هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

سفته‌بازی چیست؟ تفاوت سفته‌باز، معامله‌گر و سرمایه‌گذار به زبان ساده

فهرست مطالب۱۳ بخش
  1. سفته‌بازی چیست؟ به زبانِ خیلی ساده
  2. سفته‌باز کیست و چطور فکر می‌کند؟
  3. سفته‌بازی، نوسان‌گیری، سوداگری و دلالی: یک چیزند؟
  4. تفاوت سفته‌باز، معامله‌گر و سرمایه‌گذار
  5. آزمونِ سادهٔ بنجامین گراهام
  6. یک مثال: سه نفر، یک سهم
  7. سفته‌بازها در کدام بازارها فعال‌اند؟
  8. سفته‌باز و پوشش‌دهندهٔ ریسک در بازارِ آتی
  9. روش‌های رایجِ سفته‌بازی و نوسان‌گیری
  10. معامله‌گری با فرکانسِ بالا (HFT)
  11. معامله‌گریِ روزانه (Day Trading)
  12. معامله‌گریِ نوسانی (Swing Trading)
  13. سفته‌بازی با دیدِ چندماهه
  14. سفته‌بازی برای بازار مفید است یا مضر؟
  15. چهار خدمتی که سفته‌بازها به بازار می‌کنند
  16. چهار آسیبی که سفته‌بازی می‌زند
  17. سفته‌بازی قانونی است؟
  18. اهرم: چرا ضررِ سفته‌باز چند برابر می‌شود؟
  19. آیا سفته‌بازی برای شما مناسب است؟
  20. شش اشتباهِ رایجِ سفته‌بازهای تازه‌کار
  21. سوالات متداول
  22. جمع‌بندی
نوسانگیری

سفته‌بازی یعنی چیزی را بخرید، نه برای اینکه از آن استفاده کنید یا سالی سود بگیرید، بلکه فقط به امیدِ اینکه زود گران‌تر شود و بفروشید. سفته‌باز به ارزشِ واقعیِ آن چیز کمتر کار دارد؛ همهٔ حواسش به بالا و پایینِ قیمت است. برای همین سودش می‌تواند سریع باشد و ضررش هم سریع‌تر.

این کلمه را احتمالاً در اخبار زیاد شنیده‌اید، معمولاً با اخم: «سفته‌بازها بازار را به هم ریختند.» ولی ماجرا به این سادگی نیست. در این راهنما با هم می‌بینیم سفته‌باز کیست، چه فرقی با معامله‌گر و سرمایه‌گذار دارد، کجا به بازار کمک می‌کند و کجا به سفرهٔ مردم آسیب می‌زند.

سفته‌بازی چیست؟ به زبانِ خیلی ساده

فرض کنید همسایهٔ شما یک ماشینِ صفر از قرعه‌کشی می‌گیرد. خودش ماشین لازم ندارد. آن را در پارکینگ نگه می‌دارد تا چند ماه بعد گران‌تر بفروشد. این کار سفته‌بازی است. او از ماشین استفاده نمی‌کند؛ فقط روی قیمتِ آینده‌اش شرط بسته است.

همین کار را با سهم، سکه، دلار، آپارتمانِ پیش‌فروش یا ارزِ دیجیتال هم می‌شود کرد. نامِ دیگرش در کتاب‌ها «سوداگری» است و در انگلیسی به آن Speculation می‌گویند. کسی را هم که این کار را می‌کند سفته‌باز یا سوداگر (Speculator) می‌نامند.

سه نشانه، سفته‌بازی را از کارهای دیگر جدا می‌کند:

  • هدف فقط اختلافِ قیمت است. نه اجاره، نه سودِ سالانه، نه استفادهٔ شخصی.
  • زمانِ نگه‌داری کوتاه است. از چند ثانیه تا چند ماه.
  • ریسکِ بالا آگاهانه پذیرفته می‌شود. سفته‌باز می‌داند ممکن است اشتباه کند، ولی به امیدِ سودِ بزرگ‌تر وارد می‌شود.

پس سفته‌بازی به خودیِ خود نه دزدی است، نه هنر. یک روشِ معامله است با ریسکِ بالا. اینکه خوب است یا بد، به این بستگی دارد که کجا، با چه پولی و با چه ابزاری انجام شود.

سفته‌باز کیست و چطور فکر می‌کند؟

سفته‌باز آدمی است که بیشتر از «این چیز چقدر می‌ارزد؟» می‌پرسد «دیگران فردا حاضرند چقدر برایش بدهند؟». برای او یک شرکتِ زیان‌ده که قیمتش دو برابر شود، معاملهٔ خوبی بوده. یک شرکتِ سالم که قیمتش تکان نخورد، معاملهٔ بد.

