چارلی مانگر کیست؟ اصول سرمایهگذاری و مدلهای ذهنی شریک وارن بافت
فهرست مطالب۱۱ بخش
- چارلی مانگر کیست؟ زندگینامهٔ کوتاه
- سالهای سخت که کمتر کسی تعریف میکند
- آشنایی با وارن بافت و نقشِ مانگر در برکشایر هاتاوی
- چارلی مانگر چه نقشی در موفقیت وارن بافت داشت؟
- دیلی ژورنال، کاستکو و بیوایدی
- مدلهای ذهنی مانگر چیست؟
- وارونهاندیشی: «همیشه برعکس فکر کن»
- روانشناسی سوءقضاوت: چرا آدمهای باهوش اشتباه میکنند
- مهمترین درسهای سرمایهگذاری چارلی مانگر
- ۱. پولِ بزرگ در صبر کردن است
- ۲. کم بخر، ولی خوب بخر
- ۳. شرکتِ باکیفیت را از روی «خندق» بشناسید
- ۴. افتهای بزرگ بخشی از راه است
- ۵. همیشه یاد بگیرید
- ۶. اشتباه را بپذیرید و از آن یاد بگیرید
- جملههای معروف چارلی مانگر
- چارلی مانگر در کنارِ بزرگترین سرمایه گذاران جهان
- چطور مثلِ یک سرمایه گذار موفق به سبکِ مانگر فکر کنیم؟
- کتابهای چارلی مانگر
- سوالات متداول
- جمعبندی

اسمِ وارن بافت را همه شنیدهاند. ولی کمتر کسی میداند بافت بخشِ بزرگی از موفقیتش را مدیونِ رفیقی است که ۴۵ سال کنارش نشست. چارلی مانگر وکیل و سرمایهگذارِ آمریکایی بود که از ۱۹۷۸ تا درگذشتش در ۲۰۲۳ نایبرئیسِ شرکتِ برکشایر هاتاوی بود. او بافت را از خریدِ «سهمِ ارزان» به خریدِ «شرکتِ عالی با قیمتِ منصفانه» رساند.
مانگر ۳۴ روز پیش از صدسالگی از دنیا رفت. ثروتش در پایانِ عمر حدودِ ۲٫۶ میلیارد دلار بود؛ خیلی کمتر از بافت، چون دیرتر شروع کرد و زیاد بخشید. اما چیزی که از او مانده، پول نیست. یک «روشِ فکر کردن» است که به کارِ هر کسی میآید، از سهامدارِ بورسِ تهران تا کسی که میخواهد خانه بخرد. بیایید با هم ببینیم او که بود و چه یادمان داد.
چارلی مانگر کیست؟ زندگینامهٔ کوتاه
چارلز تامس مانگر روزِ اولِ ژانویهٔ ۱۹۲۴ در شهرِ اوماها در ایالتِ نبراسکای آمریکا به دنیا آمد. جالب است که بافت هم اهلِ همین شهر است. مانگرِ نوجوان چند وقتی در بقالیِ پدربزرگِ بافت کار کرد. ولی آن دو آن موقع همدیگر را نمیشناختند؛ بافت شش سال کوچکتر بود.
مانگر در دانشگاهِ میشیگان ریاضی خواند. جنگِ جهانیِ دوم که شروع شد، درس را نیمهکاره گذاشت و به نیروی هواییِ ارتشِ آمریکا رفت. ارتش او را برای آموزشِ هواشناسی به دانشگاهِ کلتک فرستاد. بعد از جنگ، بدونِ مدرکِ کارشناسی، وارد دانشکدهٔ حقوقِ هاروارد شد و در ۱۹۴۸ با رتبهٔ ممتاز فارغالتحصیل شد.
بعد به لسآنجلس رفت و وکیل شد. وکالت درآمدِ خوبی داشت، ولی مانگر حساب کرده بود که وکیل وقتش را میفروشد و وقت محدود است. برای ثروتمند شدن باید پولش برایش کار کند، نه خودش.
