گلدمن ساکس چیست؟ تاریخچه، کارها و نقش در بحران ۲۰۰۸ و پیشبینی طلا
فهرست مطالب۱۳ بخش
- گلدمن ساکس به زبانِ ساده: یک بانکِ بیباجه
- گلدمن ساکس چه کاری انجام میدهد؟
- ۱. بانکداری و بازارهای جهانی
- ۲. مدیریت دارایی و ثروت
- ۳. راهحلهای پلتفرمی (خداحافظی با مردمِ عادی)
- کارِ دیگری که همه در خبرها میبینند: پژوهش و پیشبینی
- تاریخچهٔ گلدمن ساکس: از یک زیرزمین تا وال استریت
- نقش گلدمن ساکس در بحران ۲۰۰۸ چه بود؟
- زنده ماند، ولی با کمک
- شرطبستن علیهِ همان بازاری که میفروخت
- لقبی که ماند
- پیشبینیهای گلدمن ساکس چقدر اهمیت دارد؟
- چرا مهم است؟
- چرا پیشگویی نیست؟
- نمونهٔ طلا: پیشبینیای که مدام عوض میشود
- چطور یک تیترِ «گلدمن ساکس پیشبینی کرد…» را بخوانیم؟
- سهام GS و جایگاهِ گلدمن ساکس در وال استریت
- گلدمن ساکس، جی پی مورگان، مورگان استنلی و بلک راک: فرقشان چیست؟
- چرا به گلدمن ساکس «گاورمنت ساکس» میگویند؟
- رسواییها و انتقادها: فقط ۲۰۰۸ نبود
- گلدمن ساکس چه ربطی به بازارهای ما دارد؟
- اشتباههای رایج دربارهٔ گلدمن ساکس
- سوالات متداول
- جمعبندی

حتماً این تیتر را دیدهاید: «گلدمن ساکس پیشبینی قیمت طلا را بالا برد.» و از خودتان پرسیدهاید این بانک کیست که حرفش اینقدر مهم است.
گلدمن ساکس (Goldman Sachs) یک بانک سرمایهگذاریِ آمریکایی در وال استریتِ نیویورک است که سالِ ۱۸۶۹ شروع به کار کرد. کارش با مردمِ عادی نیست؛ با شرکتها، دولتها و ثروتمندان است. سهامشان را عرضه میکند، در خرید و فروشِ شرکتها مشاوره میدهد، در بازارها معامله میکند و پولِ دیگران را مدیریت میکند.
ولی برای ما سؤالِ اصلی چیزِ دیگری است: وقتی پیشبینیِ طلا یا دلارِ این بانک را در خبرها میخوانیم، چقدر باید جدیاش بگیریم؟ برای جواب، اول باید بدانیم گلدمن ساکس چه کاره است.
گلدمن ساکس به زبانِ ساده: یک بانکِ بیباجه
وقتی میگوییم «بانک»، ذهنِ ما میرود سراغِ شعبهٔ سرِ کوچه: باجه، دفترچهٔ حساب، وامِ ازدواج. گلدمن ساکس اینطور نیست. شعبهای ندارد که بروید حقوقتان را آنجا بگیرید. مشتریهایش شرکتهای بزرگ، دولتها، صندوقهای بازنشستگی و آدمهای خیلی ثروتمندند.
به این نوع بانک میگویند بانکداری سرمایهگذاری. یعنی بانکی که بهجای سپردهگرفتن از مردم، به شرکتها کمک میکند از بازار پول جمع کنند. در ایران نزدیکترین چیز به آن شرکتهای تأمین سرمایه هستند؛ فقط گلدمن ساکس چند صد برابر بزرگتر است و در همهٔ دنیا کار میکند.
یک تشبیه ساده: فرض کنید یک کارخانهٔ بزرگ میخواهد سهامش را به مردم بفروشد. مثلِ کسی است که میخواهد خانهٔ بزرگی را بفروشد و به یک بنگاهِ معتبر نیاز دارد. بنگاه قیمت را برآورد میکند، خریدار پیدا میکند، قرارداد را محکم میکند و کمیسیون میگیرد. گلدمن ساکس همان بنگاه است، ولی برای شرکتهایی که ارزششان به میلیاردها دلار میرسد.
