمیبیند، بانک مرکزی و دولت تصویرِ ناقصی از تقاضا و پولِ در گردش دارند و سیاستهایشان کماثرتر میشود. برای شناختِ بهترِ این عددهای کلان، اقتصاد کلان به زبان ساده را بخوانید.
پس اقتصاد زیرزمینی بهتنهایی تورم نمیسازد، ولی یکی از هیزمهای همان آتشی است که اسمش کسری بودجه است.
اقتصاد زیرزمینی چه ربطی به سرمایهگذاری ما دارد؟
شاید فکر کنید این بحث فقط مالِ اقتصاددانهاست. ولی برای کسی که پساندازش را در بورس، طلا یا دلار میگذارد، سه نکتهی عملی دارد:
- صنعتهایی که با قاچاق رقابت میکنند: شرکتهای بورسیِ پوشاک، لوازم خانگی، لاستیک یا دارو گاهی بخشی از بازارشان را به کالای قاچاق میبازند. وقتی صورتهای مالیِ یک شرکت را میخوانید، بپرسید رقیبِ قاچاقش چقدر جدی است و سختگیری یا آسانگیری در مرز چه اثری بر فروشش دارد.
- شفافیت ارزش دارد: شرکتی که در بورس است باید صورتهای مالیِ حسابرسیشده منتشر کند و مالیاتش مشخص است. همین شفافیت ریسکِ سرمایهگذار را کم میکند، حتی اگر سودِ اعلامیاش در کوتاهمدت از رقیبِ غیررسمی کمتر باشد.
- تورمِ ناشی از کسری بودجه: اگر اقتصاد زیرزمینی بزرگ بماند، فشارِ کسری بودجه و رشدِ نقدینگی هم ادامه پیدا میکند. این یکی از دلیلهایی است که پولِ نقدِ بیسود در ایران ارزشش را از دست میدهد و مردم سراغِ داراییهایی مثلِ طلا و دلار میروند.
یک نکتهی شخصی هم بگویم. وقتی طلا، گوشی یا لوازم خانگی میخرید، فاکتورِ رسمی بگیرید. کالای بیفاکتور شاید ارزانتر باشد، ولی ممکن است قاچاق باشد، گارانتی نداشته باشد یا موقعِ فروش دردسر بسازد.
دولتها برای کوچککردنِ اقتصاد زیرزمینی چه میکنند؟
تجربهی کشورها نشان میدهد دو راه باید با هم جلو برود: سختکردنِ پنهانکاری، و آسانکردنِ رسمیبودن. فقط چماق کار نمیکند؛ اگر رسمیماندن هنوز گران باشد، آدمها راهِ تازهای برای پنهانشدن پیدا میکنند.
در ایران چند ابزار در سالهای اخیر به کار رفته است:
- سامانهی مودیان و پایانههای فروشگاهی: طبقِ قانونی که سال ۱۳۹۸ تصویب شد، فروشِ کسبوکارها باید با صورتحسابِ الکترونیکی ثبت شود تا درآمدِ واقعی دیده شود.
- رجیستریِ تلفن همراه: گوشیِ قاچاق در شبکه کار نمیکند. این طرح از ۱۳۹۶ اجرا شد و قاچاقِ گوشی را سختتر کرد.
- شناسهی کالا و ردیابی: هر کالا یک شناسه دارد تا مسیرش از گمرک تا مغازه معلوم باشد.
- پرداختِ الکترونیکی: هر چه سهمِ کارت و انتقالِ بانکی بیشتر و سهمِ اسکناس کمتر شود، ردِ معاملهها بیشتر میماند. پروژهی ریال دیجیتال هم در همین مسیر تعریف شده است.
طرفِ «آسانکردن» هم به همان اندازه مهم است: مالیاتِ ساده و قابلِ پیشبینی، مجوزِ سریع، کمکردنِ اختلافِ قیمتِ داخل و خارج، و نرخِ ارزِ یکسان. وقتی رسمیبودن ارزان شود، خیلیها خودشان بالای آب میآیند.
پس هر سیاستی که فقط کنترل را بیشتر کند و هزینهی رسمیبودن را کم نکند، در بهترین حالت نیمی از راه را رفته است.
چهار برداشتِ اشتباه دربارهی اقتصاد زیرزمینی
- «اقتصاد زیرزمینی یعنی قاچاق و خلاف.» نه. بخشِ بزرگی از آن کارِ قانونی و ثبتنشده است؛ همان کارگرِ روزمزد و خیاطِ خانگی.