ابزارِ اصلیِ سفته‌باز نمودار و خبر است. او با تحلیل تکنیکال دنبالِ لحظهٔ ورود و خروج می‌گردد و حواسش به شایعه و هیجانِ بازار است. سرمایه‌گذار، برعکس، اول صورت‌های مالی را می‌خواند و با تحلیل بنیادی می‌پرسد شرکت در چند سالِ آینده چقدر سود می‌سازد.

یک نکتهٔ مهم: سفته‌باز لزوماً آدمِ پول‌داری نیست. خیلی از سفته‌بازهای بازارِ ما آدم‌های معمولی‌اند که با پس‌اندازِ کم وارد شده‌اند و دوست دارند زودتر به نتیجه برسند. همین عجله، بزرگ‌ترین خطرِ کارشان است.

سفته‌بازی، نوسان‌گیری، سوداگری و دلالی: یک چیزند؟

این چهار کلمه در گفت‌وگوی روزمره جای هم به کار می‌روند، ولی رنگ‌شان کمی فرق دارد.

  • سفته‌بازی و سوداگری تقریباً هم‌معنی‌اند: خرید برای فروشِ گران‌تر، با ریسکِ بالا. «سوداگری» بیشتر در متن‌های اقتصادی و رسمی می‌آید.
  • نوسان‌گیری یعنی سود گرفتن از بالا و پایین شدنِ قیمت در بازه‌ای کوتاه. نوسان‌گیر معمولاً در بورس فعال است و یک روش و قاعدهٔ مشخص دارد. دربارهٔ روش‌هایش در مقالهٔ نوسان‌گیری از بازارهای مالی مفصل نوشته‌ایم.
  • دلالی در زبانِ مردم بارِ منفی دارد. معمولاً به کسی می‌گویند که کالای مصرفیِ مردم را جمع می‌کند و گران‌تر می‌فروشد، مثلِ خودرو یا مسکن.

پس هر نوسان‌گیری سفته‌باز است، ولی هر سفته‌بازی نوسان‌گیر نیست. کسی که ده سکه می‌خرد و شش ماه نگه می‌دارد تا گران‌تر بفروشد هم سفته‌بازی کرده، بی آنکه هر روز نمودار ببیند.

تفاوت سفته‌باز، معامله‌گر و سرمایه‌گذار

این مهم‌ترین پرسشِ این بحث است. خیلی‌ها از من می‌پرسند: «من که سهم می‌خرم، سرمایه‌گذارم یا سفته‌باز؟» جواب به این بستگی دارد که چرا می‌خرید و تا کی نگه می‌دارید، نه اینکه چه می‌خرید.

مقایسهٔ سفته‌باز، معامله‌گر و سرمایه‌گذار بر اساسِ مدتِ نگه‌داری و ریسک
سه نقش روی خطِ زمان: هرچه مدتِ نگه‌داری کوتاه‌تر، تکیه بر قیمتِ فردا بیشتر و ریسک بالاتر.

جدولِ زیر سه نقش را کنارِ هم گذاشته است. «معامله‌گر» این‌جا یعنی کسی که با برنامه و قاعدهٔ مشخص، کوتاه‌مدت یا میان‌مدت خرید و فروش می‌کند (در زبانِ بازار به او تریدر هم می‌گویند).

مقایسهٔ سفته‌باز، معامله‌گر و سرمایه‌گذار
ویژگیسفته‌بازمعامله‌گرسرمایه‌گذار
پرسشِ اصلیفردا قیمت بالا می‌رود؟طبقِ قاعده‌ام الان وقتِ خرید است؟این دارایی در چند سال چقدر سود می‌سازد؟
زمانِ نگه‌داریچند ثانیه تا چند ماهچند روز تا چند هفتهچند سال
تکیه‌گاهِ تصمیمهیجان، خبر، نمودارنمودار و برنامهٔ معاملاتی، با حدِ ضررصورت‌های مالی، ارزشِ ذاتی، رشدِ اقتصاد
استفاده از اهرم (قرض یا قراردادِ آتی)زیادگاهی، با کنترلکم یا هیچ
وقتی که می‌گیردزیاد و پراسترسزیاد، مثلِ یک شغلکم؛ سالی چند بار مرور
ریسکبالامتوسط تا بالاکمتر، به شرطِ تنوع و صبر
مثالِ ایرانیخریدِ سکه شبِ یک خبرِ سیاسی برای فروش در هفتهٔ بعدخرید در کفِ یک کانالِ قیمتی، فروش در سقفِ آنخریدِ سهمِ یک شرکتِ سودساز و نگه‌داری برای سودِ نقدی

