جملات وارن بافت: توصیههای ماندگار دربارهٔ سرمایهگذاری و کاربردشان در بورس ایران
فهرست مطالب۱۶ بخش
- وارن بافت کیست و چرا حرفش اینقدر شنیده میشود؟
- قانون شماره یک وارن بافت چیست؟
- جملات وارن بافت دربارهٔ ارزش و قیمت
- حاشیه ایمنی و آقای بازار: دو درسِ گراهام که بافت زنده نگه داشت
- حاشیه ایمنی یعنی چه؟
- آقای بازار کیست؟
- دایره صلاحیت: فقط چیزی را بخرید که میفهمید
- سخنان وارن بافت دربارهٔ صبر و سرمایهگذاری بلندمدت
- جملات وارن بافت دربارهٔ ترس، طمع و روانشناسی بازار
- توصیههای بافت دربارهٔ ریسک، قرض و تنوع
- ریسک از کجا میآید؟
- دربارهٔ قرض و اهرم چه میگوید؟
- تنوعبخشی خوب است یا بد؟
- توصیهٔ بافت به آدمهای معمولی: صندوق شاخصی
- بافت دربارهٔ طلا و رمزارز چه میگوید؟
- نظرِ بافت دربارهٔ طلا
- نظرِ بافت دربارهٔ بیتکوین و رمزارز
- توصیههای وارن بافت دربارهٔ پول، زندگی و یادگیری
- کدام حرفها دربارهٔ بافت درست نیست؟
- جملات وارن بافت در بورس ایران: چه کار کنیم؟
- چکلیستِ «به سبکِ بافت» پیش از خریدِ هر سهم
- سوالات متداول
- جمعبندی

خیلیها از من میپرسند: «از این همه جملات وارن بافت که در فضای مجازی نقل میشود، کدامش واقعاً به درد ما میخورد؟» جواب کوتاه این است.
جملات وارن بافت دربارهٔ سرمایهگذاری در چند حرفِ ساده خلاصه میشوند: پول را از دست نده، فقط چیزی را بخر که میفهمی، ارزانتر از ارزشش بخر، صبور باش، وقتی همه میترسند نترس، و از قرض و هیجان دوری کن. این حرفها سادهاند، ولی عملکردن به آنها سخت است.
در این مطلب مهمترین جملهها و توصیههای بافت را دستهبندی کردهام. کنارِ هر کدام توضیح دادهام یعنی چه و در بورسِ ایران، با تورم و صف و دامنهٔ نوسانش، چطور به کار میآید. یک بخش هم دربارهٔ جملههایی است که به اسمِ او پخش میشوند ولی معلوم نیست حرفِ خودش باشند.
وارن بافت کیست و چرا حرفش اینقدر شنیده میشود؟
وارن بافت سرمایهگذارِ آمریکایی است که سالِ ۱۹۳۰ در شهرِ اوماها، در ایالتِ نبراسکا، به دنیا آمد. او شرکتِ Berkshire Hathaway (برکشایر هاتاوی) را از یک کارخانهٔ نساجیِ رو به ورشکستگی به یکی از بزرگترین شرکتهای جهان تبدیل کرد. این شرکت امروز دهها شرکتِ زیرمجموعه دارد، از بیمه و راهآهن گرفته تا برق و تولیدِ شیرینی.
بافت از اول ژانویهٔ ۲۰۲۶ مدیرعاملی را به Greg Abel (گرگ ایبل) سپرد و خودش رئیسِ هیئتمدیره ماند. نوشتنِ نامهٔ سالانه به سهامداران را هم، که بیش از نیم قرن کارِ خودش بود، به جانشینش داد. شریکِ قدیمیاش، چارلی مانگر، هم آذرِ ۱۴۰۲ در ۹۹ سالگی درگذشت.
چرا حرفش اینقدر وزن دارد؟ چون بیش از ۶۰ سال با پولِ واقعیِ مردم کار کرده و نتیجهاش جلوی چشمِ همه است. نامههای سالانهاش هم همه روی سایتِ برکشایر هست و هر کسی میتواند بخواند. اگر داستانِ زندگی و راهِ ثروتمندشدنش را میخواهید، در مقالهٔ چطور وارن بافت ثروتمندترین مرد جهان شد مفصل نوشتهام. اینجا فقط سراغِ حرفهایش میرویم.
قانون شماره یک وارن بافت چیست؟
معروفترین جملهٔ او این است:
«قانونِ شمارهٔ یک: هرگز پول از دست نده. قانونِ شمارهٔ دو: قانونِ شمارهٔ یک را فراموش نکن.»
شاید بگویید: «مگر میشود هیچوقت ضرر نکرد؟ خودِ بافت هم ضرر کرده.» درست است. منظورش این نیست که هیچ معاملهای منفی نشود. منظورش این است که اول به خطر فکر کن، بعد به سود.