پس گلدمن ساکس نه بانکِ پسانداز است و نه کارگزاریِ معمولی؛ واسطهٔ بزرگِ پول میانِ شرکتها، دولتها و سرمایهگذارانِ بزرگ است.
گلدمن ساکس چه کاری انجام میدهد؟
کارِ گلدمن ساکس در گزارشهای رسمیاش سه بخشِ اصلی دارد. اگر این سه را بدانید، تقریباً هر خبری دربارهٔ این بانک را میفهمید.
۱. بانکداری و بازارهای جهانی
بزرگترین بخشِ گلدمن ساکس است و خودش دو کارِ جدا دارد:
- بانکداری سرمایهگذاری: عرضهٔ اولیهٔ سهام (IPO)، فروشِ اوراقِ قرضهٔ شرکتها و دولتها، و مشاوره در ادغام و خریدِ شرکتها. وقتی میخوانید «شرکتِ الف شرکتِ ب را خرید»، اغلب یکی از مشاورانِ پشتِ صحنه گلدمن ساکس است.
- معاملهگری: خرید و فروشِ سهام، اوراق، ارز و کالا (نفت، طلا، فلزات) برای مشتریها. گلدمن ساکس در خیلی از این بازارها «بازارگردان» است؛ یعنی همیشه آمادهٔ خریدن از فروشنده و فروختن به خریدار است تا بازار راکد نماند.
اگر با عرضه اولیه سهام در بورسِ خودمان آشنا باشید، کارِ اول را خوب میشناسید. در عرضههای بزرگِ آمریکا، کارِ قیمتگذاری و پیداکردنِ خریدار را بانکهایی مثلِ گلدمن ساکس انجام میدهند.
۲. مدیریت دارایی و ثروت
گلدمن ساکس پولِ صندوقهای بازنشستگی، بیمهها و ثروتمندان را مدیریت میکند. طبقِ گزارشهای خودِ بانک، داراییهایی که زیرِ نظرِ آن است تا پایانِ ۲۰۲۵ از ۳ تریلیون دلار گذشته است.
«تریلیون» را چطور تصور کنیم؟ یک تریلیون یعنی هزار میلیارد. اگر کسی از روزِ تولدِ حضرتِ مسیح تا امروز هر روز یک میلیون دلار خرج میکرد، هنوز به یک تریلیون دلار نرسیده بود. حالا این را سه برابر کنید.
بخشِ «بانکداری خصوصی» هم همینجاست. یعنی خدماتِ ویژه برای خانوادههای خیلی ثروتمند: از سرمایهگذاری تا وام با وثیقهٔ سهام.
۳. راهحلهای پلتفرمی (خداحافظی با مردمِ عادی)
گلدمن ساکس از سالِ ۲۰۱۶ با برندِ Marcus سراغِ مردمِ عادی هم رفت: حسابِ پسانداز آنلاین و وامِ شخصی. بعد کارتِ اعتباریِ اپل (Apple Card) را هم صادر کرد. این تجربه خوب پیش نرفت و ضررهای سنگینی داد.
بانک از سالِ ۲۰۲۲ کمکم از این کار عقب کشید. در ژانویهٔ ۲۰۲۶ هم اعلام شد کارتِ اپل به جی پی مورگان میرود. پس اگر کسی بگوید «گلدمن ساکس بانکِ مردمی شد»، این حرف مالِ چند سالِ پیش است.
کارِ دیگری که همه در خبرها میبینند: پژوهش و پیشبینی
گلدمن ساکس صدها اقتصاددان و تحلیلگر دارد. گزارشهایشان را برای مشتریهای بزرگ مینویسند و خلاصهاش به خبرگزاریها میرسد. برای همین است که اسمِ این بانک را بیشتر با «پیشبینی» میشنویم تا با «وام» یا «حساب».
یک نمونهٔ معروف: سالِ ۲۰۰۱ جیم اونیل، اقتصاددانِ گلدمن ساکس، واژهٔ «بریک» را برای برزیل، روسیه، هند و چین ساخت. همان چیزی که بعدها به گروهِ بریکس رسید.