می‌بینید که مرزها گاهی باریک است. یک نفر می‌تواند با بخشی از پولش سرمایه‌گذار باشد و با بخشِ کوچکی معامله‌گر. مشکل وقتی شروع می‌شود که آدم فکر کند سرمایه‌گذار است، ولی رفتارش رفتارِ سفته‌باز باشد. اگر می‌خواهید این دو مسیر را دقیق‌تر بشناسید، مقالهٔ تفاوت سرمایه‌گذاری و معامله‌گری را هم بخوانید.

آزمونِ سادهٔ بنجامین گراهام

بنجامین گراهام، استادِ وارن بافت، یک تعریفِ ساده داشت که هنوز بهترین معیار است. به زبانِ خودمان: کاری سرمایه‌گذاری است که با بررسیِ کافی انجام شود، اصلِ پول را تا حدِ زیادی امن نگه دارد و سودِ معقول بدهد. هر معامله‌ای که یکی از این سه را نداشته باشد، سفته‌بازی است.

پس دفعهٔ بعد که خواستید چیزی بخرید، از خودتان سه سؤال بپرسید: آیا آن را بررسی کرده‌ام یا فقط شنیده‌ام گران می‌شود؟ اگر اشتباه کنم، چقدر از اصلِ پولم می‌رود؟ انتظارِ سودم معقول است یا رؤیایی؟

یک مثال: سه نفر، یک سهم

بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنیم سهمِ یک شرکت ۱۰ هزار تومان باشد و سه نفر هر کدام ۱۰ میلیون تومان از آن بخرند. این عددها فقط مثال‌اند.

  1. علی، سفته‌باز: در یک گروهِ تلگرامی شنیده سهم «خبر دارد». بی بررسی می‌خرد. سهم دو روز بالا می‌رود و بعد خبر تکذیب می‌شود. قیمت به ۸ هزار تومان می‌رسد. علی با ترس می‌فروشد و ۲ میلیون تومان، یعنی ۲۰٪ پولش را از دست می‌دهد.
  2. مریم، معامله‌گر: روی نمودار دیده سهم به کفِ قیمتیِ چند ماهه رسیده. می‌خرد و از قبل تعیین می‌کند اگر قیمت به ۹ هزار و ۵۰۰ تومان رسید، بفروشد. وقتی خبر تکذیب می‌شود، با ۵٪ ضرر، یعنی ۵۰۰ هزار تومان، بیرون می‌آید. ضرر کرده، ولی کنترل‌شده.
  3. رضا، سرمایه‌گذار: صورت‌های مالی را خوانده و می‌داند شرکت هر سال سود می‌سازد. افتِ قیمت را فرصت می‌بیند و صبر می‌کند. اگر برآوردش درست باشد، چند سال بعد هم سودِ نقدی گرفته و هم قیمتِ سهم بالاتر رفته است.

هر سه یک سهم خریدند، ولی سه کارِ مختلف کردند. پس فرقِ سفته‌باز و سرمایه‌گذار در خودِ دارایی نیست؛ در روش و در کنترلِ ریسک است.

سفته‌بازها در کدام بازارها فعال‌اند؟

هر بازاری که قیمتش زیاد تکان بخورد و خرید و فروشش آسان باشد، سفته‌باز جذب می‌کند. در ایران این چند بازار از همه آشناترند:

  • بورس سهام: به‌خصوص سهم‌های کوچک با شناوریِ کم. دربارهٔ اینکه چرا در این سهم‌ها احتمالِ سفته‌بازی بالاتر است، در مقالهٔ سهام شناور آزاد توضیح داده‌ایم.
  • سکه و طلا: وقتی خبرهای سیاسی داغ است، خیلی‌ها سکه را برای چند هفته می‌خرند. حباب هم معمولاً همین موقع‌ها بالا می‌رود. قیمتِ روز و حبابِ امروز را در صفحهٔ قیمت سکه امروز ببینید.
  • دلار: «دلارِ خانگی» که مردم برای حفظِ ارزشِ پول یا فروشِ گران‌تر نگه می‌دارند. روندِ بلندمدتش را در صفحهٔ قیمت دلار امروز با نمودار ببینید.
  • خودرو و مسکن: خریدِ ماشینِ صفر یا آپارتمان، نه برای سوار شدن و زندگی، بلکه برای فروش. این‌جا سفته‌بازی مستقیم روی زندگیِ مردم اثر می‌گذارد.
  • بازارِ آتی و آپشن: این بازارها اصلاً برای جابه‌جا کردنِ ریسک ساخته شده‌اند و بدونِ سفته‌باز کار نمی‌کنند. پایین‌تر توضیح می‌دهم چرا.
  • ارزهای دیجیتال: نوسانِ شدید و بازارِ شبانه‌روزی، آن را به بهشتِ سفته‌بازها و جهنمِ تازه‌واردها تبدیل کرده است.

