هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

تولید ناخالص داخلی (GDP) و ملی (GNP) چیست؟ به زبان ساده

فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. تولید ناخالص داخلی چیست؟ به زبان ساده
  2. چه چیزهایی در تولید ناخالص داخلی حساب نمی‌شود؟
  3. تولید ناخالص ملی (GNP) چیست؟
  4. فرق GDP و GNP چیست؟
  5. کی این دو عدد از هم فاصله می‌گیرند؟
  6. تولید ناخالص داخلی چگونه محاسبه می‌شود؟
  7. ۱. روش تولید یا ارزش افزوده
  8. ۲. روش هزینه
  9. ۳. روش درآمد
  10. GDP اسمی و حقیقی: چرا تورم عدد را گول‌زننده می‌کند؟
  11. تعدیل‌کنندهٔ تولید ناخالص داخلی
  12. GDP سرانه و برابری قدرت خرید
  13. همهٔ اصطلاح‌ها در یک جدول
  14. GDP ایران چقدر است و چه کسی آن را اعلام می‌کند؟
  15. رشد تولید ناخالص داخلی چه اثری بر بورس دارد؟
  16. چک‌لیستِ من برای خواندنِ خبرِ رشد اقتصادی
  17. تولید ناخالص داخلی چه چیزهایی را نشان نمی‌دهد؟
  18. پنج اشتباهِ رایج دربارهٔ تولید ناخالص داخلی
  19. سوالات متداول
  20. جمع‌بندی
تولید ناخالص داخلی (GDP) و ملی (GNP) چیست؟ به زبان ساده

احتمالاً بارها در اخبار شنیده‌اید: «رشد اقتصادی امسال فلان درصد بود.» آن عدد از کجا می‌آید؟ جواب کوتاه این است: تولید ناخالص داخلی (GDP) یعنی ارزشِ همهٔ کالاها و خدماتی که در یک سال، درونِ مرزهای یک کشور تولید می‌شود. تولید ناخالص ملی (GNP) همین را برای مردمِ همان کشور می‌شمارد، هر جای دنیا که کار کنند.

بیایید این دو اصطلاح را با هم، آرام و با مثال‌های ساده باز کنیم. لازم نیست اقتصاددان باشید. من بیش از ۲۰ سال است در بازار سرمایه کار می‌کنم و تجربه‌ام این است که سرمایه‌گذار فقط باید بداند این عدد چه می‌گوید و چه نمی‌گوید. همین کافی است تا خبرِ اقتصادی را درست بخوانیم و گولِ ظاهرش را نخوریم.

تولید ناخالص داخلی چیست؟ به زبان ساده

یک خانواده را تصور کنید. در آخرِ سال می‌نشینیم و حساب می‌کنیم همهٔ اعضای خانه در طولِ سال چه کرده‌اند: پدر چند تا میز ساخته، دختر چند ساعت تدریس کرده، پسر چقدر مسافر جابه‌جا کرده. اگر همهٔ این کارها را به قیمتِ بازار جمع کنیم، به «تولیدِ سالانهٔ خانواده» می‌رسیم.

تولید ناخالص داخلی همین حساب است، ولی برای کلِ کشور. هر نانی که پخته می‌شود، هر خودرویی که از کارخانه بیرون می‌آید، هر سفرِ تاکسی، هر ویزیتِ دکتر و هر بشکه نفت، به قیمتِ روزش در این عدد جمع می‌شود. برای همین GDP مهم‌ترین عددِ اقتصاد کلان است؛ یعنی شاخه‌ای از اقتصاد که کلِ کشور را یک‌جا نگاه می‌کند.

هر کلمهٔ این اصطلاح معنای مشخصی دارد. اگر این چهار کلمه را بفهمیم، نیمی از راه را رفته‌ایم:

  • تولید: فقط چیزی که در همان سال ساخته شده. خانه‌ای که ده سال پیش ساخته‌اند و امسال فروخته می‌شود، تولیدِ امسال نیست.
  • ناخالص: یعنی فرسوده شدنِ ماشین‌آلات و ساختمان‌ها از آن کم نشده. به این فرسودگی «استهلاک» می‌گویند. اگر استهلاک را کم کنیم، به «تولید خالص داخلی» (NDP) می‌رسیم.
  • داخلی: ملاک، مرزِ کشور است. هرچه درونِ مرز تولید شود حساب می‌شود، حتی اگر کارخانه مالِ یک شرکتِ خارجی باشد.
  • نهایی: فقط چیزی که به دستِ مصرف‌کننده می‌رسد. آردی که نانوا خریده جدا حساب نمی‌شود، چون ارزشش داخلِ قیمتِ نان هست. وگرنه یک چیز دو بار شمرده می‌شود.