بیایید با هم حساب کنیم. فرض کنید ۱۰۰ میلیون تومان دارید و ۵۰٪ ضرر میکنید. حالا ۵۰ میلیون مانده. برای اینکه به همان ۱۰۰ میلیون برگردید، ۵۰٪ سود کافی نیست. باید ۱۰۰٪ سود کنید. یعنی پولتان دو برابر شود.
| مقدارِ ضرر | پولِ باقیمانده از ۱۰۰ میلیون | سودِ لازم برای برگشت |
|---|---|---|
| ۱۰٪ | ۹۰ میلیون | حدودِ ۱۱٪ |
| ۲۵٪ | ۷۵ میلیون | حدودِ ۳۳٪ |
| ۵۰٪ | ۵۰ میلیون | ۱۰۰٪ |
| ۷۵٪ | ۲۵ میلیون | ۳۰۰٪ |
میبینید؟ ضررِ بزرگ مثلِ چاهی است که هر چه عمیقتر شود، بالا آمدن از آن سختتر میشود. پس قانونِ یکِ بافت یعنی: پیش از خرید بپرسید «اگر اشتباه کرده باشم، چقدر از دست میدهم؟» و نگذارید یک اشتباه همهٔ سرمایه را ببرد.
جملات وارن بافت دربارهٔ ارزش و قیمت
قلبِ روشِ بافت این است که قیمت و ارزش دو چیزِ جدا هستند. این فکر را از استادش، بنجامین گراهام، یاد گرفت که پدرِ سرمایهگذاری ارزشی است. سرمایهگذاری ارزشی یعنی چیزی را بخریم که قیمتش از ارزشِ واقعیاش پایینتر است.
«قیمت چیزی است که میپردازید؛ ارزش چیزی است که به دست میآورید.» (نامهٔ سالانهٔ ۲۰۰۸)
مثلِ خریدِ خانه است. فروشنده میگوید «متری ۸۰ میلیون». این قیمت است. ولی ارزشِ خانه به محله، نور، استحکام و اجارهای که میدهد بستگی دارد. اگر خانههای مشابهِ همان کوچه متری ۶۰ میلیون فروش میروند، ۸۰ میلیون گران است، هر چقدر هم فروشنده تعریف کند.
«خریدنِ یک شرکتِ عالی با قیمتِ منصفانه، خیلی بهتر از خریدنِ یک شرکتِ معمولی با قیمتِ عالی است.» (نامهٔ سالانهٔ ۱۹۸۹)
این جمله نشان میدهد بافت با گذشتِ زمان از گراهام جلوتر رفت. گراهام دنبالِ سهمِ خیلی ارزان بود، حتی اگر شرکتش متوسط بود. بافت، با تشویقِ مانگر، فهمید شرکتی که سالبهسال بهتر میشود، حتی با قیمتِ معقول هم میارزد. شرکتِ معمولی ولی ارزان، اغلب ارزان میماند.
در بورسِ ایران، برای اینکه بفهمیم سهمی گران است یا ارزان، ابزارهایی مثلِ نسبت P/E و محاسبهٔ ارزش ذاتی سهم به کار میآیند. پس دفعهٔ بعد که کسی گفت «این سهم ارزان است چون قیمتش پایین آمده»، بپرسید: ارزان نسبت به چه؟ نسبت به سودش یا فقط نسبت به قیمتِ ماهِ پیش؟
حاشیه ایمنی و آقای بازار: دو درسِ گراهام که بافت زنده نگه داشت
حاشیه ایمنی یعنی چه؟
حاشیه ایمنی یعنی فاصلهٔ بینِ ارزشی که برای سهم حساب کردهاید و قیمتی که میپردازید. بافت میگوید وقتی پلی میسازید که قرار است کامیونِ ۱۰ تُنی از رویش رد شود، آن را برای ۳۰ تُن میسازید.
مثال: حساب کردهاید ارزشِ هر سهمِ یک شرکت حدودِ ۱٬۰۰۰ تومان است. اگر آن را ۹۵۰ تومان بخرید، حاشیهٔ ایمنیتان فقط ۵٪ است. یک اشتباهِ کوچک در محاسبه، کافی است تا گران خریده باشید. اگر ۷۰۰ تومان بخرید، ۳۰٪ جا برای اشتباه دارید. (عددها فقط مثالاند.)
چرا اینقدر مهم است؟ چون هیچکس آینده را دقیق نمیداند. حاشیهٔ ایمنی همان بیمهای است که برای اشتباههای خودمان میخریم.