تاریخچهٔ گلدمن ساکس: از یک زیرزمین تا وال استریت
داستانِ گلدمن ساکس از یک اتاقِ کوچک شروع میشود. قدمبهقدم جلو برویم:

- ۱۸۶۹، شروع با سفته: مارکوس گلدمن، مهاجری آلمانی، در زیرزمینی در خیابانِ پاینِ نیویورک دفتر زد. کارش خریدنِ سفتههای تاجرها و فروختنش به بانکها بود. شبیهِ کسی که چکِ مدتدارِ بازاریها را کمی ارزانتر میخرد و به بانک میفروشد. این کار در آمریکا «اوراقِ تجاری» نام گرفت و مارکوس گلدمن از پیشگامانش بود.
- ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۵، ساکس میآید: ساموئل ساکس، دامادِ مارکوس، شریک شد و نامِ شرکت شد «گلدمن، ساکس و شرکا».
- ۱۸۹۶، ورود به بورس نیویورک: شرکت عضوِ بورسِ نیویورک شد. چند سال بعد، در عرضهٔ سهامِ شرکتهای بزرگی مثلِ فروشگاههای زنجیرهایِ «سیرز» نقش داشت.
- ۱۹۲۹، اولین زمینخوردنِ بزرگ: شرکت یک صندوقِ سرمایهگذاریِ پرریسک ساخته بود که با پولِ قرضی کار میکرد. در سقوطِ بزرگِ ۱۹۲۹ تقریباً همهٔ ارزشش از بین رفت و آبروی گلدمن هم آسیب دید. درسِ تلخی بود دربارهٔ اهرم؛ یعنی معامله با پولِ قرضی.
- ۱۹۵۶، بازگشت با فورد: گلدمن ساکس عرضهٔ اولیهٔ سهامِ شرکتِ خودروسازیِ فورد را رهبری کرد که آن زمان بزرگترین عرضهٔ تاریخِ آمریکا بود. اینجا بود که دوباره به صفِ اولِ وال استریت برگشت.
- ۱۹۹۹، سهامیعام شدن: تا این سال، گلدمن ساکس یک شراکتِ خصوصی بود. چهارمِ مهٔ ۱۹۹۹ سهامش با قیمتِ ۵۳ دلار در بورسِ نیویورک عرضه شد و در روزِ اول حدودِ ۳۳٪ بالا رفت. نمادش از آن روز GS است.
- ۲۰۰۸، بحران و تبدیل به «بانک»: که جدا و مفصل در بخشِ بعد میگویم.
- ۲۰۱۸ تا امروز: دیوید سولومون از اکتبرِ ۲۰۱۸ مدیرعاملِ گلدمن ساکس است. دفترِ مرکزی در منهتنِ نیویورک است.
پس گلدمن ساکس ۱۵۰ سال است که هست، دو بار تا لبهٔ پرتگاه رفته و هر بار برگشته. همین سابقه یکی از دلیلهایی است که حرفش در بازار وزن دارد.
نقش گلدمن ساکس در بحران ۲۰۰۸ چه بود؟
بحران ۲۰۰۸ از وامهای مسکنِ پرخطرِ آمریکا شروع شد. بانکها به آدمهایی وام داده بودند که توانِ پرداختش را نداشتند. بعد این وامها را بستهبندی کرده و به شکلِ اوراق به سرمایهگذارانِ دنیا فروخته بودند. وقتی قیمتِ خانهها افتاد، این اوراق هم بیارزش شد و یکبهیکِ بانکها به زانو درآمدند.
نقشِ گلدمن ساکس سه بخش دارد که باید منصفانه هر سه را گفت.
زنده ماند، ولی با کمک
در سپتامبرِ ۲۰۰۸ لیمن برادرز، یکی از رقبای قدیمیِ گلدمن، ورشکست شد. ترس همهجا را گرفت. گلدمن ساکس چند کارِ سریع کرد:
- وارن بافت ۵ میلیارد دلار در سهامِ ممتازِ گلدمن گذاشت؛ با شرایطی بسیار به نفعِ خودش. خبرش بیشتر از خودِ پول، به بازار آرامش داد.