پس تولید ناخالص داخلی یعنی: ارزشِ همهٔ کالا و خدمتِ نهایی که امسال، درونِ مرزهای کشور، تولید شده است.

چه چیزهایی در تولید ناخالص داخلی حساب نمی‌شود؟

این فهرست به اندازهٔ خودِ تعریف مهم است. خیلی از برداشت‌های غلط از همین‌جا می‌آید:

  • خرید و فروشِ سهام، سکه و اوراق: وقتی سکه می‌خرید، چیزی تولید نشده؛ فقط صاحبِ سکه عوض شده. فقط کارمزدِ فروشنده یا کارگزار خدمت است و حساب می‌شود.
  • کالای دست‌دوم: فروشِ ماشینِ کارکرده تولیدِ تازه نیست. فقط حق‌الزحمهٔ نمایشگاه شمرده می‌شود.
  • یارانه و مستمری: این‌ها پول را از جیبی به جیبِ دیگر می‌برند و در ازایشان چیزی ساخته نمی‌شود.
  • کارِ خانه: آشپزی، نگه‌داریِ نوه و کارِ داوطلبانه ارزشِ واقعی دارند. ولی چون کسی برایشان پول نمی‌دهد، در آمار نمی‌آیند. حیف، ولی واقعیت همین است.
  • کارِ ثبت‌نشده: بخشی از کارهایی که هیچ‌جا ثبت نمی‌شوند در آمار دیده نمی‌شوند، هرچند آمارگرها برای بخشی از آن تخمین می‌زنند.

تولید ناخالص ملی (GNP) چیست؟

تولید ناخالص ملی ارزشِ کالا و خدمتی است که شهروندان و شرکت‌های یک کشور تولید می‌کنند، هر جای دنیا که باشند. پس اینجا ملاک مرز نیست؛ ملاک این است که تولیدکننده کیست.

دو مثال بزنیم. یک پیمانکارِ ایرانی در عراق پل می‌سازد؛ درآمدش در GNP ایران می‌آید، نه در GDP ایران. برعکس، یک شرکتِ خارجی در ایران کارخانه دارد و سودش را به کشورِ خودش می‌برد؛ این سود در GDP ایران هست، ولی از GNP ایران کم می‌شود.

رابطهٔ این دو عدد ساده است:

تولید ناخالص ملی = تولید ناخالص داخلی + درآمدِ ایرانی‌ها از خارج − درآمدِ خارجی‌ها از ایران

بیایید با عددِ گرد حساب کنیم. فرض کنیم تولید ناخالص داخلیِ کشوری ۱٬۰۰۰ واحد باشد. شهروندانش از کار و سرمایه‌شان در خارج ۳۰ واحد درآمد بگیرند. خارجی‌ها هم از کار در این کشور ۲۰ واحد ببرند. پس تولید ناخالص ملی می‌شود ۱٬۰۰۰ به‌علاوهٔ ۳۰ منهای ۲۰، یعنی ۱٬۰۱۰ واحد. فاصلهٔ این دو عدد فقط ۱٪ است.

یک نکتهٔ کوچک هم بدانید. امروز در آمارهای بین‌المللی، مثلاً گزارش‌های بانک جهانی، به جای GNP بیشتر «درآمد ناخالص ملی» (GNI) می‌بینید. معنایش تقریباً همان است؛ اسمش عوض شده.

نمودار مفهومی فرق تولید ناخالص داخلی و ملی: تولید خارجی‌ها در ایران، تولید ایرانی‌ها در ایران و تولید ایرانی‌ها در خارج
GDP هرچه درون مرز تولید شود را می‌شمارد و GNP تولید شهروندان را، هرجا که باشند.

فرق GDP و GNP چیست؟

فرقِ تولید ناخالص داخلی و ملی را در یک جمله به خاطر بسپارید: GDP می‌پرسد «کجا تولید شد؟» و GNP می‌پرسد «چه کسی تولید کرد؟». جدولِ زیر فرق‌ها را کنارِ هم گذاشته است:

مقایسهٔ تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص ملی
ویژگیتولید ناخالص داخلی (GDP)تولید ناخالص ملی (GNP)
ملاکمرزِ کشورملیتِ تولیدکننده
تولیدِ شرکتِ خارجی در ایرانحساب می‌شودسهمِ خارجی‌ها کم می‌شود
درآمدِ ایرانی‌ها در خارجحساب نمی‌شودحساب می‌شود
به چه کاری می‌آیدسنجشِ کار، اشتغال و رشد در داخلِ کشورسنجشِ درآمدِ واقعیِ مردمِ یک کشور
امروز بیشتر کجا می‌بینیمتقریباً همهٔ خبرهای رشد اقتصادیآمارهای بین‌المللی، با نامِ GNI

پس اگر خبری دربارهٔ کار و تولید در خودِ کشور است، با GDP سروکار دارید. اگر دربارهٔ درآمدِ مردم در کلِ دنیاست، با GNP.