آقای بازار کیست؟
آقای بازار شخصیتی خیالی است که گراهام ساخت و بافت در نامهٔ سالانهٔ ۱۹۸۷ آن را برای سهامداران تعریف کرد. فرض کنید شریکی دارید که هر روز در خانهتان را میزند و قیمتی پیشنهاد میدهد: یا سهمِ شما را بخرد، یا سهمِ خودش را بفروشد.
این شریک حالِ ثابتی ندارد. یک روز سرخوش است و قیمتِ خیلی بالا میگوید. روزِ بعد غمگین است و میخواهد همهچیز را مفت بفروشد. نکته اینجاست: شما مجبور نیستید هر روز جوابش را بدهید. وقتی قیمتش احمقانه پایین است، بخرید. وقتی احمقانه بالاست، بفروشید. بقیهٔ روزها در را باز نکنید.
در بورسِ ایران آقای بازار را خوب میشناسیم. همان روزهایی که صفِ فروش چند روز پشتِ هم میماند و همه میگویند «بورس تمام شد». یا روزهایی که صفِ خرید است و همسایه هم کد بورسی میگیرد. پس آقای بازار ارباب نیست؛ خدمتکاری است که گاهی پیشنهادِ خوب میدهد.
دایره صلاحیت: فقط چیزی را بخرید که میفهمید
«هرگز روی کسبوکاری سرمایهگذاری نکنید که نمیفهمید.»
بافت در نامهٔ سالانهٔ ۱۹۹۶ از دایره صلاحیت حرف زد. یعنی هر کدامِ ما فقط چند صنعت یا کسبوکار را واقعاً میفهمیم. به گفتهٔ او، بزرگیِ این دایره مهم نیست؛ مهم این است که مرزش را درست بشناسید.
بافت سالها سراغِ شرکتهای فناوری نرفت، چون میگفت نمیتواند آیندهشان را پیشبینی کند. خیلیها مسخرهاش کردند. بعد که حبابِ شرکتهای اینترنتی در سالِ ۲۰۰۰ ترکید، معلوم شد این «عقبماندگی» چقدر پول برایش نگه داشته است. البته بعدها، وقتی کسبوکارِ اپل را فهمید، سهمِ بزرگی از آن خرید. یعنی دایرهٔ صلاحیت ثابت نیست؛ با یادگرفتن بزرگ میشود.
برای ما یعنی چه؟ اگر در صنعتِ دارو کار میکنید، احتمالاً شرکتهای دارویی را بهتر از یک تحلیلگرِ جوان میفهمید. اگر سالها مغازهٔ لوازمِ خانگی داشتهاید، میدانید کدام برند فروش دارد. از همینجا شروع کنید. ولی اگر کسی نمادی را پیشنهاد کرد و نمیدانید آن شرکت چه میفروشد و از کجا پول درمیآورد، صبر کنید. یادگرفتنِ تحلیل بنیادی همان راهی است که این دایره را بزرگتر میکند.
سخنان وارن بافت دربارهٔ صبر و سرمایهگذاری بلندمدت
اگر بخواهیم روشِ بافت را در یک کلمه بگوییم، آن کلمه «صبر» است. چند جملهٔ معروفش در همین باره است:
- «دورهٔ نگهداریِ محبوبِ ما، برای همیشه است.» (نامهٔ سالانهٔ ۱۹۸۸)
- «اگر حاضر نیستید سهمی را ده سال نگه دارید، به ده دقیقه داشتنش هم فکر نکنید.» (نامهٔ سالانهٔ ۱۹۹۶)
- «تنبلیِ نزدیک به کاهلی، همچنان سنگِ بنای سبکِ سرمایهگذاریِ ماست.» (نامهٔ سالانهٔ ۱۹۹۰)
- «کسی امروز زیرِ سایه نشسته، چون کسی خیلی وقت پیش درختی کاشته است.»
- «در کسبوکار، آینهٔ عقب همیشه از شیشهٔ جلو روشنتر است.» (نامهٔ سالانهٔ ۱۹۹۱)
جملهٔ سوم شاید عجیب باشد. آیا بافت آدمِ تنبلی است؟ نه. منظورش این است که در بازار، کارِ زیاد لزوماً سودِ بیشتر نمیآورد. هر بار خرید و فروش کارمزد دارد و هر بار احتمالِ اشتباه هست. کسی که هر روز سهم عوض میکند، بیشتر به کارگزار سود میرساند تا به خودش.
رازِ بزرگِ صبر، سودِ مرکب است. سودِ مرکب یعنی سودی که روی سودِ قبلی میآید. مثلِ گلولهای برفی که از سرازیری پایین میغلتد و هر دور بزرگتر میشود. خودِ بافت در نامهای که برای بخششِ ثروتش نوشت، گفت ثروتش از سه چیز آمده: زندگی در آمریکا، کمی ژنِ خوششانس، و سودِ مرکب. بیشترِ ثروتش هم بعد از ۵۰ سالگی ساخته شد، یعنی وقتی گلولهٔ برفیاش سالها غلتیده بود.