- گلدمن ساکس (همزمان با مورگان استنلی) رسماً «شرکتِ مادرِ بانکی» شد. یعنی زیرِ نظارتِ سختگیرانهٔ فدرال رزرو رفت و در عوض، در روزِ سختی میتوانست از بانکِ مرکزیِ آمریکا پول قرض بگیرد.
- از برنامهٔ نجاتِ دولتِ آمریکا ۱۰ میلیارد دلار گرفت و در سالِ ۲۰۰۹ با سود پس داد.
شرطبستن علیهِ همان بازاری که میفروخت
بخشِ تلخِ ماجرا اینجاست. گلدمن ساکس پیش از بحران فهمیده بود بازارِ مسکن خراب است و برای خودش شرط بست که این اوراق سقوط کنند. ولی همزمان، بعضی از همین نوع اوراق را به مشتریهایش میفروخت.
کمیسیون بورس آمریکا (SEC) دربارهٔ یکی از این اوراق به نامِ «آباکوس» از گلدمن شکایت کرد. اتهام این بود که به خریداران نگفته بودند طرفِ مقابلِ این معامله کسی است که خودش روی سقوطِ همین اوراق شرط بسته. گلدمن ساکس در ژوئیهٔ ۲۰۱۰ پذیرفت ۵۵۰ میلیون دلار بپردازد، بیآنکه رسماً تقصیر را بپذیرد.
تشبیهِ سادهاش: فروشندهای ماشینی را به شما میفروشد که میداند ترمزش ایراد دارد. ولی پیشتر برای خودش بیمهای خریده که اگر این ماشین تصادف کند، پول بگیرد. قانونی یا نه، اعتماد را خراب میکند.
لقبی که ماند
بعد از بحران، یک روزنامهنگارِ آمریکایی در سالِ ۲۰۰۹ گلدمن ساکس را «ماهیِ مرکبِ خونآشام» نامید؛ موجودی که دورِ همهچیز چنگ میاندازد تا پول بمکد. لقب تند بود، ولی نشان میداد چقدر مردم از بانکهای بزرگ دلخور بودند. همین دلخوری یکی از ریشههای پیدایشِ بیتکوین هم بود.
پس دربارهٔ ۲۰۰۸ منصفانه این است: گلدمن ساکس از زیرکترین بازیگرانِ بحران بود و از آن جان سالم به در برد، ولی بخشی از این زیرکی به قیمتِ اعتمادِ مشتریهایش تمام شد.
پیشبینیهای گلدمن ساکس چقدر اهمیت دارد؟
این مهمترین بخش برای ماست. چون بیشترِ ما گلدمن ساکس را از همین تیترها میشناسیم: «پیشبینیِ گلدمن ساکس از طلا»، «پیشبینیِ نفت»، «احتمالِ رکودِ آمریکا».
جوابِ کوتاه: پیشبینیِ گلدمن ساکس مهم است، ولی پیشگویی نیست. بیایید ببینیم چرا هر دو بخشِ این جمله درست است.
چرا مهم است؟
- پشتش پژوهشِ جدی است. تیمی بزرگ با دادههایی که من و شما به آن دسترسی نداریم.
- پولِ بزرگ به آن گوش میدهد. صندوقها و مدیرانِ ثروت این گزارشها را میخوانند. گاهی خودِ انتشارِ خبر، کمی قیمت را تکان میدهد.
- دلیلهایش آموزنده است. عددِ نهایی ممکن است غلط باشد، ولی دلیلها (مثلاً خریدِ طلا از سوی بانکهای مرکزی) معمولاً درست و قابلبررسیاند.
چرا پیشگویی نیست؟
گلدمن ساکس هم بارها اشتباه کرده. یک نمونهٔ معروف: در بهارِ ۲۰۰۸ تحلیلگرانش گفتند نفت ممکن است در یکی دو سالِ بعد به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برسد. چند ماه بعد، بحران آمد و نفت تا زیرِ ۴۰ دلار سقوط کرد.