سفته‌باز و پوشش‌دهندهٔ ریسک در بازارِ آتی

این بخش کمی فنی است، ولی بهترین جواب به این پرسش است که «سفته‌باز اصلاً به چه دردی می‌خورد؟».

فرض کنید یک طلافروش مقدارِ زیادی سکه در مغازه دارد و از افتِ قیمت می‌ترسد. او می‌تواند در بورس کالا یک قراردادِ آتیِ فروش ببندد. قراردادِ آتی یعنی از امروز قول می‌دهید چیزی را در تاریخِ مشخصی با قیمتِ مشخصی بفروشید یا بخرید. اگر قیمت افتاد، ضررِ سکه‌های مغازه با سودِ این قرارداد جبران می‌شود. به این کار پوشش ریسک یا هج می‌گویند.

ولی سؤال این است: چه کسی طرفِ مقابلِ این طلافروش می‌ایستد و حاضر است ریسکِ نوسانِ قیمت را بپذیرد؟ معمولاً یک سفته‌باز. او به امیدِ بالا رفتنِ قیمت، ریسکی را که طلافروش نمی‌خواهد، می‌خرد. مثلِ شرکتِ بیمه که ریسکِ آتش‌سوزیِ خانهٔ شما را می‌پذیرد.

پس در بازارِ آتی، سفته‌باز همان کسی است که ریسک را از دوشِ تولیدکننده و تاجر برمی‌دارد. بدونِ او، پوشش‌دهندهٔ ریسک طرفِ معامله پیدا نمی‌کند. اگر با این بازار آشنا نیستید، از مقالهٔ معاملات آتی چیست شروع کنید.

روش‌های رایجِ سفته‌بازی و نوسان‌گیری

سفته‌بازی شکل‌های مختلفی دارد. فرقِ اصلیِ آن‌ها در مدتِ نگه‌داری و ابزاری است که به کار می‌برند.

معامله‌گری با فرکانسِ بالا (HFT)

در این روش رایانه‌های بسیار سریع، با برنامه‌های از پیش نوشته‌شده، در کسری از ثانیه هزاران سفارش می‌دهند و از اختلاف‌های خیلی کوچکِ قیمت سود می‌گیرند. این کار مالِ شرکت‌های بزرگ با سرمایه و فناوریِ گران است و برای آدم‌های معمولی مثلِ من و شما عملاً در دسترس نیست. در بورس تهران هم به این شکل رایج نیست.

معامله‌گریِ روزانه (Day Trading)

معامله‌گرِ روزانه سهم را صبح می‌خرد و همان روز می‌فروشد. او از تغییراتِ قیمت در طولِ یک روز سود می‌گیرد. این کار به تابلوخوانی، تحلیل تکنیکال، شناختِ روانشناسیِ بازار و وقتِ زیاد نیاز دارد. در واقع یک شغلِ تمام‌وقت است، نه سرگرمیِ عصرانه.

در بورس تهران یک بار این نوع معامله ممنوع شد: از ۵ مهر ۱۳۹۹، فروشِ سهمی که همان روز خریده شده بود ممکن نبود. این محدودیت حدودِ شش هفته دوام آورد و شرکت بورس از ۲۰ آبان ۱۳۹۹ معاملهٔ روزانه را دوباره آزاد کرد. همین تجربه نشان داد که بستنِ دستِ نوسان‌گیرها، نقدشوندگیِ بازار را هم پایین می‌آورد.

یک محدودیتِ مهمِ بازارِ ما هم «دامنهٔ نوسان» است، یعنی سقف و کفی که قیمتِ هر سهم در یک روز می‌تواند بالا و پایین برود. این عدد در سال‌های اخیر بارها عوض شده است. پیش از هر معامله، دامنهٔ نوسانِ همان روز را در سامانهٔ معاملاتیِ کارگزاری یا سایتِ شرکت مدیریت فناوری بورس ببینید.

معامله‌گریِ نوسانی (Swing Trading)

این‌جا سهم چند روز تا چند هفته نگه داشته می‌شود. معامله‌گر در کفِ قیمتی می‌خرد و در سقف می‌فروشد و سراغِ سهمِ بعدی می‌رود. بیشترِ معامله‌گرهای حرفه‌ایِ بورسِ ایران از همین روش استفاده می‌کنند.