کی این دو عدد از هم فاصله می‌گیرند؟

در بیشترِ کشورها این دو عدد به هم نزدیک‌اند. فاصله وقتی زیاد می‌شود که خارجی‌ها در آن کشور سرمایهٔ زیادی دارند، یا شهروندانش زیاد در خارج کار می‌کنند.

نمونهٔ مشهورش ایرلند است. خیلی از شرکت‌های بزرگِ چندملیتی دفترشان را آنجا ثبت کرده‌اند. نتیجه این است که تولید ناخالص داخلیِ ایرلند خیلی بزرگ‌تر از درآمدِ واقعیِ مردمش دیده می‌شود، چون سود به کشورِ خودِ شرکت‌ها برمی‌گردد. برعکس، کشوری که کارگرانش در خارج کار می‌کنند و پول به خانه می‌فرستند، معمولاً GNP بزرگ‌تری از GDP دارد.

در ایران سرمایهٔ خارجی و درآمدِ ایرانی‌ها از خارج در مقایسه با کلِ اقتصاد کوچک است. پس فاصلهٔ این دو عدد معمولاً زیاد نیست. برای همین در خبرهای ایران تقریباً همیشه با GDP روبه‌رو می‌شوید.

تولید ناخالص داخلی چگونه محاسبه می‌شود؟

یک اقتصاد را از سه زاویه می‌شود اندازه گرفت و در اصل هر سه به یک عدد می‌رسند. چرا؟ چون هر تومانی که کسی خرج می‌کند، برای کسِ دیگری درآمد است، و پشتِ این خرج و درآمد یک تولید هست.

۱. روش تولید یا ارزش افزوده

«ارزش افزوده» یعنی هر کس در زنجیرهٔ تولید چقدر به ارزشِ کالا اضافه کرده است. یعنی قیمتی که فروخته، منهای چیزی که برای مواد اولیه پرداخته. بعد ارزش افزودهٔ همهٔ بخش‌ها، از کشاورزی و صنعت تا نفت و خدمات، را جمع می‌کنند. بیایید زنجیرهٔ یک نان را ببینیم:

مثال زنجیرهٔ گندم، آرد و نان برای نشان دادن ارزش افزوده و پرهیز از شمارش تکراری
جمع ارزش افزودهٔ هر مرحله برابر قیمت کالای نهایی است؛ عددها فرضی‌اند.

اگر فروشِ کشاورز و آسیابان و نانوا را ساده جمع کنیم، به ۲۱۰ هزار تومان می‌رسیم. ولی چیزی که به دستِ ما رسیده فقط نانی به ارزشِ ۱۰۰ هزار تومان است. گندم سه بار شمرده شده! جمعِ ارزش افزوده‌ها دقیقاً همان ۱۰۰ است. مرکز آمار ایران رشد اقتصادی را بیشتر با همین روش و جدا برای هر بخش گزارش می‌کند.

۲. روش هزینه

این روش می‌پرسد: چه کسی تولیدِ کشور را خریده است؟ معروف‌ترین فرمولِ اقتصاد کلان همین است:

GDP = C + I + G + (X − M)

نترسید؛ هر حرف یک گروه خریدار است:

  • C، خرجِ خانوارها: خوراک، پوشاک، اجاره، دارو و سفر. همان خرجِ هر روزِ من و شما. در بیشترِ کشورها بزرگ‌ترین بخش است.
  • I، سرمایه‌گذاری: خریدِ ماشین‌آلات، ساختنِ کارخانه و ساختمان، و کالایی که در انبار مانده. حواسمان باشد: خریدِ سهام اینجا سرمایه‌گذاری حساب نمی‌شود، چون چیزی ساخته نشده.
  • G، خرجِ دولت: حقوقِ کارمندان، خریدِ کالا و خدمت و پروژه‌های عمرانی. یارانهٔ نقدی جزوِ آن نیست.
  • X − M، صادرات منهای واردات: صادرات اضافه می‌شود. واردات کم می‌شود، چون بخشی از چیزهایی که خریده‌ایم ساختِ خارج بوده است.