- «یک عددِ دقیق برایش هست.» نه. هر برآورد با یک روش و برای یک دوره است. عددِ تک و قطعی را با احتیاط بخوانید.
- «اگر اقتصاد زیرزمینی جمع شود، همهی آن پول به خزانه میآید.» نه. بخشی از این کارها فقط چون مالیات نمیدهند سرپا هستند و با رسمیشدن ممکن است کوچک یا تعطیل شوند.
- «این بحث به زندگیِ من ربطی ندارد.» دارد. از مالیاتی که از حقوقتان کم میشود تا تورم و بیمهای که ندارید، ردِ آن را میشود دید.
سوالات متداول
اقتصاد زیرزمینی یعنی چه؟
اقتصاد زیرزمینی همهی فعالیتهایی است که درآمد میسازند ولی در آمارِ رسمی ثبت نمیشوند و مالیات نمیدهند. از کارِ قانونیِ بی بیمه و فرار مالیاتی تا قاچاق کالا و کارهای مجرمانه را در بر میگیرد.
سهم اقتصاد زیرزمینی در ایران چقدر است؟
عددِ دقیقی وجود ندارد. برآوردهای پژوهشی بسته به روش و دوره، سهمِ آن را از حدودِ ۱۳ تا بیش از ۳۰ درصدِ تولید ناخالص داخلی گفتهاند. بیشترِ برآوردهای شناختهشده در محدودهی ۱۵ تا ۲۰ درصد قرار دارند.
اقتصاد زیرزمینی چه اثری بر تورم دارد؟
اثرش غیرمستقیم است. مالیات کمتری جمع میشود و کسری بودجهی دولت بزرگتر میشود. اگر این کسری با قرض از بانک مرکزی و بانکها پر شود، نقدینگی رشد میکند و تورم بالا میرود.
فرق اقتصاد زیرزمینی و اقتصاد غیررسمی چیست؟
اقتصاد غیررسمی بیشتر به کار و کسبِ قانونی ولی ثبتنشده میگویند، مثلِ کارگرِ روزمزد یا دستفروش. اقتصاد زیرزمینی مفهومی بزرگتر است و فرار مالیاتی، قاچاق و کارهای مجرمانه را هم در بر میگیرد.
اقتصاد سایه و اقتصاد پنهان همان اقتصاد زیرزمینی است؟
بله، در فارسی این نامها معمولا هممعنا به کار میروند. همه به بخشی از اقتصاد اشاره دارند که از چشمِ آمار و مالیات پنهان مانده است، هرچند نویسندهها گاهی دامنهی هر کدام را کمی متفاوت تعریف میکنند.
مهمترین علتهای اقتصاد زیرزمینی در ایران چیست؟
مالیات و بیمهی سنگین یا ناعادلانه، مقرراتِ پیچیده، اختلافِ زیادِ قیمتِ داخل و خارج، چندنرخیبودنِ ارز، بیکاری و اعتمادِ کم به نهادها. هر جا رسمیماندن گران و پنهانماندن کمخطر باشد، این بخش بزرگ میشود.
حجم قاچاق کالا در ایران چقدر است؟
برآوردهایی که در سالهای گذشته از سوی مسیولان و گزارشهای مجلس منتشر شده، حجمِ قاچاق را معمولا بینِ حدودِ ۱۲ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال گفتهاند. عددِ رسمیِ تازه و مورد توافقی در دست نیست.
اندازهی اقتصاد زیرزمینی را چطور اندازه میگیرند؟
با روشهای غیرمستقیم که دنبالِ ردپا میگردند: میزانِ پول نقدی که مردم نگه میدارند، مصرفِ برق، فاصلهی درآمد و هزینهی خانوارها، و مدلهای آماریِ چندعلتی. هر روش عددِ کمی متفاوت میدهد.
جمعبندی
اقتصاد زیرزمینی همان تکهی زیرِ آبِ کوهِ یخ است: کار و درآمدی که هست، ولی در آمار و حسابِ مالیات دیده نمیشود. بخشی از آن نانآوریِ آدمهای معمولی است و بخشی قاچاق و فرار مالیاتی که از جیبِ همهی ما پرداخت میشود. در ایران این بخش بزرگ است، چون رسمیماندن گران و پنهانماندن آسان بوده.
پس دفعهی بعد که خبرِ کسری بودجه، قاچاق یا سامانهی مودیان را شنیدید، یادتان باشد همهی اینها یک داستاناند. و اگر میخواهید تصویرِ بزرگتر را ببینید، از علم اقتصاد به زبان ساده و رشد اقتصادی شروع کنید.