البته یک نکتهٔ مهم برای ما هست. «برای همیشه نگه داشتن» در بورسِ ایران باید با چشمِ باز باشد. اینجا قیمتگذاریِ دستوری، تغییرِ نرخِ خوراک و تصمیمهای ناگهانیِ دولت میتواند داستانِ یک شرکت را عوض کند. پس صبر یعنی به خاطرِ نوسانِ چند هفته نفروشید؛ نه اینکه وقتی دلیلِ خریدتان از بین رفت، باز هم چشم ببندید.
جملات وارن بافت دربارهٔ ترس، طمع و روانشناسی بازار
«وقتی دیگران طمعکارند بترسید، و وقتی دیگران میترسند طمعکار باشید.» (نامهٔ سالانهٔ ۱۹۸۶)
این شاید پرنقلترین جملهٔ بافت باشد. او مهرِ ۱۳۸۷ (اکتبرِ ۲۰۰۸)، وسطِ بحرانِ مالیِ جهانی، در یک یادداشت در روزنامهٔ نیویورکتایمز نوشت که دارد سهامِ آمریکایی میخرد. همان روزهایی که همه فرار میکردند.
چرا این کار سخت است؟ چون ما آدمها گلهای رفتار میکنیم. وقتی همه میخرند، دلمان میخواهد جا نمانیم. وقتی همه میفروشند، میترسیم آخرین نفر باشیم. در مقالهٔ رفتار تودهوار در بورس و چرخهٔ احساسات سرمایهگذاران همین را مفصل توضیح دادهام.
چند جملهٔ دیگرِ او در همین زمینه:
- «فقط وقتی آب پایین میرود معلوم میشود چه کسی بیلباس شنا میکرده است.» (نامهٔ سالانهٔ ۲۰۰۱) یعنی در بازارِ صعودی همه نابغه به نظر میرسند؛ ریزش است که نشان میدهد چه کسی ریسکِ بیحساب کرده بود.
- «سرمایهگذاری موفق به ضریبِ هوشی ربطی ندارد. وقتی هوشِ معمولی داشته باشید، چیزی که لازم دارید آرامشی است که جلوی دردسرهای آدم را در سرمایهگذاری بگیرد.»
- «لازم نیست از بقیه باهوشتر باشیم؛ باید از بقیه منضبطتر باشیم.»
- «فرصتها کم پیش میآیند. وقتی آسمان طلا میبارد، سطل بیرون بگذارید، نه انگشتانه.»
یک هشدار هم بدهم. «وقتی دیگران میترسند بخرید» به این معنا نیست که هر سهمی که ریخت را بخرید. بعضی سهمها دلیلِ درستی برای ریختن دارند. ترسِ بازار فقط وقتی فرصت است که شرکت سالم باشد و قیمت بیدلیل پایین آمده باشد. پس اول ارزش را حساب کنید، بعد از ترسِ دیگران استفاده کنید.
توصیههای بافت دربارهٔ ریسک، قرض و تنوع
ریسک از کجا میآید؟
«ریسک از این میآید که ندانید دارید چه کار میکنید.»
برای بافت، ریسک فقط بالا و پایین رفتنِ قیمت نیست. ریسکِ واقعی این است که پولی را برای همیشه از دست بدهید چون چیزی را خریدهاید که نمیشناختید.
دربارهٔ قرض و اهرم چه میگوید؟
بافت بارها گفته اگر باهوش باشید، به پولِ قرضی برای سرمایهگذاری نیازی ندارید؛ و اگر نباشید، اصلاً نباید سراغش بروید. حرفِ همیشگیاش این است که آدمهای باهوش با قرض ورشکست شدهاند.
در بورسِ ایران، شکلِ رایجِ این قرض، اعتبارِ کارگزاری یا همان مارجین و صندوقهای اهرمی است. فرض کنید ۱۰۰ میلیون پولِ خودتان است و ۱۰۰ میلیون هم اعتبار میگیرید. اگر سهم ۳۰٪ بریزد، ۶۰ میلیون از ۲۰۰ میلیون کم میشود. یعنی ۶۰٪ از پولِ خودتان رفته، نه ۳۰٪. تازه سودِ وام هم هر روز جلو میرود. پس قرض، هم سود را بزرگ میکند هم ضرر را؛ ولی ضرر را زودتر.
تنوعبخشی خوب است یا بد؟
«تنوعبخشی محافظی در برابرِ نادانی است. برای کسی که میداند چه میکند، معنای چندانی ندارد.»