یک مثالِ فرضی با عددهای گرد ببینیم (به هزار میلیارد تومان، یعنی هر واحد «یک همت»):

مثالِ فرضیِ محاسبهٔ تولید ناخالص داخلی به روش هزینه (هزار میلیارد تومان)
بخشمبلغ
خرجِ خانوارها۶۰۰
سرمایه‌گذاری۲۵۰
خرجِ دولت۱۵۰
صادرات۲۰۰
منهای واردات۱۸۰
تولید ناخالص داخلی۱٬۰۲۰

حساب ساده است: ۶۰۰ + ۲۵۰ + ۱۵۰ + ۲۰۰ − ۱۸۰ = ۱٬۰۲۰. برای سرمایه‌گذار این روش از همه به‌دردبخورتر است، چون نشان می‌دهد رشد از کجا آمده. اگر رشد از خرجِ خانوار آمده باشد، برای شرکت‌های غذایی، دارویی و فروشگاهی خبرِ خوبی است. اگر از سرمایه‌گذاری آمده باشد، برای سیمان، فولاد و ماشین‌سازی.

۳. روش درآمد

در این روش درآمدهایی را جمع می‌کنیم که از تولید به دستِ آدم‌ها رسیده: مزدِ کارگر و کارمند، اجارهٔ صاحب‌ملک، سودِ صاحبِ سرمایه و سودِ شرکت‌ها. چند قلمِ دیگر، مثل مالیات‌های غیرمستقیم و استهلاک، هم به آن اضافه می‌شود. این روش جواب می‌دهد که از کیکِ اقتصاد چقدر به کار رسیده و چقدر به سرمایه.

در عمل این سه روش دقیقاً یک عدد نمی‌دهند، چون اطلاعاتشان از جاهای مختلف می‌آید. نمونهٔ واقعی‌اش سالِ ۱۴۰۳ است: مرکز آمار رشد را با روشِ ارزش افزوده حدودِ ۳٪ و با روشِ هزینه حدودِ ۳٫۲٪ اعلام کرد. به این فاصله «اختلافِ آماری» می‌گویند و طبیعی است.

پس سه روش داریم، سه نگاه به یک کیک: چه کسی پخت، چه کسی خرید و پولش به جیبِ چه کسی رفت.

GDP اسمی و حقیقی: چرا تورم عدد را گول‌زننده می‌کند؟

این مهم‌ترین بخشِ مقاله برای ما ایرانی‌هاست. تورم را همه‌مان با پوست و گوشت لمس کرده‌ایم؛ حالا ببینیم با این عدد چه می‌کند.

تولید ناخالص داخلیِ اسمی با قیمت‌های همان سال حساب می‌شود. پس اگر همهٔ قیمت‌ها دو برابر شوند، این عدد هم دو برابر می‌شود، حتی اگر یک نانِ اضافه هم پخته نشده باشد. تولید ناخالص داخلیِ حقیقی همان تولید را با قیمت‌های یک سالِ ثابت حساب می‌کند تا اثرِ تورم از آن بیرون برود. وقتی در اخبار می‌گویند «رشد اقتصادی ۳٪ بود»، منظورشان رشدِ حقیقی است.

من همیشه برای توضیحِ تورم مثالِ لیوانِ شیر را می‌زنم. یک لیوان شیر داریم. نصفش را در لیوانِ دیگری می‌ریزیم و روی هر دو آب اضافه می‌کنیم. حالا دو لیوان «شیر» داریم. آیا ارزشِ غذاییِ این دو لیوان بیشتر شد؟ نه. تعدادش زیاد شده، ولی ارزشش همان یک لیوان است. GDP اسمی در اقتصادِ پرتورم دقیقاً همین دو لیوانِ آب‌قاطی است؛ GDP حقیقی می‌پرسد شیرِ واقعی چقدر است.

بیایید با عدد ببینیم:

  1. تولید ناخالص داخلیِ اسمیِ امسال ۱٬۰۰۰ همت است و سالِ بعد ۱٬۴۰۰ همت. یعنی رشدِ اسمیِ ۴۰٪. روی کاغذ خیلی خوب به نظر می‌رسد.
  2. ولی در همین مدت قیمت‌ها به‌طورِ متوسط ۳۸٪ گران شده‌اند.
  3. تولیدِ سالِ بعد را به قیمتِ سالِ قبل برمی‌گردانیم: ۱٬۴۰۰ تقسیم بر ۱٫۳۸ می‌شود حدودِ ۱٬۰۱۴٫۵ همت.
  4. پس رشدِ واقعی فقط حدودِ ۱٫۴۵٪ است، نه ۴۰٪.