سالهای سخت که کمتر کسی تعریف میکند
زندگیِ مانگر فقط موفقیت نبود. در جوانی از همسرِ اولش جدا شد و تقریباً همهٔ داراییاش در طلاق رفت. چند سال بعد پسرِ نُه سالهاش، تدی، به سرطانِ خون مبتلا شد و از دنیا رفت. مانگر بعدها گفته بود آن روزها در خیابانهای پاسادینا راه میرفت و گریه میکرد.
سالها بعد، در یک عملِ جراحیِ آبمروارید هم عارضهای پیش آمد و یک چشمش را از دست داد. او گله نکرد. خط بریل یاد گرفت که اگر چشمِ دیگرش هم رفت، بتواند بخواند. همین نگاه را بعدها در سرمایهگذاری هم داشت: بدبیاری پیش میآید؛ نباید گذاشت آدم را تلخ کند.
آشنایی با وارن بافت و نقشِ مانگر در برکشایر هاتاوی
در ۱۹۵۹ چند دوستِ مشترک در اوماها مانگر و بافت را سرِ یک شامِ خانوادگی کنارِ هم نشاندند. میگویند آن شب آنقدر حرف زدند که بقیه را فراموش کردند. از همان شب دوستیای شروع شد که تا آخرِ عمرِ مانگر ادامه داشت.
بافت مدام به او میگفت وکالت را رها کند و سرمایهگذار شود. در ۱۹۶۲ مانگر دو کار را همزمان کرد: یک دفترِ وکالت باز کرد که امروز به نامِ «مانگر، تالز و اولسون» میشناسند، و یک شراکتِ سرمایهگذاری به نامِ «ویلر، مانگر و شرکا» راه انداخت.
این شراکت تا ۱۹۷۵ کار کرد و بهطور میانگین سالی حدودِ ۱۹٫۸٪ بازده داد. در همین مدت شاخصِ داوجونز سالی حدودِ ۵٪ رشد کرد. ولی راهِ صافی نبود. در بحرانِ ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ شراکت در هر کدام از این دو سال حدودِ یکسومِ ارزشش را از دست داد. مانگر نترسید و نفروخت، و بعد از آن جبران کرد.
چارلی مانگر چه نقشی در موفقیت وارن بافت داشت؟
جوابِ کوتاه: مانگر طرزِ فکرِ بافت را عوض کرد. بافت شاگردِ بنجامین گراهام بود. گراهام یاد داده بود شرکتهای معمولی ولی خیلی ارزان بخرید. بافت اسمِ این روش را «تهسیگار» گذاشته بود: سیگارِ نیمسوختهای که از زمین برمیداری، یک پُکِ مجانی دارد و تمام.
مانگر میگفت این کار خستهکننده است و ثروتِ بزرگ نمیسازد. جملهٔ معروفش این بود: «خیلی بهتر است یک شرکتِ فوقالعاده را با قیمتِ منصفانه بخری تا یک شرکتِ معمولی را با قیمتِ فوقالعاده.» به زبانِ خودمان: بهتر است یک مغازهٔ پرمشتری در بهترین راستهٔ بازار را کمی گران بخری تا یک مغازهٔ خالی در کوچهٔ پرت را مفت.
نمونهٔ معروفش شرکتِ شکلاتسازیِ «سیز کندیز» (See's Candies) است. در ۱۹۷۲ صاحبانش ۳۰ میلیون دلار میخواستند. این عدد حدودِ سه برابرِ ارزشِ دفتریِ شرکت بود و بافت دلش نمیآمد. مانگر گفت این شرکت آنقدر میارزد؛ مردم برای این برند حاضرند هر سال کمی گرانتر بپردازند. سرانجام فروشندهها به ۲۵ میلیون دلار راضی شدند.