این جمله اغلب بد فهمیده میشود. بافت نمیگوید همهٔ پولتان را در یک سهم بگذارید. میگوید اگر حرفهای هستید و شرکتها را عمیق میشناسید، لازم نیست ۵۰ سهم بخرید. ولی برای بیشترِ ما، که وقت و دانشِ تحلیلِ عمیق نداریم، تنوع دقیقاً همان محافظی است که لازم داریم. خودش هم دقیقاً همین را به مردمِ عادی پیشنهاد میکند؛ که در بخشِ بعد میبینیم.
توصیهٔ بافت به آدمهای معمولی: صندوق شاخصی
جالب است که موفقترین سهامشناسِ دنیا، به بیشترِ مردم میگوید خودتان سهم انتخاب نکنید. او در نامهٔ سالانهٔ ۲۰۱۳ نوشت وصیت کرده بخشی از ارثِ همسرش اینطور سرمایهگذاری شود: ۹۰٪ در یک صندوق شاخصی کمهزینه که شاخصِ S&P 500 را دنبال میکند، و ۱۰٪ در اوراقِ کوتاهمدتِ دولتی.
صندوق شاخصی یعنی صندوقی که سعی نمیکند از بازار جلو بزند؛ فقط همان سهمهایی را میخرد که در شاخص هستند، به همان نسبت. پس هزینهٔ مدیریتش کم است و بازدهیاش تقریباً همان بازدهیِ کلِ بازار است.
بافت حرفش را با پول هم ثابت کرد. سالِ ۲۰۰۸ با یک شرکتِ مدیریتِ صندوق شرط بست که در ده سال، یک صندوقِ شاخصیِ ساده از مجموعهای از صندوقهای پوشش ریسکِ گرانقیمت بهتر عمل میکند. ده سال بعد، صندوقِ شاخصی با فاصلهٔ زیاد برنده شد و بافت جایزه را به خیریه داد.
در ایران چه؟ صندوقِ شاخصیِ واقعی در بورسِ ما کم است و بیشترِ صندوقهای سهامی مدیرِ فعال دارند. با این حال روحِ حرفِ بافت اینجا هم کار میکند: اگر وقت یا دانشِ انتخابِ سهم ندارید، بخشی از پولتان را به صندوقهای سرمایهگذاری بسپارید که تنوع و مدیرِ حرفهای دارند. صندوقهای ETF را هم مثلِ یک سهم از تابلوی بورس میشود خرید. فقط کارمزد و سابقهٔ صندوق را مقایسه کنید.
بافت دربارهٔ طلا و رمزارز چه میگوید؟
نظرِ بافت دربارهٔ طلا
بافت هیچوقت طرفدارِ طلا نبوده. حرفش این است که طلا «مولد» نیست. یعنی چیزی تولید نمیکند: نه اجاره میدهد، نه سود، نه بچه. در نامهٔ سالانهٔ ۲۰۱۱ نوشت اگر همهٔ طلای دنیا را آب کنند و یک مکعب بسازند، میتوانید ساعتها نوازشش کنید، ولی هیچ جوابی به شما نمیدهد.
او طلا را با زمینِ کشاورزی و شرکتهای بزرگ مقایسه کرد. زمین هر سال محصول میدهد و شرکت سود؛ ولی آن مکعبِ طلا صد سال دیگر هم همان مکعب است. سالِ ۲۰۲۰ که برکشایر سهامِ یک شرکتِ معدنِ طلا را خرید، خیلیها گفتند «بافت هم طلا خرید». ماجرایش را در چرا وارن بافت طلا خرید؟ نوشتهام؛ همان سهام هم چند ماه بعد فروخته شد.
ولی آیا این حرف برای ما در ایران هم درست است؟ اینجا باید منصف باشیم. بافت در کشوری زندگی میکند که پولش، دلار، ارزشِ خودش را نسبتاً خوب نگه میدارد. ما در کشوری هستیم که تورمِ بالا سالها ارزشِ ریال را خورده است. برای خانوادهای که پساندازِ کوچکی دارد و میخواهد قدرتِ خریدش را حفظ کند، طلا و سکه نقشِ قلکِ امن را بازی کردهاند. پس حرفِ بافت را اینطور بخوانید: طلا جای «حفظِ ارزش» است، نه موتورِ «رشدِ ثروت». قیمتِ روزش را هم در صفحهٔ قیمت طلا امروز ببینید.
نظرِ بافت دربارهٔ بیتکوین و رمزارز
بافت دربارهٔ بیتکوین تندتر حرف زده است. سالِ ۲۰۱۸ گفت بیتکوین «احتمالاً مرگموش به توانِ دو» است. منطقش همان منطقِ طلاست: این دارایی خودش چیزی تولید نمیکند و ارزشش فقط به این بستگی دارد که نفرِ بعدی حاضر باشد گرانتر بخرد. چارلی مانگر حتی تندتر از او حرف میزد.