یعنی از آن ۴۰٪، تقریباً همه‌اش آبِ تورم بود و فقط حدودِ یک و نیم درصدش شیرِ واقعی. پس هر وقت عددِ بزرگِ رشد دیدید، اول بپرسید: «اسمی است یا حقیقی؟»

تعدیل‌کنندهٔ تولید ناخالص داخلی

عددی که در قدمِ دوم به کار بردیم، یعنی میزانِ گران شدنِ کلِ تولیدِ کشور، اسمِ خودش را دارد: «تعدیل‌کنندهٔ GDP» (GDP Deflator). فرمولش این است:

تعدیل‌کننده = (تولید ناخالص داخلیِ اسمی ÷ تولید ناخالص داخلیِ حقیقی) × ۱۰۰

فرقش با تورمی که هر ماه در خبرها می‌شنویم چیست؟ آن تورم فقط قیمتِ سبدِ خریدِ خانوار را می‌سنجد: نان، گوشت، اجاره. تعدیل‌کننده قیمتِ همهٔ چیزهایی را که در کشور تولید می‌شود می‌سنجد، از نفت و فولاد تا خدمات. در ایران حساب‌های ملی امروز به قیمت‌های ثابتِ سالِ ۱۴۰۰ گزارش می‌شوند. پس هر وقت دیدید «به قیمتِ ثابت»، یعنی همه‌چیز را به پولِ سالِ ۱۴۰۰ برگردانده‌اند.

GDP سرانه و برابری قدرت خرید

تولید ناخالص داخلیِ کلِ کشور اندازهٔ اقتصاد را نشان می‌دهد، نه رفاهِ مردم را. هند اقتصادی خیلی بزرگ‌تر از سوئیس دارد، ولی مردمِ سوئیس به‌طورِ متوسط خیلی مرفه‌ترند. چرا؟ چون جمعیتِ هند بسیار بیشتر است.

برای همین GDP سرانه را حساب می‌کنند: تولید ناخالص داخلی تقسیم بر جمعیت. مثل این است که کلِ کیکِ اقتصاد را مساوی بین همه تقسیم کنیم و ببینیم به هر نفر چقدر می‌رسد. البته در واقعیت کیک مساوی تقسیم نمی‌شود؛ این را جلوتر می‌گوییم.

گرفتاریِ بعدی تبدیلِ ریال به دلار است. اگر GDP ایران را با نرخِ بازار به دلار ببریم، هر بار که قیمت دلار جهش کند، اقتصادِ ایران روی کاغذ کوچک‌تر می‌شود. در حالی که در کارخانه‌ها و مزرعه‌ها هیچ چیزی عوض نشده است. در ایران که هم‌زمان چند نرخِ دلار داریم، این مشکل دوبرابر است.

برای حلِ این مشکل عددِ دیگری هم منتشر می‌کنند: برابری قدرت خرید (PPP). یعنی بپرسیم با درآمدِ هر کشور، در خودِ همان کشور، چقدر کالا و خدمت می‌شود خرید. مثلاً اصلاحِ سر در ایران به دلار خیلی ارزان‌تر از آمریکاست. برای همین GDP ایران با معیارِ برابری قدرت خرید چند برابرِ عددِ دلاریِ معمولی است.

همهٔ اصطلاح‌ها در یک جدول

اگر این اسم‌ها کمی قاطی شده‌اند، جدولِ زیر همه را کنارِ هم گذاشته:

اصطلاح‌های مرتبط با تولید ناخالص و معنای هرکدام
اصطلاحبه زبان سادهکجا به کار می‌آید
تولید ناخالص داخلی (GDP)هرچه درونِ مرز تولید شدهرشد اقتصادی، رکود، اندازهٔ اقتصاد
تولید ناخالص ملی (GNP / GNI)هرچه شهروندان تولید کرده‌اند، هر جا که باشنددرآمدِ ملی، مقایسهٔ کشورها
تولید خالص داخلی (NDP)GDP منهای فرسودگیِ ماشین‌آلات و ساختماناینکه تولید پایدار است یا نه
GDP سرانهGDP تقسیم بر جمعیتمقایسهٔ سطحِ زندگی
GDP حقیقیGDP به قیمتِ یک سالِ ثابترشدِ واقعی، بدونِ آبِ تورم
GDP بدون نفتGDP منهای نفت و گازوضعِ بقیهٔ اقتصادِ ایران

برای خواندنِ خبرهای ایران، دو ردیفِ آخر از همه مهم‌ترند: حقیقی و بدون نفت.

GDP ایران چقدر است و چه کسی آن را اعلام می‌کند؟

در ایران دو نهاد این آمار را منتشر می‌کنند: مرکز آمار ایران و بانک مرکزی. هر دو رشد اقتصادی را هر فصل و هر سال، «با نفت» و «بدون نفت» و به قیمت‌های ثابتِ ۱۴۰۰ اعلام می‌کنند.