بافت در نامهٔ سالانهٔ ۲۰۱۴ نوشت سیز کندیز تا آن زمان حدودِ ۱٫۹ میلیارد دلار سودِ پیش از مالیات داده، در حالی که فقط ۴۰ میلیون دلار سرمایهٔ تازه خواسته است. این خرید چشمِ بافت را باز کرد. بعدها خریدِ سهامِ کوکاکولا و اپل هم از همین فکر آمد.
بافت در نامهٔ سالانهٔ بعد از درگذشتِ مانگر، او را «معمارِ برکشایر هاتاوی» نامید و نوشت خودش فقط «پیمانکار» بوده است. پس اگر بپرسید بدونِ مانگر چه میشد، خودِ بافت جواب داده: برکشایری که امروز میشناسیم ساخته نمیشد.

دیلی ژورنال، کاستکو و بیوایدی
مانگر جز برکشایر چند جای دیگر هم نقش داشت که نشان میدهد چطور فکر میکرد:
- دیلی ژورنال (Daily Journal): یک ناشرِ کوچکِ روزنامههای حقوقی در لسآنجلس که مانگر سالها رئیسِ هیئتمدیرهاش بود. جلسهٔ سالانهٔ این شرکت به جایی برای شنیدنِ حرفهای بیپردهٔ خودِ مانگر تبدیل شده بود.
- کاستکو (Costco): فروشگاههای زنجیرهایِ عمدهفروشی. مانگر از ۱۹۹۷ عضوِ هیئتمدیرهاش بود و آن را نمونهٔ شرکتی میدانست که با ارزانفروشیِ صادقانه، وفاداریِ مشتری را میخرد.
- بیوایدی (BYD): خودروسازِ چینی. در ۲۰۰۸ مانگر برکشایر را قانع کرد حدودِ ۲۳۰ میلیون دلار سهمِ آن را بخرد. این سهم در ۱۷ سال چند ده برابر شد و برکشایر تا سالِ ۲۰۲۵ همهاش را فروخت.
پس مانگر فقط پشتِ سرِ بافت نبود. خودش هم شرکتهای خوب را پیدا میکرد و گاهی، مثلِ بیوایدی، جایی را میدید که بافت نمیدید.
مدلهای ذهنی مانگر چیست؟
مهمترین چیزی که از مانگر مانده، ایدهٔ «مدلهای ذهنی» است. مدلِ ذهنی یعنی یک قاعدهٔ اصلی از یک رشته که به فهمِ دنیا کمک میکند. مثلاً از اقتصاد «عرضه و تقاضا»، از ریاضی «سود مرکب»، از روانشناسی «تمایل به تأییدِ دیگران».
مانگر در سخنرانیِ معروفش در ۱۹۹۴ گفت آدمِ عاقل باید یک «شبکه» از این مدلها در ذهن داشته باشد؛ چیزی مثلِ داربست که ایدهها را به هم وصل کند. او میگفت با ۸۰ تا ۹۰ مدلِ اصلی میشود بیشترِ تصمیمهای مهمِ زندگی را درست گرفت.
چرا یک مدل کافی نیست؟ جوابِ مانگر یک ضربالمثل بود: «برای کسی که فقط چکش دارد، همهچیز شبیهِ میخ است.» تحلیلگری که فقط نمودار بلد است، همهچیز را با نمودار میبیند. حسابداری که فقط ترازنامه بلد است، رفتارِ مردم را نمیبیند. هر کدام نیمی از تصویر را دارند.