دلیلش ساده است: پیشبینی بر پایهٔ وضعِ امروز ساخته میشود. یک قوی سیاه، یعنی اتفاقی که هیچکس انتظارش را نداشت، میتواند در یک هفته همهچیز را عوض کند. دربارهٔ حدودِ توانِ پیشبینی، مقالهٔ پیشبینی قیمت سهام را هم ببینید.
نمونهٔ طلا: پیشبینیای که مدام عوض میشود
بیایید یک نمونهٔ واقعی را ببینیم. گلدمن ساکس در مهرِ ۱۴۰۴ (اکتبرِ ۲۰۲۵) پیشبینیِ قیمتِ انسِ طلا برای پایانِ ۲۰۲۶ را از ۴٬۳۰۰ به ۴٬۹۰۰ دلار رساند. چند ماه بعد، در زمستانِ ۱۴۰۴ (ژانویهٔ ۲۰۲۶)، دوباره آن را به ۵٬۴۰۰ دلار برد. دلیلِ اصلیاش هم خریدِ طلا از سوی بانکهای مرکزی و صندوقها بود.
به فاصلهٔ این دو تغییر دقت کنید: کمتر از چهار ماه. یعنی خودِ گلدمن ساکس هم با هر خبرِ تازه نظرش را بهروز میکند. این بد نیست؛ ولی یعنی نباید هیچ عددی را «قطعی» گرفت. ممکن است تا وقتی این را میخوانید، باز هم عوض شده باشد.
یک نکتهٔ مهم برای ما ایرانیها: پیشبینیِ گلدمن دربارهٔ انس طلا است، نه طلای بازارِ ایران. قیمتِ طلا در ایران از دو چیز ساخته میشود: انسِ جهانی و قیمتِ دلار. اگر انس بالا برود ولی دلار پایین بیاید، ممکن است طلای ۱۸ عیار در ایران تکان نخورد. قیمتِ روز را همیشه از صفحهٔ قیمت طلا امروز ببینید.
چطور یک تیترِ «گلدمن ساکس پیشبینی کرد…» را بخوانیم؟
دفعهٔ بعد که چنین تیتری دیدید، این چهار پرسش را از خودتان بپرسید:
- بازهٔ زمانی چیست؟ «تا پایانِ سالِ بعد» با «تا سه ماهِ دیگر» خیلی فرق دارد.
- دلیلش چیست؟ عدد را رها کنید و دلیل را بخوانید. آیا با چیزی که خودتان میبینید جور درمیآید؟
- دربارهٔ چه بازاری است؟ انس، نفت یا شاخصِ آمریکا؟ اثرش روی بازارِ ایران از راهِ دلار هم میگذرد.
- دیگران چه میگویند؟ یک بانک یک نظر است. وقتی چند بانکِ بزرگ همجهتاند، حرف وزنِ بیشتری دارد.
پس پیشبینیِ گلدمن ساکس را مثلِ گزارشِ هواشناسی ببینید، نه مثلِ تقویم. میگوید احتمالاً چه میشود، نه اینکه حتماً میشود. تصمیمِ خرید و فروش را با برنامهٔ خودتان بگیرید، نه با تیترِ خبر. اگر میخواهید بدانید چه چیزهایی واقعاً قیمتِ جهانیِ طلا را جابهجا میکند، مقالهٔ عوامل مؤثر بر قیمت طلای جهانی را بخوانید.
سهام GS و جایگاهِ گلدمن ساکس در وال استریت
سهامِ گلدمن ساکس با نمادِ GS در بورسِ نیویورک معامله میشود. این سهم یکی از ۳۰ سهمِ شاخص داو جونز است و در شاخص S&P 500 هم هست. چون داوجونز با قیمتِ سهم وزن میگیرد و قیمتِ هر سهمِ گلدمن بالاست، این سهم اثرِ زیادی روی داوجونز دارد.