طرفدارانِ رمزارز هم حرفهای خودشان را دارند و بازارش در این سالها خیلی بزرگ شده است. من اینجا داوری نمیکنم. فقط این را بدانید که بافت و مانگر تا آخر روی موضعشان ماندند. تصمیمِ نهایی با خودتان است؛ به شرطی که بدانید چه میخرید و اگر نصفِ پولتان رفت، زندگیتان به هم نریزد.
توصیههای وارن بافت دربارهٔ پول، زندگی و یادگیری
بخشی از حرفهای بافت اصلاً دربارهٔ بورس نیست؛ دربارهٔ زندگی است:
- «بهترین سرمایهگذاری، سرمایهگذاری روی خودتان است.» او بارها گفته مهارت چیزی است که نه تورم میخوردش و نه مالیات. خودش در جوانی از سخنرانی میترسید و برای همین در یک کلاسِ فنِ بیان ثبتنام کرد.
- «بیست سال طول میکشد آبرویی بسازید و پنج دقیقه طول میکشد نابودش کنید.» بافت به مدیرانش گفته اگر برای شرکت پول از دست بدهید، درک میکنم؛ ولی اگر ذرهای از آبروی شرکت را ببرید، نمیبخشم.
- کتاب بخوانید. بافت میگوید بیشترِ روزش را به خواندن میگذراند: گزارشِ شرکتها، روزنامه و کتاب. اگر دنبالِ شروع هستید، از کتابهای کلاسیکِ سرمایهگذاری، مثلِ «سرمایهگذارِ هوشمند» نوشتهٔ گراهام، شروع کنید.
- ساده زندگی کنید. او هنوز در همان خانهای در اوماها زندگی میکند که سالِ ۱۹۵۸ خرید. ولی این را درست بفهمیم: سادگیاش یعنی خرجِ بیجا نکردن، نه زندگیِ سخت.
- «آدمهایی را دورتان جمع کنید که بهتر از شما هستند.» دوستی و شراکتِ بیش از ۶۰ سالهاش با مانگر نمونهٔ همین حرف است.
بافت متعهد شده بیش از ۹۹٪ ثروتش را در طولِ عمر یا پس از مرگ به کارِ خیر بدهد. پس شاید مهمترین درسِ زندگیاش این باشد: پول ابزار است، نه هدف.
کدام حرفها دربارهٔ بافت درست نیست؟
سالهاست متنی در فضای مجازی دستبهدست میشود که میگوید «وارن بافت در مصاحبه با CNBC این توصیهها را کرد». نسخهٔ قدیمیِ همین صفحه هم از روی آن نوشته شده بود. بخشی از آن متن درست است و بخشی نه. جدولِ زیر را برای همین درست کردهام.
| ادعا | درست است؟ | توضیح |
|---|---|---|
| اولین سهمش را در ۱۱ سالگی خرید | درست | سه سهم برای خودش و سه سهم برای خواهرش خرید. زود فروخت و بعد سهم چند برابر شد؛ درسی که هیچوقت فراموش نکرد. |
| با پولِ روزنامهفروشی در نوجوانی زمینِ کشاورزی خرید | درست | در حدودِ ۱۴ سالگی با پساندازِ پخشِ روزنامه. |
| هنوز در خانهٔ قدیمیاش زندگی میکند | درست | خانهای که سالِ ۱۹۵۸ در اوماها خرید. |
| هیچوقت موبایل یا کامپیوتر نداشته | نادرست | سالها گوشیِ تاشوی ساده داشت و سالِ ۲۰۲۰ آیفون گرفت. برای بازیِ بریج هم سالهاست از کامپیوتر استفاده میکند. |
| هیچوقت با هواپیمای شخصی سفر نمیکند | نادرست | برکشایر هواپیمای شرکتی دارد و او از آن استفاده کرده است. |
| دیدارِ اولش با بیل گیتس قرار بود کوتاه باشد ولی ساعتها طول کشید | درست | این دیدار سالِ ۱۹۹۱ بود و دوستیِ طولانیِ آن دو از همانجا شروع شد. |
| «دومین مرد ثروتمند جهان» است | کهنه | این عنوان مالِ سالها پیش است. رتبهاش در فهرستِ ثروتمندان مدام عوض میشود و با بخششِ سالانهاش پایینتر هم آمده است. |
چند جمله هم هست که به اسمِ بافت خیلی پخش میشود، ولی در نامهها و مصاحبههای ثبتشدهاش منبعِ روشنی برایش پیدا نمیشود. مثلاً «هرگز به یک منبعِ درآمد وابسته نباشید» یا «صداقت هدیهٔ گرانی است؛ از آدمهای ارزان انتظارش را نداشته باشید». ممکن است حرفهای خوبی باشند، ولی بهتر است به اسمِ او نقلشان نکنیم.