این جدول چند مدلِ ذهنیِ پرکاربردِ مانگر را نشان میدهد و اینکه در بورسِ ایران به چه کار میآید:
| مدلِ ذهنی | از کدام رشته | یعنی چه | کاربرد در بورسِ ایران |
|---|---|---|---|
| سود مرکب | ریاضی | سود روی سود، با گذشتِ زمان شتاب میگیرد | سودِ نقدیِ سهم را خرج نکنید و دوباره سرمایهگذاری کنید |
| انگیزهها | اقتصاد و روانشناسی | آدمها به سمتی میروند که نفعشان آنجاست | بپرسید توصیهکنندهٔ یک سهم، خودش از خریدِ شما چه سودی میبرد |
| وارونهاندیشی | ریاضی | بهجای «چطور موفق شوم» بپرسید «چطور شکست میخورم» | پیش از خرید بنویسید چه چیزی این سهم را زمین میزند |
| دایرهٔ صلاحیت | تصمیمگیری | فقط در چیزی که واقعاً میفهمید وارد شوید | شرکتی را بخرید که بتوانید کارش را در دو جمله توضیح دهید |
| حاشیهٔ اطمینان | مهندسی | پل را برای باری سنگینتر از بارِ واقعی میسازند | وقتی بخرید که قیمت خیلی پایینتر از ارزشی باشد که حساب کردهاید |
| رفتارِ گلهای | روانشناسی | آدمها کارِ جمع را تقلید میکنند | صفِ خریدِ طولانی دلیلِ خوب بودنِ سهم نیست |
هیچکدام از این مدلها پیچیده نیست. سختی در این است که سرِ بزنگاه یادمان بیاید. پس مانگر توصیه میکرد آنها را بنویسید و پیش از هر تصمیمِ مهم مرورشان کنید.
وارونهاندیشی: «همیشه برعکس فکر کن»
مانگر این جمله را از یک ریاضیدانِ آلمانی به نامِ کارل یاکوبی وام گرفته بود: «برعکس کن، همیشه برعکس کن.» یعنی گاهی بهتر است مسئله را از آخر حل کنیم. به شوخی میگفت: «فقط میخواهم بدانم کجا قرار است بمیرم تا هیچوقت آنجا نروم.»
بیایید با یک مثالِ ساده امتحانش کنیم. بهجای اینکه بپرسیم «چطور در بورس پول دربیاورم؟»، بپرسیم «چطور میشود در بورس حتماً پول باخت؟» جوابها روشن است:
- با پولِ قرضی یا پولِ اجارهٔ خانه سهم بخرید.
- سهمی را بخرید که در یک گروهِ تلگرامی «سیگنال» دادهاند و نمیدانید شرکت چه میفروشد.
- همهٔ پول را روی یک سهم بگذارید.
- هر بار که بازار ریخت، از ترس بفروشید و هر بار که بالا رفت، با هیجان بخرید.
حالا کافی است این چهار کار را نکنید. همین، نیمی از راهِ موفقیت است. مانگر میگفت: «جالب است که آدمهایی مثلِ ما با تلاش برای اینکه احمق نباشیم، چقدر جلو افتادهایم، بهجای اینکه بخواهیم خیلی باهوش باشیم.»
روانشناسی سوءقضاوت: چرا آدمهای باهوش اشتباه میکنند
در ۱۹۹۵ مانگر در دانشگاهِ هاروارد سخنرانیای کرد به نامِ «روانشناسی سوءقضاوتِ انسان». بعدها نسخهٔ کاملترش را با ۲۵ «تمایل» نوشت؛ یعنی ۲۵ عادتِ ذهنی که ما را به اشتباه میکشاند. این همان چیزی است که امروز به آن خطاهای شناختی میگوییم. مانگر سالها پیش از آنکه این بحث در کتابهای عمومی رایج شود، آن را در سرمایهگذاری به کار میبرد.
چند تا از مهمترینش که هر سهامدارِ ایرانی دیده است:
- قدرتِ انگیزه: مانگر میگفت «انگیزه را به من نشان بده، نتیجه را به تو نشان میدهم.» کسی که در کانال سهمی را تبلیغ میکند، ممکن است خودش آن سهم را داشته باشد و دنبالِ خریدار باشد.