نوسانگیری
(swing trading) معامله‌گری به شکل نوسانی

معامله‌گرِ نوسانیِ عاقل، علاوه بر نمودار، نگاهی هم به وضعِ بنیادیِ شرکت می‌اندازد. مثلاً اگر نمودار سیگنالِ خرید داد، اول بررسی می‌کند شرکت بدهیِ سنگین ندارد و از پسِ هزینه‌هایش برمی‌آید. با این کار، با خیالِ راحت‌تری معامله می‌کند و اگر قیمت برخلافِ انتظارش رفت، می‌داند پشتِ سهم چیزی هست.

سفته‌بازی با دیدِ چندماهه

بعضی‌ها روی یک رویدادِ بزرگ شرط می‌بندند: یک انتخابات، یک توافقِ سیاسی، تغییرِ نرخِ ارز. سکه یا سهمی را می‌خرند و چند ماه نگه می‌دارند. این هم سفته‌بازی است، چون تصمیم بر پایهٔ پیش‌بینیِ یک خبر است، نه ارزشِ دارایی. اگر خبر برعکس شود، ضرر می‌تواند سنگین باشد.

سفته‌بازی برای بازار مفید است یا مضر؟

جوابِ صادقانه این است: هر دو. بیایید منصفانه دو طرف را ببینیم.

چهار خدمتی که سفته‌بازها به بازار می‌کنند

  1. نقدشوندگی، یعنی اینکه هر وقت خواستید بتوانید بفروشید. فرض کنید سهمِ شما صفِ فروش شده و هیچ‌کس نمی‌خرد. نوسان‌گیرها عاشقِ صفِ فروش‌اند. آن‌ها سهمِ شما را ارزان می‌خرند تا روزی که صفِ خرید شد، به دیگری بدهند. برعکسش هم هست: وقتی سهمی صفِ خرید است، سرمایه‌گذارِ بلندمدت شاید اصلاً پای بازار نباشد. این نوسان‌گیر است که سهمش را می‌فروشد تا سهمِ دیگری را ارزان بخرد.
  2. کشفِ قیمت. سفته‌بازها خبرها را سریع در قیمت می‌نشانند. برای همین قیمتِ بازار زودتر به عددِ منطقی نزدیک می‌شود.
  3. جابه‌جاییِ ریسک. همان‌طور که در مثالِ طلافروش دیدیم، سفته‌باز ریسکی را می‌پذیرد که تولیدکننده و تاجر نمی‌خواهند.
  4. رونقِ بازار. حجمِ معاملاتِ بیشتر یعنی کارمزد و مالیاتِ بیشتر. همین پول خرجِ زیرساختِ معاملاتی و کارگزاری‌ها می‌شود و بازار را برای دولت هم مهم‌تر می‌کند.

چهار آسیبی که سفته‌بازی می‌زند

  1. حباب. وقتی همه فقط برای فروشِ گران‌تر می‌خرند، قیمت از ارزشِ واقعی جدا می‌شود؛ یعنی حباب قیمت می‌سازند. معروف‌ترین نمونه‌اش حباب گل لاله در هلندِ قرنِ هفدهم است. حباب دیر یا زود می‌ترکد و آخرین خریدارها بیشترین ضرر را می‌برند.
  2. دستکاریِ قیمت. در یک سهمِ کوچک با شناوریِ کم، یک یا چند نفر می‌توانند با پولِ زیاد قیمت را پایین بکشند، ارزان بخرند، بعد قیمت را بالا ببرند و به تازه‌واردها بفروشند. این دیگر سفته‌بازی نیست؛ تخلف است.
  3. هیجان و ضررِ تازه‌واردها. وقتی خبرِ سودهای سریع پخش می‌شود، آدم‌هایی وارد می‌شوند که هیچ آمادگی ندارند. اسمِ این ترس از جا ماندن را فومو گذاشته‌اند.
  4. گران شدنِ کالاهای ضروری. سفته‌بازی روی خودرو، مسکن یا کالای اساسی، قیمت را برای مصرف‌کنندهٔ واقعی بالا می‌برد. این‌جا دیگر پای سفرهٔ مردم وسط است.

اقتصاددانِ معروف، جان مینارد کینز، حرفِ جالبی دارد. به زبانِ ساده: سفته‌بازها مثلِ حباب روی یک رودخانهٔ آرامِ کسب‌وکار، ضرری ندارند؛ خطر وقتی است که خودِ کسب‌وکار حبابی روی گردابِ سفته‌بازی شود.