پس قاعدهٔ ساده این است: جملهای که سالِ نامه یا جای مصاحبهاش معلوم نیست، احتمالاً منسوب است. اصلِ حرفهایش در نامههای سالانه است و آنها بهترین منبعاند.
جملات وارن بافت در بورس ایران: چه کار کنیم؟
حرفهای بافت در آمریکا گفته شده، با بازاری عمیق، پولی نسبتاً باثبات و قانونهایی که کمتر عوض میشوند. بورسِ ما دامنهٔ نوسان، صف، تورمِ بالا و دخالتِ زیادِ دولت دارد. جدولِ زیر نشان میدهد هر توصیه اینجا چه شکلی پیدا میکند.
| توصیهٔ بافت | در بورسِ ایران یعنی | مراقب باشید |
|---|---|---|
| پول از دست نده | پیش از خرید، بدترین حالت را حساب کنید؛ اندازهٔ هر خرید را کوچک نگه دارید. | قفلشدن در صفِ فروش؛ پولی که شاید چند روز نتوانید بیرون بکشید. |
| ارزانتر از ارزش بخر | P/E، سودِ تقسیمی و ارزشِ داراییها را با همصنعتیها مقایسه کنید. | سودی که به نرخِ دلار یا قیمتِ دستوری وابسته است و ممکن است یکشبه عوض شود. |
| صبور باش | با پولی وارد شوید که تا چند سال لازمش ندارید؛ پولِ اجاره یا جهیزیه نه. | صبر جای بازبینی را نمیگیرد؛ اگر دلیلِ خرید از بین رفت، دوباره فکر کنید. |
| وقتی همه میترسند، بخر | روزهای صفِ فروشِ سنگین، فهرستِ شرکتهای سالم را مرور کنید. | «ریخته» با «ارزان» یکی نیست؛ پلهپله بخرید، نه یکجا. |
| قرض نگیر | اعتبارِ کارگزاری و صندوقِ اهرمی را با احتیاطِ زیاد یا اصلاً به کار نبرید. | صفِ فروش و کالِ مارجین با هم، بدترین ترکیب است. |
| صندوق شاخصی بخر | اگر وقتِ تحلیل ندارید، بخشی از پول را به صندوقهای سهامیِ خوشسابقه یا ETF بسپارید. | کارمزد و بازدهیِ چندساله را مقایسه کنید، نه فقط بازدهیِ ماهِ پیش. |
| نقد نگه داشتن برای فرصت | کمی پولِ آماده برای روزهای ارزانی خوب است. | در تورمِ بالا، پولِ نقدِ زیاد هر ماه آب میرود؛ آن را در جای کمریسک نگه دارید. |
آخرین ردیف را دستکم نگیرید. خودِ بافت هم گفته پولِ نقد در بلندمدت سرمایهگذاریِ خوبی نیست. در ایران این حرف ده برابر درستتر است، چون تورم مثلِ آبی است که در لیوانِ شیر میریزند: لیوان پر به نظر میرسد، ولی هر ماه کمرنگتر میشود.

چکلیستِ «به سبکِ بافت» پیش از خریدِ هر سهم
پیش از اینکه دکمهٔ خرید را بزنید، این هفت پرسش را از خودتان بپرسید. اگر به یکیشان جوابِ روشن ندارید، صبر کنید.
- این شرکت چه میفروشد و پولش از کجا میآید؟ میتوانم در دو جمله برای یک بچهٔ دوازدهساله توضیحش بدهم؟
- آیا این صنعت در دایرهٔ صلاحیتِ من است؟
- سودِ شرکت در چند سالِ گذشته پایدار بوده یا بالا و پایینِ شدید داشته؟
- مدیرانش با پولِ سهامداران درست رفتار کردهاند؟
- ارزشی که حساب کردهام چقدر از قیمتِ امروز بالاتر است؟ حاشیهٔ ایمنی دارم؟
- اگر بازار فردا تعطیل شود و تا پنج سال باز نشود، باز هم از داشتنِ این سهم راضیام؟
- اگر قیمت نصف شود، زندگیام به هم میریزد؟ پولِ قرضی وسط است؟
پرسشِ ششم را از خودِ بافت گرفتهام. او میگوید طوری سهم بخرید که انگار بازار فردا تا پنج سال بسته میشود. این پرسش خیلی چیزها را روشن میکند. اگر برای تحلیلِ این پرسشها راهنمای قدمبهقدم میخواهید، در دورههای آموزشی سایت سراغِ تحلیل بنیادی بروید.