چند عدد از آخرین گزارشِ سالانه، تا اندازهٔ این بانک دستتان بیاید:
| شاخص | عدد | به زبانِ ساده |
|---|---|---|
| درآمدِ خالص | حدودِ ۵۸ میلیارد دلار | نزدیک به ۹٪ بیشتر از ۲۰۲۴ |
| سودِ خالص | حدودِ ۱۷ میلیارد دلار | از هر ۱۰۰ دلار درآمد، حدودِ ۳۰ دلار سود ماند |
| بازدهِ حقوقِ صاحبانِ سهام | ۱۵٪ | با هر ۱۰۰ دلار سرمایهٔ سهامداران، ۱۵ دلار سود ساخت |
| دارایی زیرِ نظر | بیش از ۳ تریلیون دلار | پولِ مشتریها که بانک مدیریت میکند |
این عددها مالِ یک سالاند و هر فصل عوض میشوند. نکتهٔ مهمش این است که بیشترِ درآمد از معاملهگری و بانکداری سرمایهگذاری میآید. برای همین، سودِ گلدمن ساکس در سالهای پرجنبوجوشِ بازار بالا میرود و در سالهای آرام پایین میآید.
گلدمن ساکس، جی پی مورگان، مورگان استنلی و بلک راک: فرقشان چیست؟
این چهار اسم مدام کنارِ هم در خبرها میآیند و خیلیها فکر میکنند یک کار میکنند. اینطور نیست. جدولِ زیر فرقِ اصلی را نشان میدهد:
| نام | کارِ اصلی | با مردمِ عادی کار میکند؟ | بیشتر در کدام خبرها میآید |
|---|---|---|---|
| گلدمن ساکس | بانکداری سرمایهگذاری و معاملهگری | تقریباً نه | پیشبینیِ طلا و نفت، ادغام شرکتها، عرضهٔ اولیه |
| جی پی مورگان | بزرگترین بانکِ آمریکا؛ هم بانکِ مردمی، هم بانکداری سرمایهگذاری | بله، میلیونها مشتریِ عادی دارد | سلامتِ اقتصادِ آمریکا، نرخ بهره، ارزهای دیجیتال |
| مورگان استنلی | بانکداری سرمایهگذاری با تکیهٔ زیاد بر مدیریتِ ثروت | بیشتر با مشتریهای مرفه | بازارِ سهام و مشاورهٔ ثروت |
| بلک راک | مدیریت دارایی؛ بزرگترین مدیرِ دارایی دنیا | غیرمستقیم، از راهِ صندوقها | صندوقهای ETF، از جمله صندوقهای بیتکوین و طلا |
خلاصهاش این است: جی پی مورگان «بانکِ همهکاره» است، گلدمن ساکس «بانکِ معاملهگر و مشاور»، مورگان استنلی «بانکِ مشاورِ ثروت» و بلک راک «صندوقدارِ بزرگ». گلدمن ساکس و مورگان استنلی شبیهترین رقیبهای هماند. هر چهار تا در قلبِ وال استریت هستند.
چرا به گلدمن ساکس «گاورمنت ساکس» میگویند؟
یکی از چیزهایی که گلدمن ساکس را خاص میکند، رفتوآمدِ آدمهایش با دولت است. چند وزیرِ خزانهداریِ آمریکا، از جمله رابرت روبین و هنری پالسون (وزیرِ خزانهداری در بحرانِ ۲۰۰۸)، پیشتر از مدیرانِ ارشدِ گلدمن ساکس بودند. ماریو دراگی، رئیسِ پیشینِ بانک مرکزی اروپا، هم سالها در این بانک کار کرده بود.
برای همین بعضی منتقدان به شوخی آن را «گاورمنت ساکس» (ساکسِ دولتی) مینامند. حامیانش میگویند طبیعی است که دولت از آدمهای باتجربهٔ بازار استفاده کند. منتقدان میگویند این رفتوآمد خطرِ تضادِ منافع دارد. هر دو طرف حرفِ قابلفهمی میزنند. داوری با خودتان.
رسواییها و انتقادها: فقط ۲۰۰۸ نبود
برای اینکه تصویرِ کامل باشد، باید از رسواییِ «1MDB» هم گفت. 1MDB صندوقِ دولتیِ مالزی بود. گلدمن ساکس در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ برایش ۶٫۵ میلیارد دلار اوراق فروخت و کارمزدِ هنگفتی گرفت. بعد معلوم شد بخشِ بزرگی از این پول را چند نفر بالا کشیدهاند و بعضی کارمندانِ گلدمن هم در رشوهدادن دست داشتند.