- تأییدِ اجتماعی: وقتی همه میخرند، ما هم میخریم. نمونهاش هجومِ مردم به بورس در بهارِ ۱۳۹۹ بود که خیلیها نزدیکِ قله وارد شدند. همین است که به آن رفتار تودهوار میگویند.
- بیزاری از تناقض: وقتی سهمی خریدیم، فقط خبرهایی را میخوانیم که میگوید درست خریدهایم.
- ترس از ضرر: دردِ ده میلیون تومان ضرر خیلی بیشتر از لذتِ ده میلیون تومان سود است. برای همین سهمِ زیانده را سالها نگه میداریم تا «به قیمتِ خرید برگردد».
- اثرِ لولاپالوزا: مانگر این اسمِ بامزه را روی وقتی گذاشته بود که چند خطا با هم جمع میشوند. حبابهای بزرگِ بازار همینطور ساخته میشوند: طمع، تقلید از جمع و اعتمادِ کورکورانه به کارشناس، با هم.
پس دفعهٔ بعد که خواستید سهمی را با عجله بخرید، یک لحظه بایستید و بپرسید: «کدامیک از این خطاها دارد مرا هل میدهد؟» اگر دوست دارید در این زمینه بیشتر بخوانید، خلاصهٔ کتابِ تفکر سریع و کند هم کنارِ حرفهای مانگر خواندنی است.
مهمترین درسهای سرمایهگذاری چارلی مانگر
اگر بخواهیم حرفهای مانگر را در چند درس خلاصه کنیم، اینها میشود. هر کدام را به زبانِ ساده و با مثالِ خودمان میگویم.
۱. پولِ بزرگ در صبر کردن است
جملهٔ مشهورش این بود: «پولِ بزرگ در خرید و فروش نیست، در صبر کردن است.» مانگر به این روش با شوخی «سرمایهگذاریِ بنشین سرِ جایت» میگفت. یعنی شرکتِ خوب را بخر و بگذار سالها کار کند.
مثل درختِ گردو است. اگر هر سال نهال را دربیاوری ببینی ریشه داده یا نه، هیچوقت گردو نمیخوری. سود مرکب هم همین است. مانگر میگفت قاعدهٔ اولِ سودِ مرکب این است که بیدلیل قطعش نکنی.
بیایید حساب کنیم. فرض کنید ۱۰۰ میلیون تومان در یک دارایی بگذارید که سالی ۲۰٪ رشد کند (این فقط مثال است). بعد از ۱۰ سال حدودِ ۶۲۰ میلیون تومان دارید. بعد از ۲۰ سال حدودِ ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون. یعنی ده سالِ دوم شش برابرِ ده سالِ اول پول ساخت. البته در ایران بخشِ زیادی از این رشد را تورم میخورد. پس باید بازده را همیشه با تورم مقایسه کرد، نه با صفر.
۲. کم بخر، ولی خوب بخر
مانگر با فکرِ «همهچیز بخر تا ریسک پخش شود» موافق نبود. میگفت آدمی که شرکتها را خوب میشناسد، کافی است سه چهار شرکتِ عالی پیدا کند. خودش در خانواده سالها فقط چند سهم داشت.
ولی حواسمان باشد: این توصیه برای کسی است که واقعاً تحلیل بلد است و دلوجگرِ افتِ ۵۰ درصدی را دارد. برای بیشترِ ما، یک سبدِ سرمایهگذاری متنوعتر یا صندوق امنتر است. توصیهٔ من این است که تمرکز را فقط در حدِ دانشِ خودتان بالا ببرید.
۳. شرکتِ باکیفیت را از روی «خندق» بشناسید
شرکتهای باکیفیت از نگاهِ مانگر شرکتهاییاند که رقیب نمیتواند بهراحتی جایشان را بگیرد. بافت و مانگر اسمِ این مزیت را «خندق» گذاشته بودند؛ مثلِ خندقِ دورِ قلعه. برندی که مردم به آن اعتماد دارند، هزینهٔ تولیدِ کمتر از همه، یا مجوزی که به هر کسی نمیدهند.