سوالات متداول
مهمترین توصیههای وارن بافت چیست؟
پول از دست ندهید، فقط چیزی را بخرید که میفهمید، ارزانتر از ارزشش بخرید و حاشیهٔ ایمنی داشته باشید، صبور باشید، وقتی همه میترسند آرام بمانید، از قرض برای سرمایهگذاری دوری کنید و اگر وقتِ تحلیل ندارید، صندوقِ شاخصیِ کمهزینه بخرید.
قانون شماره یک وارن بافت چیست؟
قانونِ یک این است که هرگز پول از دست ندهید و قانونِ دو اینکه قانونِ یک را فراموش نکنید. یعنی پیش از فکر کردن به سود، به خطر فکر کنید؛ چون جبرانِ ضررِ بزرگ سخت است و ۵۰٪ ضرر، ۱۰۰٪ سود لازم دارد تا جبران شود.
وارن بافت کیست؟
وارن بافت سرمایهگذارِ آمریکایی متولدِ ۱۹۳۰ است که شرکتِ برکشایر هاتاوی را به یکی از بزرگترین شرکتهای جهان تبدیل کرد. او از ابتدای ۲۰۲۶ مدیرعاملی را به گرگ ایبل سپرد و رئیسِ هیئتمدیره ماند. او را موفقترین سرمایهگذارِ ارزشیِ تاریخ میدانند.
توصیههای بافت در بورس ایران کاربرد دارد؟
اصلِ آنها بله: خطر را اول ببینید، ارزانتر از ارزش بخرید، صبور باشید و قرض نگیرید. ولی باید با شرایطِ ایران تطبیقشان داد؛ تورمِ بالا، صفِ خرید و فروش، قیمتگذاریِ دستوری و تصمیمهای ناگهانیِ دولت باعث میشود نگهداریِ بلندمدت بازبینیِ منظم بخواهد.
بافت دربارهٔ طلا و رمزارز چه میگوید؟
بافت طلا را داراییای میداند که چیزی تولید نمیکند، نه سود میدهد نه اجاره، و برای همین هیچوقت طرفدارش نبوده. دربارهٔ بیتکوین تندتر است و آن را مرگموش به توانِ دو نامیده. در ایران اما طلا برای حفظِ ارزش در برابرِ تورم نقشِ مهمی دارد.
معروفترین جملهٔ وارن بافت دربارهٔ ترس و طمع چیست؟
جملهٔ معروفش این است که وقتی دیگران طمعکارند بترسید و وقتی دیگران میترسند طمعکار باشید. یعنی بهترین فرصتهای خرید معمولاً در روزهای وحشتِ بازار پیدا میشود، به شرطی که شرکت سالم باشد و قیمت بیدلیل پایین آمده باشد.
دایره صلاحیت در حرفهای وارن بافت یعنی چه؟
دایرهٔ صلاحیت یعنی محدودهٔ صنعتها و کسبوکارهایی که واقعاً آنها را میفهمید. بافت میگوید بزرگیِ این دایره مهم نیست، مهم این است که مرزش را بشناسید و بیرون از آن سرمایهگذاری نکنید. با یادگرفتن، این دایره بزرگتر میشود.
آیا همهٔ جملههایی که به اسمِ وارن بافت پخش میشود واقعی است؟
نه. خیلی از جملههای انگیزشی که به اسمِ او پخش میشود، در نامهها و مصاحبههای ثبتشدهاش منبعی ندارد. متنِ معروفِ مصاحبه با CNBC هم چند ادعای نادرست دارد، مثلاً اینکه هیچوقت موبایل نداشته. بهترین منبعِ حرفهایش نامههای سالانه است.
جمعبندی
جملات وارن بافت جادو نیستند؛ عقلِ سلیمی هستند که بیش از ۶۰ سال با پولِ واقعی آزموده شدهاند. خلاصهشان این است: خطر را اول ببینید، چیزی را بخرید که میفهمید، ارزانتر از ارزش بخرید، صبور باشید و نگذارید ترس و طمعِ دیگران برایتان تصمیم بگیرد.
ولی ما در ایران سرمایهگذاری میکنیم، نه در اوماها. پس این حرفها را با تورم، صف و تصمیمهای ناگهانیِ بازارِ خودمان تطبیق دهید. پس دفعهٔ بعد که خواستید سهمی بخرید، اول آن هفت پرسشِ چکلیست را از خودتان بپرسید. اگر به همهشان جوابِ روشن داشتید، آنوقت تصمیمِ نهایی با خودتان است.

سلام استاد خسته نباشید…
فایل های صوتی ۱۵،۱۶،۱۷ رو هم ارایه دادید انگار بخش هفده مربوط به حد ضرر هست درسته استاد؟
سلام وقت بخیر،
بله همینطور است