چرا رشدِ بدون نفت مهم است؟ چون بالا و پایین شدنِ فروشِ نفت می‌تواند وضعِ بقیهٔ اقتصاد را بپوشاند. بیشترِ شرکت‌های بورسی، و بیشترِ کسب‌وکارهای محلِ زندگیِ ما، در همین بخشِ بدون نفت کار می‌کنند. جدولِ زیر آخرین عددهای رسمی را نشان می‌دهد:

رشد تولید ناخالص داخلیِ حقیقیِ ایران طبقِ گزارش‌های رسمی (تا تیر ۱۴۰۵)
سالمرکز آمار (با نفت)بانک مرکزی (با نفت)رشدِ بدون نفت
۱۴۰۳حدودِ ۳٪۳٫۱٪۲٫۱٪ (مرکز آمار)، ۳٪ (بانک مرکزی)
۱۴۰۴۰٫۲٪منفیِ ۰٫۷٪ (مقدماتی)منفیِ ۰٫۳٪ (مرکز آمار)؛ در برآوردِ بانک مرکزی هم منفی

از این جدول دو درس می‌گیریم. اول، عددِ دو نهاد برای یک سال می‌تواند حتی در مثبت و منفی بودن فرق کند، چون اطلاعات و روش‌شان یکی نیست. پس همیشه بپرسید عدد مالِ کدام نهاد است.

دوم، سالِ ۱۴۰۴ به گزارشِ مرکز آمار ضعیف‌ترین رشد از ۱۴۰۰ به این طرف بود. رشد در نُه ماهِ اول هنوز مثبت بود، ولی در زمستان منفی شد. خرجِ خانوارها و سرمایه‌گذاری کم شد و رشدِ بدون نفت زیرِ صفر رفت. وقتی اقتصاد درجا بزند و قیمت‌ها هم‌زمان بالا بروند، به آن رکود تورمی می‌گویند. یعنی جیبِ مردم از دو طرف فشار می‌خورد.

دربارهٔ اندازهٔ دلاریِ اقتصادِ ایران هم احتیاط کنید. صندوق بین‌المللی پول در گزارشِ آوریلِ ۲۰۲۵ (بهارِ ۱۴۰۴) تولید ناخالص داخلیِ ایران را برای ۲۰۲۴ حدودِ ۴۰۰ میلیارد دلار برآورد کرد و گفت با افتِ ارزشِ ریال کمتر هم می‌شود. این عدد با هر تکانِ دلار جابه‌جا می‌شود. پس برای سنجیدنِ رشد به کار نمی‌آید؛ معیارِ رشد، عددِ حقیقی به ریال است.

رشد تولید ناخالص داخلی چه اثری بر بورس دارد؟

جواب کوتاه: در بلندمدت هم‌جهت‌اند. وقتی اقتصاد رشد می‌کند، شرکت‌ها بیشتر می‌فروشند، کارخانه‌ها با ظرفیتِ بیشتر کار می‌کنند و سود بالا می‌رود. سودِ بیشتر هم یعنی قیمتِ بالاترِ سهم. ولی سه نکته دارد که در مقالهٔ نرخ رشد اقتصادی و اثرش بر بورس مفصل‌تر گفته‌ام:

  • بازار جلوتر از آمار حرکت می‌کند. آمارِ هر فصل دو سه ماه بعد منتشر می‌شود. تا آن موقع بازار معمولاً رونق یا رکود را حدس زده و در قیمت‌ها آورده است. اینکه اقتصاد در کدام مرحلهٔ چرخهٔ تجاری است، از عددِ یک فصل مهم‌تر است.
  • در ایران تورم حساب را قاطی می‌کند. وقتی قیمت‌ها بالا می‌روند، سودِ ریالیِ شرکت‌ها حتی با تولیدِ ثابت زیاد می‌شود. شاخص کل بورس هم ممکن است با رشدِ نزدیکِ صفر بالا برود. این همان شیرِ آب‌قاطی است؛ با رونقِ واقعی اشتباهش نگیرید. رابطهٔ تورم و بورس را جداگانه توضیح داده‌ام.
  • اینکه رشد از کجا آمده، از خودِ عدد مهم‌تر است. رشدی که از نفت بیاید برای پتروشیمی و پالایشی خبرِ خوبی است. رشدِ صادرات برای سهام دلاری خوب است و رشدِ خرجِ خانوار برای صنایعِ مصرفی.