در بورسِ ایران هم میشود این پرسش را پرسید: اگر فردا یک رقیبِ پولدار وارد این صنعت شود، این شرکت مشتریاش را از دست میدهد؟ اگر جواب «نه» است، احتمالاً خندق دارد. بعد نوبتِ قیمت است؛ اینکه چقدر برایش بپردازید. در این باره ارزش ذاتی و نسبت P/E را بخوانید.
۴. افتهای بزرگ بخشی از راه است
مانگر در یک مصاحبه در ۲۰۰۹ گفت اگر آماده نیستید در یک قرن دو سه بار ببینید سهامتان نصف شده، سرمایهگذاری در سهام برایتان نیست. خودِ برکشایر هم چند بار در تاریخش حدودِ نیمی از ارزشش را از دست داده است.
این حرف برای بازارِ ایران خیلی واقعی است. شاخص کل بورس تهران از اوجِ مردادِ ۱۳۹۹ چیزی حدودِ نیمی از ارزشش را از دست داد و مدتِ زیادی طول کشید تا دوباره به آن عدد برسد. روند را در صفحهٔ شاخص کل بورس ببینید. پس پیش از خرید از خودتان بپرسید: «اگر این پول نصف شود، زندگیام به هم میریزد؟» اگر جواب «بله» است، این پول جایش در سهام نیست.
۵. همیشه یاد بگیرید
مانگر را «کتابِ دو پا» صدا میکردند. فرزندانش میگفتند پدرشان بیشترِ روز کتاب میخواند. او میگفت آدمهای عاقلی که میشناسد، همه زیاد میخوانند؛ بدونِ استثنا. نه فقط کتابِ مالی، بلکه تاریخ، زیستشناسی، فیزیک و زندگینامه.
پس برای سرمایهگذار شدن لازم نیست هر روز ساعتها به تابلو نگاه کنید. بهتر است همان وقت را صرفِ خواندن کنید. فهرستِ کتابهای بورس و سرمایهگذاری جای خوبی برای شروع است.
۶. اشتباه را بپذیرید و از آن یاد بگیرید
مانگر هم اشتباه کرد. در ۲۰۲۱ دیلی ژورنال سهمِ بزرگی از شرکتِ چینیِ علیبابا خرید. دو سال بعد خودش در جلسهٔ سالانه گفت این یکی از بدترین اشتباههای عمرش بوده است. توضیحش ساده بود: مجذوبِ جایگاهِ شرکت در اینترنتِ چین شده و فراموش کرده بود که آن شرکت در اصل یک خردهفروش است.
درسش برای ما این است: آدمهای بزرگ هم اشتباه میکنند. فرقشان این است که صادقانه میگویند و تکرارش نمیکنند. پس اگر سهمی را اشتباه خریدید، بهجای توجیه، بنویسید چرا اشتباه کردید.
جملههای معروف چارلی مانگر
جملههای زیادی به اسمِ مانگر در شبکههای اجتماعی میچرخد که همهاش مالِ او نیست. اینها چند جملهای است که از سخنرانیها و جلسههای سالانه از خودِ او نقل شده. ترجمه به مضمون است:
«پولِ بزرگ در خرید و فروش نیست، در صبر کردن است.»
«انگیزه را به من نشان بده، نتیجه را به تو نشان میدهم.»
«سعی کن هر روز که میخوابی، کمی عاقلتر از صبحی باشی که بیدار شدی.»
«خیلی بهتر است یک شرکتِ فوقالعاده را با قیمتِ منصفانه بخری تا یک شرکتِ معمولی را با قیمتِ فوقالعاده.»
مانگر جوابِ کوتاه را دوست داشت. در جلسههای برکشایر بارها بعد از توضیحِ طولانیِ بافت، فقط گفت: «حرفی برای اضافه کردن ندارم.» این هم خودش درسی است: لازم نیست همیشه نظر داشته باشید.