من همیشه یک جمله را تکرار می‌کنم: رانندگیِ سریع کارِ بدی نیست، اگر در پیستِ مسابقه باشد نه در خیابان. نوسان‌گیری هم کارِ بدی نیست، اگر در بورس باشد نه در سفرهٔ مردم. پس مشکل خودِ سفته‌بازی نیست؛ جایی است که انجام می‌شود.

سفته‌بازی قانونی است؟

بله، خرید و فروشِ کوتاه‌مدت در بازارهای رسمی، مثلِ بورس و بورس کالا، کاملاً قانونی است. شما مالکِ دارایی‌تان هستید و حق دارید هر وقت خواستید، به قیمتی که بازار می‌پذیرد، آن را بفروشید.

ولی مرزهایی هست که عبور از آن‌ها جرم است:

  • دستکاریِ قیمت: هماهنگی برای بالا یا پایین بردنِ مصنوعیِ قیمت، مثلاً با سفارش‌های ساختگی یا معامله بین حساب‌های خودی. سازمان بورس و اوراق بهادار این کار را طبقِ قانونِ بازار اوراق بهادار پیگیری می‌کند.
  • معامله با اطلاعاتِ نهانی: یعنی کسی که از داخلِ شرکت خبری دارد که هنوز منتشر نشده و با آن معامله می‌کند.
  • احتکارِ کالای اساسی: جمع کردنِ کالای موردِ نیازِ مردم برای گران‌فروشی، طبقِ قانونِ مجازاتِ اخلال‌گران در نظامِ اقتصادی می‌تواند جرمِ سنگینی باشد.

پس خرید و فروشِ سریع، جرم نیست. فریب دادنِ دیگران و بازی با نیازِ مردم، جرم است.

اهرم: چرا ضررِ سفته‌باز چند برابر می‌شود؟

خیلی از سفته‌بازها با پولِ خودشان قانع نیستند و از اهرم استفاده می‌کنند. اهرم یعنی با پولِ کم، معامله‌ای بزرگ‌تر از پولتان انجام بدهید؛ مثلاً با قرض از کارگزاری، با قراردادِ آتی یا با صندوق اهرمی.

یک مثالِ ساده: فرض کنید ۱۰ میلیون تومان دارید و با اهرمِ سه برابر، ۳۰ میلیون تومان سکه یا سهم می‌خرید.

  • اگر قیمت ۱۰٪ بالا برود، ۳ میلیون تومان سود کرده‌اید؛ یعنی ۳۰٪ پولِ خودتان. وسوسه‌انگیز است.
  • اگر قیمت ۱۰٪ پایین بیاید، ۳ میلیون تومان ضرر کرده‌اید؛ یعنی ۳۰٪ پولِ خودتان رفته.
  • اگر قیمت حدودِ ۳۳٪ پایین بیاید، کلِ ۱۰ میلیونِ شما تمام شده است.

اهرم مثلِ پدالِ گاز است: هم شما را زودتر به مقصد می‌رساند، هم زودتر به دیوار. پس اگر هنوز مدیریت سرمایه و ریسک را جدی یاد نگرفته‌اید، سراغِ اهرم نروید.

آیا سفته‌بازی برای شما مناسب است؟

بگذارید از تجربهٔ خودم بگویم. وقتی تازه می‌خواستم واردِ بازارِ سرمایه شوم، با خودم می‌گفتم نوسان‌گیری کارِ سختی نیست. نمودار را تحلیل می‌کنی و می‌فهمی کی بخری و کی بفروشی. آن موقع نمی‌دانستم که همین فکر به ذهنِ همه می‌رسد.

بعد از مدتی فهمیدم پیش از اینکه من کاری بکنم، آدم‌های باتجربه و صاحبانِ سرمایه، که زیر و بمِ بازار را می‌شناسند، مسیرِ بازار را عوض کرده‌اند. آدم‌های زیادی را دیده‌ام که برای نوسان‌گیری آمدند و چند وقت بعد با ضررهای سنگین رفتند. اگر هنوز تجربهٔ زیادی نداریم، بهتر است از تجربهٔ آن‌ها استفاده کنیم.