نتیجه: گلدمن ساکس در سالِ ۲۰۲۰ پذیرفت حدودِ ۲٫۹ میلیارد دلار جریمه به نهادهای ناظرِ چند کشور بدهد و شاخهٔ مالزیِ آن به جرم اعتراف کرد. جدا از این، با دولتِ مالزی هم توافقِ چند میلیارد دلاری کرد. ماجرا هنوز هم دنباله دارد؛ در سالِ ۲۰۲۶ هم بانک برای بستنِ شکایتِ سهامداران دربارهٔ همین پرونده توافق کرد.
پس گلدمن ساکس هم مثلِ هر بنگاهِ بزرگی، کارنامهای پر از موفقیت و پر از خطا دارد. اینکه بزرگ و معتبر است، به معنای بیخطا بودنش نیست.
گلدمن ساکس چه ربطی به بازارهای ما دارد؟
شاید بپرسید: «من که در بورسِ تهران سهم میخرم یا سکه نگه میدارم؛ این بانکِ آمریکایی به من چه ربطی دارد؟» ربطش غیرمستقیم ولی واقعی است:
- از راهِ طلا: پیشبینیها و معاملاتِ بانکهای بزرگ روی انسِ جهانی اثر دارد و انس یکی از دو پایهٔ قیمتِ طلا و سکه در ایران است.
- از راهِ نرخِ بهره و دلار: گزارشهای گلدمن دربارهٔ تصمیمهای فدرال رزرو دنبال میشود. نرخ بهره آمریکا روی ارزشِ دلار در دنیا و قیمتِ کالاها اثر میگذارد.
- از راهِ کالاها: نظرِ این بانک دربارهٔ نفت، مس و فولاد را شرکتهای کالاییِ بورسِ ما هم حس میکنند، چون قیمتِ محصولشان با بازارِ جهانی بالا و پایین میرود.
- از راهِ فهمِ خبر: وقتی بدانید گلدمن ساکس کیست و چقدر اشتباه میکند، دیگر با هر تیترِ هیجانی نمیترسید و هول نمیکنید.
همین نکتهٔ آخر شاید از همه مهمتر باشد. خیلی از ضررهایی که آدمها در بازار میکنند، از تصمیمِ عجولانه بعد از یک خبر میآید، نه از نداشتنِ اطلاعات.
اشتباههای رایج دربارهٔ گلدمن ساکس
- «گلدمن ساکس بانکِ مرکزیِ آمریکاست.» نه. بانکِ مرکزیِ آمریکا فدرال رزرو است. گلدمن ساکس یک شرکتِ خصوصیِ سهامیعام است که زیرِ نظارتِ فدرال رزرو کار میکند.
- «اگر گلدمن گفت طلا بالا میرود، حتماً بالا میرود.» نه. دیدیم که پیشبینیهایش چند بار در سال عوض میشود و گاهی کاملاً غلط درمیآید.
- «گلدمن ساکس و جی پی مورگان یکیاند.» نه. دو بانکِ جدا و رقیباند، با مدلِ کاریِ متفاوت.
- «گلدمن همیشه برندهٔ بحرانهاست.» نه. در ۱۹۲۹ سخت زمین خورد و در ۲۰۰۸ بدون کمکِ دولت و وارن بافت معلوم نبود چه میشد.
سوالات متداول
گلدمن ساکس چیست؟
گلدمن ساکس یک بانک سرمایهگذاری آمریکایی است که سال ۱۸۶۹ در نیویورک تأسیس شد. با شرکتها، دولتها و ثروتمندان کار میکند؛ سهام و اوراق عرضه میکند، در ادغام شرکتها مشاوره میدهد، در بازارها معامله میکند و دارایی مدیریت میکند.
گلدمن ساکس چه کاری انجام میدهد؟
سه کار اصلی دارد: بانکداری سرمایهگذاری و معاملهگری در بازار سهام، اوراق، ارز و کالا؛ مدیریت دارایی و ثروت برای صندوقها و ثروتمندان؛ و بخشی کوچکتر برای خدمات مالی پلتفرمی. پژوهش و پیشبینی بازار هم بخشی از خدمتش به مشتریهاست.