چارلی مانگر در کنارِ بزرگترین سرمایه گذاران جهان
وقتی از بزرگترین سرمایهگذارانِ جهان حرف میزنیم، معمولاً اسمِ وارن بافت اول میآید، بعد بنجامین گراهام، پیتر لینچ و جورج سوروس. مانگر کمتر دیده میشد، چون خودش دوست داشت در سایه باشد. این جدول نشان میدهد او با دو چهرهٔ نزدیک به خودش چه فرقی داشت:
| ویژگی | بنجامین گراهام | وارن بافت | چارلی مانگر |
|---|---|---|---|
| چه میخرید | شرکتِ معمولی ولی خیلی ارزان | اول ارزان، بعد باکیفیت | شرکتِ عالی با قیمتِ منصفانه |
| تعدادِ سهمها | زیاد و پخش | نسبتاً متمرکز | خیلی متمرکز |
| مدتِ نگهداری | تا رسیدن به ارزش | خیلی بلند | خیلی بلند |
| ابزارِ اصلی | اعدادِ ترازنامه | شناختِ کسبوکار و مدیر | مدلهای ذهنی از چند رشته |
| نقطهٔ قوت | حاشیهٔ اطمینان | تخصیصِ سرمایه | شناختِ خطاهای ذهنی |
پس مانگر پلی بود بین «ارزان خریدنِ» گراهام و «باکیفیت خریدنِ» بافتِ دوران پختگی. اگر با این بحث تازه آشنا شدهاید، مقالهٔ سرمایه گذاری ارزشی چیست؟ نقطهٔ شروعِ خوبی است.
چطور مثلِ یک سرمایه گذار موفق به سبکِ مانگر فکر کنیم؟
بیایید حرفهای مانگر را به یک چکلیستِ ساده تبدیل کنیم. پیش از خریدِ هر سهم، این پرسشها را از خودتان بپرسید:
- آیا میتوانم کارِ این شرکت را در دو جمله برای مادرم توضیح دهم؟
- چه چیزی جلوی رقیب را میگیرد که مشتریهای این شرکت را ببرد؟
- مدیرانِ شرکت صادقاند؟ انگیزهٔ آنها با نفعِ سهامدار جور است؟
- اگر این سهم تا سه سال معامله نشود، باز هم راحت نگهش میدارم؟
- اگر نصفِ ارزشش برود، زندگیام به هم میریزد؟
- «برعکس» فکر کردهام؟ سه دلیلی که این خرید را شکست میدهد چیست؟
- این تصمیم را خودم گرفتهام یا چون همه دارند میخرند؟
اگر جوابِ یکی را نمیدانید، از نگاهِ مانگر هیچ اشکالی ندارد کاری نکنید. بافت و مانگر بارها گفتهاند در سرمایهگذاری، برخلافِ بیسبال، مجبور نیستید به هر توپی ضربه بزنید. میتوانید صبر کنید تا توپِ خوب بیاید.
کتابهای چارلی مانگر
مانگر کتابی ننوشت که بتوان گفت «کتابِ مانگر»، ولی دو منبع برای شناختنش مهم است:
- Poor Charlie's Almanack: مجموعهٔ سخنرانیهای مانگر، از جمله سخنرانیِ روانشناسی سوءقضاوت، که پیتر کافمن گردآوری کرد. بیشترِ حرفهای این مقاله از همین کتاب و جلسههای سالانه آمده است.
- Damn Right!: زندگینامهای که جنت لو در ۲۰۰۰ نوشت؛ با جزئیاتِ زندگیِ شخصی و خاطرههای دوستان و خانواده.
نامههای سالانهٔ بافت به سهامدارانِ برکشایر هم پر از اشاره به مانگر است و روی سایتِ رسمیِ شرکت رایگان در دسترس است.