این چک‌لیست را صادقانه جواب بدهید. اگر بیشترِ جواب‌ها «نه» است، سفته‌بازی فعلاً برای شما نیست:

  • پولی که می‌خواهید با آن معامله کنید، اگر نصفش برود، زندگی‌تان به هم نمی‌ریزد؟
  • پولِ قسط، اجاره، جهیزیه یا هزینهٔ درمان نیست؟
  • هر روز چند ساعت وقت برای دنبال کردنِ بازار دارید؟
  • پیش از هر خرید، می‌دانید کجا با ضرر بیرون می‌آیید (حدِ ضرر دارید)؟
  • بعد از یک ضررِ بزرگ، می‌توانید آرام بمانید و برای جبران، عجولانه معامله نکنید؟
  • تحلیل تکنیکال و تابلوخوانی را واقعاً یاد گرفته‌اید، نه از روی چند ویدئوی کوتاه؟

توصیهٔ من این است: اگر دوست دارید نوسان‌گیری را تجربه کنید، بخشِ اصلیِ پولتان را با دیدِ بلندمدت سرمایه‌گذاری کنید و فقط بخشِ کوچکی را به معامله‌های کوتاه‌مدت بدهید. تصمیمِ نهایی با خودتان است.

شش اشتباهِ رایجِ سفته‌بازهای تازه‌کار

  1. خرید با شایعه. «این سهم خبر دارد» معمولاً یعنی کسی می‌خواهد سهمش را به شما بفروشد.
  2. معامله بدونِ حدِ ضرر. سفته‌بازِ بی‌حدِ ضرر، مثلِ رانندهٔ بی‌ترمز است. دربارهٔ اینکه چقدر ریسک در برابرِ چقدر سود ارزش دارد، مقالهٔ نسبت ریسک به ریوارد را بخوانید.
  3. تبدیل شدن به سرمایه‌گذارِ اجباری. سهمی را برای دو روز خریده‌اند، ضرر کرده و حالا می‌گویند «بلندمدت نگهش می‌دارم». این سرمایه‌گذاری نیست؛ فرار از پذیرفتنِ اشتباه است.
  4. گره زدنِ پولِ ضروری به بازار. پولی که سه ماهِ دیگر لازم دارید، جایی برای سفته‌بازی نیست.
  5. اهرمِ زیاد. یک اشتباهِ کوچک با اهرمِ بالا، کلِ حساب را صفر می‌کند.
  6. حساب نکردنِ کارمزد. هر خرید و فروش کارمزد و مالیات دارد. کسی که زیاد معامله می‌کند، بخشِ بزرگی از سودش را همین‌جا می‌دهد.

بیشترِ این اشتباه‌ها از هیجان می‌آیند، نه از کمبودِ اطلاعات. برای همین پیش از هر معامله، یک لحظه مکث کنید و این فهرست را در ذهن مرور کنید.

سوالات متداول

سفته‌بازی چیست؟

سفته‌بازی یعنی خریدِ یک دارایی مثلِ سهم، سکه یا دلار فقط به امیدِ فروشِ گران‌تر در زمانی کوتاه. سفته‌باز کمتر به ارزشِ واقعیِ دارایی نگاه می‌کند و بیشتر روی تغییرِ قیمت شرط می‌بندد. برای همین سود و ضررش هر دو سریع و بزرگ است.

سفته‌باز کیست؟

سفته‌باز کسی است که برای سود گرفتن از اختلافِ قیمت خرید و فروش می‌کند، نه برای استفاده یا سودِ سالانه. او ریسکِ بالا را آگاهانه می‌پذیرد، زمانِ نگه‌داری‌اش کوتاه است و معمولاً به نمودار، خبر و هیجانِ بازار تکیه می‌کند.

سفته‌بازی با سرمایه‌گذاری چه فرقی دارد؟

سرمایه‌گذار با بررسیِ کافی می‌خرد، اصلِ پولش را تا حدِ زیادی امن نگه می‌دارد و سودِ معقول را در چند سال می‌خواهد. سفته‌باز سودِ سریع را از تغییرِ قیمت می‌خواهد و ریسکِ از دست دادنِ بخشِ بزرگی از پول را می‌پذیرد. فرق در روش و هدف است، نه در نوعِ دارایی.

سفته‌بازی برای بازار مفید است یا مضر؟

هر دو. سفته‌بازها نقدشوندگی می‌سازند، قیمت را سریع‌تر به عددِ منطقی می‌رسانند و در بازارِ آتی ریسک را از تولیدکننده می‌پذیرند. ولی اگر زیاد شوند حباب می‌سازند، در سهم‌های کوچک ممکن است قیمت را دستکاری کنند و در کالاهای ضروری قیمت را برای مردم بالا ببرند.

سفته‌بازی قانونی است؟

بله، خرید و فروشِ کوتاه‌مدت در بازارهای رسمی مثلِ بورس و بورس کالا قانونی است. ولی دستکاریِ قیمت، معامله با اطلاعاتِ نهانیِ شرکت و احتکارِ کالای اساسی برای گران‌فروشی جرم است و پیگردِ قانونی دارد.