رشدِ اقتصادهای بزرگ از راهِ دیگری هم به ما می‌رسد. اگر اقتصادِ آمریکا تند رشد کند، احتمال دارد نرخ بهره آنجا بالا بماند. اگر دو فصل پشتِ سرِ هم رشدش منفی شود، زنگِ رکود اقتصادی به صدا درمی‌آید. این خبرها از راهِ دلار و قیمتِ جهانیِ کالاها به بازارِ ایران هم می‌رسند.

چک‌لیستِ من برای خواندنِ خبرِ رشد اقتصادی

دفعهٔ بعد که تیترِ «رشد اقتصادی» دیدید، این شش سؤال را از خودتان بپرسید:

  1. عدد حقیقی است یا اسمی؟ اگر نوشته «به قیمتِ جاری»، تورم داخلش است.
  2. با نفت است یا بدون نفت؟ برای بیشترِ شرکت‌های بورس، رشدِ بدون نفت مهم‌تر است.
  3. مالِ کدام نهاد است، مرکز آمار یا بانک مرکزی؟ مقدماتی است یا قطعی؟
  4. با چه چیزی مقایسه شده: همان فصلِ سالِ قبل یا فصلِ قبل؟
  5. رشد از کدام بخش آمده: کشاورزی، صنعت، خدمات، خرجِ مردم یا سرمایه‌گذاری؟
  6. عدد با انتظارِ بازار چقدر فرق دارد؟ بازار به «غافلگیری» واکنش نشان می‌دهد، نه به خودِ عدد.

در تحلیل بنیادی هم همین چک‌لیست نقطهٔ شروع است: اول اقتصاد را نگاه می‌کنیم، بعد صنعت را و آخر خودِ شرکت را.

تولید ناخالص داخلی چه چیزهایی را نشان نمی‌دهد؟

تولید ناخالص داخلی بهترین معیارِ اندازهٔ اقتصاد است، ولی معیارِ خوشبختیِ مردم نیست. باید محدودیت‌هایش را هم بدانیم:

  • نمی‌گوید کیک چطور تقسیم شده. اگر همهٔ رشد به جیبِ عدهٔ کمی برود، GDP سرانه بالا می‌رود ولی زندگیِ بیشترِ مردم فرقی نمی‌کند.
  • هزینهٔ طبیعت را کم نمی‌کند. آلودگیِ هوا یا خالی شدنِ آب‌های زیرزمینی از آن کسر نمی‌شود. حتی فروشِ ذخایرِ زیرِ زمین رشد حساب می‌شود.
  • کیفیت را کامل نمی‌بیند. گوشیِ امروز با همان قیمت خیلی بهتر از گوشیِ ده سال پیش است، ولی آمار فقط بخشی از این بهتر شدن را می‌بیند.
  • هرچه ثبت نشود، دیده نمی‌شود. کارِ خانه و کسب‌وکارِ ثبت‌نشده کمتر از واقع شمرده می‌شوند.
  • خرجِ بد هم رشد است. هزینهٔ بازسازی بعد از زلزله یا تصادف GDP را بالا می‌برد، با اینکه هیچ‌کس پولدارتر نشده است.

پنج اشتباهِ رایج دربارهٔ تولید ناخالص داخلی

این اشتباه‌ها را زیاد می‌بینم، حتی در تحلیل‌های جدی:

  • یکی گرفتنِ رشدِ اسمی و حقیقی: در اقتصادِ پرتورم، رشدِ ۴۰ درصدیِ اسمی ممکن است فقط یک درصد رشدِ واقعی باشد.
  • مقایسهٔ عددِ آمریکا و ایران بدونِ توجه به روش: آمریکا رشدِ هر فصل را نسبت به فصلِ قبل می‌سنجد و آن را به یک سال تعمیم می‌دهد. ایران معمولاً نسبت به همان فصلِ سالِ قبل. پس دو عددِ ۲٪ لزوماً یک معنا ندارند.
  • تولید دانستنِ خرید و فروشِ سهام و سکه: رونقِ بورس یا بازارِ سکه به‌خودی‌خود تولید نیست. فقط کارمزد و خدماتِ مالی شمرده می‌شود.
  • قضاوت با عددِ دلاری: اگر GDP دلاری در سالِ جهشِ ارز کوچک شد، این بیشتر خبرِ دلار است تا خبرِ تولید.
  • خرید و فروش با یک عدد: آمارِ کلان جهتِ بلندمدت را نشان می‌دهد، نه زمانِ خرید یا فروشِ یک سهم.

پس اگر فقط یک چیز از این بخش یادتان بماند، این باشد: عدد را بدونِ پرسیدنِ «اسمی یا حقیقی؟» باور نکنید.