سوالات متداول
چارلی مانگر کیست؟
چارلی مانگر وکیل و سرمایهگذارِ آمریکایی متولدِ ۱۹۲۴ در اوماها بود. از ۱۹۷۸ تا درگذشتش در نوامبرِ ۲۰۲۳ نایبرئیسِ برکشایر هاتاوی و شریکِ نزدیکِ وارن بافت بود و به مدلهای ذهنی و صراحتِ کلامش شهرت دارد.
چارلی مانگر چه نقشی در موفقیت وارن بافت داشت؟
مانگر بافت را قانع کرد بهجای شرکتهای معمولی ولی خیلی ارزان، شرکتهای عالی را با قیمتِ منصفانه بخرد. خریدِ سیز کندیز در ۱۹۷۲ نمونهٔ این تغییر بود. بافت خودش او را معمارِ برکشایر هاتاوی نامیده است.
مدلهای ذهنی مانگر چیست؟
مدلهای ذهنی قاعدههای اصلیِ رشتههای مختلفاند، مثلِ سودِ مرکب از ریاضی، انگیزهها از اقتصاد و خطاهای ذهنی از روانشناسی. مانگر میگفت با شبکهای از این مدلها میشود تصمیمهای بهتری گرفت تا با تکیه بر یک رشته.
مهمترین درسهای سرمایهگذاری مانگر کداماند؟
صبر و نگهداریِ بلندمدت، خریدِ شرکتِ باکیفیت با قیمتِ منصفانه، تمرکز روی چند شرکتی که خوب میشناسید، آمادگی برای افتهای بزرگ، وارونهاندیشی، شناختِ خطاهای ذهنی و یادگیریِ همیشگی از راهِ خواندن.
وارونهاندیشی مانگر یعنی چه؟
یعنی بهجای اینکه بپرسید چطور موفق شوم، بپرسید چه کاری حتماً به شکست میرسد و همان را نکنید. مثلاً در بورس، خرید با پولِ قرضی و دنبالکردنِ سیگنالِ کانالها از راههای مطمئنِ باختن است.
ثروت چارلی مانگر چقدر بود؟
ثروتِ مانگر در زمانِ درگذشت حدودِ ۲٫۶ میلیارد دلار برآورد شد. این عدد خیلی کمتر از ثروتِ بافت است، چون مانگر دیرتر وارد سرمایهگذاری شد، سهمِ کوچکتری از برکشایر داشت و مبلغِ زیادی را به دانشگاهها و خیریهها بخشید.
چارلی مانگر کی و در چند سالگی درگذشت؟
چارلی مانگر روزِ ۲۸ نوامبرِ ۲۰۲۳ در بیمارستانی در سانتا باربارای کالیفرنیا درگذشت. او ۹۹ سال داشت و فقط ۳۴ روز به صدسالگیاش مانده بود.
بهترین کتاب درباره چارلی مانگر کدام است؟
مهمترین منبع کتابِ Poor Charlie's Almanack است که سخنرانیهای خودِ مانگر را جمع کرده، از جمله سخنرانیِ روانشناسی سوءقضاوت. برای زندگینامه هم کتابِ Damn Right! نوشتهٔ جنت لو منبعِ خوبی است.
جمعبندی
چارلی مانگر به ما یاد داد که ثروت از باهوشترین بودن نمیآید. از کمتر احمق بودن میآید: خطاهای ذهنیمان را بشناسیم، فقط در چیزی که میفهمیم وارد شویم، شرکتِ خوب بخریم و صبر کنیم. او نشان داد که یک آدمِ معمولی با سختیِ زیاد هم میتواند با فکرِ درست، کمکم و پیوسته جلو برود.
پس دفعهٔ بعد که خواستید سهمی بخرید، اول چکلیستِ بالا را مرور کنید و یک بار هم «برعکس» فکر کنید. تصمیمِ نهایی با خودتان است؛ ولی مطمئن باشید مانگر اگر بود، میگفت عجله دشمنِ شماست.