بنیانگذار گلدمن ساکس کیست؟
مارکوس گلدمن، مهاجری آلمانی، در سال ۱۸۶۹ این شرکت را در نیویورک با خرید و فروش سفتههای تجاری راه انداخت. دامادش ساموئل ساکس در ۱۸۸۲ شریک شد و از ۱۸۸۵ نام شرکت گلدمن، ساکس و شرکا شد.
نقش گلدمن ساکس در بحران ۲۰۰۸ چه بود؟
گلدمن ساکس پیش از بحران روی سقوط بازار مسکن شرط بست و در عین حال اوراق مسکن به مشتریها فروخت. با سرمایهٔ ۵ میلیارد دلاری وارن بافت، کمک ۱۰ میلیارد دلاری دولت و تبدیل به شرکت مادر بانکی زنده ماند و در ۲۰۱۰ برای پروندهٔ آباکوس ۵۵۰ میلیون دلار پرداخت.
پیشبینیهای گلدمن ساکس چقدر اهمیت دارد؟
مهم است چون پشتش پژوهش جدی است و سرمایهگذاران بزرگ آن را دنبال میکنند، ولی پیشگویی نیست. این بانک پیشبینیهایش را مدام بهروز میکند و بارها اشتباه کرده است. بهتر است دلیلهایش را بخوانید و تصمیم را بر پایهٔ برنامهٔ خودتان بگیرید.
پیشبینی گلدمن ساکس از قیمت طلا چیست؟
گلدمن ساکس در اکتبر ۲۰۲۵ هدف انس طلا برای پایان ۲۰۲۶ را ۴۹۰۰ دلار گفت و در ژانویهٔ ۲۰۲۶ آن را به ۵۴۰۰ دلار رساند. این عدد ممکن است دوباره عوض شده باشد و دربارهٔ انس جهانی است، نه طلای بازار ایران.
نماد سهام گلدمن ساکس چیست؟
سهام گلدمن ساکس از سال ۱۹۹۹ با نماد GS در بورس نیویورک معامله میشود. این سهم یکی از سی سهم شاخص داوجونز است و در شاخص اساندپی ۵۰۰ هم حضور دارد.
فرق گلدمن ساکس و جی پی مورگان چیست؟
جی پی مورگان بزرگترین بانک آمریکاست و هم بانک مردمی با میلیونها مشتری عادی دارد و هم بانکداری سرمایهگذاری. گلدمن ساکس تقریباً فقط با شرکتها، دولتها و ثروتمندان کار میکند و تمرکزش بر معاملهگری و مشاوره است.
مدیرعامل گلدمن ساکس کیست؟
دیوید سولومون از اکتبر ۲۰۱۸ مدیرعامل گلدمن ساکس است و پس از لوید بلنکفاین این سمت را گرفت. دفتر مرکزی بانک در منهتن نیویورک است.
جمعبندی
گلدمن ساکس از یک زیرزمینِ کوچک در نیویورک شروع کرد و امروز یکی از قدرتمندترین بانکهای سرمایهگذاریِ دنیاست. سهامِ شرکتها را عرضه میکند، در خرید و فروشِ شرکتها مشاوره میدهد، در بازارها معامله میکند و تریلیونها دلار پولِ دیگران را مدیریت میکند. در کارنامهاش هم موفقیتِ بزرگ هست، هم رسواییهای بزرگ.
برای ما که در بازارِ ایران سرمایهگذاری میکنیم، مهمترین درسِ گلدمن ساکس این است: حرفِ بزرگترین بانکهای دنیا هم «احتمال» است، نه «قطعیت». پس دفعهٔ بعد که تیترِ «گلدمن ساکس پیشبینی کرد» را دیدید، اول بازهٔ زمانی و دلیلش را بخوانید، بعد ببینید به انس مربوط است یا دلار، و تصمیم را با برنامهٔ خودتان بگیرید. برای دیدنِ حالوروزِ همهٔ بازارها در یک جا هم تابلوی کاملِ بازار را ببینید.