نوسان‌گیری با سفته‌بازی چه فرقی دارد؟

نوسان‌گیری نوعی سفته‌بازی است که در آن معامله‌گر از بالا و پایین شدنِ قیمت در بازه‌ای کوتاه، معمولاً چند روز تا چند هفته، سود می‌گیرد و قاعدهٔ مشخصی دارد. سفته‌بازی معنای وسیع‌تری دارد و نگه‌داریِ چندماههٔ سکه یا خودرو برای فروشِ گران‌تر را هم در بر می‌گیرد.

سوداگری یعنی چه؟

سوداگری همان سفته‌بازی است، با واژه‌ای رسمی‌تر که بیشتر در متن‌های اقتصادی و خبری می‌آید. سوداگر کسی است که برای سود از تغییرِ قیمت، دارایی یا کالا را می‌خرد و می‌فروشد و ریسکِ بالای این کار را می‌پذیرد.

آیا با سفته‌بازی می‌شود پول‌دار شد؟

عده‌ای کم با مهارت، سرمایهٔ کافی و کنترلِ دقیقِ ریسک از سفته‌بازی سود گرفته‌اند. ولی بیشترِ تازه‌واردها در آن ضرر می‌کنند، چون با شایعه، بی حدِ ضرر و گاهی با اهرم معامله می‌کنند. برای بیشترِ آدم‌ها سرمایه‌گذاریِ بلندمدت راهِ مطمئن‌تری است.

جمع‌بندی

سفته‌بازی یعنی خرید برای فروشِ گران‌تر در زمانی کوتاه، با ریسکِ بالا. سفته‌باز به قیمتِ فردا نگاه می‌کند، معامله‌گر به قاعده و برنامه‌اش و سرمایه‌گذار به ارزشِ واقعی و چند سالِ آینده. هر سه می‌توانند یک دارایی را بخرند، ولی سه کارِ کاملاً متفاوت انجام می‌دهند.

سفته‌بازها در بازارِ رسمی نقدشوندگی می‌سازند و ریسک را جابه‌جا می‌کنند. همان‌ها وقتی سراغِ دستکاریِ قیمت یا کالای ضروریِ مردم بروند، آسیب می‌زنند. پس دفعهٔ بعد که خواستید چیزی بخرید، اول از خودتان بپرسید: «من این‌جا سرمایه‌گذارم یا سفته‌باز؟» اگر جوابِ دوم است، حدِ ضرر بگذارید و فقط با پولی وارد شوید که از دست دادنش زندگی‌تان را به هم نمی‌ریزد.

نویسنده

فائزه حیدری

۱۱۴ نوشته دربارهٔ آموزش بورس و تحلیل بنیادی

به‌عنوان یک کارشناس ارشد مالی، برای من پول و مدیریت سرمایه بسیار جذاب است. از این جهت که بتوانم براساس مطلوبیت‌های خودم تصمیم بگیرم، نه براساس موجودی حساب بانکی‌ام.

همهٔ نوشته‌های فائزه حیدری
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ ویژهٔ ورود به بورسبرای کسانی که می‌خواهند خرید و فروش سهام، انتخاب سهم و ورود اصولی به بورس را از پایه یاد بگیرند.۱۳ ساعت · ۵ جلسهجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    ۳ دیدگاهِ پیشین

    1. mohsen.niazi69 ·

      سلام
      معلولا بازیگران یک سهم و یا یک حقوقی میتواند از نوسان روزانه سود خوبی کسب کند و سر حقیقی بیچاره کلاه بزارد.
      قانون منع نوسان روزانه خوب است ولی درست ترش این بود که به ازای هر کد یه سقف معافیتی برای این کار اعمال بشه تا نتونن کد به کد کنند تا روند قیمتی را به سود خود کنند اینطوری فاکتور نقد شوندگی هم حفظ میشد
      و حقیقی کمتر ضرر میکرد و سرش کلاه نمیرفت

    2. samadi.ali43 ·

      چگونگی روشهایی که موفق به پائین آوردن عمدی قیمت هرسهم و برعکس آن میشود،با جزییات آن راچگونه میتوان آموخت؟
      متشکرم.

      1. فائزه حیدری ·

        با بررسی وضعیت تابلوهای هر سهم و مالکیت حقیقی و حقوقی می‌شود تا حدی با این موارد آشنا شد، بیشتر تجربی هستند. در حال حاضر کتابی را در این رابطه نمی‌شناسم.

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.