سوالات متداول

تولید ناخالص داخلی چیست؟

تولید ناخالص داخلی یا GDP ارزشِ همهٔ کالاها و خدماتِ نهایی است که در یک دورهٔ مشخص، معمولاً یک سال یا یک فصل، درونِ مرزهای یک کشور تولید می‌شود؛ فرقی نمی‌کند تولیدکننده شهروندِ همان کشور باشد یا خارجی.

GNP چیست؟

GNP یا تولید ناخالص ملی ارزشِ کالا و خدمتی است که شهروندان و شرکت‌های یک کشور تولید می‌کنند، هر جای دنیا که باشند. برابر است با GDP به‌علاوهٔ درآمدِ شهروندان از خارج، منهای درآمدِ خارجی‌ها از داخل.

فرق GDP و GNP چیست؟

GDP می‌پرسد کجا تولید شد و GNP می‌پرسد چه کسی تولید کرد. تولیدِ شرکتِ خارجی در ایران در GDP ایران می‌آید ولی سهمش از GNP کم می‌شود. درآمدِ ایرانی‌ها در خارج برعکس فقط در GNP حساب می‌شود.

GDP ایران چقدر است؟

طبقِ مرکز آمار، رشدِ حقیقیِ تولید ناخالص داخلیِ ایران در سال ۱۴۰۴ حدودِ ۰٫۲ درصد بود و بانک مرکزی برآوردِ مقدماتیِ منفیِ ۰٫۷ درصد را اعلام کرد. اندازهٔ دلاریِ اقتصاد به نرخِ ارز وابسته است و صندوق بین‌المللی پول آن را برای ۲۰۲۴ حدودِ ۴۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود.

رشد GDP چه اثری بر بورس دارد؟

در بلندمدت رشدِ واقعیِ تولید یعنی فروش و سودِ بیشترِ شرکت‌ها و به نفعِ بورس است. ولی بازار معمولاً جلوتر از آمار حرکت می‌کند و در ایران تورم سودِ ریالی را جدا از رشدِ واقعی بالا می‌برد. پس منشأ رشد و غافلگیریِ عدد مهم‌تر از خودِ آن است.

تفاوت GDP اسمی و حقیقی چیست؟

GDP اسمی با قیمت‌های همان سال حساب می‌شود و تورم داخلش است. GDP حقیقی همان تولید را با قیمت‌های یک سالِ ثابت می‌سنجد تا فقط تغییرِ مقدارِ تولید دیده شود. رشد اقتصادی که در اخبار اعلام می‌شود رشدِ حقیقی است.

GDP سرانه چیست؟

GDP سرانه یعنی تولید ناخالص داخلی تقسیم بر جمعیت؛ یعنی اگر کیکِ اقتصاد مساوی تقسیم شود، به هر نفر چقدر می‌رسد. برای مقایسهٔ سطحِ زندگیِ کشورها معمولاً نسخهٔ برابری قدرت خریدِ آن را به کار می‌برند.

چه نهادی در ایران تولید ناخالص داخلی را اعلام می‌کند؟

مرکز آمار ایران و بانک مرکزی هر دو حساب‌های ملی را هر فصل و هر سال منتشر می‌کنند. عددهایشان به خاطرِ تفاوتِ اطلاعات و روش گاهی فرق دارد، پس در هر تحلیل بگویید عدد مالِ کدام نهاد است.

چرا خرید سکه و سهام در تولید ناخالص داخلی حساب نمی‌شود؟

چون با خریدِ سکه یا سهام چیزِ تازه‌ای ساخته نمی‌شود و فقط صاحبِ دارایی عوض می‌شود. تنها کارمزدِ فروشنده یا کارگزار خدمت است و در تولید ناخالص داخلی شمرده می‌شود.

جمع‌بندی

تولید ناخالص داخلی یعنی ارزشِ همهٔ کالا و خدمتِ نهایی که درونِ مرزهای کشور تولید شده، و تولید ناخالص ملی همین را برای مردمِ کشور، هر جای دنیا که باشند، می‌شمارد. پس دفعهٔ بعد که خبرِ رشد اقتصادی را شنیدید، سه سؤال بپرسید: حقیقی است یا اسمی؟ با نفت است یا بدون نفت؟ و مالِ کدام نهاد است؟

توصیهٔ من به سرمایه‌گذار این است که GDP را مثلِ قطب‌نما ببیند، نه مثلِ چراغِ راهنمایی. جهتِ بلندمدت را نشان می‌دهد، نه لحظهٔ خرید و فروش را. رونق و رکودِ واقعی آخرش در سودِ شرکت‌ها خودش را نشان می‌دهد. تصمیمِ نهایی هم همیشه با خودتان است.

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.